معلم نمونه و ایده ال از دیدگاه قران

ويژگي هاي استاد ومعلم ايده آل و نمونه از ديدگاه قرآن كريم و احاديث
۱٫ مقام استاد و معلم نمونه از ديدگاه قرآن كريم :
استاد از لسان وسايط فيض الهي ، در ملكوت عظيم آسمانها ، عظيم خوانده مي شود و او را به عظيم ندا مي كنند .

استاد از نظر قرآن كريم شأن و منزلت والايي دارد و بايد شأن و منزلت خود را بشناسد كه خود را ارزان نفروشد و اگر خود را شناخت احساس مسئوليت مي كند . براي اينكه هر چه منزلت بالاتر برود مسئوليت سنگين تر مي شود .

از نظر قرآن يا پروردگار عالم كار استاد ، كار خداست ، نقش او در جامعه ، نقش انبياء است . قرآن كريم در اين باره چنين اظهار نظر مي نمايد :
‹‹ بسم الله الرحمن الرحيم
اقرأ باسم ربك الذي خلق . خلق الانسان من علق . اِقرأ و ربك الاكرم . الذي علم بالقلم . علم الانسان مالم يعلم . . . . ›› ۱
مراد ما در اين آيات بيشتر آيات سه ‍‍‍، چ

هار ، پنج است . خداوند مي فرمايد :‌
‹‹ بخوان قرآن را و ( بدان كه ) پروردگار تو كه بهترين ، كريمان عالمست (۳) آن
خدايي كه بشر را علم نوشتن به قلم آموخت (۴) و به آدم آنچه را كه نمي دانست بالهام خود تعليم داد (۵) ›› ۲
اين آياتي است كه طبق قول مشهور در همان وهلة اول بر پيامبر اكرم نازل شد و در اين آيات پروردگار عالم خود را يك معلم قلمداد مي كند .

در جايي ديگر قرآن كريم هدف از بعثت رسول اكرم (ص) را و فرستادن همة كتاب هاي آسماني را ، آموزش و پرورش مي داند . قرآن در اين باره چنين اظهار نظر مي نمايد :
‹‹ هو الذي بعث في الامين رسولا منهم يتلو عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه ›› ۳ .
آسماني را آموزش و پرورش مي داند . قرآن در اين باره چنين اظهار نظر مي نمايد :
با توجه به اين آيه و آيات ديگر ۲ ، كار يك معلم آموزش و پرورش است كه هر رديف با كار پيامبران بر شمرده شده است .

مطلبي ديگر كه از اين آيات مي توان فهميد اين است كه شايد هدف بعثت يكي تهذيب نفوس ( تربيت ) و ديگري بالا بردن سطح معلومات انسان ( آموزش ) است و اينها همه حاكي از نقش والاي معلم و استاد است و كسي نبايد آن را سبك بشمارد .
در جايي ديگر قرآن كريم درجه و مقامي به استاد و معلم مي دهد كه اگر شبانه روز هم به آن افتخار كند باز هم كم است ‍، قرآن كريم در اين باره مي فرمايد :

‹‹ . . . وَمن احياها فكانما احيا الناس جميعا ›› ۳
‹‹ . . . كسي كه ديگري را احياء كند ، گويي همه مردم را احياء كرده است ›› .
تفسيري كه از اين آيه شده است در مجمع البيان به نقل از مجاهد و زجاج و مختار بن انباري و مروي از امام باقر (ع) بيان شده است : ‹‹ اما كسي كه انساني را از غرق يا سوختن يا آوار يا هر عامل كشنده اي نجات دهد يا او را از سرگشتگي حفظ كند ، مثل اين است كه همة انسانها را زنده كرده است و خداوند اجر احياء كنندة همة انسانها را به او مي دهد ، زيرا وي به خاطر اينك

برادر مؤمنشان را حفظ كرده ، گويا همة آنها را حفظ كرده است . امام در دنباله بيان خودش فرمود :‌
از آن بهتر اين است كه انساني را از گمراهي حفظ و او را به راه راست هدايت كند ۴ ›› قرآن كريم در آيه ديگر دربارة مقام استادان چنين مي فرمايد :
‹‹ يرفعُ‌ اللهُ الذين آمنوا منكمٌ و الذين اوٌتٌو العلمَ‌ درجاتِ ››‌ ۵
خدا به آنان كه در جمع شما جامعة بشري ، به حق ايمان آوردند . نيز به آنانكه از علم و دانش بهره مند هستند ، رفعت مقام اعطا مي كند { تا در ظل چنين مقام رفيعي از ساير مردم ، ممتاز باشند } . ابن عباس گويد :‌ خداوند بلند نموده كساني

 

را كه با ايشان علم داده از مؤمنين بر كساني كه علم نداده درجه ها و مرتبه هايي . ۱
به نقل از شهيد ثاني ( ره ) ، در قرآن كريم علما و دانشمندان با پنج امتياز برجسته از ساير گروه ها ممتازند . ۲
۱ . ايمان ، قرآن در اين باره مي فرمايد :
‹‹ و الراسخونَ فِي العلم يقولٌونَ آمَنا ›› ۳
آنانكه گام هاي راسخ و نافذي را در پهنة علم برداشتند و به درون فضا و محيط علمي راه يافتند مي گويند ما سرا پاي قرآن را باور مي داريم .

۲ . اعتقاد به توحيد و يگانگي خداوند ، قرآن دربارة اين مطلب مي فرمايد :
‹‹ شَهِدَ اللهُ اَنَهُ لا اِلهَ اِلا هُوَ و المَلئِِكَهُ و َ اُولٌوا العلم ››‌۴
خدا بر وحدا نيت و يگانگي خود گواهي مي دهد . و نيز فرشتگان و دانشمندان گواهند كه جز خداوند معبودي دگر نيست .
۳ . اندوه و تأثر و گريستن از بيم پروردگار :
‹‹ اِن الذين اوتو العلم مِن قَبلهِ اِذا يُتلي عَلَيهم . . . و يَخروُن للاذ قان و يبكون و يزيدهم خشوعا ››‌ ۵
‹‹ حتما مردمي كه پيش از آن ، از علم بهره مند گشتند ، آنگاه كه آيات خداوند بر آنان خوانده شود . سر طاعت بر حكم آن فرود آورند و گريستن را آ‌غاز كنند و خواندن قرآن بر خشوع و زاري و انعطاف آنها بيفزايد ›› .

۴ . خشوع و انعطاف دروني ، قرآن در اين باره نيز مي فرمايد :
‹‹ و يزيدٌهم خشوعا ››‌ ۱
‹‹ تلاوت قرآن و تابش خورشيد حقيقت كتاب آسماني بر مراتب خشوع و انعطاف آنان مي افزايد ›› ۲ .
۵ . ترس و بيم از خدا :‌ قرآن كريم در اين باره چنين مي فرمايد :
‹‹ اِنَما يخشيَ اللهَ مِن عِبادِهِ العلَماء ›› ۳
‹‹‌ در جمع بندگان الهي ،‌ فقط علما هستند كه ترس و بيم از خداوند و حس تقوي و پرهيز كاري در دل آنها راه دارد ›› .

البته اين پنج امتياز برجسته صرفا از آن دانشمندان و استادان و معلميني است كه داراي بصيرت معنوي و بينش الهي هستند .
قرآن كريم در اين باره اين چنين اظهار نظر مي نمايد :
‹‹ بَل هوَ آياتٌ بينَاتُ في صدور الذين اوتوا العلم ››‌۴

‹‹ بلكه قرآن ، نشانه هاي روشن و آشكاري است در سينه هاي مردمي كه علم و دانش به آنها ارزاني شده است ›› .
البته اين مطالب و تعابير قرآني كه ارزش و فضيلت علما و استادان و معلمان و علم را به ما مي نماياند . بخشي از فضايل و امتيازهايي است يا مقاماتي است كه در قرآن كريم به چشم مي خورد ، وگرنه آيات الهي در ارج و بزرگداشت مقام و اعتبار و ارزش علما و دانشمندان و استادان و معلمان فزون تر از آن است و ما به خاطر اختصار برخي از آنها را ذكر نموده ايم

 
۲ .مقام معلم در روايات اسلامي
در اين قسمت به چند روايت دربارة مقام استاد و معلم اشاره مي كنيم كه نظر پيشوايان ديني و ائمه اطهار (ع) را نيز در اين باره بيان نموده باشيم :

پيامبر اكرم (ص) در اين باره چنين مي فرمايند :
‹‹ فضيلت و برتري مقام عالم بر عابد ، همسان با فضليت و رجحان من ( پيغمبر ) بر پايين
ترين افراد مردم است . زيرا خداوند و فرشتگان و ساكنان آسمان و زمين حتي مورچگان در لانة خود و ماهيان دريا بر عالم و دانشمندي كه مردم را به خير و سعادت رهنمون است درود مي فرستند . ۱
ايشان در حديثي ديگر مي فرمايند :
‹‹ قليلُ العِلمِ خيرٌ مِن كثير العِبادَهِ ››‌ ۲
‹‹ عالم و دانشمند هر چند ماية علمي او اندك باشد بهتر و ثمر بخش تر از عابدي است كه هر چند عبادت و مراتب بندگي او زياد باشد ›› .
علي (ع) در اين باره اين چنين مي فرمايند :

‹‹ العالمُ اَفضَل مِنَ الصَائمِ القائم المجتهد ›› ۳
‹‹ عالم و دانشمند ، والاتر و برتر از كسي است كه روزها را به روزه مي گذراند و شبها را به عبادت پروردگار ، آن هم توأم با كوشش و رنج ، سپري مي سازد و همت خويش را صرفا به روزه داري و سحر خيزي به منظور عبادت و نيايش پروردگار صرف مي كند

›› .
امام حسين (ع) در اين باره مي فرمايند :
‹‹ ذلك بانَ مجاري الامور و الاحكام علي ايدي العلماء بالله ››‌ ۴
يعني . ‹‹ مجاري امور و احكام بدست دانشمندان و علماء ( اساتيد ) است كه به خدا اعتقاد داشته و مطيع او هستند ›› .
همچنين امام صادق (ع) در اين باره چنين مي فرمايند :

‹‹ من تعلم العلم و عمل به و علم لِله دعي في ملكوت السَماوات عظيما فقيل تَعلم لِله ›› ۵
‹‹ يعني كسي براي خدا دانش آموز و به آن عمل كند و به ديگران ياد دهد . در ملكوت آسمان ها عظيم خوانده مي شود و گويند كه اين كس براي خدا دانش آموخت و براي خدا به آن عمل كرد و براي خدا به ديگران ياد داد ›› .

اگر دقت كنيم گرچه در حديث شريف به طور مستقيم به لفظ معلم اشاره ننموده است ولي در حقيقت مضمون حديث اشاره به شغل شريف معلمي دارد .
بنابراين از آيات و روايات فوق استفاده مي نماييم كه مقام و شأن و منزلت يك استاد و معلم ، بسيار بالاست و اولين ويژگي ايده آل يك استاد و معلم همين است كه خودش پي به چنين مقام و اعتباري ببرد ، در اين صورت احساس مسئوليت مي كند و در ساختن جامعه و افراد جامعه تلاش و كوشش مي كند . يعني اگر استاد و معلمي قدر خود را دانست آنگاه قدر افراد جامعه و جامعه را هم مي داند .

۳ . ايمان استاد و معلم نمونه
دومين ويژگي يك استاد و معلم نمونه كه او را از ساير گروه ها ممتاز مي نمايد ايمان و باور و اعتقاد او به خداوند و مبدأ و معاد مي باشد . قرآن كريم در چند مورد ، اين امتياز ويژه را براي دانشمندان و اساتيد بر مي شمارد و در اين باره چنين اظهار نظر مي نمايد :

‹‹ و بشر الذين آمنوا و عملوا الصالحات اَن لهم جنات تجري من تحتها الانهار . . . ›› ۱
‹‹ و مژده ده اي پيغمبر كساني را كه ايمان آوردند و نيكوكاري پيشه كردند كه جايگاه آنها باغهايي است كه نهرها در آن جاريست . . . ››
در وصف علما چنين مي فرمايد : ‹‹ و الراسخونَ في العلمِ يقولُونَ آمَنا ››
‹‹ آنان كه گام هاي راسخ و نافذي را در پهنة علم برداشتند و به درون محيط و فضاي دانش راه يافتند مي گويند ما سراپاي قرآن كريم را باور مي داريم ›› .

‹‹ منظور از رسوخ به معناي ثبوت و استحكام است و اين تحسين و علم را در مقابل آنهايي قرار داده كه در دل انحراف و كژي دارند ›› ۲
قرآن كريم ، در جايي ديگر وقتي سخن از معرفت و علم و دانش و ايمان است ، خردمندان و علما : ‹‹ اساتيد و معلمين ›› و متدينين را با فرشتگان نام مي برد و اين چنين مي فرمايد :
‹‹ شَهدَ اللهُ اَنهُ لا اله الا هو و الملائكهُ و اولوا العلم ›› ۳

‹‹‌ خدا بر وحدانيت و يگانگي خود گواهي مي دهد و نيز فرشتگان و دانشمندان گواهند
كه جزء خداوند معبودي ديگر نيست ›› .
قرآن كريم ‹‹ ايمان ›› را به مثابة ‹‹ زيور ›› براي انسان تبيين نموده است و در اين باره چنين مي فرمايد :
‹‹ و لكنَ الله حَبَبَ اليكم الايمان و زينهُ في قلوبكم ›› ۱
‹‹ وليكن خدا مقام ايمان شما را محبوب شما گردانيد و در دلهاتان نيكو بياراست ›› .
يعني ، خداوند اعتقاد و به مبدأ و وحي و نبوت را محبوب انسان قرار داد و اين عقيده و ايمان را زيور جان آدمي قرار داد . پس زيور انسان نه آن انگشتر فلزي كه بر دست دارد و نه آن درجة فلزي است كه بر دوش اوست و نه آن پست و مقامي است كه او صاحب آن است ››‌ ۲

.
علامه شهيد بزرگوار مرتضي مطهري (ره) در مورد ايمان استاد بياني زيبا و مفيد دارد كه نقل آن در اين مقام بسي شايسته است و تمامي آن بدين شرح است :
‹‹ قرآن كريم در چند جا انسان را مدح مي كند و چنين مي فرمايد :
۱ . او خليفة خدا در زمين است :
‹‹ . . . اني جاعلٌ فِي الارض خليفه . . . ››‌ ۳
‹‹ . . . من در زمين خليفه خواهم گماشت . . . ››
۲ . ظرفيت علمي انسان بزرگتر از همة مخلوقات است .
قرآن در اين باره چنين مي فرمايد :

‹‹ و علَم ادم الاسماءُ كُلها . . . ››‌ ۴
‹‹ و خداي عالم همه اسماء را به آدم تعليم داد . . . ››
۳ . او امانت دار است . قرآن كريم در اين باره چنين مي فرمايد :‌
‹‹ همانا امانت خويش را بر آسمان و زمين و كوهها عرضه نموديم ، همه از پذيرش آن امتناع ورزيدند و از قبول آن ترسيدند . اما انسان بار امانت را به دوش كشيد و آن را پذيرفت . . . ›› ۱
۴ . انسان موجودي انتخاب شده و برگزيده است نه تصادفي ، قرآن كريم در اين باره چنين مي فرمايد :

‹‹ و اَنا اختَرتك فاستَمع لِما يُوحي ›› ۲
و من تو را به رسالت خود برگزيدم در اين صورت به سخن وحي گوش فرا ده .
۵ . وجدان اخلاقي دارد كه زشت و زيبا را درك مي كند :
‹‹ و نفس وَ ما سَويها فالهَمها مجورها و تَقويها ››‌ ۳

‹‹ و قسم به نفس ( ناطقة انسان ) و آنكه او را نيكو بيافريد و به او شر و خير او را الهام كرد ›› .
۶ . نعمت هاي زمين براي انسان آفريده شده است . قرآن در اين باره چنين مي فرمايد :‌
‹‹ هو الذي خلق لكم ما في الارض جميعا . . . ›› ۴
‹‹ او خدايي است كه همة موجودات زمين را براي شما خلق كرد . . . ››

قرآن كريم همانطور كه از نظرتان گذشت انسان را اين گونه مدح و ستايش مي نمايد و از طرفي ديگر او را اينگونه نكوهش مي كند و مي فرمايد :
۱ . او بسيار ستمگر و بسيار نادان است :

‹‹ . . . انَه كان ظلوما جَهولا ›› ۵
‹‹ . . . همانا او ( انسان ) ستمگر و نادان بود ››
۲ . او نسبت به پروردگارش بسيار ناسپاس است . قرآن كريم در اين باره چنين مي فرمايد :
‹‹ . . . انَ الانسانَ لكفورَ ››‌ ۶
انسان بسيار ناسپاس و كافر كيش است .
۳ . آنگاه كه خود را بي نياز مي بيند طغيان مي كند :
‹‹ كلا اِنَ‌ الانسان ليطغي اَن رَاه استغني ›› ۱

‹‹ نه چنين است انسان از كفر و طغيان باز نمي ايستد و سركش و مغرور مي شود ، چون كه بغناء و دارائي مي رسد ›› .
۴ . ‹‹ و كان الانسانٌ عَجُولا ›› ۲
‹‹ او عجول و شتابگر است ›› .
۵ . ‹‹ و كان الانسانُ اكثر شئي جَدَلا ››
‹‹ او مجادله گرترين مخلوق است ›› ۳
۶ . ‹‹ و كان الانسانُ قتُورا ››
‹‹ او تنگ چشم و ممسك است ›› ۴
۷ . ‹‹ اِن الانسانَ خُلِق هلوُعا ››
‹‹ او حريص آفريده شده است ›› ۵
حال نتيجه گيري از اين ، ‹‹ مدح و ذم ›› انسان توسط قرآن چيست ؟

آيا انسان نيمي از سرشتش زشت و نيمي از سرشتش زيباست ؟ !
چگونه است كه قرآن هم او را مدح نموده است و هم او را منتهي درجه مذمت نموده است ؟
حقيقت اين است كه اين مدح و ذم به اين جهت نيست كه انسان يك موجود دو سرشتي است ، نيمي ستودني و نيمي ديگر نكوهيدني ، نظر قرآن اين است كه انسان همة كمالات را بالقوه دارد و بايد آنها را به فعليت برساند و شرط اصلي وصول انسان به كمالاتي كه بالقوه دارد ‹‹ ايمان ›› است .

از ايمان ، تقوا و عمل صالح و كوشش در راه خدا بر مي خيزد و به وسيله ايمان و تقوا است كه علم از صورت يك ابزار ناروا در دست نفس اماره خارج مي شود و به صورت يك ابزار مفيد در مي آيد .
از طرفي آياتي داريم كه انسان فاقد ايمان و تقوا را مذموم شمرده است كه در اين مورد به ذكر دو نمونه اكتفا مي نمائيم :
۱ . بِسِم الله الرَحمن الرحيم

‹‹ و العصر . اِنَ الانسان َ لَفي خُسر . الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر ›› ۱ .
۱ . سوره مباركة والعصر
‹‹ سوگند به عصر ، همانا انسان در زيان است ، مگر آنهايي كه ايمان آورده و شايسته عمل كرده و يكديگر را به حق و صبر و مقاومت توصيه كرده اند ›› ۲
۲ . قرآن كريم در جايي ديگر مي فرمايد :

‹‹ و لقد ذَرَانا لجهَنَم كثيرا مِن الجن و الانس لَهُم قلوبُ لا يَفقَهُون ›› ۳
‹‹ و محققا بسياري از جن و انس را براي جهنم واگذارديم چه آنكه آنها را دل هايي است بي ادراك و معرفت . ( فاقد ايمان و باور و اعتقاد به خدا و معاد و نبوت ) .
پس اين مدح ها و ذم ها براي آن است كه خداوند خواسته ، ارزش ها و ضد ارزش ها را به ما بفهماند يعني ارزش ايمان و تقوا و در مقابل آن عدم تقوا را .

نتيجه اينكه انسان حقيقي كه خليفة خداست و مسجود ملائكه است و همه چيز براي اوست و داراي همة كمالات است ، انسان به علاوة ايمان و تقوا است .
نه انسان منهاي ايمان و تقوا ، زيرا انسان منهاي ايمان و تقوا ، ناقص است چنين انساني حريص و مجادله گر و بخيل و ممسك و زيانكار است ›› ۴
بنابراين معلم نمونه يعني ، معلمي كه داراي ايمان و تقوا و كمالات بالايي باشد زيرا اگر ايمان او به مبدأ و معاد قوي باشد به طور حتم در مسئوليت و شغل شريف او تأثير بسزايي دارد .
۴ . ايمان استاد و معلم در روايات

در اين قسمت مي پردازيم به چند روايت از ائمة معصومين عليهم السلام دربارة ايمان كه مكمل بحث ما در اين قسمت باشد .
پيامبر اكرم (ص) در اين زمينه مي فرمايند :‌
‹‹ خصلتان ليس فوقها من البر شيء ، الايمان بالله و النفع لعباد الله ۱ ››
‹‹ دو خصلت نيك است كه برتر از آنها نيست ، ايمان به خدا و نفع رساندن به بندگان خدا ››‌
قال شمعون يا رسول الله ، فاخبرني عن علامه الاسلام . فقال رسول الله : الايمان و العلم و العمل ›› ۲ .

شمعون گفت يا رسول الله به من خبر ده از علائم اسلام : پس رسول خدا (ص) فرمود : ايمان و علم و عمل .
و علي (ع) دربارة ايمان مي فرمايد : ‹‹ راه ايمان روشن ترين راه ها است . با درخشان ترين چرا غم هاست ، با ايمان به شايستگي ها مي توان راه برد ، بدين ترتيب ايمان ، آباد كنندة دانش است و دانش آباد ، عامل ترس از مرگ ››‌ ۳

علي (ع) دربارة ايمان در جايي ديگر چنين مي فرمايد :
‹‹ اِن امرنا صعب مستعصب ، لايحمله الا عبد مؤمن امتحن الله قلبه للايمان . . . ››
باري ، جريان ما دشوار و پيچيده است و به دوش كشيدن

 

ش را هيچ كس نتواند ، مگر آنكه بنده اي كه خداوند ايمان قلبش را آزموده باشد ›› ۴
از اين حديث شايد بتوان چنين استنباط كرد كه ايمان ، شرط تحمل رسالت هاست . يعني هر شخصي ايمانش بيشتر باشد بهتر مي تواند انجام وظيفه نمايد به عبارتي ديگر هر معلمي كه ايمانش قوي تر و بيشتر باشد به نوعي در كارش نيز موفق تر است .
همچنين شخصي از آن حضرت ، مفهوم ايمان را پرسيد و حضرتش در جواب فرمود :
ايمان ، تكيه بر چهار پايه دارد : صبر ، يقين ، عدل و جهاد

و صبر نيز بر چهار پايه استوار است : شوق ، هراس ، زهد و انتظار آنكه اشتياق بهشت يابد ، شهوت هايش به سردي گرايد و آنكه از آتش بهراسد از محرمات دوري كند ، آن كه در دنيا زهد ورزد ، مصيبت ها را ساده انگارد و آنكه مرگ را منتظر باشد ، در نيكي ها شتاب كند .
يقين نيز بر چهار پايه استوار است :
بينش هوشمندانه ، تأويل حكمت ، پندگيري از اعمال و سنت نسل هاي پيشين .
آنكه با بينش و هوشمندي ديده بگشايد ، حكمت را نمايان ببيند و آنكه حكمت نمايانش شود ، عبرت را شناسد و كسي كه به درستي عبرت را بشناسد ، بدان ماند كه پنداري با نسل هاي گذشته در تاريخ حضور داشته است .

و عدل نيز بر چهار پايه تكيه دارد :
فهمي ژرف ، دانش عميق ، حكمي برجسته و حكمتي ريشه دار .
آنكه مي فهمد ، به ژرفاي دانش راه مي يابد و هركه به آن ژرفا برسد ، از زلال سرچشمه هاي قانون بنوشد و هر كه چنين ژرف انديشي و بردباري و متانتي يا بد ، در جريان كارش به تفريط نگرايد و با حرمت و احترام در ميان مردم زيست كند .

و جهاد نيز بر چهار پايه استوار است :
امر به معروف ، نهي از منكر ، صداقت در هر جايگاهي و دشمني با فاسقان .
هر كسي كه به معروف امر كند ، مؤمنان را پشتوانه اي محكمي است و آنكه از منكر نهي كند ، منافقان را بيني بر خاك ماليده است و كسي كه در هر صحنه با صداقت حضور يابد بي ترديد تعهد خويش را انجام داده است .

و كسي كه با فاسقان دشمني ورزد و براي خدا خشم گيرد ، خدا نيز در حمايت او به خشم آيد و در روز قيامت خشنودش كند . ۱ در پايان اين مثال اينجانب از اين حديث پر بار چنين نتيجه گرفته ام ، با توجه به ايمان است كه انسان به كمالاتي مثل ، صبر ، يقين ، عدل جهاد ، شوق ، زهد ، بينش ، حكمت ، دانش ، فهم ، امر به معروف ، نهي از منكر ، صداقت و . . . دست مي يابد و اگر اساتيد و معلمين عزيز ما با توجه به اين حديث به چنين تكيه گاههائي يا به چنين كمالاتي دست يافته باشند در اين صورت مي توانند افراد جامعه را به چنين كمالاتي برسانند ، يعني اگر ايمان كه سرچشمه تمام اين كمالات مذكور است وجود داشت . يك استاد و معلم مسئوليت پذير و تلاش گر و حق گرا و حق گو و با نشاط و با تقوا و يك استاد و معلمي كه داراي ديد وسيع شناخت باشد ، خواهيم داشت پس اگر استاد و معلمي هر چه قدر عالم باشد ولي در مسائلي اعتقادي و باورش به خدا و معاد ، نبوت ، ضعيف باشد چنين شخصي قادر نخواهد بود كه جامعه را به پيش ببرد .
۵ . چه نوع ايماني مورد قبول مكتب اسلام است ؟

‹‹ در باب ايمان ، بايد به اين مطلب اشاره كنيم كه ايمان خود يك ركن و پايه براي انسانيت انسان است ، ولي از نظر قرآن كريم ، ايمان و شناختن خدا اگر جدا از هرگونه عملي باشد ، تقريبا نيمي از انسانيت انسان را تكميل كرده است . پس در واقع انسانيت انسان فقط به ايمان داشتن كامل نمي گردد ، بلكه با ايمان توأم با عمل آن هم عمل به صورت مطلق نه ، بلكه عمل صالح كامل مي گردد و در اين باره قرآن كريم نيز ايمان را از عمل صالح انفكاك ناپذير مي داند و چنين مي فرمايد :
‹‹‌ ان الانسان لفي خسر ، اِلا الذين آمنوا و عملوا الصالحات ››‌ ۱

‹‹ به درستي كه انسان در خسران و زيان و ضرر است مگر كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند ›› .
البته منظور از عمل صالح ، يعني عمل شايسته اي كه متناسب با شرايط و موقع و موضع خود باشد ، يعني به هر شخص كاري واجب است كه در آن تخصص و توانايي دارد ›› ۲
در مورد اينكه چه نوع ايماني مورد پذيرش است حضرت امام صادق عليه السلام چنين مي فرمايند :
‹‹ لا تنظُروٌا اِلي طولِ ركوع الرَجل و سُجُوده فانَ ذلك شيءُ اعتاده فلو تركه استَوحَشَ لِذلك ولكن انظروا اِلي صدق حديِثهِ وَ اداء اَمانته ›‌› ۳ .
‹‹ يعني براي تشخيص ايمان يك فرد تنها به ركوع و سجود طولاني او نگاه كنيد و به صرف آن حكم ننماييد ، زيرا آن اطالة ركوع و سجود ، چيزي است كه وي به آن عادت كرده و براي او يك امر عادي شده است و نه عبادي ، بطوري كه اگر مورد اعتبار خود را ترك كند ، وحشت و نگراني پيدا مي كند . براي تحقيق ايمان وي ، به راستگوييش در گفتار و به درستي عملش در كردار و در اداي امانت بنگريد كه اگر راستگو و امين بود مي توان در مورد اسلام راستين او نظر مثبت داد ،‌ وگرنه او مبتلا به اسلام سنتي است ، نه بهره مند از اسلام صحيح و ايمان كامل ›› .
۶ . صبر معلم ايده آل و نمونه
و مطلب بعد اينكه شايد بتوان دو چيز ديگر را نيز متمم و مكمل ايمان و عمل صالح بر شمرد ، و آن دو يكي سفارش به حق و حق گوئي و دوم سفارش يكديگر به صبر و پايداري در مشكلات ، قرآن كريم در اين باره چنين مي فرمايد :
‹‹ . . . و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر ›› ۱

‹‹ و كساني كه سفارش به حق و سفارش به صبر كردند ›› .
يعني قرآن كريم در ادامه آيات سورة والعصر پس از ايمان و عمل صالح اين دو مورد را اشاره مي نمايد و شايد از اين آيه بتوان چنين استفاده نمود كه انسان يك موجود اجتماعي است و اگر در اجتماع شرايط كاملا بر خلاف جامعة انساني باشد ، در اين صورت انسان به تنهايي با ايمان و عمل صالح نمي تواند خود را در حد يك شخص متعالي برساند ، سپس لازمه اش اين است كه ديگران را نيز با خود در جهت عمل صالح همراه سازد .
در جائي ديگر قرآن كريم دربارة سفارش به صبر چنين مي فرمايد :
‹‹ يا ايها الذين آمنوا اصِبروا ››‌۲
‹‹ اي اهل ايمان صابر و خوددار و صاحب مقاومت باشيد ›› .
و همچنين در اين باره مي فرمايد :

‹‹ و جَعَلنا مِنهم ائمه يهدون باَمرنا لَما صَبَروا ›› ۳
‹‹ در ميان اين قوم رهبراني قرار داديم كه آنها مردم را به فرمان ما هدايت مي كردند ، آنها به دليل پيش گرفتن در صبر اين لياقت را دريافتند ›› .
حضرت علي (ع) نيز در تفسير اين مطلب چنين مي فرمايند :
‹‹ الصبر من الايمان كمنزله الرأس من الجسد ، فَمَن لا صبر لَه ، لا ايمان لَه ›› ۱
‹‹ نسبت صبر با ايمان چون سر است به پيكر ، هر كس كه صبر ندارد ، ايمان ندارد ›› .

ايشان در احاديث ديگر چنين مي فرمايد :
‹‹ افضل العباد الصَبر ›› ۲
‹‹ برترين عبادت صبر است ›› .
‹‹ . . . و لا ايمان كالحياء و الصبر . . . ››‌ ۳
‹‹ هيچ ارزش ايماني همانند شرم و صبر نيست ›› .
در اينجا از مجموع آيات و روايات فوق مي توان اين نتيجه را گرفت كه صبر نيز به عنوان يك ويژگي استاد و معلم ايده آل و مورد پذيرش اسلام و يا هر شخص مؤمني است .

۷ . لزوم رعايت تعهد براي استاد و معلم نمونه
قرآن كريم در مورد رعايت تعهد و ميثاق در چند جا تذكر مي دهد كه ما در چند مورد از آنها اشاره خواهيم نمود .
‹‹ يا ايها الذين آمنوا اُوفُوا بالعُقُود ›› ۴
‹‹ اي كساني كه به خداوند ايمان آورده ايد ، به عقد و عهد خود وفا كنيد . . . ››
‹‹ ابن عباس مي گويد : مقصود از عقود ، عقدهايي است كه خداوند بر بندگان واجب كرده است كه به آنها وفا كنند اعم از واجبات و محرمات ، فرائض و حدود ›› .
‹‹ و الموفون بعهد هم اِذا عاهَدوا . . . ›› ۵

‹‹ نيكان كساني هستند كه به عهد خود وفا مي كنند و رعايت تعهدها را همانند عبادت خداوند ، گرامي مي دارند ›› .
البته در اين جهت فرقي بين عهد با خدا و عهد با بندگان وي نيست ، يعني هر مسئولي و هر استادي كه متعهد به انجام تعليم و تربيت و خدمات صادقانه است ، در قيامت مسئول خواهد بود . زيرا خداوند در اين باره چنين مي فرمايد :
‹‹ و اوفُوا بعهدِ الله اِذ عاهَدتم و لا تنقضوا الايمانَ بَعد توكيدها و قد جعلتم الله عليكم كفيلا اِنَ الله يعلم ما تفعلونَ ›› ۱
‹‹‌ و چون عهدي بستيد بدان عهد وفا كنيد و هرگز سوگند و پيمان را كه مؤكد و استوار كرديد مشكنيد ، چرا كه خدا را بر خود ناظر و گواه گرفته ايد و خدا به هر چه مي كنيد آگاهست ›› .
در جايي ديگر مي فرمايد :
‹‹ فَاتموا اليهم عهدهُم الي مدَتِهم ›› ۲
‹‹ با مشركين هم كه پيمان بستيد تا پايان مدت عهد خودتان را محترم بشمريد ››‌ .
قرآن كريم ، در جايي ديگر براي اينكه اهميت رعايت تعهد را به ما بفهماند چنين مي فرمايد :
‹‹ اِنَ شر الدوابَ عندِ الله الذين كفروا فهُم لا يِوُمنون ، الذين عاهَدتَ مِنهُم ثمَ يَنقُضونَ عَهدَهم . . . ››‌ ۳
يعني بدترين بندگان نزد خداوند كساني هستند كافر شدند و ايمان هم نخواهند آورد ، اينها چنانكه چند بار با تو پيمان بستند ، آنگاه عهد تو را در هر مرتبه شكستند ›› .
اكنون به بيان مولاي شيعيان در مورد وفاي به عهد مي پردازيم حضرت در اين باره چنين مي فرمايد :
‹‹ و ان عَقدَتَ بينك و بين عدو لك عقده اَو اَلبستَه منك ذمَهَ فحط عهدك با اوفاء وَ ارعَ ذمتك بالامانه و اجعل نفسك جنه دونَ ما اعطيتَ ››