معماري در آينده

مفهوم توسعه پايدار
مفهوم « توسعه پايدار » به معني ارايه به راه حل هاي درمقابل الگوهاي سنتي كالبدي يا اجتماعي و اقتصادي توسعه مي باشد كه بتواند از بروز مسايلي همچون نابودي منابع طبيعي ، تخريب اكوسيستم ها ، آلودگي ، افزايش بي رويه جمعيت ، رواج بي عدالتي وپائين آمدن كيفيت زندگي انسان ها جلوگيري كند .

فصل Sustain از سال ۱۲۹۰ ميلادي درزبان انگليسي به كار گرفته شده واز ريشه لاتين Tenere , sob به معني « نگهداشتن» ويا « نگهداري كردن » است . لغت نامه آكسفورد مسابقه صفت sostenable را به حدود ۱۴۰۰ مي رساند و آنرا به اشكال مختلف معني مي كند . اما تنها دراين چند دهه اخير اين واژه با معناي كنوني آن يعني « آنچه كه ميتواند درآينده تداوم يابد » يا « پايداري » كاربرد پيدا كرده است . ودرفارسي به « پايا » ، « دائم » ، « با ثبات » ، « باقي » ، « استوار » ، « با دوام » ، « جاويدان » و ….. ترجمه شده است . پايداري به معناي با دوام ، ماندني واز همه متداول تر كلمه پايدارو پايداري است .
مفهوم پايداري در دهه ۱۹۷۰ رامي توان نتيجه رشد منطقي اگاهي تازه اي نسبت به مسايل جهاني محيط زيست و توسعه دانست كه به نوبه خود تحت تاثير عواملي چون نهضت هاي زيست محيطي دهه ۶۰ ، انتشار كتاب هايي نظير محدوديت هاي رشد و اولين كنفرانس سازمان ملل در مورد محيط زيست وتوسعه كه درسال ۱۹۷۲ در استكهام برگزار شده بود .

تعريف توسعه پايدار
متاسفانه تاكنون تعريف جامعي از توسعه پايدار ارايه نشده است تعريفي كه بيش ازهمه مورد استفاده قرارگرفته است تعريف كميسيون براندتلند است : آن نوع توسعه اي كه بتواند نيازهاي كنوني را بدون از دست دادن توانايي هاي نسل هاي آينده درتامين نيازهايشان تامين كند « ليكن اين تعريف ازسه جهت مورد انتقاد قرار گرفته است . يكي از جهت « انسان محوري » بودن آن و ديگري به خاطر مشكل تعريف كردن نيازها وبالاخره ارايه راه حل هاي عملي واجرايي جهت تحقيق آن .
تعريف ديگري كه توسط اتحاديه حفاظت محيط زيست درسال ۱۹۹۱ ارايه شده است : « بهبو

د كيفيت زندگي انسان در چارچوب ظرفيت برد اكوسيستم هاي حامي » را مورد تاكيد قرار داده است . شايد بتوان به تعريفي نسبتا ساده و فرايندگرا اكتفا كرد :
« توسعه پايدار آن نوع توسعه اي است كه سلامت انسان ونظام هاي اكولوژيكي را در بلند مدت بهبود بخشد » .

اهداف توسعه پايدار :
هدف اصلي توسعه پايدار ، تامين نيازهاي اساسي ، بهبود وارتقاي سطح زندگي براي همه ، حفظ واراده بهتر اكوسيستم ها و آينده اي امن تر وسعادتمند تر ذكر شده است .
توسعه پايدار فرايندي است كه در ان سياست هاي اقتصادي ، مالي ، تجاري ، انرژي ، كشاورزي ، صنعت وساير سياست ها به نحوي طراحي مي شوند كه منجر به توسعه اي شوند كه از لحاظ اقتصادي ، اجتماعي ، اكولوژيكي پايدار باشد ومفهوم ان انجام سرمايه گذاري به قدر كافي درزمينه آموزش ، بهداشت ، جمعيت وانرژي است به طوري كه بدهي اجتماعي براي نسل هاي آينده به وجود نيايد .
ودرنهايت ميتوان گفت كه توسعه پايدار يك مفهوم جامع دارد و به تمام جنبه هاي زندگي انسان مربوط مي شود واجراي مدل هاي توسعه پايدار نياز به تغييرات اساسي درسياست هاي ملي وبين المللي دارد .
توسعه پايدار ومعماري :
در اين جهان ،معماران نيز همسو باساير دانشمندان درپي يافتن راهكارهاي جديد براي تامين زندگي مطلوب انسان بوده اند . بديهي است كه زندگي ، كار ، تفريح ، استراحت ، و…. همه وهمه فعاليت هايي مي باشند كه در فضاهاي طراحي شده توسط معماران صورت پذيرفته واز آنجا كه نقاط ضعف وقوت يك ساختمان ، بر زيست بوم جهان تاثير مستقيم خواهد داشت . وظيفه اي بس

حساس در اين خصوص بر عهده معماران مي باشد . كاربرد مفاهيم پايداري در معماري مبحثي تازه را به نام « معماري پايدار » با « معماري اكولوژيكي » يا « معماري سبز » ويا « معماري زيست محيطي » با ز كرده است كه همگي اينها داراي مفهوم يكساني هستند وبر معماري سازگاربا محيط زيست دلالت دارند .
پيشينه معماري پايدار
در گذشته اعتقاد بر اين بود كه تمام جهان هستي ازتركيب چهارعنصر ، آب ، خاك ، آتش و هوا به وجود آمده است با وجود اينكه امروزه مشخص شده كه به وجود آمدن جهان روند بسيار پيچيده اي داشته ، ولي هنوز هم اين چهار عنصر راه حل هاي مناسبي را براي اين نگرش وارتباط متقابل ساختمان و محيط اطراف فراهم مي كند .
ريشه اصلي نهضت حفظ محيط زيست و معماري پايدار در قرن ۱۹ برمي گردد . جان راسكين ، ويليام موريس ، ريچارد لتابي از پيشگامان نهضت معماري پايدار محسوب مي شوند . راسكين در كتاب « هفت چراغ معماري » خودمي گويد كه براي دستيابي به رشد و پيشرفت مي توان نظم ها رمونيك موجود درطبيعت را الگو قرار داد . موريس بازگشت به فضاي سبز حومه شهر وخود كفايي و احياي صنايع محلي را توصيه مي كرد . لتابي دريكي از اعلاميه هاي بليغ خود از معماران خواسته كه قدر نظم و زيبايي طبيعت را بدانند .
همه اين پيشگامان از واژه « طبيعت » استفاده كرده اند و امروز تنها نعمتي كه مي تواند به خوبي جانشين اين واژه گردد . « معماري پايدار » است .
سال ها بعد معماران يگرمانند فرانك لويد رايت ، پيترآيزنمن ، …. عقايد اين پيشگامان را ادامه وگسترش دادند .
شكوفايي جنبش معماري پايدار با وجود جنبشهاي متر ياليستي نهضت مدرن ازبين نرفت ودراواخر قرن آميزه جالبي از طراحي ساختمان را كه به عنوان بوم شناسي فني ويا بوم شناسي سرد شناخته شد به وجود آورد . ساختمان هاي كه براساس معماري پايدار طراحي شده اند ، برخلاف ساختمان هاي ثابت وقديم ، انعطاف پذير وتا حدي سيال بودند ؛ به طوري كه طبق گفته ريچارد

راجزر ، ساختمان ها همانند پرندگان كه در زمستان پرهاي خود را پوش مي دهند ، خود را با شرايط جديد زيستي وفق داده براساس آن سوخت وسازشان را تنظيم مي كنند . بدين ترتيب اين شكل حساس طراحي رابطه موفقي بين دنياي طبيعت و دنياي انسان ها برقرار كرده به نظرات راسكين موريس ولتابي تجسم عيني بخشيده است .
اصول معماري پايدار
پايداري بي هيچ واسطه اي همان مسيري است كه معماري بايستي در آينده نزديك به آن دسترسي پيدا كند . اين نوع معماري بايد تداعي كننده احساس انسان ها نسبت به طبيعت باشد . دلايل زيادي مبتني بر اينكه ديدگاه بشر درجهت نحوه استفاده از منابع انرژي بايد تغيير كند وجود دارد به همين دليل اجراي ساختمان با تفكر ومباني معماري سبز بسيار حائز اهميت است . بايستي كمي سبك تر بر روي زمين زندگي كنيم . زيرا عمق خاك برداري وساير دخل وتصرف ه

ايي كه در بستر طبيعي زمين براي ساخت وساز انجام مي دهيم نه تنها بانيازمندي هاي ما دررابطه با فضاهاي يك ساختمان مرتبط است بلكه برارگانيسم كليه موجودات وگياهان محيط زيست نيز تاثير مي گذارد .
ما نمي توانيم بيش از اين نسبت به اثري كه بر اكوسيستم محيط مي گذاريم بي توجه باشيم . روشي كه زندگي مي كنيم وانتخابي كه براي رفع نيازهايمان داريم ، اثر چشمگيري بر كيفيت زندگي افرادي دارد كه در آينده دنباله رو ما خواهند بود . اكنون زماني رسيده است كه مسئوليت شيوه زندگي وبه تبع آن فرم معماريمان را بپذيريم .
اين كه چگونه خانه هايمان را طراحي و مصالح آنرا انتخاب كنيم ازمهمترين مسايلي است كه آينده خانه سازيهايمان را تحت تاثير قرار مي دهد . بحث مصرف واستفاده در تمام مراحل ساخت ساختمان مورد توجه است وبايستي توجه شود كه چه مقدار انرژي چه در حين ساخت بنا وچه پس از ساخته شدن بنابراي گرمايش ، سرمايش و … به صورت ماده ومصالح در ساختمان مصرف شده ومي شود . مصرف انرژي به دليل آلودگي توليد گاز وغيره اثر مستقيم بركيفيت محيط زيست دارد .
مصرف سوخت هاي فسيلي براي تامين انرژي ، از زيبايي طبيعت مي كاهد منابع را به سرعت كاهش مي دهد و اكوسيستم راازتقارن طبيعي خود خارج مي سازد . پس مصالح انتخاب شده براي حفظ انرژي در ساختمان بسيار مهم است .

معماري سبز در شش سال اخير موفقيت هايي قابل ملاحظه داشته است اين موفقيت ها شامل اشاعه تكنيك هاي ساختاري جديد و فروش مصالح متناسب با تفكر معماري سبز است . به طور كلي معماري سبز بر مبناي چهار اصل استوار است . ۱- از انرژي آب ،باد و ساير منابع طبيعي حفاظت كنيم . ۲- سلامت محيط زيستمان را تامين كنيم ۳- اقتصاد را دركشور رشد دهيم و ۴- كيفيت بالايي از زندگي براي شهروندان ارايه دهيم .
ما در اينجا تنها به علل و بررسي در خصوص معماري پايدار راهكارهاي زيادي نيز ارايه شده است . معماري پايدار از دو ديدگاه زير خواهيم پرداخت :
۱- ديدگاه كلي در ورزاناهارت كه خود نيز در ساختمان هاي سبز ساكن هستند .
۲- ديدگاه بارندا وردبرت وال
برخي بناها داراي ويژگيها وخصوصياتي هستند كه آنها را در زمره بناهاي پايدار قرار مي دهد تع

ريف واصولي كه از ديدگاه كلي ورزاناهارت بايد رعايت شود تا يك بنا به عنوان نمونه اي از يك معماري پايدا ر طبقه بندي شود عبارت است از :

۱- كوچك بينديشيد .
خانه هاي كوچك مي توانند زيبا و دنج وگرم باشند درحالي كه خانه هاي بزرگ مقدار بسيار زيادي انرژي وگرما را تلف مي كنند و به اجبار بايستي از سوخت هاي فسيلي براي گرم كردن آن استفاده شود ودر نهايت آلودگي ناشي ازمصرف سوخت هاي فسيلي كه به هوا وارد مي شود معضلات و تخريب هاي زيست محيطي رانيز به دنبال دارد همچنين خانه هاي بزرگ مصالح زيادي را مصرف مي كنند كه نتايج واثرات سوء خاص خود را بر محيط زيست دارند .
يك خانه بايد دراندازه وسايزي طراحي شود كه مورد نياز و مصرف ساكنين آن باشد اين خانه با طراحي بسيار دقيق وديدگاهي طبيعت گرايانه نيازهاي يك خانواده را متناسب با قرن ۲۱ بر آورده خواهد ساخت .
۲- گرمايش ساختمان با آفتاب
هيچ چيز براي سلامتي جسم و ذهن انسان موثرتر از استفاده از گرما ونور خورشيد نيست . در طراحي گرچه تعبيه وجانمايي مناسب بازشوها وسطح نورگير به نظر كمي مشكل مي رسد اما در عمل نتيجه طراحي صحيح آن بسيار رضايت بخش مي باشد يك طراحي خوب براي استفاده از نور در خانه ، به گونه اي است كه علاوه بر اين كه گرماي لازم رابراي فضاي داخلي تامين كند نور كافي را نيز وارد اتاق نمايد . تنها اين در صورت زماني كه خورشيد غروب مي كند گرماي جذب شده دراتاق باقي مي ماند وبه فضاي داخلي پس داده مي شود و آنرا گرم مي نمايد . دراين رابطه دقيقا مصالح خاصي مي تواند انرژي را جذب ودر خود حفظ نموده سپس در زمان مناسب آن را به فضا بر گرداند . آنچه دراين ذخيره سازي مهم است عايق بندي مناسب درساختمان است كه ميتوان ازسنگ هاي آتشفشاني فشرده براي اين منظور استفاده بهينه كرد سنگهاي آتش نشاني فشرده ( طبيعي ) گرما را در درون خود حفظ مي نمايند ودر واقع نوعي جاذب طبيعي محسوب مي شوند . براي اجراي اين عايق بندي مي توان آنرا از بيرون فضا شروع كرد يا فقط از داخل فضا انجام داد . خانه هاي سنگي كه گرماي زيادي از دست مي دهند . بنابراين طراحي استفاده از نور خورشيد براي اين گونه خانه هاالزامي است بنابراين ملاحظه مي شود كه استفاده صحيح ازمواد ومصالح در حفظ انرژي بسيار موثر است .
۳- راحتي و آسايش
همان طور كه گفته شد يك طراحي مناسب بر مبناي استفاده از انرژي طبيعي خورشيد هم نور ، هم گرما وهم آسايش رابراي ساكنين يك خانه تضمين مي نمايد از انرژي هاي طبيعي ديگري كه مي تواند در گرمايش و سرمايش فضا و باطبع آسايش انسان موثر باشد . استفاده از انرژي زمين است .
براي استفاده از اين نوع انرژي مي تواند به راحتي حدود شش فوق حفر كرده وارد عمق زمين شد در آن نقطه خواهيد ديد كه تغييرات حرارتي بيش از چند درجه نيست . اگرچه اين درجه حرارت حدود ( ۵۵-۵۰ فارنهايت ) ممكن است براي زندگي عادي سرد باشد ولي با اين روش مي توان

حرارت خوبي را درفضاي داخلي فراهم كرد . بنابراين براي استفاده از انرژي گرمايي زمين بايد زير آن كاملا خالي ازهوا باشد ، تا فضاي گرم زمين را جذب كند ،درخانه هاي سنتي اقليم سرد ايران نيز به همين دليل خانه ها درعمق زمين پي افكنده شده اند . نور من فالستر بخشي ازگرمايش گنبدرا يشتاك در آلمان را با استفاده از انرژي گرمايي زمين تامين كرده است .
۴- استفاده از انرژي هاي قابل باز يافت.
راه هاي بسياري ازقبيل استفاده ازانرژي هاي پاك مانند انرژي خورشيد، انرژي باد ، انرژي آب ، ….. براي توليد برق والكتريسته وصرفه جويي در مصرف انرژي هاي فسيلي وجود دارد .
اگر از انرژي پاك جهت توليد الكتريسته استفاده شود بايد دقت بيشتري در طرز استفاده از برق توليد شده به دليل محدود بودن آن اعمال كرد به عنوان مثال چنانچه نيروي برق ازمنابع طبيعي يا توربين ها فراهم شود بايستي هزينه ابزاري راهم كه به وسيله الكتريسته كار مي كنند محاسبه نمود .
ويا به عنوان مثال ماشين لباسشويي ازمقدار الكتريسته اي استفاده كند كه مقدار هزينه آ ن كمتر از مبلغ پودر لباسشويي وهزينه مصرف آب خواهد بود . لامپ هاي مهتابي ازجمله استانداردهايي هستند كه كمترين الكتريسته را مصرف مي كنند . در ساختمان ها بايستي ازوسايل حرارتي ونوري كه با وصل شدن به پريز ومصرف برق كار مي كند تا حد امكان اجتناب كرد .
در مصرف انرژي ها بايستي حداكثر صرفه جويي را اعمال نمود . تكنولوژي كنوني قادر است كه نور را با كليدهاي نزديك به درب باريموت كنترل هاي نوري وهمچنين صدا قابل كنترل كند . به عنوان مثال پيشنهاد مي شود كه در حمام نورتحت كنترل به درجات مختلف ودر نزديك وان در دسترس حمام گيرنده باشد ويا سيمي كه با ورود فرد ، چراغ وبا خروجش خاموش شود به كار گرفته شود .
نكته ديگركه بايد بدان توجه شود تاثير لامپ هاي مصرفي برمحيط زيست است كه بايد براي ارگانيسم گياهان و موجودات زنده در محيط بي ضرر باشد .

۵- ذخيره كردن آب
۶- استفاده از مصالح بومي
طبيعت مصالح فوق العاده اي دارد كه براي ساختن بنا مي توان از آن استفاده نمود . زيرا حمل ونقل اين مواد و مصالح آسان تر است وبه پرداخت هزينه كمتري نيز نياز دارد . استفاده از اين نوع مصالح حداقل ضررهاي اقتصادي و زيست محيطي را دارا است ونكته توجه اين است كه بعضي ازمنابع طبيعي مورد استفاده مانند درخت وني و ….. قابل ترميم ودوباره سازي مي باشند و برخي ديگر نيز به وفور قابل دسترسي هستندمانند سنگ وشن وماسه كه استفاده از آنها به دليل زيبايي طبيعي كه دارند از يكنواختي وتصنعي بودن بنا مي كاهد وبه نوعي معماري را با طبيعت نزديك وهمساز مي كند .

در واقع استفاده از منابع طبيعي اي كه با محيط اطراف كاملا درهماهنگي است آرامش را به فرد منتقل مي كند .
از مصالح بسيار جذاب ديگر سنگ هاي صخره اي است كه مي تواند هم درعناصر تزئيني فضاي فوق العاده اي رابا تداعي طبيعت وقدرت به انسان منتقل مي كند . وهمين طور در سنگ فرش بيرون خانه از آن استفاده شود ديوارهاي سنگي مي توانند مقدار زيادي از انرژي گرمايي را حفظ وذخيره كنند .
مي توان با تركيب روغن گياهي ومواد معدني پوشش نازكي به ديوارها داد تا رنگ هاي طبيعي از آن به چشم بخورد .
از ديگر مصالح بومي و فراوان شن و ماسه است ماسه وشن به صورت فشرده براي مصارفي در پي وسازه به كار برده مي شود .
خشت از مصالح بومي ديگر است . خشتي كه ۳۰-۲۰% گل رس وماسه دارد براي اجراي پروژه بسيار مناسب مي باشد .
استفاده از خشت در بسياري از قسمت هاي ساختمان كاربرد دروني وبيروني دارد خانه اي كه كف اتاق آن از خشت پوشانده شود وبا رنگ خاكي رنگ زده شودبسيار زيباتر خواهد بود . مي توان از خشت هاي خام و پخته براي كف پوش استفاده كرد كه هم استحكام و زيبايي دارد وهم موافق با طبيعت است كاه گل از مصالح بومي ديگر است . استفاده از كاه گل علاوه بر پوشش مي تواند انتخابي تزئيني باشد خصوصا كه با رنگ هاي طبيعي قرمز ، سياه وسفيد بسيار جذاب وزيبا خواهد بود . يكي ديگراز مصالح قابل بهره برداري مكرر ني است كه مي توان براي ديوارها از آن استفاده نمود كه هم سرعت ساخت ديوار تسريع مي شود و هم احساس خوبي به بيننده منتقل مي كند .
آخرين مصالح طبيعي چوب است كه به آن اشاره مي كنيم . چوب پر كاربرد ترين مصالح در ساختمان است چوب ، براي قسمت هايي كه طراحي تزئيني احتياج دارد ، سقف ، درب وپنجره ، كف وغيره مي تواند مورد استفاده قرار گيرد .
چوب به هرشكل چه پرداخت شده وچه به شكل طبيعي خود درساختمان زيبا و قابل استفاده خواهد بود .
۷- استفاده از مصالح طبيعي
شرايط تعويض هوا وتهويه ، درجه حرارت ، نفوذ صداهاي خارجي و فضاي كلي ، وغيره همه اين شرايط ارتباط ما را با خانه مان تحت تاثير قرار مي دهد بسياري ا ز اين فاكتورها ما را از نظر جسمي وبسياري از نظررواني تحت تاثير قرار مي دهد . بهتر است از بسياري از خطراتي كه در خانه مي تواند تهديد مان كند آگاه باشيم . كيفيت هوا در خانه از اهميت زيادي برخوردار است كه با در نظر گرفتن آلودگي هوا بايد هواي داخل خانه تميز و مطبوع و پاك باشد .
بنابراين براي داشتن بهترين منظره ، سالم ترين فضا وراحت ترين مكان ، خانه اي ، با مصالح طبيعي مانند چوب ، سنگ با مبو ، شيشه ،كاه گل ، خشت ،ماسه ، وقيرهاي طبيعي ، نظير كتان ، پشم وغيره كه مي توانند در قسمت هاي مختلف ساختمان مورد استفاده قرار گيرند پيشنهاد مي

گردد .
اين مصالح در كنار مسايل پر اهميت ديگر مانند هواي پاك ، عدم وجود آلودگي هاي صوتي و …… مي توانند برحس فرد در خانه تاثير بگذارند صداهاي مزاحم ، مي توانند باعث تهديد سلامتي شما شوند . يك خانه شخصي با رعايت حريم خصوصي مي تواند كمك بزرگي به آرامش رواني انسان نمايد .
نور و رنگ از شرايط مهم اثر گذار براحساس ما هستند . مي خواهيم در خانه مان حال وهواي مورد نيازمان را بسته به نوع حالت روحي مان باتغيير نور تجربه كنيم گاهي كم نوري را نياز داريم وگاهي به نور زياد احتياج داريم .
۸- حفظ جنگل هاي طبيعي
در طي سالها خانه سازي ، جنگل ها درختان زيادي را از دست داده اند . گرچه درخت قابل تجديد وكاشت مي باشد . اما اين چرخه نياز به زمان طولاني دارد . بنابراين رعايت كردن زمان بهره برداري از چوب جنگل ها واكوسيستم اين مناطق الزامي است .

۹- استفاده از مصالح قابل بازيافت .
استفاده ازمصالح ومواد به جاي مانده ازخانه هاي قديمي خوشايند ، اقتصادي ولذت بخش است اما درجامعه ما استفاده از اين مصالح كارايي چنداني ندارد .
ارزش مواد ومصالح ساختماني قابل تجديد به اين دليل است كه از خريد مجدد يك چيز مشابه اجتناب مي شود .
۱۰- با دوام بسازيد
از خصوصيات معماري پايدار دوام آن است اگر ساختماني بسازيم كه با دوام باشد در واقع با ساختن آن وقت وانرژي خود را هدر داده ايم .بنابراين بايستي براي بناهاي قديمي مان از لحاظ قدمت ودوام ،ارزش قايل بشويم ، حتي گاهي مشاهده مي شود مصالح ارزان در اين ساختمان ها به كار رفته ولي خود ساختمان همچنان پا برجا وبا دوام مانده است.
نكته ديگر توجه به مسايلي چون خانواده ، فرزندان ، فرهنگ ، اقتصاد ، …. است كه باعث تغيير دربنا مي گردد كه بايستي در طراحي بر مبناي تفكر پايدار بدان نيز توجه شود .
۱۱- غذايتان را توليد كنيد .
چيزي كه در زندگي در يك خانه سبز لذت بخش است انتخاب مكاني است كه قابل كشت باشد . بهتر است خانه هاي سبز داراي سبزي قابل كشت باشند تا در بخش جنوبي آنها درختان ميوه وصيفي جات و…… را با توجه به نورگيري مناسب پرورش داد . استفاده از گياهان ودرختان علاوه بر صرفه جويي اقتصادي به دليل افزايش رطوبت وتصفيه هوا به سلامتي جسمي ورواني هم كمك مي كند .

واما اصولي كه از ديدگاه براندا وروبرت وان بايد رعايت شود تا يك بنا به عنوان نمونه اي از يك معماري پايدار طبقه بندي شود عبارت است از :
۱- حفظ انرژي ، ما بايد طوري ساخته شود كه نياز ساختمان به سوخت هاي فسيلي را به حداقل برساند .
۲- هماهنگي با اقليم بنا بايد طوري طراحي شود كه با اقليم ومنابع انرژي موجود محل احداث هماهنگي داشته باشد .
۳- كاهش استفاده از منابع جديد مصالح : ساختمان ها بايستي به گونه اي طراحي شوند كه ميزان استفاده از منابع جديد را تا حد ممكن كاهش داده درپايان عمر مفيد خود براي ساختن بناهاي جديد خود به عنوان منبع جديد به كار روند .
۴- بر آوردن نيازهاي ساكنان
درمعماري پايدار بر آورده شدن نيازهاي روحي و جسمي ساكنان از اهميت خاصي برخوردار است .
۵- هماهنگي باساختگاه
بنا بايد ملايمت در زمين ساختگاه خود قرا رگيرد و با محيط اطراف سنخيت داشته باشد .
۶- كل گرايي
تمام اصول معماري پايدار بايد دريك پروسه كامل – كه منجر به ساخته شدن محيط زيست سالم مي شود تجسم يابد .

طراحي اكولوژيك در معماري يا طراحي سبز
طراحي اكولوژيك ياطراحي سبز چيست ؟
تعريف طراحي اكولوژيك زماني به كار ميآيد كه با ديد مثبت به آن نگاه كنيم وتلاش ما رسيدن به طراحي سبز باشد ونه فقط كنار آمدن با محدوديت هاي آن .

قبل از اين كار لازم است كه بدانيم آيا معماران وطراحان براي پاسخ دادن به اين پرسش آمادگي دارند ؟ جواب آنها به احتمال زياد منفي است .
تقريبا به جز طراحان منظر ، تمامي طراحان به گونه اي آموزش ديده اند كه هيچ پيش زمينه جدي اي در رابطه با اكولوژي و زيست شناسي محيطي ندارند بنابراين منطقي است كه براي ساخت محيط مصنوع تفكرات ماجهت يابي اساسي وسريعي به سمت طراحي اكولوژيك پيدا كند .
اصل پيوستگي ، معماري به عنوان اكولوژي كاربردي
براي طراحي حساس به اكولوژي بايدتغييراتي اساس درتفكر مان نسبت به ارتباط وجايگاه مان دردنياي طبيعي ايجادكنيم و ازقيد و بندهايي كه در علوم حاضر وديدگاه هاي سياسي ، اجتماعي و اقتصادي وجود دارد وتلويحا انسان را قدرت برتر وبي نياز از طبيعت مي داند رها شويم .
درطراحي اكولوژيك لازم است كه معمار به طبيعت به عنوان يك سيستم پويا بنگرد ومحيط مصنوع را وابسته به آن بداند اين ارتباط « پيوستگي » نام دارد . اساس طراحي اكولوژيك درك ارتباط بين اجزاي زنده وغير زنده طبيعت است ( شكل ۱)
درطراحي اكولوژيك بايد بتوان اين شاخص ها را ارزيابي كرد : اگر ما مي سازيم، كجا مي سازيم ، چه مي سازيم و چگونه مي سازيم ؟ در عمل ، طراحي اكولوژيك دخالت بشر در طبيعت محسوب مي شود .
يك ساختمان مجموعه اي از فعاليت هاي بشري تاثير گذار برطبيعت است بنابراين ابتدا لازم است مفاهيم اصلي اكولوژي وكاربردهاي آنرا بدانيم . چراكه يك طراح بايد بداند دخالت هاي اودر طبيعت ( چه در زمينه كشاورزي ، ساختمان سازي وياساخت جاده ها …..) تاچه اندازه باسيستم هاي

طبيعي همگام است .
بدين معني كه به طور مثال كمترين خرابي ها رادر اكوسيستم به وجود آورد ويااز منابع تجديد پذير با احتياط استفاده كند و سيستم هايي را طراحي كند كه همزيست وسازگار با فرايند هاي اكوسيستم باشد . اساسا چنين اهدافي در رويكردهاي اكولوژيكي موردنظر است .
توسعه پايدار
تخريب مداوم بيوسفر از طريق بهره برداري بيش ازحد واستفاده نادرست از منابع نه تنها توانايي آنرا درتوليد منابع اصلي كاهش داده است بلكه امكان تجديد آنها را نيز محدود نموده است . شرط اوليه پايا ماندن اكوسيستم حفظ يكپارچگي وتماميت آن است ، چرا كه دراين حالت مي تواند فشارهايي راكه ازسوي بشر به آن وارد شده جبران نمايد وازلحاظ زيستي پويا و مولد باقي بماند .
منابع غيرتجديد شونده هم بايد به نحو شايسته اي مصرف شوند كه براي نسل هاي آينده مفيد ودر دسترس باقي بمانند ، بنابراين از اين ديدگاه اساس طراحي اكولوژيك برعقب نشيني دراين نبرد نيست بلكه درجستجوي راه هايي است كه بتواند درحد امكان در طبيعت دستكاري كمتري كرده ازتخريب آن جلوگيري نمايد .
به بيان دقيق تر طراحي اكولوژيك را بايد مشاركتي سودمند و مولد با طبيعت دانست . به علاوه طراحي اكولوژيك بايدفعاليتي درجهت ترميم ، باز سازي و تجديد سيستمهاي طبيعي باشد. به نظر من درمعماري سبز ، همچون معماري ماندگار ، طراحي با طبيعت به شيوه اي مسئولانه ومشاركتي مثبت است كه رسيدن به اين دو هدف بزرگترين مساله اي است كه طراحان اكولوژيك با آن مواجهند .
تمامي طراحي هايي كه در رابطه با سيستم هاي اكولوژيك انجام مي شوند ، بايد بتوانند به نحوي پيش بيني هاي لازم را براي آينده انجام دهند . مثلا يك ساختمان بايد طوري طراحي شودكه استفاده مجدد از آن ساختمان وياحتي اجزاي سازنده اش مدنظر قرار گيرد اين آينده نگري براي برطرف كردن نيازهاي نسل آينده نيز به كار مي آِيد . واين فقط تئوري مساله نيست بلكه درعمل هم مي تواند به رفاه انسان ، چه درحال وچه در آينده كمك نمايد .
از اين راه است كه طراحي اكولوژيك ، سيستم مصنوع و استفاده كنندگان آنرا به جهان زنده مربوط مي نمايد . اكولوژي ارتباطي دروني و هماهنگي خلافي ايجاد مي كند كه كاملا با مرزبندي هاي مصنوعي درتضا د است . بنابراين به طراحي اكولوژيك بايد به عنوان يك ارتباط همه جانبه ،ودر بر گيرنده مديريت صحيح انرژي ومواد مصرفي در سيستم مصنوع وهمگام با اكوسيستم هاي جهان زنده نگريسته شود . اين نگرش تلاش هايي را كه در جهت كاهش دستكاري اكوسيستم مي شود تحت تاثير قرار دهد واز طرف ديگر استفاده بهينه از طبيعت را باعث مي گردد . علاوه برهمه اي

نها اين نگرش ، هدف كوتاه مدتي را دربر نمي گيرد وچرخه حيات از جمله منابع اوليه آنرا پوشش مي دهد . اين مجموعه پوياوفراتر اززمان است .
امروزه توسعه پايدار ( كه طراحي اكولوژيك يكي ازاجزاي آن محسوب مي شود ) به طور جدي توسط كشورهاي جهان وسازمان بين المللي مدنظر قرار گرفته وافراد جامعه به دنبال جايگزين كرن روش هاي سبز زندگي درمحيط خود مي باشند .
سبز انديشي درطراحان حرفه اي موجب روي آوردن تدريجي آنها به معماري سبز شده ودر پي آن نتايجي دراين زمينه به دست آمده است : نظير ايجاد استانداردهاي سخت حرارتي براي ساختمان هامانند BREEM در كشور انگلستان ،برچسب گذاري اكولوژيك روي مصالح ساختماني ( بخصوص در آلمان وكانادا ) ، گرايش طراحان ، به طراحي سبز وساختمان سازي سبز ، تنظيم شديد انرژي درساختما ن ها ( توسط بسياري از طراحان و مهندسان اروپا و آمريكا وافزايش اگاهي درمورد عوامل اكولوژيك محل واهميت تغييرات زيستي منطقه .
بايد اذعان نمود كه در طراحي اكولوژيك ناگزير بايدبه سراغ سيستم ها وروندهايي رفت كه به علت پيچيدگي بيش از حد قابل ارزيابي و بررسي نيستند . به هر حال بايد مسايل متعددي راكه برهم كنش وروابط بي شماري با هم دارند د رنظرگرفت .
از طرفي معماران ، طراحان ومهندساني كه كار آنها برمحيط تاثيرمي گذارد بايد بتوانند روز تصميم بگيرند . آنهابايد اين توانايي را داشته باشند كه تصميمات تعيين كننده خود را مبتني براطلاعات به روز محيط زيست اتخاذ نمايند . بنابراين نبايد به بهانه نقص علوم زيست محيطي از هدف هاي حياتي اكولوژي شانه خالي كرد درهمين رابطه مي توان به مرمت ساختمان ها وجلوگيري از ساخت وسازهاي بي رويه اشاره داشت .