معماري سبز

معماري سبز برخاسته از معماري پايدار و توسعه پايدار بوده كه اين نيز ناشي از نياز انسان امروز در مقابل پيامدهاي سوء‌جهان صنعتي و مصرفي عصر حاضر است. حفظ و حراست از منابع طبيعي جهان، مصونيت از آلودگي هوا و ساير آلودگي‌هاي محيطي، حفاظت از لايه ازن، بهداشت جسمي و رواني، آينده بشريت و … از موضوعاتي است كه در اين راستا مطرح بوده و ضرورت آن به عنوان يك وظيفه جهاني روز به روز آشكارتر مي‌شود.

تاريخچه معماري سبز در ايران
دوره اول از سال ۵۷-۴۷ : اين دوره مصادف بود با اواخردوره’ مدرنيسم. از اين دوره بود كه جريان مدرنيست نيز يك گرايش تاريخي پيدا كرده بود. با كارهاي نادر اردلان و كامران ديباكه درايران سعي در زنده كردن معماري ايران داشتند اين روند در ايران نيز پيش ميرفت. فعاليت ميرميران نيز در اين دوره بي تا’ثير از جريانات روز نبود . كارهاي اونشا ن دهنده’ تا’ثير پذيري ي از معماري سنتي گذشته است. تا’ثيري كه كارهاي شهرسازيايشان از شهرهاي گذشته گرفتند را مي توان در نوع محله بندي سنتي ايشان ويا ايجادگره ها در بين مسيرها ذكر كرد. ميرميران در اين دوره در شركت ذوب آهن ايران مسئول كارگاه معماري، واحد طراحي وشهرسازي بوده است وچندين شهر جديد را طراحي كرده است كه شامل”پولاد شهر، زيراب و زرندنو” بوده است.

در طراحي اين شهرها تنها منبع الهام ميرميران معماري كشور خودمانن بوده بلكه از معماري جهان نيز تبعيت مي‌كرده است تبعيتي كه ميرميران در مدرسه پولاد شهر از كارهاي موشه سفدي كرده حاكي از اين مسئله مي باشد و آنرا صورت جعبه هاي هم شكل توسعه يابنده طراحي كرده است.
از تك بناهاي اين دوره مي‌توان از Pabdana Tea House نام برد. تك بنايي كه در داخل يك باغ طراحي شده است. در اينكار مي توان گرايش پست مدرنيستي را در قوسها يي كه به كار مدرسه پولاد شهر برده مشاهده كرد كه البته كل كار تركيبي از مدرن و پست مدرن مي باشد. خانه طراحي شده كاملا آرامش بخش است خصوصاً با خطوط آبي و متعادل كننده اي كه بكار برده است.

دوره دوم از سال ۶۷-۵۷: در اين دوره كارهاي ميرميران همزمان باانقلاب اسلامي در ايران كه يكي از دستاوردهاي آن رويكرد به سنت تاريخي، بومي گرايي و تأكيد بر ارزشهاي ايراني-اسلامي بوده و همچنين همزمان با اوج پست مدرنيست درغرب كه آن نيز توجه به سنت را اساسي مي دانست بوده است.

مهمترين كارهايي كه ميرميران در اين دوره انجام داده شامل طرح جامع اصفهان، طرح منطقه شهري اصفهان و همچنين مركز توسعه خانه‌سازي و شهر نشيني اصفهان بوده است. در اين دوره بود كه ميرميران باارائه مفهوم منطقه شهري در كشور براي اولين بار ضرورت توجه به “مناطق شهري” كشور رابه منزله عرصه دين مشخص، مجزا و مستقل، در “حوزه مديريت و برنامه ريزي

شهري” گوشزد مي كند. موفقيت اين طرح (طرح منطقه شهري اصفهان)، در عمل به عنوان ابزاري كارا در فرايند هدايت وكنترل توسعه كالبدي منطقه شهري گشت و باعث شد طرح منطقه بندي شهري براي شهرهاي با جمعيت بيشتر از يك ميليون نفر مورد تصويب هيئت دولت گردد.
در مركزتوسعه نيز مي توان گرايش به گذشته را در كار ميرميران ديد.طريقه كار روي پلان، نوع تقسيم بندي نما از تأثير ميرميران از گرايشهاي كشور حكايت دارد.

كليات و اهداف در معماري سبز
طراحي سبز عملي است براي حل مشكلات كه طي آن، منابع طبيعي قبل، بعد و طي پروسه توليد و ساخت به كمترين حد آسيب مي‌بيند، به علاوه در مسير اين عمل مصالح بايد مفيد بوده، عمر مفيد طولاني داشته و قابل بازگشت به چرخه طبيعت باشند. چيزهاي با طول عمر زياد هم مفيدند و هم بزرگترين مانع عليه اسراف و ضايعات، و اين بهتر از استفاده مجدد يا بازيافت آنها است.

اكنون زماني است كه منابع رو به زوال است، هنگامي كه دغدغه معماران، معماران منظر، طراحان شهري، مهندسين و متخصصين ساختمان اساساً در چاره‌جوئي براي آينده است. متخصصين طراح بايد حوزه مهارت و تخصص و فعاليت خود را در اين زمينه بسط دهند كه اين از منابع حفاظت شود و حامي آينده فرزندان، نوه‌ها و نسل‌هاي بعدي باشد.

قبل از هر چيز که يک ساختمان سبز خلق شود مانند هر چيز ديگر به يک خالق احتياج دارد . اين موضوع يعنی ايجاد ساختمان سبز به سلامت فردی که در آن و در محيط اطراف آن زندگی مي کند کمک خواهد کرد و از او پشتيبانی خواهد کرد و از او پشتيبانی خواهد کرد و باعث رضايت مندی و سودمندی آنان خواهد شد. اين موضوع نيازمند کاربرد با دقت انرژيهای تصديق شده در معماری است:

استفاده از طبيعت بادوام و منبع مواد با کفايت و تکيه بر خورشيد برای استفاده‌های گرمايي و نيروی برق و روشنايي روزانه و دوباره استفاده کردن از ضايعات و… يک اتحاد و يکپارچه سازی ساختمانی ظريف اين استراژيها را توليد می‌کند. البته بايد توجه داشت که تبديل فرهنگ بشر به

يک پايه و تغيير ساختار اساسی روح و سرشت انسان بستگی دارد. ما بايد يکی شدن و به هم پيوستن و وابستگی به يکديگر را با يک چيزی خيلی وسيع‌تر از خودمان را دوباره کشف کنيم. جهان طبيعت قلم مويي است روحانی که نسبت به همه چيز برتری مي يابد. اول شخص و بعد جامعه اين عقيده بولوزوف است. او عقيده دارد ما بايد هر دو گروه را مجبور سازيم که موافق حقايق

زندگی در جهان باشند. درغرب به اين مسئله اعتقاد دارند که مزيت در طرح محيطی و طراحی آن در صورتی پيشرفت مي‌کند و موفق خواهد بود که حقيقا مجمع و گروه طراحی آن فقط گروهی از طراحان باشند. آرك اولين شرکتی است که دست به اين کار زده است. اين شرکت تشکيل شده است ازمعماران، سازندگان و مهندسين و سرانجام عده ای از طراحان بايد پاسخگو در تمامی

پروژه‌های اين شرکت باشند. اين شرکت در جريان طراحی های خود از روش مشارکتی استفاده می کند يعنی تمامی اعضا در نظر دادن آزاد هستند اما تصميم نهايي را طراحان خواهند گرفت. اين روش يک روش قدرتمند در ساختمان سازی‌ها به شمار مي رود. بسياری از ساختمانها که در اين شرکت در بين طراحان به توافق مي‌رسد توافق آنها به خاطر مطلوبيت آن اثر است. يک کار جالب ديگر در اين شرکت دعوت از تمامی افراد صاحب نظر برای عملی کردن و اجرايي شدن تمامی نتيجه های بدست آمده است. جوانب مهمی که متفاوت با طراحی های قردادی مشخص شده است عبارتند از :

۱٫ طراحی بايد تقريبا در برگيرنده ۴۰% از نيازها باشد نه اينکه ۲۵% از نيازها را به صورت قراردادی بر طرف کند.
۲٫ روند طراحی جرينی است آشفته و پر دست انداز، بنابراين احتياج به زمان طولانی دارد. طراحی به تفکر گروهای صادق و آزمايش کردن احتياج دارد.
۳٫ ايجاد ساختمان نيازمند يکپارچه‌سازی و اتحاد است. همان اتحادها و يکپارچه سازي‌هاست که منجر به تغيير ساختارهای روحی انسان خواهد شد.
اغلب از ساختمان سبز تعبير به ساختمانی مي شود که اثرات منفی آن بر روی محيط اطرافش کم باشد. هدف از ايجاد ساختمان‌های سبز بر اساس اصول ذکر شده بالا بهبود يافتن آب و هوا و جلوگيری از اثرات منفی ساخت و ساز بر محيط زيست است. صرفه جويي و بهينه سازی مصرف

انرژی و کاربرد انرژيهای پايدار در حال حاضر هيچگونه نقشی در فرهنگ ساحتمانی کشور ندارد. علاوه بر آن در ساخت و سازهای مسکونی بخش خصوصی و خصوصا مسکن طبقات مرفه ارقام نسبتا مهمی به زيان ساير موارد ضروری هزينه در ساختمان صرف تزيينات افراطی و بی اصالتی می شود که عمدتا بنام ابزار سازی مشهور است. انگيزه صرف اين مبالغ نامتعادل در زيور آرايي احرازجلال و شکوه و … و نهايتا رونق و موفقيت تجاری خصوصا در حرفه بساز و بفروشی است.

اين مسئله متاسفانه به يک مد در جامعه تبديل شده است که اين نگران کننده است. اما چاره مشکل: انکشاف رويکردهای نوين زيبايي شناختی برای ايجاد دگرگونی و تحول در اذهان عمومی و جايگزينی الگوهای زيستی مبتنی بر تعادل صرفه جويي و بهينه سازی مصرف و احترام به محيط

طبيعی و اجتماعی زيست به جای الگوهای منحط رايج کنونی امری ضروری است. لازمه اين امر آن است که معماران بکوشند به جای دنباله روی در سليقه عاميانه و بازاری پسند ذوق و سليقه عمومی را در جهات سازنده و مفيد اجتماعی هدايت کنند. معماران می توانند به مردم بباورانند که طرحهای اقليمی و زيست محيطی کمتر از تزيينات رايج کنونی زيبا نيست. از طريق معماری می توان جامعه را از مطلوبيت و ارزش فراوان اقتصادی وزيست محيطی انرژيهايي که به نامهای بي زيان و

آرام و … مشهور شده مطلع کرد. انرژي‌هايي که از ديدگاه هنرمندان و معماران می تواند به جای هر چيز ديگر زيبا ناميد. آينده جهان در زيبايي‌های زيبا نهفته است. بياييد زيبايي نهفته در انرژيهای پاک و حياتبخش را کشف کنيم. ارزشهای ممعاری سنتی و سنت ارزشهای زيست محيطی معمار ی سنتی ايران واجد ارزشهای بسيار فراوان در شيوه های گوناگون استفاده بهينه از انرژی و بهره برداری اکولوژيک از انواع انرژيها و خصوصا کاربرد انرژيهای پايدار و بی زبان است. گرچه استفاده از

باد و به عبارت صحيح تر بهره برداری از حرکت هوا و ايجاد نسيم عمده ترين و رايج ترين نوع کاربرد انرژيهای بی زيان در معماری سنتی ايران است. با اين حال همه عناصر اربعه فلسفی و آيينی (آب هوا خورشيد و خاک)دارای کاربرد عالی زيست محيطی در مدنيّت و معماری ايران قديم بوده است. نوع مصالح و فنون ساختمانی رايج در گذشته خصوصا آنچه که در رابطه با پايداری بنا به کار می‌رفته و عناصر باربر اصلی ساختمان را تشکيل می داده يعنی ديواره ها و سقف ها يا به عبارت کلی تر

عناصر افقی و عمودی به علت دارا بودن حجم و وزن زياد به طور خود به خودی و طبيعی در مقايسه با مصالح و مواد سبک وزن و کم حجم کنونی دارای ظرفيت بالاي نگه داری و ذخيره انرژی و استعداد متعادل سازی حرارت در فضاهای مصنوع بوده است. در عين حال اين ويژگی به هيچ روی به معنای آن نيست که زيبايي آسايش پايداری عالی و کيفيات ارجمند زيست محيطی و ابتکارات مربوط به استفاده بهينه از انرژی در معماری ايرانی امری خود به خودی و پيش پا افتاده و بی نياز از هوش

قدرت خلاقه و عللم و دانش تلقی شود. بر خلاف بررسی دقيق ويژگيهای معماری ايرانی حاکی از برخوردداری از دانش وآگاهی بسيار ذکا و هوشمندی و دقت در جزييات معماری بذل توجه بسيار به امر ايجاد فضای راحت و آسايش داخلی زيبايي استحکام و عدم تخريب محيط و حفظ کيفيت زيست.

اصول معماری سبز
اصل اول : حفاظت از انرژی
اصل دوم : کار با اقلیم
اصل سوم : کاهش استفاده از منابع جدید
اصل چهارم : احترام به کاربران
اصل پنجم : احترام به سایت
اصل ششم : کل گرایی

مهمتر و قبل از هر چيز مزاياي يك ساختمان سبز:
• احتياجات ساكنين آن را برآورده مي‌كند.
• سلامتي، رضايت و خشنودي، بهره‌وري و نشاط ساكنين خود را تأمين مي‌كند.
• بهره‌گيري سنجيده از راهكارهاي تأئيد شده معماري پايدار، ساخت و ساز با مواد غير مسموم‌كننده، استفاده مؤثر از مصالح به دست آمده از مواد طبيعي پايدار، اتكا و وابستگي به خورشيد براي نور روز، انرژي گرمائي و الكتريكي و بازيافت مواد را ملزم مي‌كند.
• يك تلفيق معمارانه از اين راهكارها در يك ساختمان كه مايه افتخار استفاده‌كنندگان آن و در خدمت جهان طبيعي است.

موارد قابل توجه در طراحي ساختمان سبز:
• استقرار ساختمان‌هاي روي سايت شامل دسترسي‌ها و مسيرهاي تدارك ديده شده سودمند.
• جهت‌يابي ساختمان‌ها با توجه به خورشيد و محيط اطراف.
• چيدمان اتاق‌هاي داخلي و درها و پنجره‌ها.
• ابعاد و وجوه ساختمان‌ها و اجزاء تشكيل‌دهنده محيطي.
• رنگ، نما، تزئينات ساختمان و محيط.
بعضي از جنبه‌هاي معماري سبز عبارتند از:
• افزايش آسايش، قابليت زندگي و بهره‌وري.
• بهبود دوام، كيفيت و قابليت نگهداري.
• ثبات وضعيت محيط داخلي.

• پس‌انداز پول به وسيله كم كردن هزينه زندگي.
• پي‌بردن به گزينه‌هاي ساختمان‌هاي با عملكرد بالاي خورشيدي.
• انتخاب زمينه مصالح ساختماني سبز جهت ايفاي نقش شما براي كمك به حفاظت محيط‌زيست.
دستـورالعمـل‌ اجـرائـي معمـاري سـبـز براي سـاختمـان‌هاي مسكونـي ـ نحـوه استقـرار و كاربري اراضي سبز
• در مناطق توسعه يافته ساخت‌وساز كنيد: برخلاف پاشيدگي شهري، در توسعه فشرده، اراضي باير و كشاورزي حفظ و تراكم مرتفع مي‌شود

و به موجب آن مجاورت مغازه‌ها و خدمات عمومي و حمل و نقل متناوب فراهم مي‌شود.
• پروژه ها‌ و نقشه‌هاي چند منظوره طراحي كنيد،‌ كه در آن پروژه‌ها، كاربري‌هاي مسكوني و تجاري به منظور كمك به ايجاد اجتماعات زنده و با روح و همچنين كاهش بزرگترين منبع آلودگي يعني استفاده از اتومبيل با هم تلفيق شده‌اند.

• ساختمان‌ها را به گونه‌اي مستقر سازيد كه دسترسي به حمل و نقل عمومي، مسيرهاي عبور دوچرخه و دسترسي پياده به خدمات اساسي فراهم شود. اين امر استفاده از اتومبيل را به حداقل مي‌رساند. همچنين با اشتغال در منزل رانندگي مي‌تواند كاهش يابد. بنابراين در نظر داشته باشيد كه دفتر كار در منزل با وسايل و خط تلفن موردنياز است.
• ساختمان‌هاي قديمي را مرمت كنيد. مرمت ساختمان‌هاي موجود زيست‌شناسانه‌ترين ساخت‌وساز است.

• ساختمان‌ها را با توجه به حداقل رساندن فشردگي محيطي مستقر سازيد.
• ساختمان‌ها را به گونه‌اي جايگزين نماييد كه از گياهان موجود بهره‌برداري گردد.

طراحي خانه‌هاي سبز
• كوچكتر بهتر است. با يك طرح خوب از فضاهاي داخلي استفاده مطلوب ببريد به طوري كه اندازه كلي ساختمان و منابع مورد استفاده در ساخت و نگهداري آن در حداقل نگه داشته شوند.
• ساختماني انرژي كفا طراحي كنيد . از عايق‌كاري در سطح بالا و پنجره‌هاي با قابليت بالا در جهت نور خورشيد (تابش گرمايي در شرق و غرب) و با ساختار سخت درزگيري شده استفاده كنيد. ساختمان‌هاي به هم چسبيده هزينه پوشش ناكافي خارجي بنا را به حداقل مي‌رساند.
• آسايش رايگان. گرماي معمول خورشيدي، نور روز و خنك‌كننده‌هاي طبيعي مي‌توانند با ارزش مؤثري در اغلب ساختمان‌ها جا داده شوند.
• انرژي رايگان بدست آوريد. ساختمان‌ها را با آبگر

مكن خورشيدي و مولد برق نوري يا با [پيش‌بيني] تأسيسات خورشيدي براي آينده طراحي كنيد.
• استفاده مطلوب از مصالح. ضايعات را با طراحي براي ارتفاع استاندارد سقف‌ها و ابعاد ساختمان به حداقل برسانيد.
• دفع زباله را براي ساكنين ساده كنيد. براي پروسه دفع زباله مواردي از قبيل سطل‌هاي زباله نزديك آشپزخانه و در محفظه زير سينك ظرفشويي تدارك ببينيد.
• سيستم‌هاي گرفتن (دفع) آب بام مي‌تواند براي جمع‌آوري آب باران و استفاده از آن در آبياري محوطه در نظر گرفته شود.

مصالح سبز
• از استفادة آن دسته از مواد شيميايي كه اُزن را از بين مي‌برند در تجهيزات مكانيكي و عايق‌ها اجتناب كنيد.
• از مصالح ساختماني بدست آمده از محل استفاده كنيد. حمل و نقل حائز اهميت است هم در انرژي مصرفي و هم در آلودگي عمومي.
• از مصالح ساختماني زائد يا فرآورده‌هايي كه از مواد قابل برگشت به چرخه طبيعت بدست آمده‌اند از قبيل عايق سلولز، هوموسوت، تخته چندلا، آجر فرش كف ساخته شده از شيشه زميني و پلاستيك بازيافتي به شكل الوار و كف‌پوش استفاده كنيد.
• فرآورده‌هاي چوبي معتبر را جستجو كنيد. از الوار منحصراً ضمانت‌شده و بدست آمده از جنگل‌هاي كنترل شده استفاده كنيد.

• از موادي كه با گاز خود آلوده‌كننده هستند اجتناب كنيد: حلال پايه رنگ و روغن، چسب‌ها، قالي، براده چوب و بسياري از ديگر مصالح و فرآورده‌هاي ساختماني، فرمالدئيد و تركيبات فرار ارگانيك VOC آزاد مي‌كنند.

تأسيسات سبز
• از چراغ‌هاي روشنائي و وسايل با كارآيي بالا استفاده كنيد. لامپ فلورسنت از نظر زيبايي شناختي پيشرفته است و ارزانتر از نور سفيد. در صورت استفاده از انرژي معمول خورشيدي از ديگ‌هاي سايز كوچك استفاده كنيد.
• از تأسيسات آب كفا استفاده كنيد. دستشويي‌هاي آب نگهدار، دوش‌هاي حمام و هوادهنده‌هاي شير آب نه تنها مصرف آب را كاهش مي‌دهند بلكه بار سيستم سپتيك يا عملكرد دستگاه فاضلاب را نيز كم مي‌كنند. استقرار تجهيزات به طور متمركز هزينه آب گرم را كاهش مي‌دهد.
مصادیق پایداری معماری و معماری سبز در پروژه

۱٫ استفاده از انرژی های طبیعی در مصرف روزمره
۲٫ استفاده از ضایعات و خصوصا استفاده از پساب در تولید آب مورد نیاز برای آبیاری فضای سبز
۳٫ به کارگیری شیوه های مناسب برای تقلیل انرژی هدر رفته و یا کنترل آن و بهینه سازی مصرف انرژی
۴٫ استفاده از مصالح قابل بازیافت غیر شیمیایی و مصالحی که با سلامت انسان در تعارض نمی باشد.
۵٫ طراحی و ساخت و ساز با مصالح نزدیک به طبیعت
۶٫ جلوگیری از اثرات منفی ساختمان و محصولات آن بر محیط
۷٫ استفاده از گیاهان طبیعی به عنوان الهام دهنده طراحی زنده در مشاعات
۸٫ اجتناب از صدمه رساندن به وضعیت اراضی به منظور استحصال سود بیشتر
۹٫ دستیابی به بیشترین کیفیت زندگی در سایه اتکا به محیط زیست
۱۰٫ نحوه استفاده از زمین

۱۲٫ توجه به خواص اقلیمی منطقه
۱۳٫ توجه خاص به اثر نور و هوا در طراحی کل مجموعه و چیدمان فضاهای عمومی و اختصاصی
۱۴٫ توجه به تحرک و زندگی در محیط باز

نگاهي به کاربرد معماري سبز در زندگي شهري
معماري سبز را بيشتر با اصطلاح «معماري پايدار» مي شناسيم؛ اصطلاحي کلان که به شرح تکنيک هايي در طراحي معماري مي پردازد که همسو با نگرش هاي زيست محيطي بوده و با ايده احترام به طبيعت شکل گرفته است.
معماري سبز، در حقيقت روند تازه يي نيست؛ چ

را که در بسياري از تمدن هاي باستاني و معماري هاي سنتي از جمله معماري سنتي ايران به صورتي بنيادين وجود داشته است. همچنين نمونه بارز و سيستماتيک آن را مي توان در «علم فنگ‌شويي» يا همان «هنر چيدمان چيني» ديد.
امروزه در پي پيامدهاي منفي جهان صنعتي، نظير آلودگي روزافزون هوا و محيط زيست، کاهش منابع طبيعي و بحران انرژي، حفظ و پاسداري از منابع طبيعي جهان به يکي از مهم ترين دغدغه هاي انسان عصر حاضر تبديل شده است.

اما معماري سبز با جست و جوي راهي براي به حداقل رساندن اثرات منفي ساختمان ها بر محيط زيست در حقيقت تلاشي است براي هم آوايي و همسويي با طبيعت از طريق افزايش کارايي و بهينه سازي در مصرف مصالح، انرژي و گسترش فضا.
بدين ترتيب در معماري سبز به جاي دشمني با طبيعت، انرژي هاي آن را مهار کرده و به بهترين شکل در ساختمان ها مورد استفاده قرار مي گيرد. دستيابي به چنين هدفي با اندک نگرشي

ممکن مي شود. به عنوان مثال در يک ساختمان سبز و همراه با طبيعت از مواد و مصالحي استفاده مي شود که براي طبيعت زيان نداشته و نه تنها آن را آلوده نمي کند، بلکه قابل برگشت به چرخه طبيعت است. ساختماني که با استفاده از مصالح پيرامون خود و در عين حال به گونه يي مستحکم بنا شده باشد، خود جزيي از طبيعت مي شود. در استقرار چنين ساختماني، فراهم کردن دسترسي آسان به حمل و نقل عمومي و از جمله دوچرخه و پياده رو مناسب مدنظر قرار مي گيرد؛ چرا که بدين ترتيب استفاده از اتومبيل به حداقل خواهد رسيد.
همچنين جهت يابي ساختمان با توجه به جهت بهينه تابش خورشيد و با هدف حداکثر استفا

ده از نور طبيعي و کسب انرژي رايگان (به عنوان مثال تجهيز بنا با آبگرمکن خورشيدي و مولد برق نوري) است. وليکن آنچه در اين گونه ساختمان ها به خصوص داراي اهميت است فراهم کردن راه و امکاني براي ورود طبيعت به بنا است که مي تواند مثلاً با ايجاد برش هايي در حجم و پر کردن آن با فضاي سبز انجام شود. اين راهکارها اگرچه در ديد نخست با انديشه هاي حاکم «بساز بفروشي» امروز جامعه ما در تقابل است وليکن در نهايت، اقتصادي ترين شيوه معماري است.
فراموش نکنيم طراحي ساختمان هاي سبز به صورت منفرد و تک به تک اگرچه خوب است وليکن کارساز نيست و بايد همزمان با يک طراحي شهري سبز انجام شود؛ چرا که طبيعت متشکل از لکه هاي سبز جدا از هم نيست بلکه پوشش سبز گسترده يي است که بايد شهر را در بر بگيرد.
امروزه در دنيا تلاش هاي زيادي در اين راستا صورت گرفته است. از اختصاص جوايز ارزنده به ساختمان هاي سبز گرفته تا سرمايه گذاري روي طرح هايي که بعضاً برخي از آنها پروژه هايي عظيم و شگفت انگيزند. از آن جمله مي توان به طرح شهر «دونگتان» در چين اشاره کرد. هدف اين پروژه دستيابي به حداقل آسيب ممکن به محيط زيست است. شرکت آروپ طراح اين پروژه، آن را «نخستين شهر پايدار» ناميده است که با وسعت ۱۴۸۲ جريب و براي سکونت ۵۰۰ هزار نفر در

نزديکي شانگهاي، در دهانه رود يانگ تسه ساخته خواهد شد. مرحله اول اين پروژه براي سکونت ۸۰ هزار نفر در سال ۲۰۲۰ ميلادي به پايان خواهد رسيد. در اين شهر از انرژي قابل تجديد استفاده خواهد شد. بيشتر خيابان هاي آن نه فقط مسير عبور، که راه هاي خدماتي خواهند بود که در آنها مي توان پياده روي و دوچرخه سواري کرد و انرژي ساختمان ها از طريق توربين هاي بادي، پانل هاي نوري و بازيافت تامين مي شود.

يکي ديگر از پروژه ها در معماري سبز، نخستين شهر بدون کربن و ضايعات در «ابوظبي» است که توسط دفتر معماري «فاستر و همکاران» طراحي خواهد شد. شهر ۱۴۸۳ جريبي «مصدر» با الهام از طرح شهرهاي عربي محصور در ميان ديوارها است ولي ديوارهاي سنگي و گلي آن با ورقه هاي «فتوولتاييک» با ظرفيت توليد ۱۳۰ مگاوات برق پوشيده خواهد شد.
با مهار انرژي خورشيد و به کارگيري عناصر ساختماني مقاوم در برابر حرارت همچون سايبان اضافي و سرمايش کف، اين پروژه عظيم با احتياط به قلمرو بيابان پا خواهد گذاشت. در زمين هاي پيرامون شهر که ۲۰ مايل با مرکز ابوظبي فاصله دارد، نيروگاه هاي فتوولتاييک و بادي، مراکز تحقيقي و مزارعي قرار مي‌گيرند که سوخت کارخانه هاي شهر را فراهم مي‌کنند. اين مزارع به کاهش ضايعات هم کمک مي‌کنند زيرا با جذب کربن، گازهاي حاصل از کارخانجات را متعادل کرده و با پساب تصفيه خانه هاي آب شهر آبياري خواهند شد. دانشگاه اين شهر قرار است در سال ۲۰۰۹ ميلادي افتتاح شود.
در اينجا هدف آن نيست که در برابر عظمت چنين پروژه هايي دچار حيرت و نا اميدي شويم. کافي است آگاه باشيم که تا امروز با غفلت و بي توجهي چگونه وضعيتي خطرناک براي سرمايه هاي طبيعي سرزمين‌مان به وجود آورده ايم و از پيشرفت هاي جهاني باز مانده ايم. لازم است هر چه زودتر اين روند را متوقف کنيم. کاهش مصرف سوخت هاي فسيلي با تکنيک هاي ساختماني موجود و بدون هزينه هاي گزاف و تنها با به کارگيري طراحي مناسب نيز ممکن است. سبز بينديشيم.
بام سبز
يک بام سبز، بامي است که مقدار يا تمامي آن با پوشش گياهي و خاک، يا با محيط کشت روينده، پوشانده مي شود. لفظ بام سبز همچنين مي تواند براي بامهايي که مفاهيم “معماري سبز” را مد نظر قرار مي دهند، نظير پانلهاي خورشيدي و يا صفحات فتوولتائيک، بکار رود.

تاريخچه کاربرد بامهاي سبز

بامهاي سبز مدرن که از سيستم لايه هاي پيش ساخته تشکيل مي شوند، بالنسبه پديده اي نو مي باشند. اين نوع بامها در دهه ۱۹۶۰ در آلمان توسعه و به بسياري از کشورهاي اروپا گسترش يافتند. بر اساس برآوردهاي موجود، امروزه حدود ۱۰ درصد از کل بامهاي آلمان، بام سبز مي باشند. ايلات متحده نيز بامهاي سبز قابل توجهي دارد، اما تعداد آنها به اندازه اروپا نيست.

مزاياي بامهاي سبز

• تامين فضايي سازگار و مطبوع براي کاربران ساختمان – به دليل قراردادن حياط و پاسيو
• امکان پرورش ميوه جات، سبزيجات و گلها
• کاهش بار گرمايش (با افزودن توده و لايه عايق حرارتي) و سرمايش بنا (از طريق سرمايش تبخيري) – بويژه اگر بصورت شيشه اي بوده و بعنوان گلخانه و يا سيستم گرمايش غيرفعال خورشيدي عمل نمايد. بر اساس پژوهشي که در سال ۲۰۰۵ توسط Brad Bass از دانشگاه تورنتو انجام يافت، نشان داده شد که بامهاي سبز مي توانند اتلاف گرمايش و مصرف انرژي را در زمستان به مقدار قابل توجهي کاهش دهند.
• کاهش اثرات گرمايش و تغييرات آب و هوايي شهري
• افزايش محدوده زندگي (بامهاي سبز مي توانند بعنوان فضاي تفريح، استراحت مورد استفاده قرارگيرند.)
• کاهش سيلاب
• تصفيه هوا و کاهش دي‌اكسيدكربن هوا
• کاهش و تعديل شدت صداهايي که تا dB 18 وارد ساختمان مي شود و از آن خارج مي شود به ميزان dB3 يا بيشتر ا
• فزايش زيستگاه جانداران در مناطق مسکوني
• بهبود مناظر اطراف ساختمان با فراهم کردن يک فضاي سبز زيبا
• بالا بردن طول عمر غشاي بام (دو يا سه بار بيشتر) با محافظت از آن در برابر اشعات UV مضر و صدمات آب و هوايي
• افزايش ارزش ملک

معايب بامهاي سبز
برخي پيامدهاي منفي استفاده از بامهاي سبز به شرح زير است:
• نياز به تقويت سازه بامهاي موجود براي استقرار بام سبز و وجود اين حقيقت که اغلب اين بامها براي حضور انسان طراحي نمي شوند.
• در برخي موارد، تطبيق طراحي اين بامها با شرايط اقليمي منطقه کاري دشوار است.
• بامهاي سبز همچنين نيازمند معيارهاي سازه اي قابل قبول مي باشند. بسياري از بامهاي موجود، بدليل بار وزن ملزومات خاک و گياهان براي دارابودن بام سبز مناسب نيستند. (در اين بين يک دال بتني در تبديل به بام سبز بسيار کاراتر از دالهاي چوبي يا فلزي است).
تحليل پارك Diagonal Mar
در اينجا به بررسي نمونه موردي از طراحي توسعه پايدار و معماري سبز مي پردازيم.
Diagonal Mar Park پاركي است كه در سپتامبر ۲۰۰۲ شروع به كار كرد و بر پايه اصول معماري سبز است.
در اينجا سعي براين است كه به اين نتيجه برسيم كه آيا اصول معماري سبز در اين پارك به خوبي اجرا شده و اگر اجرا شده در چه مواردي استفاده شده و آيا اين پارك سازگار با فرهنگ و محيطي كه مردم در آن زندگي مي كنند طراحي شده يا خير

دلایل شکل گیری پارک
به دليل برگزار شدن بازي هاي المپيك ۱۹۹۲ در اسپانيا تصميم گرفتند اسكله بارسلونا را مرمت كنند و توسعه دوباره دهند و پروژه چند منظوري ۹۰۰ ميليون دلاري در سال ۱۹۹۷ آغاز شد (يك فضاي عمومي اصلي با طرح توسعه ۱۰ ساله). سومين پارك بزرگ در بارسلونا بعد از پارك گوئل و پارك ولاسيوتادلا پارك Diagonal mar park است که در پشت ساختمانهاي صنعتي منکوب شده و خط راه آهنی در كنار سواحل درياي مديترانه است واقع شده است.

سايتي كه پارك در آن بنا شد اولين ميدان فرهنگي است كه در سال ۲۰۰۲ بدست گرفته شد و با مناظراتي موضوع نمايشگاهها و فستيوالهاي هنر قرار گرفت. به وسيله ميزباني المپيك اين پارك به بارسلونا يك شانس براي باز زنده‌سازي قسمتهاي فرسوده از زير بناي شهر داد.
نيمي از ۸۴ طرح توسعه چند منظوره را به فضاي بار اختصاص دارنـــد كه شامـــــل ۳۴ پارك

Diagonal mar park است كه در سپتامبر ۲۰۰۲ افتتاح شد. این تــوسعه به علاوه گسترش Diagonal Avenida و قرارگيري يك دسترسي مستقيم از محوطه هاي مجاور به درياي مديترانه توسعه ۵ پروژه مسكوني است که ۱۴۰۰ واحد در ۱۵ساختمان ، سه هتل با ۹۵۰ اتاق ، برجهاي اداري كه جمعا ۳۲۰۲،۶۱۳ و يك مركز خرده فروشي كه بيش از يك ميليون مساحت دارد را شامل مي شود.

قرارگیری برج های قد برافراشته به جای ساختمان های مخروبه ی صنعتی
ايده طراحي
ايده اين طراحي، ارتباط محوطه با صدها هزار ساكنين آن با درياي مديترانه به وسيله اين پارك بوده. پارك Diagonal mar park به عنوان يك دروازه روبه درياي براي بازديدكنندگان و محلیان مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اين پارك يك پارك شهري تيپيكال با درختان و چمنهاي تازه و گلهاي رنگين نيست. معمار اين پارك آن را به عنوان يك فضای باز كه عملكرد ميدان دارد طراحي كرده و يك دروازه بين

درياي مديترانه و شهر است. ديدگاه اين است كه در واقع اين پارك مانند درختي است که در كنار درياي مديترانه روييده و شاخه هاي آن منشعب شده به سمت شبكه شطرنجي شهر است . تنه درخت به طور مستقيم از ميان پارك مي گذرد و به وسيله پل عابر پياده كه از Ronad litoral عبور مي‌كند به دريا متصل مي‌شود. شاخ هاي آن يك سري مسيرهاي پياده روي و حاشيه تفريحي است كه با مسيرهاي منحني، پارك را به قسمتهاي متفاوت و مجزا تقسيم كرده. اين پارك مانند درختي است که در كنار درياي مديترانه
روييده و شاخه هاي آن منشعب شده به س

مت شبكه شطرنجي شهر است. تنه درخت به طور مستقيم از ميان پارك مي گذرد.

تحليل پارك
کاربری‌ها و المان به کار رفته در پارك:
اين پارك شامل زمينهاي بازي، يك آبشار ، نواحي سايه گير براي نشستن، كاربري هاي ورزشي و كافي شاپ رو باز، آب نماها ،آبفشان ها ونظرگاه هایی كه در اطراف يك درياچه بزرگ گرد هم آمده اند می باشد و به وسيله مسيري به دريا منتهي مي‌شوند و از ديد پلاني مانند يك فرش انتزاعي ديده مي‌شود.

اين پارك شامل سه درياچه، راه عابر پياده سايه انداز که به وسيله پرگولاهايي به ارتفاع ۱۲m سايه اندازی می کنند ، مسير اسكيت و دوچرخه ، سه محوطه بازي كودكان ، ناحيه پياده روي سگ ها ،آمفي تئاتری كه ميزبان ۳۲۰۰ نفر است و توانايي پذيرش كنفرانسهاي بزرگ در جنوب اروپا را دارد شامل مي شود. اين پارك با هتل ، خرده فروشي، خانه هاي مسكوني و ادارات كه ۱۵ بلوك شهري را به طور يكسان پوشش مي دهد تركيب شده است .

ناحيه وسيع بازسازي شده كه به ميزهاي پينگ پنگ ،حياطهاي بسكتبال و ميدان فوتبال اختصاص يافته فرصت زيادي را براي رشد ورزشكاران تازه كار فراهم مي كند و ميدان جنگي است براي تيم هاي كهنه كار. بچه ها محوطه بازي خوبي دارند . براي سنين زير ۶ سال تاب ها، سرسره ها براي سرخوردن و وسايل موسيقي وجود دارد كه همه آنها از مصالح طبيعي كه با گياهان رنگين پارك تركيب شده ساخته شده اند.