معماري پايدار

معماري پايدار يكي از جريان هاي مهم معماري معاصر است؛ جرياني كه عكس العملي منطقي در برابر مسائل و مشكلات به وجود آمده عصر صنعت به شمار مي رود. همانگونه كه مي دانيم با انقلاب صنعتي و پيشرفت هاي فني- تكنولوژيكي در عرصه معماري، معماري بومي اقصي نقاط دنيا كه با توجه به طبيعت و محيط پيرامون خود شكل مي گرفت و همساز با اقليم سر برمي افراشت، به دست فراموشي سپرده شد. معماري مدرن نيز كه زاده اين تحولات بود، به طور كل بستر شكل گيري معماري را ناديده گرفت. پيشرفت هاي عظيم تكنولوژي استخراج نفت و ساير ذخاير زيرزميني نيز استفاده هر چه بيشتر اين منابع تجديد ناپذير را فراهم آورد و لذا با وجود منابع سوختي فراواني كه در دسترس بود، تامين نيازهاي گرمايشي به راحتي ميسر شد.

دهه ۷۰ را مي توان دهه آگاهي يافتن از بحران هاي زيست محيطي ناميد كه عكس العمل هايي را در دنيا ايجاد كرد كه توسعه پايدار يكي از آنهاست. توسعه پايدار كه در دهه ۷۰ مطرح شد، حاصل شناخت عميق نسبت به محيط پيرامون بوده است. از آنجا كه طبق آمار، ۵۰ درصد ذخاير سوختي در ساختمان ها مصرف مي شود، لذا جست وجوي راه حل اساسي براي اين معضل بديهي مي نمايد. نكته ديگر اينكه علاوه بر توجه به طبيعت، توجه به انسان نيز در اهم موارد قرار گرفت. انسان مدرن كه در پس جوامع صنعتي به ابزار بدل شده است، نقطه اصلي توجه توسعه پايدار است و مي توان گفت كه طراحي پايدار و توسعه پايدار به خاطر ابعاد انسان مدارانه و انسان گرايانه ارزش و اعتباري خاص يافته اند.

توسعه پايدار، توسعه اي است كيفي و متوجه كيفيات زندگي است و هدف از آن، بالا بردن سطح كيفيت زندگي براي آيندگان است.
توسعه پايدار در سه حيطه داراي مضامين عميقي است: ۱ – پايداري محيطي ۲ – پايداري اقتصادي ۳- پايداري اجتماعي
در راستاي تحقق اهداف توسعه پايدار، پايداري محيطي در ارتباط با معماري اهميت زيادي دارد و مسائل زيست محيطي كه آينده بشر را به خطر انداخته است، معماران را به چاره انديشي وا داشته است.
پايداري محيطي با هدف حفظ محيط زيست بر موارد زير تاكيد دارد:

– كاهش اتلاف و پخش انرژي در محيط
– كاهش توليد تاثير گذارنده ها بر سلامت انسان
– استفاده از مواد قابل بازگشت به چرخه طبيعت
– رفع سموم مواد
پايداري محيطي در عرصه كار معماران نيز با اهداف زير تبيين مي شود:
– مصرف بهينه منابع انرژي
– استفاده از مصالح تجديد پذير
– حفاظت و عرضه انرژي و بازيافت كامل آن بدون ايجاد آلودگي
اصل طراحي پايدار بر اين نكته استوار است كه ساختمان، جزئي كوچك از طبيعت پيراموني است و بايد به عنوان بخشي از اكوسيستم عمل كند و در چرخه حيات قرار گيرد.

طراحي پايدار همانگونه كه ذكر شد، طراحي است مردمي و لذا كيفيت فضاهاي داخلي ساختمان اهميت ويژه اي مي يابند. حال اين سئوال مطرح است كه كيفيت خوب چگونه حاصل مي آيد؟ بدون ترديد كيفيت مطلوب بدون توجه به طبيعت، نورگيري مناسب فضاها و تهويه مطبوع فراهم نمي آيد. در ضمن از آنجا كه پايداري و ماندگاري خود ساختمان به عنوان يك پديده مد نظر است، لذا ساختن با كيفيت بالا و استفاده از مصالحي با قابليت ماندگاري طولاني نيز بايد در نظر گرفته شود. رسيدن به چنين شرايطي با استفاده از مديريت كارآمد و به كار گيري آخرين تكنولوژي ها صورت مي گيرد.

دستيابي به استانداردهاي بالاي كيفيت، امنيت و آسايش كه در واقع سلامت انسان ها را تامين مي كند از مهمترين اهداف معماري پايدار است. در ضمن اينكه اين نكته را نبايد ناديده گرفت كه بهره گيري از تجربيات گذشتگان در بهبود كيفيت معماري، راهگشاي دستيابي به طراحي پايدار خواهد بود.
بهبود كيفيت معماري در طراحي پايدار در راستاي نيل به يك هدف صورت مي گيرد و آن هم آسايش است. نكته مهمي كه در اين نوع معماري مورد توجه قرار مي گيرد، آن است كه تمامي عوامل

دخيل در آسايش، مرتبط با هم و به صورت يك سيستم واحد در نظر گرفته مي شود. آنچه زيرمجموعه آسايش در معناي عام آن قرار مي گيرد عبارتند از: آسايش، آرامش، امنيت، ايمني و سلامت. آنچه به تفصيل پيرامون طراحي پايدار گفته شد، نشان دهنده نوعي نگرش به معماري است كه بر چند نكته اساسي اشاره دارد:
۱- كيفيت گرايي ۲- توجه به آينده ۳- توجه به محيط،
لذا طراحي پايدار يك سبك فرمال نيست و برگرفته از شرايط زودگذر و هيجانات آني نيست، بلكه در بطن خود واجد مفاهيم عميقي است كه پيوند دهنده انسان، طبيعت و معماري است.
چارلز جنكز در آخرین فصل كتابش این مسئله را خاطر نشان می‌سازد كه نابودی زمین توسط ما منجر به نابودی ۲۷۰۰۰ گونه زیستی در یكسال می‌شود یعنی هفتاد و چهار انقراض در یك روز و یا سه نابودی در یك ساعت! مدارك جدیدتری براساس مجله تایم مورخ ۳۱ ژانویه ۲۰۰۰، این تعداد را بالاتر نشان می‌دهد یعنی صدها انقراض در یك روز! گرم شدگی كره زمین، نازك شدن لایه ازن بعلت استفاده از انواع آلاینده ها، افزایش آلودگی محیط زیست و انقراض گونه‌های زیستی همه و همه با هم می‌آمیزند تا ضرورت بوم شناسی و مسائل زیست محیطی را برای آینده قابل پیش‌بینی گردانند. بطوریکه پیشی گرفتن خاكستری در برابر جهان سبز آینده، قابل تأمل ترین مسئله قرن حاضر به شمار می‌آید.

در این میان توسعه به عنوان یكی از بزرگترین عوامل تغییر محیط زیست و به تبع آن ساخت و ساز كه جزو صنایع بزرگ در استخدام نیروی انسانی (صدها هزار كارگران ساختمان و فنون مربوطه)، باعث از بین بردن زمین‌های كشاورزی، فرسایش خاك و آلوده كننده محیط زیست و به مخاطره انداختن سلامتی و بهداشت مردم است و بر بحران انرژی دامن می‌زند. بحرانی که در اواسط دهه ۱۹۶۵ با افزایش میزان آلودگی محیط زیست هشداری به جهانیان محسوب شد، سبب تشکیل گروههای طرفدار محیط زیست كه از حامیان محیط زیست در جهان بودند گردید و مفهوم گسترده ای تحت عنوان پایداری را پی گیری نمود.

اصطلاح پایداری (sustainable) برای نخستین بار در سال ۱۹۸۶ توسط كمیته جهانی گسترش محیط زیست تحت عنوان (رویارویی با نیازهای عصر حاضر بدون به مخاطره انداختن منابع نسل آینده برای مقابله با نیازهایشان) مطرح شد و هرروز بر ابعاد و دامنه آن افزوده می‌شود تا استراتژیهای مناسبی پیش روی جهانیان قرار گیرد.
در این جهان، معماران نیز همسو با سایر دست اندرکاران در پی یافتن راهکارهای جدیدی برای تأمین زندگی مطلوب انسان بوده اند. بدیهی است که زندگی، کار، تفریح، استراحت و… همه و همه فعالیت هایی می‌باشند که در فضاهای طراحی شده توسط معماران صورت پذیرفته و از آنجا که نقاط ضعف و قوت یک ساختمان بر زیست بوم جهان تاثیر مستقیم خواهد داشت، وظیفه ای بس حساس در این خصوص بر عهده معماران می‌باشد. کاربرد مفاهیم پایداری و توسعه پایدار در معماری، مبحثی به نام «معماری پایدار» آغاز نموده اند كه مهترین سرفصلهایی آن با عنوان “معماری اكوـ تك”، “معماری و انرژی ـ معماری سبز” ایجاد می‌گردد.

تعاریف ساخت و ساز پایدار
ساخت و ساز پایدار این چنین تعریف شده است: «مدیریت یك محیط پاك و سالم براساس بهره‌برداری مؤثر از منابع طبیعی و اصول اكولوژیكی» که هدف از طراحی ساختمانهای پایدار کاهش آسیب آن بر روی محیط و منابع انرژی و طبیعت است، كه شامل قوانین زیر می‌باشد:
۱ – كاهش مصرف منابع غیر قابل تجدید
۲ – توسعه محیط طبیعی
۳- حذف یا كاهش مصرف مواد سمی و یا آسیب رسان بر طبیعت در صنعت ساختمان‌سازی
بنابراین بطور خلاصه ساختمان پایدار را می‌توان این چنین تعریف نمودد: ساختمانی كه كمترین ناسازگاری و مغایرت را با محیط طبیعی پیرامون خود و در پهنه وسیع‌تر با منطقه و جهان دارد.
تكنیك‌های ساختمان‌سازی در یك پهنه وسیع در جهت تأمین كیفیت یكپارچه از نظر اقتصادی، اجتماعی و محیطی می‌كوشند. بنابراین استفاده معقول از منابع طبیعی و مدیریت مناسب ساختمان سازی به حفظ منابع طبیعی محدود و كاهش مصرف انرژی كمك نموده (محافظت انرژی) و باعث بهبود كیفیت محیطی می‌شود.

اهدف کلی ساختمان‌های پایدار
• بهره‌برداری مناسب از منابع و انرژی
• جلوگیری از آلودگی هوا
• مطابقت با محیط
اصول توسعه ساخت و ساز پایدار
برای ایجاد تعادل میان سطوح تنوع زیستی، سه اصل توسعه صنعت ساخت وساز پایدار كه در جهت و حفظ تنوع زیستی در شهر باید رعایت شوند، به شرح زیر است:
• استفاده پایدار از منابع زیستی: بدین معنا كه باید دقت شود كه منابع زیستی بهره‌برداری شده در سامانه‌های توسعه در كجا استفاده می‌شوند، و چگونه می‌توان آنها را پایدار نگهداشت، و از منابعی كه سریعتر جایگزین می‌شوند استفاده شود. به عنوان مثال؛ از چوب درختهایی باید استفاده شود كه سریعتر رشد كرده و می‌توانند جایگزین شوند. همچنین از منابع متنوع استفاده كرد،‌كه نوع خاصی از بین نرود، و یا مثلا مساحت جنگلها را مقدار ثابتی نگهداشت و از مقدار میعنی كمتر نشوند، و یا از گونه خاص موجودی به علت منافع اقتصادی حمایت نشوند.
• استفاده از منابع تجدید ناپذیر: استفاده عاقلانه از منابع غیر قابل تجدید باید به طور گسترده اعمال شود. به عنوان مثال؛ استفاده از منابع فسیلی برای سوخت غیر عاقلانه است. و یا در ساختن صندلی از چوبی استفاده شود كه در طبیعت از سرعت تجدید‌پذیری و جایگزینی بالاتری برخوردار است.
• كاربرد معقول از چوب (به عنوان یک منبع تجدید ناپذیر) باعث می‌شود كه به اصل منبع لطمه‌ای نخورده و امكان جایگزینی آن در طبیعت وجود داشته باشد، و حتی در نوع رنگی كه در آن بكار برده می‌شود از موادی كه كمتر كه برای محیط زیست ضرر دارد استفاده شود.
• حفاظت از تنوع زیستی: از منابع زیستی به خوبی نگهداری شود،‌و مشاركت افراد جامعه در جهت بقاء و تنوع زیستی موجود الزامی باشد. طوری از سامانه استفاده شود كه همه اجزاء خود حافظ مجموعه باشند. مردم به طور صحیح از منابع محیطی بهره گیرند، و به آنها آموزش داده شود كه از هر محصول یا منبعی در جای خود و به صورت بهینه استفاده كنند. مثلا در مورد مبلمان شهری، استفاده صحیح از ان به مردم آموزش داده شود. و با اندك نقصی به كنار گذاشته نشوند،‌ بلكه تعمیر و یا در غیر این صورت به محصولی دیگر تبدیل و یا در نهایت مواد اولیه آن بازیافت شود. (مفیدی، مبانی مقدماتی توسعه و طراحی شهر پایدار)

طراحی پایدار و اصول اولیه آن
طراحی پایدار همكاری متفكرانه معماری با مهندسی مكانیك، برق و سازه است. علاوه بر فاكتور‌های متداول طراحی مانند زیبایی، تناسب و بافت و سایه و نور و امكاناتی كه باید مد نظر قرار گیرند، گروه طراحی باید به عوامل طولانی مدت محیطی، اقتصادی و انسانی توجه نموده و اصول اولیه آنرا که به قرار زیر است، مد نظر قرار دهد:
• درك محیط:

طراحی پایدار با درك از محیط آغاز می‌شود. اگر ما به امكانات محیطی كه در آن هستیم آگاه باشیم می‌توانیم از صدمه زدن به آنها جلوگیری كنیم. درك محیط باعث مشخص شدن مراحل طراحی از جمله جهت قرارگیری نسبت به خورشید و چگونگی قرارگیری ساختمان در سایت و حفظ محیط پیرامون و دسترسی سیستم نقلیه و پیاده می‌گردد.
• ارتباط با طبیعت:
چه ساختمان در داخل محیط شهری باشد و چه در یك محیط‌ طبیعی‌تر، ارتباط دادن طبیعی به محیط طراحی شده روح و جان می‌بخشد.
• درك روندهای موجود در طبیعت: در سیستم موجود در طبیعت زباله موجود نیست. لاشه یك موجود، غذای یك موجود دیگر می‌شود. به بیان دیگر موجب احترام بشر به نیازهای انواع گونه‌های طبیعــــی می‌گردد. رونــــــدهایی كه باعث احیـــا می‌شوند تا ضایع كردن، به بیشتر زنده مــاندن ما می‌انجامند.

• درك تأثیرات محیطی:
طراحی پایدار سعی در درك تأثیرات محیط از طریق ارزیابی و تحلیل سایت دارد:
ارزیابی انرژی مصرفی، سمیت مصالح و تكنیك‌های ساختمان سازی.
بطوریکه تأثیر منفی محیطی را می‌توان از طریق استفاده مصالح ساختمان سازی پایدار، مصالح با سمیت كمتر و مصالح ساختمانی قابل بازیافت کاهش داد.
• روند مشاركتی طراحی:
طراحان پایدار، اهمیت توجه به هر نظری را می‌دانند. همكاری با مهندسین مشاور و متخصصین دیگر در مراحل اولیه طراحی صورت می‌پذیرد. طراحان همچنین به نظرات ساكنین محلی و همسایگان محلی نیز توجه می‌كنند.
• درك مردم:
طراحان پایدار باید به فرهنگ و دین و نژاد مردمی كه قرار است برای آنها طراحی كنند، توجه كنند.
بنابراین معماری پایدار تركیبی چند ارزشی در بر دارد:
زیبایی شناسی، محیط، اجتماع، سیاست و بعبارتی طراحی و ساختمان سازی هماهنگ با محیط.
یك معمار باید زیركانه چند فاكتور را در نظر بگیرد: مقاومت و پایداری و طول عمر بنا، مصالح مناسب، و مفهوم و كانسپت.

تمام اصول معماري پايدار بايد در يک پروسه کامل – که منجر به ساخته شدن محيط زيست سالم مي شود- تجسم يابد.

شهرسازی پایدار
شهرهای ما درگذشته بهترین نمونه‌های پایداری را درخود متجلی ساخته اند. توجه به محدودیتهای اکولوژیکی محل نظیرآب، توسعه متناسب وسازگاربا طبیعت،صرفه جویی درمنابع، استفاده از مواد ومصالح بومی، ابداع روشهای مؤثرومناسب جهت ادامه حیات، نظیرقنات وبادگیرواستفاده هنرمندانه از آب وگیاه جهت تلطیف هوا وایجاد مناظرمطبوع، ایجاد باغها وباغچه ها درحیاطها، فضاهای عمومی واطراف شهرها همه نمونه هایی از عوامل مؤثردراین پایداری بوده اند. لیکن امروز

شهرسازی با تبعیت از الگوی کلاسیک توسعه وپیروی کورکورانه از مدلهای کلیشه ای توسعه شهری (عمده تجدد) که نسبت به شرایط وخصوصیات بومی بی اعتنا است، نه تنها شرایط ناپایداری را درشهرها پدید آورده است، بلکه ناپایداری مناطق اطراف را نیز به دنبال داشته است.
به نظرمی رسد مفاهیم توسعه پایداربه خوبی با اهداف ومقاصد شهرسازی نوین سازگارباشد وبنابراین شهرسازی بتواند به عنوان وسیله مؤثری برای تحقق اهداف پایداری از آن استفاده به عمل می‌آورد (Selman , 1995) با گسترش مفاهیم توسعه پایدار، پیش بینی می‌شود که مورخین

شهرسازی، دهه ۱۹۹۰ را به عنوان دهه توسعه پایدارمعرفی کنند وانتظارمی رود درسالهای آتی شاهد شکل گرفتن تئوریها، روشها وابزارمربوط به چنین تفکری درشهرسازی باشیم. دراین جا، ضمن بررسی وضع موجود شهرها از نظرپایداری به ذکرخصوصیات شهرپایدارونحوه حرکت به سوی این مفهوم می‌پردازیم.
توجه به محدودیتهای اکولوژیکی، پایداری اجتماعی، چارچوب اخلاقی جدید، عدالت اجتماعی، جمع گرایی وارزیابی از مهمترین خصوصیاتی است که درشهرپایداربه آنها اشاره خواهد شد.

«مسئله اصلی درقرن ۲۱ این خواهد بود که چگونه درچهارچوب محدودیتها وهماهنگ با زمین وهمنوعان خود، زندگی خوب و درستی داشته باشیم. شهرهای بزرگ حاصل بیرحمی، گمراهی وافسارگسیختگی انسان است وشهرهای قابل زیست، پایداری خودرا مدیون فروتنی، عطوفت وقبول مفهوم قناعت هستند».
واژه توسعه پایداراولین باربه طوررسمی توسط برانت لند درسال ۱۹۸۷ درگزارش «آینده مشترک ما» مطرح گردید. این واژه به مفهوم گسترده آن شامل «اداره وبهره برداری صحیح وکارآازمنابع پایه، منابع طبیعی، منابع مالی ونیروی انسانی برای نیل به الگوی مصرف مطلوب همراه با بکارگیری امکانات فنی وساختاروتشکیلات مناسب برای رفع نیاز نسل‌های امروز وآینده بطورمستمروقابل رضایت» می‌شود.(مکنون ۱۳۷۴)
پایداری خود به مفهوم برآوردن نیازهای فعلی بدون از بین بردن قابلیت‌های نسل‌های آینده درتأم

ین نیازهای خود می‌باشد. یکی از نتایج عمده تحولات عصرحاضرکه درحقیقت عصراستیلای تکنولوژی واقتصاد است، این است که انسان کاملاً از طبیعت جدا شده ودرمسیرناپایدارقرارگرفته که قطعاً به تخریب کامل محیط زیست واز بین رفتن شرایط زیست برروی کره زمین منتهی خواهد شد.
پایداری را می‌توان درسطوح ومقیاسهای مختلف تحقق بخشید. درسطح بین المللی، برنامه محیط زیست ملل متحد واتحادیه بین المللی حفظ طبیعت درصدد گسترش وبسط مفهوم پایداری هستند. درسطح ملی کمیته‌های وشوراهای توسعه پایدارکه غالباً به بالاترین مراجع تصمیم گیری وابسته اند، تشکیل یافته اند.
دربرخی از کشورها منجمله درایالات متحده، تلاشهایی نیز درسطح ایالتها صورت گرفته که ابتکارتوسعه پایدارایالت مینه سوتا وپروژه توسعه پایداردرکارولینای شمالی را می‌توان از آن جمله دانست. با مطرح شدن پسوند پایداربرای توسعه، دیدگاههای جدیدی نسبت به توسعه عرضه گردید که دربخشهایی تحت عناوین توسعه پایدارمنابع آب، توسعه پایدارکشاورزی، توسعه پایدارجنگلها، توسعه انسانی پایدارونظایرآن ارائه شده اند (مکنون ۱۳۷۵).
لیکن دراین اواخرشهرسازان وبرنامه ریزان منطقه ای نیز به فکرپیداکردن زمینه‌های ممکن پایداری وتوسعه پایداردرمقیاس کوچکترواجرایی تر شهرها ومناطق افتاده اند. با اولین نمونه‌های عملی این تفکر به سرعت بین شهرسازان وبرنامه ریزان منطقه ای مقبولیت پیداکرد تا آنجا که دربعضی از کشورها به عنوان دستورالعمل تهیه طرحهای شهری مورد استفاده قرارگرفت.

با توجه به تاریخچه شهرسازی از نظراجرایی، دومقیاس شهری ومنطقه ای مناسبترین موقعیت را جهت تحقق هدف پایداری دراختیارمی گذارند. شهرسازی به عنوان یک رشته علمی ویک زمینه عملی وحرفه ای قادراست سهم عمده ای درایجاد سکونتگاههای انسانی پایدار، اعم از شهریا منطقه برعهده داشته باشد.
دراین دو سطح است که یک شهرساز حرفه ای جدید می‌تواند براساس تفکر: «جهانی فکرکنید، محلی عمل کنید» شکل بگیرد. امروز دیگر برماروشن است که هیچ شهریا منطقه ای نمی تواند خودرا مستقل ومنفک از محیط اطراف بداند. آلودگی هوای شهرها ومناطق موجب گرم شدن کره زمین گردیده ونفوذ توسعه به زیستگاههای حساس سبب تهدید تنوع زیستی شده وآلودگی 

تشکیل جزایرحرارتی پدیده دیگری است که به خاطروجود واحدها وعوامل گرمازا نظیراتومبیل وصنایع، وتابش وتشعشع از سطوح مختلف نظیر آسفالت وانواع فلزات ومواد ومصالح ساختمانی صنعتی درشهرها خصوصاً شهرهای بزرگ بوجود می‌آید وموجب ایجاد چتری از درجه حرارت بالا درسطح بالای شهرشده، سبب می‌شود تا این مناطق درمقابل جریان هوای سطحی همچون مانع عمل کرده وآن را به سطوح بالاترهدایت نماید. این امرنهایتاً باعث سکون هوا وتمرکز آلاینده ها درسطح شهرخواهد شد.
وضعیت شهرها درکشورهای جهان سوم از این جهات بسیاروخیم تراست. افزایش جمعیت، افزایش شهرنشینی، منابع طبیعی محدود، صنایع وابسته به طبیعت، فقدان سیاستهای مؤثرکنترل، عدم آگاهی‌های لازم از سیاستهای زیست محیطی وفقرکلی حاکم براکثراین کشورها مشکلات جدی تری را برای شهرها دراین دسته ازکشورها پدید آورده است. به خاطرفرسودگی محیط شهری، حدود ۶۰۰ میلیون نفراز جمعیت این کشورها درشرایط خطرناک وتهدید کننده ای به سرمی برند. حدود یک سوم جمعیت شهری اینها درمسکن زیر استاندارد زندگی می‌کند وحداقل ۲۵۰ میلیون نفرساکنین این شهرها دسترسی به آب لوله کشی ندارند و ۴۰۰ میلیون نفرفاقد تسهیلات بهداشتی هستند.
وضعیت شهرهای بزرگ دراین کشورها از اینهم بدتر است. بهرحال فعالیتهای شهرسازی درهمه کشورها یک وسیله مؤثرجهت اجرا وتحقق سیاستهای ملی ومحلی موقعیتهای عمده ای جهت تجدید نظردراستفاده از زمین، انرژی ومحیط زیست ارائه می‌دهد تا بدینوسیله بتوان سکونتگاههایی ایجاد کرد که نه تنها زندگی مطلوب وبا کیفیتی را برای نسل حاضرونسلهای آی

 

نده درشهرها تأمین کند، بلکه پایداری کره زمین وروح انسانی را نیز تضمین نماید.
سلمن (۱۹۹۵)، ضمن تحلیل نقش شهرسازی درایجاد پایداری درشهرها هشت زمینه فعالیت را به شرح زیرجهت دستیابی به شهر پایداربه شهرسازان توصیه می‌کند. هرفعالیت اصلی از چند عامل مشخص تشکیل شده است:
۱- حمایت از سرمایه‌های طبیعی حساس، شامل:
– دفاع از کیفیت هوا
– دفاع از کیفیت آب
– دفاع از زیستگاههای عمده
– حداقل بهره برداری از منابع تجدید ناپذیر
۲- حفاظت ونگهداری از منابع طبیعی، شامل:
– بکارگیری اهرمهای شهرسازی درحفظ منابع طبیعی
– حداکثر استفاده از توانهای احیاء وبازسازی
– فعال نگاهداشتن مستمرکاربریهای شهری
– ایجاد فضاهای سبز به عنوان یک استراتژی

۳- آینده نگری درتصمیمات، شامل:
– برنامه ریزی با افق بلند مدت
– توجه به ارزش واقعی منابع طبیعی درتصمیم گیری ها
– استفاده از امتیازات خاص درتصمیم گیری
– استفاده از روش ارزیابی درتصمیم گیری (EIA)
4- عدالت اجتماعی درجامعه وبین نسلها، شامل:

 

– توجه به آثارزیست محیطی درخارج از محدوده شهر
– الزام همبستگی با سازمان ونهضت‌های خارجی
– پیگیری مستمراز وضعیت کیفیت محیط
– نظارت برفعالیتهای صنعتی به منظورآگاهی از تولید ودفن ضایعات صنعتی
۵- چرخه سالم توسعه، شامل:
– حداکثر استفاده ازارزیابی زیست محیطی درارزیابی پروژه‌های عمرانی
– سازگاری وهماهنگی سیاستهای توسعه
– استفاده از روشهای برنامه ریزی محیط زیست براساس ظرفیت ها وآستانه ها
– دردسترس بودن اطلاعات زیست محیطی صحیح وکامل برای مدیران وتصمیم گیرندگان
– معرفی نمونه‌های موفق درشهرها درارتباط با انرژی، مواد وحمل ونقل و….
۶- ترغیب وتشویق شهروندان، شامل:
– تصمیم گیری شفاف

– نقش خلاقانه مدیران
– اتخاذ سیاست مناسب برای رایانه ها
– طرحهای توسعه ای که ارتباط وهمفکری را ارتقاء بخشد.
۷- استفاده از محصولات با دوام، شامل:
– نظارت برتولید کالاها
– استفاده از ابتکارات جدید
– سعی درتوافق ورتق وفتق مسائل
لیکن مسئله این است که مفهوم پایداری را چگونه می‌توان درشهرها تحقق بخشید ؟ یک شهر پایدارچیست ودارای چه خصوصیاتی است ؟ دراینجا سعی خواهد شد عناصر وخصوصیات برجسته پایداری درسطح شهر ومنطقه مورد بررسی قرارگیرد.
توجه به محدودیتهای اکولوژیکی عمده درشهرپایدار
توجه به محدودیتهایی نظیرزمین، آب وهوا، تنوع زیستی وعناصر دیگر محیط زیست طبیعی، اساسی ترین اقدامی است که شهرساز یا برنامه ریز منطقه ای باید درجهت تحقق پایداری اعمال نماید. بدون هیچ تردید الگوهای توسعه شهری ومنطقه ای زمینه‌های فوق العاده مناسبی را برای دستیابی به پایداری فراهم می‌سازند.
بنابر گفته رزلند (۱۹۹۲) «شهرها امکانات وموقعیتهای فراوانی را برای حل مسائل زیست محیطی دارا می‌باشند. طراحان، برنامه ریزان ومسئولین شهری هم می‌توانند وهم باید دربکارگیری شیوه‌های جدید توسعه پایدارومدیریت شهری پیشقدم شوند». بدیهی است که شهرها

وتوسعه‌های شهری دارای آثارمتعدد اکولوژیکی هستند (بحرینی، الف ۱۳۷۶) وجدی بودن بحرانهای زیست محیطی درسطوح جهانی ومحلی که تا حدودی ناشی از الگوهای معاصر توسعه شهری است، ضرورت اعمال یک دیدگاه جدید مدیریت شهری ومنطقه ای براساس اهداف اکولوژیکی را اجتناب ناپذیرمی نماید.
روند جهانی پدیدارشدن شهرهای بزرگ، براضطرارایجاد مدیریت شهری جدید بیش از پیش می‌افزاید. برطبق گزارش مؤسسه منابع جهانی (۱۹۹۴، WRI) نرخ شهرنشینی با سرعتی بیش از نرخ افزایش مطلق جمعیت درحال افزایش است: «تاسال ۲۰۰۵ میلادی نیمی از جمعیت جهان درشهرها زندگی خواهند کرد. درسال ۲۰۲۵ از هرسه نفر، دونفردرشهرها ساکن خواهند بود.

تاسال ۲۰۰۰ تعداد ۴۸۶ شهردرکشورهای درحال توسعه دارای جمعیتی معادل یک میلیون نفر یا بیشتر خواهند بود وشهرهایی همچون سائوپولو ومکزیکوسیتی دارای جمعیت‌های باورنکردنی ۲۲و۲۴ میلیون نفر خواهند شد (Carley and Chritie 1993). درچنین شرایطی، شهرسازان اینگونه شهرها با مسائل زیست محیطی وحشتناکی روبروخواهند شد. توجه به ملاحظات زیست محیطی وحفاظت از محیط زیست به هیچ وجه امر تازه ای درشهرسازی وطراحی شهری نیست.
هدف شهرهای پایدارامروز برپایه تفکرات گذشته استواراست. برای مثال کاربرجسته یا ن مک

هارگ (۱۹۶۹) وتوجهی که وی برظرفیت برد، حفاظت از اراضی حساس، برنامه ریزی آبخیز وبرنامه ریزی اکولوژیکی زمین بطورکلی داشت همگی

پایه‌های ارزشمندی برای مفاهیم جدید پایداری بوده اند. شاید آنچه را که امروز تفاوت کرده توجه واولویتی است که به محدودیتهای اکولوژیکی دربرنامه ریزی، طراحی واداره شهرها داده می‌شود. درطراحی شهری نیز اخیراً اقدامات عمده ای جهت تجدید نظردرشکل شهرها کنترل رشد وتدوین دیدگاههای جدید برای آینده شهرها صورت گرفته که دررأس این اقدامات اهداف پایداری مورد تأکید قرارگرفته است.

برطبق این نظریات، شهرها باید نمونه هایی از انسجام وهماهنگی زیست محیطی باشند. کلیه پروژه‌های بزرگ باید نسبت به جنبه‌های زیست محیطی کاملاً مسئولانه برخوردکرده، آثارفعالیت‌های خودرا صریحاً مشخص نمایند. درچارچوب مفهوم پایداری باید درجستجوی زندگی شهری وشکل شهربدون اتومبیل بود. (Designing America , 1995).

بدیهی است مسئله تنها تعیین چند منطقه حفاظت شده دردوردست ها نیست. بلکه توجه به محدودیتهای اکولوژیکی وآثارزیست محیطی درهرمرحله از توسعه شهر، هرجنبه از طراحی شهری، از صرفه جویی درمصرف انرژی درساختمانها گرفته تا شبکه حمل ونقل منطقه ای ونحوه عمل بخشهای تجاری وصنعتی درشهرباید مد نظرقرارگیرد. برنامه ریزی برای پایداری باید ساختارهای اجتماعی، کالبدی، سیاسی واقتصادی را به طوراساسی تغییر دهد تا امکان تحقق اهداف پایداری فراهم گردد.
روشن است که رابطه تنگاتنگی بین پایداری وسیاستهای مدیریت توسعه شهری ومنطقه ای وجوددارد. لیکن گرچه کنترل رشد همواره به عنوان یکی از اهداف مدیریت شهری مطرح بوده است، درکمترجایی است که چنین اقداماتی به نتیجه مطلوب رسیده باشد. برای مثال شهرتهران از حدود ۳۰ سال پیش یعنی زمانی که جمعیت آن کمتر از ۵/۲ میلیون نفر بوددارای شورایی به نام شورای

عالی نظارت برگسترش شهر تهران بوده است که به خاطرمحدودیتهای موجود درمنطقه نظیر آب، قصد کنترل رشد جمعیت شهرتا حداکثر ۵/۳ میلیون نفررا داشته است که از سالها پیش این هدف عملاً رها شده و جمعیت شهر هم اینک به دوبرابرسقف فوق افزایش یافته است.
درشهرپایدارتوجه بیشترمعطوف به استفاده اززمینهایی است که تحت پوشش توسعه شهری درآمده است. بخش اعظم رشد آینده جمعیت ونیاز به مسکن درمنطقه یا شهررا می‌توان از طر

یق پرکردن بافت موجود شهر، افزایش متعادل، تراکم، نوسازی وبازسازی مناطق متروکه وفرسوده واحیاء وتغییرکاربری بناهای قدیمی موجود برآورده ساخت. اهداف شهرپایداربا اقداماتی که درجهت بازسازی ونوسازی بافتهای کهن ومناطق مرکزی شهرباید صورت گیرد، کاملاً هماهنگ بوده ودرحقیقت مکمل وحامی یکدیگرند، زیرا درشهر پایدارنیز هدف این است که قبل از مصرف ویا تخ

یب اراضی مهم طبیعی ویا اراضی بائردراطراف شهر، اززمینهای موجود درداخل شهر استفاده به عمل آید. تأکید برایجاد فضاهایی با دوام واحیاء واستفاده مجدد از بناها ودیگرعناصرموجود شهرخصوصاً درکشورما وجه مشترک مفیدی را بین دوهدف پایداری وحفظ آثار تاریخی پدید می‌آورد.
ایجاد شکلهای فشرده وجمع وجوربرای شهرها وجلوگیری از گسترش بی رویه آن به اطراف نیز نیازمند یک وسیله حمل ونقل پایدارترمی باشد. آثارسوء زیست محیطی اتومبیل امروز برکسی پوشیده نیست وبنابراین شهرپایدارباید دارای شبکه حمل ونقل مناسب ومتعادلی باشد.

دربسیاری از مطالعات، هزینه‌های اجتماعی، زیست محیطی واقتصادی وابستگی به اتومبیل که شامل مصرف زیاد سوختهای فسیلی، وارد کردن مقادیرقابل توجهی آلاینده به هوای شهرها وبسیاری هزینه‌های پنهانی دیگر می‌باشد برشمرده شده است. ولی با وجود این استفاه از وابستگی به اتومبیل همچنان درهمه شهرها روبه افزایش است.
تعداد اتومبیل، طول سفرهای درون شهری وسفرهای تکراری بین محل سکونت ومحل کار، همگی روز به روز افزایش می‌یابد. این روندها حاکی از الگوی پراکنده وگسترده کاربری زمین است که هم معلول است وهم علت. به این مفهوم که توسعه شبکه‌های حمل ونقل به اطراف شهرها از یک طرف با تأمین دسترسی سهل وسریع موجب بالا رفتن قیمت زمین، رونق ساخت وساز ونهایتاً گسترش توسعه شده واز طرف دیگر خود این توسعه نیاز به توسعه بیشتر شبکه‌های حمل ونقل را ضروری می‌نماید.
مثال روشن آن احداث بزرگراه آیت الله صدردرشمال شرق تهران به منظورتأمین دسترسی برای کاربریهای محدود این منطقه بودکه به توسعه سریع منطقه و نهایتاً تراکم بیش از حد رفت وآمد دربزرگراه مذکورمنجرگردیده است. یکی از صاحبنظران مسائل شهری (LOW ,1994 ) مسئله فوق را چنین بیان می‌کند: «دورتسلسلی که درآن وابستگی به اتومبیل منجر به عدم کارآیی کاربری زمین شده واین خود زمینه رانندگی بیشتری را فراهم می‌سازد».

دریک شهرپایدار، حمل ونقل سالم وفاقد آلاینده، خصوصاً پیاده روی ودوچرخه سواری غالب است. شکل شهرپایدارباید آنگونه باید که فعالیتهای فوق را تسهیل نماید. شهرهایی چون آمستردام، کپنهاگ ووین نمونه‌های خوبی از طراحی برای دوچرخه سواری هستند. این وسیله نقلیه به عنوان یکی از اجزاء عمده شهرهای پایداربسیارامیدبخش است.علاوه براین، شهرهای پایدارباید تأکید بیشتری برشبکه متعادل وجامع حمل ونقل عمومی نظیر راه آهن شهری، قطارواتوبوس برقی، دوچرخه واتومبیل شخصی داشته باشند. شهرپایدارباید آثارسوء زیست محیطی ومصرف منابع

طبیعی خصوصاً زمین را به حداقل برساند. برای این منظورباید شکل کالبدی جدیدی بوجود آورد که حاوی مشخصات زیر باشد:
الگوی فشرده توسعه، تراکم نسبتاً بالا، استفاده کارآتراز زمین، شبکه حمل ونقل پایدار ومعقول با وابستگی کمتر به اتومبیل ودسترسی بیشتر به وسائل حمل ونقل عمومی ووجود امکانات پیاده روی ودوچرخه سواری، تأکید بیشتربراستفاده از اراضی درون شهری، استفاده جدید از بناهای قدیمی ف احیاء اراضی تخریب شده، حفاظت ونگهداری از اراضی حساس از نظراکولوژیکی ودوری از مناطقی که خطرسوانح طبیعی آنها را تهدید می‌کند نظیرمسیل ها ومناطقی که دارای فرسایش شدید ویا لغزش زمین می‌باشند.
شهرجمع وجورپایدارالزاماً شهربی روحیه وفاقد لطف نیست. برعکس شهرپایداربرسبزکردن فضاهای شهری وطراحی متکی به درخت وفضای سبز، پارکهای شهری وباغ وباغچه وشبکه بهم پیوسته فضاهای باز وسبز منطقه ای تأکید دارد.
ایجاد شهرهای پایدارهمچنین متضمن ایجاد تغییرات عمده درنحوه اداره و مدیریت شهرها وچگونگی اتخاذ سیاستهای سرمایه گذاری وتصمیم گیریها برای آینده شهر خواهد بود. چنین تغییراتی مستلزم اعمال برنامه‌های جدی تر درزمینه بازیافت و کاهش مواد زائد، صرفه جویی درمصرف انرژ

ی واستفاده ازانرژیهای پاک نظیرخورشید، ترغیب به صرفه جویی درمصرف آب وتدوین سیاستهای قیمت گذاری که دربرگیرنده هزینه‌های واقعی زیست محیطی باشد وسیاستهای مصرف متکی برکاهش ضایعات وتشویق استفاده از محصولات وکالاهای با دوام تر وپایدارترمی باشد.
شهر پایدارشهری است که دارای آنچنان پایه اقتصادی باشد که نه تنها کمترین اثر نامطلوبی رابرمحیط زیست نداشته باشد، بلکه دراحیاء وارتقاء کیفیت آن نیز مؤثرباشد. صنعت وتجارتی که برپایه اصول پایداری متکی باشد باید اساس اشتغال وپایه اقتصادی شهر را تشکیل دهد. چنین فعالیتهایی باید دارای حداقل آلودگی، مصرف کم انرژی، محصولات بدون مواد زیان آور، قابل تجزیه درچرخه طبیعی واستفاده از مواد پایدار، ویک فرآیند بسته تولید برای محصولات بادوام باشد به نحوی که کالاهایی نظیرتلویزیون ویخچال پس از مصرف قابل برگرداندن به تولید کننده اصلی جهت بازیافت مواد باشند.
بطورخلاصه، پایه اقتصادی یک شهرباید حتی المقدوراز نظراکولوژیکی پایدارباشد. شهرداریها وسایر نهادهای شهری می‌توانند با اتخاذ تدابیرگوناگونی مانند بخشودگی مالیاتی برای فعالیتهای هماهنگ با محیط زیست، سرمایه گذاری وحمایت مالی از چنین فعالیت ها، وضع قوانین ومقررات دقیقترومحکمتر وبرنامه‌های آموزشی برای صاحبان فعالیتها ومسئولین به تشویق وترغیب این فعالیتهای اقتصادی کمک کنند.
درحمایت از فعالیتهای تجاری وصنعتی باید علاوه براشتغال، درآمد وپایه اقتصادی، به ماهیت پایداری واحیاء زیست محیطی آنها نیز توجه کرد واین عوامل را نیز درتصمیم گیریهای مربوط به آنها دخالت

داد. پیشرفت واقعی به سوی شهر پایداراز نقطه نقطه نظرزیست محیطی نیازمند ایجاد نهادهای اجتماعی جدید است. برای مثال، مرزهای سیاسی ندتاً با نظامهای طبیعی ویا عملکردهای عمده منطبق است وبنابراین شهرها اغلب قادربه برخورد با مسائل زیست محیطی خود وحل آنها درچنین سطوحی نمی باشند. شهریا مجموعه شهرهایی که درامتداد یک بسترآبخیز، پستی و بلندیهاویا واحدهای زیستی ـ منطقه ای موجود سازمان پیداکنند از این نظربسیارمعنی دارترند.
دستیابی به الگوهای پایدارترکاربری زمین نیز احتمالاً نیازمند نوعی تشکیلات وسازماندهی منطقه ای است. ایالت کالیفرنیا درایالات متحده دراین زمینه دست به ابتکاربسیارجالبی زده است. به این ترتیب که ایالات مذکوربه سیزده منطقه زیستی تقسیم شده وبرای هرکدام، یک شورای زیست منطقه ای تعیین گردیده است (Jensen et al , 1993) کشورنیوزیلند نیز که شاید بیشترین تلاش را جهت وارد کردن ملاحظات پایداری درنظام برنامه ریزی خود کرده است، با ایجاد تعدادی شوراهای منطقه ای با محدوده هایی که منطبق با حوزه‌های آبخیز ویا آبریز است، سازمان وتشکیلات دولتی خودرا کلاً متحول کرده است.
کوششهای زیادی برای ایجاد شهرهای سبز ویا محلات سبز درنقاط مختلف دنیا به عمل آمده است.گاهی سکونتگاههای جدیدی نیز براساس ایم مفاهیم وبا اتکاء براصول اکولوژیکی شکل گرفته که شهرآرکوسانتی درآریزونا وسروگوردو دراورگان دو نمونه برجسته آن است (Burning and Holtzclaw , 1992). تفکرات گوناگونی نیز درمورد سکونتگاههای کوچک (Bell , 1992) وروشهایی همچون باغچه‌های شهری، انرژی باد، سرپناههای زیستی ومجموعه‌های زیرزمینی ارائه شده است. روستاهای اکولوژیکی درچند جا نظیرنیویورک ساخته شده است (walter et al , 1992) دراین تفکر که برای اولین باردرکشورهای اسکاندیناوی بکارگرفته شد، مفاهیم اکولوژیکی طراحی ومسکن اجتماعی درهم آمیخته شده است (walter et al , 1992 , Gordon , 1992).

خوشبختانه درسالهای اخیر ادبیات مربوط به توسعه پایدارشهری به سرعت درکشورهای مختلف درحال افزایش بوده وشهرسازان به راحتی قادربه پیداکردن نمونه‌های مطلوب وتجربیات عملی این نمونه ها جهت استفاده درکارخود می‌باشند.
شهرپایدارباید دارای پایداری اجتماعی وکیفیت زندگی بالا باشد
برای اینکه پایداری درشهربتواند از اعتباروارزش لازم برخوردارباشد، باید جنبه‌های اجتماعی رانیز دربرگیرد. بنابراین به موازات توجه به مسائل زیست محیطی، شهرپایدارباید به مسائل اجتماعی وانسانی نیز توجه داشته باشد. منظورایجاد وحمایت از محیط‌های انسانی فعال، فضاهای زنده

وشهرهایی است که کیفیت بالایی را برای زندگی شهروندانش فراهم نماید. بدیهی است تعریف کردن ابعاد اجتماعی به مراتب از تعریف کردن ابعاد زیست محیطی واکولوژیکی مهم تروکیفی تراست. زیرا نمی توان به سادگی برمعیارهایی همچون ظرفیت بردطبیعی متکی بود. واژه هایی همچون قابلیت زندگی وکیفیت زندگی تعاریف ومشخصات خاص خودرا دارند. درسالهای اخیر استفاده از شاخص‌های ارزیابی کیفیت محیط درکشورهای مختلف متداول شده است. این شاخصها مجموعه اطلاعاتی است که وضعیت کلی یک مجموعه را منعکس می‌سازد وروشی است برای دیدن تصویر کلی از طریق اجزاء آن که به ما نشان می‌دهد که مجموعه (شهر) به کجا می‌رود: به طرف بالا یاپایین، به جلو یا به عقب، وضعیت درحال بهبود است یا وخامت ویا اینکه تغییری نمی کند.
دریک طرح پژوهشی درحال اجرا درایران تحت عنوان: «تهیه مدل ارزیابی کیفیت محیط زیست شهری»، عوامل اصلی تشکیل دهنده این کیفیت درسه بخش عمده واساسی زیر تعریف شده اند:
۱- نیازهای بیولوژیکی / فیزیولوژیکی اساسی انسان به عنوان یا موجود زنده، شامل:
الف: محیط طبیعی
ب: بهداشت ورفاه فردی

ج: ایمنی وبهداشت
۲- نیازهای اجتماعی، شامل:
الف: مسکن
ب: اقتصاد واشتغال
ج: آموزش
د: محیط اجتماعی
ذ: انرژی
و: حمل ونقل
ز: تأسیسات
۳- نیازهای فرهنگی، شامل:

 

الف: هنر ومیراث فرهنگی
ب: محیط مصنوعی
درشهرسیاتل آمریکا، مجموعه ای متشکل از ۴۰ شاخص تحت عنوان شاخص‌های شهرپایداربه منظورارزیابی کیفیت محیط شهر تعیین شده است. این شاخص ها درچهارگروه اصلی: محیط زیست، جمعیت ومنابع، اقتصاد وفرهنگ وجامعه، دسته بندی شده اند.
استفاده از شاخص‌های مذکورجهت ارزیابی کیفیت محیطهای شهری واقدام برای بهبود آنها اجتناب ناپذیراست.
البته به وضوح دیده می‌شود که الگوهای توسعه شهری دراغلب نقاط جهان خصوصاً درکشورهای درحال توسعه از نظراجتماعی وروانی مطلوبیتی ندارند. شهرها وسکونتگاههای موجود بهیچوجه مطابق با معیارها وضوابط مورد نظرنیستند. مراکز شهری اغلب فرسوده وخالی از فعالیت شده اند. حومه‌های شهری فاقد روحیه شهری وبه شدت متکی بر اتومبیل اند. تفکیک قاطع کاربری ها براثر منطقه بندی متداول والگوهای پراکنده وبی رویه توسعه درمناطق شهری وابسته به یک شبکه ارتباطی وحمل ونقل پیچیده ای است که نتیجه آن گره‌های طولانی ترافیک ورفت وآمدهای طولانی وخسته کننده روزانه است. مردم به طورروز افزونی از یکدیگرجدا می‌شوند. الگوهای کاربری زمین برمبنای تفکیک وجداسازی قشرهای مختلف برحسب درآمد وشغل استواراست واین خود ریشه درتوزیع نامتعادل وغیرمنصفانه امکانات وموقعیتها دارد.
حال اجزاء وعناصر اجتماعی یک شهرپایدارکدامند ؟ شهرسازی سنتی جدید که امروز به نام شهرسازی جدید (Katz 1994) معروف شده است بسیاری از عناصر کالبدی شهر پایداررا معرفی کرده است. مهمترین اجزاء چنین شهری عبارتند از: تأکید برعابر پیاده، ترکیب واختلاط کاربریها

وتأکید برعملکردهای اجتماعی به عنوان عامل وحدت بخش بناها وفضاهای عمومی. چنانچه بسیاری از توسعه‌های شهری سنتی جدید نشان می‌دهد، اهداف قابلیت پیاده روی، مقیاس انسانی وفضاهای مدنی پویا، مشخصا ً با اهداف پایداری زیست محیطی منطبق اند. ایجاد فضاهای فعال وزنده شهری نیز مسلماً جزئی از یک مکان قابل زیست است. دربرخی از فضاهای سنتی شهرهای ما و بسیاری از شهرهای اروپایی چنین فضاهای فعال وزنده ای دیده می‌شوند.