معماری

معماری هنر و دانش طراحی بناها و سایر ساختارهای کالبدیست. تعاریف جامع تر، بیش‌تر معماری را شامل طراحی تمامی محیط مصنوع از طراحی شهری و طراحی منظر تا طراحی خرد جزییات ساختمانی و حتی طراحی مبلمان می دانند.
طراحی معماری در اصل استفاده خلاقانه از توده، فضا، بافت، نور، سایه، مصالح، برنامه و عناصر برنامه ریزی مانند هزینه، ساخت و فناوری است به منظور دستیابی به اهداف زیباشناختی، عملکردی و اغلب هنری. این تعریف، معماری رااز طراحی مهندسی که استفاده خلاقانه از مصالح و فرمها با بهره گیری از ریاضیات و قواعد علمی است، متمایز می کند.

آثار معماری به عنوان نمادهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی یک کشور شناخته می شوند. تمدن‌های تاریخی نخست از طریق همین آثار معماری شناخته می شوند. ساختمان‌هایی چون تخت جمشید، اهرام ثلاثه مصر، کالاسیوم روم از جمله چنین آثاری محسوب می شوند. آثاری که پیوند دهنده مهم خودآگاهی‌های اجتماعی بوده‌اند. شهرها، مذاهب و فرهنگ‌ها از طریق همین یادواره ها خود را می‌شناسانند.

معانی و تعاریف
بايد توجه داشت که امروزه واژه « معماری » در دو معنای وابسته بکار می رود:
يکی معماری به عنوان «فرايند ساماندهی فضا» که اسم‌معنا شمرده شده‌است و به يک فعاليت آفرينشگر (خلاقانه) آدمی توجه دارد و بر پايه ی علمی-تجربی، هنر و فناوری ساخت پديد می آيد. اين برداشت بيشتر از سوی معماران صورت ميگيرد.
دوم معماری به عنوان «دستاورد ساماندهی فضا» يا اثر معماری که اسم‌ذات شمرده شده‌است و به ساختمان‌هايی اشاره دارد که پيش از ساخت آنها اين فرآيند پيموده شده‌است. اين برداشت بيشتر از سوی باستان‌شناسان و مورخين معماری بکار می رود.

 

در يک تعريف کلی از معماری ويليام موريس چنين می نويسد:
معماری؛ شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشر را در بر می گیرد و تا زمانی که جزئی از دنیای متمدن بشمار می آییم، نمی توانیم خود را از حیطهٔ آن خارج سازیم، زیرا که معماری عبارت از مجموعه اصلاحات و تغییراتی است که به اقتضای نیازهای انسان، بر روی کرهٔ زمین ایجاد شده‌است که تنها صحراهای بی آب و علف از آن بی نصیب مانده‌اند. ما نمی توانیم تمام منافع خود را در زمینه معماری در اختیار گروه کوچکی از مردمان تحصیل کرده بگذاریم و آنها را مامور کنیم که

برای ما جستجو کنند، کشف کنند، و محیطی را که ما باید در آن زندگی کنیم شکل دهند و بعد ما آن را ساخته و پرداخته تحویل بگیریم و سپس شگفتزده شویم که ویژگی و کارکرد آن چیست. بعکس این بر ماست که هر یک، بنوبه خود ترتیب صحیح بوجود آمدن مناظر سطح کره زمین را سرپرستی و دیدبانی کنیم و هر یک از ما باید از دستها و مغز خود، سهم خود را در این وظیفه ادا کند.
در تعريفي ديگر از لوکوربزيه (يکي از بزرگترين معماران تاريخ) ميگويد:
معماري بازي است با اشياء در زير نور

ریشهء واژه
واژه «معماری» در زبان عربی از ريشهٔ «عمر» به معنای عمران و آبادی و آبادانی است و «معمار» ، بسيار آباد کننده. در زبان فارسی برابرهايی گوناگونی برای آن آمده‌است مانند :‌ «والادگر» ، «راز» ، «رازيگر» ، «زاويل» ، «دزار» ، «بانی کار» و «مهراز». مهراز، واژه‌ای است که از «مه» + «راز» درست‌شده و مه برابر مهتر و بزرگ بنايان است. بنابراین از دو بخش « مه » ، به‌معنای بزرگ و «راز» به‌معنای سازنده درست شده‌است. اين واژه برابر مهندس معمار به تعبير امروزی است. در زبان لاتين نيز واژه «architect» از دو بخش archi به معنای سر، سرپرست و رئيس و tecton به معنای سازنده درست شده که کاملاً همتراز با واژه مهراز می باشد. مفهوم دقیق واژه معماری ریشه در واژه یونانی archi-tecture به معنای ساختن ویژه دارد, ساختنی که هدایت شده و همراه با آرخه باشد. آرخه(arkhe)از فعل آرخین(arkhin) به معنای هدایت کردن و اداره کردن است.
معماری مدرن (نوین)

امروزه برخی از نويسندگانی كه به اين موضوع می‌پردازند، حتی مدعی‌اند كه جنبش نوین، حكم گونه‌ای «كلاف سردرگم» را دارد؛ آنان بر این باورند كه معماران مدرن در عالم واقع، «ايديولوژی» مشتركی نداشتند و به طريق اولی معماری مدرن نمی‌توانست اصولاً وجود داشته باشد. جنبش مدرن بی‌ترديد مبنا و جهت‌گيری ویژه خود را داشته است، و تنها آن دم كه اين به درستی درك گردد، امكان رسيدن به ارزيابی منصفانه‌ای از پيامدهای آن، و از جمله كوشش‌های پست مدرن اخير، فراهم می‌آيد. به اين طريق می‌توان به نقطه عزيمتی برای جست و جو و پيگيری معماری‌ مردم سالار در عصری كه در آن به سر می‌بريم، دست يافت.

هدف كلی معماری مدرن اين است كه برای انسان محل سکونتی جديد ایجاد کند. اين سكونتگاه جديد بايد نياز به شناسايی را برآورده سازد و بدين ترتيب تجلی «رابطه دوستانه» جديد بين انسان و محيط زيست او باشد. لوكوربوزيه در سال ۱۹۲۳ نوشت: « مسئله خانه، مسئله عصر است.»، «تعادل اجتماع به اين مسئله بستگی دارد. معماری، در اين دوره نوسازی، نخستين وظيفه‌اش تجديد نظر در ارزش‌ها و عناصر تشكيل دهنده خانه است.»

نخستین آگهی (اعلامیه) مهم بين‌المللی معماری نوین، وايسنهوف در اشتوتگارت –۱۹۲۷- در واقع نمايشگاهی با عنوان «سكونتگاه» بود. جنبش مدرن با در نظر گرفتن سكونتگاه به عنوان نقطه عطف، سلسله مراتب سنتی كارهای ساختمانی را دگرگون كرد. كليسا و قصر، به عنوان مهم‌ترين كارهای گذشته، اهميت خود رااز دست دادند، و از آن زمان به بعد موسسات عمومی دولتی ، «توسعه» خانه را مورد توجه قرار دادند. به موجب همين امر نوعی نگرش دموكراتيك جديد، بر پایه ی ساختار دنيای نوین پديد آمد.

بارها پيشگامان معماری مدرن تازگی جهان مدرن را یادآور شدند، و تأكيد کردند كه اکنون معماری نمی‌تواند با فرم‌های گذشته به كار رود. در اين باره، شعار لوكوربوزيه بسيار شناخته شده است: «عصر مهمی آغاز شده است. روحيه جديدی به وجود آمده… سنت‌ها و رسوم باعث سركوب معماری شده‌اند. «سبك‌ها» دروغ اند… عصر متعلق به ما، و سبك متعلق به آن ، روز به روز معين می‌شوند.» و ميس ون دروهه می‌افزايد:« نه ديروز، نه فردا، بلكه فرم را تنها در همين اامروز می‌توان معين ساخت.» اين عقيده كه بيان شد بی‌توجه به عقايد سياسی بود، گرچه هر دو با

نگرشی ريشه‌ای با يكديگر پيش ‌می‌رفتند. هانس مه ير ماركسيست در مقاله‌ای با عنوان «دنيای نوین» نوشت: «هر عصری فرم جديد خود را می‌طلبد. هدف ماست كه به دنيای جديد، شكلی جديد با معانی امروز بدهيم. اما دانش ما از گذشته باری است كه بردوش ما سنگينی می‌كند…» نتيجه آنكه، معماری بايد از نو دست به‌كار شود «انگار هرگز پيش از اين نبوده است»، و اين هدفی است كه پيش از اين درباره آغاز قرن مطرح نشده بود.

در گذشته تصور فضا و فرم همچون نگاره‌هايي يكپارچه مي‌نمودند كه همزمان داراي ویژگی‌های بنیادی(كلی) و محلی (تفصيلی) بودند. چنين انگاره‌هايي عبارت‌ بودند از ستون، طاق، ستنوری، برج، هرم، و سقف گنبدي. لوكوربوزيه با درک اين موضوع معماري را به عنوان «بازي استادانه، درست و شكوهمند حجم‌هايی كه در پرتو نور گرد يكديگر مي‌آيند… و بدين ترتیب مكعب، مخروط، كره، استوانه، و هرم فرم‌هاي بسيار مهمي‌اند…» تعريف مي‌كند.

مـعـمـاری قـبـل از اسـلام
معـماری ایرانی را باید بطور صحـیح از اعـماق تاریخ ایـن سرزمـیـن کهـن مـورد بررسی قـرار داد.
معـماری ایرانی به شـش قـرن قـبل از میلاد مسیح باز می گـردد، که مـشـخـصات هـر دورهً معـماری را در دوره های مـخـتـلف تاریـخـی شـرح می دهـیـم
-۱ معـماری دوران ماقـبـل تـاریخ تـا زمان حـکـومت مادها.

-۲ معـماری از زمان حکـومت مـادهـا تـا پـایان دوره حـکـومت ساسانیان .
در رابـطه با معـماری ایران، بایـد به خـوانـنـدگـان یـادآوری شـود، تـغـیـیـراتی کـه در رابـطه بـا هـنـر پـیـشـیـنـیان ایـران در معـماری داده شـده و نـحـوهً ساخـتمان سازی آن دوران. در سخـنی کـوتاه مـی تـوان به : حکـاکـی بـر روی سـنگ، گچکاری، نقاشی، آجرکاری، آئینه کاری، کاشی کاری، موزائیک کاری و دیـگـر کـارهـای تـزئـیـنی اشـاره کرد.

الـبـتـه مـا بایـد استـثـنـاهـایی هـم بـرای ساخـتـمان هـای چـنـد شـکـلی کـه بـرای مـواردی خـاص اسـتـفـاده می شد، قـائـل شـویم. این گـونـاگـونـی بـرآمـده از نـیـازهـای خـاص مـردم در زمـانـهـای مـتـفـاوت بـوده است.
هـنـرمـنـدان ایـرانی بـه دنـیـا ثـابـت کـردن کـه تـوانائـی هـای بالایی دارنـد و شـامـل احـتـرام بـسیار، بـخـاطر اثـرهـای تـاریخـی مـنـحـصر بـفـرد فـراوانـی کـه از خـود بـجـای گـذاشـتـه، هـسـتـند.

بـنـظر مـشکـل می رسد که بـتوان معـماری ایرانی را از زمانـهـای بـسـیـار دور تـا بـحـال طـبـقـه بـنـدی کرد. اما، تـرتـیـبات زیـر مـی تـواند چـشـم انداز وسـیـعـی از ایـن کـارهـا در اخـتـیـار شـمـا قـرار دهـد: کـلـبه هـای ماقـبل تـاریـخ، شهـرهـا و قـصـبه های اولـیه، اسـتحـکـامات و دژهـای نـظـامی، معـابـد و آتـشـکـده ها، مـقـبـره ها و آرامـگـاه هـای بـزرگ، مـکـانهـای عـظـیـم تـاریـخـی، سـدهـا و پـلـهـا، بـازارهـا، حـمام هـا، جـاده هـا، مسـاجـد عـظـیـم، بـرجـهـا و مـنـاره هـا، ساخـتـمانهـای مـذهـبـی و محـلهـایی از دوران اسلامی، و هـمچـنـیـن بـنـاهـا و یـاد بـودهـای گـسـتـرده در کـشـور ایران.

از دیگـر چـیـزهـای مهـمی که بـرروی معـماری ایرانی تـاثـیـر گـذار بوده است، شـرایط مهـم آب و هـوائی در فلات ایران بوده است. بطور مـثـال سبک معـماری در شـمال کـشـور و کـوهـپـایـه های ایران بـا سـبک معـماری در جـنـوب و کویر ایران تـفـاوت دارد. اکـنـون با مصـادف شـدن بـا اطاعـات تـمام نـشـدنـی و حـیرت آوری کـه امـکـان آن در هـیچ کـشور دیـگـری نـیـست، نگـاهـی داریم گـذرا بـه معـماری ایرانی.

صحـبت کردن در مـورد معـماری باستانی، بدون ایـنکـه نـمونه هایی از آن وجود داشتـه باشـد تـقـریـباً غـیـر مـمـکـن است.
یکی از قـدیـمی ترین بـناهای ک

ـشف شده در فلات ایران مربـوط می شود به بـنای رنگ شـده ” زاغ تـپـه ” در قـزوین. در تاریخ گـذشـته کـه مربوط می شود به قـرن هـفـتم و اوایل قـرن شـشم قـبل از میـلاد، بایـد بـسیار مورد رسیدگـی قـرار گـیرد که در آن زمان قـبل از تاریخ، چـگـونـه و با چـه وسائـلی این بـنا را آراستـه کـرده اند. از این بـنا بـرای جـمع شـدن و اجـتماعـات استـفاده مـی شده است.

در این بـنا از شومـیـنه برای گـرم کـردن ساخـتمان در فـصلهای سرد سال اسـتـفاده می شده است. هـمـچـنـین محـلی بـرای درست کردن کـباب داشـتـه است. هـمچـنـین این ساخـتمان دو محـل برای نگـهـداری ابزارها و وسائـل، بعـلاوه اتاقـی کـوچـک که از آن به عـنـوان نـشـیـمن استـفاده می کردند. دیـوارهـا بـوسـیله نـقاشـی از بـز کـوهـی تـزئـیـن شـده است. بـه احـتـمال خـیـلی زیـاد از این مـکـان برای انجـام مراستم مـذهـبـی خـود استـفاده می کـردنـد.
تـپـه سـیالک در نـزدیکـی کاشان نـیـز یکی دیگـر از این مکـانهـای تـاریـخی است، که بـه قـرن شـشم و پـنجـم قـبل از مـیـلاد بـرمـی گـردد.

نمایی از معـبد چغـازنبـیل در خوزستان

اولین بار که مردم به منطقه سیالک رفـتـند، نمی دانستـند که چگـونه باید خانه ساخت، و زیر کـلبه هایی که با برگ درخـتان تهـیه شده بود زندگـی می کردند. اما بزودی آنهـا فرا گـرفـتـند که چگـونه با گـل، خشت خام درست کرده و مورد مصرف در خانه سازی قرار دهـند.

در قـرن چهـارم قـبل از مـیـلاد مسیح مردم سیالک بصورتی جامع شروع کردند به بنا نهادن بناهـای جـدید، که بخوبی مشخص است. این بناهـا بصورتی یکجا و توده، و تماما تهـیه شده از آجر خام بود. این آجـرهای اولیه کـه بـصورتی بیضی شکـل تهـیه می شد، در آفـتاب گـذاشته شده و خشک می شدند؛ و بعـد از آن مورد استـفاده قـرار می گـرفـتـند. معـماری این دوره تـمام بـناهـا را با رنگ قـرمز تـزئـین کرده و تمام درهای این بـناهـا کوتاه و باریک بوده و قـد درها بـیشتر از ۹۰ – ۸۰ سانتی متر نبود.

تـپـه حسن در نزدیکی دامغـان، تـپه ایلـبـلیس در ۷۲ کیلومتری کـرمان، و تـپه حسنـلو در آذربایجان غربی از بـناهایی هـستـند که بوسیله حفاری های باستان شناسی از زیر خاک بـیرون آورده شده اند.

در حفاری های تپه حسنلو، سه بنای عـظیم کـشف شد که تمام آنهـا با نـقـشه ای یکسان درست شده بودند. این بـناها به ۱۰۰۰ – ۸۰۰ سال قـبل از مـیلاد مسیح بـرمی گـردند. تمام آنهـا دارای دروازهً ورودی، حـیاط سنگـفرش شده، اتـاقـهـا و انـبار بوده اند.
در معـماری تـپه حسنلو، ساختمانهـا بـنـظر از چوب بنا شده اند؛ مربع و بصورت برج با پـایه های چـوبی که بدون برش بصورتی عمودی از آنهـا بعـنوان پایه و ستون استـفاده شده بود. یکی از اتاقـهـا بصورتی سنگـفرش شده با خشت خام کشف شد. نکـته جالب توجه اینکه اتاقی دیگـر را که بعـنوان آشپـزخانه از آن استـفاده می شده دارای جاهای مخصوص با شومینه دور آنها بود.

 

یکی از معـماریهای مهـم ایران مربوط است به قرن ۱۳ قـبل از میلاد؛ معـبد چـغـازنـبـیل ( ۱۲۵۰ قبل از میلاد ) است که در کنار رودخانهً کرخه در استان خوزستان در جنوب ایران قرار گـرفـته است. این معـبد بوسیله “هـونـتاش هـوبان” پادشاه ایلام بر روی خرابه های شهر باستانی “دور – آنـتـش” ساخته شده بود.
این معـبد نشانگـر اوج و شکوه معـماری در آن دوره است. این بـنا بصورت چـهـارگـوش و به صورت یک ساخـتمان پـنج طبقه است، که هـر طبقه از طبقه قـبلی کوچکـتر است و نمائی بصورت مخروطی را نشان می دهـد. معـبد اصلی در آخرین طـبـقـه ساختـه شده بود. موادی که در ساختمان این معـبد بکـار رفـته است، بـیـشـتر از آجرهـای پـخـته لعـاب دار هـمراه با ساروج بـسیار قـوی بوده است.

 

گـنـبد غـربی معـبد چـغازنـبـیل که بصورتی ماهـرانه ساخته شده بود هـنوز هـم پس از گـذشت سـه هـزار سال از تاریخ آن بصورتی عـجـیب و حیرت آور در وضعـیتی خوب بسر می برد. ساخـتـن طاقـهـای هـلالی شکـل برروی راهـروهـا و پـلـکـان هـای داخل معـبـد نـشـانگـر مـوفـقـیت فوق العـاده و شگـفت آور معـماری در ایران باستان است. چـیـزی که باعـث تعـجب و شوک بـسیار در معـماری چـغـازنبـیل است، اینکه ابـتـکار هـنـرمندان آن دوره در اخـتراع و ساختـن یک سیستم جدید که آب آشامـیدنی ساخـتمان را تهـیه می کرده است. آب تسویه شده بوسیله عبادتـگـران و پـرستـشگـران و ساکـنین آن منطقه مورد استـفاده قرار می گـرفت.

کودتاي نظامي ١٢٩٩ و معماري نظامي گرايانه

کودتاي ١٢٩٩ اقدامي بود که در راستاي شکل گيري يک دولت اقتدارگرا در سالهاي
پاياني حکومت سلسله قاجار صورت گرفت. بررسي چگونگي شکل گيري و عوامل و
زمينه هاي مؤثر در وقوع کودتا مجال ديگري را مي طلبد.
اين نوشتار بدون آنکه به ويژگيهاي ديگر حکومت جديد بپردازد ٬ در مجالي اندک ٬
تنها از يک زاويه و از ديدگاه نظامي گرايي ٬ در جست وجوي تأثيرات اين واقعه در
معماري اين دوره است. معماري هر دوره از آن جهت که آينه انديشه هاي يک حکومت است منعکس کننده نگرشهاي پديدآمده دوره تاريخي خود است.
کوتاي ١٢٩٩ شمسي و حکومت نظامي بستر مناسبي را براي تشکيلات نوين نظامي

ايجاد کرد و به نظر مي رسد بزرگ ترين و مهم ترين ويژگي دوره رضاخاني خصلت
نظامي گرايانه آن بود. سير حرکت نظام به سويي بود که هر چيزي را تحت تأثير و انقياد ارتش و نيروي نظامي درآورد. اين نگرش با اثرگذاري در همه زمينه ها منجر به اين شد که ارتش و طبقه نظاميان وظايفي فراتر از نقش اصلي خود دارا شوند. در اين راستا رضاخان چه در دوره سردار سپهي و رياست الوزرايي و چه پس از آن در دوره پادشاهي نقش اصلي را به عهده داشت. شرايط تازه بين المللي و انديشه هاي نوين استعماري که دستورالعملهاي مشابهي را براي کشورهاي منطقه داشت حکومتي مقتدر را طلب مي کرد که بهترين وضعيت مناسب براي چنين تفکري وجود يک دولت نظامي بود.
تحول اجتماعي و سياسي که قدرت پادشاه را در سال ١٢٨٥ شمسي در سايه قانون
اساسي محدود کرده بود و مرجع قدرت و تصميم گيرنده را مجلس قانونگذار تعيين کرده بود دوباره و به عنايت طبقه نظاميان و با يک ظاهر قانوني به همراه تهديد و ارعاب به رضاشاه انتقال داده شد. وي با تفکر و بينش نظامي در دوره بيست ساله ارتش نويني را به وجود آورد که حاصل آن در

معماري مجموعه بناها و ساختمانهايي است که امروز با نام معماري دوره پهلوي اول طبقه بندي مي شود.
از طرف ديگر پديده ورود نظاميان در جرگه فعاليتهاي شهري و عمراني بود.
شهرداري تهران در طي يک دوره طولاني به يک نظامي کريم آقاخان بوذرجمهري
سپرده شد و تسطيح راههاي کشور ٬ ايجاد ساختمانهاي وسيع و بزرگ دولتي و غيردولتي نظير تئاتر ٬ سينما ٬ هتل و نظاير آن در حيطه مديريت و ساخت نظاميان قرار گرفت. ورود
نظاميان به صحنه هاي گوناگون سياسي و اجتماعي و تحکيم قدرت آنها در وزارتخانه ها ٬ سازمانها و اداره هاي حکومتي ٬ انتقال انديشه نظامي گرايانه را پيامد خود داشت و پس از آن بود که ع

لاوه بر فعاليتهاي فوق جاي پاي نظاميان در توسعه شهرسازي و معماري و عمراني پديدار شد.
اما در حوزه تخصصي معماري بناهاي دوره بيست ساله رضاخاني به دو دسته تقسيم
مي گردند: بناهاي نظامي و بناهاي غيرنظامي. از يک سو سازمان جديد حکومتي مبتني بر انگيزه نظامي باعث پيدايش بناهاي گوناگون و متعدد نظامي گرديد که پيش از اين چنين سابقه اي نداشت. پادگانها ٬ پاسگاهها ٬ زندانها ٬ ژاندارمري و نيز بناهاي متعدد شهرباني در يکايک شهرهاي ايران بناهايي بودند که هم به دليل داشتن ماهيت و
عملکرد نظامي و هم به جهت فراواني قابل ملاحظه توانستند تأثيرات خود را در شهر و بناهاي ديگر به جا گذارند. اما آنچه که در اين مبحث مهم است تأثيرات نظامي گرايانه برساختمانها و ابنيه غيرنظامي است. ويژگيهاي نظامي و يا ارتشي در جايگاه خود ارزش ومنزلت دارند اما اين موضوع قابل تأمل است که اين خصايل در حوزه هاي ديگر تا چه حدّي مي توانند تأثيرات خود را (چه مثبت

و چه منفي) بر جاي گذارند: و متفاوت بودن بناهاي اين دوره با ديگر ساختمانها از ويژگيهايي « يگانه بودن بنا » .١است که از خصوصيات نظامي اين دوره است. اکثر بناهاي دوره پهلوي اول با حضوري تنها و بدون همجواري و همسايگي با ديگر بناها همراه با چهار نما که يک نماي اصلي آن در بهترين وضعيت و جهت قرار گرفته است و خود را به گونه اي آشکار از ديگر بناها جدا مي سازد. اين تک بناها که نمونه هاي آن در شهرهاي مختلف با عنوان شهرباني ٬ شهرداري ٬ پست و دارايي فراوان هستند بيانگر انديشه اي نظامي است که خود را متفاوت با ديگران و حاکم بر آنها مي بيند.
ي« سرعت در ساخت » ٢. پروژه هاي ساختماني و عمراني دوره رضاشاهي از
برخوردارند که فراواني آنها نسبت به کوتاهي دوره بيست ساله نشانه اين مطلب است.

اين ويژگي نظامي که بايستي رسيدن به هدف و انجام يک کار در زمان کوتاه و معين
صورت گيرد و عمليات ساختماني را به مثابه يک عمليات نظامي در نظر آورد باعث
گرديد ابنيه متعدد اين دوره به مدد اين انگيزه با سرعت چشمگيري شکل بگيرند.
راهها ٬ تونلها ٬ راه آهن ٬ پلهاي فراوان و سلسله ساختمانهاي متعدد دولتي و نيز مجموعه بناهاي ميدان مشق )سر درِ باغ ملي( و مجموعه دانشکده هاي اوليه دانشگاه تهران حاصل چنين تفکري است.
٣. در سازمان ارتش که هر رده اي جوابگو و مطيع مافوق است تشکيلاتي را به وجود مي آورد که وظيفه شناس و خودکنترل باشند. دوره رضاخان به دليل خوي نظامي وي ٬ به ) نظارت و سرکشي ( زيردستاني موظف و فرمانبردار دارد و طبيعي است که ويژگي پروژه هاي ساختماني همانند بازرسي نظامي حاکي از کنترل نظام ساخت و ساز است.
در اين سيستم انجام يک کار به جهت جوابگويي به بالاتر به هر قيمتي )زورگويي ٬ تحکّم و حتي اتلاف امکانات مالي( بايستي انجام گيرد.
ناشي از نگرشهاي نظامي گرايي دارند. اين « تأثيرات رواني » ٤. اما مهم ترين عامل راصفتِ مشخصه به اشکال گوناگون در آثار معماري اين دوره ظهور کرد. هنگامي که سال
١٣٢٠ فر امي رسيد مجموعه معماري به وجود آمده در دوره بيست ساله حکايت از آن
داشت که انديشه هاي نظامي ٬ معماري ٬ عمراني و شهرسازي صفات مشابه و تعاريف مشترکي پيدا کرده اند. سلسله مراتب ارتش اينک در ورودي و ظاهر يک نما تجلّي پيدا کرده بود و عناصر مشابه يا يک شکل و مکرّر در نماي ساختمان نظير پنجره ها ٬ ستونها و يا عناصر ديگر تداعي کننده لباسهاي متحدالشکل نظاميان شده بود. ستونها و رديفهاي تکرارکننده عناصر معماري همچون سربازاني ايستاده و آرام بودند که ديگران از آنها سان مي ديدند و به عبارتي ديگر اقتدار ٬ افر اشتگي ٬ تحکم ٬ ابهت و تفاخر واژه هايي نظامي بودند که اينک در معماري مصداق شکلي پيدا کرده بودند. انديشه معماري نظامي گرايي با ساختن چنين بناهايي توانست انديشه هاي

اجتماعي و سياسي و نيز فرهنگي خود را در قالب شهرسازي جديد چنان پياده کند که هميشه حضور سايه وار خود را داشته باشد. انديشه اي که تنها از يک نفر نظامي رضاخان مي توانست به ظهور برسد.

سر در باغ ملي و ميدان مشق تهران : مکاني که در آن مجموعه بزرگ بناهاي رضاخاني
(شهرباني وزارت خارجه وزارت جنگ سازمان ثبت احوال پست موزه ایران باستان کتابخانه ملي و…)
ساخته شدند.

سر در باغ ملي و ميدان مشق تهران: مکاني که درآن مجموعه بزرگ بناهاي رضاخاني(شهرباني وزارت خارجه وزارت جنگ سازمان ثبت احوال پست موزه اير ان باستان کتابخانه ملي و…) ساخته شدند.

بلديه)شهرداري( تهران – ميدان

بلديه(شهرداري) تهران ميدان توپخانه

بلديه(شهرداري(تهران ميدان توپخانه

ساختمان جنب سر درِ باغ ملي تهران (بانک ايران و انگليس سابق(با نما و ورودي متقارن و مرتفع

فضاهاي اقليمي در معماري ايرني

در اين تاپيك سعي بر اين هست كه فضاهايي كه تو معماري ايراني وجود داشته را تعريف كنيم و جاي خالي اين فضاها رو تو معماري امروز به تأسف بنشينيم.

معماري ايراني كه ابتدا در محدوده ي فلات ايران و سپس در حوزه نفوذ فرهنگ ايراني شكل گرفت، همچون همه ي معماري هايي كه ريشه در فرهنگ بومي دارند، به اقليم توجه داشته و تا پايان دوره ي قاجار آثار با ارزشي از خود به جا گذاشته است.
بررسي نمونه هاي به جا مانده نشان مي دهد:

رنگهاي به كار رفته در تزيينات ساختمانها متأثر از ويژگي هاي اقليم گرم و خشك بوده اند.
مصالح ساختمانها، علاوه بر توانايي هاي سازه اي و توجه به مسائل اقتصادي و تأمين مصالح از نقاط نزديك، بهترين شكل بهره برداري از انرژي محيط بري را نشان مي دهند.
سازه هاي طاقي در اين بناها نشان دهنده ي رابطه ي اقليم و معماري هستند.
– حتي در نقوش تزييني رد پاي خورشيد را به عنوان مهمترين عامل اقليمي در نقوشي با نام شمسه و چرخ خورشيد مي توان ديد.
اين تاپيك به بررسي فضاهايي مي پردازد كه به طور مشخص به دليل ويژگي هاي اقليمي شكل گرفته اند و اقليم در آنها موضوع اصلي بوده است. نام اغلب اين فضاها از همين ويژگي اقليمي آنها گرفته شده است، مانند اتاق كرسي، زمستان نشين، سردابه و …

حياط هاي مرگزي در اين بررسي نيامده اند، گرچه اين حياط ها خود پاسخي اقليمي به فضاي باز خانه اند و ايجاد فضايي با درخت و حوض آب و در امان از بادهاي گرم و تابش شديد آفتاب، بهترين دليل شكل گيري حياط در مركز خانه بوده و در همه ي اقليم هاي مشابه هم ديده مي شود.

حياط نارنجستان
در كتاب فرهنگ مهرازي ايران، نارنجستان چنين تعريف شده است: ميان سرايي كه مي توان آنرا سر پوشيده كرد و در باغچه ي آن در ختان نارنج و غيره پرورش داد.
حياط نارنجستان حياطي كوچك در مجموعه ي اندروني بوده كه علاوه بر تأمين نور فضاهاي اطراف، امكان نگهداري گياهاني را كه نسبت به يخبندان شبهاي زمستان مناطق كويري حساس هستند فراهم مي كرده است. ابعاد كوچك آن و مجاورت با طاق ها و توده هاي ساختماني كه در طول روز با انرژي خورشيد گرم مي شدند موجب مي شده كه با تخليه ي اين انرژي در طول شب، دماي

فضاي محدود حياط بالاي صفر حفظ شود، و حتي در برخي موارد اين حياط ها سقفي با يك سوراخ بزرگ در مركز دارند كه در زمستانهاي خيلي سرد امكان پوشاندن آن با پارچه و جود داشته است.