معمار بزرگ میس وندروهه

مقدمه
در تاريخي كه به نام معماري مي شناسيم هيچگاه در طريق ساخت اينچنين تغييرات مهم ، همانند آنچه كه در قرن گذشته اتفاق افتاد ، به وجود نيامده بود. بر اثر افزايش بي سابقه جمعيت جهان ، فعاليتهاي الحاقي صورت ديگري يافتند ، اما درهيچ زمينه اي مانند معماري اين چنين با شكوه به نمايش درنيامدند.

نياز به مسكن مناسب جهت نماد كثيري از مردم ، سازندگان را ملزم به ساخت درارتفاع نمود و تكنولوژي نيز ابزار زير را در اختيار آنان قرار داد : اول : اسكلت فولادي ، با قابليت اجرا درارتفاعات زياد و بي نياز از داشتن ديوار هاي ضخيم درروي زمين ، دوم : آسانسور مكانيكي ، و به دليل نياز به

انباشتن كالاها و اينكه بايد بر روي خط توليد مونتاژ شوند ، ساختن بناهاي فضادار با دهانه تيپ شروع گرديد اين چنين شد كه تكنولوژي راه حل هاي مناسب براي فضاهاي سرپوشيده وسيع با آهن و شيشه و متعاقبا” مقتضاي عظيم بتن آرمه را به بازار عرضه كرد، ونيز بدين دليل كه حمل و نقل و ارتباطات به صورت وسايلي درآمدند كه جامعه بدون آنها قادر به كاركردن نبود لذا لزوم

ساختن راه ها و جاده هاي بزرگ ، ايستگاه هاي راه آهن ، كانالها و بنادر عظيم شديدا” محسوس گرديد . تعداد كثيري از انواع ساختمانها كه امروزه جزء لاينفك زندگي روزمره ما گرديده اند تا سال ۱۸۰۵ حتي وجود خارجي نداشتند. كارخانة مدرن ، آسمان خراش مدرن ، بازارهاي خريد، مدرسه مدرن ، بيمارستان مدرن ، اينها همه اختراعات جديدي هستند كه تا نيمه قرن هيجدم خبري از آنها نبود. هنگامي كه معماران برروي چنين زمينه هايي كار را شروع كردند ، يافتن سبك مشخصي براي اين فرم ساختمانهاي نوظهور ، كاري بس مشكل جلوه كرد.

امروزه اين پيشگامان جزئي از تاريخ معماري اند : لوئيس سوليوان استادي كه به تنهايي زمينه معماري آسمان خراش را فراهم آورد. ژوزف پاكستون ، كه درسال ۱۸۵۱ در لندن كاخ كريستال راساخت . نمايشگاهي كه حدودا” هفتاد هزار متر مربع وسعت داشت ، عده اي نيز قبل و بعد ازاو اولين ساختمانهاي عظيم از فولاد و شيشه را در انگلستان ، فرانسه ، آلمان و ايالات متحده ساختند ، و بالاخره تئوريسين ها و محققاني كه فلز ، شيشه و سنگ بعضي از خصوصيات ساختماني را مشاهده كرده و فرم هاي بدون تزئين را مورد تاكيد قرار دادند ، همگي پايه گذار چيزي بودند كه امروزه معماري نوين ناميده مي شود. بدون همكاري تعدادي ازهنرمندان منفرد ، كه قادر به استفاده از وسايل جديد بودند درشروع قرن حاضر ودر دهة آغازين آن ، به رغم روحيه جديد زمان و به رغم قدرت مهندسان معمار نوين محدود به راه- حلهايي صرفا” اقتصادي مي گرديد . دراين جزوه به شرح حال

ميس ون درو كه يكي از معماران مدرن مي باشد مي پردازيم :

ميس ون دررو :
ميس ون درو در هفتم مارس سال ۱۸۸۶ در آليس گراتاي آلمان متولد شد. ميس بدليل وضعيت سخت خانواده اش نتوانست درس خود را ادامه دهد و وارد دانشگاه شود. ميس كار خود را به عنوان يك بنا شروع به كار كرد. ميس ازگذراندن اين دوره زندگي اش بسيار خوشحال بود زيرا معتقد بود كه ساختن را در گل و لاي و هياهوي كارگاه آموخته است و نه در سر ميز طراحي .
درسال ۱۹۰۷ اولين مسئوليت كاري به او ارجاع گرديد يعني : خانة پروفسور رايل درحومة برلين ، با اينكه اين ساختمان از نظر تفكر و جزئيات سنتي بود ولي اجراي آن توسط يك شاگرد ۲۰ ساله حيرت همگي را برانگيخت .

تا مدتها روحيه سنتي درخانه هايي كه ميس مي ساخت مشاهده مي شود. بطور مثال خانة مولر كه ميس آن رابه سال ۱۶۲۴ طرح كرد، كاملا واجد اين روحيه است. تك پنجره ها ، لنتوهاي مثلثي ، بام شيبدار ، بيرون زدگي دودكشها به صورتي كه دراين خانه ساخته شده اند ازمظاهري بودند كه بتدريج درمعماري مدرن به دست فراموشي سپرده شدند.

درسال ۱۹۱۸ ميس بعد از خاتمه دوران سربازي درناحيه بالكان به برلين برگشت . در مراجعت از بالكان خود را در گرداب انقلابهاي مختلفي مشاهده نمود كه همه با هم بوقوع پيوست . قبل از همه انقلاب سياسي مطرح بود . اما درميان اين درگيريهاي سياسي انقلاباتي دردنياي هنر بوقوع پيوستند : امپرسيونيستهاي آلماني يعني حكومت كنندگان دوران قبل از جنگ كوشش به بازگشت خود مي نمودند.

وا كسپرسيونيستهاي جديد تقديري گذرا داشتند جريانات ديگري از فرانسه ، هلند و روسيه با تمايلاتي مشهود نسبت به روند جديد كوبيسم بچشم مي خورد. آلمان ازتمام اين وقايع فرهنگي ، چه قبل و چه در بعد از جنگ ، كنار گذاشته شده بود. با شكست حكومت كايزر نكته نظرهاي جديد مستمع پيدا نمود. نسل جديد هنروران جوان ازجمله
ميس ون درو جذب دنيايي جديد هنر گرديدند. در اين جو هيجان انگيز ميس امكان يافت كه با گذشته خود وداع كامل نمايد. يك خانه ديگر به سبك كلاسيك همانند طراحي نمود. اما اين خانه هرگز ساخته نشد و اين آخرين كوششي بود كه نئوكلاسيسم را با نياز زمان منطبق
مي ساخت .

انديشه هاي ميس ون درو بر اصول و مباني ساختمان استوار است. اين موضوع به روشني درهنر معماري او مشاهده مي شود آثار معماري او از اصيلترين نمونه هاي معماري عصر حاضر به شمار مي رود دراين راستا سعي مي كنيم تا هنر او را درخلال كارهاي متنوعش

 

، از نمايش تركيب سادة يك ديوار آجري تا نمايي شفاف از فولاد و شيشه ، آشكار كنيم .
ضرورت استواري هنر معماري با اصول و قواعد ساخت و ساز ، مطلب جديدي نيست ، زيرا ويولت لدوك (Voilt-le-duc) كه نظرات خود را دربارة هنر معماري درسال ۱۸۶۰ دركتاب مناظرات تشريح كرد، معتقد بود كه بايد مواد و مصالح را در هر دوره به صورت مناسب و با رعايت امانتداري ، بكار برد. تأثير زيبايي شناختي براي او نه آنگونه كه براي بيشتر معاصرين داراي اولويت بود ، بلكه مدلي گذرا به حساب مي آمد . دست يابي به مصالحي كه به خوبي بررسي شده باشد ، از اهداف ون درو به شمار مي رفت . طبق گفتة او :(( بايد از هرفرمي كه مطابق با ساختار ساختمان ، انتظام نيافته باشد ، دوري جست.))

در غوغايي كه تأثير مدل بوجود مي آورد ، شجاعت و بي توجهي زيادي از خود نشان مي داد ، تا بتواند دراين روش ، امين باقي بماند و با تحولات زودگذر و مقطعي دچار تغيير نشود . او هيچ وقت از تكرار اين مطلب كه به هيچ وجه براي ابداع فرمهاي جديد و بدون حساب و كتاب ، ارزشي قائل نيست ، خسته نمي شد. همچنين از اقتباس مردن از برخي نمونه هايي جديد كه با روح عصر هماهنگي نداشت ، دوري

مي كرد. او معتقد بود كه بايد سعي معمار در جهت تحقيق و كنكاش آن تأثيراتي باشد كه در ساختار بدرستي تعبير مي شود.
ازهمان كارهاي اوليه ميس ون درو نيز تفاوت مشخص درميان عناصر معماري ، بخوبي نمايان بود. تشخيص روشن و دقيق عناصر باربر و نماهاي ديواري براحتي امكان پذير است . غرفه نمايشگاه بارسلون درسال ۱۹۲۹ با ديوارهاي مستقل آن ، كاري ابتكاري بود، و خبر از تولد شيوه و سبكي جديد مي داد . مصالح بكار رفته ، شيوه تركيب آنها و همينطور فضاهايي كه ساختمان اشغال مي كرد ، داراي هماهنگي و انسجام خوبي بود.

كسي كه به آثار ون درو نگاه مي كند ، حتي اگر اطلا عي ازمعماري نيز نداشته باشد ، بازنمي تواند شگفتي خود را از زيبايي سطوح كاري اين مهندس ابراز نكند . مي توان تاكيد كرد كه بخاطر دقت و هماهنگي كه در اصول هنر معماري قديم مانند معماري دورة دوريك (dorique) وجود دارد ، عامه مردم از مواجه شدن با آنها احساس شادي مي كنند . مهارت در تلفيق ستونها و كف طبقات در گالري ملي برلين (۱۹۶۸-۱۹۶۳) علي رغم متفاوت بودن عناصر بكار رفته ، نشان دهندة بازگشت به سنتهاي قديم دوران شكوفايي است.
ميس ون درو معتقد بود كه معماري نه كاملا” وابسته به روز است و نه به آيندة بي نهايت ارتباطي دارد، بلكه وابستگي خاصي به زمان خود دارد. اگر معماري بيان كننده عصر خود نباشد ، آن معماري اصيل نيست . اين معماري است كه به اتفاقات معني مي دهد، نه به وقايع مختلف اشاره مي كند و تجسم بيان آنها به شمار مي رود.
ون درو در بناهايي كه ساخت همواره مقيد به تبين گرايش هاي عصر خود بود. گرايشهاي مانند : شرايط اقتصادي نوين ، دست آوردهاي علوم و تكنولوژي و تراكم اجتماعات انساني .

آسمان خراشهاي او بر روي اسكلتي با ديوارهاي پوششي قرار گرفته است و در تمام جزئيات آنها دقت فراواني به چشم مي خورد . بالاترين سطح مهارت او درساخت سالنهاي بزرگ بدون ستون بكار رفته است. درپلان اين سالنها هيچ مقياسي مشاهده نمي شود، اما بسيار زيبا، خارق العاده و درعين حال نزديك به سبك كلاسيك هستند . ون درو با اين آثار ماهيت معماري را نشان مي دهد. و راه را براي دستيابي به دست آوردهاي نو براي ما هموار مي كند. ديدگاه او مبتني براصول نظم و صداقت است . نظمي كه توماس داكين (Thomas D Aquin) آن را adaequation rei et intellectus توصيف مي كند . او بسيار امين بود ، بطوري كه هربخش از طرحهايش حاكي از اهداف و مقاصد معيني است.

آسمان خراش شيشه اي با پلان* چند ضلعي ، مسابقة ۱۹۱۹ :
ساختماني اداري است كه در مجاورت ايستگاه فريدريش اشتراوس برلين واقع است ، كاملا با شيشه پوشيده شده است

غرفة آلمان درنمايشگاه بين المللي بارسلون ۱۹۲۹*
دوسال بعد از ساخمان كوي و ايسنهوف ، اعتبار معماري ميس درساختماني ديگر متجلي شد : ساختماني كه وي براي غرفة آلمان در نمايشگاه جهاني سال ۱۹۲۹ در بارسلون اسپانيا ساخت . چند ويژگي اين ساختمان كه به پاويون بارسلون شهرت يافته است اهميت بسيار دارد و شايستة ذكر است يكي گزيده گويي و ايجاز درمعماري كه به صورت سطوح صاف مسطح و ساده و فارغ

ازهرگونه تزييني دراين ساختمان متجلي ميشود ، ديگر تركيب فضاي بروني و دروني اين بنا ، اين دو فضا به رواني هرچه تمامتر در يكديگر نفوذ مي كنند به جز بخش كوچكي ازاين غرفه كه مشتمل بردو اتاق است ، ساير فضاهاي دروني اين غرفه به فضاي بيرون گشوده است يا با ديواره هايي شيشه اي ازآن جدا

مي شود كه به سبب شفافيت و روانشناسي مانعي براي نفوذ فضاها در يكديگر پديد نمي آورد ، به نظر مي رسد ديوارهاي اين غرفه ، هريك درجاي نامنتظر باز مي ايستد، بي آنكه به يكديگر ختم شوند و فضايي را محصور نمايند. دراين طرح ميس ، آزادي پلان را كه بعدها ازمشخصات اصلي و اساسي معماري او شد مشاهده مي شود.
نكتة ديگر ، استفادة دليرانه و پيشاهنگانه ميس از آهن و شيشه دومادة ساختماني جديدي بود كه تكنولوژي امكان توليد آن را به ابعادي كه دراين غرفه به كار رفته است فراهم آورده بود. دو كيفيت كه معماري ميس بدان ممتاز است ، سادگي و احتراز از حشو و زوائد و نيز كمال پختگي دراجراي كار.

ساختمان آزمايشگاه تجربي شيمي و معادن شيكاگو ، ۱۹۴۵*
طراحي دپارتمان مهندسي شيمي و آزمايشگاه تجربي معادن ، ايجاب مي كرد كه ساختماني دوطبقه كه ارتفاع آن در پنج محور عرضي و دوازده محور طولي مطابق با مدولي كه درتمام ساختمانها استفاده شده است (يعني ۲۴×۲۴ فوت ) باشد . بخشهاي اصلي اسكلت فلزي را با بتون پوشانده اند تا در برابر آتش محافظت شود. نماي ساختمان تقريبا” به موازات ستونها به فاصله ضخامت يك آجر شكل گرفت . يك قطعه فلزي T شكل دوبل براي نگهداري ديوار آجرنما كه همانطور با

كناره هاي آن بازمانده است ، تعبيه شد . ديواري كه دز زير پنجره قرار گرفته است با اين قطعات T شكل دوبل كه روي ستونها قرار گرفته اند ، با ديوارهاي شيشه اي كه در چهارچوب فلزي قرار گرفته اند ، پر شده است . يك فاصله مشخص بين اين چهارچوبها با نما ازيك سو و با ستونهاي تشكيل شده از T دوبل از سوي ديگر قرار داده شده است. زاويه اي كه مورد توجه قرار مي گيرد ، به وضوح اختلاف بين ديوار غيرباربر و ستونها را نشان مي دهد. تصوير فضاي سبز بر
شيشه هاي نما ن بازتاب دارد. سالنهاي اساتيد پيرامون حياط

داخلي قرار گرفته است.
انستيتو شيمي ، ۱۹۴۵ تالار يادبود آلومني ، ۱۹۴۵ *
تمام ساختمانهاي دانشگاه با سيستم اسكلت فلزي ساخته شده اند ، بگونه اي كه داراي هماهنگي خاصي درنماي بيروني هستند ، قطعات فلزي به رنگ مشكي هستند ، از آجرهاي براق درساخت ديوارها استفاده شده و درنماها و پنجره ها از شيشه استفاده شده است. ويژگي اين

مجموعه ، پيوستگي ساختمانهاي يك و چند طبقه است ، بطوري كه تمام آنها در شبكه واحدي قرار مي گيرند. درختاني كه اكنون بيست ساله هستند ، نماي خشك ساختمانها را تزئين مي كند . بر روي نماهاي آجري بوته هاي پيچك قرار گرفته است. اين گياه بخاطر رنگ سبزش ، از خشونت حجها مي كاهد . علي رغم اينكه تمام ساختمانها با سبك واحدي ساخته شده اند ، مشاهده مي شود كه برخي قسمتها بخاطر طراحي يا نحوه قرار گرفتن نماها داراي اختلافاتي جزئي

هستند ، اين امر بصورت خاصي درساختمانها يادبود آلومني مشخص است .

خانة فارنز ورث ، ۵۰-۱۹۴۵*
خانة فارنزورث به احتمال زياد تحقق كاملي از فولاد و شيشه است و مثال كاملي ازمعماري استخوان – پوست كه ميس يا سايرين
توانسته اند بسازند . اين طرح چيزي است كه به ايده عمومي حياتي دقت و روشني داده و فعاليت بارور ي و تكامل يك ايده است.

پلان اين خانه مركب از دو راست گوشه ساده است و دراينجا نيز عملكرد خانه به غايت ساده و خلاصه شده استت. اتاق به معناي فضايي كه حدود مرزش مشخص باشد وجود ندارد يك راست گوشه كشيده هسته تأسيساتي و خدماتي اين خانه را بوجود مي آورد حتي اتاق خواب در و پيكري ندارد و بقيه خانه فضاي يكسره به هم پيوسته اي است.

خانه كين ، از شيشه ، ۱۹۵۰ *
طراحي اين خانه عمل پيچيده اي است . اين خانه نيازهاي زندگي لوكس را تأمين مي كند . دال بتوني سقف روي تعدادي از ستونهاي فلزي قرار گرفته است. طبقه همكف با صفحات ۵×۳ فوت پوشيده و همه آنها با ديوار شيشه اي احاطه گرديده است . اطاقهاي شخصي و سرويسها و همچنين اطاقهاي كودكان از بقيه خانه مجزا شده است. ديوارهاي جدا كننده فضا را تقسيم مي كند. اطاقهاي پذيرايي و خواب والدين و مهمانان با ديوارهاي مذكور تفكيك شده است .

تالار ملي درمانهايم طراحي ۱۹۵۳-۱۹۵۲*
داده هاي شهرسازي براجراي ساختمانهاي بزرگ با نماي شيشه اي تأكيد دارد. سالن بزرگ تئاتر ، داراي ۱۳۰۰ صندلي مي باشد ، اما سالن كوچك تنها ۵۰۰ صندلي دارد. ورودي به تئاتر از طبقه اي صورت
مي گيرد كه داراي ۴ متر ارتفاع و ۸ متر عقب نشيني ازنماي ساختمان است. ديواره با سنگ مرمر پوشيده شده اند. در طبقه بالايي كه ارتفاع آن ۱۲ متر است ، نيمكت هايي درجلو سالن قرار گرفته است . سقف از دال بتوني به طول ۱۶۰ متر و عرض ۸۰ متر تشكيل شده كه بر روي ۷ پل فلزي قرار گرفته است. فاصله بين پلهاي فلزي ۲۴ متر است . نماي ساختمان ، ديواري پوششي از جنس شيشه و فلز است كه معلق مي باشد.

كراون هال درسال ۱۹۵۶-۱۹۵۰*
سادگي و اجتناب از هر پيچ و خم يا عامل كه به نظر ميس ، حشو وزوائد مي آمد معماري ميس را در اين ساختمان به بي پيرايگي كامل رسانيده است.
درمعماري كراون هال از نظر سادگي پله هاي ورودي اين ساختمان به عنوان مثال جز صفحات افقي كشيده اي نيستند ، حتي بخشهاي عمودي ۲ پله حذف شده تا سبكي و تعليق آن بيشتر به ديده آيد و اثر از سنگيني معمول پله ها درآن مشهود نيست ، درعين آنكه اندازه و محل قرار گيري و تعداد و تناسبات آن كه همره با دو سكوي وسيع است ورود يا نزديك شدن به

اسختمان را به ذهن القاء مي كند و عوامل فرساختي دركراون هال به صراحت كامل در معرض ديد هستند ، ستونها از سطح كلي ساختمان بيرون زده اند و تيرها در سقف پنهان نشده اند بلكه دربالاي آن كاملا” خود را مي نمايند.

پاره اي از جنبه هاي عملكردي كراون هال قابل انتقاد مي باشد . به عنوان مثال عرصه فعاليتهاي جمعي و فعاليتهاي شخي در كراون هال به شدت با هم تداخل دارند . احتمالا كمال جويي ميس و علاقة او به حذف هرعاملي كه احيانا” از كمال اثربكاهد وي را بدين بي اعتنايي به جنبه هاي عملكردي ساختمان رهنمون كرده است جملة معروف ميس :
Less is more ( = هرچه كمتر بهتر ) متضمن همين معني است.

آسمان خراش شمارة ۸۶۰ ليكشور ، ۱۹۵۱-۱۹۴۸*
جايي كه معماري ميس ون درو به راستي عموميت پيدا كرد و درمعماري همزمان و پس از وي انعكاس بسيار پيدا كرد آسمانخراشهاي اوست . البته آسمانخراشهاي ميس از نظر اصول با ساختمانهاي كم ارتفاع اولي چندان تفاوتي ندارد. ميس هنگامي كه در شيكاگو فعاليتهاي معماري خود را شروع كرد كه ساختن آسمانخراشها درادامة مكتب معماري شيكاگو همچنان دراين شهر ادامه داشت.

آسمان خراش هاي ميس اگر چه اكثر تجاري هستند وبيشتر به منظور دفاتر كار طرح و ساخته شده اند ولي چند آسمان خراش مسكوني ميس نيز شهرت دارد. از اين

جمله آسمان خراشهاي ميس ون درو در خيابان معروف ليك شور در شيكاگو به شمارة ۸۸۰-۸۶۰ است كه درسالهاي ۵۱-۱۹۴۸ ساخته شد. التبه دراين آسمانخراشها بي پروايي اسكيس هاي اين معمار را كه به رويا دردهة بيست قرن حاضر طرح كرده بود نمي يابيم اما ، درعين حال ، گشودگي پنجره ها ، استفاده جسورانه و بي سابقه از آهن پيروزي آهن و شيشه را به كمال مجسم مي دارد.
پلان اين دو آسمان خراش مركب از راست گوشه هايي ساده است كه با نظمي بي آلايش دركنار يكديگر قرار گرفته اند درون آپارتمانها نيز فارغ ازديوارهاي سنگين و جرز و ستون است و بنابراين حداكثر آزادي را به ساكنين براي ساختن و آراستن آن به ميل و سليقة شخصي خويش مي دهد

ساختمانهاي اداري *
به خانه هاي مسكوني به گونه اي نگاه مي كرد كه گويي مي خواهد از آنها براي ساختن ساختمانهايي كه به دفاتر اداري در سطح اندك بودن مصالح بكار رفته درآنها و انعطاف پذيري فرمشان بود . ميس ون درو بهترين معماري بود كه از آهن و شيشه درساختمان استفاده كرده است او توانست شيوه و سبك انتظام نماها و همچنين بهره برداري اقتصادي ازمصالح را منتشر كند. حتي خيلي جلوتر از اين نيز رفت . زيرا نزد او ساختار بنا به تدريج رقيق تر شد ، تا محصول

ابداعي كاملي بوجود آمد. بارزترين نمونه آن ، ساختمان بزرگ موسسه سيگرام نيويورك است كه چهارچوبهاي برنجي و شيشه اي آن درنما جذابيت خاصي به ساختمان داده است در ساختمانهاي با ارتفاع كمتر مانند دفاتر كروپ دراسين و بكاردي در مكزيكو ، سبك استفاده از فولاد و شيشه به بهترين وجه ارائه شده است : نظم واضح و جزئياتي كه با نهايت دقت بكار رفته است .