تاريخچه آجر از آغاز تا امروز
باغهای معلق بابل يکی از عجايب هفتگانه جهان، ديوار چين تنها بنای قابل رويت از کره ماه، مسجد ايا صوفيه از زيباترين بناهای مذهبی، تاج محل، قلعه قرون وسطايی مالبورگ در لهستان، ۲۰۰۰ معبد در پاگن برمه که بيش از نهصد سال دست نخورده باقی مانده اند، گنبد کليسای فلورانس، ۸۰۰ کيلومتر سيستم فاضلاب زير زمينی لندن، در يک نکته مشترک هستند: همه اين بناها از خشت پخته( آجر) ساخته شده اند.

زيگورات چغا زنبيل
جيمز کمپل در کتاب تاريخ جهانی آجر بسياری از اين بناهای تاريخی و همچنين ساختمانهای مدرن را هم از لحاظ تکنيکی و هم از لحاظ معماری به نحو شايسته ای بررسی کرده است.
به نظر وی آجر در عين پيچيدگی از ساده ترين مصالح ساختمانی است که به اندازه کافی مورد توجه مردم عادی و حتی معماران نيز قرار نگرفته است.

۰۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح باز می گردد. اما اولين بناهای آجری در حدود ۳۵۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح در منطقه بين النهرين ساخته شده اند.
کمپبل با گذری به تاریخ این دوره نه تنها به معرفی معماری، بلکه به فن آجرپزی و انواع مختلف استفاده از آجر می پردازد. از جمله بناهای باقی مانده از اين دوران شهر شوش و زيگورات چغا زنبيل در نزديکی آن است.
شوش و تيسفون مراکز معماری جهان باستان
قطعه ای از يکی از ديوارهای قصر داريوش اول در شوش که در موزه لوور پاريس نگهداری می شود

شوش پايتخت ايلام حدود ۴۰۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح ساخته شد و دارای مهمترين بناهای آجری تمدن های اوليه بشری است. شکوه و عظمت شوش در زمان داريوش کبير به اوج خود رسيد.
خرابه های شوش در دهه پنجم قرن ۱۹ ميلادی توسط باستان شناسان بريتانيائی کشف شد. اما مهمترين کشفيات در شوش، از جمله حفاری و کشف تپه های آپادانا توسط باستان شناسان فرانسوی انجام گرفت.

قسمتی از قصر داريوش و تالار معروف آن را در موزه لوور پاريس می توان بازديد کرد. تا انقلاب ايران در بهمن ۱۳۵۷ انحصار تحقيقات باستان شناسی و حفاری در جنوب ايران همچنان در اختيار فرانسوی ها بود.
اهميت شوش از نظر باستان شناسی و تاريخ معماری از آن جهت است که تمامی سبک های مختلف ساختمان سازی از مناطق مختلف جهان باستان به نحوی دوباره در شوش يافت شدند.
داريوش با به کار گرفتن هنرمندان مناطق مختلف تحت سلطه خويش يکی از زيباترين شهرهای جهان آن روز را بنا کرده بود.
استفاده از آجرهای رنگی در ترکيبی زيبا که نمايگر توانايی هنری معماران آن زمان بود، در ساخت اين قصر به اوج خود رسيد. قصر داريوش حتی سالها پس از انقراض سلسله هخامنشيان الگوی معماری بود.

بعد از شوش، تيسفون پايتخت ساسانيان به مرکز معماری با آجر تبديل شد. قصر تيسفون با حدود ۲۵ متر دهانه بدون ستون های باربر و سقف گنبدی آن بزرگترين بنای آجری جهان بود.
مسجد ايا صوفيه در استانبول
بدون اغراق اين اثر بزرگ نمايانگر تکنيک والای معماری آن زمان بوده است. تحقيقات کمپل نشان
می دهد که حتی تا چند قرن پس از انقراض سلسله ساسانيان در بسياری از مناطقی که سنگهای طبيعی برای ساختمان در دسترس نبوده است از اين تکنيک برای ساخت بناهای آجری استفاده می شده است. اين روش

ساختمان سازی بعد ها توسط مسلمانان به اقصی نقاط امپراتوری اسلامی صادر شد.
نویسنده در قسمتی از بخش دوم به بررسی معماری دوران ساسانیان و سامانیان می پردازد. از زمان سامانيان و اولين خاقان چين در جهان باستان بناهای آجری بزرگتر و بلندتری به جا مانده اند، که اين حاکی از پيشرفت های تکنيکی آن زمان و بوجود آمدن ابزار کار مناسب است. از شاهکارهای معماری اين زمان مسجد ايا صوفيه در استانبول است، که در اصل به عنوان کليسا ساخته شده بود.
بخارا و بناهای آجری

 

مسجد منار کلان در بخارا
از اولين آثار معماری اسلامی مختص اين دوران، مسجد ماه خاصه در مجموعه چهار بکر بخارا و بخصوص مقبره امير منصور سامانی در بخارا، که به دستور شاه اسماعيل سامانی بنا شده بودند، به دليل ويژگیهای آنها جايگاه مهمی در معماری اين دوره دارند.

مقبره امير منصور سامانی در بخارا
مقبره امير منصور سامانی که قرنها زير خاک مدفون بود، در سال ۱۹۳۴ ميلادی توسط باستان شناسان روسی کشف شد
در بسياری از ساختمان ها با تالارهای بزرگ، نظير مساجد و سالنهای اجتماع از ويژگيهای فيزيکی گنبد برای سقف اين تالارها استفاده می شد.

پلان دايره وار شکل معمول اين بناها بود. اما در ساخت مقبره سامانی برای اولين بار گنبد کروی بر روی يک پلان مربع شکل ساخته شد، که اين انقلابی در هنر معماری و تکنيک ساختمان سازی بود.
معماران اين دوره به دليل حرام بودن مجسمه سازی در اسلام سعی بر اين داشتند که به شيوه سمبليک که پيچيدگی های خاص خود را داشت بناهای مذهبی خود را تزيين کنند.
تا قبل از پيدايش سراميک، حکاکی بر روی سنگ هنر بسيار مشکل و بر روی آجر غير ممکن بود. در مقبره سامانی از اين شيوه به نحو شايسته ای استفاده می شود. گنبد کروی سمبل آسمان،

مکعب زير آن سمبل کعبه، و ترکيب اين دو با هم سمبل جهان است. فرم سبد مانند ديوارهای خارجی اين مقبره به نحو زيبايی بازی نور و سايه را به نمايش می گذارد. چهار نمای اين بنا در هر زمانی از روز به دليل زاويه متغير تابش خورشيد شکل متفاوتی به خود می گيرند.
معماری مذهبی در قرون وسطی
در قرون وسطی، معماری مذهبی چه در اروپای تحت نفوذ کليسای کاتوليک، چه در چين و ب

رمه تحت نفوذ بوديسم، و يا معماری اسلامی در خاورميانه و شمال آفريقا و اسپانيا هدف مشترکی را دنبال می کند، تمامی صاحبان قدرت در اين دوره به اهميت معماری و ساختمان به عنوان يک اثر دايمی قدرت سياسی و مذهبی پی می برند و به شدت به ترويج آن می پردازند.

مقبره سلطان محمد خدابنده در سلطانيه
در بخش سوم کتاب تاريخ جهانی آجر بناهای مذهبی در آسيای جنوب شرقی و اروپای مرکزی و شمالی بخصوص فرانسه، ايتاليا و آلمان بعنوان مراکز معماری اروپا و معماری اسلامی از اسپانيا تا هند مورد بررسی قرار می گيرند.

به جرات می توان گفت که مرکز بناهای اسلامی آجری در ايران بوده است. حاکمان مختلف اين دوره از سلجوقيان تا مغولها و تيموريان دارای سبکهای مختلف معماری بوده اند که در تمامی آنها آجر مشترک است که می توان از مسجد امام علی در اصفهان، مسجد منار کلان در بخارا و از همه مهمتر مقبره سلطان محمد خدابنده در سلطانيه زنجان نام برد.
بخش چهارم منحصر به دوران رنسانس است. عليرغم تمرکز نويسنده بر معماری رنسانس و باروک ايتاليا که در ديگر کشورهای اروپايی از انگلستان تا روسيه نفوذ چشمگيری داشت، قسمت عمده ای از اين بخش به بررسی تکنيکی و هنری معماری صفوی می پردازد.

عمارت عالی قاپو در ميدان نقش جهان اصفهان
اصفهان که در قرون ۱۱ و ۱۲ ميلادی پايتخت سلجوقيان بود، با به قدرت رسيدن صفويان در سده ۱۷ ميلادی و بخصوص در عهد شاه عباس به اوج شکوه و عظمت خود می رسد.
به جز مساجد و بناهايی نظير عالی قاپو و ميدان نقش جهان می توان از دو پل معروف اصفهان پل خواجو و سی و سه پل نام برد. اين دو پل آجری که اصل تقارن در آنها به دقت رعايت شده است، کاملا بر خلاف پلهای اروپايی طراحی شده اند.

بناهای ساخته شده در اين زمان بر روی پلهای اروپايی، کاملا بدون ارزش های معماری بودند، چرا که در اين دوره رودخانه ها در اروپا به عنوان فاضلاب هم استفاده می شدند و ساختمانهای مشرف بر اين رودخانه ها و يا بر روی پلها محل مناسبی برای سکونت نبوده اند. در عوض پلهای اصفهان بناهای با شکوهی بودند که به عنوان مرکز اقتصادی پايتخت، نقش مهمی ايفا می نمودند. با پايان دوره صفويان عهد استفاده از آجر برای نمای ساختمان به عنوان سمبل معماری اسلامی نيز به تدريج از ميان می رود. برای مثال می توان از تاج محل در هند نام برد که از سنگ مرمر برای روبنای ساختمان استفاده شده است.

بخش پنجم به بررسی معماری عصر روشنگری می پردازد. متاسفانه در اين بخش به اندازه کافی به سبک نئوکلاسيسم و به عبارت ديگر معماری انقلابی در فرانسه توجه نمی شود و اين از معدود انتقاداتی است که می توان به اين اثر جالب وارد دانست.
بخش ششم مختص به معرفی و بررسی دوران صنعتی در اروپا و آمریکا است. با نگاهی به صنعت مدرن آجرسازی و به ويژه روند پیشرفت تکنیکی کوره های آجرپزی تمرکز کمپل متوجه معماری اروپای مرکزی است.

از بناهای مسکونی برای کارگران در انگلستان و همچنین ویلاهای شهری برای ثروتمندان تا ساختمان های عمومی و فرهنگی و مذهبی مورد بررسی دقیق کمپل قرار می گیرند.
نقش آجر در معماری نوين
بخش هفتم را می توان به جرأت يکی از بهترين بخشهای اين کتاب دانست. اين بخش به بررسی و تحليل معماری قرن بيستم و استفاده آجر در سبکهای مختلف معماری اين دوره می پردازد.
عليرغم سبکهای کاملأ متفاوت و پيچيده معماری مدرن و تمايل کمپل به معماری اروپايی معروف به معماری مدرسه آمستردام، سعی وی در گذری بی طرف به مهمترين آثار اين دوره چشمگير است. او موفق می شود آثار پيشروان معماری مدرن مانند لويی کان (Louis Kahn ) را جدا از بحث های جانبی معرفی کند.

معرفی کارهای معماران بزرگ زمان حاضر مانند الوار آلتو (Alvar Aalto ) رنزو پيانو (Renzo Piano )، ويلم مارينوس دودک ( Willem Marinus Dudok ) ماريو بوتا (Mario Botta ) و فرانک لويد رايت(Frank Lloyd Wright ) در اين بخش نقش مهمی را در معرفی معماری مدرن ايفا می کند که مطمئنا برای علاقه مندان و معماران جالب توجه است.
قلعۀ زهاك ‌۳۰ قرن ‌مسكونی بود

در سال ۱۸۳۰ كلنل مونت ایت انگلیسی قلعۀ اژدهاك را كشف و آن را آتشكده‌ای كهن معرفی كرد
قلعه زهاك كه بر اساس بررسیهای سطحی باستان‌شناسی از هزاره دوم پیش از میلاد تا دوران تیموریان مسكونی بوده در ۶ فصل مورد كاوش قرار گرفته است. گزارش «ج. قندگر»، سرپرست كاوش در قلعه زهاك در مورد نتایج كاوشهای این قلعه را میخوانید.
موقعیت قلعۀ ”آژدهاك، زهاك“
قلعه زهاك در آذربايجان شرقی

قلعۀ آژدهاك (زهاك)، در ۱۶ كیلومتری جنوب شرقی شهر سراسكند مركز شهرستان هشترود و در بلندیهای كوه سرمه‌لو واقع شده و دو رودخانۀ قرانقو و شوی‌چای مانند خندق دورتادور آن را گرفته است. این قلعه حدود ۱۰ كیلومتر درازا و یك تا دو كیلومتر پهنا دارد و از عظیم‌ترین محوطه‌های باستانی استان آذربایجان شرقی است. این مجموعه براساس بررسیهای سطحی

باستان‌شناختی از هزارۀ دوم پیش از میلاد تا دوران تیموریان مسكون بوده و آثار به جا مانده بر سطح تپه غالباً به دوران اشكانیان تعلق دارد كه اوج شكوفائی منطقه محسوب میشود. از سال ۱۸۳۰ تا ۱۹۷۱ چندین باستان‌شناس انگلیسی و آلمانی و ایرانی از این مجموعه دیدن و آن را بررسی كرده‌اند. تنها بنای خارج از خاك و تقریباً سالم این محوطه بنائی چهارطاقی از آجر و كچ و ماسه سنگ است كه با توجه به نوع معماری و تزئینات به كار رفته آن را به دوره اشكانی منسوب میكند.
تاریخچۀ بررسی و پیشینۀ قلعه اژدهاك
در سال ۱۸۳۰م كلنل مونت ایت انگلیسی منطقۀ باستانی قلعه اژدهاك را كشف و آن را آتشكده‌ای كهن معرفی كرد.

در سال ۱۸۴۰م راوالینسون انگلیسی از محل بازدید كرد و بر خلاف نظر مونت ایت آن را قلعه‌ای ساسانی دانست.
در سال ۱۹۶۳ كارل شیپ از محل بازدید و پاویون موجود را بررسی و گزارش مستندی با عكس ارائه كرد.
در سال یزدگردی۱۳۴۰ روانشاد م.ت. مصطفوی از محل بازدید و ویرانه‌های آن را بقایای دژی از اعتلای قرون وسطی و چهارطاقی موجود را پاویون و از تأسیسات دوران ساسانی معرفی كرد. وی نخستین كسی بود كه بقایای محوطه مسكونی ماقبل تاریخ قلعه اژدهاك را نیز شناسائی كرد و آن را متعلق به دوره مادها دانست.
در سال ۱۹۷۱ ولفرام كلایس، باستان‌شناس آلمانی، در سفری پژوهشی به استان آذربایجان شرقی با تشویق و راهنمائی كارل شیب مان محل قلعه اژدهاك را بررسی و گزارش جامعی ارائه داده است و بالاخره حفاریهای علمی باستان‌شناختی قلعه از پائیز سال ۱۳۶۹ یزدگردی به سرپرستی ج. قندگر و اعضای هیأت به ترتیب ح. اسماعیلی عتیق معاون هیأت و م. رحمت‌پور عضو هیأت و شماری از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان رشتۀ باستان‌شناسی مقاطع كارشناسی و كارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس تهران و دانشگاه آزاد ابهر آغاز شد و تا كنون شش فصل آن انجام شده است. نتیجۀ ۶ فصل حفاری در قلعه زهاك در ۴ محور قابل بیان است.
تالار آجری و ملحقات آن

این مجموعه در محوطه‌ای كه معماری آن كلا روی صخره احداث شده به دست آمده. ابعاد این تالار ۱۱×۱۱ متر از داخل كه با احتساب کلفتی دیوارها ابعاد بیرونی آن ۱۵×۱۵ متر است. شیوۀ آجرچینی دیوار دقیقاً همانند آجرچینی‌ بنای چهارطاقی و فاصلۀ آن با بنای چهارطاقی ۳۰ متر است. اصل قرینه‌سازی در این بنا به طور كامل رعایت شده است، به طوری كه از سمت داخل در چهار جهت ودر هر دیوار یك طاقچه بزرگ به طول ۳ متر و عمق ۶۰ سانتی‌متر و ارتفاع ۳۰

سانتی‌متر از كف تالار ایجاد شده كه چهار نیم‌ستون گچی تزئینی در درون و دو نیم ستون ظریف در لبه بیرونی دارند. افزون بر این طاقچه‌ها یك طاقچۀ كوچك به عرض ۵/۱ متر و عمق ۶۰ سانتی‌متر و ارتفاع ۳۰ سانتی‌متر از كف تالار به صورت قرینه در چهار جهت بنا تعبیه شده است. این تالار از چهار جهت دارای ورودی است كه در سمت دیگر طاقچه بزرگ احداث شده و ورودی‌های چهارگانه به چهار راهرو منتهی میشوند.
سازۀ اصلی بنا از آجرهائی به ابعاد ۳۲×۳۲ و کلفتی ۷ تا ۸ سانتی‌متر با ملات گچ كه در منط

قه فراوان یافت میشود ساخته شده است و از صخره‌ موجود به جای پی بنا استفاده شده و پس از مسطح كردن كف صخره سازه را روی آن اجرا كرده‌اند.
كف تالار هنگام ساخت با گچ اندود شده و این کار به طور متوالی تكرار شده است تا جائی كه چندین لایه كف در محل دیده میشود. همۀ دیوارها با گچ اندود شده و این کار نیز به كرات انجام گرفته است. تعداد زیادی قطعات گچ‌بری از درون آوار به دست آمده كه نشانگر تزئین دیوارهای تالار به وسیلۀ گچ‌بریهای متنوع است.
با توجه به نقوش گچ‌بریها كه برخی از آنها با تم دینی آراسته شده‌اند و اینكه تالار از چهار جهت ورودی دارد انتخاب آن به یك مكان دینی و احیاناً به آئین مهری مورد توجه است.
بنای آجری چلیپایی شكل و ملحقات آن
این بنا شامل یك تالار چلیپائی شكل و دو اطاق تو‌درتو در ضلع غربی و شمالی است. نوع آجرچینی آن شبیه بنای چهارطاقی و تالار است كه همزمانی ساخت این سه بنا را نشان میدهد. بنا از خارج و داخل با گچ اندود شده و كف آن با اندود گچ و آجر فرش هموار شده است كل بنا از آجرهائی به ابعاد ۳۲×۳۲ و به کلفتی ۵ و ۶ سانتی‌متر با ملات گچ ساخته شده است راه دسترسی بنا از دو جهت غربی و شرقی است. در قسمت غربی این بنا یك اطاق مستطیل شكل با همان سازه احداث شده كه با راهروئی به بنای چلیپایی مرتبط میشود.

مجموعه بناهای خشتی و سنگی
بیشتر بناهای به دست آمده خشتی و سنگی هستند كه در کنار بناهای آجری تالار و چلیپائی ساخته شده و به همدیگر راه دارند. سنگهای به كار رفته در این سازه‌ها عموماً سنگ رودخانه‌ای هستند. تنها در یك تالار كه در فصل ششم به دست آمده از سنگهای شكل‌دار و تراشیده شده استفاده شده است. مانند سازه‌های آجری همگی سطوح بناهای خشتی و سنگی نیز با گچ اندود و گاهی رنگ‌آمیزی شده‌اند.
برج دیده‌بانی مدور با سنگ لاشه و ملات گچ

این برج دایره‌ای شكل در قسمت غرب قلعه قرار گرفته و برخلاف دیگر برجها، كه در درون و میان دیوارهای تدافعی قلعه جای دارد، در درون قلعه و به فاصلۀ ۶ متری دیوار اصلی آن میباشد كه در نتیجۀ حفاریهای فصل چهارم از زیر آوار بیرون آورده شد.
این برج از نظر مصالح ساختمانی و نوع ساخت هم‌دوره با سایر تأسیسات قلعه و به شكل دایره‌ای كامل است با دیوارهائی به قطر ۹۰/۲ سانتی‌متر. اندازۀ قطر درونی برج ۹۰/۵ سانتی‌متر است كه دارای چهار نورگیر است. این برج پس از حفاری مرمت كامل شد.

فصل ششم كاوشهای باستان‌شناختی قلعه زهاك هشترود همچون سالهای گذشته از میانۀ تابستان سال یزدگردی۱۳۷۴ یزدگردی آغاز شد. در این فصل فعالیتهای كاوش روی شش عدد تراشه با ابعاد ۱۰×۱۰ متر جمعاً در زمینی به ابعاد ششصد مترمربع در بخش شرقی مجموعه متمركز گشت و ۸۰ روز ادامه پیدا كرد. در این فصل و در ادامۀ كاوشهای سالهای پیش، بقایای معماری اشكانی متشكل از مجموعه‌ای از اطاقها، راهروها و دیگر عناصر معماری از دل خاك بیرون

كشیده شد و در مرحلۀ پس از آوار‌برداری از درون اطاقها و راهروها، پلان اصلی معماری و سازه‌ها مشخص شد و بلافاصله اقدام به نقشه‌برداری شد. عناصر معماری در این مجموعه مانند بناهای مكشوفه در سالهای پیش از خشت و سنگ هستند ولی فرم بناها و تزئینات آن با بناهای پیشین متفاوت هستند. تمامی سطوح دیوارهای مكشوفه با گچ اندود شده‌اند و نوع گچ به كار رفته نیز با یافته‌های قبلی متفاوت است بدین معنی كه جنس گچ استفاده شده در این قسمت از مجموعه

بسیار مرغوب و خیلی ریزدانه هستند در صورتیكه اندود گچ به كار رفته در بناهای قبلی درشت دانه بوده است. پس از اندود گچ بر روی دیوارها سطح آن رنگ‌آمیزی شده است.
اندازۀ هر كادر به عرض ۷۲ سانتیمتر و بلندی آن در حال حاضر نامعلوم است. چرا كه به علت فروریختن دیوارها، تعیین اندازۀ آنها هم‌اکنون ناممكن است و ما نمیدانیم آیا این كادرها تا زیر سقف ادامه داشته‌اند یا نه. ولی از آوار به دست آمده و تعداد قطعات گچ‌كاریهای رنگ‌آمیزی شده مكشوفه چنین استنباط میشود كه رنگ‌آمیزی تنها در بخش انتهائی نزدیك به كف اجرا شده است در درون هر یك از كادرها از یك رنگ استفاده شده و رنگهای به كار رفته به ترتیب از سمت غرب به سمت شرق عبارتند از قرمز، آبی، قرمز، آبی، زرد، قرمز، سبز لجنی.
هنرمند نقاش با مهارت تمام این رنگ‌آمیزی را اجرا كرده به طوری كه در انتهای دیوار شمالی كه در قسمت شمال شرق زاویه‌ای با دیوار ضلع شرقی به وجود آورده است. نیمی از كادر و دیوار ضلع شمالی و نیم دیگر آن در دیوار ضلع شرقی قرار گرفته و سبز لجنی در این دو نیمه كادر به طرز زیبایی اجرا شده است.
كف اطاقها و راهروهای به دست آمده با گچ اندود شده است در كف یكی از اطاقها از سنگ و گچ و به صورت پلاك با اندازه ۲۲×۳۷ سانتیمتر كف‌سازی شده است و این كف در زیر دیوار خشتی شمال اطاق نیز وجود دارد و نشانگر این مسأله است كه از پیش از احداث این بنای خشتی بنای دیگری وجود داشته كه تخریب شده و تنها كف آن به جای مانده است. در ضلع شرقی این بخش از محوطه و در درون دو عدد تراشه، مجموعۀ زیبائی از دیوارهای برجای مانده از یك بنای باشكوه سنگی به دست‌ آمد كه نوع سنگهای به كار رفته سنگ گچ است و ابعاد سنگها بسیار بزرگ هستند و روی برخی از قطعات سنگ نقوش گل و گیاه حجاری شده است. ضمناً دو عدد ته ستون زیبا نیز از این محل متعلق به دورۀ اشکانی کشف شده. کف این قسمت با موزائیک کف‌سازی شده است و رنگ سنگهای به کار فته در موزائیک سفید و لاجوردی است.
در این بخش خودداری شد و پس از ریختن خاک الک شده روی موزائیکها با اندود کردن کاهگل پوشانده شدند تا در شروع فصل هفتم حفاری با حضور کارشناس مرمت آثار اقدام به خاک ‌برداری و بلافاصله در محل به تثبیت موزائیك اقدام گردد. با توجه به موارد بالا و از روی یافته‌های باستان‌شناختی و پلان معماری این قسمت چنین به نظر میرسد كه این مجموعه محل زندگی

حكمران یا فرماندۀ شهر یا قلعه بوده و جنبۀ حكومتی داشته باشد. امید است در فصول آتی كاوش اطلاعات دقیق‌تری مبنی بر چگونگی استفاده از این مجموعه به دست آید. از درون آوارها شماری قطعات گچ‌بری نیز به دست آمد كه نقوش به كار رفته در آنها نقوش هندسی و گل و گیاه هستند نوع گچ‌ به كار رفته در این گچ‌بریها نیز متفاوت از نوع مكشوفه در حفاریهای پیشین است. در گچ‌بریهای به دست آمده از سالهای پیش نوعی گچ دانه درشت استفاده شده بود ولی در این

گچ‌بریها از نوع ریزدانه استفاده شده و در مجموع نقوش آنها نیز متفاوت و زیبا هستند. برجسته‌ترین نقش بدست آمده در گچ‌بریهای این فصل از حفاری نقش گردونۀ خورشید كه دو قطعه از آنها جهت ترمیم به موزۀ آذربایجان انتقال داده شد. همزمان با كاوشهای باستان‌شناختی فصل ششم و در ادامۀ برنامه مرمت سالهای پیض قسمت اعظم دیوارۀ سنگی واقع در ضلع جنوبی این مجموعه موسوم به قلعه دختر مورد مرمت قرار گرفت و با مصالح مشابه دیوار یكی از برجها و نیز قسمتهای فرو ریخته دیوار تعمیر شد.
قلعۀ آژدهاك (زهاك)، به شماره ۴۲۹ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.
گنبد سلطانیه
گنبد سلطانيه در شهر سلطانيه و در ۳۵كيلومتري شهر زنجان واقـع شده و بناي آن بدستورسلطان محمدخدابنده ازسال۷۰۴هجري قمري شروع و در مدت ۹سـال در تاريخ ۷۱۳ هجري قمـري پايان يافته است. اين گنبد با۵/۴۸ متر ارتفاع و۶/۲۵متر قطر دهانه پس از كليساي كاتورال سانتاماريا فلورانس ايتاليا و مسجد صوفياي تركيه ، سومين بناي عظيم آجري تاريخي جهان است گنبد سلطانیه به عنوان هفتین اثر جهانی ایران از سوی یونسکو با اکثریت آرا ثبت گردید

 

ساکنان ارگ بم ازدوره ساسانيان کولرداشتند

بررسی ویژگی های مهندسی ساخت ارگ بم نشان داد که ساکنان ارگ در هزاره های قبل، بعد از شناسایی بهترین نقطه برای ساخت ارگ، از مهندسی باد و تلفیق آن با مهندسی معماری و مهندسی آب برای ایجاد سیستم های تهویه، تنظیم رطوبت و جریان دایمی هوا استفاده
می کردند.

به گزارش «میراث خبر»، ارگ تاریخی و باستانی بم یکی از بزرگ ترین سازه های خشتی جهان است که به اعتقاد کارشناسان تاریخ ساخت آن به دوران ساسانی باز می گردد.

عبدالعظیم شاه کرمی» کارشناس سازه و ژئوتکنیک و مدیر بررسی مهندسی ارگ بم در مورد یافته های خود در این سازه، گفت: «پس از بررسی های مهندسی در ارگ بم و منطقه بم متوجه شدیم که مهندسان و معماران ارگ با توجه به وضعیت جوی منطقه، گرمای بسیار زیاد و رطوبت کم نقطه ای را برای ساخت ارگ انتخاب کرده اند که بیشترین باد را در منطقه داشته باشند تا به این وسیله بتوانند از باد در سیستم های مختلف تهویه و رطوبت و تغییر درجه حرارت استفاده کنند.»

وی با اشاره به اینکه در ساخت بناها و سازه های ارگ نیز مهندسان با تکنیک، فن مهندسی خود را با اقلیم منطقه سازگار کرده اند، گفت: «بررسی های انجام شده نشان می دهد که باد از قسمت غربی ارگ بم وارد می شده و بعد از عبور از فضاهای هندسی و دالان های ارگ به سمت حاکم نشین حرکت
می کرده است.»
پروژه نجات بخشی ارگ بم بعد از وقوع زلزله و تخریب این سازه عظیم، با حضور کارشناسان مختلف داخلی و خارجی آغاز شده است. کارشناسان در این پروژه به دنبال پیدا کردن بهترین راهکارها برای شناسایی، حفظ و احیای مجدد مجموعه خشتی ارگ بم هستند.
«مهندسان ارگ برای پایین آوردن حرارت هوا در منطقه از سیستم تامین آب ارگ برای خنک کردن استفاده می کرده اند به این شکل که جریان باد از میان سیستم آب عبور کرده و درجه حرارت هوای ارگ پایین می آمده است»
بخش عمده ای از مجموعه خشتی ارگ بم که شهری کامل با قسمت هایی از جمله بازار، محله ها، حاکم نشین و برج و بارو را شامل می شود. بر اثر زلزله دی ماه سال گذشته که در شهر بم به وقوع پیوست، تخریب شد.
رفتار اجزاء در سازه هاي آجري

مقاومت سازه هاي آجري به مسائل آجري اصولي و بخصوص مصالح مقاوم بستگي كامل دارد . يكي از معمولترين مصالح رايج درسازه هاي آجري وجود آجر مي باشد . اين عضو بسيار مهم از عصر باستان تا امروز همواره مورد استفاده در بناي ساختمان بوده است كه تهيه اصولي آن رادر بحث هاي مصالح شناسي سنتي بررسي مي كنيم .

به طور خلاصه تهيه آجر مقاوم بستگي كامل به نوع خاك مرغوب و نحوه عمل آوردن ملات آن و در مجموع پخت آن در كوره هاي اساسي به وجود مي آيند . با توجه به موارد ذكر شده مي توان آجر مرغوب به دست آورد كه ذيلا خواص كوتاهي از دگرگوني هاي شيميايي آن را بررسي مي كنيم . آجر از مواد رسي و دردرجه حرارت بالا به دست آمده ، آجر داراي سيليكاتها و همچنين اكسيد آهن

بوده كه در حرارت زياد به وجود مي آيد. اين مصالح از نقطه نظر مواد شيميايي پايدار و از نظر خواص فيزيكي داراي سختي و شكنندگي و در مجموع حالت غير انعطاف پذيري داشته و در مقابل حرارت و نيروهاي فشاري نيز مقاوم بوده و در واقع يك مصالح اصولي و متعادل در ساختمان مي باشد.

مواد متشكله آجر خوب عبارتست از :
۱- خاك رس سيليكا ، آلومينيا
۲- كالونيت
۳- كرومريت
۴- فلداسپات
۵- ميكا
۶- استيتيت

مقاومت آجر : آجر به علت شكنندگي و خلل و فرج و تخلخل، داراي مقاومت كششي نبوده اما بنا به نسبت تركيبات موجود در آن ، داراي مقاومتهاي مختلف مي باشد . معمولا آجرهاي دستي ساز و نوع مرغوب آنها داراي مقاومت ۸۰ كيلوگرم بر سانتيمتر مربع بوده ولي آجرهاي ماشيني با مقاومت كم ۸۵ و متوسط ۱۵۰ و با مقاومت زياد تا ۲۰۰ كيلوگرم بر سانتيمتر مربع خواهد بود كه در اين حالت قابل توجه مي باشد.

ملات: در سازه هاي آجري وجود ملات و مقدار مواد چسبنده آن دانه ها را به يكديگر متصل مي سازد . چنانچه ملات به صورت غوطه اي در رجهاي آجركاري بكار رود يك سازه آجري با مقاومت كافي بوجود مي آيد .
براي مثال ذكر مي گردد ، پودر سيمان كه سبب يكپارچه شدن مواد تركيبي دانه هاي ملات ماسه سيمان ميگردد ، اگر به نسبت يك پيمانه سيمان وسه پيمانه ماسه مخلوط شود و سپس ملات تهيه گرددمقاومتي به اندازه ۳ برابر ملات ماسه سيماني خواهد داشت كه به نسبت يك بر شش مخلوط مي شود . همچنين ملاتي كه به نسبت يك بر دوازده ساخته شده بيشتر خواهد بود .

نتيجه اين كه مقدار مواد چسبنده ملات چه از نوع سيماني و چه از نوع آهكي در به وجود آوردن يك ملات مقاوم رل اصلي را دارا مي باشد . ضمنا نوع دانه هاي ملات در مقدار لازم از نظر دانه هاي درشت ماسه و بخصوص ريزدانه آن ازاهميت برخوردار مي باشد. مفاوم شدن ملاتهاي ساروج بمانند ملات سيماني و يا با مقاومتي نزديك بدان به سبب خاكستري بوده است كه در قديم به عنوان مصالح مقاوم از ان استفاده مي شده است . وجود سيليس پوك در خاكستر و تركيب

خاكستر با آهك و تركيبات سيليس در حالت ذكر شده و كربنات كلسيم سبب به وجود آمدن سيليكات كلسيم خواهد شد كه در مجموع مقاوم شدن ملات آهكي ساروج مانند ملات سيماني مي شود . چنانچه در ماسه آهك از خاكستر خالص نيز استفاده شود ملات حاصله مقاوم خواهد شد . و به طور كلي ملات ماسه آهك ازدسته ملاتهاي مقاوم مي باشد مقدار آهك مصرفي بين ۲۰۰ تا ۲۵۰ كيلوگرم درمتر مكعب خواهد بود .