منطقه وفس

مقدمه
وفس نام منطقه و نیز روستایی در استان مرکزی ایران است.
نام این منطقه را به صورتهای گوناگون تلفظ کرده-اند: وفس Vafs، ویس Vabs، وَوس Waus، وُوس Waus.
منطقه وفس تا سال ۱۳۸۲ به بخش وسیعی از شمال استان اطلاق می شد که در برگیرنده ۷۱ روستا با جمعیتی در حدود ۷۷۰۰۰ نفر بود. اما در آخرین تقسیمات «منطقه وفس» فقط به یک روستا که همان «روستای وفس» می باشد محدود گردید و آن منطقه با نام شهرستان کمیجان در تقسیمات جغرافیایی و کشوری مشخص گردید «کمیجان» تا قبل از آن به عنوان یک مرکز بخش شناخته می شد.
جمعیت فعلی این روستا،

طبق آخرین سرشماری در حدود ۲۰۰۰ نفر می باشد که در فصول بهار، تابستان و پاییز، این جمعیت به دو تا چند برابر این رقم نیز می رسد و خصوصاً در ماه محرم جمعیت بسیار زیادی در روستا جمع می شود. وسعت این منطقه در حدود ۲۳۰ کیلومتر مربع می باشد.
صنایع دستی
تخت کشی (گیوه کشی)
تخت کشی فن ساختن گیوه است. این

حرفه از قدیمی ترین صنایع دستی وفس می باشد که از تاریخ پیدایش آن اطلاع دقیقی در دست نیست و منحصراً در استان مرکزی، در وفس و سنجان که فاصله زیادی از آن دارد رونق داشته است. این نوع تخت از پارچه های نخی و لباسهای مندرس کرباسی تهیه می شد که امروزه بیشتر از شلوارهای کهنه جین استفاده می کنند به این ترتیب که پود آن از این پارچه ها و به شکل نوارهایی نازک تهیه می شود و تار آن از پوست گاو می باشد و همچنین پنجه و پاشنه تخت را نیز از پوست گاو تهیه می کنند و بعد از اتصال تار و پود به هم، دور آن را حاشیه زده و اضافات آن را می برند و تخت درست می کنند که به آن «تخت کهنه¬ای» یا «تخت ملکی» می گویند.
این حرفه مخصوص مردان بوده و افرادی که تخت کشی، شغل اصلی آنها می باشد بیشتر در فصل تابستان و زمستان به این کار مبادرت می ورزند و بقیه افرادی که به کشاورزی یا کار دیگر مشغول می باشند در اوقات فراغت به تخت کشی می پردازند.
این هنر مخصوص زنان روستا می باشد و آنان با استفاده از نخ تابیده در ضخامتهای مختلف، که اصطلاحاً آن را با نخ و سوزن مخصوص به گیوه چینی می پردازند. گیوه یامستقیماً روی «تخت ملکی» بافته می شود و یا ابتدا = می شود و بعد از اتمام کار آن را جدا کرده و به روی تخت اصلی می دوزند.
– قالی بافی
– جاجیم بافی
– سبدبافی
– تهیه نمد

مشاهیر وفس
تقریباً یک سوم جمعیت روستا را در ادوار تاریخ سادات تشکیل می داده¬اند. دو محله از محله های روستا منحصراً سادات نشین هستند. بعضی از این سادات را دارای کشف و کرامات می دانسته¬اند. از جمله نقل می کنند که طایفه¬ای از آنها، آب را به جای نفت در چراغ می ریختند و چراغ می سوخت که از فرزندان آنان هنوز هم در وفس ساکن هستند.
محله خیبر که اکثریت ساکنین آن را سادات تشکیل می دهند از قدیم بزرگان و عالمان زیادی تربیت کرده است. روزگاری «خانی بر» «بست» بوده، یعنی اینکه اگر کسی از دست ظالمی یا مأمور دولتی به آنجا پناهنده می شد کسی حق تعرض به او را نداشت. در دوران قاجار از زمان ناصرالدین شاه، جوانان سادات از خدمت نظام معاف بودند. علما و بزرگان، زعامت مذهبی مردم را عهده دار بوده، مسند قضاوت دایر کرده به حل دعاوی می پرداختند.
از مردان علمی و ادبی وفس می توان به شخصیتهای بزرگی چون «آیت الله شیخ عبدالنبی وفسی عراقی»، «سید عبدالحمید »، «همافر عراقی»، «میرزا رفیعا»، «ابوالقاسم خاکی» و دیگر بزرگان اشاره کرد.

تحولات جمعیتی وفس
در کتاب تاریخ نزهه القلوب آمده است که وفس از قراء معظم است. نشاندهنده¬ی جمعیت زیاد آن در قرن دهم در کشتار مردم وفس بیش از شش هزار نفر کشته و پنج هزار نفر اسیر و گروهی نیز متواری، مخفی و آواره شده¬اند که شاخص جمعیتی بیش از ۱۵ هزارنفر نشان می دهد. فرهنگ معین و دهخدا نیز آمار ۴۲۰۰ نفر را نشان می دهند و در فقه اللغه آمار ۵ تا ۶ هزار نفر ثبت گردیده و آقای م. مقدم در مجله ایران کوده، آمار ۴۵۰۰ نفر را بیان کرده مخصوصاً در دوره های اخیر از دههای سی و چهل به این طرف رشد جمعیت بسیار کند و کاهش نشان می دهد. که دلیل بارز آن افزایش مهاجرت روستاییان به شهرها بوده است در دهه چهل و پنجاه قبل از انقلاب مقدس اسلامی بیش از ۴۰۰ الی ۶۰۰ خانوار از جمعیت وفس در مناطق مختلف تهران، قم، اراک، کرمان و همدان ساکن شده¬اند و از آغاز انقلاب اسلامی مهاجرت انفجاری بوده است بطوری که بیش از

 

۸۰ درصد جمعیت روستایی وفس به شهرهای، قم، اراک و کرمان مهاجرت کرده¬اند و اکنون می توان با کمال جرأت مدعی شد که بیشتر از چندبرابر جمعیت فعلی ساکن در روستا در شهرهای فوق الذکر زندگی می کنند جمعیت فعلی روستا شاخص کمتر از ۴۰۰۰ نفر جمعیت را نشان می دهد که اکثر افراد از سالمندان و افراد بی بضاعت که توان مهاجرت ندارند در روستا باقی مانده¬اند که این هشداری بسیار تکان دهنده برای دست اندرکاران و برنامه ریزان برنامه های اقتصادی و اجتماعی دراز مدت کشور است که در برنام های خود این مسائل را مدنظر داشته باشند. علل مهاجرت انفجاری این روستاییان به حاشیه شهرها و افزون بر مشکلات خود و معضلات شهری دلایلی بسیار دارد که عمدتاً نیاز به بحث کارشناسی دقیق و حساب شده دارد اما چند دلیل را به طور خلاصه یادآور می شوم، باشد که راهگشای دلسوزان و دست اندکاران قرار گیرد بی توجهی نظام داران طاغوتی در سالهای پیش از انقلاب اسلامی مخصوصاً در اواخر حکومتشان به این بخش از کشور دلایل متعدد داشته است.
نبودن کار و موقعیت ایجاد شغل برای جمعیت ساکن در روستا بعد از شکوفایی نظام صنعتی در جهان و ایران، نبودن امکانات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی و درمانی و آموزشی، مهاجرت روحانیون و علما بلندپایه و دست اندرکاران تعلیم و تربیت کارکشته و ماهر، بی رونق شدن محصولات کشاورزی، آفت زدگی سردرختی، کمبود شدید آبهای زیرزمینی که به خشک شدن بسیاری از درختان و از کیفیت افتادن میوه¬ها گردیده، درهم ریخته شدن سنتها و اصالتهای اجتماعی به دلیل مهاجرتهای بی رویه صاحبان بضاعت و سرمایه داران، کم شدن تدریجی دامها به علت فروش و انتقال پول آنها به شهرها از عمده ترین دلایل می باشد.
ترس آن است که روزگاری این دیار که دارای ۲۳۰۰۰ هکتار زمین و یکی از مهمترین قطب دامی ک

ه دارای ۳۵۰۰۰ رأس گوسفند و بالغ بر ۷۰۰ هکتار باغ و دارای ۱۱ حقله قنات که بالای ۳۰ الی ۳۵ اینچ آب دارد.
سالانه تولید مقادیر زیادی گردو که درآمدی بالای میلیاردها تومان عایدات را دارا می باشد. تولید بیش از ۵۰۰ تن از انواع میوه را دارا می باشد . دارای ۷۰۰ عدد کندوی زنبور عسل با سالانه بیش از ۷ تن عسل، دارای بیش از ۵۰۰ دستگاه دار قالیبافی از نوع ابریشم، کرک و … می باشد. در

مراتع آن بهترین گیاهان پزشکی که هر مثقال آن در بازار بیش از چندین هزار تومان خرید و فروش می شود.
یکی از بهترین و مهمترین جایگاه تفریحی و تفرجی مردم استان مرکزی و کمیجان و روستاهای اطراف یعنی جمعیت ۷۰ هزار نفری آن که اکنون گویا سازمان محترم ایرانگردی و جهانگردی برنامه¬ای را در دست دارد که آثار تاریخی و ملی آن را ثبت نماید. برج موجود در روستا با قدمت ۱۰۰۰ ساله که تا کنون پابرجا مانده است این سرمایه های خدادادی استعدادهای طبیعی و امکانات فراوان از زمینها و باغهای میوه، یا صاحبان خود را از کف داده¬اند یا کهولت سن صاحبان آن مانع رسیدگی مناسب و در خورد توجه نسبت به آنها شده ا ست.
هزاران درخت گردو در اثر بی توجهی و تنگی جا و افزایش درختان خودرو و ازدیاد بی رویه آنها دچار کمبود بار، یا کاملاًَ بی بهره شده¬اند و به دلیل رویش خودرویی این درختان و عدم جابجایی و پیوند نمودن مناسب آنها باغهای وفس به جنگلی تبدیل شده است و ارزش اقتصادی خود را از دست داده است که خود جای تأمل و اندیشه دارد که سالانه دولت محترم و مجلس شورای اسلامی این همه اعتبارات بخش مطالعه، آموزش، تحقیقات را کجا سرمایه گذاری می کند، کمی بیاندیشید، به مسؤولین مربوطه دستور بدهید که بیایند شاید … اگر دولت اسلامی اندکی در وفس سرمایه گذاری کند می تواند بهترین اماکن تفریحی و توریستی را حداقل برای ساکنان شهرهای همجوار ایجاد کند مثلا با احداث یک جاده از میان جنگلهای وفس و اتصال آن به جاده همدان – ساوه (که خواسته چندین ساله کلیه اهالی بخش وفس و شهرستان کمیجان از قدیم الایام بوده و هست و هر استاندارد و نماینده مجلس در هر محله آن را مطرح و تا کنون عقیم مانده است که امیدوارم سفر شما این طلسم را بشکند) احیاء قنوات، ایجاد اردوگاهها، ایجاد مزارع پرورش ماهی، ایجاد شهرک های دامداری صنعتی، کارخانه جات صنایع تبدیلی، با توجه به بعد مسافت با شهرهای بزرگ و از همه مهمتر احداث سد (دربند) در صحرای انجمن که سالهاست طرح اولیه آن تهیه شده است ولی هر سال در اثر اهمال طرح آن تعطیل می شود. با احداث این سد می توان دریاچه بسیار بزرگ ایجاد کرد و دشتهای بکر و مرغوب شور آب و انجمن را زیر کشت برد و آبهای فراوان

وفس را که هفت ماده از سال به هدر می رود را در پشت این سد جمع آوری کرد و جاذبه های دیدنی در کنار آن به وجود آورد.
وفس حتی برای توریستهای خارجی نیز مکانی جذاب و با جاذبه های تفریحی زیاد از قبیل کوهها، غارهای سنگی طبیعی و اشراف آنها بر دشت های وسیع که در کمتر جای ایران می توان آنها را بافت باشد که انشاءالله با توفیق الهی و درایت نظر دولت کریمه احیاء و بازسازی گردد.

۰
روستای کوهستانی وفس: (سیمای ده)
وفس، روستایی کوهستانی است. کوهها، مناطق مسکونی و باغات آن را احاطه کرده¬اند. خانه های بر روی دامنه کوهها ساخته شده¬اند و باغات در میان دره¬ها ایجاد شده¬اند و حالت پلکانی دارند. کوهپایه¬های با شیب مناسب و سنگلاخ کم نیز، به زمین زراعی تبدیل شده¬اند. بلندترین نقطه وفس کوه «قلنجه» با ارتفاعی در حدود ۲۷۴۵ متر است.
این کوه طبق جهت جغرافیایی، در جنوب وفس قرار گرفته است. پست ترین نقطه وفس، محلی در دشت وسیع «انجمن» با ارتفاعی در حدود ۱۵۵۰ متر می باشد. ارتفاع مناطق مسکونی در حدود ۲۲۰۰ متر است. فاصله کوه قلنجه تا مناطق مسکونی، ۶ کیلومتر و فاصله دشت انجمن تا مناطق مسکونی ۱۶ کیلومتر است که در همین فاصله طولانی، باغات وفس با طولی در حدود ۱۲ کیلومتر قرار گرفته¬اند.
به طور کلی، روستای وفس در میان روستاها و شهرهای اطراف بلندترین ارتفاع را دارد و در نتیجه میزان نزولات جوی و پوشش گیاهی در وفس بیشتر از مناطق نزدیک آن است.
آب و هوای وفس:
از نظر آب و هوایی بخشهای شمالی، شمال شرقی، شرقی، جنوبی و قسمت کوچکی در جنوب غربی ورقه به دلیل کوهستانی بودن از زمستانهای سرد و مرطوب و تابستانهای معتدل برخوردارند. دیگر نقاط منطقه به لحاظ جایگیری در پهنه دشت تابستانهای گرم و زمستانهای سرد و خشک دارند.
بررسی آماری آب و هوا در گذر ده ساله گذشته نشان می دهد که بالاترین درجه حرارت هوا ۳۵ درجه سانتی گراد و پایین ترین درجه حرارت به ۱۵ درجه سانتی گراد می رسد.
اندازه میانگین بارندگی سالانه حدوده ۱/۳۰۳ میلی متر و رطوبت نسبی ۶۴ درصد است

.
گونه¬های گیاهی وفس: (پوشش گیاهی)
از جلوه های طبیعیت و سرسبزی و زیبایی و همین طور پوشش گیاهی در استان مرکزی می توان از مناطق سربند و بخشهای اقلیمی کوهستانی آن، دشت کزاز بویژه در دامنه کوهها، بخش چرّا، بخش وفس، رشته جبال هفتاد قله و شهرستان محلات را نام برد. تراکم چشمه های پرآب دائمی و فصلی، پوشش گیاهی بسیار خوب و گستردگی باغها و چمنزارها، داشتن تالابها، سرابهای بزرگ را ایجاد نموده است.
گونه¬های گیاهی بومی و دارویی این مناطق عبارتنداز: نعناع فلفلی، شمعدانی، شاه تره، منداب، اویشن، ریواس، خاکشیر، بومادران، شنگ، اسپند، مرزنگوش، ترشک، تره وحشی، بارهنگ، کاسنی، گل گاوزبان، گل ارغوان، گزنه، بابونه، شنبلیله، علف شیر و … .

حیوانات اهلی و غیراهلی وفس
نوع کوههای منطقه و وسعت زیاد، شرایط آب و هوایی مناسب، فراوانی تنوع پوشش گیاهی، فراوانی آب، وفس ارزشهای زیستگاهی بالایی همگی از دلایلی هستند که باعث شده است کوهستانهای داشته باشند.
حیوانات وحشی که در کوهستانهای وفس زندگی می کنند عبارتند از: گراز، گرگ، انواع شغال، آهو، بزکوهی، کل، قوچ، میش، خرگوش و … بعضی از افراد که سن بالایی روباه، ادعا می کنند که در زمانهای گذشته جانورانی همچون شیر، پلنگ و کفتار را نیز دیده¬اند.
گونه های مختلف موش، سوسمار، مار، عقرب، مارمولک و لاک از انواع خزندگان نیز می توان نام برد.
تعداد بسیار فراوانی از پرندگان در جنگلهای به دلیل گستردگی پوشش گیاهی وفس، گونه عبارت است از: عقاب، شاهین، زاغ، انواع کلاغها، آن یافت می شود، که نمونه¬هایی از آن کفتر چاهی، کبوتر کوهی، قمری، یاکریم، تیهو، جغد، بلبل، قرقاول، کبک، کبوتر، اردک، دارکوب، شانه بسر، گنجشک، بلدرچین، سار، پرستو.
حیوانات اهلی موجود در وفس عبارتند از: گربه، سگ، بز، گوسفند، گاو و مراسم عزادازی زمانهای گذشته شتر، اسب و قاطر نیز برای استفاده¬های خاص (برگزاری تعداد گاوها و جشن ها) نگهداری می شد که در حال حاضر وجود ندارد.

دامدارری در وفس:
در ابتدای فصل بهار گوسفندان را برای تغذیه به مراتع وفس می برند و این کار تا اوایل دیماه ادامه دارد که از این زمان با شروع فصل زمستان از دامها در طویله و آغل نگهداری می کنند و به آنها علوفه خشک می دهند که معمولاً روزانه سه مرتبه می باشند. البته در فصل زایش دامها که از اواخر بهمن ماه تا اوایل فروردین ماه است گاهی تا پنج مرتبه نیز به آنها علوفه داده می شود و این علوفه شامل: برگ خشک شده درختان، کاه و یونجه، پوشال نخود و عدس، نان خشک و جو می باشد.

بهترین فصل برای نگهداری دام، تابستان می باشد و در این فصل بعضی از اهالی اقدام به پرورش دامهای گوشتی می کنند.
ارزش اقتصادی توسعه دامداری و تأمین مواد پروتئینی:
در حال حاضر مصرف مواد پروتئینی نسبت به گذشته افزایش یافته است و قیمت آن نیز برای تولیدکننده مناسب می باشد، بنابراین با توسعه دامداری و دامپروری می توان هم نیازهای پروتئینی کشور را تأمین کرد و هم می توان درآمد دامداران را افزایش داد. در وفس دامداران مجبورند دامهای خود را در حدود تیرماه بفروشند که چنانچه مشکلات برطرف شود با نگهداری و تغذیه دامها تا حدود ۳ الی ۴ ماه دیگر، می توان قیمت دامها را به دو برابر افزایش داد که در نتیجه باعث رونق دامداری و دامپروری خواهد گشت.

باغداری و کشاورزی در وفس:
گردو:
گردو یکی از محصولات مهم باغات وفس و از منابع اساسی درآمد روستاییان به حساب می آید. هرساله مقادیر زیادی از این محصول به قیمت مناسب و با صرفه خوب اقتصادی، در مراکز شهری و روستاهای مجاور به فروش می رسد. درخت گردو از جمله درختانی است که باری باروری کامل زمان زیادی لازم دارد. این درخت از ده سالگی به بار می نشیند و در ۴۰ تا ۵۰ سالگی به باروری کامل می رسد و عمر آن بسیار زیاد بوده و گاهی از ۲۰۰ سال نیز تجاوز می کند. از آنجا که این درخت نیاز به مراقبت چندانی ندارد کاشت آن مقرون به صرفه بوده و در سطح وسیع صورت می گیرد. آفت خاصی این محصول را تهدید نمی کند و تنها در بعضی از سالها سرما باعث از بین رفتن آن می شود.
موقعیت جغرافیایی
روستای وفس از شمال به ساوه، از جنوب به کمیجان، از غرب به همدان و از طرف شرق به تفرش محدود است. مساحت تقریبی آن ۲۳۰ کیلومتر مربع و ارتفاع از سطح دریا ۲۱۰۰ متر است. وفس در حصاری از کوههای نسبتاً بلند واقع شده است و از سمت جنوب، مشرق و مغرب در محاصره کنوهستان قرار دارد و تنها از سمت شمال به درختستانها و باغهای میوه منتهی می شود.

فاصله وفس تا شهر کمیجان ۱۸ کیلومتر و تا اراک مرکز استان ۱۲۰ کیلومتر می باشد و این روستا در فاصله مساوی از همدان، ساوه و اراک واقع شده است.
روستای وفس از لحاظ ارتباطی در یک موقعیت بن بست واقع شده است، تنها راه ارتباطی مهم آن، جاده¬ای آسفالته به طول ۱۸ کیلومتر است که وفس را به کمیجان و از آن به سایر نقاط متصل می کند.
ناهمواری
کوههای وفس بین کوههای همدان و تفرش قرار دارد و از سمت شمال شرقی به کوههای ساوه متصل می گردد، این کوهها در جنوب به صورت دیواری قرار گرفته¬اند و رشته¬ای از شرق به غرب کشیده شده به طوری که عبور از آن فقط از طریق «گردنه حاجی رضوان» امکان پذیر است. بلندترین قله این رشته کوه، «قله قلنجه» با ۲۷۴۵ متر ارتفاع می باشد. از دامنه شمالی چند رشته دیگر منشعب می شود و از جهت جنوب به شمال کشیده می شود. از ارتفاعات دیگر آن می توان به کوههای «هرسهول»، «دی نساء»، «قلعه کهنه»، «گاول»، «ماندر»، «حاجی رضوان»، «دبرین»، «آبی رنگ»، «کله موشمای»، «کله آینبار» و «کوه خیبر» اشاره کرد.
کشتار وفس
در این واقعه که در حدود ۳۰۰ سال قبل رخ داد، در حدود ۵۰۰۰ نفر از مردم مسلمان و شیعه وفس به دست «عساکر سنی آل عثمان» و «سپاهیان یغماگر افغان» کشته می شوند و همچنین در حدود ۶۰۰۰ نفر از جمعیت منطقه اسیر می شوند و به شهرهای همدان، اصفهان، کرمانشاه و حتی تا بغداد هم برده می شوند.
گویش وفسی
یکی از قدیمیترین و فقیرترین گویشها از جهت تعداد سخنگویان به آن، گویش وفسی می باشد. این گویش در منتهی الیه حدود مرزی استان مرکزی با استان همدان، در شمال شهرستان اراک استفاده می شود، در روستای وفس و سه روستای همجوار، یعنی چهرقان در غرب و فرک و گورچان در شرق، این مناطق تقریباً در یک خط فرضی واقعند که احتمالاً حدود ۲۵۰۰۰ نفر از مهاجرین و ساکنین این روستاها به این لهجه سخن می گویند، البته در گویش این روستاها به طور جزیی تفاوتهایی مشاهده می شود ولی اصل و مبنای آن یکی است. این روستاها که جمعیت ساکن فعلی آنها حدود ده هزار نفر است، به مثابه نگینی نشسته بر حلقه انگشتری هستند که حلقه آن ترک زبانان در استان مرکزی و همدان است.
تأسیسات زیربنایی و سازمانهای اجتماعی
امکانات و سازمانهای این روستا:
– آب لوله کشی از طریق حفر چاه (از سال ۱۳۵۵)
– برق از طریق ژنراتور برق (از سال ۱۳۴۷)
– جاده آسفالته از کمیجان به وفس (در سال ۱۳۷۸)
– پست (از سال ۱۳۴۶)
– مخابرات (تلگراف در قبل از انقلاب و تلفن در سال ۱۳۶۱)
– مرکز بهداشتی و درمانی (از سال ۱۳۴۳)
– خانه بهداشت (از سال ۱۳۶۹)

– مدرسه (اولین مدرسه به شیوه نوین در سال ۱۳۱۳)
– کتابخانه (ابتدا در سال ۱۳۵۸ و شروع مجدد در سال ۱۳۷۳)
– قرض الحسنه (در سال ۱۳۶۱)
– شعبه نفت

– نانوایی (اولین نانوایی سنگکی در سال ۱۳۴۸)
– آسیاب
– نجاری
– آهنگری
– مسجد
– گاراژ مخصوص حمل و نقل مسافران
– شرکت تعاونی روستایی (از سال ۱۳۳۹)
– پاسگاه ژاندارمری (در سال ۱۳۲۵ – هم اکنون بدون پاسگاه است)
– شورای اسلامی
– دسترسی به همه شبکه های صدا و سیما از طریق نصب گیرنده در روستا

صنایع دستی
تخت کشی (گیوه کشی)
تخت کشی فن ساختن گیوه است. این حرفه از قدیمی ترین صنایع دستی وفس می باشد که از تاریخ پیدایش آن اطلاع دقیقی در دست نیست و منحصراً در استان مرکزی، در وفس و سنجان که فاصله زیادی از آن دارد رونق داشته است. این نوع تخت از پارچه های نخی و لباسهای مندرس کرباسی تهیه می شد که امروزه بیشتر از شلوارهای کهنه جین استفاده می کنند به این ترتیب که پود آن از این پارچه ها و به شکل نوارهایی نازک تهیه می شود و تار آن از پوست گاو می باشد و همچنین پنجه و پاشنه تخت را نیز از پوست گاو تهیه می کنند و بعد از اتصال تار و پود به هم، دور آن را حاشیه زده و اضافات آن را می برند و تخت درست می کنند که به آن «تخت کهنه¬ای» یا «تخت ملکی» می گویند.
این حرفه مخصوص مردان بوده و افرادی که تخت کشی، شغل اصلی آنها می باشد بیشتر در فصل تابستان و زمستان به این کار مبادرت می ورزند و بقیه افرادی که به کشاورزی یا کار دیگر مشغول می باشند در اوقات فراغت به تخت کشی می پردازند.
این هنر مخصوص زنان روستا می باشد و آنان با استفاده از نخ تابیده در ضخامتهای مختلف، که اصطلاحاً آن را با نخ و سوزن مخصوص به گیوه چینی می پردازند. گیوه یامستقیماً روی «تخت ملکی» بافته می شود و یا ابتدا = می شود و بعد از اتمام کار آن را جدا کرده و به روی تخت اصلی می دوزند.
– قالی بافی
– جاجیم بافی
– سبدبافی
– تهیه نمد
مشاهیر وفس
تقریباً یک سوم جمعیت روستا را در ادوار تاریخ سادات تشکیل می داده¬اند. دو محله از محله های روستا منحصراً سادات نشین هستند. بعضی از این سادات را دارای کشف و کرامات می دانسته¬اند. از جمله نقل می کنند که طایفه¬ای از آنها، آب را به جای نفت در چراغ می ریختند و چراغ می سوخت که از فرزندان آنان هنوز هم در وفس ساکن هستند.
محله خیبر که اکثریت ساکنین آن را سادات تشکیل می دهند از قدیم بزرگان و عالمان زیادی تربیت کرده است. روزگاری «خانی بر» «بست» بوده، یعنی اینکه اگر کسی از دست ظالمی یا مأمور دولتی به آنجا پناهنده می شد کسی حق تعرض به او را نداشت. در دوران قاجار از زمان ناصرالدین شاه، جوانان سادات از خدمت نظام معاف بودند. علما و بزرگان، زعامت مذهبی

مردم را عهده دار بوده، مسند قضاوت دایر کرده به حل دعاوی می پرداختند.
از مردان علمی و ادبی وفس می توان به شخصیتهای بزرگی چون «آیت الله شیخ عبدالنبی وفسی عراقی»، «سید عبدالحمید ، «همافر عراقی»، «میرزا رفیعا»، «ابوالقاسم خاکی» و دیگر بزرگان اشاره کرد.

تحولات جمعیتی وفس
در کتاب تاریخ نزهه القلوب آمده است که وفس از قراء معظم است. نشاندهنده¬ی جمعیت زیاد آن در قرن دهم در کشتار مردم وفس بیش از شش هزار نفر کشته و پنج هزار نفر اسیر و گروهی نیز متواری، مخفی و آواره شده¬اند که شاخص جمعیتی بیش از ۱۵ هزارنفر نشان می دهد. فرهنگ معین و دهخدا نیز آمار ۴۲۰۰ نفر را نشان می دهند و در فقه اللغه آمار ۵ تا ۶ هزار نفر ثبت گردیده و آقای م. مقدم در مجله ایران کوده، آمار ۴۵۰۰ نفر را بیان کرده مخصوصاً در دوره های اخیر از دههای سی و چهل به این طرف رشد جمعیت بسیار کند و کاهش نشان می دهد. که دلیل بارز آن افزایش مهاجرت روستاییان به شهرها بوده است در دهه چهل و پنجاه قبل از انقلاب مقدس اسلامی بیش از ۴۰۰ الی ۶۰۰ خانوار از جمعیت وفس در مناطق مختلف تهران، قم، اراک، کرمان و همدان ساکن شده¬اند و از آغاز انقلاب اسلامی مهاجرت انفجاری بوده است بطوری که بیش از ۸۰ درصد جمعیت روستایی وفس به شهرهای، قم، اراک و کرمان مهاجرت کرده¬اند و اکنون می توان با کمال جرأت مدعی شد که بیشتر از چندبرابر جمعیت فعلی ساکن در روستا در شهرهای فوق الذکر زندگی می کنند جمعیت فعلی روستا شاخص کمتر از ۴۰۰۰ نفر جمعیت را نشان می دهد که اکثر افراد از سالمندان و افراد بی بضاعت که توان مهاجرت ندارند در روستا باقی مانده¬اند که این هشداری بسیار تکان دهنده برای دست اندرکاران و برنامه ریزان برنامه های اقتصادی و اجتماعی دراز مدت کشور است که در برنام های خود این مسائل را مدنظر داشته باشند. علل مهاجرت انفجاری این روستاییان به حاشیه شهرها و افزون بر مشکلات خود و معضلات شهری دلایلی بسیار دارد که عمدتاً نیاز به بحث کارشناسی دقیق و حساب شده دارد اما چند دلیل را به طور خلاصه یادآور می شوم، باشد که راهگشای دلسوزان و دست اندکاران قرار گیرد بی توجهی نظام داران طاغوتی در سالهای پیش از انقلاب اسلامی مخصوصاً در اواخر حکومتشان به این بخش از کشور دلایل متعدد داشته است.
نبودن کار و موقعیت ایجاد شغل برای جمعیت ساکن در روستا بعد از شکوفایی نظام صنعتی در جهان و ایران، نبودن امکانات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی و درمانی و آموزشی، مهاجرت روحانیون و علما بلندپایه و دست اندرکاران تعلیم و تربیت کارکشته و ماهر، بی رونق شدن محصولات کشاورزی، آفت زدگی سردرختی، کمبود شدید آبهای زیرزمینی که به خشک شدن بسیاری از درختان و از کیفیت افتادن میوه¬ها گردیده، درهم ریخته شدن سنتها و اصالتهای اجتماعی به دلیل مهاجرتهای بی رویه صاحبان بضاعت و سرمایه داران، کم شدن تدریجی دامها به علت فروش و انتقال پول آنها به شهرها از عمده ترین دلایل می باشد.
ترس آن است که روزگاری این دیار که دارای ۲۳۰۰۰ هکتار زمین و یکی از مهمترین قطب دامی که دارای ۳۵۰۰۰ رأس گوسفند و بالغ بر ۷۰۰ هکتار باغ و دارای ۱۱ حقله قنات که بالای ۳۰ الی ۳۵ اینچ آب دارد.
سالانه تولید مقادیر زیادی گردو که درآمدی بالای میلیاردها تومان عایدات را دارا می باشد. تولید بیش از ۵۰۰ تن از انواع میوه را دارا می باشد . دارای ۷۰۰ عدد کندوی زنبور عسل با سالانه بیش از ۷ تن عسل، دارای بیش از ۵۰۰ دستگاه دار قالیبافی از نوع ابریشم، کرک و … می باشد. در مراتع آن بهترین گیاهان پزشکی که هر مثقال آن در بازار بیش از چندین هزار تومان خرید و فروش می شود.
یکی از بهترین و مهمترین جایگاه تفریحی و تفرجی مردم استان مرکزی و کمیجان و

روستاهای اطراف یعنی جمعیت ۷۰ هزار نفری آن که اکنون گویا سازمان محترم ایرانگردی و جهانگردی برنامه¬ای را در دست دارد که آثار تاریخی و ملی آن را ثبت نماید. برج موجود در روستا با قدمت ۱۰۰۰ ساله که تا کنون پابرجا مانده است این سرمایه های خدادادی استعدادهای طبیعی و امکانات فراوان از زمینها و باغهای میوه، یا صاحبان خود را از کف داده¬اند یا کهولت سن صاحبان آن مانع رسیدگی مناسب و در خورد توجه نسبت به آنها شده ا ست.
هزاران درخت گردو در اثر بی توجهی و تنگی جا و افزایش درختان خودرو و ازدیاد بی رویه آنها دچار کمبود بار، یا کاملاًَ بی بهره شده¬اند و به دلیل رویش خودرویی این درختان و عدم جابجایی و پیوند نمودن مناسب آنها باغهای وفس به جنگلی تبدیل شده است و ارزش اقتصادی خود را از دست داده است که خود جای تأمل و اندیشه دارد که سالانه دولت محترم و مجلس شورای اسلامی این همه اعتبارات بخش مطالعه، آموزش، تحقیقات را کجا سرمایه گذاری می کند، کمی بیاندیشید، به مسؤولین مربوطه دستور بدهید که بیایند شاید … اگر دولت اسلامی اندکی در وفس سرمایه گذاری کند می تواند بهترین اماکن تفریحی و توریستی را حداقل برای ساکنان شهرهای همجوار ایجاد کند مثلا با احداث یک جاده از میان جنگلهای وفس و اتصال آن به جاده همدان – ساوه (که خواسته چندین ساله کلیه اهالی بخش وفس و شهرستان کمیجان از قدیم الایام بوده و هست و هر استاندارد و نماینده مجلس در هر محله آن را مطرح و تا کنون عقیم مانده است که امیدوارم سفر شما این طلسم را بشکند) احیاء قنوات، ایجاد اردوگاهها، ایجاد مزارع پرورش ماهی، ایجاد شهرک های دامداری صنعتی، کارخانه جات صنایع تبدیلی، با توجه به بعد مسافت با شهرهای بزرگ و از همه مهمتر احداث سد (دربند) در صحرای انجمن که سالهاست طرح اولیه آن تهیه شده است ولی هر سال در اثر اهمال طرح آن تعطیل می شود. با احداث این سد می توان دریاچه بسیار بزرگ ایجاد کرد و دشتهای بکر و مرغوب شور آب و انجمن را زیر کشت برد و آبهای فراوان وفس را که هفت ماده از سال به هدر می رود را در پشت این سد جمع آوری کرد و جاذبه های دیدنی در کنار آن به وجود آورد.
وفس حتی برای توریستهای خارجی نیز مکانی جذاب و با جاذبه های تفریحی زیاد از قبیل کوهها، غارهای سنگی طبیعی و اشراف آنها بر دشت های وسیع که در کمتر جای ایران می توان آنها را بافت باشد که انشاءالله با توفیق الهی و درایت نظر دولت کریمه احیاء و بازسازی گردد.
روستای کوهستانی وفس: (سیمای ده)
وفس، روستایی کوهستانی است. کوهها، مناطق مسکونی و باغات آن را احاطه کرده¬اند. خانه های بر روی دامنه کوهها ساخته شده¬اند و باغات در میان دره¬ها ایجاد شده¬اند و حالت پلکانی دارند. کوهپایه¬های با شیب مناسب و سنگلاخ کم نیز، به زمین زراعی تبدیل شده¬اند. بلندترین نقطه وفس کوه «قلنجه» با ارتفاعی در حدود ۲۷۴۵ متر است.
این کوه طبق جهت جغرافیایی، در جنوب وفس قرار گرفته است. پست ترین نقطه وفس، محلی در دشت وسیع «انجمن» (در شمال وفس) با ارتفاعی در حدود ۱۵۵۰ متر می باشد. ارتفاع مناطق مسکونی در حدود ۲۲۰۰ متر است. فاصله کوه قلنجه تا مناطق مسکونی، ۶ کیلومتر و فاصله

دشت انجمن تا مناطق مسکونی ۱۶ کیلومتر است که در همین فاصله طولانی، باغات وفس با طولی در حدود ۱۲ کیلومتر قرار گرفته¬اند.
به طور کلی، روستای وفس در میان روستاها و شهرهای اطراف بلندترین ارتفاع را دارد و در نتیجه

میزان نزولات جوی و پوشش گیاهی در وفس بیشتر از مناطق نزدیک آن است.
آب و هوای وفس:
از نظر آب و هوایی بخشهای شمالی، شمال شرقی، شرقی، جنوبی و قسمت کوچکی در جنوب غربی ورقه به دلیل کوهستانی بودن از زمستانهای سرد و مرطوب و تابستانهای معتدل برخوردارند. دیگر نقاط منطقه به لحاظ جایگیری در پهنه دشت تابستانهای گرم و زمستانهای سرد و خشک دارند.
بررسی آماری آب و هوا در گذر ده ساله گذشته نشان می دهد که بالاترین درجه حرارت هوا ۳۵ درجه سانتی گراد و پایین ترین درجه حرارت به ۱۵ درجه سانتی گراد می رسد.
اندازه میانگین بارندگی سالانه حدوده ۱/۳۰۳ میلی متر و رطوبت نسبی ۶۴ درصد است.
گونه¬های گیاهی وفس: (پوشش گیاهی)
از جلوه های طبیعیت و سرسبزی و زیبایی و همین طور پوشش گیاهی در استان مرکزی می توان از مناطق سربند و بخشهای اقلیمی کوهستانی آن، دشت کزاز بویژه در دامنه کوهها، بخش چرّا، بخش وفس، رشته جبال هفتاد قله و شهرستان محلات را نام برد. تراکم چشمه های پرآب دائمی و فصلی، پوشش گیاهی بسیار خوب و گستردگی باغها و چمنزارها، داشتن تالابها، سرابهای بزرگ را ایجاد نموده است.
گونه¬های گیاهی بومی و دارویی این مناطق عبارتنداز: نعناع فلفلی، شمعدانی، شاه تره، منداب، اویشن، ریواس، خاکشیر، بومادران، شنگ، اسپند، مرزنگوش، ترشک، تره وحشی، بارهنگ، کاسنی، گل گاوزبان، گل ارغوان، گزنه، بابونه، شنبلیله، علف شیر و … .
اجرای طرح اصلاحات ارضی
در سال ۱۳۴۰شمسی، محمدرضا شاه، به انجام اصلاحاتی پرداخت که بعدها به طور رسمی «انقلاب سفید» یا «انقلاب شاه و مردم» نام گرفت. «تصویب قانون اصلاحات ارضی» و «اعطای حق رای به زنان» از مهمترین این اصلاحات اجتماعی و سیاسی بود. با تصویب قانون اصلاحات ارضی، شیوه مالکیت زمینهای زراعی باز «فتودالی سهم بری» به «خرده مالکی» و توزیع مجدد آن بین زراعان، تغییر کرد. اصلاحات ارضی باعث تحولات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی چشمگیری در تمام سطوح جمعیتی ایران، خصوصاً روستاها گردید. این اصلاحات در سه مرحله بین سالهای ۱۳۴۱ الی ۱۳۴۹ صورت گرفت و به دلیل تعدد روستاها و مزارع مشمول قانون اصلاحات ارضی، مشکلات متعدد در اجرای قانون، عدم همکاری مالکان و حتی گاهی زارعان و مسایل دیگر، مراحل سه گانه اصلاحات ارضی در ایران به صورت کامل انجام نشد و با وقفه¬ای چند ساله در بعد از انقلاب، هنوز هر جریان دارد. یکی از تغییراتی که در نتیجه¬ی اصلاحات ارضی و بعضی دیگر از تغییرات اجتماعی و سیاسی، ایجادشد؛ فروپاشی «نهاد کدخدا» بود. تا پیش از این کدخدا به عنوان نماینده مالک و ارباب، قدرت مطلق هر روستا به حساب می آمد، اما بعد از اعمال قانون اصلاحات ارضی، قدرت مالکان و اربابان که در نتیجه¬ی زمینهایشان بود، به تدریج کاهش یافت و در نتیجه کدخدا نیز قدرت خود را از دست داد. بعد از فروپاشی نهاد کدخدا و خارج شدن روستاییان از زیر ظلم و ستم مالکان و و تا زمان انقلاب اسلامی، تشکیل «شورای ده» با جدیت بیشتری دنبال شد و همچنین نهاد جدیدی تحت عنوان «خانه¬ی انصاف» ایجاد گردید. ایجاد خانه¬ی انصاف، با هدف رسیدگی و حل اختلافات قضایی روستاییان کشور و رفع نیاز آنان از مراجعه به مراکز قضایی در شهرها بود.
همینطور در سال ۱۳۴۶ گروههایی تحت عنوان «سپاهیان دانش» و «سپاهیان بهداشت» ایجاد شدند. مردان و زنان داوطلب (اکثراً از کسانی بودند که با اخذ مدرک دیپلم در دانشگاه ها پذیرفت

ه نشده بودند و عضویت در سپاه دانش، آینده شغلی شان را به عنوان آموزگار تأمین می کرد) در قالب این گروهها، دوران ۴ ماهه¬ای را به عنوان دوران آموزشی گذرانده و سپس برای تدریس یا انجام فعالیتهای امدادی و درمانی راهی روستاها و مناطق دورافتاده می شدند. علاوه بر «سپاه دانش» و «سپاه بهداشت» که از بین زنان و مردان داوطلب می می پذیرفت، «سپاه ترویج آبادانی» نیز در همین دوران تشکیل شد. این «سپاه» فقط از بین مردان داوطلب می پذیرد و زنان حق عضویت در آن را نداشتند. نهادهای جدیدالتأسیس و عوامل ارتبشی و دولتی، در طول ۱۵ سال قبل از انقلاب منشاء خدمات ارزنده¬ای در روستاها گردیدند، اما در مجموع، دولت نتوانتس آنطور که لازم است حضور خود را در روستاها به قصد توسعه آنها، پر رنگ کند و لذا باز به فکر ایجاد نهادی قدرتمندتر و مستقل تر در روستاها افتاد که نتیجه¬ی آن تصویب قانونی تحت عنوان قانون «دهبانی» در سال ۱۳۵۵ در مجلس شورای ملی بود، بر اساس این قانون، «دهبان» توسط شورای ده انتخاب شده و با حکم فرماندار انجام وظیفه می کرد. وظایف دهبان بیشتر از کدخدا بود و همه¬ی ابعاد اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را در بر می گرفت.

آداب ازدواج در وفس
آداب ازدواج در روستای «وفس» :
در این روستا، خانواده ها از همان دوران کودکی به فکر ازدواج فرزندانشان اند، بخصوص اگر دختر باشد، مادر خانواده از طفولیت اشیایی برای جهیزیه دختر می خرد و نگهداری می کند.
معمولاً کار انتخاب دختر با مشارکت پسر و خانواده-اش صورت می گیرد. به این ترتیب که خانواده پسر چندین دختر را به او معرفی می کنند و یا به او پیشنهاد می کنند که کنار چشمه برود و دخترانی را که برای شستشوی ظروف و لباسها می آیند تماشا کند و دختر مورد نظرش را انتخاب کند.