منوگرافي روستاي سياهكلان

محيط جغرافيايي
هويت ده :
ده سياهكلان در بخش مركزي ، دهستان كمال آباد ، شهرستان كرج ، استان تهران واقع شده است .
حدود جغرافيايي :
در قديم الايام شايد حدود ۱۰۰ سال پيش كل اين روستا جزو دهستان دماوند بوده است . در اوايل قرن جديد به ساوجبلاغ مرتبط بوده است همانطور كه كل كرج به اين شهرستان مرتبط بوده است . در حال حاضر ساوجبلاغ از حدود ۵ كيلومتري بعد از روستاي كمال‌آباد آغاز مي شود . حدود ۵۰ سال پيش منطقه سياهكلان از خيابان هشتم گوهردشت (در حال حاضر) يا خيابان برغان (سابق) از ناحيه‌اي كه بدان جاده برغان مي گفتند آغاز مي شده و به منطقه اي كه اكنون سياهكلان

ناميده مي شود ختم مي شده است . اما بعدها قسمتهاي پايين اين منطقه يا به عبارتي از خيابان برغان تا بلوار مؤذن توسط دولت خريداري مي شود . درحال حاضر ملك اصلي سياهكلان از بلوار مؤذن به بالا شروع مي شود . محدودة انرژي اتمي و قسمتي از دانشگاه آزاد و زندان گوهردشت را در بر مي گيرد . اين منطقه از شمال غربي به كوه وبرال و آتشگاه از شمال شرقي به كوههاي پوركان ، جادة چالوس و از شرق به باغستان و از غرب به كوههاي بيلغان منتهي مي

گردد . از جنوب غربي به زمين هاي حسن‌آباد كه شامل دانشگاه آزاد اسلامي و دانشگاه هنر است ختم مي شود و جنوب آن به گوهردشت يا وردگرد سابق منتهي مي شود . در جنوب اين منطقه كه گوهردشت كنوني محسوب مي شود . دو خانوادة اصيل به نامهاي منصورخاكي و ناصرخاكي زندگي مي كردند .

زبان محاوراتي روستا :
زبان اصلي محاوراتي اين روستا گيلكي است . به طور كلي در كوههاي اطراف كرج ، مردماني كه از جاده به بالا اقامت دارند گيلكي و از جاده به پايين تركي صحبت مي‌كنند .

آب و هوا
آب و هواي اين ده كوهستاني است . دماي آن به دماي جاده چالوس و طالقان نزديك است . در تابستان خنك و در زمستان بسيار سرد است . در فصل زمستان به دليل كوهستاني بودن اين منطقه برف تمامي اين روستا را سفيدپوش مي كند .

جنس خاك
جنس خاك اين ده رس و ماسه است . در بعضي از مكان ها غلبه خاك رس ديده مي‌شود اما جنس خاك اغلب مناطق ماسه است . جنس خاك باغ ماسه خاكي است كه براي باغداري بالاخص براي درختان هسته دار بسيار مناسب است .

منابع آب
به گفته اهالي ده دو يا سه چشمه در اين روستا منبع اصلي آبياري باغهاي اين منطقه را تشكيل مي دهد . اين چشمة از بالاي كوه سرازير مي شوند و به درون آببندها و رودهاي ساخته شده توسط باغداران هدايت مي گردند و سرانجام داخل استخرهايي به نام عسل مي شوند كه به منظور آبياري درختان باغ در نظر گرفته شده است . معمولاً اين استخرها را قبل از پر كردن آب

لايروبي مي كنند تا آب بدست آمده پاكيزه و زلال باشد . در مورد آب شرب روستاييان مي توان از چاهي نام برد كه اهالي روستا در گذشته از آن استفاده مي كردند . اما چند سال به دليل خشكسالي آب اين چاه قابل استفاده نبود . سرانجام سازمان انرژي اتمي چاهي بزرگ و عميق در قسمت پايين روستا زد . هم اكنون لوله كشي آب كه از بالاي سازمان انرژي اتمي به اين روستا

مي‌‌آيد از داخل چاه نشأت مي گيرد . از نظر سرويس هاي بهداشتي اكنون هر خانواري يك چاه فاضلاب مختص خود دارد. آب ضرفشويي و حمام نيز داخل يك لولة اصلي شده ، اين لوله به باغات هدايت مي‌گردد و يكي از منابع آبياري شناخته مي شود .

پوشش گياهي
پوشش گياهي دامنه كوههاي سياهكلان گون است كه از آن كتيرا بدست مي آيد . كما و كرزنگ از ديگر گياهان اين منطقه كوهستاني است كه در گذشته از آن براي سوخت حمام و چراي دام استفاده مي شد . از ديگر سبزي هاي كوهي شنگه و آلك است كه برخي از اهالي روستا هنوز هم آن ها در غذاهايي چون آش و برنج استفاده مي كنند .

حيوانات :
سگهاي وحشي – گرگ – روباه از جمله حيوانات وحشي هستند كه به گفته اهالي ده در مناطق بالاي كوه به تعداد زيادي يافت مي شوند . در ميان برخي از اهالي كه به كار دامداري اشتغال دارند حيوانات اهلي چون گاو نيز وجود دارد . اردك ، مرغابي ، مرغ ، خروس ، از ديگر حيوانات اهلي است كه توسط بسياري از اهالي در محوطه حياط خانه نگهداري مي شود .

تاريخچه ده :
نام ده
بر اساس آنچه مشهور و مشهود است اين روستا بالغ بر ۸۰۰ سال قدمت دارد . مكان‌هاي مختلفي تغيير يافته است و مهاجرت هاي مختلفي بدين مكان صورت گرفته است . بنابرگفته بزرگان عده اي از اكراد و عده اي از شيراز به سياهكلان آمده اند و سكونت كرده اند . اين روستا داراي دو خانواده اصيل بومي به نام هاي كهن ترابي و ميربزرگي است كه اعضاي اصلي اين روستا را

تشكيل مي دادند . جمعيت طايفه ميربزرگي ها كه جزو سادات بحساب مي آمدند بر جمعيت كهن ترابي ها غلبه داشت. مردان ميربزرگي به نشانه سادات بود نشان كلاههاي سياه بر سر داشتند به همين دليل اين ده نام سياهكلان يا افرادي با كلاه سياه به خود گرفت .

اماكن تاريخي
گفته مي شود به دليل اينكه مكان اين روستا جابجا و در واقع محدود شده است و قسمت عمده اي از آن توسط دولت تسخير شده است . اماكن تاريخي زيادي ندارد . تاريخي ترين مكان اين روستا درخت هفت چنار است . اين درخت دقيقاً ۷ تنه دارد كه از يك ريشه رشد كرده اند . كنار اين درخت مسجدي ساخته شده است . قدمت اين درخت به ۶۰۰ تا ۷۰۰ سال مي رسد كه نشان دهنده

قدمت روستا نيز هست . مردم اين درخت را مقدس مي دانند . بسياري از اهالي بدان دخيل مي بندند و در صورت گرفتن حاجت در كنار اين درخت بساط چايي يا اش راه مي اندازند . بسياري معتقدند اين درخت به آنها حاجت داده است . از ديگر اماكن تاريخي جاي پاي سپهسالار است كه به گفته اهالي در واقع جاي پاي پسر امام زين العابدين است . حكايت است كه آن امامزاده از دست مأمورين حكومتي فرار مي كرده است و از جاي پاي او چشمه اي سرازير مي شود . مكان آن در دامنه كوهي است كه بدان بيشه مي‌گويند مردم غالباً براي نذر و نياز به آنجا مي روند .

ويژگي‌هاي جمعيتي
جمعيت اين روستا به طور تقريبي ۱۰۰۰ نفر تخمين زده مي شود . روستا به طور كلي به دو قسمت بومي و غيربومي تقسيم شده است . ۶۰% جمعيت بومي و ۴۰% آن غيربومي محسوب مي شوند . اين روستا حدود اً داراي ۲۰۰ خانوار است .

با معيار قرار دادن حداقل سواد مكتبخانه اي ۹۰% جمعيت روستا از سواد خواندن و نوشتن برخوردارند . به طور تقريبي اين روستا داراي ۲۰۰ نفر با تحصيلات دانشگاهي است .
تحصيلات تا مقطع ديپلم نيز ۱۰% كل جمعيت را در بر مي گيرد .
حدوداً ۸۰% اعضاي اين روستا در سن فعاليت شغلي قرار دارند يا به عبارتي جزو جمعيت فعال محسوب مي شوند . به جز خانم ها تقريباً تمام آقايان ده مشغول به كار هستند .

– حركات جمعيت
ميزان مرگ و مير : ۲-۴ نفر در سال
ميزان تولد : ۲-۴ نفر در سال
ميزان ازدواج : ۱-۳ نفر در سال
سن ازدواج در اين روستا بالا رفته است . حدوداً ۳۰ تا ۴۰ نفر از دختران اين روستا بالاي ۲۰ سال هستند و هنوز ازدواج كرده اند . وقتي علت اين تغيير در سن ازدواج را از اهالي ده جويا شدم ، پاسخ دادند «چون توقعاتشان زيادي بالا رفته است ، پرسيدم به نظر شما چه چيزي باعث بالارفتن توقعاتشان شد ، در حالي كه سطح تحصيلات دانشگاهي دختران در اين روستا بسيار ناچيز است ؟ برخي تأثير منفي ماهواره را مطرح كردند و برخي ديگر تأثير نزديك به شهر و وارد شدن آسانتر فرهنگ شهري به روستا را پسراني كه در سن ازدواج هستند بيش از دختران در سن ازدواج تن به ازدواج مي دهند . علت اين امر شايد امكان راه يابي آسانتر آنها به شهر باشد ، زيرا ورود به دانشگاههاي كرج كه اغلب مختلط است خود مي تواند زمينه اي را در جهت بالا رفتن گزينه هاي انتخاب همسر آينده را براي فرد فراهم آورد .

سن
ميانگين سن بوميان روستا حدوداً ۸۰ سال است .
در ميان بوميان حتي پيرزن ها و پيرمردهايي با سن ۹۰ سال يا بالاتر نيز يافت مي‌شوند. ميانگين سني در ميان غيربومي ها حدوداً ۶۵ سال است .

مهاجرت
۴۰% اهالي اين روستا را غيربوميان تشكيل مي دهند كه به دليل ارزان بودن قيمت زمين به منظور خريد يا اجاره از شهرهاي اطراف به اين روستا مهاجرت كرده اند از ۱۴ سال پيش مهاجرت به اين روستا آغاز شده است . فشار مهاجرت از سال ۷۶-۷۷ به بعد بوده است .
بيشترين مهاجرين از روستا به شهر و از شهر به روستا را جوانان تشكيل مي دهند . بيشترين تعداد مهاجرت به شهرستان كرج است . اغلب جوانان بالاخص پسران پس از گذراندن تحصيلات عاليه در شهر در صورت يافتن شغل مناسب و پر درآمد تغيير مكان داده و براي هميشه از روستا خارج مي شوند .

معيشت و اقتصاد
به طور عمده معيشت و اقتصاد اين روستا را مي توان در دو سطح مورد بررسي قرار داد . يكي تأمين معيشت و اقتصاد خانواده از طريق پرداختن به شغل هاي عمدتاً شهري چون اشتغال در كارخانه ، سازمان انرژي اتمي ، و يا تامين معاش از طريق مسافربري و ديگري شغل هاي عمدتاً روستايي چون باغداري و دامداري
– شغل هاي شهري
كارخانه جهان چيت به عنوان يكي از كارخانه هاي توليد پارچه زماني يكي از منابع درآمدي عمده روستاييان محسوب مي شد . اما پس از آنكه به دليل وارد شدن تكنولوژي به اين كارخانجات ، د

ولت نيروي انساني روستايي را كه نيروي كار اضافي محسوب مي شد از كارخانه بيرون كرد و پولي را با اصطلاح بابت غرامت به آنها پرداخت نمود ، قسمتي از بوميان اين روستا كه سالها و جد اندرجد به اين كار اشتغال داشتند با اين پول ماشين هايي را به منظور مسافربري خريداري كردند و به همين دليل بخش عمده اي از روستاييان اكنون به كار مسافربري اشتغال دارند و در تاكسي

هاي خط سياهكلان مشغول به كار هستند . به غير از پارچه بافي عده اي ديگر از مردم اين روستا در كارخانه برزنت مشغول به كار بودند . عده اي نيز اكنون به عنوان كارگران روزمزد در سازمان انرژي اتمي مشغولند .
كارگري و كارمندي شغل بخش عمده اين روستاييان را تشكيل مي دهد .
در گذشته باغداري و كشاورزي و دامداري منبع درآمد اصلي روستاييان را تشكيل مي داده . اكنون عده قليلي از اهالي روستا كه عمدتاً مردان مسن و قديمي هستند به باغداري مشغولند . حدود ۳ خانوار نيز به دامداري اشتغال دارند . علت كناره گيري اهالي روستا از باغداري عمدتاً در حاشيه قرار گرفتن فعاليت درباغ بوده است . در واقع باغداري كفاف زندگي آنها را نمي دهد زيرا به دليل كمبود بارش بسياري از باغها به زمينهاي باير مبدل شده است . طبق قانوني كه در سال ۱۳۴۹ تصويب شد دولت زمينهاي باير را ملي اعلام كرد و به تبع آن چراگاههاي مربوط به اين زمينها نيز

ملي اعلام شد . بعد از انقلاب هم همان زمينها كه قبلاً به جنگلباني واگذار شده بود به زمين شهري واگذار شد . اكنون زمينها تحت تصرف وزارت مسكن و شهرسازي است. حتي گفته مي شود طي دو سال اخير كه بارندگي زياد شده است باز هم روستاييان تمايلي به ادامه اشتغال در باغ هاي خود را ندارند زيرا اساساً باغها را ملك خود نمي‌دانند . مسئله مالكيت و مشكلاتي كه با خود همراه آورده است در بخش بعد مورد بررسي قرار مي گيرد .