مهارتهای نیروی انسانی در سازمانهای امروزی

●چكيده

در اين مقاله با رويكردي كاربردي به مفهوم توانمندسازي كاركنان، به بررسي عوامل موثر بر توانمندسازي آنها پرداخته شده است. توانمندسازي كاركنان يكي از ابزارهاي موثر براي افزايش بهره وري كاركنان و استفاده بهينه از ظرفيتها و تواناييهاي فردي و گروهي آنها در راستاي اهداف سازماني است. سازمانها امروزه تحت تاثير عواملي از قبيل افزايش رقابت جهاني، دگرگونيهاي ناگهاني، نياز به كيفيت و خدمات پس از فروش، وجود منابع محدود و… زير فشارهاي زيادي قرار

دارند. پس از سالها تجربه، دنيا به اين نتيجه رسيده است كه اگر سازماني بخواهد در امور كاري و اقتصاد خود پيشتاز باشد و در عرصه رقابت عقب نماند، بايد از نيروي انساني متخصص، خلاق و باانگيزه بالا برخوردار باشد. منابع انساني اساس ثروت واقعي يك سازمان را تشكيل مي دهد. در ادامه به اهميت و ضرورت توانمندسازي كاركنان در سازمانها و ويژگيهاي سازمانها و كاركنان توانمند اشاره و دستاوردهاي حاصل از اجراي توانمندسازي در سازمانها و موانع موجود جهت اجراي توانمندسازي آورده شده است. درنهايت به بررسي چند نمونه از فنون و ابزار خلق توانمندي در سازمان پرداخته شده است.

●مقدمه

توانمندسازي كاركنان يكي از تكنيكهاي موثر براي افزايش بهره وري كاركنان و استفاده بهينه از ظرفيت و تواناييهاي فردي و گروهي آنها در راستاي اهداف سازماني است. توانمندسازي فرايندي است كه در آن از طريق توسعه و گسترش نفوذ و قابليت افراد و تيم‌ها به بهبود و بهسازي مستمر عملكرد كمك مي شود. به عبارت ديگر توانمندسازي يك راهبرد توسعه و شكوفايي سازماني است. در اين مقاله با يك رويكرد كاربردي به مفهوم توانمندسازي كاركنان به توضيح و تبيين ابعاد اين مفهوم پرداخته شده است. تعاريف، ويژگيهاي سازماني كاركنان توانمند، عوامل موثر بر توانمندسازي

دستاوردها و موانع موجود در سازمانها مقولاتي است كه در اين نوشتار به آن پرداخته شده است. در اين مقاله سعي بر اين بوده است كه با پرهيز از بحثهاي پراكنده و حاشيه اي براي سازماني كه مديريت آن درصدد بهبود تواناييهاي كاركنان خويش است، چارچوبها و روشهاي دستيابي به اين هدف تبيين شود.

●اهميت و ضرورت توانمندسازي كاركنان در سازمانها

سازمانهاي امروز تحت تاثير عواملي از قبيل افزايش رقابت جهاني، دگرگونيهاي ناگهاني، نياز به كيفيت و خدمات پس از فروش و وجود منابع محدود و … زير فشارهاي زيادي قرار دارند. پس از سالهاي زيادي تجربه، دنيا به اين نتيجه رسيده است كه اگر سازماني بخواهد در اقتصاد و امور كاري خود پيشتاز باشد و در عرصه رقابت عقب نماند بايد از نيروي انساني متخصص، خلاق و باانگيزه بالا برخوردار باشد. منابع انساني اساس ثروت واقعي يك سازمان را تشكيل مي‌دهند. بين سرمايه انساني و بهره‌وري در سازمانها رابطه‌اي مستقيم وجود دارد. از دغدغه‌هاي مهم بنگاههاي اقتصادي موفق جهان، گردآوري سرمايه انساني فرهيخته و خردورزي است كه قادر به ايجاد تحول در سازماني كه به آن متعلقند، باشند. يك سازمان موفق مجموعه‌اي است مركب از انسانهايي بافرهنگ سازماني، انديشه و اهداف مشترك كه با كار گروهي در نظام انعطاف‌پذير سازمان، تجارب و دانش خود را با عشق به پيشرفت روزافزون سازمان در اختيار مديريت خود قرار مي‌دهند. بنابراين

هر فرد نسبت به سازمان و وظيفه‌اي كه انجام مي‌دهد، احساس مالكيت خواهد كرد. استفاده از تواناييهاي بالقوه منابع انساني براي هر سازماني مزيتي بزرگ به شمار مي‌رود. در بهره‌وري فردي، سازمان از مجموعه استعدادها و تواناييهاي بالقوه فرد به منظور پيشرفت سازمان استفاده مي‌كند و با بالفعل درآوردن نيروهاي بالقوه و استعدادهاي شگرف در جهت سازندگي موجب پيشرفت فرد و همسويي با سازمان خواهد شد. بنابراين لازمه دستيابي به هدفهاي سازمان، مديريت موثر اين منابع باارزش است. دراين راستا رشد، پيشرفت، شكوفايي و ارتقاي توانمنديهاي كاركنان كه درساليان اخير تحت عنوان توانمندسازي كاركنان مورد توجه صاحبنظران و كارشناسان مديريت منابع انساني واقع شده است. همانگونه كه سازمانها به مقابله با چالشهاي سازماني بر مي‌خيزند و بهبود مستمر را در اولويت قرار داده‌اند، نياز بيشتري به حمايت و تعهد كاركنان و درگيركردن آنها در كار احساس مي‌شود. توانمندسازي تكنيكي نوين و موثر در جهت ارتقاي بهره وري سازمان

احب قدرت نهفته هستند و در واقع توانمندسازي آزاد كردن اين قدرت است. اين تكنيك ظرفيتهاي بالقوه‌اي كه براي بهره‌برداري از سرچشمه توانايي انساني كه از آن استفاده كامل نمي‌شود، در اختيار مي‌گذارد و در يك محيط سالم سازماني روشي متعادل را در بين اعمال كنترل كامل از سوي مديريت و آزادي عمل كامل كاركنان پيشنهاد مي‌كند. در بحث توانمندسازي مسائلي از اين قبيل مورد بررسي قرار مي‌گيرد كه جو مديريتي و فضاي سازمان براي كاركنان چگونه است؟ مديريت سازمان آيا امكان بروز عقايد و افكار را به كاركنان خود مي‌دهد؟ آيا اساس انتخاب و بكارگيري افراد در مشاغل شايستگيها و صلاحيتهاست يا اينكه صرفاً بر اساس داشتن رابطه و اطلاعات محض است؟ آيا سيستم تشويق و تنبيه عادلانه در سازمان وجود دارد؟ ميزان مشاركت در سازمان چقدر است؟ مديران تا چه اندازه محيط را براي انجام كار جذاب نموده‌اند؟
امروزه مزيتي كه سازمانها براي پيشي گرفتن از يكديگر دارند نه در بكارگيري فناوري جديد، بلكه در بالا بودن اعتماد به نفس و ميزان تعهد كاركنان به اهداف سازماني نهفته است. براي گذر از مرحله‌هاي گوناگون، سازمانها بايد خود را با موقعيتهاي مختلف سازگار كنند و روشهاي جديدي را فرا گيرند. در اين صورت بايد به شناسايي مواردي كه مي‌تواند در سازندگي محيط كار توانمند و موثر باشد، برسند. در سازمانهاي نو كاركنان نه تنها براي انجام وظيفه‌اي كه به عهده دارند، بلكه براي بهبود كاركرد كل سازمان احساس مسئوليت مي‌كنند. آنها براي افزايش مستمر عملكرد بهره وري به گونه‌اي فعال با يكديگر به كار مي‌پردازند.

●تعاريف مفهومي واژه توانمندسازي
تعاريف گوناگوني از واژه توانمندسازي توسط پژوهشگران و صاحبنظران دراين زمينه ارائه شده است. عبارت زير تقريباً همه مفاهيم موجود در تعاريف ارائه شده را در برمي‌گيرد:
– توانمندسازي عبارت است از شناختن ارزش افراد و سهمي كه مي‌توانند درانجام امور داشته باشند.
– توانمندسازي نيروي انساني يعني ايجاد مجموعه ظرفيتهاي لازم در كاركنان براي قادر ساختن آنان به ايجاد ارزش افزوده در سازمان و ايفاي نقش و مسئوليتي كه در سازمان به عهده دارند، توأم با كارايي و اثربخشي.
– توانمندسازي عبارت است از طراحي و ساخت سازمان به نحوي كه افراد ضمن كنترل خود، آمادگي قبول مسئوليتهاي بيشتري را نيز داشته باشند.
– توانمندسازي عبارت است از توسعه و گسترش قابليت و شايستگي افراد براي نيل ب

ه بهبود مستمر در عملكرد سازمان.
– توانمندسازي عبارت است از ارتقاي توانايي كاركنان در استفاده بيشتر از قوه تشخيص و تحليل، داشتن بصيرت در انجام كارهايشان و مشاركت كامل در تصميم‌هايي كه بر زندگي آنها اثر مي‌گذارد.اي شگفت انگيز.
– توانمندسازي در مفهوم سازماني عبارت از تغيير در فرهنگ و شهامت در ايجاد و هدايت يك محيط سازماني است.

●عوامل موثر در فرايند توانمندسازي كاركنان

با توجه به مطالب ذكر شده مي‌توانيم در يك جمع‌بندي كلي عوامل موثر بر توانمندسازي كاركنان را به شرح زير بيان كنيم:
-۱ مشخص بودن اهداف، مسئوليتها و اختيارات در سازمان: كاركنان بايد از مسئوليتها و شرح وظايف خود، هدف و ماموريت سازمان و مراحل و فرآيندهاي كاري آن آگاهي داشته باشند.
-۲ غني‌سازي مشاغل و ارتقاي شغلي كاركنان: سازمان بايد به منظور به روز بودن اطلاعات فني و تخصصي كاركنان و افزايش محتوي شغلي آنها اقدام كند. همچنين به منظور برآورده كردن اصل جانشين‌پروري در سازمان بايد از فنون چرخش كاري استفاده كند.
-۳ روحيات و تعلق سازماني: به منظور برآورده كردن اين عامل بايد براي كاركنان در سازمان احترام گذارد و درجهت رفع مشكلات شخصي ياري و كمك كرد. براي ابداع، نوآوري و خلاقيت در كاركنان بايد زمينه‌هاي مناسب فراهم شود و مديريت ارشد سازمان اطمينان حاصل كند كه كاركنان تمايل به انجام اموري كه به آنها واگذار شده است را دارند.
-۴ اعتماد، صميميت و صداقت: سازمان بايد فضاي مثبت و روابط كاري دوستانه را بين كاركنان ايجاد كند و اعتماد بين مديران و كاركنان را افزايش دهد.
-۵ تشخيص و قدرداني: تناسب حقوق و دستمزد و پاداش دريافتي با كاري كه كاركنان انجام مي‌دهند، توزيع مناسب امكانات رفاهي در سازمان و تناسب ارتقاي شغلي كاركنان با شايستگي آنها مي‌تواند عامل مطرح شده را در سازمان پوشش دهد.

 

-۶ مشاركت و كارگروهي: بكارگيري نظرات و ايده‌هاي كاركنان در تصميم‌گيريها و همكاري آنها در بهبود و پيشبرد امور سازمان، تفويض اختيار به كاركنان در سطوح مختلف، مشاركت دادن كاركنان در ارائه پيشنهاد جهت بهتر انجام شدن امور و كنترل امور انجام شده كاركنان توسط خودشان مي‌توانند به عنوان عامل مشاركت و كارگروهي در افزايش توانمندسازي كاركنان در سازمانها تاثيرگذار باشد.تان، شفافيت و روشن بودن ارتباطات كاري كاركنان با مديران و سرپرستان و اطلاع كاركنان از امور جاري شركت در ارتباط با حوزه كاري خود و … است.
-۸ محيط‌كاري: از جمله عوامل موثر كه كمابيش در سازمانها بر روي آن تاكيد مي‌شود محيط كاري است. اهميت به ايمني و سلامت كاركنان در محيط كار، ايجاد موقعيتهاي مناسب جهت ارتقاي شغلي كاركنان، كاهش فشار و تنشهاي موجود در محيط كار مي‌تواند از جمله موارد مرتبط با محيط كار باشد.
-۹ بهينه‌سازي فرايندها و روشهاي كاري: شفاف و مشخص بودن گردش كار و اطلاعات در سازمان، مستندسازي روشهاي كاري و بازنگري دوره‌اي و اصلاح روشهاي كاري و ساده‌سازي امور از عوامل موثر در برآورده شدن بهينه‌سازي فرايندها و روشهاي كاري است.
-۱۰ اطلاعات، دانش و مهارت شغلي: جهت تامين اين عامل وجود امكانات جهت توسعه مهارتهاي شغلي در سازمان ، وجود زمينه‌هاي آموزش موثر و كارا در سازمان و داشتن اطلاعات فني و تخصصي در ارتباط با پست‌ها مي‌تواند مفيد باشد.

●دستاوردهاي حاصل از اجراي توانمندسازي در سازمان

توانمندسازي كاركنان همانگونه كه در بخشهاي قبل به آن اشاره شد، استفاده از ظرفيتهاي بالقوه در كاركنان است كه در زمان حال از آن استفاده كامل نمي‌شود. از جمله دستاوردهايي كه سازمانهاي توانمند مي‌توانند در اثر به كارگيري و اجراي اين عوامل به دست آورند، موارد زير است:
– تامين رضايت مشتري و افزايش آن
– همسويي با نيازهاي بازار
– افزايش رضايت شغلي در كاركنان
– افزايش احساس تعلق، مشاركت و مسئوليت در كاركنان
– تغيير طرز تلقي از اجبار به اختيار
– تعهد بيشتر كاركنان و بهبود كيفيت در كارها
– ارتباط بهتر كاركنان با مديران و سرپرستان
– كاهش هزينه هاي عملياتي و افزايش سودآوري سازمان
– افزايش كارآيي فرايند تصميم گيري
– بهبود مستمر در سازمان و افزايش بهره‌وري
– خلق ابتكارات جديد و استفاده بيشتر از منابع فكري.