موسيقي درماني
«خدا زيباست و زيبايي را دوست دارد. رسول اكرم (ص)»
مقدمه
اديان و نژادها بي شمارند، اما زبان و روح يكي است، زبان عشق. موسيقي نوعي زبان عشق است.
كاربرد موسيقي براي درك زيبايي و سلامت زندگي اجتناب ناپذير است.
از بدو خلقت انسان، نيازهاي متنوعي (اعم از جسمي و رواني) با او همراه بوده كه براي برآورده ساختن اين نيازها سازگاري با محيطش به ابزارهايي نياز داشته است.

هنر به عنوان يكي از وسايل اوليه سازگاري بشر در خدمت نيازهاي كمال جويي و زيبا طلبي و از طرف ديگر، آرامبخش ناراحتي ها و سختي هاي زندگي او بوده است. موسيقي شكلي از هنر است كه احساس، عاطفه، ادراك و شناخت انسان را بدون نياز به تكلم و زبان منتقل مي كند.
استفاده بشر از موسيقي، امري آسان و قابل دسترس بوده است، چون ريتم و ملودي، به عنوان دو ركن اساسي موسيقي، در سرشت انسان وجود داشته و از طرفي آواگري ها و حركات ريتميك نيز نيازي به تكلم نداشته است. از اين رو در بيشتر قبايل ابتدايي مراسم و آيين هاي مختلف موسيقايي كه وسيله اي براي ابراز همبستگي جمعي و از بين بردن ترس ها و غم ها و ايجاد آرامش و شادي و اراده در بين افراد قبيله بوده برگزار مي شده است.
موسيقي زبان آرزوها، انتظارها و عواطف بشري است و هر قوم و ملتي بر حسب ويژگي هاي عاطفي و فرهنگي خود، موسيقي خاصي دارد. با درك موسيقي، عواط

ف زيبا، همدردي و تفاهم بيشتر قلبي ميسر خواهد شد.
پژوهشگران توصيه مي كنند كه والدين روزانه يك ساعت براي فرزندان كوچك خود موسيقي پخش كنند. اين عمل موجب بهتر شدن وضعيت تغذيه، خواب و افزايش وزن آنها مي شود.

موسيقي و درمان
از ابتداي تاريخ، بشر از موسيقي براي شفاي بيماران استفاده مي كرده است. براي مثال؛ ريتم طبل ها در مراسم شفابخش جادوگران و درمان گران نقش مهمي داشته است.
ارسطو مي گويد: از موسيقي مي توان در بسياري از شئون زندگي، تربيت، سرگرمي، درمان، خوشگذراني و تعديل احساسات و عواطف استفاده كرد. (منتهي تصريح مي كند كه گرچه پر كردن اوقات فراغت، امري لازم است، ليكن بايد با نوعي از موسيقي مفيد و تعالي بخش پر شود).

فارابي موسيقي را با سه خاصيت مطرح مي ساخت: احساس انگيز، نشاط انگيز، خيال انگيز و يا تحت شرايطي هر سه خصوصيت را دارا مي باشد.
نغمه هاي موسيقي بر حسب تركيب فواصل و ريتم داراي ارتعاشات خاصي هستند كه با تحريك ارتعاشات سلول هاي عصبي احساس و انگيزه اي را تقويت، تضعيف و يا منتقل مي سازند. اگرچه فوايد درمان با موسيقي از دوران هاي قبل مطرح بوده است، اما تا قبل از اينكه در قرن اخير به عنوان يك رشته تخصصي شناخته شود خوب معرفي نشده است.

امروزه از تأثير و فوايد موسيقي در مراحل مختلف رشد و زندگي انسان (از دوره جنيني تا سالمندي) گياهان و جانوران سخن به ميان مي آيد، و از تغييرات آن بر روي سيستم هاي حسي حركتي، هيجاني-عاطفي، ترشح غدد، هوشياري و آگاهي و شناخت فرد بحث مي شود.
به گفته پژوهشگران مركز پزشكي نيويورك، شنيدن موسيقي هاي كلاسيك و حتي موسيقي جاز موجب كاهش اضطراب و افزايش تحمل درد بيماران مي شود. (تنسي ويليامز)

مقدمه اي بر موسيقي درماني
شايد تا كنون مطالبي در روزنامه ها، مجلات، محل كارتان يا در بين مردم درباره “موسيقي درماني” خوانده يا شنيده باشيد. موسيقي درماني يك رشته جديدي است و فقط به مدت پنجاه سال است كه به عنوان يك تخصص كلاسيك و حرفه اي توسعه پيدا كرده است.
بر طبق تعريفي كه انجمن ملي موسيقي درماني (NAMT) ارائه داده است، موسيقي درماني عبارتست از كاربرد موسيقي تأمين، حفظ و بهبود سلامت جسماني و رواني در واقع موسيق

ي درماني كاربرد منظم موسيقي است، بطوريكه موسيقي درمانگر مستقيما در يك محيط درماني، تغييرات دلخواه را در عواطف و رفتار درمانجو ايجاد مي كند….)
به طور خلاصه در موسيقي درماني با استفاده از موسيقي، كه يك رسانه هنري خلاق است، به افرادي داراي مشكلات گوناگون، به منظور دستيابي به بهداشت رواني و جسمي آنان كمك مي شود.
موسيقي درماني در درمان افرادي كه ناتواني هاي مختلفي از جمله عقب ماندگي ذهني، تأخير يافتگي رشدي، معلوليت جسمي، بيماري رواني و… داشته اند، به طور موفقيت آميزي جواب داده است.
موسيقي درمانگر، اهداف و مقاصد را بر اساس نيازهاي خاص درمانجو دنبال مي كند. فنون مختلفي براي پيشبرد اين اهداف استفاده مي شود. براي مثال، آواز خواندن مي تواند به افراد مبتلا به بيماري آلزايمر كمك كند تا حافظه دراز مدتشان را به كار اندازند، نواختن آلات موسيقي با همسالان يا درمانگر مي تواند مهارت هاي ميان فردي را افزايش دهد و كاركردهاي اجتماعي را بهبود بخشد. از همه مهمتر اينكه افراد احساساتشان را در روشي مطمئن و لذت بخش بوسيله نواختن موسيقي، گوش كردن به موسيقي و رقصيدن به همراه موسيقي بيان مي كنند.زايمان، توانبخشي بيماران سكته اي و مبتلايان به بيماري پايانه (بيماري هايي كه علاج ناپذير و مرگبار هستند، مثل ايدز). مساله عمده كه در اينجا براي درمانگر مطرح است كاهش درد و تحمل آن در شيوه درمان است و يا كمك به بيمار براي دستيابي به كاركردهاي بهينه.
موسيقي درماني رشد فزاينده اي در كشورهاي مختلف جهان و در عرض سال هاي اخير داشته است و كارهاي درماني متعددي توسط موسيقي درمانگران صورت پذيرفته است و اين امر تأكيد گرديده كه اساسا موسيقي در درمان اشخاص مبتلا به وضعيت هاي مختلف پزشكي كارآيي بسياري دارد.
اين مقاله كوتاه به شما يك ديد كلي درباره اينكه موسيقي درماني چيست؟ ارائه داده است. اين مقاله فقط بخش كوچكي از اين رشته حرفه اي عظيم را معرفي كرده است و به عنوان يك كليت در اين باره نمي تواند نتيجه گيري شود.
موسيقي سنتي ما با اصالت و ريشه هاي عميق فرهنگي قابليت بسياري براي گسترش و تدوين هاي تازه اي از جانب استادان موسيقي دارد.
دكتر داريوش صفوت موسيقيدان برجسته معاصر نقل مي كرد كه مرحوم عبدالحسين شهنازي بيست دقيقه در كنار بستر بيماري كه پزشكان از او قطع اميد كرده بودند سه تار نواخته و پس از بيست دقيقه حال بيمار بهبود يافته و خطر رفع شده است. (همشهري ۱۰/۸/۱۳۷۹)

موسيقي درماني چيست؟
در يونان قديم ارتباط نزديكي بين موسيقي و شفا وجود داشت. اين همبستگي به يكي از خدايان يونان «آپولو» شخصيت و شكل داده است. آپولو هم خداي موسيقي و هم خداي طب بود. يونانيان معتقد بودند كه امراض نتيجه عدم هارموني در وجود فرد است و موسيقي با قدرت روحي و اخلاقي خود مي تواند با برگرداندن هارموني و نظم در بدن سلامتي را براي فرد مورد استفاده به ارمغان آورد. پژوهش هاي انجام شده، نشان مي دهد كه غده تالاموس به عنوان مهمترين غده در مغز انسان محرك هاي صوتي را به وسيله سيستم هاي عصبي دريافت و در كنار حافظه و تخيل به آنها پاسخ مي دهد. غده هيپوفيز نيز كه از غده تالاموس فرمان دريافت مي كند به محرك هاي صوتي موزون پاسخ مي دهد، موجب بروز ترشحاتي مي شود كه نتيجه آن آزادسازي ماده آرام بخش به نام آندروفين خواهد بود. با توجه اينكه مهمترين اثر ماده مزبور، تسكين درد در انسان است به سادگي مي توان به ارزش موسيقي درماني كه عملا موجبات آزادسازي ماده آندروفين كه

علاوه بر تسكين درد، موجبات انبساط و شادي را در انسان فراهم مي سازد، پي برد. تحقيقاتي كه توسط كولن در سال هزار و نهصد و نود و دو در بخش مراقبت هاي ويژه بيمارستان «سنت جرج» لندن صورت گرفته، نشان مي دهد كه موسيقي به ميزان قابل توجهي در تسكين و تقليل وضعيت بحراني بيماران كه در بخش آي ـ سي ـ يو بستري بوده اند تاثير داشته است. زيرا ثابت شده است كه سيستم اعصاب انسان به محرك هاي موزيكال پاسخ مثبت مي دهد. موسيقي درماني يك فرآيند فعال است. در موسيقي درماني، ما انتظار داريم كه موسيقي ما را در برگرفته و در تمام وجودمان جريان پيدا كند. يادتان باشد كه از قوه تخيل مغز استفاده كنيد. به خاطر داشته باشيد: «انرژي در پي انديشه مي آيد» هر جا كه فكر باشد انرژي هم وجود دارد. براي بهتر گوش كردن به موسيقي دو مطلب را به خاطر بسپاريد:
يك. صداي موسيقي در حدي باشد كه شما با آن راحت هستيد.
دو. خودتان را تسليم موسيقي كنيد.

در اينجا به كاربرد مواردي چند از موسيقي درماني اشاره مي شود:
كاربرد موسيقي درماني براي كمك به افراد عقب مانده با حركات ريتميك موزيكال مي توان مهارت در هماهنگي هاي حركتي را بهبود بخشيد، اشعار آوازهاي مخصوص را مي توان نوشت كه از طريق آن مراحل و روش هاي مهارت هاي خودياري مثل لباس پوشيدن و مسواك زدن را ياد بگيرند و به خاطر بسپارند. موزيك تراپيست ها، براي اينكه برنامه هاي درماني و روش هاي مؤثر براي در حال جريان ايجاد كنند، بايد برنامه ريزي دقيقي را به كار گيرند.

جريان برنامه ريزي شامل چهار مرحله كلي است:
يك. تعريف مشكل درمانجو يا زمينه نياز آن (سنجش)
دو. فراهم كردن هدفي براي درمانجو كه به رفع مشكل يا نياز او كمك كند.
سه. برنامه ريزي مناسب فعاليت هاي موزيكي
چهار. تكميل روش ها و فعاليت ها و ارزشيابي واكنش هاي درمانجو
مشاهدات و تجربيات اخير نشان داده است كه كاربرد موسيقي در درمان ناتواني هاي يادگيري اشخاصي كه آسيب هاي شنوايي دارند، اشخاصي كه آسيب هاي بينايي يا آسيب هاي گفتاري دارند، مورد استفاده قرار مي گيرد.

كاربرد موسيقي درماني در نارسائي هاي گفتاري
افرادي كه در ارتباط كلامي مشكل دارند با خواندن آوازها و سرودهاي مخصوص مي توانند در شمرده تلفظ كردن اصوات، گفتار مورد نياز و مهارت در تشخيص لغات رشد و تمرين كنند. ريتم و صداي موسيقي همچنين مي تواند تقويت جريان تكلم را در اختلالات گفتاري مانند لكنت زبان آسان سازد. از موسيقي براي اشخاص زبان پريش (آفازيك) به عنوان روش براي برقراري رابطه كلامي مي توان استفاده كرد.

تكنيك شناخته شده، درمان آوازي ملوديك
اين تكنيك، در اوايل دهه هفتاد ميلادي به عنوان يك روش ترميمي براي بخشي از مسائل گفتاري بزرگسالان زبان پريش به وجود آمده است. در اين روش جملات كوتاه در نمونه هاي ساده آهنگين، با آواز خوانده مي شود. به موازاتي كه بيماران عبارات و جملات را ياد مي گيرند، آهنگ ها كمرنگ تر و محو مي شوند، اين روش بر پايه اين نظريه قرار گرفته كه وقتي نيم كره سمت چپ، آسيب مي بيند مي توان به وسيله اغراق در آواز (ريتم، با تأكيد بيان كردن و جملات ملوديك) با كمك نيم كره راست مغز، تكلم را كمك، تحريك و تسهيل كرد.

كاربرد موسيقي درماني در درمان معلوليت هاي ارتوپدي
بنابر نظر «رودنبرگ» (هزار و نهصد و هشتاد و دو) از موسيقي مي توان در چند منظور درماني براي معلولين ارتوپدي استفاده كرد:
يك. كاهش حواس پرتي
دو. رهايي از تنش ها و حساسيت هاي شديد
سه. تقويت تمرين هاي عضلاني
چهار. افزايش احساس ارزش شخصي
فعاليت هاي مختلف موسيقي درماني مي تواند جهت بهبود وضعيت مفاصل و ماهيچه ها و افزايش هماهنگي حركات آنها كمك كرد. مثلا نواختن سازهاي انتخاب شده با شيوه هاي مخصوص مي تواند تحرك و استقامت مفاصل را افزايش دهد و با هماهنگي قسمت هايي از بدن را بهبود بخشد. مثلا نواختن پيانو براي حركت و خم كردن و كشش انگشت ها و از ريتم سازها براي افزايش دامنه حركات و منبعي براي الگوهاي حركتي. از نواختن ساز دهني براي كنترل بهتر دست ها و هماهنگي آن با دهان و تقويت ظرفيت هاي حياتي مي توان استفاده كرد. يكي ديگر از منافع يادگيري نواختن ساز براي معلولين، احساس كاميابي و رضايت است. نواختن ساز، احساس ارزش شخصي را افزايش مي دهد و اگر به صورت گروهي نواخته شود، رشد اجتماعي شان تقويت خواهد شد.

كاربرد موسيقي درماني در درمان سالمندان
سالمندي معمولا با درجاتي از زوال كاركرد جسمي و ذهني همراه است. كه اين درجات در افراد مختلف متفاوت است. بيشتر افراد مسن خصوصا آنهايي كه در خانه هاي سالمندان زندگي مي كنند، علائمي از اختلالات فكري و بدني دارند. بسياري از سالمندان مشكل پزشكي مانند بيماري هاي قلبي، ديابت، سرطان و يا فشارخون دارند. به علاوه عده اي نيز به دلايل عاطفي دچار افسردگي و تنهايي مي شوند.

موسيقي درماني مي تواند در زمينه تقويت كاركرد جسمي و روحي اين افراد مؤثر واقع شود. به عنوان مثال موسيقي همراه با تمرينات و ورزش هاي روزانه، مي توان احساس دردي را كه غالبا توأم با اين ورزش هاست از ذهن دور ساخته و يا انگيزه و محرك لازم را براي شركت در انجام اين قبيل ورزش ها و فعاليت هاي حركتي فراهم كرد. دست زدن نشاط انگيز و موسيقي ريتميك مي تواند ورم مفاصل انگشتان را صاف كند، اعتماد به نفس او را افزايش داده و انرژي مثبت را در اينگونه افراد تقويت كند. مهم است به خاطر بسپاريم كه موسيقي مورد علاقه سالمندان مانند ديگر اقشار مردم دامنه وسيعي دارد. علاقه آنها متناسب با سنشان تغيير مي كند. معمولا افراد مسن به آهنگ هاي معروفي كه در دوران جواني حوالي سنين هجده تا بيست و پنج سالگي گوش م

ي دادند، علاقه نشان مي دهند.

كاربرد سيستم هاي زيستي
موسيقي يك الگوي خوبي را براي بررسي تعاملات پيچيده اي كه در سطح سيستم هاي مغز اتفاق مي افتد فراهم مي كند. امروزه فن آوري هاي پيچيده و پيشرفته تصوير برداري از مغز دانشمندان را قادر ساخته تا مطالعه كنند چطور موسيقي تاثير بر فعاليت هاي مغز در بيماران آسيب ديده رواني دارد. بديهي است موسيقي بر بيماراني كه بيماري آلزايمر رنج مي برند اثر مثبتي داشته است با توجه به اينكه درمان قطعي براي اين بيماري كشف نشده است. با تحقيقات بيشتر و پيشرفت حيطه هاي چند رشته اي كه متمركز مي كند موسيقي درماني را (فن آوري تصوير برداري در پيشرفت سيستم هاي موسيقي اطلاعات كامپيوتري و نرم افزار پزشكي) ممكن است، درمان اختلالات رواني غير قابل درمان مثل بيماري آلزايمر، اوتيسم (autism)و بيماري پاركينسون را با موسيقي درماني امكان پذير كند.
موسيقي درماني آسايش لازم را فراهم مي كند، از اضطراب و افسردگي مي كاهد، و مشكل بي خوابي را بدون وابستگي به دارو با استفاده از موسيقي مغز (brain music) درمان مي كند. اگر تحقيقات به طور گسترده و مداوم ادامه يابد اين امكان را به وجود مي آورد كه در آينده‌، درمان اين اختلال با موسيقي درماني بر طرف شود، بجاي اينكه از داروهاي بسيار زياد استفاده شود.
موسيقي درماني چيست؟
موسيقي درماني، استفاده ماهرانه از موسيقي و آلات موسيقي توسط يك موسيقي درمان گر ماهر و مجرب براي ترفيع ‌حفظ و بازگرداندن بهداشت روحي ‌رواني‌، جسماني و هيجاني است.
تكنيك هاي موسيقي درماني:
موسيقي درماني شامل تكنيك هاي مختلف مانند: آواز خواندن، حركات موزون، گوش دادن به موسيقي، و آهنگ سازي يا نواختن موسيقي است.
گوش دادن به موسيقي به پيشرفت مهارت هاي شناختي مانند ‌تاثير هيجانات و اظهار خود و براي درمان بيماران با زوال عقلي موثر مي باشد.
آواز خواندن و گوش دادن به موسيقي به افراد مسن كمك مي كند حوادث

با ارزش زندگي اشان را به خاطر آورند.
حركات ريتميك و موزون به درماني ناراحتي هاي ماهيچه اي و مفصلي كمك مي كند.
ارگان هاي احساسي (دريافتي) همه اطلاعات گرد آوري شده را مستقيما به بخش هاي مشخص در لوب هاي گيجگاهي در قشر مركزي مي رسانند. اما پاسخ به موسيقي به امورات ، خيلي بيشتر از اين ها نياز دارد.
حافظه قرار گرفته در طرف پشت لوب هاي پيشاني‌، ذرات موسيقي را در خود ذخيره مي كند، ‌در صورتي كه مغز همه آهنگ ها را احساس مي كند.
تاثير موسيقي بر سلامت و آسايش و رفاه بيماران:
تحقيقات موسيقي- پزشكي نشان مي دهد كه موسيقي به چندين طريق بر سلامت و آسايش و رفاه بيماران پزشكي اثر مي گذارد:
یک. پيشگيري، آموزش و يادگيري
دو. كاهش دردهاي گوناگون پزشكي و دندان پزشكي
سه: كاهش تنش ها و نگراني هاي ناشي از جراحي, آسيب ها و بيماري ها
چهار: توانبخشي بعد از جراحي, آسيب ها و تصادف ها
پنج: كاهش خستگي حاصل از گرفتگي هاي عضلاني و كاركرد ماهيچه ها
شش: كاهش عوارض جانبي داروها
هفت: كاهش مدت استفاده از داروها
هشت: کاهش طول مدت درمان و بستري

پاسخ هيجاني به موسيقي:
پاسخ هيجاني به موسيقي در مجموعه ساختاري بسيار گسترده در سراسر مغز پردازش مي شود. غشاي محاسبه گر، ساختاري كه در هر يك از لوب هاي گيجگاهي با چين خوردگي در بافت كه شيار جانبي ناميده مي شود‌، نشان داده مي شود. به نظر مي رسد كه شامل مهار ت هاي ادراكي باشد.
بر اساس پيچيدگي كار پردازش اين منطقه به سه لايه تقسيم مي شود.
غشاي اوليه: داده ها را از طريق گوش، ‌از ساختاري كه تالاموس ناميده مي شود، ‌دريافت مي كند كه عناصر اصلي موسيقي را مثل شدت يا بلندي را مي تواند تشخيص دهد.

غشاي ثانويه آهنگ و الگوهاي ريتمي را تشخيص مي دهد، و غشاي سوم اين الگو ها براي درك كامل از موسيقي تلفيق مي كنند.
بيماري آلزايمر، ‌از متداول ترين مشكل زوال عقلي مي باشد كه عملكردهاي ادراكي و حافظه را تحت تاثير قرار مي دهد. اين يك بيماري استحاله اي است كه با آغاز آرام و در ادامه كاهش توانايي هاي شنوايي فرد مي باشد.
بررسي متون:
شخصيت اجتماعي و شغلي فرد در طول دوره بيماري كاهش مي يابد. شيوع زوال عقلي با سن افزايش مي يابد بنابر اين افراد مسن بيشترين جمعيتي هستند كه از اين بيماري رنج مي برند.
بطور معمول حدود چهار ميليون آمريكايي هستند كه اين بيماري را تجربه كرده اند برآورد شده كه دوازده تا چهارده ميليون افراد تا سال دوهزار و چهل تحت تأثير اين بيماري قرار مي گيرند مگر اينكه درمان اين بيماري پيدا شود.
تأثير پذيري بيماران زوال عقلي مخصوصا بيماري آلزايمر به موسيقي به خوبي استفاده شده است.
موارد زيادي اين حقيقت را ثابت كردند كه مردم با زوال عقلي علي رغم حافظه كم، قادر به بخاطر آوردن و خواندن آوازهاي قديمي و حركات موزون با آهنگ هاي قديمي مي باشند.
نتيجه گيری:
موسيقي درماني آسايش لازم را فراهم مي كند، از اضطراب و افسردگي مي كاهد، و مشكل بي خوابي را بدون وابستگي به دارو با استفاده از موسيقي مغز (brain music) درمان مي كند. اگر تحقيقات به طور گسترده و مداوم ادامه يابد اين امكان را به وجود مي آورد كه در آينده‌، درمان اين اختلال با موسيقي درماني بر طرف شود، بجاي اينكه از داروهاي بسيار زياد استفاده شود.
موسيقي درماني براي تسكين ناراحتي هاي هيجاني جسماني و روحي استفاده مي شود.

موسيقي درمان گر مجرب و كار آزموده خدمات فردي را براي بيماران مهيا مي كند. متون بسيار زيادي وجود دارد كه اثبات مي كند موسيقي درماني اثرات مثبتي را بر درمان بيماراني كه داراي مشكلات عصبي هستند دارد. روان به سلول هاي مغز و بافت هاي بدن متصل است ودر واقع تراوشي از جسم است. به همين دليل به هر ناراحتي و خستگي و دردي كه به جسم وارد شود بر روان نيز تاثير مي گذارد و برعكس. تاثير جسم و روان متقابل است.