موقعيت طبيعي و جغرافيايي اصفهان

فصل اول:موقعيت جغرافيايي و تقسيمات شهري
فصل اول:موقعيت جغرافيايي و تقسيمات سياسي استان
استان اصفهان با مساحتي حدود ۱۰۵٫۹۳۷ كيلو متر مربع بين ۳۰ درجه و۴۳ دقيقه تا۳۴ درجه و۲۷ دقيقه عرض شمالي خط استوا و۴۹ درجه و۳۶ دقيقه تا۵۵ درجه و۳۱ دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است. اين استان كه در مركز ايران واقع شده،از شمال به استانهاي مركزي،قم و سمنان؛از جنوب به استانهاي فارس و كهكيلويه و بويراحمد؛از شرق به استانهاي خراسان و يزد؛و ازغرب به استانهاي لرستان و چهار محال و بختياري محدود است.

بر اساس آخرين تقسيمات كشوري،اين استان داراي۱۷ شهرستان،۶۰ شهر،۳۷ بخش و۱۱۶ دهستان،و مركز آن شهر اصفهان است.
شهرستانهاي استان اصفهان عبارت انداز: اصفهان، لرستان، برخوار و ميمه، خميني شهر، خوانسار، سميرم، شهرضا، فريدن، فريدون شهر، فلاورجان، كاشان، گلپايگان، لنجان، مباركه، نائين، نجف آباد و نطنز كه در رابطه با آنها توضيح مختصري داده خواهد شد.

موقع طبيعي و جغرافيايي
اصفهان منطقه نسبتاً كوهستاني وسيعي به مساحت ۱۹۷،۴۰۳ كيلو متر مربع است(به انضمام چهارمحال و بختياري) كه در مركز فلات ايران واقع شده. از شمال محدود است به نواحي كاشان و گلپايگان، از جنوب به آباده و بهبهان، از مشرق به شهرستان يزد، از مغرب به نواحي بختياري و حدود خوزستان. طول آن از زردكوه در خاك بختياري كه منبع زاينده رود است تا درياچه گاو خوني تقريباً سيصد كيلومتر و عرض آن را از كوههاي قهرود كه حد شمالي آن است تا قريه امين آباد كه حد جنوبي آن و در خاك فارس واقع است۲۴۰ كيلومتر ذكر كرده اند. وسعت استان اصفهان و شهرستانهاي تابعه آن به تفكيك به شرح زير است:
استان اصفهان به استثناي چهارمحال وبختياري ۱۷۰،۳۹۶ كيلو متر مربع

شهرضا ۹،۲۵۶ «
شهر اصفهان ۲۴،۲۱۲ «
اردستان ۱۴،۲۴۰ «
فريدن ۷،۱۴۰ «
نائين ۴۶،۷۲۰ «
نجف آباد ۳،۶۰۴ «
شهر اصفهان امروز در جلگه سبز و خرمي در كنار زاينده رود واقع شده و طول آن از مشرق به مغرب ۱۸ كيلومتر و عرض آن از شمال به جنوب۱۲ كيلومتر است(ما فروخي اصفهاني در قرن پنجم هجري طول و عرض اين شهر را چهارده فرسنگ در شش فرسنگ با هشت دروازه ذكر كرده و گفته است كه هشتصد پاره ديه و مزرعه دارد.)

طول و عرض جغرافيايي ـ قدما اصفهان را به حسب طول و عرض از اقليم سوم گرفته اند. طول آن را از جزاير خالدات(عوم) و عرض آن را از خط استوا(لب) ذكر كرده اند. طول و عرض جغرافيايي آن بر حسب اندازه گيري بين المللي امروز از اين قرار است: طول شرقي آن از نصف النهار گرينويچ۵۱ درجه و۳۹ دقيقه و۴۰ ثانيه و عرض شمالي آن از خط استوا۳۲ درجه و۳۸ دقيقه و۳۰ ثانيه است.
ارتفاع اصفهان از سطح دريا بين ۱،۴۷۵ تا ۱،۵۸۴ متر ضبط شده است.

حداكثر ارتفاع استان اصفهان در شهركرد۲،۰۶۶ متر و حداقل آن در يزد ۱،۲۳۳ متر است.
جلگه اصفهان در حدود ۳۰۰ متر از تهران بلندتر است و اختلاف ساعت آن با تهران ۲۰ ثانيه است.
پستي وبلندي ـ اصفهان در مركز فلات ايران واقع شده و منطقه اي است نسبتاً كوهستاني كه از سمت مغرب در طول دره وسيعي كه بستر زاينده رود است به وسيله كوههاي مرتفع محصور شده. ارتفاع متوسط آن از سطح دريا ۱۴۷۵ متر و كوههاي آن از شمال غربي به جنوب شرقي كشيده شده.
ارتفاع كوههاي اطراف اصفهان در حدود ۳۰۰۰ متر است و مهمترين رشته آن در جنوب غربي واقع شده كه جنس سنگهاي آن آهكي است و نقاط صعب العبور دارد. سرچشمه رودخانه هاي كارون و زاينده رود در اين قسمت است.
سلسله كوههاي منطقه اصفهان از زردكوه بختياري كه آن نيز از شعبات كوههاي لرستان است منشعب مي شوند. كوه منگشت به ارتفاع ۱۵۰۰ تا ۳۰۰۰ متر مانند ديواري ييلاق بختياري را از

قشلاق جدا مي كند و شعبه آن سبزكوه بين پشتكوه و چهارمحال قرار دارد. ارتفاع كوههاي فريدن از دو تا سه هزار متر است كه به موازات يكديگر مانند پنجه اي از جنوب به شمال امتداد يافته و به كوههاي خونسار مي پيوندند. كوههاي كرون در مغرب اصفهان از مغرب به مشرق ممتد هستند و فواصل آنها به طور متوسط از ۲۴ تا ۳۰ كيلومتر است. بدنه كوههاي اين قسمت عاري از آب و اشجار است و فقط در چند نقطه آب و درختي مشاهده مي شود. دالان كوه حد غربي ناحيه كرو

ن را تشكيل مي دهد. از شاه كوه لنجان كه امتداد آن شمالي و جنوبي است دو رشته كوه از مغرب به مشرق منشعب مي شود كه جاده اصفهان به شهرضا را قطع مي كند. يكي كوههاي كلاه قاضي است و ديگري كوههاي مهيار كه گردنه و تنگ چالشتر و ارچيني در آن واقع است.
ارتفاعات نزديك شهر ـ دنباله ارتفاعات شاه كوه لنجان در جنوب اصفهان به دو رشته كوه كم ارتفاع صفه و بابا سعيد متصل مي شود كه جهت آنها از جنوب به مشرق است. ارتفاع كوه صفه در جنوب شهر اصفهان به ۲۴۰۰ متر مي رسد. اين رشته كوه با تضاريس زيادي كه دارد و به علت نزديكي آن به شهر، بر زيبايي موقع طبيعي اصفهان افزوده است. در ۲۵ كيلومتري شمال غربي اصفهان كوههاي سيد محمد واقع شده كه از كنار جاده شوسه اصفهان شروع مي شود و به كوههاي

كرون و قميشلو و علوي اتصال مي يابد. اين كوه دو سه چشمه كم آب دارد و يكي از آنها به نام چشمه منظر در بين اهالي شهرت دارد و از گردشگاههاي شهر به شمار مي رود.
ارتفاعات شمال اصفهان به منزله تپه هاي خاكي محسوب مي شوند كه به گردنه مادر شاه در سه راه اصفهان به تهران متصل شده، به كوه چاله سياه در ۳۵ كيلومتري شمال غربي اصفهان ختم مي شود.

اندكي دورتر شمال جلگه اصفهان را كوههاي نطنز و قمرود كاشان محدود مي كند و كوه معروف كركس به ارتفاع ۳۳۵۰ متر به خط مستقيم در پنجاه كيلومتري شمال اصفهان واقع شده كه اغلب از برف پوشيده است و به واسطه ارتفاعي كه دارد از دور به خوبي نمايان است.
تنگ و گردنه ـ گردنه هاي معروف اطراف شهر عبارت است از: گردنه گاوميش، گردنه رخ و تنگ بيدكان كه در سر راه اصفهان به بختياري واقع شده اند. تنگ بيدكان به طول ۱۲ كيلومتر در كوه بيدكان واقع شده و در مدخل آن آب بسيار گوارايي جريان دارد و راه شوسه اصفهان به شهركرد از اين تنگ مي گذرد. گردنه رخ در شمال غربي كوه رخ واقع شده و راه شوسه جديد الاحداث اصفهان به شهرضا و شيراز از آن مي گذرد.

تنگ لاشتر(عامه مردم اين تنگ را لارشتر مي نامند) به طول شش كيلومتر بين كوه كلاه قاضي و كوه لاشتر كه راه شوسه اصفهان به شهرضا و شيراز از آن مي گذرد از گردنه هاي خيلي نزديك به شهر است.
گردنه گاو پيسه، تقريباً در يك فرسخي جنوب باغ وحش و گردنه آب نيل بين اصفهان و قريه پير بكران از گردنه هاي سهل العبور اصفهان در جنوب غربي اين شهر و در بلوك لنجانات واقع شده است.

ديگر از گردنه هاي معروف گردنه مورچه خورت در شمال اصفهان و تنگ اشترگان، ديزي از دهات لنجان عليا و دهكده اشترگان است.
گردنه هايي كه از شهر فاصله بيشتري مي گيرد، بيشتر در ناحيه كوهستاني چهارمحال و بختياري و فريدن واقع شده اند و مشهورترين آنها عبارتند از: از گردنه خراجي كه از قهمرخ به شلمزار مي رود و گردنه مرداركش بين شلمزار و پشتكوه و گردنه تل بين پشتكوه و ايذه(مال امير سابق) و گردنه ساطعي و گردنه بازفت بين خاك اصفهان و گرمسير.

گردنه هاي امامزاده و گاو جفت و بارز و آب ملخ در كوههاي فريدن واقع شده و محل عبور طايفه موگويي و چهارلنگ به پشتكوه است. گردنه هاي ديگر عبارتند از: گردنه دزدان در كوههاي آخوره عليا، گردنه سرخ و آب گرم سرراه كرون به چادگان فريدن. گردنه آب پونه و گردنه فوده در سرراه شهرضابه لنجان.
دشت ها

ـ دشت برخوار
دشت مسطح برخوار در جهت شمال شرقي به رشته كوههاي مركزي در جنوب غربي اردستان ختم مي شود و داراي آب و هوايي نيمه بياباني، گرم و خشك در تابستان و سرد و خشك در زمستان، است.
ـ دشت آبرفتي كاشان
اين دشت، دشتي نسبتاً هموار است كه طرف جنوب به ارتفاعات كركس و از طرف شمال به نوار ريگ بلند(در محلي به نام بندريگ) ختم مي شود.
ـ دشت مباركه
دشت مباركه در شهرستان مباركه به وسيله رشته كوه هاي متعدد احاطه شده است كه از معروف ترين آن ها مي توان به كوه هاي خولنجان، طالخونچه، كوه زرد، كوه قلعه بزي اشاره نمود.
آبشارها
جاذبه هاي طبيعي؛
۱- آبشار شالورا:
اين آبشار در ۶۵ كيلومتري غرب اصفهان و در نزديكي روستاي جوميهن قرار دارد.
۲- آبشار كرد عليا:
اين آبشار كه در ۹۰ كيلومتري غرب اصفهان و در ارتفاعات دالانكوه قرار دارد، از آب شدن برف هاي دالانكوه بوجود آمده است و در بهار منظره بسيار زيبايي ايجاد مي كند.
۳- چشمه آب معدني ورتون:
در ۴۳ كيلومتري جاده اصفهان به يزد جاده اي فرعي وجود دارد كه پس از طي ۱۸ كيلومتر به ناحيه ورتون مي رسد. بعد از ورتون در فاصله ۱۲ كيلومتري، چشمه هاي معدني ورتون قرار گرفته اند. در اين منطقه حمام هايي به سبك دوره صفويه است كه اكثر‌اً مخروبه اند و برخي از آنها كه سالم است مورد استفاده مردم قرار مي گيرد آب گرم ورتون از دسته آبهاي مكروه بي كربناته و سولفاته گرم است. خواص درماني استحمام در اين آب عبارتست از: تسكين دهندگي دردهاي عصبي و رماتيسمي. اين آب در صورت نوشيدن باعث ازدياد ترشح معده مي گردد به سبب وجود سولفات سديم در تركيب آن، اين آب خاصيت ملين دارد و سرانجام وجود آهن در تركيب.

رشته كوه ها
استان اصفهان
ـ رشته كوههاي قميشلو در بخش مركزي و دنباله بيدگان در غرب، رشته كوههاي زردكوه، كوه كالخوني و سفيدكوه در مركز، كوه قاضي در شمال شهرستان شهرضا.
ـ كوه بهوروز، چالقفا، پشم كن و كوه باغك در سميرم.
ـ رشته كوههاي اردستان از انشعابات كوه كركس در كاشان.
ـ كوه سراش، محمديه و زردكوه از مهمترين ارتفاعات شهرستان نائين.
ـ كوه دنيار، الجوق، دنباله زردكوه و قميشلودر سميرم.

ـ بلندترين قله كوههاي سلسله جبال مركزي ايران كه از شهرستان گلپايگان مي گذرد در اين ناحيه قله حاجي تارا به ارتفاع ۳۵۶۰ متر مي باشد.
رودها:
مهمترين رودخانه هاي اين استان عبارتند از:
۱- زاينده رود كه از ارتفاعات زردكوه بختياري در شهركرد سرچشه ميگيرد، جهت جريان آن از غرب به شرق است آب اين رودخانه بخصوص پس از حفر تونل كوهرنگ در كوه كاركنان با طول ۱۶۰ كيلومتر و با انشعابات كوچك خود كليه قراء و مزارع اطراف را مشروب مينمايد و سيلاب آن به باتلاق گاوخوني منتهي ميگردد .
سرچشمه زاينده رود نزديك سرچشمه اص

لي رود كارون است و حد فاصل اين دو رود از زيركوه در حدود سه كيلومتر ميباشد.
۲- رودخانه مرغاب از كوههاي داران سرچشمه گرفته نجف آباد را مشروب و در نزديكي آبادي جوزدان به زاينده رود منتهي ميشود.
۳- رودخانه هاي گندمان، شمس آباد، حنا در سميرم واقع و به رودخانه خرسان ملحق ميگردند.
۴- رودخانه قبله از كوههاي جنوبي خوانسار سرچشمه گرفته وارد قسمت مركزي شهرستان گلپايگان گشته و پس از مشروب كردن اين نا

حيه و گذشتن از گلپايگان با نام رودخانه لعل يار به جريان خود ادامه ميدهد.
۵- رودخانه كرون از ارتفاعات نبله و داران و شعبه ديگر آن نيز از كوه صالح و مكه سرچشمه گرفته پس از آبياري دهستانهاي اطراف خود در شمال جوزدان به زاينده رود ميريزد.
آب و هوا ـ شهر اصفهان در جلگه واقع شده. اراضي آن رسي است و در نقاط مختلف آن به تفاوت از ۷۵ سانتيمتر تا يك مترو نيم به قشري محكم از رس مي رسد كه سخت و غير قابل نفوذ است. پي منازل و ساختمانهاي معمولي بر روي همين قشر رس بنا مي شود. ديوارهاي گلي قديمي كه

حصار باغات داخل و خارج شهر را تشكيل مي دهد بر روي همين قشر رس تركيب شده و بعضي از آنها حتي چند صد سال دوام كرده است. خشت خامي كه از اين خاك رس ساخته مي شود به اندازه آجر پخته استحكام دارد و در بيشتر بناهاي قديم چندين صد سال دوام كرده است. دوام نوع مخصوصي از اين خشت خام در آثار كهن آتشگاه حتي به دو هزار سال مي رسد. رشته كوههاي محلي اصفهان در اطراف شهر از مغرب و جنوب به سوي مشرق كشيده شده و با ارتفاع يكنواخت

و تضاريس قلل آنها، هماهنگ آثار تماشايي داخل شهر منظره اي طبيعي و تماشايي به وجود آورده است. منظره زيباي كوههاي اطراف اصفهان از فراز عمارت عالي قاپو در ميدان نقش جهان و از قله كوه آتشگاه به خوبي نمودار مي شود. چون به غير از نواحي نجف آباد و دهستانهاي برخوار و كوهپايه بقيه بخشهاي اصفهان در كنار رودخانه پر بركت زاينده رود واقع شده، آب و هواي آن معتدل و فصول چهار گانه آن منظم است. شمال اصفهان تا نود كيلومتر باز است و بادهاي خنك شمالي ا

ز اين طريق مي ورزد، اما جنوب آن از سه كيلومتري بسته مي شود.(جغرافيادانانقديم عرب گفته اند كه اصح مساكن و بلاد شهري است كه شمال آن گشاده و جنوبش گرفته باشد) وبه طوري كه ذكر شد اصفهان داراي چنين موقعيتي است و چون جنوب و غرب آن كوهستاني و شمال و شرق آن جلگه است داراي اختلاف هوا و بارندگي است، چنانچه در فريدن و چهارمحال كه در مغرب واقع شده و كوهستاني است بارندگي زياد و در مدت زمستان كليه اراضي آن نواحي مستور از برف

است و قسمت عمده زراعت آنان ديم است و به واسطه سردي هوا محصول صيفي به ندرت به عمل مي آيد. بالعكس در شمال و مشرق كه عموماً جلگه و شوره زار است بارندگي كمتر و بي دوام مي باشد و كشاورزان زراعت تابستاني خود را با آب قنات و چاه مشروب مي كنند. هواي اين قسمت خيلي خشك و در تابستان بسيار گرم است. اراضي شرقي به واسطه مجاورت با باتلاق گاوخوني و ريگزار و كوير هنگام روز به واسطه تابش آفتاب بي اندازه گرم و در شب خيلي سرد است.
به طور كلي در هر موقع از سال در اين شهر وزش باد جريان دارد، ولي عموماً بادها از سمت جنوب غربي مي وزند و به همين سبب است كه ابر باران نيز از همين سمت نمايان مي شود. بادهاي موسمي اصفهان كه از مغرب به مشرق مي وزد در دو موقع از سال شروع مي شود. يكي از نيمه اول اسفند تا نيمه اول ارديبهشت كه بادهاي سرد مي وزد و ديگري از اوايل شهريور تا اواس

ط مهر كه بادهاي خزاني نسبتاً گرم مي وزد. در بعضي سالها شدت فشار و سرعت باد زيادتر از حد معمول مي شود ولي كمتر شنيده شده كه بادهاي شديد در اصفهان خساراتي ببار آورده و زندگي مردم را فلج كرده باشد.
تقسيمات آب و هوايي
استان اصفهان در مركز فلات ايران است و به علت گستردگي زياد، شامل بخشهاي متعدد كوهستاني و جلگه اي است. اين نواحي عبارتند از:
۱- ناحيه كوهستاني اردستان؛ كه شهرستان اردستان را به وسيله دو رشته كوه: يكي در غرب از حوزه زاينده رود و ديگري در شرق از كوير لوت جدا مي سازد. اين ناحيه كوهستاني به وسيله يك رشته از كوه هاي كم ارتفاع به دو قسمت شمالي و جنوبي تقسيم مي شود. قسمت شمالي شهرستان هاي نائين، اردستان، كاشان و قسمت جنوبي شهرستان يزد را كه در دامنه شيركوه واقع شده است، در بر مي گيرد.

۲- ناحيه كوهستاني شمال شرقي و شرق؛ كه شهر نطنز نيز در دامنه بلندترين قله آن يعني كوه كركس كوه قرار گرفته است.
ناحيه كوهستاني غرب كه شهرستانهاي فريدن و فريدون شهر را در بر مي گيرد.
۳- قسمت جلگه اي؛ كه از آبرفت هاي زاينده رود به وجود آمده و با شيب ملايمي به باتلاق گاوخوني در جنوب شرقي اصفهان منتهي مي گردد.
آب و هواي استان اصفهان به طور كلي معتدل خشك است، اما با توجه به تأثير بادها و دوري و نزديكي به منطقه كوهستاني غرب و دشت كوير در شرق و جنوب شرقي، مي توان آب و هواي آن را به ۳ بخش متمايز تقسيم كرد.

۴- آب و هواي بياباني؛ كه شمال شهرستان نائين، حوزه بيابانك و انارك تا شمال اردستان را در بر مي گيرد. مشخصه ويژه آن تغيير شديد و سريع درجه حرارت، كمي بارش باران و وزش بادهاي تند در طول سال است.
۵- آب و هواي نيمه بياباني؛ كه شهرستان اصفهان را در بر مي گيرد و خشكي هوا و كمي بارندگي از مشخصات اين نوع آب و هواست. رودخانه زاينده رود به طرز چشمگيري بر روي آب و هواي اين ناحيه تأثير مثبت دارد و آن را تعديل مي كند.
۶- آب و هواي نيمه مرطوب سرد؛ كه قلمرو غرب و جنوب غربي اصفهان را در بر مي گيرد. به نسبت افزايش ارتفاع، ميزان بارندگي افزايش مي يابد و از درجه گرماي هوا كاسته مي شود.
شهر چهار فصل ـ از لحاظ نظم و تربيت فصول چهارگانه سال،هيچ يك از شهرهاي ايران با اصفهان برابري نمي كند. روز اول فروردين و اول تير و اول مهر و اول دي، شروع چهار فصل بهار و تابستان و پاييز و زمستان را اعلام مي دارند و تغييرات استثنايي به ندرت ديده شده است.

در اواسط ميزان(ماه مهر) هوا اندكي ميل به سردي مي كند. شب هفدهم مهر را رعا يا از قديم جلبند مي نامند و احتمال مي رود كه از آن شب به بعد بعضي از حاصلها را كه به درخت باشد يا نرسيده باشد سرما آسيب برساند. اواخر ميزان تا اواسط عقرب(آبان) شروع خزان و فصل برگريزان اصفهان است و در آن وقت ديگر ميوه اي به درخت يا مزرعه نمي گذارند و همه را چيده و انبار مي كنند. از اوايل آبان معمولاً بارندگي شروع مي شود و در اول قوس (ماه آذر) تمام برگ درختان ريخته و درختها به مانند چوب خشك مي شوند. در اواخر آذر هوا كاملاً سرد شده و احتمال باريدن برف

مي رود، از اول جدي(دي) تا دهم دلو(بهمن) اوج سرما و باريدن برف و يخبندان است و آن را چهله بزرگ مي نامند و از دهم دلو تا اول حوت(اسفند) سردي هوا بي اعتبار است مگر در سالهاي استثنايي كه سردي زياد باشد و آن را چهله كوچك مي نامند. از اوايل اسفند هوا رو به گرمي مي رود و در اول اول ثور(ارديبهشت)، هوا گرم و معتدل است و در اول جوزا، (خرداد) گرمي هوا زياد مي شود ولي طاقت فرسا نيست و اين ماه شروع ميوه هاي اصفهان است تا اوايل سرصان(تير) كه هوا به اوج گرمي خود مي رسد.

 

هواي اصفهان اكثراً صاف و آفتابي است و پيوسته باد معتدل(نسيم) در آن وزان است. معمولاً هوا چنان صاف و شفاف است كه ستاره زهره ؟؟
درجه حرارت
بر اساس گزارش ايستگاه سينوپتيك شهر اصفهان در سال ۱۳۷۳، حداكثر درجه حرارت۶/۴۰ درجه سانتيگراد، حداقل درجه حرارت ۶/۱۰- درجه سانتيگراد و متوسط درجه حرارت سالانه ۷/۱۶ درجه سانتيگراد ثبت شده است. طبق همين گزارش، تعداد روزهاي يخبندان استان ۷۶روز و متوسط ميزان بارندگي سالانه آن ۹/۱۱۶ميلي متر است.
بادهايي كه در استان اصفهان مي وزند، عموماً بادهاي غربي و جنوب غربي اند. وزش بادهاي جنوب غربي زمان خاصي ندارد و اين بادها در اغلب ايام سال وي وزند‍؛ اما بادهاي غربي معمولاً در دو موقع از سال، يكي از نيمه اسفند تا نيمه ارديبهشت، و ديگري از اوايل شهريور تا اواسط مهر، مي وزند.

روي هم رفته بادهاي شديد فقط در نواحي بياباني استان مي وزند و ساز بادهاي استان معمولاً به صورت نسيم و بادهاي خفيف محلي اند.
شهر اصفهان از نظر آب و هوا ممتاز، و فصول چهارگانه آن بسيار نامنظم است؛ چنانكه آغاز و پايان هر فصل به خوبي مشهود است.(كتاب استان اصفهان- حسن زنده دل)

؟؟؟؟
حداكثر درجه حرارت اصفهان در تابستان در اول مغرب و در سايه بعدازظهر به ۳۰درجه سانتيگراد مي رسد و حداقل آن در بعضي سالها ده درجه زير صفر است. گرماي تابستان طاقت فرسا نيست و به علت وفور آب و اشجار فراوان بدون احساس ناراحتي قابل تحمل است. اغلب شبهاي تابستان هوا خنك است و خوابيدن در هواي آزاد بدون پوشش كافي امكانپذير نيست. زمستانهاي خيل

يسردهم به ندرت اتفاق مي افتد و معمولاً هو معتدل است. استثنائاً در زمستانهايي كه تمام فلات ايران در معرض جريان هواي بسيار سرد قرار مي گيرد، اصفهان هم از سردي هوا مستثني نبوده و به شدت سرد مي شود، معذلك سرماي آن غير قابل تحمل نيست.

مؤلف كتاب(الاصفهان) نوشته است كه در مدت سي سال فقط يك شب درجه حرارت به ۲۰درجه زير صفر رسيده است و دو شب قبل و بعد آن ۱۶درجه بوده. وي نوشته است كه اين سرما درختهاي مو و انار را خشكانيد و مي گويد آن را كه به هوا مي پاشيديم موقع فروريختن روي يخهاي زمين صداي آتشبازي مي كرد. آب رودخانه و نهرها چون از عمق يخ مي بست روي يكديگر منجمد شده و بالا آمده مملو مي شد و از اطراف جريان پيدا مي كرد و به عمارتها و ديوارهاي آن صدمه مي زد. حيوانات را خيلي تلف كرد.

ميزان بارندگي
در اصفهان بارندگي منحصر به زمستان است و در پاييز و بهار به ندرت بارندگي مي شود و اگر در موقع بهار ابرهايي در آسمان ظاهز شود با بادهايي كه در اين فصل مي وزد پراكنده شده مانع بارندگي مي شود.
ميزان بارندگي ساليانه در اصفهان زياد نيست و متوسط ارتفاع باران كه از آبان تا اواخر ارديبهشت در اين شهر مي بارد بين ۱۰۰ تا ۱۵۰ ميليمتر بيشتر نيست.

بعضي سالها از ۳۰ تا ۴۰ ميليمتر هم تجاوز نمي كند و بر روي هم خشكسالي بيش از سالهاي مرطوبي است. اتفاق افتاده است كه چند سال استثنايي چهل روز متوالي آسمان اين شهر ابري بوده و برفهاي سنگين باريده است. اما ميزان بارندگي در ارتفاعات مغرب اصفهان كه سرچشمه زاينده رود است خيلي بيشتر است. زرد كوه و كوهرنگ و ساز كوههاي بختياري معمولاً از برف پوشيده مي شود و اين كوهها اصلي آب و سرچشمه رودخانه اصفهان است.

چنانكه ذكر شد در اصفهان معمولاً تغييرات شديد آب و هوا و انقلابات جوي كمتر ديده شده است و اگر استثنائاً در سالي انقلاب جوي رخ دهد، نيز بسيار محسوس و قابل توجه است، چنانچه از اواخر آبان تا آخر نيمه اول آذر ماه سال ۱۳۳۳ براي مدت بيست روز متوالي بارانهايي باريد كه مسلماً در تاريخ پانصد سال اخير اين شهر نظير نداشته است و به خانه هاي مسكوني و ابنيه شهر و بناهاي باستاني كه براي مقاومت در مقابل چنان بارانهاي بيسابقه آماده نبودند، خسارات فراوان رسانيد و رعب و وحشتي عجيب مردم را فرا گرفت. بارنهاي مزبور در مدت ۲۰روز به ميزان ۵/۱۶۷ ميليمتر

رسيد و مردم فقير و ساكنين قسمت هاي قديمي شهر كه خانه هاي گلي آنها را آب باران فرا مي گرفت و خراب مي شد به شبستانهاي مساجد بزرگ و تاريخي پناه بردند و به دنبال ريزش اين بارانها زاينده رود در روزهاي شانزدهم و هفدهم آذر ۱۳۳۳ طغيان بيسابقه اي كرد و شهر اصفهان مورد تهديد واقع شد.
زاينده رود ـ مهمترين رودخانه اي كه در مركز ايران جاي است زاينده رود مي باشد كه از ارتفاعات زردكوه بختياري و از رشته اي به نام كوهرنگ سرچشمه گرفته و از مغرب به مشرق تا باتلاق گاوخوني جريان دارد.

طول اين رودخانه را با پيچ و خمهاي آن ۴۰۰ تا ۴۸۰ كيلومتر نوشته اند، ولي اين فاصله به خط مستقيم ۲۷۰ كيلومتر است، عرض بستر رودخانه تا ۲۰۰ متر كم و زياد مي شود. قلل چهل چشمه و كوهرنگ در خاك بختياري سرچشمه اين رودخانه است و بيشتر ايام سال مستور برف است.

 

بستر اين رودخانه از سرچشمه تا مصب از خود زايش آب مي كند و به همين جهت زاينده رود نام دارد. قسمت اوليه مجراي زاينده رود پيچ و خمهاي زياد دارد ولي هرقدر پايينتر مي آيد پيخ و خم آن كمتر مي شود تا مي رسد به كوه قلعه بزي كه در انحنايي به مسافت ۱۲ كيلومتر و بر خلاف مجراي اصلي از مشرق به مغرب جريان پيدا مي كند و از پل فلاورجان تا شهر اصفهان از مغرب به مشرق۲۴كيلومتر مسافت را به شكل مارپيج طي مي كند و در وسط اين مسافت كوه آتشگاه واقع است كه از قله آن پيچهاي رودخانه ديده مي شود كه به شكل مار پيچد و شايد به همين سبب

اكنون نيز ماربين نام دارد و از لحاظ وفور ميوه و سرسبزي و صفا مهمترين بلوك اصفهان است.
باتلاق گاوخوني
جلگه اي است ناهموار كه قريب سي كيلومتر طول و عرض آن است و وسعت آن با افزايش و نقصان آب رودخانه تغيير مي كند.
اين باتلاق از طرف جنوب و مشرق محدود مي شود به تپه هايي از ماسه و شن كه بلندي آنها متجاوز از ۲۰۰متر است. بالاي آن تپه ها ابتدا جرقويه عليا و بعد دشت وسيعي است به طول چندين فرسخ از ماسه و شن به سمت ابرقو تمام جرقويه عليا از چشمه هاي زاينده رود مشروب مي شود.

تقسيم آب زاينده رود
تقسيم آب زاينده رود طبق طومار معروف شيخ بهايي
مختص- يعني همه آب زاينده رود از پانزدهم ارديبهشت تا آخر آن و از ۱۵آذر تا آخر برج، مخصوص بلوك رودشتين است(رودشت عليا و سفلا آخرين قسمتهاي آبخور زاينده رود است).
مشترك- يعني آب زاينده رود از آخر ارديبهشت تا شش ماه به طور مشترك در اختيار بلوك پايين رودخانه است.

آزاد- يعني از آخر آذرماه تا پانزدهم ارديبهشت آب زاينده رود آزاد است و همه آباديها مي توانند از آن استفاده نمايند.
طبق طومار شيخ بهايي آب رودخانه به ۳۳ سهم تقسيم مي شود كه به وسيله نهرهايي كه از رودخانه منشعب مي شود و آنهار امادي مي نامند آب را به قراء ودهات مي رسانند. سهام مزبور به قرار زير است:
۱- بلوك لنجان شش سهم
۲- بلوك النجان چهار سهم

۳- بلوك ماربين چهار سهم
۴- بلوك چي شش سهم
۵- بلوك كرارج سه سهم
۶- بلوك رودشتين شش سهم
۷- بلوك برآآن چهار سهم
ماديها
كلمه مادي در اصفهان اصطلاح محلي است و به معني نهر آب است.
چندين مادي از زاينده رود منشعب مي شوند و مزارع و باغات و خانه هاي اصفهان را مشروب مي سازند. ماديهاي مشهور عبارتنداز:
۱- مادي نياصرم- بيشتر نزديك رودخانه است.

۲- مادي فرشادي- كه محل انشعاب آن بالاتر از نياصرم و در كنار قريه ناجوان(ناژوان) ماربين است آب آن مادي نياصرم است.
۳- مادي شاه- يا جوي شاه، كه خاصه عمارات و باغهاي شاهي بوده است.
۴- مادي فدين- چون بعضي از سلاطين شاخه اي از اين نهر را فداي نفس خود كرده و اكثر آن را وقف شهر نموده بودند به مادي فدا مشهور بوده است، ولي امروز آن را مادي فدين مي گويند.
۵- مادي تيران- كه در منتها اليه حد غربي شهر جريان دارد و آب آن به قدر مادي فرشادي است و از كنار شهر مي گذرد، اما شاخه هايي از آن جدا كرده اند.
۶- مادي قمش- محل انشعاب اين مادي بالاتر از نهرهاي سابق و معتبرترين آنها است زيرا كه در محل انشعاب آن از زاينده رود چشمه اي وجود دارد كه اگر در خشكساليها شورابه اي هم به آن نرسد از چشمه آن كه در صحراي دراز مزارع درجه واقع است به قدر يك نهر كامل اب مي جوشد و پس از جاري شدن باغات و مزارع متعلقه به خود را سيرآب مي كند.
زندگي جانوران
پستانداران
پستانداران استان اصفهان، عبارت اند از:
خارپشت ايراني، خفاش نعل اسبي بزرگ، سنجابك درختي، هامستر خاكستري، جرد ايراني، جربيل بزرگ، جربيل بلوچي، پامسواكي بزرگ، دوپاي كوچك، موش خانگي، موش ورامين، موش بياباني، تشي، خوگوش، پايكا، گرگ، شغال، روباه معمولي، روباه شني، خرس قهوه اي، كفتار، سمور، رودك عسل خوار، گربه وحشي، كاراكال، يوزپلنگ، پلنگ، گراز، آهو، كل(پازن) وبز، قوچ و ميش ارمني(عراقي)، گربه پالاس، گربه شني، گربه دشتي، گوركن.

پرندگان
پرندگان بومي و مهاجر استان اصفهان، عبارتند از:
كشيم كوچك و بزرگ، بوتيمار كوچك، اگرت بزرگ، حواصيل خاكستري، كله سبز، آنقوت، خوتكا، گيلار، نوك پهن، اردك سرحنايي، عقاب دريايي دم سفيد، سارگپه، قرقي، كركور، ساگپه پابلند، عقاب دوبرادر، عقاب تالايي، عقاب طلايي، كركس، هما، دال سياه، سنقر سفيد، سنقر تالايي، بالابان، بحري، شاهين، دليجه كوچك، كبك، تيهور، بلدرچين، هوبره، يلوه خال دار، چنگر، سليم طوقي كوچك، خروس كولي، آبچليك پا سرخ، چاخ لق، دودوك، كاكايي سرسياه، كوكتر، كبوتر جنگلي، كبوتر چاهي، ياكريم، قمري، شاه بوف، مرغ حق، جغد كوچك، سبزقبا، زنبورخور، هدهد، داركوب باغي، چلچله، پرستو، چكاوك، دم جنبانك، سار، زاغ، كلاغ، غراب، سسك، چكچك پشت سفيد، بلبل، توكا، كمركلي، گنجشك، سهره جنگلي، زرده سرسياه.
مارها

مارهاي غير سمي
مارهاي غير سمي استان اصفهان، عبارتند از: كورمار سليماني، مار چليپر، مار آتشي، قمچه مار، مار قيطاني، مارپلنگي و…
مارهاي نيمه سمي
اين مارها در استان اصفهان، يله مار، سوسن ما، افعي سوسن، تيرمار و تيرمار خراساني هستند.
مارهاي سمي
گونه هاي مار سمي اين منطقه مار شاخ دار و گرزمارياافعي ، مار جعفري، افعي شاخ دار، افعي دماوندي، افعي زنجاني، افعي قفقازي .
ـ نواحي حفاظت شده

۱- پناهگاه حيات وحش قامشلو
پهنه اين ناحيه در حدود ۳۷ هزار هكتار است. با پاسداري كه از آن ب عمل مي آيد، مي توان گفت در حال حاضر از نظر قوچ و ميش وحشي، يكي از غني ترين نواحي حفاظت شده استان است.
۲- پناهگاه حيات وحش كلاه قاضي
اين پناهگاه با پهنه اي بيش از ۴۰ هزار هكتار، در ۳۶ كيلومتري جنوب شهر اصفهان قرار دارد. و جاده مهم و استراتژيك اصفهان ـ شيراز از كناره شمالي و باختري اين پناهگاه مي گذرد. وجود اكوسيستم خوب و زيستگاه هاي مناسب اين ناحيه سبب شد تا در سال ۱۳۴۶ ه. ش، شوراي عالي شكارباني و نظارت بر صيد، بلندي هاي اين ناحيه را قرق شده اعلام نمايد.

درختان و درختچه هاي اين پناهگاه، بادام كوهي، انجير، بنه، بادامك و تنگرس است. بوته هاي مرتعي آن، عبارت اند از:
گراميته، شقايق وحشي، لاله وحشي، گل گندم، خارشتر، بارهنگ، آويشن، گل اروانه، درمنه، جاز، كلاه ميرحسن، جوخوار، اسپند، چوبك.
گياهان دارويي پناهگاه كلاه قاضي، ازاين قرارند:
اسفند، خاكشيرتلخ، كاندول، شوكران، هميشه بهار، گز، آويشن، شاهي بري(جوحبل)، كاسني سمي، پونه گاوي، تنباكو كوهي، تاج خروس، كاكوتي، شنگ، قدومه قرمز، تلخه كوهي، خيارخر، مرزه كوهي، ميخك كوهي، اسفوزه، ريحان كوهي، پياز كوهي، گل گاوزبان، تخم شربتي، ختمي، مارميران، ريواس، زردك بياباني،……….
مهم ترين پستانداران اين پناهگاه، كل/ تكه/ پازن، قوچ و ميش، آهو يا غزال ايراني، گرگ، پلنگ، خرگوش، كفتار، كاراكال، شغال،……… است.
ـ پناهگاه حيات وحش موته
ناحيه حفاظت شده موته با۲۲۰ هزار هكتار پهنه، در پيرامون روستاي موته شهرستان برخوار و ميمه استان اصفهان، در شمال استان اصفهان، در شمال باختري شهرستان برخوار و ميمه و جنوب باختري شهرستان دليجان قرار دارد.

اين ناحيه از نظر گياهان منحصر به فرد، زيستگاههاي مناسب براي آهوان و شرايط موافق براي زاد و ولد آهو، يكي از پرارزش ترين نواحي حفاظت شده ايران است. ناحيه حفاظت شده موته، از دو بخش دشتي و همواري هاع كه محل زيست آهوست، و بخش كوهستاني، كه محل زيست قوچ، ميش و كل و بز مي باشد، تشكيل يافته است.
در سال ۱۳۴۳ ه.ش، كانون شكار ايران، ناحيه اي را كه اكنون به نام منطقه حفاظت شده موته سرشناس است، با پهنه ۳۴۳ هزار و ۹۴۰ هكتار، پناهگاه حيات وحش و منطقه حفاظت شده اعلام كرد. سپس در سال ۱۳۴۶ ه.ش، سازمان شكارباني و نظارت بر صيد، اين منطقه را باهمان پهنه، به عنوان منطقه غيرقابل استفاده تصويب و اعلام نمود.

متأسفانه در سال هاي پس از پيروزي انقلاب، سازمان حفاظت محيط زيست چندين بار تغييراتي در حد و حدود آن داد و هربار از پهنه آن كاسته شد تا به ۲۲۲ هزار هكتار رساند.
اين منطقه در هفتم اسفند ماه ۱۳۶۹ ه.ش، با پهنه ۲۲۰ هزار هكتار به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام شده، كه ۲۰ هزار و ۱۸۵ هكتار آن، بخش امن(ممنوع التعليف) و ۲۰۰ هزار و ۸۱۵ هكتار آن، حفاظت شده آزاد تعليف است.

اين ناحيه بهترين زيستگاه آهو در ايران است كه براي رشد، تكثير و جلوگيري از انقراض آهوان اختصاص يافته است. علاوه بر آهو، قوچ،ميش، كل، بز و ديگر وحوش يافت مي شوند. در حال حاضر حدود ۲ هزار آهو در اين پناهگاه زيست مي كنند.
ساير پستانداران اين ناحيه حفاظت شده، عبارت اند از:
شغال، روباه، گراز، خرگوش وحشي، خارپشت گوش بلند، پلنگ و يوزپلنگ، كفتار، گرگ، سمور، گوركن،……

پوشش گياهي در اين ناحيه بسيار مناسب و خوب است و گياهان شورپسند، كه در زمستان بهترين و خوش خوراك ترين گياهان براي آهوان و دام ها هستند، در دو شورآب باريك و رباط ترك به فراواني يافت مي شوند.
استان اصفهان
اردستان
شهرستان اردستان از شمال به كوير و از مشرق به كاشان و از مغرب به نائين محدود است. قسمت شمال اردستان را گرمسير و قسمت جنوب آنرا سردسير گويند در قسمت شمال هوا گرم وخشك، اما در جنوب سردسير و كوهستاني است. كوه كركس كاشان در جنوب اردستان قرار دارد و بوسيله همين رشته ها از حوضه زاينده رود د رمغرب و كوير بزرگ در مشرق جدا مي شود. عرض اردستان در حدود ۱۰۰ كيلومتر است. و بيشتر قصبات آن در قسمت مغرب قرار دارد. فقط انارك در قسمت شرقي اردستان واقع است. محصولات مهم اردستان كتيرا، پنبه، كنجد، غلات، قالي، نمك، سنگ مرمر مي باشد.
مركز شهرستان اردستان شهر اردستان است كه در نزديكي كوير و در سه راه نائين، كاشان، اصفهان قرار دارد.
ظاهراً اردستان مركب از دو كلمه ارد بمعناي غيور و خشمگين و ستان پسوند مكان ميباشد.
برخي گفته اند: اردستان مركب از ارد نام موبد معروف زمان اردشير بابكان، ستان بمعناي محل ورويهم بمعناي محل اردا كه در اثر تلفظ زياد الف آن حذف و اردستان گرديده است.
اردستان در جنوب نطنز واقع، داراي آب و هواي گرم و خشك، محصولاتش جو، گندم، صيفي، انار، انجير، پسته، بادام ميباشد.
اردستان را از لحاظ آب و هوا بر سه م

نطقه تقسيم كرده اند:
۱- آنجا كه هواي بسيار گرم دارد از قبيل قصبه زواره و تمام گرمسير
۲- منطقه معتدل دههاي عليا و برازوند.
۳- منطقه بسيار سرد قريه ها و مزرعه هاي برازوند.
بقول برخي جغرافيادانها منطقه نمكزار فعلي اردستان قبلاً دريا بوده است.
تاريخ اردستان
از دوره اشكاني قنات خسروشاه مربوط به خسرواشكاني(اشك ۳۳) كه در ۱۰۷ ميلادي بسلطنت رسيد باقي است، خسرو انوشيروان ساساني بنا بروايات در اردستان از زني كه دهقان زادگان اردستان بود بدنيا آمد.
در دوره اسلامي شيوع دين اسلام در اردستان و ايجاد چند مسجد و تبديل آتشكده ها و كليساها به مسجد در قرن سوم اولين مسجد جامع اردستان و مسجد جامع زواره ساخته شد.
در دوره مغول اردستان آسيب فراوان ديد. تيمور لنگ عده اي از قبايل عرب را در اردستان ساكن كرد. در دوره صفوي عده اي از مردم اردستان كه سني بودند، بمذهب شيعه در آمدند در حمله افغان ها زواره آسيب ديد و بقول يكنفر كشيش ايتاليائي بواسطه استقامت دليران اردستاني اشرف افغان ديوانه شد.
اردستان پس از تحمل لطمات مغولان، افغانها، كشمكش و ناامني ها، در اوايل قرن ۱۴ رو بترقي نهاد.
اردستان از شمال به كوير و سياه كوه ورامين و از شرق به نائين و بيابانك و از جنوب به برخوار اصفهان محدود و در طول و عرض جغرافيائي ۵۰/۲۲ و۳۳ و۵۰ و۲۲ و۵۲ ودر۱۲۰۷ متري سطح دريا واقع است.
از ۱۳۲۷ شمسي بصورت شهرستان در آمد.
اردستان بمعناي مكان زيجهاي نجومي تعبير شده است و يكي از شهرهاي قديمي استان اصفهان است كه گمان مي روددر دوره پيش از اسلام ساخته شده باشد ليكن از باني آن اطلاعي در دست نيست، شهر قديمي اردستان فاصله كمي با شهر فعلي دارد. آثار قديمي آن را بنام لاسريه مي خواندند.،،،، ازكتاب جليل زاهد و محمدرضا زهتابي.
شهرضا(قمشه)

اين شهر كه شهري بسيار قديمي است، در ابتدا قمشه نام داشت؛ ولي بعدها به علت وجود مقبره شاهرضا(ع) به شهرضا معروف شد.
درباره وجه تسميه آن مطالب گوناگوني نقل شده است. بنا به عقيده بعضي از نويسندگان، كلمه قمشه از دو كلمه «كوم» و «شه» به معناي شكارگاه تشكيل شده است. برخي نيز گفته اند كه كلمه قمشه به معني مكان آب خيز و پرقنات است. از آثار مهم اين شهرستا

ن، شبستان مسجد جامع است كه از يادگارهاي عهد سلجوقي است.
در ۱۸ كيلومتري شمال شرقي شهرضا بر سر راه اصفهان ـ شهرضا گنبدي بسيار عالي و زيبا با كاشي معرق از امام زاده شاه سيد علي اكبر برادر حضرت رضا قرار دارد كه زيارتگاه است. ساختمان گنبد و ضريح از دوره صفويه، گنبد آن با كاشي؟؟؟ پوشيده شده از نظر معماري گنبد بيار عالي وزيباست. داخل گنبد گچ كاري ساده، در ورودي گچ ها حاشيه هاي باريك آبي دارد، ضريح در گوشه اي از بقعه و جنب ديوار واقع است.
تزئينات ضريح منبت كاري ساده با شبكه برنجي و در گوشه اي از ضريح بروي چوب عبارت تمام شد بتاريخ شهر ربيع الاخر ۱۲۵۱ نقر گرديده است.
كتيبه نماي خارجي اين گنبد بخط ثلث سفيد بر زمينه لاجوردي است كه آياتي از قرآن را در بر دارد و كتيبه محمد باقرالشريف الشيرلزي آمده است.
بر قسمت شمالي ضريح چوبي آن صلوات بر چهارده معصوم بخط نسخ نقر شده و در ايوان شمالي دو لوح سنگي موجود است و كتيبه شروع بنا در زمان شاه عباس اول حاكي است.
در داخل حرم بخط زيباي نستعليق اشعاري گچ بري شده است. ” مجله هنر و مردم مسيح الله جمالي.

شهرضا از شهرستانهاي استان اصفهان، بر سر راه اصفهان ـ شيراز واقع، داراي كارخانه هاي ريسندگي و بافندگي است. شهرضا تقريباً در ۸۰ ذكيلومتري شهر اصفهان قرار دارد. در ۸۵۰ سال قبل قصبه قمشه در روزگار سلاطين آل مظفر و شاهزادگان و فرزندان شاه شجاع حصاربندي آن تكميل گشت. قسمتي ازين شهرستان جلگه اي و قسمت ديگر كوهستاني، داراي آب و هواي خشك و ريزش باران كم مي باشد.
محصولات و صادرات آن: كتيرا، روغن حيواني، بادام، كشمش، كشك، نخود، ميوه(گيلاس، هلو، انگور، گلابي، انار) سيب زميني و غلات مي باشد.

داراي كارخانه هاي ريسندگي و نختابي است.
آثار تاريخي: ۱- بقعه شاهزاده ابراهيمو شاهزاده محمد در ۱۵ كيلومتري جنوب شهرضا واقع، داراي صحن و تعدادي حجره و گنبد آجري است.
۲- بقعه شهرضاكه بر سر راه اصفهان ـ شيراز قرار دارد از بناهاي قرن ۱۲ ، داراي صحن و گنبد كاشيكاري شده است.
۳- كاروانسراي قريه مهيار از بناهاي جالب روزگار صفوي هاست كه داراي صحن و سردر و حجره ها مي باشد.
قمصر
بناها و آثاري از دوره قبل از اسلام دردست نيست اما بناهائي از دوره هاي اسلامي در دست است از جمله: سد قمصر در زمان سلطان جلال الدين ملكشاه سلجوقي (۴۸۵ ،۴۶۵ ه،ق) به امر اين سلطان بنا گرديد همچنين مسجد ده در تاريخ ۵۳۰ ه،ق بنا گرديده از آثار اين شهر مي باشد.
كاشان
از شهرستانهاي استان مركزي در شمال اصفهان و جنوب شرقي شهرستان قم ،در كنار كوير مركزي،در فاصله ۲۵۱ كيلومتري تهران واقع است.
بخش هاي آن:حومه، قمصر،آران و مراكز آنها كاشان،آران ـ قمصر و نقاط شهري كاشان: شهر كاشان، گل آرا، قمصر و نياسر ميباشد.
منطقه كاشان با آثار مكشوفه تاريخي بيش از ۶۵۰۰ سال سابقه دارد با اين حال بناي شهر كاشان را عده اي مربوط به اوايل اسلام مي دانند از جمله زبيده خاتون دستور ساختن اين شهر را داد و براي اينكه حدود شهر معين شود مقداري كاه پاشيدند و از آن پس كاه افشان و بالاخره كاشان ناميده شد.
گروهي نيز مي پندارند كه در روزگار كهن قومي بنام كاشو در بين النهرين ميزيستند كه بدين سامان آمدند و نام كاشان ازين قنم گرفته شده است. برخي ديگر عقيده دارند كه كاشان تركيبي از كي آشان بوده و در روزگاران قديم محلي براي شاهان بوده كه كاشان از اي

ن تركيب گرفته شده است.
«به عقيده دانشمندان زبان شتاسي كاشان بخانه هاي ابستاني گفته مي شود كه از چوب و ني ساخته شده باشد ص۵۵۷ فرهنگ واژه هاي فارسي در زبان عربي»
عقايد ديگري درباره كاشان و كاس رود طبق حكايت تاريخ قم ( تأليف ۳۷۸) قاسان نام دو تن از شاهان داستاني (پسران خراسان) بوده قاسان اصغر پسر فريدون است كه نام او را به رودخانه (كه به فارسي كاسه مي گويند)نهاده اند و قاسان دريا بوده آنرا كاس رود خ

وانده اند».
كاشي وكاشان و كاشانه، از اسامي بتخانه ها و بمعني نوعي مسكن و نيز اسم خاص شهرها گرديد ، سبك شناسي ملك بهار
كاشان را در كتب تاريخي و جغرافيائي بعد از اسلام قاسان اصفهان و گاه نيز قاسان يا قاشان قم نام برده اند.
يكي از شهرهاي تركستان كه مردم آن بحسن جمال شهره جهان هستند كاشان نام دارد.
فريدن (داران)
از شهرستانهاي استان اصفهان ، بين گلپايگان ، خوانسار شهركرد ، اصفهان ، اليگودرز واقع ، بخش هاي آن حومه ، فريدون شهر ، چادگان ميباشد. اين شهرستان در منطقه اي كوهستاني قرار گرفته ، داراي زمستانهاي سرد و مراتع وسيع و در مغربش جنگل است. قسمتي از زاينده رود ازين شهرستان عبور ميكند.

« منطقه فريدن كه از پنج بخش چادگان، فريدونشهر، ورزق، كرجمبو، موگوئي، چنار رود و ۵۰۰ دهكده كوچك و بزرگ تشكيل مي شود و ايل چهار لنگ بختياري ، گرجي «ارامنه » و گروهي ترك زبان در آن سكونت دارند.» فريدون شهر مركز ناحيه گرجي در درهاي سرسبز و خرم قرار گرفته است.
داران مركز شهرستان فريدن كه تا ۱۳۴۲ اسماً شهر اما در حقيقت دهكده اي بيش نبود.
اورگان دهكده اي در كنار زاينده رود و جاده كوه رنگ در روي تپ

ه اي مرتفع قرار گرفته و داراي مناظري دل انگيز است و مركز ايل چهار لنگ بختياري است.
فريدن منطقه اي كشاورزي است، ولي اكثر اهالي دامدار هستندلبنيات آن داراي اهميت است، همچنين سيب زميني نيز از محصولات مهم اين شهرستان است. كارخانه ذوب آهن آريامهر در ترقي و توسعه اين ناحيه نقش مهمي داشته است. آب زاينده رود و سيلاب هاي فصلي د رناحيه فريدن در محلي بنام گاوخوني فرو مي رود.
سد شاه عباس و استعداد طبيعي و هواي لطيفي كه فريدن دارد در آينده منبع درآمدي از لحاظ توريسم خواهد بود.
« نقل از مشخصات شهرهاي ايران » داراي غلات ، حبوبات ، انواع ميوه و سبزي مي باشد.
قالي بافي نيز يكي ديگر از منابع درآمد مردم اين سامان است.
فريدن در دوره هخامنشي « پرتيكان » نام داشت و يكي از يالات بزرگ آران بود كه پس از هجوم اسكندر مقدوني ميدان تاخت و تاز يونانيان گرديد و رو به ويراني نهاد. بعضي از مورخان نيز اين منطقه را به نام « پارتياكن» ناميده اند. در زمان صفويه ، عده اي از ارمني ها و گرجي ها به اين منطقه كوچانده شدند و در آن سكني گزيدند.
فريدون شهر
طبق مدارك تاريخي و جغرافيايي، اين شهر بخشي از ناحيه « پرتيكان» است كه شامل فريدن و فريدون شهر مي شود. وجود سنگ قبرهاي باستاني متعدد در مزرعه قهستان قدمت تاريخي آن را به چند هزار سال مي رساند. اين منطقه مركز ييلاق عشاير طايفه چهار لنگ بختياري است.
براساس پيشنهاد وزارت كشور و تصويب شوراي انقلاب بخش فريدونشهر از شهرستان فريدن جدا و تبديل به شهرستان گرديد و مركز شهرستان شهر فريدونشهر مي باشد.
سازمان تقسيمات شهرستان فريدونشهر شامل يك بخش بشرح زير مي باشد:
بخش مركزي مركز فريدونشهر شامل دهستان هاي فريدون شهر پيشكوه هوگوني- پشتكوه موگوني – چناورد۲- نقاط جغرافيايي سنگباران – خنك – خويگاه – شاه بلاغ – سورشجان – بيج گرد – بادجان آخورده – علي اصغر – تنگ عليا – علي مدد – آخوره پايين از دهستان گرمي و روستاهاي ميلاگرد – چقادر از دهستان بخش مركزي شهرستان فريدن جدا و تابع شهرستان فريدونشهر مي باشد.

گلپايگان
از شهرستانهاي استان اصفهان در ۳۶۰ كيلومتري تهران واقع است . مركز اين شهرستان شهر گلپايگان است.
محصولات آن : غلات ، ميوه جات ، حبوبات ، پنبه مي باشد.
ارتفاع اين شهرستان در بلندترين نقطه اش ۱۹۰۰ متر است.
در كتاب ياقوت حموي صفحه ۷۳ آمده است:

( جربادقان كه به فارسي گردباذگان گويند، شهريست بين همدان ـ كرج (شهري بجاي اراك امروزي بنام كرج ابودلف بوده) و اصفهان)
در صفحه ۳۴۸ كتاب البلاد و اخبارالعباد قزوين آمده است ، « جربادقان شهري است از شهرهاي قهستان ميان اصفهان و همدان و اين شهر رئيسي داشت كه به او جمال باده گفته مي شد و اين رئيس از هيچكدام از پادشاهان قهستان تمكين نمي
كرد، مكاني محكم داشت و براي دروازه ها و درها نگهباناني گماشته بود و پادشاهان نسبت به او مسامحه مي كردند و همانا اين اذيت كردن و شكنجه دادن او را ناخوشايند ميدانستند و بدين ترتيب اوضاع بر وفق مراد او بود تا اينكه پادشاه جبال السلطان محمد خوارزمشاه فرزندش عمادالملك را بسوي جربادقان فرستاد تا آنرا تسخير كند و عمادالملك به اين شهر رسيد و چون او رئيس جمال باده را بفرمانداري خواند و او مطيع نشد ، عمادالملك به محاصره شهر پرداخت و نزديك بود كه جمال باده به چنگ وي افتد كه سپاه مغول حمله ور شدند. لشكر عمادالملك گريختند و جمال باده همچنان بر مسند خويش باقي ماند. »
در نزهت القلوب حمداله مستوفي نوشته شده است: گلپايگان از اقليم چهارم است طولش از جزاير خالدات (فدلب) و عرض از خط استوا (فدام) هماي بنت بهمن كياني آنرا ساخت و سفره خواند دخترش آنرا تجديد عمارت كرده گلپايگان گفت(گرباذگان)كه عرب معرب كردند و جربادقان خواندند حقوق ديواني آن چهار تومان و دوهزار دينار بود.
شهر گلپايگان در دوره بعد از اسلام داراي رونق و اهميت بوده در عصر سلجوقيان خوارزمشاهيان پررونق بود اما با حمله مغول اين شهر از ترقي بازايستاد.
نائين
از شهرستانهاي استان اصفهان ، در شمال يزد واقع است ، داراي بخشهاي حومه انارك و بيابانك و معادن سرب و مس مي باشد.
در فاصله ۵۷۰ كيلومتري تهران و در ۸۹ كيلومتري اردستان و در ۱۴۵ كيلومتري اصفهان قرار و از سطح دريا ۱۴۰۰ متر ارتفاع دارد.
قالي ، عبا، سبد، ژاكت، كوزه گري از مصنوعات ، گندم ، جو، صي

في، كتيرا، پسته و پنبه ا زمحصولات عمده كشاورزي آنست.
شهر نائين مركز شهرستان نائين ، شهر كوچكي است كه سوابق باستاني داشته و در اغلب كتب جغرافيايي، تاريخي و ادبي نامش آكده است. در تذكره دولتشاه سمرقندي از نائين بعنوان قصبه اي ذكر شده كه بين اصفهان و يزد قرار دارد و پنبه اش به لطافت معروف است.
در تاريخ گزيده و نزهت القلوب نائين شهر كوچكي از اقليم سوم ذكر شده است كه دور قلعه آن چهار هزار قدم است ، طولش از جهت مغرب ۸۰ درجه و ۴۵ دقيقه و عرض ۲۸ در جه ميباشد.
كتاب بستان السياحه نائين را محلي دلنشين ناميده كه در زمين هموار واقع و جوانب اربعه آن داراي مراتع و قراء معمور مي باشد، آبش خوب و هوايش مرغوب و در راه يزد به كاشان واقع شده در كتاب جغرافياي مسعود كيهان آمده است:نائين در ۲۵ فرسنگي مشرق اصفهان است.
بقولي نائين را نائين ابن نوح بنا كرده و طبق بعضي روايات باني نائين قومي ا زيهود بودند كه پس از آزادي آنها بوسيله كوروش و خروج آنها از بابل بداخل ايران آمده و در محل فعلي شهري ساخته و بياد قريه نائين نزديك بيت المقدس اينجا را نائين ناميدند اما هر دوروايت نادرست است.
بقول رزمآرا مسلماً هزاران سال قبل از اسلام اين شهر بنا شده است.
نائين در حاشيه كوير واقع ، آبش تا ۱۲ كيلومتر بطرف مغرب و جنوب غربي شور و هوايي مانند خود كوير روزها گرم و شبها معتدل است ، اقتباس از گزارش فرمانداري نائين.
سميرم
درباره وجه تسميه سميرم مطالب مختلفي نقل شده است. از همه معروف تر، گويند به علت آب و هواي سرد به اين منطقه سميران گفته اند كه بعدها به سميرم تبديل شده و به معناي سردسير است. اين شهر يكي از ييلاقات استان اصفهان محسوب مي شود و آبشار و چشمه هاي معروفي دارد.
شهرستان سميرم در ۱۵۶ كيلومتري جنوب استان اصفهان واقع گرديده ، از شمال به بخش سميرم سفلي از مشرق به شهرستان آباده از جنوب به كهكيلويه واز مغرب به قريه گندمان شهركرد و از مناطق كوهستاني و داراي آب وهواي نسبتاً خنك و قله دنا در ۶۰ كيلومتري اين شهرستان واقع شده است . ارتفاع اين شهرستان از سطح دريا ۲۴۰۰ متر ميباشد.
در وجه تسميه سميرم دو روايت است: ۱- بقولي سام ابن آدم آنرا بنا كرد، ديگر سام جد رستم. گندم، جو، ذرت، حبوبات و دانه هاي روغني از محصولات كشاورزي، قالي بافي، جاجيم بافي از صنايع دستي اين شهرستان است.

خميني شهر(سده)
قدمت تاريخي اين شهر به زمان ساسانيان مي رسد. كهن دژ كه بر سر راه اصفهان قراردارد، گويا پايتخت ساسانيان بوده است. كوه آتشگاه، منارجنبان و مسجدجامع خوزان، از ديگر آثار قديمي اين ناحيه هستند. نام قديمي اين ناحيه «سده» بود كه درزمان حكومت پهلوي به همايون شهر تبديل شد و پس از انقلاب به خميني شهر تغيير يافت.
خوانسار
اين شهرستان يكي از مناطق ديدني و خوش آب وهواي غرب اصفهان اس

ت. براساس اسناد موجود، سابقه تاريخي آن به بيش از ۱۰۰۰ سال مي رسد. خوانسار از زمان صفويان يكي از مراكز بزرگ علمي بود و در مدرسه علوي آن از همان زمان تاكنون طلاب و اهل علم مشغول تحصيل و كسب علم بوده اند و بسياري از مراجع بزرگ نيز در آنجا تربيت شده اند.
فلاورجان
نام قديمي فلاورجان، «برزه» ( بر وزن لرزه) بود كه به معني شاخ درخت و كشت وزراعت است و در جمع آن «برزان» مي باشد. اين نام در تغييرات آوايي زبان فارسي به «ورجان» تبديل شده است. به واسطه پلي كه در زمان صفويان بر روي زاينده رود احداث شد، به «پلاورجان» و سپس به فلاورجان معروف گرديد و امروز نيز به همين نام معروف است. از مهم ترين بناهاي تاريخي اين شهرستان، بقعه پيكران و مسجد تاريخي روستاي اشترجان است.
نحف آباد
ازشهرستانهاي استان اصفهان است كه بر سر راه اصفهان، اراك و ازنا قرار دارد. اين شهرستان در ۲۸ كيلومتري اصفهان قرار گرفته و در وجه تسميه آن اطلاعاتي دقيق در دست نيست، شهرت نجف آباد از دوره صفويه شروع شده و بنيان گذار شهرستتان نجف آباد را شيخ بهائي ميدانند، شيخ بهائي نقشه اي براي نجف آباد طرح نمودكه امروز اكثر خيابانها و كوي هاي آن مطابق نقشه وي مي باشد.
داراي يك كارخانه ريسندگي، و يك كارخانه بافندگي است.
محصول عمده اين شهرستان قالي است، اما چاقوسازي،نمدمالي، كلاه مالي، قاشق و چنگال سازي آن نيز اهميت دارد.
نجف آباد؛ دشت نجف آباد قسمتي از دشت اصفهان مي باشد كه ۱۶۰۰ كيلو متر مربع وسعت ومرداب گاوخوني در ۱۶۰ كيلومتري جنوب شرقي نجف آباد قرار دارد.
آن قسمت كه بافت قديمي شهر را تشكيل مي دهد، بناها از خشت و گل با سقف گنبدي است اما ساختمانهاي جديد از آجر وآهن است.
با شيوه سنتي و مكانيزه كشاورزان اين شهرستان بتوليد محصولات كشاورزي اشتغال دارند.(گندم، جو، چغندرقند، سيب زميني، پياز، سبزيجات، حبوبات، شير و گوشت، بادام و پسته، انگور، سيب، گلابي، انار از محصولات اين شهرستان است.
روش آبياري كرتي است از زاينده رود و چاههاي نيمه عميق، قنوات در آبياري استفاده مي كنند.
صنايع بافندگي، ريسندگي، سنگ بري، چوب بري، آجرسازي، كارخانه قند و داراي معدن سرب است.”سازمان جغرافيائي كشور گرد آورنده ابراهيم نظمي.
دولت آباد
چون در ۱۲ كيلومتري شهر اصفهان قرار داردتحت تأثير اين شهر قرار گرفته و درين

فاصله نيز كارخانه هاي متعدد تأسيس گرديده است.
دولت آباد از بخشهاي اصفهان است. كشاورزي و دامپروري آن داراي اهميت است. از بيش از ۲۷ قنات آن در آبياري اراضي با شيوه كرتي استفاده ميشود از چاههاي عميق نيز استفاده شده است.
قالي بافي آن داراي اهميت مي باشد. گندم، جو، پنبه، جاليز، سنگهاي ساختماني و منسوجات كارخانه اي از محصولاتش است.
روستاها
استان اصفهان يكي از كانون هاي قديمي استقرار جماعت ها ي روستايي است و در پرتو همين وقوع تاريخي، نوعي از تمدن روستايي در اداره امور اجتماعي ـ اقتصادي همراه با هنر و معماري پديدآمده است كه آثار و يادگارهاي آن در برخي از روستاها بسيار درخشان و قابل توجه است. در ادامه، برخي از اين روستاها مورد توجه قرار مي گيرند:
ابيانه
يكي از آبادي هاي معروف و خوش آب وهواي استان است كه در دامنه شمال غربي كه كركس و در ۲۸ كيلومتري شهر نطنز قرار گرفته است.
ساختار اجتماعي و معماري اين روستا ، به ويژه علاقه شديد مردم آن به حفظ آداب و رسوم و سنن قديمي، بسيار قابل توجه است.ساختمان ها، ابنيه تاريخي و لباس اهالي هم چنان بومي و بسيار ديدني است. مسجد جامع ابيانه و محراب چوبي آن با تاريخ ۷۷۶ هجري قمري و منبر چوبي آن با تاريخ ۴۶۶ هجري قمري، و كتبه كوفي آن از اهميت هنري و ديني ويژه اي برخوردار است. آخرين تعميرات اساسي اين مسجد در سال ۱۳۱۱ هجري قمري انجام گرفته است.
ميمه
ميمه در مسير راه آسفالته سراسري اصفهان ـ تهران و در ۱۰۰ كيلومتري شمال غربي اصفهان قرار گرفته است. هواي ميمه خشك و معتدل است.
از وجه تسميه و قدمت تاريخي اين مركز بخش، اطلاع دقيقي در دست نيست. تنها از روي تاريخ بناي مسجد جامع آن كه حدوداً به قرون اوليه اسلامي (بنا به قولي ۱۶۴ هجري قمري و طبق مدارك مستند به عهد سلجوقيان) مربوط مي شود، به قدمت آن مي توان پي برد.
مورچه خورت
مورچه خورت در ۵۴ كيلومتري شمال غرب اصفهان و كنار جاده آسفالته اصفهان ـ تهران واقع شده است. اين روستا آب و هواي معتدل و خشك دارد. كوه خال سفيد در ۴ كيلومتري غرب آبادي است. اين ده قديمي يك كاروان سراي شاه عباسي، مسجد و زيارتگاهي به نام شاه زاده قاسم دارد.
معماري بومي آن نيز قابل توجه است.
علويجه
اين روستا از توابع شهرستان نجف آباد است كه خشكه رود از جنوب آن مي گذرد. چهاركوه، وزين كوه، كله قاضي كوه وتيرچه كوه در پيرامون اين آبادي قرار گرفته اند. در اين روستا يك زيارتگاه به نام شمس الدين و يك قلعه قديمي به نام نادر وجود دارد كه از قدمت آن حكايت مي كنند.
آران و بيدگل

آران و بيدگل از توابع شهرستان كاشان اند و آب و هواي گرم و خشك دارند. نام آران را به يكي از بزرگان قبل از اسلام به نام آران بن قاسان كه باني اين آبادي بوده است، نسبت مي دهند. هم چنين شهر بيد گل نيز كه در مجاورت آران قرار دارد، داراي اهميت تاريخي است و بنيان و آبادي آن را به بي بي گل، دختر يكي از سرداران مغول، منسوب مي دانند. اين منطقه فضاي به هم پيوسته اي را با عناصر متعدد تاريخي به نمايش گذاشته است. از بناهاي تاريخي منطقه مي توان به بناهاي زير اشاره كرد:
ـ بقعه امامزاده هلال بن علي مربوط به دوره صفويه.
ـ بقعه امامزاده قاسم بن عل النقي.
ـ بقعه شاهزاده هادي اولاد امام زين العابدين.

ـ مسجد جامع قاضي آران كه مجموعه اي است از ابنيه قرون مختلف اسلامي و ازدو طبقه تشكيل گرديده است. ضمناً چندين بناي تاريخي در بيدگل باقي مانده است كه از جمله مي توان به مسجد جامع نقشينه، مسجد ميدان و مقبره صباحي بيدگلي اشاره كرد.
خور و بيابانك
خور نام شهركي است در كوير مركزي ايران و (بيابان) صحراي بي آب و علف و دشت لم يزرع ميباشد و ك آخر بيابانك ظاهراً به معناي تصغير است، اين شهرك داراي دهستانهائي از جمله: آب گرم، ارديب، ايراج، بياضه، جندق، چاه ملك، حاجي آباد، خنج، خور(مركز بخش) طاهرآباد، عروسان گرمه، عروسان كوزه گر، فرخي، گرمه، مهرجان، هفتومان و …… و از شمال به كوير مركزي (متصل به سمنان، دامغان و شاهرود) از جنوب به شن زارهاي اردكان يزد و از مشرق به كوير ميانه و از مغرب به بخش انارك نائين محدود است.
قيص آباد
اين روستا از توابع شهرستان نائين است و در دشتي معتدل و خشك، در ۱۲ كيلومتري جنوب راه نائين ـ اردستان قرار گرفته است. از آثار مهم اين روستا قلعه گبري و يك درخت بيد با قامت چند صد سال است.
مال و اجرد

اين روستا در ۱۲۹ كيلومتري جنوب شرقي اصفهان قرار گرفته است و آب و هواي كويري و معتدل و خشك دارد. كوه هاي دملاح، كوتوره و سفيد در شمال آبادي است و باتلاق گاوخوني در ۱۶ كيلومتزي شرق آن قرار دارد. در اي آبادي يك مسجد قديمي وجود دارد كه كاشي كاري هاي آن نشان مي دهد كه در دوران صفويه احداث شده است.
نوگنبد
از توابع شهرستان نائين و داراي آب و هواي كويري و معتدل و خشك است و در ۳۸ كيلومتري جنوب شرقي نائين و ۶ كيلومتري شمال راه آسفالته نائين ـ اردكان قرار گرفته است. در اين آبادي يك قلع آجري و يك برج ديده باني متعلق به دوران صفوي وجود دارد كه معماري جالب توجهي دارند.
برسيان
روستاي برسيان از توابع شهرستان اصفهان است و آب و هواي دشتي، معتدل و خشك دارد. برسيان در ۳۶ كيلومتري جنوب شرقي اصفهان و ۲۵ كيلومتري شرق جاده آسفالته اصفهان ـ زيار قرار گرفته است و زاينده رود از جنوب آن مي گذرد. اين روستاي قديمي يك مسجد جامع، چهار زيارتگاه به نامهاي امام زاده شاه مراد، امام زاده شاه مردان، امام زاده شاه لنگر، امام زاده شمس اللهو هم چنين يك كاروان سراي شاه عباسي دارد.مجموعه معماري بومي و آثار مذكور بسيار جالب توجه است.
خور
اين روستا از توابع شهرستان نائين است. زيارتگاه سيد كمال الدين داوود پسر موسي بن جعفر و مقبره يغماي جندقي(شاعر) در اين روستا واقع شده اند.

چرمهين
اين روستا از توابع شهرستان لنجان است و داراي آب و هواي دشتي ، معتدل و خشك است. چرمهين در ۲۲ كيلومتري جنوب غربي زرين شهر و ۵ كيلومتري جنوب جاده آسفالته اصفهان ـ شهركرد قرار گرفته است. يك درخت نارون بسيار كهن در اين روستا وجود دارد كه حاكي از قدمت روستا است.