مونوگرافي روستاي اخترآباد

فصل اول
مقدمه

تعريف مردم شناسي:
مردم شناسي مانند جامعه شناسي يكي از علوم معتبر و دامنه دار اجتماعي است كه بيش از صد سال از عمر آن نمي گذرد اما در جامعه ما مردم شناسي بر خلاف جامعه شناسي به حد كفايت مورد توجه قرار نگرفته و دنبال نشده است. البته پيش از ظهور مردم شناسي به عنوان يك علم مورخان و سياحان و فيلسوفان و اخلاق شناسان درباره سلوك اجتماعي و فرهنگي اقدام

اقوام گوناگون به تاملاتي نظري دست يازيده اند و آثاري بس ارجمند پديد آورده اند كه به بيش از دو هزار سال همواره مورد استفاده و مواجه اصحاب پنج قرن پيش از طلوع عصر مسيحي گزارشي مردم شناختي از قوم ايراني و رسوم اخلاقي آن به دست داده است و ابوريحان بيروني كه در قرن چهارم به بررسي فرهنگي مردم هند پرداخته و محصول اين پژوهش را در كتاب مشهور خويش به نام تحقيق درباره هند ابديت بخشيده است. (محمودي اصل/۱۳۷۷ و ص ۷)

تك نگاري
مطالعه جامع يك اجتماع و يا با يك امر اجتماعي نظير خانواده، كارخانه، طبقه و غيره. تشريح همه جانبه يك پديده يا مجموعه اي از پديده ها است، در تك نگاري ابتدا از وضع عيني ، ظاهر، سطح خارجي پديده كه قابل مشاهده است، آغاز مي كنند، سپس ابعاد ذهني، رواني و پيچيده آن را به نگارش در مي آورند، بدين سان در اين مفهوم كليت و هم فرديت ديده مي شود. كلي است چون در خلال آن همه اضلاع يك محل شناخته مي شوند. فردي است چون يك پديده نظير ده، يك كارخانه يك مدرسه در همه ابعادش سنجيده مي شود. (ساروخاني، ۱۳۷۷ ص ۳۱۹)

گرچه واضح نام و پايه گذار اين شيوه تحقيق دانشمندي فرانسوي لوپله Leplay بوده كه از نيمه قرن نوزدهم به اين گونه تصوير سازي از واقعيت اجتماعي روي آورد اما منوگرافي روستايي با النسبه تازه تر است. و ظاهراً علت آن توجه به مطالعه ده و پرورش در باب زندگي روستانشينان تحول سريع و شگرفي بود كه بر اثر ارتباط با حيات شهري و ورود تمدن ماشيني در ديه ها پديدار شده و دنياي ساكن روستا را به كلي دگرگون كرده است. (صفي نژاد/ منوگرافي ده طالب آباد/ تيرماه ۱۳۴۵ (ص ۵)

تعريف روستا
ده واژه اي است پارسي مشتق از كلمه دهيو به معني سرزمين و كشور و از معناي آن مركزي از تجمع انسان ها و واحد جغرافيايي به ذهن متبلور مي شود كه شخصيتي اقتصادي و اجتماعي قايم به خود دارد. «روستا» نيز واژه اي است مأخوذ از كلمه «رستاق»، كه در اصطلاح جغرافيدانان اسلامي به ناحيه اي اتلاق مي شد كه داراي مزارع و قريه هايي باشند. واژه رستاق در دوره هاي بعدي به دو معني استعمال شده است:‍ نخست به معناي دهستان كه هم اكنون نيز در برخي از استان هاي كشور مصطلح است، دوم به معناي ده و قريه كه در اين مفهوم تا اواخر دوره قاجاريه به كار مي رفته و در حال حاضر به واژه روستا تبديل شده است.

در دوره اسلامي، اصطلاح ده يا قريه به هر نقطه مسكوني اطلاق مي شد كه داراي مسجد جامع و منبر نباشد و در آن براي اجراي حد نسبت به مجازات بزهكاريها اجازه نداشته باشند ده در ايران امروز به سكونتگاهي اطلاق مي شود كه اكثريت مردم آن از طريق كشاورزي سنتي يا نيمه سنتي به امرار معاش بپردازند. اگر چه اين تعريف شامل تمام مناطق روستايي كشور نمي شود و به دليل شرايط انتقالي جامعه استثناهايي بر آن مي توان مشاهده كرد، اما اكثريت قريب به اتفاق روستاهاي كشور را شامل مي شود.

ملاك هاي تعريف روستا
۱-تعداد جمعيت
ملاك هاي ملاك رقم جمعيت براي كشورهاي جهان يكسان نيست و مقدار آن از يك تا پانزده هزار نفر متغير است. در ايران مطابق به سرشماري هاي سراسري رقم پنج هزار نفر براي اين امر در نظر گرفته شده بود.
معيار جمعيت براي تعيين و تشخيص شهر از روستا در بسياري از موارد نمي تواند درست باشد چرا كه صرف نظر از قراردادي و اختياري بودن آن اولا با افزودن يا كاستن يك فرد، جامعه از حالت روستايي به شهر تبديل مي شود و يا برعكس. ثانياً ممكن است جوامعي وجود داشته باشند كه با وجود كم بودن تعداد جمعيت آنها از ميزان لازم، اقتصاد و روحيه شهري داشته باشند و يا با وجود بيشتر بودن جمعيت از نظر اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي يك محيط روستايي محسوب شوند.
۲-انبوهي جمعيت

براي رفع نقيصه مربوط به تعداد جمعيت در بعضي از كشورها انبوهي جمعيت را نيز به شماره حسابهاي آن مي افزايد.
در اين مورد والترويل كاكس تحقيقي در ايالت نيويورك امريكا به عمل آورده و به اين نتيجه رسيده است است كه انبوهي كمتر از ۱۰۰ نفر در هكتار «كشور» را تشكيل مي‌دهد، انبوهي ۱۰۰-۱۰۰۰ نفر «روستا» و انبوهي بيش از ۱۰۰۰ نفر در هكتار «شهر» را نشان مي دهد اما اين ملاك نيز نمي تواند شهر و روستا را دقيقاً از همديگر متمايز سازد و انتقادهاي وارد بر ملاك تعداد جمعيت در اين مورد نيز وارد است.

۳-سازمان و تشكيلات اداري
در برخي از تعاريف مانند سرشماري هاي اخير ايران، روي سازمان هاي اداري و تشكيلات حقوقي روستائي تكيه مي شود. در اين تعاريف شهر را جايي مي دانند كه داراي شهر داري باشد و به وسيله آن اداره مي شود.
اين ملاك نيز به تنهايي نمي تواند در تعيين شهر و روستا دقيق باشد زيرا تعدادي از نقاطي كه شهرداري دارند مشخصات روستايي به چشم مي خورد. ممكن است در آنها شغل عمده خمردم كشاورزي باشد، روابط خود مصرفي ديده شود و صنعت و خدمات رشد ناچيزي داشته باشند
۴-سيماي فيزيكي
اين ملاك كه ديدگاه برخي از جغرافي دانان است. شهر را جايي مصنوعي مي داند كه از خيابان ها، ساختمان ها، جدول هاي آب و ساير دستگاه ها و بناها درست شده و زندگي شهري را امكان پذير مي‌كند. با توجه به اين تعريف، بايد روستاها را جايي دانست كه از تسهيلات و امكانات شهري نظير خيابان ساختمان هاي مدرن، جدول هاي آب و .. محروم باشد.

بديهي است كه وجود خيابان و جدول آب و غيره به تنهايي نمي تواند منطقه اي را شهر كند، چرا كه در روستاها نيز اين امر امكان پذير بوده و در مواردي عملي شده است. از سوي ديگر اين تمايز ميان شهر و روستا جنبه دلخواه و قراردادي دارد، زيرا شرايط زيست روستايي متدرجاً و بي آنكه دچار وقفه شديد شود به شرايط شهري مبدل مي گردد.
۵-بافت اجتماعي و فرهنگي

در اين مورد جامعه شناسان از بافت اجتماعي مانند تفاوت هاي قشربندي اجتماعي، متحرك شغلي و طبقاتي، تجانس و عدم تجانس جمعيت جامعه و از بافت فرهنگي مانند سنت گرايي مخالفت در برابر نوآوري، اعتقاد به سرنوشت، صميميت و مهمان نوازي، روابط نزديك و مانند اينها نام مي برند كه به علت ذهني بودن برخي از اين ملاك ها و دشواري تعيين برخي ديگر، تشخيص روستا و شهر بر اساس آنها ميسر است.

۶-ساختار اقتصادي و شيوه معيشت
اين ملاك مهمترين معيار تشخيص شهر و روستا از هم محسوب مي شود و آن را مي توان عامل تعيين كننده شهر يا روستا بودن يك نقطه دانست. منطور از ساختار اقتصادي و معيشت جامعه در اين مورد عبارت است از شغل اساسي مردم و شيوه زندگي اكثريت اعضاي جامعه.

با توجه به اين ملاك، هنگامي كه در يك جامعه اكثريت مردم به كشاورزي مي پردازند و زندگي خود را از اين راه تامين مي كنند، مي توان گفت يك اجتماع روستايي است روستا مكاني است كه انسان در ارتباط مستقيم و اوليه با طبيعت قرار مي گيرد و نيرو و نيازهاي معيشت خود را از آن

فراهم مي آورد تغييرد و تبديل شكل نهايي محصولات به دست آمده مي تواند در شهر يا روستا صورت گيرد اما در هر حال توليد در محيط طبيعي و از طريق كشت در روستا به انجام مي رسد. به طور كلي مساله اين نيست كه ممكن است در شهر كشاورزي وجود داشته باشد و يا برخي از مردم شهري به فعاليت‌هاي زراعي مشغول شوند بلكه واقعيت اين است كه كشاورزي فعاليت اساسي شهر نيست. (تقوي/ ۱۳۷۸/۱۳/۱۴/۱۵)

انواع اجتماعات روستايي:
۱-ده يا قريه: ده يا قريه واحدي اقتصادي- اجتماعي، جغرافيايي و مركز تجمعي از مردم يكجانشين است كه قسمت اعظم درآمد آنها از كشاورزي تامين مي شود و شرايط بالقوه خودكفايي را نيز در خود دارد. در حال حاضر اين خودكفايي از قوه به فعل در نمي آيد، چون تحول اقتصاد شهري و از هم پاشيدگي نظام زمينداري سنتي كهن موجب گسترش شبكه ارتباطي روستا و شهر در بسيار از نقاط دنيا حتي در جوامع تطور يافته سنتي شده است. به همين علت امروزه اقتصاد روستايي در ارتباط نزديك و رويارويي با اقتصاد شهري قرار دارد.
۲-مزرعه: در حقيقت مزرعه جذئي از زمين هاي متعلق

به يك ششدانگ است كه خود به تنهايي واحدي مستقل را تشكيل نمي دهد و علاوه بر آن در غالب نقاط، سكونتگاهي است. معمولاً نام مزرعه منطبق با نام چشمه، قنات يا چاهي است كه موجب ايجاد مزرعه در حول و حوش ده شده است. يك ده ممكن است علاوه بر زمين هاي زراعي متصل به مساكن روستايي، در چند كيلومتري خود نيز داراي مزارع متعدد با عناوين خاص باشد كه از لحاظ حقوقي جزئي از ده متبوع خود تلقي شود. به صورتي كه در نظام شبه فئودالي ايران مجموعاً ملكي ششدانگ را به وجود مي آورد.

در حال حاضر، مزرعه محل سكونت روستائيان نيست و وجود موارد استثنائي يعني مزرعه هاي معدودي كه يكي دو خانوار در آن ساكنند، باعث نمي شود كه آن را سكونتگاه تلقي كنيم.
مزرعه را گاه «كلاته»، «قشلاق»، «براكوه» و غيره نيز ناميده اند.
۳-مكان: محلي است خارج از محدوده ثبتي يا عرضي دهات كه به طور عمده فعاليت غيركشاورزي در آنجا انجام مي گيرد، مانند معادن كارخانجات، قهوه خانه، و نظاير آن.
اين نقاط ممكن است داراي سكنه يا فاقد سكنه باشند. (وثوقي/ ۱۳۷۷/۲۰ و ۲۱)
انگيزه و هدف تحقيق:
هدف از تحقيق در روستاي اخترآباد آشنايي با فرهنگ بومي و مردمان اين منطقه بوده است زيرا مي توان گفت كه تا چندين سال قبل اين روستا يكي از روستاهاي بكرو دست نخورده بود اما به مرور زمان و بخصوص در طي چندين سال گذشته و كارهايي كه جهاد سازندگي در اين روستا انجام داده است اين روستا تا حدودي متغير پيدا كرده است ولي در اين تحقيق سعي مي شود كه بر جنبه هاي فرهنگي قديمي توجه بيشتري شود و همچنين هدف ازاين تحقيق آشنا شدن با فرهنگ بومي و قديمي مردم ايل شاهسون بوده است زيرا اين روستائيان كوچ نشينان شاهسون بوده اند كه در اين روستا يكجانشين شده اند.

موضوع تحقيق:
موضوع تحقيق مونوگرافي روستاي اخترآباد از توابع شهرستان شهريار مي باشد كه وابسته به دهستان اخترآباد است.
تعريف مونوگرافي:
موضوع تحقيق مونوگرافي يا تك نگاري عبارت است از بررسي هاي عميق و همه جانبه و يك واحد اجتماعي يا يك مجموعه اجتماعي كاملاً محدود مانند خانواده. گروه يا يك روستا واژه مونوگرافي واژه اي است لاتين مركب از دو واژه Mono به معني يكي يا تك و گرافي Grophy به معني ثبت كردن، نوشتن كه در تركيب مي شود گزارش كتبي مفصل درباره يك چيز، شرح مفصل از يك موضوع.

روش تحقيق:
در مطالعات علوم اجتماعي دو روش وجود دارد:
۱- روش پهنانگر كه عبارت است از مشاهده جوامع گسترده يا يك سلسله از اجتماعات هدف اين روش به دست آوردن خصوصيات عمومي جامعه است.
۲- روش ژرفانگر كه در آن جامعه خاص كه از وسعت و قلمروي محدود و مشخصي برخوردار است، به طور عميق و به تفصيل مورد مشاهده و مطالعه قرار مي گيرد.

اين روش از جمله فنون مربوط به تحقيقات مردم شناسي است كه ويژگي اساسي آن مشاده و مشاركت در زندگي مردم است و يا فنون و روش ها ي ديگر تحقيق مي توان جامعه محدود و مشخص را بررسي كرد. تاكيد بر محدود و مشخص بودن جامعه از آنروست كه در مردم شناسي هر چه جامعه قوم و قبيله كم جمعيت تري گزينش شود، دستيابي به هدف و نتايج لازم زودتر و دقيق تر خواهد بود. به علاوه نتيجه كار اطمينان و اعتقاد بيشتري در پي خواهد داشت بنابراين نخستين شرط در مطالعات مردم شناسي رفتن به محل و اقامت در آنجاست بدين ترتيب ارتباط بين محقق و جامعه مورد مطالعه برقرار مي گردد. و همه زمينه هاي ذهني كه مي توان محقق را وادار به پيشداوري نمايد از بين مي رود. (فربد/۱۳۷۶/ صص ۶۳ و ۶۲)
روش كار و جمع آوري اطلاعات:
در اين تحقيق از روش مصاحبه با افراد با تجربه و بخصوص پيرمردان و پيرزنان استفاده شده و همچنين از كتب هاي متعددي براي تدوين و گردآوري اين اطلاعات استفاده شده است در حقيقت اين كار يك تحقيق ميداني بوده كه محقق براي تهيه اين گزارش به ميدان تحقيق رفته و با افراد آن منطقه محاسبه داشته است و سعي كرده كه موارد مهم و مورد توحه را از توجه دور نگاه ندارد و به اميد اينكه اين گزارش كوچك توانسته باشد فرهنگ و موقعيت اجتماعي و … نقطه اي كوچك از ايران بزرگ را نمايان سازد. 

موقعيت جغرافيايي تهران:
استان تهران با وسعتي حدود ۱۸۹۵۶ كيلومتر مربع بين ۳۴ تا ۵/۳۶ درجه عرض شمالي و ۵۰ تا ۵۳ درجه طول شرقي واقع شده است. اين استان از شمال به استان مازندران، از جنوب به استان قم، از شرق به استان سمنان و از غرب به استان قزوين محدود شده و مركز آن شهر تهران است.
بر پايه آخرين تقسيمات كشوري، استان تهران در سال ۱۳۷۳ داراي ۹ شهرستان ۲۲ شهر، ۲۰ بخش، ۶۲ دهستان و ۱۹۴۷ آبادي است.

شهرستان هاي آن عبارتند از:
شهرستان تهران داراي دو بخش و دو دهستان (سولقان و سياه رود) و يك شهر (تهران) است.
شهرستان دماوند داراي دو بخش و هشت (پشت كوه، حيله رود، شهر آباد، قزقان چاي، ابرشيوه، آب علي ، تارود و جمع آب رود) و چهار شهر دماوند، رود هن، كيلان و فيروز كوه است.
شهرستان ري داراي سه بخش شش دهستان (حسن آباد وهن آباد و قلعه نو، كهريزك، فشاپو و غني آباد) و يك شهر (حسن آباد) است.

شهرستان سادجبلاغ دو بخش و سيزده دهستان (بالاطالقان، ميان طالقان، پائين طالقان، احمد آباد، بزغان، تنكمان، جمال الدين، چندار، چهاردانگه، رامجين، سعيد آباد، نجم آباد و هيو) و دو شهر (نظرآباد و هشتگرد طالقان) است.
شهرستان شميرانات داراي دو بخش و سه دهستان (رود بار قصران، لواسان بزرگ و لواسان كوچك) و دو شهر (لواسان و خشم) است.
شهرستان شهريار شامل دو بخش و يازده دهستان (اسماعيل آباد، امام زاده ابوطالب، منجيل آباد، اخترآباد، بي بي سكينه، جوقين، رزكان، فردوس، قائم آباد، ملاردومويز و سه شهر (رباط كريم، شهريار و شهر قدس) است.

شهرستان كرج شامل دو بخش و هفت دهستان (آدران، آسارا، گرم دره، محمد آباد، پلنگ آباد، كمال و اشتهارد) و سه شهر (كرج، اشتهارد و ماهدشت) است.
شهرستان ورامين شامل سه بخش و هشت دهستان (بهنام پازوكي شمالي، بهنام سوخته شمالي، فيلستان، بهنام سوخته جنوبي، بهنام پازوكي جنوبي، بهنام وسط شمالي، بهنام عرب جنوبي و بهنام وسط جنوبي) و چهار شهر (ورامين، قرچك، پيشوا و پاكدشت و جواد آباد) است.
شهرستان اسلامشهر شامل دو بخش و چهار دهستان (فيروز بهرام، چهاردانگ، ده عباس و صالح آباد) و يك شهر (اسلامشهر) است.

جغرافياي طبيعي و اقليم استان
استان تهران با رشته كوههاي البرز از استانهاي شمالي ايران جدا شده است. بخش مرتفع البرز در مرز شمالي استان به ۱۵۰۰ متر مي رسد كه در سمت شمال غربي كشيده شده است. در ارتفاعات بالايي كوهستان البرز كه داراي شيب نسبتاً تندي است امكانات بسيار محدودي براي

دستيابي به منابع آب و كشاورزي و جود دارد. از اين رو جمعيتي بسيار اندك در اين نواحي ساكن شده اند. شهرستان و تقريباً همه شهر دماوند در اين ارتفاعات قرار گرفته است. در شمال شرقي استان كوههاي سواد كوه و فيروز كوه قرار دارد و به ارتفاعات شهيرزاد در مشرق مي پيوندد.
ديواره جنوبي كوه هاي البرز مركزي را در استان تهران كوه هاي لواسانات و قره داغ و كوه هاي

شميرانات كه بلندترين نقطه آن قله ۳۹۳۳ متري توچال مي باشد در بر گرفته است. از ديگر ارتفاعات استان مي توان به كوه هاي حسن آباد و نمك در جنوب بي بي شهر بانو و القادر در جنوب شرقي و ارتفاعات قصر فيروزه در شرق اشاره كرد.
موقعيت آب و هوايي استان تهران چه در مناطق كوهستاني و چه در دشت ها موجب پوشش از نوع نيمه صحرايي شده است بارندگي اندك و خشكي هوا باعث رشد خار و بوته استپ هاي صحرايي و به ويژه در بلندي ها است.
در نواحي مختلف استان تهران به علت موقعيت ويژه جغرافيايي آب و هواي متفاوت شكل گرفته است . سه عامل جغرافيايي در شكل گيري آب و هواي آن نقش اساسي و تعيين كننده دارند.
۱- كوير يا دشت كوير كه در جنوب استان تهران قرار گرفته و عاملي منفي به حساب مي آيد زيرا باعث گرما و خشكي هوا مي شود و همراه خود گرد و غبار مي آورد.

۲- رشته كوه هاي البرز كه در شمال تهران واقع شده و باعث تعديل آب و هوا مي شود. از اين ديدگاه نقشب مثبت ايفا مي‌كند.

بادهاي مرطوب و باران زاي غربي كه نقش آن در آب و هواي استان محسوس و موثر است ولي نمي تواند به طور كامل نقش كوير را خنثي كند.
استان تهران را مي توان به سه بخش اقليمي زير تقسيم كرد:
الف- اقليم ارتفاعات شمالي كه بر دامنه هاي جنوبي بلندي هاي البرز مركزي در ارتفاعي بالاي ۳۰۰۰ متر قرار گرفته و آب و هواي مرطوب و نيمه مرطوب و سردسير با زمستانهاي بسيار سرد و طولاني دارد بارزترين نقاط اقليم دماوند و توچال است.

ب- اقليم كوه پايه ها، اين اقليم در ارتفاعات دو تا سه هزار متري از سطح دريا قرار گرفته و آب و هوايي نيمه مرطوب و سردسير بازمستان هايي به نسبت طولاني دارد. آب علي، فيروز كوه، دماوند، گلندوگ، سداميركبير و دره طالقان در اين اقليم قرار دارند.
دماي متوسط سالانه در مناطق كوهپايه اي استان ميان ۱۰ تا ۱۵ درجه و در دشتهاي مجاور آن ۱۵ تا ۲۰ و در دشت هاي مجاور آن ۱۵ تا ۲۰ درجه سانتي گراد است.

ج- اقليم نيمه خشك و خشك كه زمستان هاي كوتاه و تابستان هاي گرم دارد در ارتفاعات كمتر از ۲۰۰۰ متر واقع شده است. هر چه ارتفاع كاهش مي يابد خشكي محيط بيشتر مي شود. ورامين شهريار و جنوب شهرستان كرج در اين اقليم قرار گرفته‌اند.

شهرستان شهريار
شهريار يكي از شهرستان هاي دوازده گانه استان تهران است كه با وسعتي در حدود ۱۲۹۶ كيلومتر مربع در ارتفاع ۱۱۶۰ متري از سطح دريا و بين تا طول شرقي و تا عرض شمالي قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان هاي كرج و تهران از شرق به اسلام شهر از جنوب به رباط كريم و بخش رزند شهرستان ساوه و از غرب بار ديگر به شهرستان كرج محدود مي شود.
اين شهرستان از سه بخش مركزي، قدس و ملارد با ۱۵۷ آبادي و ۹ شهر به نام هاي شهر شهريار، صباشهر، شاهد شهر، وحيديه، شهر جديد انديشه، فردوسيه، شهر قدس ملارد و صادقدشت به عنوان يكي از شهرستان هاي استان تهران تشكيل شده است.

جمعيت اين شهرستان برابر آخرين سرشماري عمومي، نفوس و مسكن در آبانماه سال ۱۳۷۵ معادل ۵۳۱۰۶۴ نفر بوده كه از اين ميان بخش مركزي با در برداشتن حدود ۲۴۸ كيلومتر مربع شامل دهستان هاي جوقين، رزكان، سعيد آباد، فردوس، قائم آباد و مويز جمعيتي معادل ۲۴۲۰۴۹ نفر دارا بوده است.

بخش قدس با وسعتي حدود ۷۶ كيلومتر مربع شامل دهستان هاي دانش و هفت جوي ۱۴۴۸۰۵ نفر جمعيت داشته است.
بخش ملارد مشتمل بر دهستان هاي اختر‌آباد بي بي سكينه، و ملارد با وسعتي حدود ۹۷۲ كيلومتر مربع جمعيتي بالغ بر ۱۴۴۲۱۰ نفر دارا بوده است.
بر همين اساس دهستان ملارد حدود ۱۸۵ كيلومتر مربع دهستان بي بي سكينه حدود ۱۰۳ كيلومتر مربع و دهستان اخترآباد حدود ۶۸۴ كيلومتر مربع وسعت دارد.

مجموع بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد تا قبل از دهه ۱۳۴۰ شهرستان شهريار متشكل از مجموعه اي روستايي بوده كه اقتصاد اصلي آن را كشاورزي و دامداري تشكيل مي داد. اين روستاها به واسطه رشد طبيعي و ثبات نسبي جمعيت داراي ساختار قومي و فرهنگي مشخصي بود.
شهريار با گذشته اي دور همواره به خاطر زمينهاي مستعد كشاورزي، وجود باغ هاي سرسبز و تاكستان هاي پربار و ميوه هاي شيرين و گوارا شهرتي بسيار داشته است و به عنوان يكي از مهمترين توليد كنندگان محصولات زراعي و باغي شهرهاي اطراف و به ويژه تهران محسوب مي شده است.

اما با بروز تحولات مختلف اقتصادي اجتماعي در دهه هاي اخير و پديده مهاجرت و استقرار صنايع و كارخانجات متعدد در شهرستان و اطراف آن اندك اندك ساختار اجتماعي و اقتصادي منطقه تحت تأثير قرار گرفت و اقتصاد كشاورزي و دامداري منطقه نيز از اين جريان بي تأثير نماند.
روند شديد مهاجرت به شهرهاي تهران و كرج و بالا رفتن قيمت زمين مسكن و اجاره بهاي آن در تهران بخشي از جمعيت كم بضاعت تهران و كرج، را به سوي اطراف از جمله شهرستان شهريار روانه نمود.

با شدت گرفتن اين مهاجرت در دو دهه گذشته دگرگوني آشكاري در ساختار قومي فرهنگي روستاهاي شهرستان به وجود آمده است. مهاجرين كه عمدتاً از شهرستان هاي استان تهران استان هاي مركزي، زنجان، همدان، آذربايجان شرقي، آذربايجان غربي، اردبيل خراسان، گيلان و

مازندران و كردستان مي باشند، هر يك با آداب و رسوم و زبان طرز تفكر و هنرهاي خاص منطقه اي موجب اختلاط هر چه بيشتر فرهنگي و به تحليل رفتن ساختارهاي قومي- فرهنگي در روستاهاي شهرستان شده است، به گونه اي كه غالب روستا هاي منطقه كه تا چند دهه گذشته ساختار روستايي مبتني بر اقتصاد كشاورزي خود را حفظ كرده بودند نقش خوابگاهي و استراحت گاهي براي مهاجرين ساكن شده و در آنها را يافتند وجود عواملي چون محدوديت استقرار صنايع در تهران

، زمين ارزان وقابل، دستيابي براي صنايع و كارخانجات نزديكي به بازار مصرف انبوه تهران، دسترسي به نيروي كار ارزان و فراوان براي روستائيان در محدوده شهرستان باعث استقرار صنايع كارخانجات و ديگر واحدهاي اقتصادي جديد در اين شهرستان گرديد. اين موضوع به نوبه خود باعث جذب بيشتر مهاجرين هجوم بي رويه روستاهاي شهرستان، فروش اراضي روستاها توسط مالكين كمبود اراضي كشاورزي و دگرگوني نقش و ساختارهاي اقتصادي اجتماعي و فرهنگي روستاها گرديد.

ايجاد شهركهاي خوابگاهي و شهركهاي كارمندان دولت در زمين هاي اطراف يا داخل روستاها نيز عامل ديگري در تحول روابط اجتماعي و فرهنگي و روستاهاي منطقه بوده است.
مجموع عوامل مذكور باعث شده است كه امروزه روستاهاي شهرستان شهريار از نظر جامعه شناسي ويژگي هاي روستايي خود را از نظر ساختارهاي اقتصادي اجتماعي و فرهنگي از دست بدهند و روابط اجتماعي فرهنگي و سنتي مبتني بر احترام و يكپارچگي اجتماعي با روابط شغلي

مبتني بر درآمد و ثروت تغيير نمايد كه از تبعات عمده آن عدم يكپارچگي اجتماعي فرهنگي در روستاها مي باشد.

اما از اين ميان دهستان اخترآباد به دليل فاصله بيشتر از نقاط شهري و وضعيت جغرافيايي و محدوديت هاي ديگر از نظر توسعه با مشكل روبرو بوده و گسترش زيادي پيدا نكرده است و در دهه هاي گذشته نيز رشد جمعيت چنداني نداشته است.

روستاهاي دهستان اخترآباد از نوع سكونتگاه هايي هستند كه به دور از مجموعه شهري قرار گرفته اند و بافت آنها كاملاً روستايي است و كشاورزي اقتصاد پايه اين روستاها را تشكيل مي دهد. اينگونه روستاها به دليل ارتباط ضعيف با شهرهاي استان و شهرستان داراي بافت و معيشت

سنتي بوده و نحوه بهره برداري از اراضي كشاورزي به صورت ابتدايي و سنتي است. از اين جهت از لحاظ اقتصادي توان رقابت با اقتصاد شهري و روستاهاي شهر زده (روستاهاي مهاجر پذير كه اقتصاد آنها شديداً خدماتي بوده و كشاورزي سهم بسيار ناچيزي در اقتصاد پايه اي اين دسته از روستاها دارند) را ندارد و با توجه به بالا بودن ارزش افزوده زمين مسكن در شهرهاي استان و

شهرستان و روستاهاي شهر زده مهاجرفرست هستند و در حال حاضر تعداد زيادي از روستاهاي اين دهستان خالي از سكنه شده اند.
در عين حال:
۱- تنوع بخشيدن به فعاليت هاي غير كشاورزي
۲- تقويت خدمات اداري آموزش و بهداشت
۳- تجهيز و سازمان دهي خدمات روستايي

۴- سمت گيري اقتصادي ملي به نفع كشاورزان و جامعه روستايي
۵- افزايش فعاليت هاي دامداري صنعتي
۶- و بالاخره هدايت سرمايه گذاري جديد در زمينه كشاورزي و صنعتي مي تواند به عنوان خط مشي ها و سياست هاي كلي جهت تقويت و تجهيز فضاهاي روستايي و توسعه اين دهستان ارائه شود. (فرنياپور/ ۱۳۷۶/ ۱ الي ۵)

دهستان اخترآباد
دهستان اخترآباد (معروف به قطعه چهار شهريار) از توابع بخش ملارد در ۸۰ كيلومتري تهران و ۵۰ كيلومتري غرب شهرستان شهريار قرار دارد و با وسعتي معادل ۶۴۸ كيلومتر مربع از سمت شمال به بخش اشتهارد (شهرستان كرج) از جنوب به بخش زرند (شهرستان ساوه) از شرق به شهريار و دهستان بي بي سكينه و از غرب به خرقان ساوه و بوئين زهرا محدود مي باشد. اين دهستان به دو منطقه كوهستاني و دشت تقسيم مي شود. منطقه كوهستاني آن دز شمال شرق و غرب قرار دارد و كوه هاي معروف آن كفترلو، جارو (نامش را ظاهراً) از روستاي جارو در جنوب بخش اشتهارد شهرستان كرج برگرفته اند) و كردها مي باشد.

توپوگرافي منطقه:
بررسي نقشه منحني هاي ميزان شهرستان شهريار را نشان مي دهد كه بخش شمال غرب اين شهرستان (دهستان اخترآباد) نسبت به بخش هاي ديگر آن از ارتفاع بيشتري برخوردار است اين بخش كه قسمت هاي جنوبي كوههاي تارزو و تاوره را شامل مي شود داراي ارتفاع كمتر از ۱۵۰۰ متر مي باشند.)
ارتفاع اراضي از غرب و شمال غربي به سوي شرق و جنوب شرقي كاسته مي شود، به گونه اي كه در منتهي اليه قسمت جنوب شرقي ارتفاع اراضي به ۱۰۰۰ متر نزديك مي شود.
جهت عمومي شيب در شهرستان شهريار (همچنين دهستان اخترآباد) از شمال به غرب و از شرق و جنوب شرق و از شمال به جنوب شرق مي باشد.

تقسيمات كشوري:
دهستان اخترآباد به مركزيت روستاي اخترآباد و از توابع بخش ملارد شهرستان شهريار با ۶۴۸ كيلومتر مربع وسعت شامل ۶۵ روستا و مزرعه و مكان مي باشد كه از اين تعداد ۳۹ نقطه آن داراي سكنه است اسامي ۶۵ نقطه به شرح ذيل مي باشد:

-احمدآباد -اخترآباد -آغلهاي الوندي -آغلهاي اوليا اوغلي -آغلهاي چهاراغلي فجير-آغلهاي كنار فجير – آغل هاي وسط فجير – آق قويي -اكرم آباد كيانپور- الله آباد- اميرآباد كلاهچي- مهدي آباد- جواديه- چاقوي بالا- چاقوي اخواني – چهارباغ- حاجي آباد سفلي -حجت آباد- حسين آباد كلاه چي- حسين آباد – حسين آباد هپشلو – وارآباد- دكين- زرين آباد- رضا آباد- زرين ده- شور قويي- شيرين آباد- شيرين قويي- داق قويي- عباس آباد- دولت آباد- عباس آباد گلشاد- علي آباد- قشلاق

صفرخان- قشلاق قاجارخاني- قشلاق گمرگان- قلعه قربان خان- قمشلو- قنات نو- گمرگان- گوي بلاغ- محمد آباد- محمدآباد قمشلو- مرتع اسدخان- محمد آباد نائيني- محمود آباد- مزرعه زغلو – مزرعه خاني آباد- مزرعه قنات نو- مقصود آباد- مهدي آباد- نورآباد-مزرعه شيرين قويي- بزح بلاغ- مزرعه قزل قويي- مزرعه بلاغي- ولي آباد- يوسف آباد غناري- صفي آباد

با اين كه دهستان اختر با يك دوم ساخت شهرستان شهريار را به خود اختصاص داده است و بزرگترين دهستان شهرستان محسوب مي شود در هر ۵/۱۷ كيلومتر مربع آن يك نقطه جمعيتي وجود دارد در حالي كه در دهستان هاي مركزي شهرستان به طور متوسط در هر ۹/۴ كيلومتر مربع يك نقطه جمعيتي و در دهستان هاي شرقي آن به طور متوسط در هر ۷/۹ كيلومتر يك نقطه جمعيتي وجود دارد.

وضعيت آب هاي زير زمين و جريان هاي طبيعي
هرگاه سخن از وضعيت آب و هوا در شهريار به ميان مي آيد استفاده از رودخانه كرج و انشعابات آن در اذهان تداعي مي گردد.
رودخانه كرج منبع تغذيه آب هاي سطحي و زير زميني در گذشته محسوب مي شد و از زمان احداث سد اميركبير در كرج و انحراف مسير آب رودخانه مزبور جهت تامين آب ش

رب جمعيت تهران به تدريح با مشكل كم آبي در ساير نقاط منطقه قوياً احساس مي شود
در اين خصوص هر چه از شمال به جنوب و از شرق به غرب شهرستان شهريار پيش مي رويم از كيفيت و كميت آب كاسته مي شود و يكي از دلايل كاهش كيفيت آب، وجود اراضي حاشيه كوير به لحاظ خصوصيات شيميايي خاك است كه بر املاح موجود در آب مي افزايد.
لازم به ذكر است آبهاي سطحي و جاري پس از احداث سرد كرج بسيار ش

ديد كاهش يافته است البته تعدادي از روستاهاي دهستان بي بي سكينه داراي سهميه ناچيزي از ذخاير آب سد اميركبير مي باشد و اين سهميه اختصاص به ميزان بارندگي دارد و در مواقعي كه ميزان بارش كاهش مي يابد سهميه فوق الذكر (حق آب كشاوزان شهريار از روخانه كرج) نيز قطع شده و آبي به سوي شهريار روان نمي شود. در نتيجه موجب شده است كه بسياري از چاه ها، قنوات و چشمه هاي منطقه خشك گردد.
روخانه:
رودشور «چاي» يكي از رودخانه هاي شهريار است كه از دهستان اختر آباد عبور مي‌كند. اين رود فصلي بوده و در تابستان هاي خشك و در بقيه فصول سال آب در آن كم و بيش جريان دارد. سرچشمه اصلي اين رود از كوه هاي سلطانيه است كه پس از مشروب ساختن دشت هاي ابهر، قزوين، ساوجبلاغ و اشتهارد از بخش شمالي وارد دهستان اخترآباد مي‌گردد.

بر اساس اطلاعات ايستگاه اندازه گيري شور در سال آبي ۱۳۷۳-۱۳۷۲ حجم‌ آب ساليانه رودشور ۳۸ ميليون متر مكعب بوده است آب اصلي اين رودخانه از ماندابهايي است كه در شمال بلوك زهرا از مازاد آب رودخانه هاي «فررود» و «ابهرود» تشكيل مي شود. در باتلاقهاي محمد آباد، قزوين، آبهاي شور ارتفاعات اشتهارد بدان مي ريزد و در شمال اشتهارد ضمن عبور از توده هاي نمكي، شوري آب به حد كمال مي رسد.

با توجه به به درصد بالاي نمك آب اين رودخانه (۱۷۰۰ ميلي متر برسانتي متر) قابليت استفاده در فعاليت هاي كشاورزي را ندارد. در حالي كه شوري آب مورد نياز گياه بايد بين ۴۰۰۰-۲۰۰۰ ميليمتر بر سانتي متر باشد. (رحيمي/ ۱۳۸۰/ ا الي ۸)
آب اين رودخانه نهايتاً به درياچه قم مي ريزد.
بدين ترتيب دهستان اخترآباد فاقد آبهاي سطحي دائمي مي باشد.
موقعيت و حدود ده اخترآباد

اخترآباد روستايي است در مركز دهستان به همين نام از بخش ملارد شهرستان شهريار. اين روستا در جنوب رشته ارتفاعات مياني و بر سر راه ارتباطي غرب و شرق دهستان اخترآباد قرار داشته است و به لحاظ سياسي و اداري مركز دهستان مذكور نيز به شمار مي رود.
اين روستا از شمال به مزرعه شيرين قويي از طرف شرق به روستاي اسد آباد و مهدي آباد بوقين و از سمت غرب به ولي آباد و مجتمع كشت

وسعت ده
اين روستا يكي از روستاهاي بزرگ دهستان اخترآباد محسوب مي شود كه داراي وسعتي معادل چهل هكتار (۴۰۰۰۰ هزار كيلومتر مربع) مي باشد.
كوهها
كوههايي كه در اين روستا هستند عبارتند از: كوه كفترلو، قوش پخو، كل قره داقه، كوه سيزده بدر، و قرمز كمر كه به جز كوه كفترلو از اهميت چنداني برخوردارند.
ازدامنه ارتفاعات شمالي و جنوبي چشمه هايي به سوي نواحي پست دره اخترآباد روانند در كنار اين چشمه ها كه غالباً از نامي تركي برخوردارند به آبهاي كوچك و مراتع سرسبزي بر مي خوريم مانند قزل قويي (چاه طلايي) قزح بلايي، (چهل چشمه) گوي بلاغ (چشمه آبي) داغ قويي (چاه كوهستاني) آق قويي (چاه سفيد) و سقرياتان (خوابگاه گاو).

موقعيت و شكل كوهها شيب دامنه آنها و وضعيت طبيعي دره اخترآباد باعث بروز سيلاب هايي شديد در برخي سال ها و ويراني تعدادي از روستاها شده است. از اين رو طي چند سال اخير سدي خاكي در غرب روستاي ورآماد بر كنار غبار تپه ساخته اند. در اطراف سد بر سطح دره اخترآباد نيز خاكريزهايي براي انتقال سيلاب به داخل مخزن سد به چشم مي خورد.
آب و هوا

روستاي اخترآباد داراي آب و هواي نيمه خشك با تابستان هاي گرم و خشك و زمستان هاي نسبتاً سرد است.
در اين روستا پس از ماه اردبيهشت دوره خشك به آرامي آغاز مي گردد و در طول ماه هاي گرم تابستان به اوج خود مي رسد و پس از آن با گرايش تابستان به سمت پائيز به تدريج از شدت خشكي كاسته شده و دوره مرطوب سال آغاز مي گردد.
بارندگي
بر اساس اطلاعات هواشناسي بيشترين ميزان بارندگي در ماه فروردين ۳۵ ميلي متر و كمترين ميزان در شهريور ماه ۴/۰ ميلي متر بوده است.
ميزان بارندگي ساليانه حدود ۱۸۰ ميلي متر و تعداد روز هاي همراه بارندگي حدود ۶۰ روز است.
دما

در روستاي اخترآباد به واسطه متعدد از جمله نزديكي به كوه هاي تاوره، كردها، آق داغ، … دماي هوا از حرارت كمتري در تابستان و برودت بيشتري در زمستان برخوردار است.
بر اساس آمار ايستگاه هاي هواشناسي كرج و پرندك (نزديكترين ايستگاه هاي هواشناسي به محدوده شهريار) متوسط نم حداقل درجه حرارت در مرداد ماه ۳۴ درجه سانتي گراد بوده است. حداكثر مطلق درجه حرارت در مرداد ماه و شهريور ماه ۴۲ درجه سانتي گراد و ميانگين دما ۲۴ درجه سانتي گراد مي باشد.

رطوبت
بر اساس همين آمار متوسط نم نسبي سالانه ۴۶ درصد و حداقل نم نسبي متوسط ۱۵ درصدد در مردادماه حداكثر نم نسبي ۵۵ درصد در اسفند ماه مي باشد.
قنات
روستاي اخترآباد داراي دو قنات مي باشد كه از طريق اين دو قنات مزارع كشاورزي آبياري شده و همين طور تا قبل از برخورداري روستا از امكانات آب لوله كشي از آب قنات براي مصارف خانگي نيز استفاده مي كردند در حال حاضر قنات اخترآباد ۲۵۰ هكتار اراضي زير كشت را آبياري مي‌كند طول اين قنات ۳۰۰۰ متر و عمق چاه ۱۰ متر و تعداد ميله چاه ۸۰ عدد طول محور تا محل مصرف ۲۰۰۰ متر مي باشد.

قنات ديگري كه در اين روستا مي باشد. ۹۰ هكتار اراضي زير كشت را آبياري مي‌كند و طول قنات ۲۰۰۰ متر عمق چاه ۲۱ متر، تعداد ميله چاه ۸۵ عدد طول محور تا محل مصرف ۲۰۰۰ متر مي باشد.
جنس خاك
در اين روستا گستردگي خاك از جنس رس است و در بعضي از مناطق در حدود يك متر خاك آهكي وجود دارد كه اين باعث كشت پاره اي از محصولات محدود شود و ساكنين منطقه به سمت فعاليت هاي دامپروري گرايش پيدا كند.
پوشش گياهي
گياهان صحرايي

مصارف علوفه اي گياهان منطقه مذكور اكثراً سمي و كم ارزش و از ارزش علوفه اي پائين مي باشد و قسمت هاي وسيعي از مراتع و گياهان غير خوش خوراك مانند اسپند و ساير گياهان تيغ دار پوشانده است.
در پوشش گياهي اين مراتع مي توان گياهان قشلاقي، گون، جاور، انواع علفهاي شور (مانند امولا، سامولا، ساليكورنيا، خارشتر، و …) و انواع گراس ها، سبد، پوآ، برسوس‌هاي يك ساله پوتان (خارهاي بياباني) گونه هاي ديگر مشاهده نمود.
اما گياهان ديگري مانند گل هاي وحشي، يونجه بياباني وجود دارد كه از اين ها مي توان براي خوراك دامها استفاده كرد ولي (يونجه) كه علوفه اصلي دام به شمار مي رود چون مورد نياز دامداران مي باشد آنرا كشت مي كنند و همين طور از كاه و كنسانتره (ذرت، جو، آرد) استفاده مي نمايند.

گياهان خوراكي:
از گياهان خوراكي صحرايي مي توان محصولات زراعي را نام برد كه در اين روستا كشت مي شود آنها عبارتند از‍: غلات گندم و جو.
باغداري كه شامل درختان انار، بادام، پسته، زيتون، سنجد، سيب
پوشش جانوري:
جانوران به دو دسته اهلي و وحشي تقسيم مي شوند.
جانوران وحشي عبارتند از:
الف- كفتار، گرگ، روباه، تشي، خرگوش، آهو، عنكبوت، ملخ، سوسك، قورباغه، كلاغ
جانوارن اهلي عبارتند از‍:
ب- گوسفند، شتر، گاو، بز، مرغ، خروس، سگ، اسب، اردك، غاز، بوقلمون، الاغ.
(رحيمي/ ۱۳۸۰/۱۴ و ۱۸ و ۲۳)

وجه تسميه:
مالك اوليه روستاي اخترآباد شخصي به نام آقاي محمدرضا فيروزپور كامراني كه از نوادگان قاجار مي باشد، بوده و به علت علاقه شديد خود به خواهرش اختر هنگام تأسيس اين روستا نام اين روستا را اخترآباد گذاشته قدمت اين روستا به صد سال مي رسد و اولين مهاجرين اين روستا گروهي از مهاجران شاهسون بوده و تشكيل شده از طايفه جلالوند. شيخلر- عمدلو- (دغل- وپوزلار- و در زمان كريم خان زند به اين روستا تبعيد شدند و در ابتدا ۱۰ خانوار بوده اند. (نبي الله اجاق ۷۸ ساله)

حمام اخترآباد
حمام اخترآباد به صورت ساختاني است زير زميني با مصالح سنگ و آجر، آهك و ساروج و پلان مستطيل شكل در امتداد شرق به غرب اين حمام در شمال اخترآباد بر ضلع شرقي جاده غربي ورودي به اين آبادي قرار دارد. اراضي باير، زراعي، چندين اصله درخت ميوه و تعدادي واحد مسكوني در اطراف محوطه حمام ديده مي شود امروزه شاهد فرو ريختن سقف بخش هاي عمده حمام و انباشت ساختماني و زباله هاي گوناگون در فضاي داخلي هستيم. بر اساس بقاياي موجود حمام اخترآباد از مشرق به غرب شامل چهار بخش با سقف گنبدي و قوسي است. اين بخش ها عبارتند از رختكن يا سربينه گرمخانه، خزينه و تون مدخل حمام، كه اكنون مسدود شده در ميان ضلع

جنوبي سربينا قرار داشت. از اين مدخل به فضايي مستطيل شكل در امتداد شمال- جنوب با سكويي بر ضلع شرقي وارد شده و بعد از طريق راهرو كوچكي در شمال غربي به محل گرمخانه راه مي يافتند گرمخانه با طرحي شبيه سربينه و دو سقف گنبدي داراي يك نظافت خانه در گوشه جنوب شرقي و دو دريچه چهارگوش در بدنه ضلع غربي جهت دسترسي به خزينه‌هاي آب گرم و

سرد در ميان فضاي خزينه ديواري قطور براي جداسازي آب گرم و سرد بود. در غرب خزينه و متصل به آن تون حمام كه قسمتي از سقف آن نيز فرو ريخته است ديده مي شود. از وضعيت ظاهري حمام اخترآباد و از فضاهاي كوچك و نبود تزئينات و الحاقات معماري چنين بر مي آيد كه در نزد معماران سازنده حمام عواملي چون كاربري، استحكام و رفع نيازهاي ضروري بهداشتي اهميت بيشتري داشته است. با توجه به مجموعه شواهد موجود به نظر مي رسد قدمت حمام اخترآباد به اواخر عصر قاجاريه باز گردد.

نام اثر: حمام اختر آباد مالك: دولتي استان تهران شهرستان شهريار
بخش ملارد دهستان اخترآباد روستاي اخترآباد طول جغرافيايي شرقي
ارتفاع از سطح دريا
شمالي
ارتفاع از سطح دريا ۱۳۱۹ متر
وسعت حدود ۱۲۸ متر مربع نزديك ترين منبع آب قنات محلي- نزديكترين آبادي بوفين
(گزارش پژوهشي/ بررسي و شناسائي آثار باستاني/ ۵۵)