میناکاری

مینا کاری:
مینا کاری هنر درخشان آتش و خاک است. با رنگ های پخته و درخشان.
مینا پوشش رنگی از لعاب شیشه ی شفاف (transprant) نیم شفاف (semi-poaque) یا مات (opaque) است که با هدف تزئین (pecoration) حفظ سطح با ایجاد ویژگی های خاص در سطح بر روی فلز سرامیک، شیشه و … اعمال و در کوره پخته می شود. مینا بر حسب نوع استفاده به مینای جواهر، چینی، مس و … و از نظر دمای پخت به انواع نرم (ذوب و پخت پایین) متوسط (ذوب و پخت متوسط) و سخت (ذوب بالا) و از نظر وجود مواد مهمی چون سرب به مینای سربی و غیر سربی و مینای سربی به انواع سرب بالا، پایین، متوسط، و از نظر خصوصیات و عملکرد به مینای مقاوم در برابر اسید یا مینای مقاوم در برابر هوازدگی، و غیره تقسیم می شود.

قدمت این هنر حدود ۴۰۰۰ سال پیش می رسد. مردم عصر باستان از هنر مینا برای بیان اندیشه های اعتقادی، و در ترکیب با هنرهای دستی دیگری چون نقاشی، ملیله دوزی (filigree) سنگ ها یا فلزات قیمتی و الیاف زرین یا نقره ای، قلاب دوزی، گلابتون دوزی استفاده می کردند. کیفیت کار مینا کاری در این دوره بسیار پایین بود. تکنیک مورد استفاده در این دوره تکنیک حفره ای بود که قدیمی ترین تکنیک مینا کاری است. در این تکنیک نقش مورد نظر روی زمینه ی طلا با نوارهای

سیمی طلا ایجاد و پودرهای رنگی مینا در حفره ها جاسازی می شود. ظاهراً این تکنیک را یونانی ها از ملیله دوزی زرین مصری ها الهام گرفته و در اروپای مرکزی و شمالی گسترش دادندو آن را به روی فلز برنز یا مس هم به کار بردند. تزئین مینایی در این دوره بر روی قلاب کمربندها، دسته شمشیر، حمایل، کلاه خود و …. صورت می گرفت. این تکنیک حدود ده قرن در اطراف مدیترانه رواج داشت و در میان اقوام سلت (cetices) که در واقع اقوام باستانی اروپای غربی و مرکزی اند رواج

داشته است. مینا کاری در فاصله ی قرن های چهار تا شش میلادی در خاور میانه و چین رواج داشت. و به ویژه توسط ایرانی ها ور وس ها برای جان بخشیدن به تمایلات مذهبی به کار می رفت.
هنرمندان بیزانس در فاصله ی قرن هشت تا دوازده سرآمد این هنر مذهبی شدند. این شکل جدید از هنر مینا در قرن دهم به غرب انتقال یافت و به عنوان هنر کلیسایی مورد توجه فراوان قرار گرفت. ظرافت و پیچیدگی کار این دوره به شدت بالا رفت. ابتدا طرح، طراحی، سپس طرح با نوارهای طلا ساخته و روی زمینه ی طلا منتقل می شد و سپس با استفاده از لوله های مویینه نازک و سرکج رنگ مینا با دقت و به طور یکنواخت داخل حفره ها انتقال یافت. پس از پخت رد کوره های زغالی آن را پرداخت و به صورت قاب عکس یا پوشش کتاب، صلیب و … می چسباندند. این سبک به تدریج در ایتالیاف اسپاینا، فرانسه، آلمان و … گسترش یافت. فرانسه بیش از همه این هنر را جذب کرد و هنوز هم موقعیت های برتری دارد.
کار بیزانسی ها ویژگی های خاصی داست ازجمله ساتفاده از فرم های چهارگوش به جای گرد و استفاده از مینای مات در این دوره هنر مینا بر روی اشیای مختلف به کار می رفت و طیف وسیعی چون اشیاء متبرکه اماکن مذهبی و اعتقادات مذهبی مثلاً صلیب ها، پلاک قبر و … و نیز یراق آلات لباس، یراق آلات حیوانات، ظروف و … را در بر می گیرد. در قرن یازدهم تکنیک حکاکی (bass- tille) در هنر مینا کاری توسط ایتالیایی ها ابداع شد. به این صورت که طرح روی زمینه ی حکاکی، گراور، یا کنده کار یمی شد، سپس میناهای شفاف در شیارهای باریک این طرح ها قرار می گرفتا در نهایت طرح از ÷شت لایه ی نازک مینا رویت می شد.

در قرن دوازدهم تئوفیلوس آلمانیف مراحل تکامل هنر میناکاری بیزانس را مدرن کرد. این هنر در آسیای شرقی نیز در اوایل قرن ۱۵ رواج یافت و مردم هند، چین، کرده، ژاپن به شکل وسیعی از آن استفاده کردند. این هنر در شرق آسیا در صنعت گسترش عقاید مذهبی بودایی و هندوئیسم قرار گرفت. اوج شکوفایی هنر میناکاری در جهان امروز نیز در شرق آسیا دیده می شود. چینی ها میناکاری حفره ای را در صنایع دستی خود به شدت رواج دادند. آن ها با تأسیس بزرگترین واحد تولید مینای حجره ای در پکن در سال ۱۹۵۶ آن را به صورت یک هنر بومی و رایج صادراتی در آورد

ند. هندی ها در میناکاری ابزارآلات نقره ای و طلایی به ویژه در قالب نقوش گل و پرنده و حیوان و طرح های هندسی پیشیده و ایجاد صحنه های بدیع میناکاری در رقابت با پکن قرار دارند. ایتالیایی ها احتمالاً روش حجره ای گلابتونی (braided- doisone) را ابداع کردند. در این تکنیک نوارهای

سیمی را به هم تابیده و به شکل طناب درآورده و داخل حفره های طناب حاصل را از مینا پر می کردند. بدین ترتیب کلاف سیمی با ضخامت های مختلف با درخشندگی جواهر نشان ایجاد می شد. روس ها با اقتباس از این روش شویه ی خاص خود را در این رابطه به وجود آورند. بیزانسی ها در قرن چهاردهم میلادی تکنیک پنجره ای را ابداع کردند. در این روش طرح با سیم شکل داده می شد سپس طرح سیمی را روی صفحه ی نازک و نسوز میکا قرار می دادند. چشمه های طرح

سیمی را با مینا پر و سپس پخت می دادند، با برداشتن صفحه ی زیرین، مینای داخل چهارچوب سیمی قرار می گرفت که رد نور بسیار پر تلالو بود. این شکل در مینا به دلیل شکنندگی مینا در داخل پنجره ها متداول نیست ولی در قرون چهارده تا شانزده بسیار رواج داشت.
در اوایل قرن شانزدهم تکنیک مینای نقاشی (painted- examel) ابداع شد، که نوع فرانسوی آن به شدت تحت نفوذ تحولات رنسانس بود و تا اواسط قرن نوزدهم رایج شد. شهر لیموژ فرانسه (limojes) در توسعه ی این تکنیک شهرت یافت.
و نقاشی لیموژ در این هنر برای هنرمندان نامی کاملاً آشنا است. در این روش با مخلوط پودر مینا و روغن اسطوخودوبین (lavender oll) معروف به مینای لیموژ روی سطحی که مینای تک رنگ وارد نقاشی می شد و بعد پخته می شد.
از اشکال بسیار زیبای این تکنیک، روش مینای برجسته (gerisille) است. در این روش ابتدا روی سطح را مینای سیاه مرمری می نشاندند. سپس با مینای شفاف لیموژ روی سطح نقاشی می شد. سپس نقاط مرزی طرح را با سوزن حک، حکاکی می کردند، تا زمینه ی سیاه نمایان شود. بدین ترتیب پوشش رویی خاکستری به نظر می آید که برای سایه زدن و رسم جزییات می توان

سطح طرح را رنگ آمیزی کرد. این تکنیک برای ایجاد اشکالی پیچیده بسیار زمان بر است. و گاه باید قطعه را بارها پخت داد. به دلیل قابلیت های تکنیک مینای نقاشی در بیان جزییات طرح به صورت یک هنر مثبت، ……، صحنه های مذهبی و کپی برداری از موضوعات مردمی معمول شد. مینای لیموژ بسیار گران است. مینای نقاشی در واقع تلفیقی از نقاشی و هنر مینا است که هنرمندان زیادی را پرورش داده است.

با انقلاب صنعتی هنر مینا هم بی نصیب نماند و تکنیک عکس برگردان با روش مینای عکس برگردان را به ارمغان آورد (۱۷۵۳). یک فرد انگلیسی به نام استیفون جانسون و یک حکاک فرانسوی به نام simon fragois ابتکار عاقلانه وباصرفه برای عرضه ی مینای نقاشی با کیفیت بالا و قابل تکرار ارئه کرد. در این روش روی صفحه ی مسی موضوع (که عموماً در آن دوره عاشقانه یا مذهبی بود) گراور می شد. سپس جوهر مینا را که از اکسیدها فلزی تشکیل شده بود، روی آن پخش می کردند. یک کاغذ آغشته به صمغ را را روی صفحه قرار داده و به وسیله ی غلتکی چوبی به روی آن می کشیده اند تا طرح به صفحه منتقل شود. در مرحله ی بعد صفحه را روی یک سطح مینا کاری سفید قرار می داده می پختند. کاغذ می سوخت . فقط اثر طرح با رنگ های مشکی، خرمایی، خرمایی مایل به قرمز، حنایی، نیلی، بنفش روی سطح باقی می ماند.
سومری ها و بابلی ها در ایجاد نقش روی فلزات و ساخت فلزات منقوش مهارت زیادی داشتند و بویژه کار روی مس را به خوبی انجام می دادند. ظروف مسی غالباً دارای طرح هیا کنده کاری

بسیار ظریف هستند. اگر چه کنده کاری فلزات در دوران هخامنشان در ایران رواج بسیار یداشته است اما آثاری از مینا کاری روی فلز در این دوران مشاهده نشده است. آثار زیادی از مینا بر روی کاشی و شیشه به دست آمده است. کاشی های مینایی اولین شکل از مینا رد ایران است. فلز کاری و تولید ظروف نقش دار در زمان اشکانیان رواج زیادتری پیدا می کند و مینا کاری روی فلز هم آغاز می گردد. ظاهراً هنرمندان برای نشاندن جواهر و سنگ ها قیمتی روی فلز برای ساخت تاج و تخت پادشاهان، گوشواره و … به تکنیک مینا روی آوردند، مینای مرصع در واقع مینای خاص ایران

است. جام خسرو از این نظر بسیار زیبا است. اسلوب تزئینی ایرانی در زمان ساسانیان به اوج رسید و پس از اسلام نیز این اسلوب پایه و بنای اسلوب ایرانی در هند مینا شد. طرح های ایرانی که در کنده کاری به کار می رفت طی زمان تغییراتی کرد. موضوع پرندگان، جانوران، گل و تاک و نی

ز کتیبه هایی با خط کوفی تحولات طراحی هنر ایرانی است. با ظهور اسلام، پیدایش ظروفی چون هاون،لگن،شمعدان برنجی و … میناکاری مس ، برنج و… در زمان سلجوقیان رایج شد . غازان خان مغول هم به میتا توجه کرد و میناهایی با تصاوری از شخصیتهای ایرانی درباری رواج یافت . تیموریان به مینای مرصع توجه کرد وشمعدان ها وچلچراغ های مرصع را رواج دادند . صفویه نیز به هنر مینا توجه کردند نقوش این دوره مجالس شکار و رزم و بزم پادشاهان است. صندوق مزار شیخ صفی الدین هم مینا کاری است. مینا هم در دوران قاجرا بر زمینه ی طلا و نقره با ترصیح فلزات و سنگ های قیمیتی اعمال می شد. هنر میناکاری پس از مرگ فتح علی شاه روند اضمحلال آغاز کرد و

بویژه پس از سقوط قاجار کاملاً از بین رفت و اکنون به صورت پراکنده در اصفهان انجام می شدو. در دوران قاجار از میناکاری بیشتر برای مینای تخت، تاج، صندلی، جعبه، کوزه، عطردان، ضریح اماکن متبرکه استفاده یم شد. پس از سقوط قاجار یک آلمانی موسسه ای در اصفهان برای میناکاری در اصفهان دایر و عده ای را تعلیم داد. در ۱۳۳۲ فرهنگ و هنر وقت کارگاهی دایر و برای احیا آن تلاش کرد.

مینا کاری نیز مانند بسیاری از هنرهای دیگر برای اولین بار در اینران به وجود آمده و سپس به سایر کشورها راه یافته است. در قدیم رنگ هایی که در میناکاری به کار میرفته از رنگ های طبیعی بوده است. میناکاران برای تهیه ی رنگ قرمز از طلا، رنگ سبز از مس و رنگ زرد از گل ماشی استفاده می کنند. هنر مینا کاری شامل فعل و انفعالات پیچیده استو از نقش های اسلیم و گل در نقوش آن بسیار استفاده می شده است.

بیوگرافی از دو استاد بزرگ در عرصه ی مینا کاری:
غلامعلی فیض اللهی:
غلام علی فیض اللهی فرزند غلام حسین در سال ۱۳۳۸ در اصفهان به دنیا آمد و درس میناسازی را ابتدا نزد پدر مرحوم غلامحسین فیض اله و سپس نزد مرحوم استاد صنیع زاده گذراند و اکنون با ۲۵ سال سابقۀ کار در زمینۀ میناسازی و مینیاتور به فعالیت مشغول است. کارهای مختلفی از این هنرمند در نمایشگاه های گوناگون شرکت داده شده است.

مینا سازی از هنرهای ظریف و قابل توجه است که در بین هنرهای ملی ما دارای مقام خاص و حائز اهمیت بسیاراست. میناسازی که از نقاشی و تزیین فلزاتی مانند مس، نقره و طلا با رنگ های لعاب دار تشکیل گردیده، از هنرهاییست که ذوق و دقت فراوان می خواهد و آثاری که در نتیجۀ آن به وجود می آید علاوه بر جمیع ریزه کاری ها این حسن را دارد که چون با رنگ های آتشی تصویر شده، سالیان دراز باقی می ماند و از گزند حوادث گوناگون مصون و محفوظ خواهد بود و به همین جهت آثاری که میناسازی به وجود می آورد باید در شمار آثار جاویدان هنری منظور داشت.

دربارۀ تاریخچۀ هنر میناسازی و اینکه به کدامیک از مردم جهان تعلق دارد و در بدو امر هنرمندان کدام کشور به ایجاد و ابداع آن همت گماشته اند، هنوز نمی توان نظر روشن و قاطعی ابراز نمود. زیرا در این مورد تا کنون نظرات و عقاید گوناگونی اظهار شده و نتیجه ای حاصل نگشته است. ولی از روی آثاری که به دست آمده می توان گفت که میناسازی از زمان های خیلی دور در کشور ما سابقه داشته و همواره مورد توجه خارجیان بوده است. از جمله جام نقره ای موجود در موزۀ ایران باستان متعلق به دوران سلطنت ساسانیان که رقاصه های دورۀ ساسنی بر روی آن تصویر شده، دلیل این مدعاست و یا به گفتۀ «مولینیه» مولف کتاب تاریخ و فن میناسازی (میناهای ساخت بیزانس در زمرۀ بهترین میناهای جهان به شمار می رود، از هنر میناسازی ایران الهام گرفته شده

است) در زمان سلسلۀ قاجاریه آثاری از مینا برای تزیین و تجمل به صورت گوشواره و طلا و گل سینه و نظایر آن ساخته می شود. اما به تدریج از رونق و رواج این هنر کاسته شد. تا اینکه در ابتدای سلطنت رضاشاه یک نفر آلمانی به نام مارتین، مؤسسه ای در شهر اصفهان ایجاد نمود و با کمک و مجاهدت هنرمندان باذوق ایرانی، ساختن مینا بر روی نقره به صورت ختایی و اسلیمی رواج یافت. آنگاه رنگ های لطیف اروپایی به وجود آمد و هنرمندان میناساز ایران در توسعۀ آن اهتمام ورزیدند و بار دیگر هنر مینا اعتبار و اهمیت گذشته خود را بازیافت و به دوران طلایی رجعت نمود.

در سال ۱۳۴۱ هنرهای زیبای کشور به منظور اشاعه و ترویج بیشتر میناسازی و شناساندن هنرمندان میناساز کشور ما به جهانیان، کارگاه میناسازی را تأسیس کرد و استاد احمد رائض را که از هنرمندان و استادان ورزیده در این هنر به شمار می رود برای تصدی کارگاه مزبور برگزید.
استاد احمد رائض به سال ۱۲۹۸ شمسی در شهر هنرخیز اصفهان دیده به جهان گشود. دوازده

ساله بود که به شوق آموختن نقاشی به خدمت یکی از شاگردان هنرمند و مشهور حاج مصور الملک در آمد و تحت نظر او رموز نقاشی و تذهیب کاری و مینیاتورسازی را آموخت. مدت هشت سال به کارآموزی و هنرجویی در کارگاه های مختلف هنری اشتغال داشت. آنگاه خود به تأسیس کارگاه مینیاتورسازی در شهر اصفهان همت گماشت. آثاری که به وجود می آورد به اروپا و مخصوصاً به کشور آلمان صادر می شد. استاد احمد رائض موضوع مینیاتورهای خود را از خمسۀ نظامی که در زمرۀ دشوارترین موضوع ها در نقاشی به شمار می رود انتخاب می کرد. یکی از آثار بسیار جالب و قابل توجه او تابلو مینیاتوری بود که ۱۴۵ صورت در ان تصویر شده بود و این تابلو هم اکنون در موزۀ سوئیس نگهداری می شود. تابلو مینیاتور مزبور قبل از آنکه به وسیلۀ یک تاجر ایرانی خریداری و به سوئیس ارسال شود، به نظر ریاست هنرهای زیبای کشور رسید و مورد توجه قرار گرفت. به همین جهت استاد احمد رائض به تهران فراخوانده شد.

در کارگاه میناسازی ده نفر هنرمند به کارهای گوناگون از قبیل قلمزنی، تورسازی و زرگری اشتغال دارند و میناهایی که به وسیلۀ این هنرمندان ساخته می شود از نظر ظرافت و ذوق فوق العاده ای که در آنها به کار می رود، کم نظیر و قابل توجه است.
آثار کارگاه میناسازی هنرهای زیبای کشور تا کنون در نمایشگاه های مختلف جهانی نمایش داده شده و مورد توجه و استقبال واقع گردیده است.

در سال ۱۹۵۹ آثار میناسازی کارگاه مزبور در نمایشگاه جهانی بروکسل عرضه گردید به اخذ مدال نقره و دیپلم هنری افتخاری نایل آمد.
درنمایشگاه ژاپن نیز این آثار با حسن استقبال و تحسین بینندگان روبرو شد. از آثار کارگاه میناسازی هنرهای زیبای کشور تا کنون به سلاطین و رؤسای جمهور و شخصیت های عالیقدر خارجی که به کشور ما سفر کرده اند، نمونه های جالبی اهدا گردیده و هنر هنرمندان ما مورد توجه و تحسین آنان قرار گرفته است.
آثار میناسازی هنرهای زیبای کشور علاوه بر این که در موزۀ هنرهای ملی و موزۀ هنرهای تزیینی برای مشاهدۀ مراجعین و علاقمندان نگهداری می شود، در غرفۀ هنرهای زیبای کشور در فروشگاه فردوسی و غرفۀ هتل هیلتون برای فروش موجود می باشد.

 

گزارشی از آخرین بازماندگان میناکاری روی طلا:
هنر اين قوم از ياد مي رود؟
بازديدكنندگان اهواز اگر در روزهايي از هفته از روي پل نادري يا از جاده ساحلي عبوركنند، مشاهده صائبين مندايي كه در كنار آب كارون به عبادت و اجراي مراسم مذهبي مي پردازند، بسيار جالب خواهدبود. صائبين آداب و سنن متعددي دارند كه براي آنها يك اعتقاد محسوب مي شود.
صائبين كه بيشتر جمعيت آنان در اهواز ساكن هستند، عمدتاً به زرگري و برخي از آنان به هنر ميناكاري كه اغلب برروي طلاي ۲۲عيار انجام مي گيرد و يك هنرجهاني محسوب مي شود، مشغولند. اما امروزه با از دنيا رفتن بسياري از صائبين اهل فن در ميناكاري اين هنر رو به فراموشي است. براي آشنايي با هنرميناكاري، آشنايي با تاريخچه قوم صائبين خالي از لطف نيست.

در كتاب «قوم از يادرفته» تأليف «سليم برنجي» آمده است: محققان مي گويند در جلگه دشت ميشان كه در مرزانشان يا عيلام همواره آبهاي رودكرخه را در برمي گرفته است، از اواخر دوره اشكانيان ، قديمي ترين هموطنان ما سكونت دائمي داشته اند كه مندائي، يا صائبين ناميده مي شوند. مندائيان بعد از يهوديان، قديمي ترين مهاجران غيرآريايي هستند كه از سرزمين فلسطين به سوي ايران آمدند.
مندائيان خود را از پيروان حضرت آدم(ع)، حضرت شيث(ع)، حضرت نوح(ع)، حضرت سام ابن نوح(ع) و يحيي بن زكريا(ع) مي دانند. آنان رسوم، خط و زباني كهن دارند كه ناآشنايي بسياري از محققان و نويسندگان به اين خط و زبان كهن، باعث عدم دسترسي آنان به اطلاعات كافي در مورد اين

قوم شده است. محققان و نويسندگان اسلامي هنگامي كه در قرآن مجيد در چند آيه با نام و كلمه صائبين كه به يك دين توحيدي اطلاق شده است روبه رو شدند، براي پيداكردن ماهيت دقيق آنان دست به تحقيق و تفحص زدند.
استاد فرحان چهيلي كه ۶۵سال دارد و از زمان جنگ جهاني دوم تاكنون ضمن خريد و فروش طلا، به هنرميناكاري برروي طلاي ۲۲عيار مي پردازد. در اين مورد مي گويد: ميناكاري به جرأت در تمام جهان بي نظير است و در هيچ كشوري رواج ندارد. در اروپا و آمريكا از ميناكاري اطلاعي ندارند. ميناكاري يك كار ظريف و پردردسراست ضمن اينكه همه آن با دست انجام مي گيرد. وي درخصوص اينكه چرا ميناكاري فقط روي طلاي ۲۲عيار كار مي شود، مي گويد: طلاي ۱۸عيار خشك و شكننده است و ممكن است ميناكاري صورت گرفته روي آن ريزش كند. ولي طلاي ۲۲عيار ضمن اينكه نرم است، با انجام ميناكاري جذاب و زيبا مي شود. در ضمن ميناكاري صورت گرفته روي طلاي ۲۲عيار باعث دوام و ماندگاري اثر نيز مي شود. او مي گويد: عده اي محدود به اين هنر مي پردازند و حداقل تعداد آنها به ۱۲نفر مي رسد و ممكن است بعد از آنان، اين كار فراموش شود.
چهيلي در پاسخ به اين سؤال كه چرا انجام ميناكاري از عهده يك فرد به تنهايي خارج است مي گويد: ميناكاري حداقل ۵مرحله دارد و يادگيري اين مراحل از عهده يك نفر خارج است. مراحل قلم كاري، ميناكاري، سمباده، پرداخت كاري و سپس بارديگرميناكاري اقداماتي است كه از عهده يك نفربرنمي آيد. آشنايي با تمام مراحل ميناكاري شايد چيزي حدود ۱۰سال طول بكشد من اين هن

ر را زيرنظر پدر و پدربزرگم آموزش ديدم.»
اين استاد ميناكاري مي گويد: اتحاديه زرگران درخصوص اين كار هيچ اقدامي نمي كند چون كاري از دست آنها برنمي آيد.
او در مورد مدت زماني كه يك طلا بايد ميناكاري شود مي گويد: ميناكاري يك دستبند ۹تكه يك شبانه روز زمان مي برد. انجام ريزه كاري هاي موجود در كار، دقت زيادي مي خواهد. چرا كه اگر در هنگام ميناكاري از سمباده مناسب استفاده نشود يا در طي مراحل سهل انگاري صورت گيرد، ممكن است طلا صدمه ببيند و آن وقت ارزش كار از بين مي رود.»
ميناكاري هنردرخشان آتش و خاك است، با رنگهاي پخته و درخشان كه سابقه آن به ۱۵۰۰سال پيش از ميلاد مي رسد.
در كتاب «تاريخ عمومي هنرهاي مصور قبل از تاريخ تا اسلام» نوشته شده است: «از جمله هنرهاي دستي ايرانيان در گذشته هاي دور، تزئين و كنده كاري روي فلزات است. ظروف فلزي به دست آمده از فلزات گوناگون ساخته شده كه مهمترين آنها عبارت است از: طلا، نقره، مس، برنز، برنج، آهن، فولاد، سرب، آلومينيوم و كرم كه اين فلزات براي زينت آلات و ظروف گوناگون به كار مي رفته است.
قديمي ترين نمونه هاي ميناكاري موجود مؤيد اين ادعاست كه ميناكاري نيز مانند بسياري از هنرهاي ديگر براي اولين بار در ايران پيداشده و از ايران به ساير كشورها راه يافته است. هنر

ميناكاري را مي توان يكي از اختراعات خلاقه بشردانست زيرا اين هنر شامل فعل و انفعالات پيچيده است كه به هم ربط داده مي شوند. رنگهاي كه در ميناكاري به كار مي رود سه نوع است: رنگهاي گياهي كه در چيت سازي به كار مي رود، رنگهاي فلزي كه روي ميناكاري مي زنند و رنگهاي معدني كه در نقاشي و ميناكاري به كار مي رفته است.
بيشتر اشيايي كه ميناسازان فعلي به بازار عرضه مي كنند عبارتست از: گوشواره، سينه ريز،

گردنبند، انگشتر، جعبه هاي بزرگ و كوچك، جعبه هاي خاتم كاري و ميناكاري، سرويس چايخوري و شربت خوري، حبابهاي ميناكاري، بشقاب، گلدان و تابلوهاي بزرگ و كوچك. مينا گاه با هنرهاي ديگر مانند طلاكاري، خاتم كاري و مينياتور تركيب و كاربرد اين تركيب را مي توان در اشيايي مثل كاسه، قاب و قدح، قابهاي عكس، زيرسيگاري، پيپ، آلبوم عكس، گلابپاش، پنكه سقفي و… ديد.

ميناكاري يك هنر آزمايشگاهي است. در حقيقت، ماده اي است كه از تركيب اكسيدهاي فلزات كه براثر حرارت رنگهاي مورد نظر را به دست مي دهد در اختلاط با مقداري نمك ثابت به دست مي آيد و رنگها با درجه و طول زمان حرارت ارتباط زيادي دارد. بنابراين براي به دست آوردن نتيجه مورد نظر در اين هنر زيبا بايد آتش و حرارت، به دقت ، مراقبت و مهارشود.