سلمان فارسى مى گويد: آمدم خدمت حضرت اميرالمؤ منين عليه السّلام عرض كردم قائم از فرزندان شما كى قيام مى كند؟ آن حضرت آهى كشيده ، فرمودند:
لايظهر القائم حتى يكون امور الصبيان و يضيع حقوق الرحمن و يتغنى بالقرآن فاذا قتلت ملوك بنى العباس اولى العمى و الالتباس اصحاب الرمى عن الاقواس بوجوه كالتراس و خربت البصرة هناك يقوم القائم من ولد الحسين عليه السّلام

قائم ظاهر نمى شود تا اينكه چند نشانه به وجود آيد:
كارها به دست نوجوانان و افراد ناآگاه قرار گيرد.
حقوق خداوند رحمان (احكام دين خدا) ضايع گردد.
قرآن را با تغنى (به غنا) بخوانند.
پادشاهان بنى عباس كه از ديدن حق محروم ، و از شناخت آن ناتوانند، به دست تيراندازان و كماندارانى كشته شوند، كه صورتهايشان همانند سپر مى باشد (منظور مغولها هستند كه در نهج البلاغه – خطبه ۱۲۸ – از آنها ((المجان المطرقة )) يعنى : سپرهاى چكش خورده ، تعبير شده است ).
بصره خراب گردد.
در اين موقع قائم ما از فرزندان امام حسين عليه السّلام قيام مى كند.
از امام اميرالمؤ منين و نيز از حضرت صادق و حضرت باقر عليهم السلام نقل شده است كه فرموده اند:
و يحا للطالقان فان لله فيها كنوزا ليست من ذهب ولا فضة ولكن بها رجال عرفواالله حق معرفته و هم انصار المهدى فى آخر الزمان .

خوشا به حال مردم طالقان كه در اجتماع و منطقه آنان براى خداوند متعال گنجهايى است كه از طلا و نقره نيست ، اما مردانى هستند كه به درستى خداوند را شناخته اند و اينان از ياوران حضرت مهدى روحى له الفداء در آخر الزمان هستند (به راستى خوشا به حال آنها).
حضرت امام امير المومنين و وسايل نقليه زمان حكومت حضرت مهدى (ع )
امام امير المومنين (ع ) درباره وسايل نقليه دوران جهانگيرى حضرت بقيه الله روحى له لفدا چنين مى فرمايد:

ثم يامر المهدى بالنشاء مراكب يبنى اربعمائه سفينه فى ساحل عكا و يوافى المهدى طرطوس فيفتحها و يتقدم الى انطاكيه فيفتحها و يهاجم القسطنطنيه فيفتحها و يتوجه الى بلاد الروم فيفتح روميه مع اصحابه .
آنگاه حضرت مهدى (ع ) امر مى فرمايند مركبهاى سوارى بسازند و در كرانه عكا چهار صد كشتى ساخته مى شود و به طرف طرطوس به حركت در مى آيند و آنجا را فتح مى كند و از طرطوس به سمت انطاكيه مى رود، آنجا را هم فتح مى كند و از انطاكيه به طرف قسطنطنيه هجوم مى آورد، آن سرزمين را هم فتح مى كند و به جانب بلاد روم (كشورهاى غربى ) حركت مى كند و همه آن كشورها را مسخر مى نمايد (اللهم عجل فرجه ) .

اميرالمؤ منين و نزول حضرت عيسى عليهماالسلام
امام اميرالمؤ منين عليه السّلام به تشريف فرمايى حضرت عيسى بن مريم على نبينا و عليه السّلام در روزهاى اول ظهور اشاره مى فرمايند، آن هم در بيت المقدس روز جمعه:
ثم ان المهدى يرجع الى بيت المقدس فيصلى بالناس اياما فاذا كان يوم الجمعة وقد اقيمت الصلوة ينزل عيسى بن مريم فى تلك الساعة من السماء و عليه ثوابان احمر ان كانما يقطر من راءسه الدهن و هو رجل صبيح المنظر والوجه اشبه الخلق بابراهيم فياءتى المهدى و يصافحه و يبشره بالنصر فعند ذلك يقول له المهدى تقدم يا روح الله وصل بالناس فيقول عيسى بل الصلوة لك يا ابن رسول الله فعند ذلك يؤ ذن عيسى و يصلى خلف المهدى.

مهدى ما به جانب بيت المقدس برمى گردد و چند روزى در آنجا با مردم نماز مى خواند تا روز جمعه مى رسد و مردم آماده نماز هستند كه ناگهان حضرت عيسى بن مريم در همين ساعت از آسمان به زير مى آيد، در حالتى كه دو لباس قرمز به تن دارد و قطرات عرق از سر و صورتش مانند قطرات روغن مى ريزد. مردى زيبا و خوش اندام است كه شبيه ترين مردم به حضرت خليل الرحمن (عليه السّلام ) است پيش مى آيد و با حضرت بقية الله مصاحفه مى كند و بشارت به فتح و پيروزى مى دهد. در اين موقع حضرت مهدى عليه السّلام تعارف مى فرمايد به حضرت عيسى كه جلو بايستيد و با مردم نماز بخوانيد. حضرت عيسى مى فرمايد: اى فرزند رسول خدا! ((بل الصلوة لك )). كنايه از اينكه پيشوايى ديگر مخصوص به شماست . در اين موقع حضرت عيسى اذان مى گويد و حضرت بقية الله ارواحنا له الفداء جلو مى ايستد و جناب عيسى عليه السّلام به آن حضرت اقتدا مى كند (اللهم عجل فرجه ).

 

امام اميرالمومنين و نشانه هاى پيش از قيام
امام صادق (ع ) از وجود مقدس حضرت اميرالمومنين سلام عليهما روايت مى كنند كه آن سرور فرمودند:
قال امير المؤ منين عليه السلام لياتين على الناس زمان يظرف فيه الفاجر و يقرب فيه الماجن و يضعف فيه المنصف قال فقيل له متى ذاك يا امير المؤ منين فقال (اذ اتخذت الامانه مغنما و الزكاه مغرما و العباده استطاله و الصله منا قال فقيل له متى ذلك يا امير المؤ منين فقال (ع )) اذا تسلطن النساء وسلطن الاماء و امر الصبيان.
مسلما زمانى بر مردم خواهد آمد كه افراد فاجر و گناهكار را مورد احترام خاص قرار مى دهند، سخن چين و بد زبان را مقرب خود مى سازند و افراد با انصاف را ضعيف و ناتوان مى شمارند . عرض كردند: يا امير المؤ منين ! كى خواهد شد؟ فرمودند: (هر وقت ديديد امانت را غنيمت مى

شمارند (خيانت به امانت مى كنند)، دادن زكات را براى خود زيان و غرامت مى پندارند، عبادت را بار و سنگينى بر دوش خود مى دانند وصله كردن را با منت انجام مى دهند . عرض كردند: يا امير المؤ منين ! كى خواهد شد؟ فرموند:) هرگاه ديديد زنان تسلط پيدا كردند (بر امور اجتماعى و سياسى و غيره ) و نيز هر وقت ديديد كه اماء و كنيزان استيلا يافتند و نوجوانان به زمامدارى رسيدند.
اگر دقت كنيد تمام اين علامتها در اجتماع ما در ابعاد مختلف ديده مى شود.

انتظار از منظر قرآن مجيد
آياتي كه در قرآن كريم از طرف خداوند بزرگ به وسيله رسول اكرم (ص) به ما رسيده از منبع علم خدايي سرچشمه گرفته است . يكي از بشارتهايي كه در قرآن مجيد آمده است مسأله قيام جهاني حضرت بقيته الله (ارواحنا الفداء) و سيطره عدل و داد در عالم ( بعد از پر شدن آن از ظلم و جور ) است ، عدالت در حكومت حضرت مهدي (ع) طبق نص صريح آيات قرآن و تفاسير رسيده است از اهل بيت عصمت و طهارت (ع) پس از پر شدن عالم از ظلم و جور ، قسط و عدل بر آن حاكميت خواهد يافت .

نشانه هاي پيدايش اين حكومت :
دومين چراغ از چلچراغ انتظار : آيه شريفه ۵۳ از سوره آل فصّلت :
ممكن است نشانه هاي آفاقي همان صيحه آسماني باشد و منظور از آيات انفسي همان رعب و ترس باشد كه در دلها جاي مي گيرد .
علائم و نشانه هايي كه براي بشر تمام مجهولات را از بين ببرد و پرده از روي حقايق و ملكوت عالم بردارد در صحنه گيتي ديده نشده است اما با توجه به اينكه خداوند خلف وعده نخواهد فرمود و اين كار بايد بشود ، غير از قيام آخرين نماينده و سفير اعظم او يعني حضرت بقية الله ( روحنا و ارواحنا له الفداء ) نشانه ديگري نخواهد بود .

سومين چراغ از چلچراغ انتظار : آيه شريفه ۱۵۶ از سوره بقره :
محمد بن مسلم از امام صادق (ع) روايت مي كند كه پيش از قيام مهدي ما (ع) مردم به انواع بلا ها مبتلا مي شوند . موفقيت با صابران است .
بنابر اين نشانه هاي قبل از ظهور در اين روايت عبارت است از :
وحشت و اظطرابي كه در حال حاظر در ميان بعضي از كشور هاي اسلامي ديده مي شود .
گرسنگي و قحطي كه در بعضي از كشورهاي جهان مشهود است ( به طور متوسط روزانه چند صد هزار تن از گرسنگي مي ميرند مانند برخي از قسمتهاي آفريقا و هندوستان )
فساد در تجارت و بازرگاني و كمبود درآمد بعضي از اقشار جامعه

تلفان جاني ( مانند تلفات در جنگ ايران و عراق ) و نقصان زراعت و ميوه جات ناشي از آفات و كمي بركت آنها
اكنون به اصل روايت كه امام صادق (ع) نقل كرده اند توجه فرماييد :

چهارمين و پنجمين چراغ از چلچراغ انتظار : آيه شريفه ۷ از سوره آل عمران :
عن محمد بن مسلم عن ابي عبدالله جعفر بن محمد (ع) أنه قال إن قدام قيام القائم علامات بلوي من الله تعالي اعباده المومنين قلت و ما هي قال ذلك قول الله عزوجل « و لنبلونكم بشيءٍ من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرين » قال لنبلونكم (يعني المؤمنين ) بشيء من الخوف من ملوك بني فلان في آخِرِ سلطانهم (والجوع)بغلاءِ اسعارهم( ونقص من الاموال ) فساد التجارات و قلة الفضل فيها ( و الانفس‌) قال موت ذريغٌ (والثمرات) قلة ريع ما يزرع و قلة بركة الثمار ( و بشر الصابرين )عند ذلك بخروج القائم (ع) ثم قال لي يا محمد هذا تأويله انَّ الله عزوجل يقول « و مايعلم تأويله الاّ الله و الراسخون في العلم »

محمد بن مسلم نقل كرده است كه امام صادق (ع) فرموده اند : پيش از قيام قائم نشانه هايي است جهت آزمايش از جانب خداوند نسبت به بندگان مؤمنش . عرض كردم : آنها چيست : فرمودند : آن ، گفتار خداوند عزوجل است كه فرموده است : «ولنبلونكم » يعني هر آينه بيازماييم شما مومنان را « بشيءٍ من الخوف » به مقداري و چيزي از ترس از ملوك بني فلان (بني عباس) در پايان زمام داريشان و «الجوع» و گرسنگي به خاطر بالا بودن قيمتها «و نقص من الاموال » و

كاستي از مالها و فساد تجارتها « و الانفس » و جان ها ( مرگ سريع ) « والثمرات » و محصولات ( كم شدن كشاورزي ) و كمبود بركت محصولات « و بشر الصابرين » بشارت ده صابران را در چنين وقت به خروج قائم (ع) سپس به من فرمود : اي محمد ! اين است تأويل حكم خداوند عزوجل كه مي فرمايد : « و مايعلم تأويله ….» نمي داند تأويل قرآن را جز خداوند وپايدارانش در دانش .
ششمين چراغ از چلچراغ انتظار : آيه شريفه۳۷ از سوره انعام :
در تفسير اين آيه به چند نشانه از نشانه هاي ظهور حضرت ولي عصر (ع) اشاره شده است كه عبارتست از :
خروج دابّة الارض
دجال

نزول عيسي بن مريم (ع)
طلوع خورشيد از مغرب

ابي الجالود مي گويد : امام باقر (ع) در تفسير آيه « انَّ اللهَ قادِرٌ الخ » فرمودند : زود است كه در آخر الزمان آيات و نشانه هايي از قدرت خداوند مي بيني :

۱-دابّة الارض ( كه منظور تشريف فرمايي حضرت امير المؤمنين (ع) در رجعت و با حضرت بقيه الله روحي له الفداء است )
۲-دجّال
۳-نزول عيسي بن مريم (ع) از آسمان
۴-طلوع خورشيد از مغرب
هفتمين چراغ از چلچراغ انتظار : آيه شريفه۶۵ از سوره انعام :
در اين آيه به بعضي از علائم ظهور اشاره شده است :
۱- خروج دجّال
۲- صيحه آسماني
۳- خسف و فرو رفتن در زمين «بيداء» . گويا مقصود لشكر سفياني باشد .
۴-اختلاف مردم در دين و طعن و شتم يكديگر و كشتار بعضي به وسيله افراد ديگر ( در حالتي كه همه آنها خودشان را مسلمان مي دانند ).

امام باقر (ع) فرمودند : آن دجال و صيحه است ( عذاب آسماني و از بالا ) و مراد از « او من تحت ارجليكم » عبارت از خسف و فرورفتگي زمين است و مراد از « او يلبسكم شيعاً » اختلاف در دين و طعن به يكديگر زدن است و منظور از «يذيق بعضكم بأس بعض » كشتن بعضتان است بعضي دگر را ، و تمام اين حوادث در ميان اهل قبله و مسلمان به وقوع مي پيوندد .
هشتمين چراغ از چلچراغ انتظار : آيه شريفه۵۱ از سوره يونس :
از امام باقر (ع) نقل شده است كه فرمودند : مراد از عذاب در اين آيه بلاهايي است كه در آخر الزمان بر مردم نازل مي شود .

نهمين چراغ از چلچراغ انتظار : آيه شريفه۵۰ از سوره سباء :
امام باقر (ع) در تفسير اين آيه شريفه نقل كرده اند كه در مقدمه قيام جهاني حضرت مهدي (ع) صيحه اي از آسمان بلند مي شود كه همه مردم اين صدا را مي شنوند و در زمين بيداء لشكريان سفياني در زمين فرو خواهند رفت كه جمعيت آنها حدود سيصد هزار نفر است .

ويژگي هاي حضرت مهدي (ع)و حكومت جهاني اش
انسان در راه رسيدن به كمال در تمام ابعادش نيازمند به يك قائر و راهنماست كه پيوسته او را رهبر باشد و منافع و زيانهاي زندگي فردي و اجتماعي را براي او تشريح كند و البته اين راهنمايي ها بايد به وسيله قوانيني جامع و كامل انجام شود.

اين دسته از راهنمايان از طرف چه كسي بايد انتخاب شوند؟آيا مردم مي توانند براي خود چنين افرادي را انتخاب كنند؟خير،زيرا مردم به شناخت افراد احاطه ندارند و بيشتر انتخاب آنها به ضررشان تمام مي شود و انتخاب شوندگان نيز نيز يا نمي خواهند و يا نمي توانند نيازمندي هاي عمومي را تأمين كنند.بنابراين ،حتما بايد اين انتخاب از طرف كسي صورت گيردكه عالِم به مصالح و مفاسد واقعي باشد و آن به ذات پاك خداوند است كه از باب قانون وجوب لطف بايد از طرف خويش

نمايندگاني را بر گزينند تا در تمام اعصار و قرون زمام ارشاد و هدايت افراد بشر را به دست گيرند و آنها را به سعادت واقعي و كامل مادي و معنوي برسانند.لذا از ابتداي خلقت و آفرينش انسان پيامبراني در مكتب غيبي خود تربيت فرمود و آنها را مأمور هدايت مردم قرار داد و به تناسب زمان قوانيني در اختيار آنان گذارد تا با اجراي آن مقررات، احتياجات مردم تأمين شود و در پناه آن نظام عادلانه و متقني بر جامعه فرمانروا باشد تا اينكخ سر انجام نوبت به وجود مقدس حضرت محمّد بن عبداللّه صلّي اللّه عليه و آله رسيد.آنگاه از طرف خداوند متعال

دوازده تن جانشين براي آن حضرت تعيين و به وسيله جبرئيل معرفي شدند كه يازده تن از آنان نخستين ايشان حضرت امير المؤمنين عليّ بن ابي طالب عليه السّلام و اخرين ايشان حضرت امام حسن عسگري عليه السّلام است كه يكي بعد از ديگري بر حسب برنامه هاي تعيين شده از طرف خداوند به وظايف خويش عمل كردند و با نيل به مقام شهادت از اين جهان به عالم عبدي پيوستند(صلوات اللّه عليهم اجمعين)و اما وصي دوازدهم حضرت نبيّ اكرم صلّي اللّه عليه و آله كه نام عزيزش حضرت محمد بن الحسن العسگري روحي اله فداك است از طرف خداوند بزرگ همراه با آباء و اجداد كرامش (عليهم صلوات اللّه)با برنامه اي مخصوص به خويش معرفي شده كه خلاصه ويژگي هاي آن حضرت از اين قرار است:

۱٫غيبت آن هم بسيار طولاني كه الآن بيش از يك هزار و صد و پنجاه سال است و البته غيبت آن حضرت به دو قسم است:غيبت صغري كه مدت آن بالغ بر هفتاد سال بود و غيبت كبري كه بسيار طولاني شده است و ما الآن در تاريك ترين زمان غيبت كبري بسر مي بريم و اميد است هر چه زودتر شاهد پايان غيبت كبري آن حضرت باشيم و ظهورش رابا عافيت درك كنيم ،آمين يا ربّ العالمين.

۲٫حكومت جهاني اش سراسر گيتي را فرا خواهد گرفت و قوانين فردي و اجتماعي اسلام به مرحله اجراءدر خواهد آمد و تشكيل حكومت واحده با ابزار جامع و در عين حال كوبنده به دست

توانايش به وجود خواهد آمد و امنيت عمومي براي همه موجودات تأمين خواهد شد و اقتصاد منظم
وعالمگير براي همگان به رايگان خواهد بود و تمام افراد بشر در خدمت يكديگر قرار خواهند گرفت و دامنه امنيت چندان توسه پيدا خواهد كرد كه حيوانات درنده با چرندگان با هم در محيطي آسوده بسر خواهند برد و انسانها بقدري از نعمت امنيت برخوردار خواهند شد كه اگر زني بي نهايت زيبا با طبقي پر از جواهر و به تنهايي بين شرق و غرب جهان راه برود ،كسي متعرّض مال و ناموس او نخواهد شد.

۳٫تمام جهان هستي و موجوداتش اعم از موجودات زمين يا آسمانها مسخّر امر و اراده او مي شوند و شعاع قدرتش چندان گسترش مي يابد كه اگر يكي از دشمنان آن حضرت در شكاف كوهي پنهان شود خود كوه به فرياد در مي آيد و مي گويد كه اي ياران اما عصر روحي اله الفداء،بياييد كه يكي از دشمنان حق اينجاست.همچنين،جمع زيادي از ملائكه آسمان در ارتش او خدمت مي كنند و هنگام حركت از مكه معظمه به سوي كوفه،منادي از طرف آن حضرت ندا مي دهد كه كسي از لشكريان حق ندارد مواد غذايي و امثال آن همراه بردارد.بعضي از افراد ضعيف

مي گويند كه اين آقا مي خواهد ما را از گرسنگي و تشنگي بكشد تا اينكه به نخستين منزل برسند و در آنجا سپاه امام عصر«روحي له فداء»سنگي را كه خداوند به حضرت موسي بن عمران داده بود كه آن را نصب مي كردند و دوازده چشمه از آن خارج مي شد،نصب مي كنند و تمام نيازمنديهاي خود را از اين سنگ تأمين مي نمايند تا سرانجام وارد كوفه مي شوند و به امكر آن حضرت فرود مي آيند و پرچم افراشته محمدي ـ صلي اله عليه و آله ـ را در آن سرزمين به اهتراز در مي آورند.

۴٫جمعي از خوبان از گذشتگان به امر خدا زنده مي شوند و در لشكر آن حضرت انجام وظيفه مي كنند.
۵٫ظلم و ستم از سرتاسر جهان رخت بر مي بندد و جمله مباركه«اَينَ المُرتَجي لِاِزالهِ الجِورَوِالعُدوانِ»ازدعاي مباركه ندبه كه در غيبتش بايد خوانده شود،مصداق پيدا مي كند و ديگر ظلم و ستمگري در هيچ كجاي عالم پيدا نمي شود.
۶٫مشعل فروزان عدالت صفحه گيتي را روشن مي كند و تاريكي را از جهان مي زدايد،چنانكه در اين باب روايات چندان زياد است كه مي توان ادعاي تواتر كرد و از زبان معصومين عليهم السلام جمله«يَملَاُ اللّه للاَرض قِسطاً وَ عَدلاً»در تمام كتب روايي معتبر شيعه و سنّي به راستي از حدّ شماره بيرون است.

۷٫مدينه فاضله اي كه در اصطلاح فلاسفه و دانشمندان مورد بحث و گفتگو قرار گرفته از ويژگي هاي حكومت جهاني حضرت بقيّه اللّه روحي له الفداء است با اين تفاوت كه فلاسفه و دانشمندان در عالم خيال شهري را فرض كرده اند كه در آن تمام طبقات و افراد داراي صفات عاليه و ملكات پسنديده اند،ظالمي پيدا نمي شود و همه طرفدار عدل و داد هستند امّا در حكومت جهاني حضرت مهدي عليه السلام اين برنامه مصداق پيدا مي كند و مردم جملگي در سايه حكومت عدل پرورش تمام فضايل اخلاقي و صفات خوب را عملاً رعايت خواهند كرد و آراسته به آن

كمالات خواهند بود.
۸٫علم و دانش در سراسر جهان به صورتي گسترده همه مردم را در بر مي گيرد و مخصوصاً علوم قرآني به وسيله معلملن مخصوص تدريس مي شود.لذا در روايات آمده است كه خيمه هايي در پشت كوفه مخصوص تعليم قرآن نصب مي شود و در آنها قرآن و آياتش همانگونه كه نازل شده است تدريس مي گردد و تكامل علمي تمام جهان را فرا مي گيرد و عفريت جهل و ناداني دنياي انسانيّت را ترك مي گويد.

۹٫قضاوت يكي از اصول مسلّمه حياتي هر ملّت است كه اگر بر اساس عدالت و رعايت حقوق همه جانبه افراد اجرا شود آنوقت است كه همه مردم شاهد خوشبختي را در آغوش خواهند كشيد و آرامش واقعي از نظر جسم و جان بر مردم حكومت خواهد كرد.پس،اگر بگوئيم كه يكي از عوامل بسيار مؤثر در تيره بختي مردم قضاوتهاي ظالمانه زمامداران دنيا و طبقات ديگر بوده درست گفته ايم.لذا در حكومت حضرت مهدي عليه السلام قضاوتهاي داودي خواهد بود و احتياج به دليل نخواهد داشت،زيرا نمايندگان آن حضرت نگاهي به كف دست خود خواهند كرد و حق را به صاحبش خواهند داد و شعاع قضاوت چندان گسترده مي شود كه حتّي زنان در خانه هاي خود به قضاوت مشغول خواهند بود.

۱۰٫عقل يكي از عوامل فوق العاده مهم براي رسيدن به سعادت فردي و اجتماعي است،از اتمام كتابهاي آسماني و فرستادگان خداوند همواره مردم را دعوت به تعقّل فرموده و با شهوت پرستي مبارزه كرده و مردم را از زيان متروك گذاشتن قواي عقلاني بر حذر داشته اند.آري،در
حكومت جهاني حضرت بقيه اللّه روحي له فداء تكامل عقلي بالاترين سرمايه دولت آن حضرت به شمار مي رود و در روايات معتبر آمده است:

وَضَعَ يَدَهُ عَلي رُؤُسِ النّاسِ فَكَمُلَ بِهِ عُقُولُهُم.
دست ولايت روي سر مردم قرار مي دهد،پس عقلهاي آن كامل مي گردد.
آري،به راستي كه تمام جنايات و خونريزيها تنها به دليل اسارت عقل است به دست شهوت.
۱۱٫فقر بزرگترين نيروي ويرانگر است كه اجتماعات را از بين مي برد و فحشاء و منكرات و دزدي و غارتگري را در جامعه به وجود مي آورد.لذا در روايات و آيات كريمه قرآن از آن تعبير به پايه و ستون

شده زيرا به قدري مهم است كه دينداري در سايه بي نيازي از فقر تأمين مي شود تا جايي كه گفته شده است:«مَن لا مَعاشَ لَهُ مَعادَلَهُ» (كسي كه امر زندگانيش مرتب نباشد اوضاع ديني اش نيز سامان نخواهد داشت)
اما در حكومت والاي حضرت ولّي عصر روحي له فداء مال و ثروت چندان زياد مي شود كه مستحقّ دريافت خمس و ذكتات يافت نمي گردد.