نقش آب در انتقال بيماريها

در طول تاريخ گزارشات مستند و بسيار متعددي در زمينه انتقال بيماريهاي همه گير و كشنده در بين جوامع انساني ثبت گرديده است كه در اغلب آنها آب عامل اصلي انتقال بوده است، به عنوان مثال از همه گيريهاي بيماريهاي وبا و حصبه را مي توان اسم برد كه موجب كشتار ميليونها انسان گرديده اند. با شناخت و گسترش تئوري ميكروبي بيماريزا در آب راههاي مبارزه با آنها نيز ابداع

گرديد. به طور كلي آب به چهار طريق ممكن است محيط بسيار مناسبي براي انتقال بيماريها باشد كه مختصراً توضيح داده مي شود:
۱-آب بطور مستقيم ميتوانيد محيط مناسبي براي رشد و تكثير عوامل بيماريزاي مختلفي باشد مانند عوامل وباي التور. در اين موارد اگر محيط آبي با عامل بيماري آلوده گردد ميتواند موجب بروز بيماري در مقياس وسيع باشد.
۲- آب محيط مناسبي است براي تكثير و رشد برخي از حشرات ناقل بيماري مانند مالاريا ك

ه در نقش آب در انتشار بيماري قابل توجه است.
۳-كمبود آب براي مصارف بهداشت شخصي و استحمام و شستشو، كه در عدم وجود آب به مقدار كافي، بيماريهاي مختلف پوستي مانند گال، تيفوس و يا تراخم حادث مي شود.
۴-گاهي اوقات آب محيط پرورش دهنده ميزبان واسط برخي از بيماريهاست مانند بيماري بول الدم يا خون ادراري (بيلارزياز) كه نوعي حلزون كوچك كه در آب زندگي مي كند عامل انتقال بيماري است.
((راههاي سالم سازي آب))
تنها راه متعارف و موجود براي سالمسازي آب ضدعفوني آن با روش هاي گوناگون است كه متداولترين روش چه در شهرها و چه در روستاها ضدعفوني آب بوسيله تركيبات كلر است. امروزه در تمامي دنيا از تركيبات كلر هم به صورت پودر پركلرين و هم به صورت گاز كلر عمدتاً براي ضدعفوني آب شرب در شهرهاي بزرگ و از تركيبات ديگر آن براي ضد عفوني ساير منابع آبي استفاده مي شود. حسن اين كار در اين است كه مقادير باقيمانده تركيبات كلر درشبكه هاي لوله كشي بزرگ به عنوان يك سپر حفاظتي در برابر آلودگي هاي احتمالي عمل كرده و از گسترش و انتشار عواملي ميكروبي جلوگيري مي نمايد.
((بهداشت فاضلاب))
شايد استنباط متداولي كه از واژه (( فاضلاب)) در اذهان مردم عادي شكل گرفته درست نباشد زيرا در نظر آنها فاضلاب حاصله از توالت ها. اگر بخواهيم تعريف جامع تري از واژه فاضلاب قرار مي گيرند. امروزه با افزايش بي رويه جمعيت و گسترش جوامع انساني، توسعه شهر نشيني و صنعتي شدن نياز به استفاده از آب چندين برابر شده به نحويكه مصرف براي بخش هاي كشاورزي و صنايع نسبت به مصارف شرب درصد بسيار زيادي به خود اختصاص مي دهند. هر كدام از بخش هاي فوق اعم از بخش صنعتي يا كشاوزري و فعاليتهاي انساني بسته به نوع فعاليت و فرآيند توليد طبعاً توليد فاضلاب مي نمايند كه در تخليه بي رويه آنها به منابع آبي مانند رودخانه ها، انهار طبيعي و يا تخليه در چاههاي جاذب بطور سنتي در طول قرن اخير موجب تغييرات يسار فاحشي در محيط زيست انسان گريده است به نحويكه امروزه بررسي هها و شواهد عيني نشان مي دهد كه منابع طبيعي آبهاي سطحي و زيرزميني تغيير كيفيت داده و روز به روز تعداد بي شماري از اين منابع به علت آلودگي به عوامل عمدتاً شيميائي حاصله از فرايندهاي ذكر شده از حيّز انفتاع خارج مي گردند

و متاسفانه اكثر اين منابع محدود آب شيرين مي باشند. تقريباً از اواخر قرن ۱۷ ميلادي مسئله جمع آوري، تصفيه و دفع فاضلابها و بويژه فاضلاب خانگي كه منشاء تمامي عوامل بيماري زاي ميكروبي هستند مورد توجه قرار گرفت به صورتيكه امروزه اكثر كشورهاي يزرگ دنيا از سيستم جمع آوري تصفيه و دفع مناسب پسآب برخوردارندو بطور كلي هدف از تصفيه فاضلاب در چند مورد خلاصه مي شود:
۱- تخليه و دفع فاضلاب هاي خام ( فاضلاب هاي تصفيه نشده) به محيط زيست علاوه بر تخري

ب محيط از نقطه نظر زيبائي ظاهري مشمئز كننده و نفرت انگيزند.
۲- تخليه فاضلاب خام به منابع آبهاي سحطي يا زيرزميني موجب گسترش آلودگي در اين منابع شده و باعث تغييرات شيميائي بخصوص در آنها ميگردد به نحوي كه در دراز مدت تاثيرات بالقوه سوء را در بر خواهد داشت.
۳- دفع فاضلاب هاي خام با روش هاي غير اصولي موجب بروز بيناري هاي بسيار متنوعي ميگردد كه مثالهاي بارزي را ميتوان ارائه داد زيرا فاضلاب هاي انساني ماهيتاً داراي عوامل بيماريزا بوده و بديهي است دفه نامناسب آنها خطر بالقوه بروز بيماريهاي همه گير را خواهند داشت.
۴- تخليه فضلاب هاي خان در منابع آبي و بركه هاي طبيعي علاوه بر ايجاد شرايط نفرت انگيز ظاهري به مرور زمان و در اثر كاهش اكسيژن آنها متعفن گرديده وبوهاي زننده و آزار دهنده اي كه ناشي از تجزيه مواد عالي موجود در آنهاست منتشر ميگردد و شرايط زندگي را براي جوامع انساني غيرقابل تحمل مي سازد.
لذا مي بينيم راه براي مبارزه با موارد فوق الذكر تصفيه كامل فاضلاب هاست. مبتني بر روش هاي مقبول و علمي اساس و روش كار تصفيه فاضلاب بهره گيري و تسريع فرآيندهائي است كه بطور طبيعي در طبيعت رخ مي دهند. يعني با استفاده از عوامل ميكروبي مفيدي كه در فاضلاب موجودند و ايجاد شرايط بهينه و مطلوب براي آنها به نحويكه قادر باشند فاضلاب را تثبيت كنند يعني مواد معدني بي ضرر نموده و در ضمن اين فرآيند عوامل ميكروبي بيماريزا هم نابود گردند.
بهداشت زباله و مواد زائد جامد
مقدمه:
از ابتداي زندگي، بشر اوليه و حيوانات منابع زمين را مورد استفاده قرار داده و مواد زائد را دفع كرده اند. در زمانهاي اوليه، دفع نواد زائد مشمل خاصي را ايجاد نمي كرد، زيرا كه جمعيت خيلي كم و زمينهاي بسيار زيادي قابل دسترسي بود. امروزه برعكس تراكم جمعيت در روي زمين بسيار بالا است.
مشكل دفع مواد زائد به زماني بر مي گردد كه انسان ها در فرم قبايل روستاها و جوامع گرد هم آمدند و تجمع مواد زائد نتيجه طبيعي زندگي شد. دورريزي مواد غذايي و سايرمواد زائد در جاده ها و خيابانهاي خاكي و زمينهاي خالي باعث زاد و ولد موشها و مگسها گرديد، كه با خود ميكروب را حمل و نقل مي كردند و عامل شيوع بيماريههاي مسري مي شدند. مثلاً مرگ سياه( طاعون) نيمي از اروپائيان را در قرن چهاردهم كشت و متعاقب آن باعث بيماريهاي مسري و تلفات زيادي شد در قرن نوزدهم كنترل بهداشت عمومي از وظايف ضروري سازمانهاي دولتي و عمومي گرد

يد. در اين قرن فهميدند اگر زائدات موادغذليي جمع آوري و به روش بهداشتي دفع گردند، عوامل بيماري زا كنترل خواهند شد.
رابطه بين بهداشت عمومي، ذخيره، جمع آوري و دفع غير مناسب مواد زائد جامد كاملاً مشخص است. امروز مشخص شده كه موش، مگس و ساير ناقلين بيماريها، در زباله دانهاي روباز تخم گذاري و توليد مثل مي كنند. آنها همچنين در انبارهاي نامناسب موادغذليي و ساير جاهايي كه

غذا و پناهگاه مناسب براي موش و حشرات است، زاد و ولد مي كنند سرويس بهداشت عمومي امريكا نتايج مطالعات خود را كه ۲۲ نوع بيماري انساني را به مديريت نامناسب مواد زائد مرتبط مي داند چاپ كرده است.
تعريف: اصل كلمه زباله در فارسي شامل آشغال، خاكروبه و كثافات بوده و اين كلمه در عربي به آب مختصر و كمي كه در ته چاه جمع شده باشد اطلاق مي شود.
طبقه بندي بطور عام: اجزاء تركيبي زباله كه مورد قبول عموم متخصصين امر است شامل دو قسمت است.
۱-فسادپذير
۲-فسادناپذير
مدفوع انساني و فضولات حيواني در اين طبقه بندي مستثني هستند.
۱- فسادپذير:(پس مانده) اين قسمت زباله ها از پخت و پز و مصرف موادغذايي در منازل، رستورانها و ساير موسساتي كه با موادغذايي سروكار دارند بوجود مي آيد و مقدار ان در فصول مختلف سال متغير است.
قسمت فسادپذير زباله ها مهمترين اهميت را از نظر بهداشت دارا مي باشند زيرا اين مواد مي توانند بعلت تجزيه و گنديدگي سريع موجب ايجاد بوي نامطلوب شده و محل مناسبي جهت رشد و نمو مگس و ساير حشرات باشندو ازدياد موش و ساير جوندگان در اثر عدم حمل و نقل سريع و ماندن زياده بر هد زباله در يك محل و نيز عمل اصلي دفع زباله بوجود مي آيد( در صورتيكه عمل دفع صحيح نباشد)
از نظر اقتصادي نيز اين قسمت از زباله ها ارزش زيادي دارند زيرا از وجود آن مي توان كود كمپست و مواد با ارزش ديگري تهيه نمود.
۲-فسادناپذير(آشغال) اين قسمت شامل تمام مواد فسادناپذير زباله به جز خاكستر است كه خود شامل مواد سوختني و نسوختني همچون كاغذ، جعبه مقوايي، پلاستيك، شيشه، قوطي و … مي باشد.
آشغال در نتيجه وزش باد به اطراف پراكنده شده و مهمتر از همه اينكه بوسيله احتراق ناقص موجب آلودگي هوا مي گردد.
توضيح اينكه تقسيمات ديگري نيز براي زباله وجود دارد كه براي جلوگيري از طولاني شدن بحث فقط به تقسيم كلي بالا بسنده مي شود.
مخاطرات:
اصول بهداشت و بهسازي محسط در هر شهر ايجاب مي كند كه زباله ها در حداقل زمان از منازل و محيط زندگي انسان دور شده در اسرع وقت دفع شوند، زيرا زباله ها نه فقط باعث توليد بيماري، تعفن و زشتي مناظر كي گردند بلكه مي توانند بوسيله آلوده كردن خاك، آب و هوا خسارات فراواني را ببار آورند. بهمان اندازه كه تركيبات زباله مختلف است، خطرات ناشي از مواد تركيب دهنده آنها نيز مي توانند متفاوت باشند. جمع آوري، حمل و نقل و آخرين مرحله دفع اين مواد بايستي بطريقي باشد كه از تاثيرات خطرات ناشي از آنها در سلامتي انسان بحداقل ممكنه كاهش يابد.
حال به مواردي از مخاطرات ناشي از جمع آوري حمل و دفع غير اصولي زباله اشاره ميشود.
۱-مگس:
خطرات ناشي از وجود مگس براي انسان بر همه روشن است و مگس خانگي مخصوصاً از نظر انتشار بسياري باكتريهاي بيماريزا قابل اهميت است. بر اساس مطالعات انجام شده بسياري از امراض همچون اسهالهاي آميبي و باسيلي، تراخم، حصبه و شبه حصبه، وبا، سل، جذام، طاعو

ن و سياه زخم بوسيله مگس امكان پذير است اين حشره بوسيله موهاي چسبنده و مژك هاي فراوان بدن خود با نشستن بر روي مدفوع انسان و حيوان و بسياري ديگر از كثافات و زباله ها ميكروبهاي مختلف را از طريق تماس مستقيم با انسان و يا اغذيه مورد نياز او به محيط زندگي وارد نموده و بطور مكانيكي باعث انتقال بيماري به موجود زنده ديگري مي گردد.
از آنجا كه مگس جهت تخم ريزي به سمت بوهاي حاصل از تخمير جذب مي گردد كرمينه مگس

پس از خروج از تخم به محلي داراي شرايط زير نياز دارد:
۱-داراي رطوبت بالا ۲-داراي حرارت مناسب ۳-محل تاريك ۴-غذا كه اين عوامل جملگي در توده زباله موجود است، بنابراين مشاهده مي شود مواد زائد(زباله) در صورتيكه اصولي نگهداري و دفع نشوند مناسبترين محيط رشد و نمو مگس است كه پس از رسيدن به زمان بلوغ به منازل و اماكن مجاور تا حدود ۲۰-۱۹ كيلومتر پرواز مي نمايد از طرفي بايد در نظر داشت قدرت تكثير مگس زياداست بطوري كه در شرايط مناسب سير تكاملي مگس از زمان تخم گذاري ۷۰ تا ۱۵۰ تخم مي گذارد.
۲- جوندگان(موش):
از خطرناكترين مضرات عدم توجه به دفع زباله نشر و نمو و انتشار موش در شهرها را نمي توان بسادگي و با هيچ بودجه اي جبران نمود. موشهاي خانگي و جوندگان ديگر بطرز وسيع و دامنه داري در جهان پراكنده و در جوار انسانها زندگي مي كنند از اين اينگونه موجودات بالقوه ناقل تعداد زيادي از بيماريهاي انساني هستند، ناراحتي هاي حاصل از موش از يك گازگرفتگي ساده تا تب تيفوس و طاعون متفاوت است.
علاوه بر ضرر اقتصادي بيماريهايي كه موش ميزان و رابط آن با انسان مي باشد عبارتند از: تيفوس، طاعون، يرقان هموراژيك، تريشنيوز، تب راجعه و مسموميت سالمونلايي.
در نتيجه گزش موش آلوده شخص دچار تب موشي مي گردد، در مدفوع و ادرار موشهاي آلوده عامل بيماري سالمونلوزيس يافت مي شود. سرايت اين بيماري(مسموميت سالمونلايي) در نتيجه تغذيه از مواد غذايي آلوده به مدفوع و ادرار موش مريض است. بيماري يرقان خوني نيز در نتيجه تغذيه مواد غذايي آلوده به مدفوع موش مريض و يا استحمام در آب آلوده و يا تماس مستقيم با موش مريض بوجود مي آيد. از طرفي بايد دانست موشها براي توليد مثل و ازدياد جمعيت به سه چيز احتياج دارند، غذا، آب و پناهگاه كه اين سه در اغلب موارد در زباله هاي شهري وجود دارد. بنابراين سالمسازي محيط و بخصوص كنترل زباله ها چه در امر جمع آوري و چه در دفع زباله بطريق بهداشتي مفيدترين مبارزه با موش خواهد بود.
۳-آلودگي آب:
آب شرط اصل ادامه حيات در جهان است، اهميت آب در كلام خداوند كه ميفرمايد(وجعلنا من كل شيء حي) روشن مي شود و بديهي است كه جلوگيري از آلودگي آن حائز اهميت است.
متاسفانه دفع زباله در جويبارها و يا دفن غير بهداشتي آن در سراشيبها، در حوالي رودخانه و چشمه سارها از نظر بهداشت محيط كاملاً خطرناك است ومخالف با ضوابط حفاظت آبهاي زيرزميني مي باشد، زيرا زباله ها شامل انواع و اقسام مواد سمي، ضايعات و فضولات بيمارستاني و صنعتي مي باشد كه مي توانند به اشكال مختلف بطور مستقيم يا غير مستقيم با نفوذ در طبقات مختلف زمين باعث آلودگي آبهاي سطحي يا زيرزميني شوند.

۴-آلودگي خاك:
خاك همچون آب نيز يكي از عوامل اصلي تشكيل دهنده محيط موجودات زننده بشمار مي رود. تامين غذا و نيازمنديهاي اصلي بشر و ساير جانوران از طريق كشاورزي بعمل مي آيد. خاك توده بيجاني نبوده بلكه در آن علاوه بر مواد عالي و معدني، بسياري از موجودات زنده همچون باكتريها، قارچها، تك سلوليهاي جانوري وجود دارند. موجودات خاك وظيفه مهمي در تغذيه گياه و بهبود بخشيدن به خواص خاك را بعهده دارند. بديهي است نابودي لين موجودات در اثر آلودگيها، خاك را فاقد ارزش زراعي خواهد نمود.

آلودگي خاك بطرق مختلف و از جمله از طريق زباله ها بوجود مي آيد. زباله هاي شهري كه خود تركيبي از فضولات انساني، حيواني، مواد صنعتي و كشاورزي است در آخرين مرحله دفع به خاك(گاهي به آب) منتقل مي شود. كه علاوه بر آلودگي هاي مختلف شيميايي و ميكروبي خاك، مصنوعاتي مانند نايلون ها بعلت تجزيه نشدن، در طبيعت بصورت خام و بودن تغيير باقي مي مانند و خللي در تبادل آب و هوا و ديگر واكنشهاي خاك بوجود مي آورند و يا احاطه شدن ريشه گياهان بوسيله مواد پلاستيكي در خاك سبب نرسيدن آب و غذا به گياه شده و به مرور زمان موجب ضعف رشد و يا خشكي گياه مي شوند.
۵-آلودگي هوا:
تلمبار نمودن زباله ها در فضاي آزاد بويژه در فصول گرم سال در اثر ازدياد درجه حرارت در اغلب موارد با سوختن خودبخود زباله ها موجب احتراق ناقص و توليد دود و گازهاي متعددي در فضاي منطقه مي گردد. اين عمل مخصوصاً زمانيكه تركيبات زباله كاغذ، كارتن و يا مواد قابل سوختن ديگر كه به نفت و بنزين آغشته باشد بسادگي انجام مي گيرد. احتراق مواد پلاستيكي كه متاسفانه امروزه بميزان فراواني در زباله ها وجود دارند توليد گازهاي همچون گازكزبنيك، انيدريد سولفوره، گازهاي سمي كلره و … مي نمايد كه فوق العاده سمي بوده و موجب آلودگي شديد هوا مي گردد و همچنين در اثر تخمير قسمت هاي فسادپذير زباله نيز تعدادي از گازهاي فوق الذكر توليد و در هواو منتشر مي شود.
بهداشت مواد غذايي
فليَنْظرِالانسانُ الي طَعامِه:انسان بايد در غذاي خود بدقت بنگرد.(قران كريم آيه ۲۴ سوره عبس)
مقدمه:

جامعترين و در عين حال كوتاهترين عباراتيكه در آغاز اين بحث به نظر رسيد اين آيه از قران كريم بود كه مفهوم آن اين اينست انسان بايد در غذاي خود(خواه غذاي جسم و خواه غذاي روح و علمي كه ميآموزد) عالمانه و بدقت نگاه كند.