نقش تلویزیون در دانش اموزان

مقدمه
خانواده بیشترین نقش را در زندگی فرزندان ایفا می کند ولی تلویزیون هم بی تاثیر نیست. تلویزیون به فرزندان ما آگاهی داده، آنها را سرگرم کـرده و به آنها آموزش می دهد. اما آیا آنچه را که تلویزیون یاد می دهد آن چیزی است که ما دوست داریم فرزندمان یاد بگیرند؟ برنامه ها و آگهی های تلویزیونی اغلب دارای محتوی زیان باری هستند که برای فرزندان و نوجوانان مناسب نیست.

مطالعات نشان می دهد که تماشای تلویزیون فرزندان ما را به سوی رفتارهای پرخاشگرانه سوق داده و باعث کاهش فعالیت های بدنی آنها می شود. اگر بدانیم که تلویزیون چگونه می تواند روی فرزندان ما تاثیرگذار باشد و با محدود کردن تماشای آن می توانیم به فرزندان خود کمک کنیم که نه تنها از تماشای تلویزیون لذت ببرند بلکه به سلامتی آنها نیز کمک کند.

کودکان و خشونت در تلویزیون
تلویزیون می تواند عامل مؤثری در رشد و تحول سیستمهای ارزشی و شکل دهنده رفتار باشد، ولی متاسفانه بسیاری از برنامه های تلویزیون مروج خشونت هستند.
با تحقیق در مورد تاثیر برنامه های خشونت آمیز تلویزیون بر کودکان و نوجوانان، معلوم شده است که آنها ترس از خشونت ندارند، به تدریج می پذیرند که خشونت راهی برای حل مشکل است، به تقلید خشونت می پردازند و ناخودآگاه با شخصیت های خاصی چه قربانیان و چه قربانی کنندگان همانند سازی می کنند.

لازم به ذکر است که همانند سازی، ناآگاهانه و بسیار خطرناک است ولی الگو برداری آگاهانه است . مشاهده خشونت در برنامه های تلویزیونی باعث پرخاشگری در کودکان می شود.
گاهی اوقات حتی دیدن یک برنامه خشونت آمیز می تواند پرخاشگری را افزایش دهد. کودکانی که مکرراً نمایش هایی پر از خشونت را تماشا می کنند و ازاین کار منع هم نمی شوند، به احتمال زیاد، به تقلید آنچه می بینند می پردازند.
اثر خشونت تلویزیونی ممکن است فوراً در رفتار یا گفتار کودک نمودار شود و یا سالها بعد خود را نشان دهد. البته خشونت تلویزیونی تنها علت پرخاشگری یا رفتار خشونت آمیز نیست ولی از عوامل مهم تلقی می شود.

والدین می توانند با استفاده از راه های پیشنهاد شده زیر کودکان خود را از خشونت مفرط تلویزیونی محافظت کنند.
۱ – به برنامه هایی که کودکان می بینند توجه کنید و بعضی از آنها را همراه کودک خود ببینید. چنانچه کودک خود را به هنگام تماشای برنامه های خاص تلویزیونی همراهی کنید، می توانید سؤالهای او را بهتر برایش توضیح دهید و جلوی کج فهمی او را بگیرید.
۲ – زمان تماشای برنامه های تلویزیونی را محدود کنید. توجه داشته باشید که تلویزیون را نباید دراتاق خواب بچه ها قرار دهید.
با این عمل خود باعث می شوید که کودک با اثرات منفی برنامه های خشونت آمیز تلویزیونی، به خواب نرود؛ همچنین نظم ساعت خواب و بیداری او مختل نمی شود.

۳ – به کودکان خود تذکر بدهید که اگر چه هنرپیشه در واقعیت مجروح نشده یا به قتل نرسیده است، لکن اینگونه خشونتها در دنیای واقعی یا بسیار دردناک است یا منجر به مرگ می شود.
۴ – هنگامی که برنامه های خشونت آمیز پخش می شود، کانال را عوض و یا تلویزیون را خاموش کنید.
توضیح دهید که مشکل آن برنامه چیست و به گونه ای با منطق درخور فهم کودک، آسیب و ضرر موجود در آن برنامه را توضیح دهید تا میل کودک یا اصرار او برای تماشای اینگونه برنامه ها کاهش یابد.
۵ – در حضور بچه ها صحنه های خشونت آمیز را تایید نکنید و بگویید که بدترین شیوه برای حل یک مشکل، روش خشونت آمیز است.

۶ – تاثیر همسن و سالان و دوستان و همکلاسی ها باید به حداقل برسد. به این منظور با والدین بچه های دیگر تماس بگیرید و در مورد نوع برنامه ها تلویزیون و مدت زمان مناسب برای تماشای تلویزیون توافق کنید.
والد ین با استفاده از این روشها می توانند اثر مخرب تلویزیون را در دیگر حیطه هان را از پرداختن به فعالیت های مفید دیگر از قبیل مطالعه، بازی با دوستان و رشد و پرورش علائق خود باز می دارد.
اگر والدین در امر محدود کردن کودکان خود مشکل دارند یا نگرانی هایی در باب چگونگی رفتار خود در مقابل واکنش های کودک نسبت به برنامه های تلویزیونی دارند، باید با یک روان شناس کودک و نوجوان مشاوره کنند و از رهنمودها و تجارب او برخوردار شوند.

تأثير فيلم و سينما بر كودكان

فيلم و سينما به عنوان يكي از مهمترين وسايل ارتباط جمعي در زندگي روزمره افراد، داد و ستدهاي اجتماعي، ساختار زندگي انسان ها، چگونگي برقراري ارتباطات درون گروهي و برون گروهي و حتي انديشه هر فرد براي چگونه زيستن است. به طوري كه مي توان ادعا كرد انديشه ها، تفكرات، عقايد، نگرش ها و در يك روند كلي، فلسفه زندگي انسان ها با فيلم شكل مي گيرد، تغيير مي كند، اصلاح يا تخريب مي شود … . به عنوان مثال زوجي در حال جدايي، با ديدن فيلمي

كه در آن يكي از طرفين با گذشت و ايثار تداوم دهنده زندگي مشترك مي شود، يا نمايش عواقب و عوارض طلاق، دوباره به هم پيوند مي خورند و اين چيزي جز تأثير اعجاب انگيز فيلم روي افراد نيست.

با اندكي دقت در زندگي روزانه افراد ، مي توان به نقش فيلم در سليقه سازي و پرورش افكار عمومي پي برد و دريافت كه از اين راه انديشه ها و سليقه هاي نو در افراد شكل گرفته و ايجاد مي شود و حتي در كردار و سلوك آنان نيز نمايان مي شود. اينجاست كه بيش از پيش به وظيفه خطير هنرمندان و فيلم سازان در سازندگي يا سقوط فرهنگي ملل پي برده مي شود .

فيلمساز با استفاده از فنون سينمايي و به كارگيري موضوعات خاص، مي تواند جامعه را به مراتب عالي انساني رهنمون شود و يا تا حضيض ضلالت و خصايص حيواني نزول دهد.

در اين بحث سعي داريم گريزي بر آفت فعلي جامعه داشته باشيم. اين پرچمدار تهاجم فرهنگي چيزي نيست جز ماهواره و فيلم هايي كه از طريق امواج ، افكار و خواسته هاي كشورهاي غربي را به ديگر جوامع تزريق مي كند.

تأثير كلي فيلمها
محتواي فيلم ها مي تواند تماشاگر را در حالتي مثل خواب مصنوعي قرار دهد. به طوري كه اگر حوادث نمايش داده شده در فيلم، در محيط واقعي روي دهد، واكنش هاي خفيف تري را بر مي انگيزد ، يا شايد اصلاً چنان عكس العمل هايي به همراه نداشته باشد. البته اين تأثيرات روي تمام افراد يكسان نيست. موقعيت و مشخصات تماشاگر هنگام تماشاي فيلم از يك سو ، و جنبه فني و مضمون فيلم عوامل دو گانه اي هستند كه بايد در توجيه و نوع تأثيرپذيري تماشاگر در نظر داشت. به هر حال فيلم بيشترين تأثير را روي گروه كودك و نوجوان و افراد كم دانش مي گذارد.

تأثير فيلم ها حتي در بازي هاي كودكان نمود مي يابد. تأثير تخريبي فيلم ها تا آنجا است كه تحقيقي در فرانسه نشان داد كودك يا نوجواني كه بيش از يك بار در هفته به سينما مي رود نيازمند مراقبت روان پزشكي است. زيرا تأثير تخريبي فيلم هاي ساخته شده در اين كشورها (كه به صورت قاچاق و غير مجاز وارد ايران هم مي شوند يا از طريق امواج ماهواره اي، موريانه وار و از طريق والدين ناآگاه به منازل ما مي آيند) كه بر اثر تحريك شديد احساس و ايجاد آشوب اختلال در عواطف و هيجانات ايجاد مي شود بسيار بيشتر از نقش تربيتي آن است.
شدت تأثير فيلمها بر كودكان از آن جهت است كه براي كودك ، فيلم چيزي جز واقعيت نيست. به عبارتي كودك براي فيلمها جنبه تصوري و خيالي قايل نيست. از نظر او آنچه كه مي بيند جزئي از زندگي واقعي است. خصوصاً هنگامي كه محتواي فيلم براي كودك جذاب و داراي كشش باشد. مثل فيلمهايي كه پر است از حركات دفاعي يا ورزش هاي رزمي برا ي پسران! اينجاست كه كودك غرق تماشاي فيلم مي شود و آنچنان در فضاي حركات و حتي نوع لباس بازيگر متمركز مي شود كه وجود خود را از ياد مي برد و همراه و همپاي هنرپيشه ايفاي نقش مي كند. شخصيت بازيگر را مي پذيرد و چنان در قالب نقش هنرپيشه فرو مي رود كه انگار هر اتفاقي براي هنرپيشه مي افتد براي خود او روي داده است. بدين سبب همراه با بازيگر شاد مي شود، غمگين مي شود، مضطرب و پريشان در حوادث مي ماند و …
خلاصه اين كه كودك در ذهن خود و گاه در عمل، فيلم را بازي مي كند. بسياري اوقات بزرگسالان نيز به طور غير ارادي تحت تأثير فيلم، حركت هاي فيزيكي بازيگر آن را تقليد مي كنند و مسلم است كه با جذاب تر شدن محتوا، عمق تأثير فيلم بر افراد شدت مي گيرد. نمونه بارز اين مدعا هنگامي است كه هنرپيشه در فيلم سيگاري روشن مي كند و به دنبال او، بيننده نيز، با تقليد آني از حركات و سلوك هنر پيشه به صورت ناخودآگاه و غيرارادي، سيگاري روشن مي كند!

تقليد آني
گاه تأثير فيلم ها از حد تقليد آني فراتر مي رود و مدتها زندگي فرد را دگرگون مي كند و ساخت شخصيتي او را پايه ريزي مي نمايد يا تغيير مي دهد، چرا كه خواسته ها، آرزوها و احساسات انسان در فيلمها به نمايش در مي آيد. طبق تحقيقات ، تأثير پذيري كودكان هشت تا يازده سال بسيار شديد است. كودك به فيلم دل مي بندد، فعالانه در ماجراهاي آن شركت مي كند، دنباله وقايع را با ذهن خلاق خود حدس مي زند و با قهرمانان فيلم- خصوصاً شخصيت هاي محبوبش –

منطبق مي شود . در اين سنين قهرمانان فيلم از نظر كودك قوي ترين انسان ها هستند. كودك نسبت به بدي و خوبي فيلمنامه يا آنچه كه مي خواهد در ذهن او القا كند آگاهي ندارد. تنها ماجراهاي فيلم را واقعي مي پندارد و آنچه را مي بيند چيزي جز واقعيت نمي داند. آنچه مهم است اتفاقات و آدم هاست: اين كه هنرپيشه چكار مي كند و در برخورد با ماجراها چه واكنش هايي از خود بروز مي دهد.

كم كم با ورود به دنياي نوجواني و بلوغ، چيزي كه در درجه اول اهميت قرار مي گيرد خصوصيات آدم هاست. رفتار، حركات ، شيوه لباس پوشيدن ، آرايش مو و … هنرپيشه آنقدر مهم مي شود كه نوجوان سعي مي كند از نظر ظاهري خود را با او هماهنگ كند ، و براي او اهميتي ندارد كه رفتار و كردار هنرپيشه محبوبش مغاير با ارزش ها و فرهنگ خاص جامعه باشد . اين مسئله در حد افراطي خود ، به پرستش هنرپيشگان منجر مي شود.

خطر اساسي
فيلم هاي مبتذل خطرات اساسي براي فرد و جامعه به دنبال دارد. تأثير تخريبي فيلمهايي كه به صورت قاچاق و غير مجاز وارد كشور مي شوند ، به جرئت غير قابل تخمين است. از آنجايي كه اين گونه فيلمها تا حد زيادي با ارزشها و فرهنگ موجود در جامعه ما در تضاد هستند مشاهده اين گونه

فيلمها نقش عمده و اساسي در ايجاد مشكلات گوناگون خصوصاً مشكلات جنسي در كودكان و نوجوانان دارد. اكثر اين فيلم ها حاوي مضامين غير اخلاقي هستند و صحنه هاي انحرافي فراواني در آنها به نمايش گذاشته مي شود. اين گونه فيلمها نه تنها براي كودكان و نوجوانان، بلكه برا ي جوانان هم بسيار مضر و خطرناك است. زير امور جنسي را به صورتي بسيار نامناسب به نمايش در مي آورند و جوانان را از دو جنبه رواني – اجتماعي مورد تعارض قرار مي دهند و جامعه را به سمت انحطاط اخلاقي و اجتماعي و فرهنگي مي كشانند.

مسموم شدن ذهنيت نسل جوان و آينده ساز هر جامعه، به منزله از بين رفتن هويت شخصي و ملي آن كشور است. ديدن فيلم هاي نامناسب ، ره آوردي به جز آموختن اعمال خلاف و تهي شدن فرهنگ و تمدنِ كشور در ذهن جوانان و آينده سازان در بر ندارد. جوان و نوجوان مي آموزد دروغ بگويد، پرخاشگري كند، و غرايز خود را براي هر نوع ارضاء آزاد بگذارد .

غريزه جنسي از بدو تولد به صورت غير متمركز در طفل وجود دارد و به تدريج تغيير شكل مي دهد و مسلم است اگر به صورت طبيعي و در شأن انسان تكوين و تكامل يابد، سرانجام كانون مقدسي به نام خانواده را پي ريزي مي كند ؛ اما چنانچه راه به خطا بپيمايد، نه تنها زندگي فرد را به انحطاط و زوال مي كشاند، بلكه جامعه را به افسار گسيختگي و هرج و مرج اخلاقي سوق مي دهد. جالب اين كه انديشمندان و متفكران جوامع غربي ، خود اين وضع را مورد انتقاد قرار مي دهند

.
تأثير فيلمها بر كودكان از آن جهت است كه براي آنها فيلم چيزي جز واقعيت نيست
در مواردي كه در فيلمها از كاراكترهاي ترس آور و ايجاد شوكهاي ناگهاني در بيننده ( صرفاً براي ايجاد كشش و ميخكوب كردن تماشاچي تا آخر فيلم ) استفاده شود، فرد به اضطرابي مداوم سوق داده مي شود. هيجانات كاذبي كه به وسيله اين فيلمها در بيننده به وجود مي آيد خصوصاً در كودك فشار رواني ايجاد كرده و با اضافه شدن عامل تاريكي در شب ، به علت ترسي كه در نتيجه ديدن همين تصاوير به وجود آمده است، دير به خواب مي رود ، شب را با اضطراب سپري مي كند و به احتمال قوي كابوس خواهد ديد .
در مواردي كه در فيلمها از جاذبه هاي جنسي استفاده مي شود ، پس از خوابيدن ، عامل رؤيا پردازي نيز كمك مي كند تا كودك يا نوجوان ( خصوصاً جوان ) ، در عالم رؤيا آنچه را كه در بيداري شاهد بوده ، به صورت افراطي و وسيع تر در ذهن تكرار كند و پس از بيدار شدن به دنبال ارضاء

غريزه و به دست آوردن چيزي باشد كه در خواب ديده است. زيرا فشار رواني حاصل از ديدن تصاوير نامتناسب با سن و حتي درك، فرد را مجبور مي كند براي از بين بردن اين فشار، دست به تخليه هيجاني بزند و ساده ترين روشِ برگرداندن تعادل را ، در خود ارضايي مي بيند. چنين عملي به علت ايجاد احساس گناه، اضطراب مجدد ايجاد مي كند و اين دور باطل همچنان ادامه مي يابد.

مسئله ديگر اين كه كودك در فيلمهاي غير اخلاقي و غير مجاز، چيزهايي را مشاهده مي كند كه نبايد ببيند . او شاهد روابطي مي شود كه برايش توليد اضطراب مي كند. زيرا واكنش همه ي ما در برابر آنچه گنگ و نامفهوم تلقي كنيم اضطراب است. ديدن صحنه هاي غير اخلاقي براي كودكان كه درك درستي از قضيه ندارند اضطراب آور و تنش زاست و براي بزرگترها و نوجوانان و جوانان ، تحريك نادرست، نابهنگام و خارج از زمان غريزه جنسي است كه طبيعتاً به علت مساعد نبودن شرايط ، به شيوه اي نادرست و نامعقول مرتفع مي شود. از آنجا كه كاراكترهاي فيلم براي كودك واقعي

هستند ديدن روابط جنسي در فيلمها براي كودك هيچ فرقي با اين كه شاهد روابط زناشويي والدين خود باشد ندارد.
پيامبر اكرم تأكيد فراواني در مورد دور بودن رابطه جنسي از چشم و گوش كودك دارند. امام محمد باقر نيز مي فرمايند: «زنهار از آميزش در جايي كه كودك ، تو را مي بيند. زيرا به خوبي آن حال را ( براي ديگران) توصيف مي كند.» هانري موراي ، روان شناس معروف نيز در تحليل رفتارهاي انسان ، به نيازها و فشارهاي محيطي اشاره مي كند و تأكيد خاصي روي فشارهاي جنسي دارد. به نظر موراي يكي از دلايل ايجاد فشارهاي جنسي در كودكان ، مشاهده روابط والدين است.

نقش فيلم در شكل دهي سليقه افراد
در قسمت اول به تأثير فيلم و سينما در كودكان ، تقليد آني و خطر و تأثير تخريبي بعضي از فيلمها پرداخته شد، در اين شماره نيز با توضيحات لازم مطلب را دنبال مي كنيم.
نكته تخريبي و انحرافي فيلمهاي ضد ارزشي و ضد اخلاقي ، تنها نمايش صحنه هاي نادرست جنسي نيست. اين فيلمها عمدتاً تركيبي هستند از پرخاشگري، قتل، جنگ، زد و خورد و تجاوز و وحشيگري به همراه موضوعات نامتعارف و غير اخلاقي…
و كدام عقل سليم ديدن اين گونه تصاوير نامناسب را حتي براي بزرگسالان ، مناسب توصيف مي كند چه رسد به كودكان و نوجوانان تلقين پذير و تأثير پذير ..

.
آيا ما و شما، به عنوان پدر يا مادر آنقدر ساده ايم كه تصور كنيم فرزندمان از تمام كودكان دنيا جداست و از برقراري ارتباط ديداري با چنين صحنه هايي، دچار مشكل نخواهد شد؟ آيا مي انديشيم منحرفان اخلاقي و بزهكاران، از مادر جنايتكار و متخلف به دنيا مي آيند؟ مگر نه اين كه كودكان و نوجوانان امروز ، پدران و مادران فردا هستند؟

معضل اجتماعي
مسئله بعدي ايجاد حالت تعارض و ناكامي است كه در بيننده – خصوصاً جوان و نوجوان – به وجود مي آيد. گفتيم كودك يا نوجوان با هنرپيشه فيلم همانند مي شود و سعي مي كند رفتار، حركات و حتي تكيه كلامهاي او را تقليد كند . از طرفي چون آموزشهاي فيلم با آنچه در ساخت فرهنگي جامعه ما ارزش محسوب مي شود انطباق ندارند . اين تضاد فرهنگي سبب مي شود نوجوان نتواند كاملاً رفتارها را تقليد كند. نوجوان در اثر اين تفاوتها ، احساس ناكامي كرده ، بين خواستهاي خود و آنچه جامعه و سيستم ارزشي حاكم بر آن از او مي خواهد تعارض مي بيند و همين احساس

ناكامي و تعارض عاملي براي نزديك شدن به اضطراب و بيماري رواني خواهد بود. گاهي اين تضادها از حد تفاوت و تضاد درون و بيرون فراتر مي رود . به اين معني كه وجدان اخلاقي كه بيشتر تحت تأثير سيستم ارزشي حاكم بر محيط است چيزي مي طلبد و هنرپيشه به عنوان الگوي رفتاري كه در اينگونه فيلمها معمولاً برخلاف فطرت پاك و خداجوي انسان حركت مي كند، رفتاري متفاوت را

طلب مي كند. اينجاست كه تعارض شديدي پيش مي آيد و آن تضاد ابعاد گوناگون درون انسان است. گويي كه شخصيت فرد شكاف برداشته و از درون، دو نيمه متضاد در برابرهم مي ايستند. در اثر همين تعارض ها پيوند فرد با زندگي واقعي بريده مي شود. نه مي تواند آنچه كه خودش مي خواهد باشد و نه آنچه جامعه از او انتظار دارد. در نتيجه نه شخصيت قابل قبولي براي خود دارد و نه براي جامعه