چکیده :
سوال محوری مقاله این است که دانشگاهها و نظام آموزش عالی در تحولات اقتصادی و اجتماعی جهانی چه نقشی را ایفا نموده و اساسا” در ورود جهان به قرن بیست و یکم دانشگاهها با چه چالشهایی مواجه خواهند بود. روش مطالعه به صورت مطالعه اسنادی با بهره گیری از اصول تحلیل محتوا بوده و با بحث در خصوص موضوعات تغییرات ساختاری در آموزش عالی، سیستم ابداعات

ملی و نقش دانشگاهها در تولید و گسترش آن، نقش محوری دانشگاهها در تولید و گسترش سرمایه انسانی، یکپارچگی جامعه جهانی و دموکراسی، تغییر در چشم انداز دانشگاهها و تحول در شکل و محتوا، و نیز چالشهای فراروی آموزش عالی در قرن بیست و یکم در محورهای کنترل

کیفیت، عدالت آموزشی و توزیع فرصتهای ارتقا، انقلاب مدیریتی، دانشگاهها، دانشگاهها و بیکاری، آموزش عالی و نظام پرداختهای اجتماعی و دانشگاهها و کلید طلایی بازار کار، مقاله جمع بندی میگردد. در پایان نیز براساس مطالب عنوان شده در متن پیشنهاداتی اراعه گردیده است.

عبارات کلیدی:
سرمایه انسانی، سیستم ابداعات ملی، یکپارچگی اجتماعی، کنترل کیفیت، عدالت آموزشی، توزیع برابر فرصتهای ارتقا، کارایی داخلی، کارایی خارجی، انقلاب مدیریتی، نظام پرداختهای اجتماعی.

فهرست مندرجات :
۱- تغییرات ساختاری در آموزش عالی
۱-۱- تقاضا برای آموزش عالی
۱-۲- زنانه شدن کلاسهای دانشگاهی
۱-۳- توده ای شدن آموزش عالی
۱-۴- تغییر محصولات دانشگاهها و کاربردی ترشدن آنها

۱-۵- تغییر و تنوع در منابع مالی دانشگاهها
۱-۶- منطقه ای و محلی شدن تولیدات دانشگاهها
۲- سیستم ابداعات ملی و نقش دانشگاهها در تولید و گسترش آن
۳- تشکیل سرمایه انسانی و نقش محوری دانشگاهها در رشد وتوسعه
۳-۱- تولید سرمایه انسانی بالاتر و بیشتر

۳-۲- آموزش و تربیت مادام العمر
۳-۳- اخذ گواهینامه ها و درجات کیفی بین المللی
۴- دانشگاهها، یکپارچگی جهانی و دموکراسی
۵- تغییر چشم انداز دانشگاهها و تغییر در شکل و محتوا
۶- چالشهای فراروی آموزش عالی در قرن بیست و یکم

۶-۱- کنترل کیفیت

۶-۲- عدالت آموزشی و توزیع فرصتهای ارتقا
۶-۳- انقلاب مدیریتی
۶-۴- انقلاب اطلاعاتی
۶-۵- آموزش عالی و نظام پرداختها
۶-۶- دانشگاهها و بیکاری
۶-۷- دانشگاهها و کلید طلایی بازار کار
۷- جمع بندی، نتیجه گیری و پیشنهادات
۸- یادداشتهای متن
۹- منابع و مآخذ

مقدمه :
تحولات شگرف انتهای قرن بیستم و پیش بینی انقلابات علمی، اطلاعاتی و مدیریتی در قرن بیست و یکم، مبین ابهام اساسی فراروی بشریت در مواجهه با آینده است.نقش محوری دانشگاهها و نظام آموزش عالی در شکل گیری و رهبری این تحولات انکار ناپذیر است و برای تدوین و دسترسی صحیح به آینده ای در خور، چشم جهانیان مجددا” به دانشگاهها دوخته شده است. آنچه در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفته، نقش دانشگاهها در تحول آفرینی و مدیریت تحولات اجتماعی

است. دانشگاهها و تغییرات ساختاری در نوع تقاضا، توزیع جنسی، جغرافیایی و طبقه ای، توده ای شدن آموزش عالی، تغییر و تنوع منابع مالی دانشگاهها و بومی شدن بیشتر محصولات دانشگاهها در بخش اول است که فضای تحول یافته آموزش عالی را به نمایش میگذارد. در بخش دوم نقش دانشگاهها در تولید و توسعه سیستم ابداعات ملی مورد بررسی قرار گرفته است. بخش سوم مقاله به تجزیه و تحلیل چگونگی تولید و توسعه سرمایه انسانی میپردازد. در بخش چهارم یکپارچگی جامعه جهانی و نهادینه کردن دموکراسی مورد بحث واقع شده است. در بخش پنجم تغییر چشم انداز دانشگاهها و تحول در شکل و محتوای آنها عنوان گردیده و در بخش ششم

چالشهای فراروی نظام آموزشی و دانشگاهها در قرن بیست و یکم مورد کنکاش قرار گرفته است. در پایان نیز جمع بندی و پیشنهاداتی مبتنی بر بهبود فرایند منطقه ای شدن تصمیم گیری در دانشگاهها، تشکیل و توسعه بنگاههای نوآور، تجهیز دانشگاهها به تکنولوژیهای ارتباطی جدید، تسریع در آهنگ تحقیقات علوم اجتماعی، تسهیل ارتباط بین انجمنهای بین المللی و دانشگاهها، نهاینه نمودن مفهوم یادگیری مادام العمر برای همه، بازنگری قوانین در راستای امکان تولید و توسعه

نهادهای جدیدآموزش عالی و تخصیص بودجه مناسب تحقیقاتی در راستای دست یافتن به پاسخهای مناسب برای چالشهای فراروی آموزش عالی در ابتدای قرن بیست و یکم عنوان گردیده است. در ادامه به بیان مباحث این مطالعه میپردازیم.

۱- تغییرات ساختاری در آموزش عالی :
در آستانه قرن بیست و یکم تحولات بنیادینی در فرایندها و محصولات آموزش عالی در جهان صورت گرفته است. انفجار اطلاعات، توسعه ارتباطات، تحولات در نظامهای اداره حکومت، تحولات فرهنگی و بهم پیوستگی جوامع جهانی، نگاه و نیاز به آموزش عالی را دستخوش تحول و تغییر اساسی نموده است. جدول زیر برخی تغییرات اساسی و ساختاری را در فرایندها و محصولات آموزش عالی طی چند دهه گذشته نشان میدهد:
به نظر میرسد فرایند تحول در جهان هم از دانشگاهها شروع میشود و هم به دانشگاهها ختم میگردد. دانشگاهها در یک سو با تولید دانش و اطلاعات، امکان تولید تجهیزات و امکانات جد

ید را بوجود می آورند و محصولات متنوع تولیدی جهان نتیجه عملی فرایند تولید دانش و تجهیزات تخصصی هستند، و از سوی دیگر با تغییر فضای فرهنگ و اقتصاد اجتماعی و ایجاد تحولات بعدی که در اثر افزایش ذخیره دانش بشر صورت میگیرد، مجددا” این دانشگاهها هستند که تغییرات بوجود آمده را به عنوان سوال اساسی مورد نقد و بررسی و دست مایه تولید دانش جدید مینمایند. با این حال همواره این سوال محوری مطرح است که آیا دانشگاهها در فرایند تغییر و تحول اجتماعی و اقتصادی، توانایی و انعطاف پذیری لازم را برای تطبیق خویش با شرایط بوجود آمده دارند، و در مرحله عالی تر آیا دانشگاهها توان و امکان برنامه ریزی و ساختن آینده را دارند؟

 

روند تغییرات ساختاری در آموزش عالی طی چند دهه گذشته
ردیف از به
۱ تعداد دانشجویان (در سال ۱۹۶۰ ، ۱۳ میلیون نفر) افزایش تقاضا برای آموزش عالی ( در س

ال ۱۹۹۵ ، ۸۲ میلیون نفر )
۲ غلبه دانشجویان پسر گسترش حضور دانشجویان دختر
۳ آموزش ادبیات، علوم انسانی، علوم محض و حرفه های آزاد مثل حقوق و پزشکی گسترش آموزشهای فنی، حرفه ای و کاربردی مثل علوم ارتباطی، زیست محیطی، تنوع رشته ای، میان رشته ای و فرا رشته ای
۴ دانشگاه نخبه پرور توده ای شدن آموزش عالی
۵ نقش و کارکرد محدود آموزشهای رسمی تنوع نقش و کارکرد،آموزشهای پاره وقت، کوتاه مدت، آموزش از راه دور
۶ ثبات برنامه های درسی انعطاف پذیری و فرایندی شدن برنامه های آموزشی و پژوهشی ( فرایندهای فرا رشته ای و میان رشته ای )
۷ دانشگاه دولتی نقش موسسات غیر دولتی در سرمایه گذاری و تولید آموزش عالی
۸ تامین هزینه های دانشگاه توسط دولت تنوع منابع مالی و خودگردانی دانشگاهها از طریق ارائه خدمات و تحقیقات به موسسات دولتی و خصوصی
۹ برنامه های درسی موضوع محور محلی و منطقه ای شدن برنامه ریزی درسی و عدم تمرکز آن
۱۰ برنامه ریزی متمرکز و غیر قابل انعطاف آموزشی فرایندهای آموزشی و پژوهشی مسساله نگر
۱۱ فعالیتهای علمی بسته، محدود و جداگانه ارتباطات علمی با استفاده از فناوری های ارتباطی جدید و نظام نوین دانش رسانی، مشارکت لحظه به لحظه در شبکه تعاملی پژوهشهای جهانی
۱۲ دانشگاه درونگرا و در خود دانشگاه برونگرا و پاسخگو به محیط ( ارتباط با صنعت، خدمات، رسانه ها و … )
۱۳ آموزش مستقیم و حضوری آموزش از راه دور، نقش رایانه و فناوری چند رسانه ای در آموزش عالی
۱۴ برجستگی اخلاقی و فرهنگی دانشگاه اهمیت نقش دانشگاه در تولید دانش و انباشت مهارتهای فکری، حرفه ای و خدمات تخصصی
۱۵ بی تفاوت بسبت به سیستم ابداعات عامل موثر و توسعه دهنده سیستم ابداعات ملی
ماخذ: گزارش کنفرانس جهانی آموزش عالی در سال ۱۹۹۸

۱-۱- تقاضا برای آموزش عالی :

آنچه از بررسی روند تحول تقاضا برای آموزش عالی بدست می آید روند رو به افزایشی است که در کلیه کشورهای جهان مشاهده میگردد. آموزش عالی کم کم از ماهیت وجودی کالای لوکس و مخصوص خانواده های مرفه بیرون رفته و به صورت یک کالای ضروری خودنمایی می نماید.
پیچیدگی فرایندهای تکنولوژیک نیازمند کارگران متخصص است. امروزه حتی ساده ترین فعالیتهای صنعتی، خدماتی و کشاورزی نیازمند مهارت و تخصص خاص هستند. بدست آوردن هرنوع شغلی در جهان قرن بیست و یکم نیازمند دارا بودن سطح مناسبی از مهارت حرفه ای است که ضرورتا”

از طریق دانشگاهها تولید خواهد شد. از طرفی نیز شرایط رقابت اجتماعی، فرهنگ، ارتباطات گسترش یافته امروزی، و رقابت خانواده ها در یک فضای رقابتی فرهنگی مناسب، الزام تحصیل فرزندان را تا سطوح عالی آموزش ایجاب مینماید. خانواده ها از محدوده خانواده گسترده گذشته، با کاهش تعداد فرزندان، کیفیت فرزندان جای کمیت آنها را گرفته است. ضرورتا” افزایش تقاضا برای آموزش عالی حتی در شرایطی که این آموزش منجر به تولید شغل نیز نگردد، گریبان گیر جهان ق

رن بیست ویکم شده است.

۱-۲- زنانه شدن کلاسهای دانشگاهی :
سبقت گرفتن دختران از پسران برای تحصیلات عالی در کلیه مناطق جهان قابل تعمق است. هر چند اینگونه به نظر میرسد که تعادل و برابری در پذیرش و تحصیل در مقاطع عالی شرط ضروری جامعه برای بقای متعادل باشد، ولی زنها در بیست سال اخیر و مخصوصا” در ده سال اخیر گویا کلیه سالهای عقب بودن از تحصیلات عالی را در مقایسه با مردان میخواهند یکباره جبران نمایند. حضور زنان در رشته های کاملا” فنی و حاضر شدن آنها برای کار در شرایط مساوی با مردان حتی در سخت ترین شرایط کار، برابری جنسی را حتی در فرایندهای تعریف تکنولوژی امکان پذیر نموده است. در شرایط خاص فرهنگی مخصوصا” در کشورهای جهان سوم که شرایط تحصیل و اشتغال در بیرون منزل برای زنان دشوارتر بود، امروزه مشاهده میگردد که موجهای حضور در ثبت نامها، رقابت در کنکورها، قبولی و حضور در سر کلاسهای درس دانشگاهی با بیشتر بودن گروه زنان همراه بوده و در آینده ای نزدیک فضای اشتغال کارشناسی، و مدیریت جوامع به شدت مردانه جهان سومی را زنانه تر خواهد نمود.

۱-۳- توده ای شدن آموزش عالی :
آنچه مهمتر از سایر مسایل میرسد این موضوع مهم است که حتی در سالهای اول پس از جنگ جهانی دوم نخبه گان وارد دانشگاه شده و دانشگاهها نیز تمایل به تولید نخبه گان داشتند، ولی در ابتدای قرن بیست و یکم مشاهده میشود که توده های گسترده ای از کلیه اقشار اجتماعی متقاضی آموزش عالی هستند، و دانشگاهها نیز علاقه سنتی خود را به جذب و پرورش نخبه گان به آموزشهای حرفه ای برای توده متقاضیان مبدل نموده و در این راستا فعالیت مینمایند.
در این فضای به شدت متحول تقاضا و تغییر سریع نیازهای آموزشی به نظر میرسد دانشگاهها نیز انعطاف بیشتری به برنامه های درسی خود داده و رشته های جدید بین رشته ای را سریعتر تولید و منتشر مینمایند. حتی این موضوع فراتر از تعریف رشته ها و سرفصلهای دروس رفته و برنامه های دروس، شیوه تدریس و ارائه دروس، و شیوه امتحانات نیز دستخوش تغییر و تحول زیادی گردیده اند. دانشگاههای مجازی، دانشگاههای روی خطوط اینترنتی، دانشگاههای آزاد، دانشگاههای پایان هفته، دانشگاههای پاره وقت، دانشگاههای شبانه، دانشگاههای مکاتبه ای و… همگی از انواع متعدد و جدید ساختارهای تولید کننده آموزش عالی در ابتدای قرن بیست و یکم هستند که بر

اساس نیازهای جدید طراحی و اجرا گردیده اند.

۱-۴- تغییر محصولات دانشگاهها و کاربردی ترشدن آنها :
بیان این نکته حائز اهمیت است که تا قبل از دهه ۱۹۶۰ دانشگاهها بیشتر برنامه های خود را مصروف تولید و نشر علوم انسانی، هنر، علوم پایه و حرفه های آزادی چون حقوق و پزشکی مینمودند، اما در شرایط کنونی جهان، دانشگاهها بیشتر به دنبال تولید و گسترش آموزشهای فنی و حرفه ای کاربردی مثل علوم ارتباطی، ریست محیطی، و حتی برنامه های بدون مدرک دانشگاه

ی هستند و هر روز نوع جدیدی از سطح دانشگاهی، مدرک و یا امتیاز مربوط به بازار در حال گسترش آموزش عالی معرفی مینمایند.

۱-۵- تغییر و تنوع در منابع مالی دانشگاهها :
نقش پررنگ دولتها در تاسیس، توسعه و پشتیبانی دانشگاهها کاهش یافته و با تغییر و متنوع شدن منابع مالی دانشگاهها، نیز تقاضای فزاینده برای آموزش عالی فرصت حضور موسسات خصوصی که به نیت کسب سود وارد تولید آموزش عالی میشوند، بوجود آمده است.امروزه بخش بزرگی از فضای رقابتی تولید آموزش عالی و نیز تولید تحقیقات بنیادی، توسعه ای و کاربردی در اختیار موسسات خصوصی قرار گرفته است، که با اصول مدیریت موسسات خصوصی رهبری میشوند و البته موفق نیز هستند.

۱-۶- منطقه ای و محلی شدن تولیدات آموزش عالی :
در گذشته شاید علت متمرکز بودن دانشگاهها در مراکز قدرت در کشورها به علت نیاز به منابع مالی سنگین، عدم توان بخش خصوصی در تولید آموزش عالی، کم بودن تقاضای موثر برای آن، و نیز با هدف تولید نخبه گان برای تصدی پستهای حساس دیوانی بوده است، اما امروزه کلیه مناطق و شهرها و استانهای کوچکتر و حتی محروم نیز هر یک به سهم و نوبه خود موسسات متفاوت آموزش عالی را تاسیس نموده و به تولید نیروی ماهر و متخصص برای تصدی شغلهای حساس خود می پردازند. بومی شدن دانش از فضای جهانی به فضای محلی و پاسخ به سوالات اساسی محلی و منطقه ای با وجود اعضای هیات علمی در دانشگاههای مستقر در استانها و مناطق محروم امکان پذیر گردیده و فرصت تعریف و اجرای پروژه های بنیادی، توسعه ای و کاربردی محلی و منطقه ای بوجود آمده است. این فرصت امروزه بسیاری از مسایل حاد مناطق محروم را ریشه یابی نموده و قدرت چانه زنی و رقابت را به این مناطق در مقابل سایر مناطق توسعه یافته تر داده است.

۲- سیستم ابداعات ملی و نقش دانشگاهها در تولید و گسترش آن:
هر چند که پذیرش اثر دانشگاهها به عنوان تولید کنندگان اصلی دانش، هیچگونه ابهامی در میان عموم ندارد، اما امروزه نقش دانشگاهها را در شکل گیری و تاثیرگذاری سیستم ابداعات ملی نمیتوان نادیده گرفت. دانشگاهها با تولید توده ای آموزش دیدگان فضای تفکر پیچیده، رفتار پیچیده و تقاضای پیچیده تر را در جامعه در حال تحول و دانش مدار امروزی بوجود می آورند.
دانشگاهها فرصت تبدیل دانش به محصول را در چرخه های مرکزی و ملی و نیز منطقه ای

و محلی میدهند، و با تولید دانش بومی جدید امکان هر بار تولید محصولات جدیدتر را از طریق اختراعات، اکتشافات و نوآوری های وسیع و نهادینه شده در اجتماع بوجود می آورند. به هر حال عامل تکنولوژی تابعی از سطح سرمایه انسانی در جامعه است و با تولید کاربردی تر و وسیعتر سرمایه انسانی در جامعه با توزیع برابرتر، با ارائه فرصتهای ارتقای بالاتر ، استعدادهای بیشتری تحت آموزش و بهره وری قرار میگیرند، و این خود یعنی چرخه ای که تکنولوژی و رشد را نهادینه و درونی مینماید. چرخه ای که تولید کننده، تضمین کننده و تامین کننده سیستم ابداعات ملی است. یک سیستم ابداعات ملی سیستمی ساخته شده از عوامل زیر است :

۱- تولید دانش سازماندهی شده در نظام آموزشی و تربیتی
۲- چهار چوب منظم و متناسب اقتصاد ملی شامل سیاستهای تجاری که بر تحول تکنولوژی مؤثر باشد
۳- بنگاههای نوآور و شبکه های کسب و کار
۴- زیرساختهای ارتباطی رضایت بخش و کافی
۵- عواملی چون پذیرش مبانی دانش جهانی و شروط اطمینان دهنده بازاری که به تکنولوژی معطوف میگردن.
امروزه با افزایش نقش دانشگاهها در پشتیبانی و توسعه سیستم ابداعات ملی، منطق این سیستم نیز تمایل به قدرتمند تر شدن دارد و متقاضیان جدیدی برای نهادینه نمودن آن در بین کشورهای جهان سوم برای آن بوجود آمده است. هر چند کشورهایی که بخواهند ظرفیت تولید و نهادینه کردن سیستم ابداعاتشان را توسعه بخشند، میبایست زمینه معنی داری را برای بدست آوردن زیر ساختهای نسبی، نهادها و منابع انسانی آماده سازند.

ظاهراً کشورهایی که توانسته اند به این سطوح بالای تخصصی و تکنولوژیکی دست یابند به سطحی رسیده اند که بیش از ۳۰ درصد ارزش صادراتشان را کالاهای با تکنولوژی سطح بالا تشکیل میدهند. کشورهای هندوستان و برزیل در این میان توانسته اند به سطوح مناسبی از ظرفیت سیتم ابداعات ملی دست یابند. چند عامل مهم برای دستیابی به یک سیستم ابداعات مل

ی رضایت بخش وجود دارد :

نخست : عنایت به تسریع در آهنگ انجام تحقیقات علوم اجتماعی که بسیاری امور را در خصوص فرایند و ساختار ابداعات به جامعه یاد میدهد، و همین باعث رشد بدنه و زمینه ای میشود که در انتخاب سیاستها و عملکردهایی که سرمایه گذاری در توسعه منابع انسانی را موثرتر مینماید، تصمیمات موثرتر و سریعتری اتخاذ شود.

دوم : بسیاری از انجمن های علمی بین المللی با استفاده از یک بازار ارتباطی قوی، همکاریهای متقابل و مناسبی دارند. از آنجایی که همگرایی و مشارکت تحقیقاتی در راستای نهادینه کردن فرهنگ دانش مداری و مبتنی دانش اثر بخش است. این انجمن ها و موسسات بین المللی نقش بسزایی را در این راستا ایفا مینمایند.

سوم : تکنولوژیهای ارتباطی جدید، گسترش و همه گیر کردن آنها امکان تولید و نشر سریع و موثر اطلاعات و دانش را بوجود آورده، و حتی در تولید دانشهای جدید نقش اساسی را دارا هستند.

چهارم : آنچه کشورها به شدت نیاز به توجه و در دستور قرار دادن آن دارند، استفاده موثر تر از دانش علمی و تکنولوژیکی است، نه بدان گونه که خود را دچار لبه برنده تحقیقات نمایند، بلکه آن سان که سیاستهای موثر و نهادهای توسعه یافته و ضروری علمی و تکنولوژیکی را در مسیری توسعه دهند که در موازات با تربیت مردم، بخشها و تولیدات توسعه یافته تر و جدیدی به بازار عرضه گردد (world bank, 2002).

چهار عامل اصلی نهادینه کردن سیستم ابداعات به نحوه موثری بر میزان تاثیرگذاری دانشگاهها در جوامع بستگی دارند. هر چند دانشگاهها نقش خود را در جامعه در حال تحول بهتر ایفا نمایند، بهتر میتوان حضور و تاثیر سیستم ابداعات ملی را مشاهده نمود. این موضوع در جهان در آستانه قرن بیست و یکم یکی از نکات قابل تعمق و توجه کشورهای جهان سومی است که به دنبال رشد درونزا و دستیابی به سیاستها و مدلهای درونزا نمودن رشد اقتصادی هستند.

۳ – تشکیل سرمایه انسانی و نقش محوری دانشگاهها در توسعه آن :

دانشگاهها اصلی ترین تولیدکننده سرمایه انسانی و تنها پشتیبانی کننده چهارچوبی هستند که میتواند نیازهای رشد اقتصادی را در یک جامعه مبتنی بر دانش تضمین نمایند. هرچند توزیع برابرتر و عادلانه تر امکانات آموزش عالی در کنار بومی بودن و بومی شدن مهارتها و نتایج تحقیقات دانشگاهی در این راستا هم میتواند جمعیت بزرگتری را زیر پوشش قرار دهد و هم مسائل کاربردی تری را در خصوص توسعه و رشد مناطق حل نماید. تاثیر نقش دانشگاهها در تولید هرچه بیشتر و بهتر سرمایه انسانی نیازمند عواملی چند است که باید به آنها اشاره نمود.

 

۳-۱- تولید سرمایه انسانی سطح بالاتر و بیشتر:
تولید سرمایه انسانی موثرتر- و قوی تر- در حل مشکلات رشد و توسعه و دربرگرفتن دامنه وسیع تری از جمعیت در عرضه این تولیدات علمی، ابعاد اصلی مساله توسعه هستند. همواره توسعه بالاتر بیاز به انسانهای توسعه یافته تر دارد و هر چقدر سطح دانش و تعداد افراد توسعه یافته بیشتر باشد، میتوان نهادینه و درونزا شدن رشد و توسعه را امکان پذیرتر قلمداد نمود. اقتصادهای دانش مدار مهارتهای سطح بالاتری را در ترکیب نیروی کار تقاضا میکنند. در اقتصادهای OECD نسبت شاغلین با تحصیلات عالی در حال افزایش است و در سال ۲۰۰۰ تقریباً دو برابر سال ۱۹۷۵ بوده و از ۲۲ درصد کل شاغلان این نسبت به ۴۱ درصد رسیده است.
مطالعات روی داده های بازارکار در کشورهای کانادا، انگلستان و امریکا یک تقاضای پیوسته فزاینده را برای جوانان با سطح تحصیلات دانشگاهی نشان میدهد. مطالعات اخیر برروی نرخهای بازده آموزش عالی در چندین کشور امریکای لاتین نشان میدهد که روند توسعه سرمایه انسانی همراستا با موفقیت این کشورها در توسعه اقتصادی است. برای مثال در آرژانتین، برزیل و مگزیک نرخ بازده آموزش عالی رشد معنی داری در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ در مقایسه با دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ نشان میدهد (Pessino 1995; Barros and Ramos 1996; Lachler 1997 ).
افزایش تقاضا برای نیروی کار با مهارت بالاتر نه تنها بر روی دستمزدها تاثیر داشته است،

بلکه برروی فرصتهای استخدام نیز تاثیر گذارده است. تجارب روسیه این موضوع را تایید مینماید. هنگام فروپاشی شوروی سابق بیکاران روسیه دارای ترکیب تقریباً یکسانی از تحصیل کرده و یا غیر آن بودند، درحالی که در سال ۱۹۹۶ این نسبت به شدت برای افراد با تحصیلات عالی کاهش یافته است(Foley 1997 ).

۳-۲- آموزش و تربیت مادام العمر :
دومین بعد در محور توسعه سرمایه انسانی و تغییر نگاه دانشگاهها در این موضوع مهم، تغییر در نیازهای آموزشی و تربیتی، دانش، مهارت و اشتغال، پیوستگی و بهنگام سازی ظرفیتها و کیفیات سرمایه انسانی افراد در طول دوران زندگی آنهاست. در کشورهای OECD روشهای

سنتی مطالعه در دوره های محدود و مجزای زمانی برای بدست آوردن مدارک متوسطه و دانشگاهی تا قبل از زندگی حرفه ای با یک مدل آموزش و پرورش مادام العمر جایگزین شده اند. مفهوم ” یادگیری مادام العمر برای همه ” در سال ۱۹۹۶ بوسیله وزارت آموزش و پرورش کشورهای OECD پذیرفته شد و این نشان دهنده دیدگاه جدیدی در اتخاذ سیاستهای آموزش و پرورش بر پشتیبانی از توسعه بر مبنای دانش بود(world bank, 2002).
روش یادگیری مادام العمر بر یادگیرندگان و نیازهای آنها مبتنی است. کارگران دانشجو، دانشجویان تمام وقت، دانشجویان درخانه، دانشجویان در سفر، دانشجویان پاره وقت، دانشجویان روزانه، دانشجویان شبانه، دانشجویان پایان هفته و … نمونه های جدیدی از تقاضاهای جدید هستند که بر اساس ضروری بودن برنامه ها و تمایل یادگیرندگان، چندین برنامه یا نهاد موازی برای پاسخگویی به این نیازها طراحی و اجرا خواهد شد.
موضوع با اهمیت دیگر شتاب یافتن و گسترش تکنولوژی و علم در جهتی است که تاکید بر بخاطر آوردن محاسبات و حقایق سریع و بر مبنای داده ها و نیز اهمیت یافتن مهارتهای تحلیلی سریع بیش از پیش دارد. امروزه یادگیری نیاز به افزایش مبانی و ظرفیت دریافت و پذیرش دانش و استفاده از آن برای حل مسائل را دارد، یادگیری چگونه یادگرفتن، یادگیری تغییر شکل دادن به اطلاعات و تبدیل آن به دانش جدید از طریق دسته بندیهای متنوع و جدید، یادگیری انتقال دانش جدید و کاربرذی کردن آن، مهمتر از بخاطر سپردن اطلاعات تخصصی است. این اصل بنیادی مهارتهای تحلیلی جدید است که توانایی جستجو و دریافت اطلاعات، ابهام زدایی در توضیح، فورموله کردن، مدل بندی و نوشتن آن به شکل آزمون پذیر، آراستن و ارزشگذاری هنگام ارائه و حل مسائل به دنبال دارد.

۳-۳- اخذ گواهینامه ها و درجات کیفی بین المللی :
سومین بعد تغییر در محور توسعه سرمایه انسانی و نقش دانشگاهها، رشد جاذبه های درجه بندی و اخذ گواهینامه های با درجه بندی قابل قبول بین المللی است. در اقتصاد جهانی بنگاههای محلی در هر جایی که تولید کنند، محصولاتشان را در بازار جهانی با استانداردهای جهانی به فروش میرسانند و همواره در رقابت با بنگاههای خارجی هستند، و حتی برای دستیابی به

بازارهای داخلی ضرورت رقابت با بنگاههای کشورهای دیگر را فراروی خود دارند؛ بر همین اساس تقاضا برای اخذ گواهینامه ها و درجه بندی های بین المللی روز بروز در حال افزایش است، مخصوصاً در زمینه های مدیریت و کیفیت محصول.