نقش كار در جامعه

نقش نيروي انساني در اقتصاد جامعه
هزاران سال پيش وقتي که انسانهاي نخستين بر روي کره زمين پراکنده بودند براي ادامه زندگي غذاي خودر را بشکلي تامين ميکردند و هرچند که در ابتدا بطور غريضي از گوشت حيوانات و برگ درختان استفاده مينموند از آنجايي که انسانها فطرتا خدا جو و دانشدوست ميباشد کم کم بکمک تعقل و فکر اين دو موهبت خداد داي سعي کردند طبيعت را بشناسند و از آن بهره گيرند و براي اين کار به ساخت لوازم اوليه همت گماشتند و اولين لوازم و وسايل کار ساحته شد و نقش انسان در

اينجا به اثبات رسيد و در نتيجه فرهنگ کار نيز شکل گرفت با پيشرفت بشر و تلاش و کوشش آنان طبيعت به تسخير آدمي در آمد اين روند ادامه پيدا کرد و تا به کشف و اختراعات مهمي از قبيل اختراع ماشين ، بخار ، کشتي ،لوکو مو تيو ، تلگراف،تلفن ، کشف واکسن ، ميکروب ،مبا رزه با انواع بيماري ها نقش انسان برجسه تر شد و روابط انساني ايجاد گرديد و نامي بر اين روابط نهاده شد که نظام فئودالي يکي از اين تشکل ها بود و در اين نظام فرهنگ کار و کارگر و کار فرما بوجود آمد

که کافرمايان ارباب و کارگران دهقان و روابط آنها يک روابط ارباب و رعييتي و اين نظام هرچند که از بي نظامي بهتر بود ولي مطلوب انسانها نبود و استثمار و استعمار و بهرکشي از دهقانان و يا هرکسي که ابزار و وسايل کار نداشت فراوان و نظام دستمزد هم يک نظام عادلانه نبود و افراد زيادي کار ميکردند و عده اي محدوي نيز ار دست زنج آنها استفاده ميبردند اما جامعه انساني رو به پيشرفت بود و اين پيشرفت نياز هاي جديد را طلب ميکرد و همجنين فرهنگ جديد ؛ تا اينکه

اختراعات و کشفيات بشر در گذشته زمينه ساز انقلاب صنعتي در اروپا گرديد و با شروع اين انقلاب کارخانجات عظيمي بوجود آمد و نظام فئودالي نيز کم کم از جامعه رخت بر بست و جاي خود را به نظام صنعتي داد و جامعه جديد شکل گرفت کار و فرهنگ کار نيز عوض شد و کار فرمايان و کار گر ان جا يگزين ارباب و رعييت گرديد ند و نظام کاري نيز شکلي جديد بخود گرفت و براي هماهنگي بين کار فرما و کارگران يک نظام حقوقي نوشته شد و اين نظام حقوقي قانون کار نام يده شد و همه

اين مجموعه در زير چتر اين نظام حقوقي بکار پرداختند و با گشترش نيازها و همچنيين کار ها و کارخانه هاي جديد و پيچيده ميطلبيد که کارگران و هم کار فرمايان خود را به علم روز آشنا و هم از وسايل و تکنيکهاي جديد استفاده نمايند ،امروز چرخهاي عظيم توليد در سراسر دنيا بدست نيروي

هاي انساني متخصص به گردش در ميآيد ميتوان اين عصر را عصر الکترونيک ، تکنولوپهاي پيشرفته ( بيو تکنولوژي ، نانو تکنولوژي ، کامپوزيت ها ، هسته اي ) ناميد تا جاييکه گسترش واحد هاي صنعتي را در جايجاي دنيا از جمله کشور عزيز مان ايران ميشود ديد و امروزه بر کسي پوشيده نيست که اين واحد ها بدست نيروي توانمند انساني اداره ميگردد و نقش اين نيروها بخوبي آشکار است
نقش تشكل هاي صنفي در تقويت فرهنگ كار

اشاره: <تحول نظام استاد -شاگردي>، <توسعه صنعتي و موانع آن>، <دولت در عصر پهلوي>، <فرهنگ، اخلاق كار و نخبه گرايي در ايران> و <اصلاح گري و ايران> از جمله تا ليفات دكتر ابراهيم فيوضات در حوزه جامعه شناسي صنعتي و سياسي است.
فيوضات دكتري خود در جامعه شناسي را از كشور فرانسه گرفته است. اجراي طرح تحقيقاتي <نگرش ايرانيان به فرهنگ كار و سرمايه صنعتي در ايران> بهانه اي براي گفت وگو با اين عضو هيا ت علمي دانشگاه شهيد بهشتي فراهم ساخت تا درباره صنعتي شدن، فرهنگ كار و موانع آن به گفت وگو بنشينيم. با ما همراه باشيد:

آتيه: آقاي دكتر فيوضات! شما از جمله كساني هستيد كه از فرهنگ كار به عنوان پيش نياز صنعتي شدن جامعه ياد مي كنيد. به نظر شما مهم ترين دلايل نهادينه نشدن اين فرهنگ در جامعه ايراني چيست؟ اساساً شما <فرهنگ كار> را چگونه تعريف مي كنيد؟
ابراهيم فيوضات: فرهنگ كار را مي توان مهم جلوه داد و برجسته كردن كار تعريف كرد. توجه به اين موضوع خود نتيجه صنعتي شدن جوامع است.

اهميت دادن به تخصص و تقسيم كار يكي از نيازهاي اصلي صنعتي شدن جوامع و از مؤ لفه هاي تشكيل دهنده فرهنگ كار است.
تخصصي شدن فعاليت ها و رعايت تقسيم كار نوعي مسئوليت پذيري را كه خود از جلوه هاي اصلي بالا بودن فرهنگ كار است در پي دارد.
از سوي ديگر بدون رشد عقلانيت نمي توان در انتظار صنعتي شدن نشست.
فراهم آوردن امكان تصميم گيري براساس عقل و درايت در تمام مراحل زندگي به ويژه از دوران كودكي از جمله بنيان هاي اصلي و تا ثيرگذار در ايجاد و تقويت فرهنگ كار محسوب مي شود.
از سوي ديگر، توجه و اهتمام واقعي به علم عامل اصلي صنعتي شدن جوامع است. در مقابل عدم اهتمام به دستاوردهاي علمي و كارشناسي دليل اصلي نهادينه نشدن فرهنگ كار در جامعه ايراني است.

اين در حالي است كه جامعه ايراني هنوز اهميت <شك علمي> را مورد توجه قرار نداده است.
اساساً بدون شك علمي و بدون فراهم كردن امكان تا ثيرگذاري واقعي پژوهش، صنعتي شدن يك سراب است.
بسياري از مسائل خرد و كلان ما در اين زمينه به سيستم آموزشي در تمامي مقاطع به ويژه مقاطع ابتدايي بازمي گردد. چرا كه كودكان ما از ابتدا بايد جستجوگر باشند يعني احساس كنند كه مي توانند تمامي مشكلات را از طريق پرسشگري و جست وجوي راه حل هاي منطقي و استدلالي حل كنند.

واقعيت بسيار تلخ در مورد جامعه ايراني آن است كه ما به سختكوشي عادت نكرده ايم. وابسته بودن به درآمد عظيم نفت در دهه هاي اخير ايراني ها را به نوعي كاهلي عادت داده است. حال آنكه شايد بتوان از سختكوشي به عنوان اصلي ترين مؤ لفه تشكيل دهنده فرهنگ كار ياد كرد.
مدل آموزشي -درسي ايراني بر حفظ و اتكاي بيش از اندازه بر هوش استوار است. نگاهي به نحوه طراحي سوا‡ لات درسي يا آزمون هاي تعيين كننده سرنوشت دانش آموزان نظير كنكور مؤ يد اين ادعاست.

اين در حالي است كه صنعتي شدن تمامي جوامع غربي حاصل رياضت اقتصادي-اجتماعي مردم آن جوامع بوده حال آنكه مدرنيزه شدن جامعه ايراني در نتيجه ثروت بادآورده نفت بوده است.
آتيه: اين دلايل در عرصه اقتصادي چگونه قابل تحليل است؟
-غلبه فرهنگ كاسب كارانه مبتني بر داد و ستد و شيوه دلالي باعث شده كه روحيه كار مبتني بر توليد تضعيف شود. چنين روحيه اي نه تنها مردم را نسبت به در پيش گرفتن شيوه هاي توليدي بي انگيزه مي سازد، بلكه مقدمات داد و ستد ربوي را نيز فراهم مي كند.

اتكاي بيش از اندازه به درآمدهاي نفتي طي دهه هاي اخير نيز مزيد بر علت شد و ايراني ها را بيش از گذشته نسبت به فعاليت هاي مولد بي انگيزه ساخت.
آتيه: نمي توان از فرهنگ كار صحبت كرد و بر نقش تشكل هاي صنفي تا كيد نكرد. جايگاه اين تشكل ها را در ترويج و تعميق فرهنگ كار چگونه ارزيابي مي كنيد؟
-تشكل هاي غيردولتي نقش بي بديلي را در ايجاد و تقويت فرهنگ كار دارند. اساساً به نظر مي رسد صحبت از صنعتي شدن بدون در نظر گرفتن جايگاه تشكل هاي صنفي و كاركرد آنها امكان پذير نباشد تجربه جوامع پيشرفته خواه از نوع غربي يا شرقي نيز مؤ يد اين نظر است.

تشكل هاي صنفي به ويژه از نوع كارگري، كارمندي يا هر نوع ديگر نقش واسطه را بين نيروي انساني و مديريت يك واحد اقتصادي ايفا مي كند. اين واسطه، از طريق كاركرد چانه زني و توافق جمعي نقش قابل ملاحظه اي در تنش زدايي بين كارگران و كارفرمايان دارد. به گونه اي كه از ايجاد بحران هاي بزرگ اجتماعي جلوگيري مي كند. در مقابل نبود آنها شرايط را شكننده مي كند.
تشكل هاي مدني با آموزش و فراهم كردن تجربه اندوزي اعضا، شرايط را براي نهادينه كردن پيش نيازهاي پيشرفت جامعه به وجود مي آورند.
عده اي فكر مي كنند كه مي توان نيروي كار را از طريق بخشنامه و دستورالعمل آموزش داد يا تربيت كرد، حال آنكه هيچ سازمان يا نهاد رسمي و غيررسمي نمي تواند، جايگاه تشكل هاي صنفي را بگيرد.
تشكل هاي صنفي كاركرد ارشادي نيز دارند و مي توانند نقاط ضعف اجتماعي-اقتصادي را برطرف سازند.
به جرا ت مي توان ارزيابي كرد كه بخش عمده اي از مشكلات جامعه ايراني در زمينه فرهنگ كار و حركت به سوي صنعتي شدن ناشي از نبود تشكل هاي صنفي در بسياري از حوزه هاي فعاليت اقتصادي است.

آتيه: چگونه مي توانيم راهكاري عملي براي تقويت فرهنگ كار به دست آوريم؟
-حركت به سوي صنعتي شدن مستلزم برخورداري از پيش زمينه تاريخي است كه فراهم آمدن آن در كوتاه مدت امكان پذير نيست.
با اين حال نبايد به اين بهانه دست از تلاش كشيد. تجربه بسياري از كشورها نشان مي دهد كه در صورت برخورداري از استراتژي هاي جامع و تبديل آن به برنامه هاي مشخص و معين مي توان به توسعه دست يافت.
اهتمام به نقش نخبگان علمي، فكري، فرهنگي و اجتماعي بسيار بيش از گذشته بايد مورد توجه قرار گيرد. بدون شايسته سالاري مفهوم صنعتي شدن تهي از معناست. جنبه دوم به تقويت جنبه هاي صنعتي كار و الويت دادن به توليد نقش تشكل هاي غيردولتي (NGO) بسيار ارزنده است.
ناديده گرفتن شايسته سالاري، بي توجهي به نقش تاريخي نخبگان و ضعيف بودن تشكل هاي مدني دست به دست هم داده تا ايرانيان، تهي از ذخيره تاريخي و تجربه گذشته باشند. شايد به همين دليل است كه ميل ما به گسست بسيار بيشتر از وحدت باشد.
آتيه: با وجود تفاوت بين جوامع، آيا مي توان از تجارب آنها استفاده كرد؟

-با وجود تمامي تفاوت موجود در بين كشورهاي توسعه يافته يا حتي در حال توسعه، نقطه مشترك در اين بين به سخت كوشي يا آنچه من از آن به عنوان رياضت ياد مي كنم مربوط مي شود.
اين ويژگي به خصوص درباره كشورهاي شرق دور و جنوب شرق آسيا كاملاً مشهود است.
نگاهي به تجارب آنان حاكي از اين است كه همواره شهروندان سخت كوش بر افراد داراي استعداد ترجيح داده شده اند. اين گفته من به معني ناديده گرفتن افراد مستعد نيست. به جاي تربيت افراد شاخص كه پس از مدتي سر از كشورهاي پيشرفته درمي آورند بايد اهتمام خود را به سخت كوشي بدهيم نه استعداديابي صرف.

بزرگ ترين فايده تغيير اولويت از اولويت استعداد به اولويت سخت كوشي اين است كه امكان مشاركت بخش بيشتري از جامعه در مسائل اجتماعي نيز فراهم مي شود. علاوه بر اين شايسته سالاري نيز در عمل محقق شود.
آتيه: مهم ترين نتيجه به دست آمده انجام تحقيق <نگرش ايرانيان به فرهنگ كار و سرمايه صنعتي در ايران> چه بوده است؟
-در اين تحقيق ادبيات طنز ايران را در سه مقطع قاجاريه، پهلوي و جمهوري اسلامي مورد توجه قرار داده ام. البته علاقه مند بودم كه جنبه هاي ديگري از ادبيات را نيز مورد توجه قرار دهم كه به دليل وسعت كار، امكان پذير نبود و به حوزه طنز بسنده كردم.
بررسي طنز در اين سه دوره نشان مي دهد كه چه بعد و چه قبل از ورود صنعت به ايران، هيچ گونه اثري درباره توليد، محيط كار و رابطه نيروي انساني با فضاي كسب و كار وجود ندارد.
تا سف برانگيزتر آنكه در دوره هاي پهلوي و جمهوري اسلامي آنچه درباره كار گفته شده در حد پيله وري و داد و ستد محدود مي شود.

آنچه در دوره پهلوي به ويژه پس از شهريور سال ۱۳۲۰ نيز آمده است به صورت يك طرفه و تنها در مورد كارگران گفته شده است. متا سفانه در اين عرصه نيز هيچ صحبتي درباره محيط كار، مديريت و نقش كارفرمايان وجود ندارد.
بررسي دوره جمهوري اسلامي نشان مي دهد كه كار و فعاليت جدي و نيز تلاش مستمر براي رسيدن به موفقيت مورد توجه قرار نمي گيرد. جوانان و جويندگان كار بيشتر در صددند كه بدون تلاش به ثروت و موقعيت ممتاز دست پيدا كنند.
آنان شانس و تصادف را مهم ترين عامل در دستيابي به موفقيت مي پندارند و تلا

ش حداقل تا ثير را دارد كه اين طرز نگرش بسيار بسيار مايه تا سف است.
آتيه: منابع مورد استفاده شما در اين تحقيق كدام بوده اند؟
-در دوره قاجاريه، صابر طنزپرداز معروف آذربايجان، دهخدا و نسيم شمال، در دوره پهلوي ملك الشعراي بهار و پروين اعتصامي براي دوره اول پهلوي و سه دوره از فعاليت مجله توفيق و در دوره جمهوري اسلامي نيز مجله گل آقا.
آتيه: ادبيات يا به طور كل فعاليت هاي فرهنگي چه تا ثيري بر حركت جوامع به سوي توسعه و پيشرفت دارند؟ رابطه متقابل اين دو را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

-از نظر من و براساس تحقيقات و پژوهش هاي صورت گرفته در اين زمينه، ادبيات يا همانگونه كه شما اشاره كرديد، فعاليت هاي فرهنگي تا ثيري مستقيم و قابل توجه بر فرايند توسعه جوامع ايفا مي كنند.