نماز، عبادات و دستورات دین

فصل اول
نماز،عبادات و دستورات دين

نماز از جمله عباداتي است كه علاوه بر اين كه در قرآن در آيات زيادي بر آن تأكيد شده، همراه با عبادات و دستورات ديني مختلفي نيز آمده است. كه در اين مطلب به آن اشاره مي كنيم.
نماز و انفاق
در سوره بقره از جمله صفات پرهيزكاران را اقامه نماز و انفاق بر مي شمارد… و يقيمون الصلوة و مما رزقناهم ينفقون”(۱)… و نماز به پاي دارند و از هر چه روزي شان كرديم ( به فقيران) انفاق كنند.”
نماز و زكات

در آيات زيادي از قرآن، نماز همراه با زكات مطرح شده است. زيرا نماز رابطه با خالق را محكم مي كند و زكات به استحكام رابطه هاي بين خلق كمك مي كند: ” واقيمواالصلوة و اتواالزكوة…”(۲) و نماز به پا داريد و زكات بدهيد… .”
نماز و روزه
” واستعينوا بالصبر و الصلوة…”(۳) و از صبر و نماز ياري جوييد… .
در تفاسير و روايات مختلف، مراد از صبر را در اين آيه، روزه دانسته اند.(۴)
نماز و حج
” واذ جعلناالبيت مثابة للناس و امناً واتخذوا من مقام ابراهيم مصلي …”(۵) ( و به خاطر بياوريد) هنگامي را كه خانه كعبه را محل بازگشت و مركز امن و امان براي مردم قرار داديم ( و براي تجديد همين خاطره) از مقام ابراهيم نمازگاهي براي خود انتخاب كنيد… .”
نماز و عدالت
” قل امر ربي بالقسط و اقيموا وجوهكم عند كل مسجد…” (۶) بگو پروردگارم به عدالت فرمان داده است، و توجه خويش را در هر مسجد به سوي او كنيد…” خداوند به پيامبر فرمان داده است كه هر چيز را در مورد صحيح خود به كار برده و به جاي خود بنهيد و فقط به سوي او و براي او و خالصانه عبادت كنيد.
نماز و جهاد
در آيه۴۰ سوره حج، يكي از فلسفه هاي جهاد را جلوگيري از تخريب نمازخانه ها و عبادتگاهها بيان مي كند. ” الذين اخرجوا من ديارهم بغير حق الا ان يقولوا ربناالله و لولا دفع الله بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بيع و صلوات و مساجد يذكر فيها اسم الله كثيراً…” همانا كه به ناحق از خانه خود بدون

هيچ دليلي اخراج شدند جز اين كه مي گفتند پروردگار ما الله است و اگر خداوند بعضي از آنها را به وسيله بعضي ديگر دفع نكند، ديرها، صومعه ها و معابد يهود و نصارا و مساجدي را كه نام خدا در آن بسيار برده مي شود، ويران مي گردد… .” به اين ترتيب حتي به قيمت خون دادن، بايد از مكان نماز و عبادات حفاظت و حراست كرد.

نماز و امر به معروف و نهي از منكر
لقمان ضمن بيان سفارشاتي به پسرش، به او توصيه مي كند كه : ” يا بني اقم الصلوة و امر بالمعروف و انه عن المنكر…”(۷) اي فرزند عزيزم نماز را به پا دار و امر به معروف و نهي از منكر كن…”
با برپايي نماز كه انسان را از زشتي ها و منكرات باز مي دارد، روح و جان خود را از همه آلودگي ها پاك و به صفات پسنديده آراسته كنيد و آنگاه مردم را به خوبي ها امر و از بدي ها و منكرات نهي نماييد.
نماز و تلاوت قرآن
” ان الذين يتلون كتاب الله و اقامواالصلوة…”(۸)؛ آنها كه كتاب خدا را تلاوت كرده و نماز به پا مي دارند… .
نماز و مشورت
“والذين استجابوا لربهم و اقامواالصلوة و امرهم شوري بينهم…”(۹) و آنان كه امر خدا را اجابت كردند و نماز را به پا داشتند و كارشان را به مشورت يكديگر انجام دهند… . مؤمنان به وسيله نماز ارتباط خود را با خدا محكم تر كرده و با مشورت با يكديگر، موجبات دلگرمي ديگران را فراهم آورده و وحدت بيشتري را در جامعه اسلام سبب مي شوند.
نماز و اعطاي وام
“… و اقيمواالصلوة و اتواالزكوة و اقرضواالله قرضاً حسناً…”(۱۰)؛ … و نماز به پا داريد و زكات بدهيد و به خدا قرض نيكو دهيد و براي خدا به محتاجان قرض الحسنه دهيد… . هرگاه انسان نماز را با نيت خالص و با حفظ تمام اركان آن و با مداومت اقامه كرد آنگاه همه چيز را از خدا و به سوي او مي داند و لذا مي تواند زكات مال خود را بپردازد و چون به مالكيت روز جزاي خداوند معتقد است و پاداش آن روز را باور دارد، مال خود را انفاق مي كند و به نيازمندان قرض الحسنه مي دهد. حال چون از همه بدي ها پيراسته شده، در جهت آراسته شدن جامعه به صفات انساني، تلاش و كوشش مي كند و حتي از بذل جان خود نيز دريغ نمي ورزد. نيز هرگاه از او در امري نظر بخواهند، بدون سوء نيت، تمام اطلاعات و دانسته هاي خود را بدون كم و كاست در اختيار آنها قرار مي دهد و به اين ترتيب در برقراري عدالت در تمام شئونات آن كمك مي كند.

پي نوشت ها:
۱٫ بقره/ ۳ و نيز در آيه ۲۹ سوره فاطر و آيه ۳۸ سوره شوري اين دو همراه آمده اند.
۲٫ بقره/۴۳ و در آيات زياد ديگري از جمله در آيات۸۳، ۱۱۰، ۱۷۷و ۲۷۷ همين سوره، اين دو همراه ذكر شده اند.
۳٫ بقره/۴۵ و نيز در آيه ۱۵۳ همين سوره به اين مضمون آمده است.
۴٫ به ترجمه تفسيرالميزان ج۱، صفحه ۲۳۰ و تفسير نمونه ج۱، صفحه ۲۱۸ مراجعه شود.
۵٫ بقره/۱۲۵٫
۶٫ اعراف/۲۹٫
۷٫ لقمان/۱۷٫
۸٫ فاطر/۲۹٫
۹٫ شوري/۳۸٫
۱۰٫ مزمل/۲۰٫

فصل دوم
توبيخ و انتقاد از تاركان و كاهلان نماز

در قرآن به برپاداشتن نماز تأكيد فراواني شده و آثار فراواني بر آن مترتب گرديده است. براي اقامه كنندگان نماز پاداش بسياري وعده داده است. عليرغم آن كه انسان از فوايد نماز در اين جهان نيز بهره مي برد، انسان هاي ناداني هستند كه از درك لذت ارتباط با خدا عاجز بوده و نه تنها در انجام آن كاهلي و سستي مي كنند بلكه نمازگزاران را نيز مسخره كرده يا نهي مي كنند. اين گروه به شدت مورد انتقاد قرآن قرار گرفته و به عذابي سخت وعده داده شده اند.
مسخره كنندگان اذان بي عقلانند
” واذا ناديتم الي الصلوة اتخذوها هزواً و لعباً ذلك بانهم قوم لا يعقلون. “(۱) و آنها هنگامي كه( اذان مي گوئيد) مردم را به نماز مي خوانيد آن را به مسخره و بازي مي گيرند اين به خاطر آن است كه آنها جمعي هستند كه درك نمي كنند.” مردمان سبكسر و بي عقلي كه نمي توانند با ن

ظر محققانه به اعمال ديني و عبادات حقيقي بنگرند و از درك فوايد آنها به خصوص نماز

كه همانا نزديكي به ذات لا يزال و تحصيل سعادت دنيا و آخرت است عاجزند، اذان و نماز را به مسخره مي گيرند.
جزاي ضايع كردن نماز
” فخلف من بعدهم خلف اضاعواالصلوة واتبعواالشهوات فسوف يلقون غياً. “(۲) اما بعد از آنها فرزندان ناشايسته اي روي كار آمدند كه نماز را ضايع كردند و از شهوت پيروي نمودند، به زودي( مجازات) گمراهي خود را خواهند ديد.” در آيه قبل، از آدم، نوح، ابراهيم و اسرائيل ياد مي كند كه با شنيدن آيات خدا به سجده مي افتادند اما فرزندان آنان چنين نبودند. كساني كه برخلاف نياكان خود كه ارتقاء مقام خود را از ياد خدا شروع كردند و با شنيدن آيات خدا با چشمان گريان به سجده مي افتادند، قدم برداشتند؛ هنگامي كه به مقامات بالايي دست يافتند، از ياد خدا غفلت كردند و انحرافشان اين گونه شروع شد و به دره هاي هولناك شهوات سقوط كردند و البته مجازات آن را خواهند چشيد.

نماز منافقان
” ان المنافقين يخادعون الله و هو خادعهم و اذا قاموا الي الصلوة قاموا كسالي يراون الناس ولا يذكرون الله الا قليلاً.”(۳) منافقان مي خواهند خدا را فريب دهند در حالي كه او آنها را فريب

 

مي دهد و هنگامي كه به نماز ايستند از روي كسالت مي ايستند، در برابر مردم ريا مي كنند و خدا را جز اندكي ياد نمي كنند.
منافقان كه لذت راز و نياز با خدا را نمي چشند( و اين عذابي در برابر سوء نيت آنان است) وقتي به نماز مي ايستند به حالت كسالت است و هيچ ميلي به آن ندارند و حتي در اين حالت هم در پي آن هستند كه خم و راست شدن خود را به مردم نشان دهند و اين بازيگران( بازي خورده به وسيله خدا)، نماز را كه والاترين عبادت و برترين ذكرخداست به نمايش براي جلب قلوب مردم و فريب آنها بدل مي كنند. آنان عبادات را به منظور قرب به حضرت ربوبي انجام نمي دهند بلكه تنها منظورشان حفظ موقعيت خود در ميان جامعه اسلامي و مصون ماندن از قتل و مصادره اموال است. هر گاه مسلمانان آنان را ببينند، نماز مي خوانند وهرگاه كسي عمل اين افراد متظاهر را ننگرد، از خواندن نماز سرباز مي زنند.
“و ما منعهم ان تقبل منهم نفقاتهم الا انهم كفروا بالله و برسوله ولا يأتون الصلوة الا و هم كسالي…”(۴) و هيچ چيز مانع قبول انفاق هاي آنها( منافقان) نشد جز اين كه آنها به خدا و پيامبرش كافر شدند و نماز به جا نمي آورند جز با كسالت… . و رد انفاق هايشان جزايي ديگر بر آن كه نماز را آن گونه كه مأمور به انجام آن هستند، انجام نمي دهند.
كاهلان نماز
“فويل للمصلين- الذين هم عن صلاتهم ساهون.”(۵) پس واي بر نمازگزاران- كساني كه نماز خود را به دست فراموشي مي سپارند.
واي بر كساني كه نه براي نماز ارزشي قائلند و نه به اوقاتش اهميتي مي دهند و نه اركان و شرايط و آدابش را رعايت مي كنند. كساني كه سهل انگار و غافل از نمازند و اهتمامي به آن نداشته و از فوت شدنش باكي ندارند و اگر چه نماز هم مي خوانند ولي از روي بي اعتقادي است.
جزاي عهدشكنان
“واذ اخذنا ميثاق بني اسرائيل لا تعبدون الاالله … و اقيمواالصلوة و اتواالزكوة ثم توليتم الا قليلاً منكم و انتم معرضون. “(۶) و( ياد آريد هنگامي را كه) از بني اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداي را نپرستيد… و نماز را به پا داريد و زكات بدهيد پس شما عهد شكسته روي گردانيد جز چند نفري و شمائيد كه از حكم خدا برگشتيد.
در اين آيه، مفاد پيماني را يادآوري مي كند كه از بني اسرائيل گرفته شده كه از جمله

آنها اقامه نماز است. اما آنها از آن روي گردانيدند، پس به عذاب الهي گرفتار شدند.
“… فلا يخفف عنهم العذاب و لا هم ينصرون… “(۷) پس عذاب آنها هيچ تخفيف نيابد و كسي آنان را ياري نكند… .
سزاي ترك نماز
” ما سلككم في سقر- قالوا لم نك من المصلين.”(۸) چه چيز شما را به دوزخ فرستاد- مي گويند: ما از نمازگزاران نبوديم.
در اين آيات جواب دوزخيان را به سؤال بهشتيان كه مي پرسند چه چيز شما را به دوزخ فرستاد، بيان مي كند. آنها اولين دليل را، ترك نماز برمي شمارند. زيرا اگر نماز مي خواندند، آنها را به ياد خدا مي انداخت و از فحشاء و منكر نهي مي كرد و به صراط مستقيم الهي دعوتشان مي نمود.
نماز كافران
” و ما كان صلاتهم ع

ندالبيت الا مكاء و تصدية فذوقواالعذاب بما كنتم تكفرون.”(۹) نماز آنها نزد خانه (خدا) چيزي جز سوت كشيدن و كف زدن نبود پس بچشيد عذاب خدا را به خاطر كفرتان.
در اين آيه عملي زشت از كافران و نتيجه آن را بيان مي كند. آنها به كارهاي احمقانه خود مثل نعره زدن و كف زدن در اطراف خانه خدا، نام نماز مي گذاشتند و مدعي بودند كه براي خود، نماز و عبادتي دارند. اما قرآن آن را فقط همان سوت كشيدن و كف زدن مي دان

 

د و بيان مي دارد: اكنون كه همه كارهايتان، حتي نماز و عباد

تتان، اين چنين ابلهانه، زشت و شرم آور است پس عذاب الهي را بچشيد.” فلا صدق ولا صلي”(۱۰) ( واي بر آن كه) حق را تصديق نكرد و نماز به جاي نياورد.”
بر منافقان، نماز نخوان
“ولا تصل علي احد منهم مات ابداً ولا تقم علي قبره انهم كفروا بالله و رسوله و ماتوا و هم فاسقون.”(۱۱) و بر هيچ يك از آنها( منافقان) كه بميرد نماز نخوان و بر كنار قبرش نايست چرا كه آنها به خدا و رسولش كافر شدند و در حالي كه فاسق بودند از دنيا رفتند.” اين دستور مبارزه اي منفي است بر عليه كساني كه از قبول حق اعراض مي كنند. از آن جا كه يك مؤمن حتي پس از مرگ نيز محترم است و بايد با تشريفات خاصي او را به خاك بسپارند و عدم انجام اين مراسم در مورد يك فرد به معني طرد او از جامعه اسلامي است، بايد با منافقاني كه نفاق خود را ظاهر مي كنند، همانند بيگانگان رفتار كرد.
نهي كننده از نماز
“ارايت الذي ينهي- عبداً اذا صلي.”(۱۲) آيا نديدي كسي كه نهي مي كند- بنده اي را به

هنگامي كه نماز مي خواند ( آيا مستحق عذاب الهي نيست).
انجام عمل بد از هر كس كه باشد ناپسند است. زيرا نفس عمل مهم است نه انجام دهنده آن. مخصوصاً اگر مزاحمت براي شخص ثابت بر هدايت و امركننده به تقوي و ناهي از شرك و معاصي باشد. اين عمل در حال نماز قبيح تر بوده و قاعدتاً كيفر شديدتري را سزاوار است. نمازي كه ستون استوار دين بوده و پذيرش ديگر وظايف ديني بسته به آن است و هرگاه رد شود، اعمال ديگر نيز مردود است. پس حال كسي كه او را از نماز و اطاعت خدا نهي مي كند. چگونه است؟
پي نوشت ها:
۱٫ مائده/۵۸٫ ۲٫ مريم/۵۹٫ ۳٫ نساء/۱۴۲٫
۴٫ توبه/۵۴٫ ۵٫ ماعون/۴و۵٫ ۶٫ بقره/۸۳٫
۷٫ بقره/۸۶٫ ۸٫ مدثر/۴۲ و۴۳٫ ۹٫ انفال/۳۵٫
۱۰٫ قيامت/۳۱٫ ۱۱٫ توبه/۸۴٫ ۱۲٫ علق/۹و۱۰٫

فصل سوم
آثار نماز و پاداش نمازگزاران

جلب رحمت خدا
خداوند در سوره ي نور مي فرمايد: وَ اقيمُواالصَّلاةَ وَ اتواالزَّكاة وَ اَطيعُواالرَّسوُلَ لعَلكُمْ ترْحَمُونَ. (نور/ ۵۶) ” و نماز را بر پا داريد و زكات بدهيد و رسول را اطاعت كنيد تا مشمول رحمت شويد.”
خداوند در اين آيه اولين شرط براي داخل شدن در رحمت را برپايي نماز برمي شمارد.

طلب ياري از نماز
وَاستعينُوا بِالصَّبْرِ والصَّلاةِ وَ اِنَّها لكبيرِةٌ اِلاّ عَلي الخاشِعينَ. (بقره/ ۴۵) ” و از صبر و نماز ياري بجوييد و اين كار جز از براي خاشعان گران است.”
كلمه استعانت به معناي طلب كمك است و اين هنگامي است كه انسان به تنهايي نمي تواند مشكلي را به دلخواه حل كند. چرا كه در حقيقت ياوري جز خداي يگانه وجود ندارد. اين دو، بهترين وسايل براي پيروزي هستند. چون صبر هر بلايي را هر چند عظيم، كوچك و ناچيز مي كند و

نماز كه التجاء به خدا است، ايمان را در درون زنده ساخته و به آدمي مي فهماند كه به جايي تكيه دارد كه انهدام ناپذير است و به ريسماني دست زده كه پاره شدني نيست و به اين ترتيب با ايجاد پايگاه دروني و تكيه گاه بروني كه براي پيروزي برمشكلات لازم است، راه غلبه بر گرفتاريها آسانتر مي شود و نيز مي فرمايد: يا اَيُّها الَّذينَ آمَنُوااسْتعينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلوةِ اِنَ الله مَعَ الصّابِرينَ. (بقره/ ۱۵۳) ” اي كساني كه ايمان آورده ايد از صبر و نماز استعانت جوئيد كه خدا با صابرين است.”
در اين آيه نيز براي پيروزي بر مشكلات به ياري جستن از يكي از بزرگترين ملكات (صبر) و يكي از بزرگترين عبادات (نماز) دعوت مي كند.
آرامش
خداوند در سوره رعد فقط ياد خدا را آرام بخش دلها مي داند: اَلا بِذكرِ اللهِ تطمَئِنُّ القلوبُ (رعد/ ۲۸) “آگاه باشيد كه تنها ياد خدا آرامش بخش دلهاست. در سوره ي طه، هنگام اولين وحي به موسي(ع) مي فرمايد: … وَاَقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْري (طه / ۱۴) “… و نماز را براي ياد من به پادار.” و اين گونه نماز را از مظاهر ياد خود برمي شمارد. حال چرا در دل چنين كساني ترس و غم جاي داشته باشد. اِنَّ الَّذينَ امَنُوا وَ عَمِلُواالصّالِحاتِ وَ اَقامُواالصَّلاةَ وَ اتُواالزَّكاةََ لَهُمْ اجْرُهُمْ عِنْدَ رَبّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَليْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ. (بقره/ ۲۷۷) “كساني كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز برپا داشتند و زكات را پرداختند اجرشان نزد پروردگارشان است و نه ترسي بر آنهاست و نه غمگين مي شوند.”
براي مردم با ايماني كه با نماز ياد خدا را زنده نگه مي دارند و با پرداخت زكات از بروز اختلاف طبقاتي جلوگيري مي كنند، آرامشي است كه ديگران از دركش عاجزند و پاداشي كه فقط نزد پروردگار است.
بازداشتن از فحشا و منكر

… وَ اَقِمِ الصَّلاةَ اِنَّ الصُّلاةَ تنهي عَنِ الفحشاءِ وَالمُنكَرِ وَ لَذِكرُاللهِ اَكْبَرُ واللهُ يَعلمُ ما تصنعُون.(عنكبوت/۴۵ ) “… و نماز را برپا دار كه نماز انسان را از زشتي ها و منكرات باز مي دارد و ذكر خدا بزرگتر است و خدا به هر چه كنيد آگاه است.”
طبيعت نماز از آنجا كه انسان را به ياد نيرومندترين عامل بازدارنده يعني اعتقاد به مبدأ و معاد مي اندازد، داراي اثر بازدارندگي از فحشا و منكر است. نماز، كسي را كه به انواع وسايل هوسراني مجهز و پايه هاي حكومت غرايز طغيانگر در كانون وجودش مستحكم و پابرجاست و براي آنها مرزي نمي شناسد، كنتر ل مي كند. در هر روز پنج بار اداي نماز كردن، صبح بعد از برخاستن از

خواب (كه انسان از همه چيز غافل است)، وسط روز (هنگامي كه غرق در زندگي مادي است)، در پايان روز و آغاز شب، مي تواند جامعه اي صالح ايجاد نمايد. نمازي كه براي انجام آن از ابتدا، انسان خود را از هرگونه آلودگي پاك كرده و حرام و غضب را از خود دور مي سازد و با حمد، تسبيح، تكبير و سلام بر بندگان صالح خدا، خدا، مقام اولياء، درجات مردان خدا، عذاب الهي، كيفر خطاكاران، حسابهاي دقيق و بي اشتباه روز رستاخيز را به ياد مي آورد و با قيام در مقابل خدا، او را از هر چيز برتر و بالاتر مي شمرد و با ياد نعمتهايش او را سپاس مي گويد و از او صراط مستقيم را مي طلبد، بدون شك انسان را متوجه جهان معنوي كرده و در درونش جنبشي به سوي حق و پاكي پيدا مي شود و او را از خودخواهي و دنياپرستي باز مي دارد و با تواضع در مقابل ذات لايزال الهي، عشق به جاه و مقام، كنار مي رود. نمازگزار با توجه به معاني آياتي كه در نماز مي خواند، قهراً از مواعظش پند گرفته، به امر و فرمانش تن داده و خود را از گناهان باز مي دارد. مسلماً ذكري كه متضمن ياد خدا و خشوع در برابر او و تلاوت قرآن (كه بر وعده ثواب، عذاب و هدايت مشتمل است) مي باشد با گناهان سازش ندارد. البته ميزان اثر نماز به درجه خلوص نمازگزار بستگي دارد و اين كه چه مقدار موانع را از بين برده باشد. بديهي است هر چه موانع بر سر راه ارتباط انسان با خدا كمتر باشد، اثر آن بيشتر و بر عكس هر چه موانع بيشتر باشد، اثر نماز كمتر است. چرا كه بازدارندگي از گناه، اثر طبيعي نماز است.
اِنَّ الاِنسانَ خلِقَ هَلوعاً. اِذا مَسَّهُ الشرُّ جَزُوعاً. وَ اِذا مَسهُ الخَيْرٌ مَنوعاً. اِلاّ المُصَلينَ. الَّذينَ هُمْ عَلي صَلاتِهِمْ دائِمُون.(معارج/ ۱۹ تا ۲۳) “انسان، حريص و كم طاقت آفريده شده – هنگامي كه بدي به او رسد بي تابي مي كند. و هنگامي كه خوبي به او رسد مانع ديگران مي شود. مگر نماز گزاران. آنها كه نماز را مرتباً به جا مي آورند.”
انسان، حريص و كم طاقت و خودخواه است. در بديها بي تابي مي كند و خوبيها را منحصراً براي خود مي خواهد؛ مگر نمازگزاران كه نمازشان و ارتباطشان با خالق يكتا، آنها را از هر فحشاء و منكري باز مي دارد: وَالَّذينَ هُمْ عَلي صَلاتِهِمْ يُحافِظونَ. (معارج / ۳۴) ” و آنها كه بر نماز مواظبت دارند.”
نمازگزاراني كه نماز را با حفظ ظاهر آن (آداب، شرايط، اركان و خصوصيات آن) و حفظ روح آن (حضور قلب) به طور دائم مي خوانند.
همراهي خدا با نمازگزاران
“وَ لقَدَ اَخذاللهُ ميثاقَ بَني اِسْرائيلَ وَ بَعَثنا مِنهُمْ اثنيْ عَشَرَ نقيباً وَ قالَ اللهُ اِنّي مَعَكُمْ لَئِنْ اَقَمتمُ

الصَّلاةَ. (مائده / ۱۲) ” و خدا از بني اسرائيل پيمان گرفت و از آنها دوازده رهبر و سرپرست برانگيختيم و خداوند گفت من با شما هستم اگر نماز را بر پا داريد… .”
در اين آيه حمايت و همراهي خدا از بني اسرائيل را مشروط به شروطي مي كند كه اولين آنها بر پاداشتن نماز است. يعني تا وقتي كه نماز را برپا دارند مشمول حمايت خداوند مي شوند و ترك نماز، ترك هدايت خداوند را در پي دارد. اين معنا مي تواند شامل تمام نمازگزاران و تاركان نماز نيز باشد.
” اِنَّما وَليُّكمُ اللهُ و رسولهُ والَذينَ يُقيمونَ الصَّلاةَ و يُوتونَ الزَّكاةَ و هُمْ راكِعونَ.” (مائده/ ۵۵) “سرپرست و رهبر شما تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده اند و نماز را برپا مي دارند و در حال ركوع، زكات مي پردازند.”
سرپرستي و رهبري جامعه ي اسلام از آن خدا و پيامبر اوست و نيز از آنِ مؤمنيني كه براي خدا و اتصال به سرچشمه ي فيوضات الهي، نماز را بر پا مي دارند و هنگام ركوع زكات مي دهند.

هدايت براي نمازگزاران
“اِنَّما يَعْمُرُ مَسجدَاللهِ مَنْ امَنَ بِاللهِ اليوم الاخِرِ و اَقامَ الصَّلاةَ و اتي الزَّكاةَ و لم يَخْشَ اِلاّ اللهَ فَعَسي اُولئكَ اَنْ يِكونُوا مِنَ الْمُهتدينَ.” (توبه / ۱۸) “مساجد الهي را تنها كسي آباد مي كند كه ايمان به خدا و روز قيامت آورده و نماز را برپا دارد و زكات را بپردازد و از چيزي جز خدا نترسد، ممكن است چنين گروهي هدايت يابند.”
هدايت ممكن است براي گروهي باشد كه علاوه بر ايمان به خدا و روز قيامت، اهل اقامه نماز و پرداخت زكات و خشيت از خدا باشند. ايماني كه فقط ادعا نباشد بلكه در عمل ثابت شود و فقط چنين كساني براي عمران مساجد محق هستند.
انذار براي نمازگزاران
“… اِنَّما تنذِرالَذينَ يَخشونَ رَبَّهمْ بالغيبِ و اَقامواالصَّلاةَ و منْ تزكي فَانّما يَتزكي لِنفسه و الي الله المصيرُ.” (فاطر / ۱۸) ” … تو فقط كساني را انذار مي كني كه از پروردگار خود در پنهاني مي ترسند و نماز را برپا مي دارند و هر كس پاكي پيشه كند نتيجه ي آن به خودش باز مي گردد و بازگشت به سوي خداست.”
اي پيامبر انذارهاي تو نسبت به مكذّبان تو محقق نمي شود. زيرا كه دلهايشان مُهر شده است و سخن الهي تنها در دلهاي آماده اثر مي گذارد و تا در دلي خوف خدا نباشد و در نهان و آشكار، مراقبت يك نيروي معنوي را بر خود احساس نكند و با انجام نماز كه قلب را زنده مي كند و به ياد خدا مي دارد، به آن كمك نرساند؛ اين آمادگي حاصل نخواهد شد. آنها كه روح و قلبشان مملو از خشيت و ترس آميخته با عظمت خداست و با برپايي نماز، عملاً او را عبادت و پرستش مي كنند.
رستگاري براي نمازگزاران

” قَدْ اَفلحَ منْ تزكي. وَ ذَكرَ اسْمَ رَبِّه فَصَّلي. (اعلي/ ۱۴ و ۱۵) ” مسلماً رستگار مي شود كسي كه خود را تزكيه كند – و نام پروردگارش را به ياد آورد و نماز بخواند.”
در اين آيات سه چيز را عامل رستگاري مي داند، تزكيه، ذكر نام خداوند و سپس به جا آوردن نماز. در اينجا پس از ذكر نام خداوند، بجا آوردن نماز را ذكر مي كند. زيرا نمازگزار تا به ياد خدا نباشد و نور ايمان در دلش پرتوافكن نشود به نماز نمي ايستد. به علاوه، نمازي ارزشمند است كه توأم با ذكر و ياد او باشد.
پاداش
“رِجالٌ لا تلهيهم تِجارةٌ ولابَيعٌ عن ذِكراللهِ و اَقامِ الصَّلاةِ و ايتاءِ الزَّكاةِ يخافونَ يَوماً تتقلبُ فيه القلوبُ والابْصارُ. لِيجزيهمُ اللهُ اَحسنَ ما عملوا و يزيدهُمْ مِنْ فَضله …”(نور/ ۳۷ و ۳۸) ” مرداني كه هيچ كسب و تجارتي آنان را از ياد خدا غافل نگرداند و نماز به پا دارند و زكات بدهند و از روزي كه دلها و ديده ها در آن روز حيران و مضطرب است، ترسان و هراسانند – تا خدا در مقابل بهترين اعمال ايشان جزاء و ثواب عطاء فرمايد و از فضل و احسان خويش بر آنها بيفزايد…”
و نيز مي فرمايد: ” لكنِ الراسخُونَ فِي العلمِ منهمْ والْمؤمنونَ يُؤمنونَ بما اُنزلَ اِليكَ و ما اُنزلَ من قبلكَ والْمقيمينَ الصَّلاةَ والْمؤتونَ الزَّكاةَ والمؤمنونَ باللهِ واليومِ الاخرِ اُولئكَ سَنؤتيهم اجراً عظيماً.” (نساء / ۱۶۲) “اما آنهايي كه علم در دلهايشان رسوخ يافته و ايمان دارند به آنچه بر تو نازل شده و به آنچه پيش از تو نازل گرديده ايمان مي آورند و نماز را برپا مي دارند و زكات مي دهند و به خدا و روز قيامت ايمان آورده اند به زودي به آنان پاداش عظيمي خواهيم داد”. پاداش عظيم و افزون كه از فضل خدا بر آن افزوده مي شود؛ براي مؤمنان به خدا و رسولش و آنچه بر او نازل شده و ترسان از روز قيامت است كه علاوه بر آن، نماز را نيز اقامه كرده و زكات مي پردازند.
امان در سايه ي نماز
” فَاذا نسلخَ الأشهُرُ الحُرُمُ فَاقتلواالْمُشركينَ حيثٌ و جَدْتُّموهمْ و خُذوهمْ واحصُروهمْ وَاقعُدوا لهم كلَّ مَرْصدِ فَانْ تابُوا و اَقامُواالصَّلاةَ و اتواالزَّكاةَ فَخَلوا سبيلهمْ اِنَّ الله غفورٌ رحيمٌ.” (توبه/ ۵) ” هنگامي كه ماههاي حرام پايان گرفت مشركان را هر كجا بيابيد به قتل برسانيد و آنها را اسير سازيد و محاصره كنيد و در هر كمين گاه بر سر راه آنها بنشينيد، هر گاه توبه كنند و نماز را بر پا دارند و زكات را بپردازند آنها را رها سازيد بدرستي كه خداوند آمرزنده و مهربان است.
نماز، علاوه بر اين كه براي مؤمنان نمازگزار آثار فراواني دارد، براي مشركان نيز مأمن امني به شمار مي رود؛ اگر توبه كنند و نماز را به پا دارند. زيرا نماز از روشنترين مظاهر عبادت خدا و نشاني

 

از توبه حقيقي است. هر گاه چنين كنند، نه تنها از قتل و اسارت در امانند، بلكه برادر ديني مسلمانان نيز به شمار مي آيند. ” فانْ تابوا و اَقامواالصَّلاة واتواالزَّكاةَ فَاِخوانكمْ فِي الدّينِ و نفصلُ الاياتِ لِقومِ يعلمونَ.” (توبه/ ۱۱) ” پس هر گاه توبه كنند و نماز را بر پا دارند و زكات را بپردازند برادر ديني شما هستند و ما آيات خود را براي جمعيتي كه مي دانند شرح مي دهيم.”
هر گاه چنين كنند نه تنها از نظر احترام و محبت هيچ تفاوتي با ساير مسلمانان ندارند، بلكه با آنان در حقوقي كه اسلام آن را معتبر دانسته مساوي خواهند بود.

فصل چهارم
نياز اساسي بشر امروز

يكي از نيازهاي ثابت همگاني تغييرناپذير و نسخ ناپذير كه زمان، توان تاثيرگذاري در آن را ندارد؛ موضوع عبادت و پرستش است. يكي از نيازهاي اساسي بشر پرستش است. پرستش حالتي است كه در آن انسان از ناحيه باطني خود به حقيقتي كه او را آفريده و خود را در قبضه قدرت او مي بيند و خود را نيازمند و محتاج او مي داند؛ توجه مي كند. اين حالت در واقع سيري است از خلق به سوي خالق.
عدم پرستش و عبادت، در روح بشر عدم تعادل را ايجاد مي كند. با يك مثال مفهوم عدم تعادل را روشن مي نماييم. حيواني باربر را در نظر بگيريد كه خورجيني روي او قرار داده شده كه يك طرف پر و طرف ديگر خالي باشد كه در اين صورت تعادل ايجاد نشده و حركت حيوان بسيار دشوار مي شود؛ انسان نيز به همين صورت است. در وجود او خانه ها و فضاهاي خالي زيادي وجود دارد، در دل انسان جاي خيلي از چيزها است. حال هر نيازي كه برآورده نشود، روح انسان را مضطرب و نامتعادل مي سازد. اگر انسان بخواهد در تمام عمر به عبادت بپردازد و به ديگر نيازهايش بي توجه باشد؛ همان نيازها او را ناآرام و ناراحت مي نمايند. و يا بالعكس اگر انسان هميشه به دنبال ماديات باشد و جايي براي معنويات نگذارد، باز هم روح و روان او ناراحت و نا آرام است.
” نهرو” مردي است كه از سنين جواني لامذهب شده بود. در اواخر عمرش يك دگرگوني و انقلابي در وجودش ايجاد شد. او مي گويد: من هم در روح خود و هم در جهان يك خلأ، يك جاي خالي احساس مي كنم كه هيچ چيز توان پركردن آن فضا را ندارد الا معنويت. اضطرابي كه در جهان پيدا شده، علتش اينست كه نيروهاي معنوي جهان تضعيف شده است. او مي گويد: الان در اتحاد جماهير شوروي- قبل از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي- اين ناراحتي به سختي وجود دارد. تا وقتي كه مردم آنجا گرسنه بودند و گرسنگي اجازه نمي داد كه درباره چيز ديگري فكر بكنند، يكسره در فكر تحصيل معاش بودند. حال كه زندگي عادي پيدا كرده اند يك ناراحتي روحي در ميان آنان پيدا شده است. زماني كه از كار، بيكار مي شوند تازه اول مصيبت آنهاست كه اين ساعات فراغت را با چه چيز پرنمايند؟ بعد مي گويد: من گمان نمي كنم اينها بتوانند آن ساعات را جز با يك امور معنوي با چيز ديگري پر كنند. و اين همان خلايي است كه من دارم.
پس عبادت يك نياز واقعي انسان است. امروز كه در دنيا بيماري هاي روحي و رواني زياد شده است، به علت روي برگرداندن انسان از عبادت و پرستش است. نماز قطع نظر از هر چيزي، طبيب خانه است؛ يعني اگر ورزش براي سلامتي مفيد است، اگر آب سالم و تصفيه شده براي هر خانه اي لازم است، اگر هواي پاك براي هر كس ضروري است، نماز هم براي سلامتي انسان لازم است. اگر انسان در شبانه روز ساعتي را به راز و نياز با پروردگار اختصاص دهد، روحش را پاك مي كند. عنصرهاي موذي به وسيله نماز از روح انسان بيرون مي روند.
از نظر اسلام سرلوحه تعليمات، عبادت است. اميرالمومنين عليه السلام فرمود: به خدا بعد

از ايمان، چيزي در حد نماز نيست. پيامبراكرم صلوات الله عليه مي فرمايد: نماز مثل چشمه آب گرمي است كه در خانه انسان باشد و انسان روزي پنج بار در آن آب گرم شست و شو كند.
خداوند در قرآن كريم مي فرمايد:” ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون”.( ذاريات/ ۵۶)؛ ما جن و انس را خلق نكرده ايم مگر براي اين كه عبادت كنند. هدف از خلقت انسان عبادت است و انسان از راه عبادت و پرستش است كه به كمال مي رسد. استغفار و عبادت در مقابل ايزد منان انسان را به انسانيت مي رساند. امام صادق عليه السلام مي فرمايد: پيامبر(ص) در هيچ مجلسي نمي نشست مگر اين كه ۲۵ بار استغفار مي كرد، و مي گفت: استغفرالله ربي و اتوب اليه.
و يا حضرت علي عليه السلام با آن عظمت انساني كه داشت وقتي در محراب عبادت قرار مي گرفت غرق در خدا مي شد و آن گونه عبادات باعث روشن ضميري و قدرت حضرت مي شد.
” عدي بن حاتم” از ياران نزديك حضرت بود. روزي به نزد معاويه آمد در حالي كه سالها از شهادت اميرالمومنين گذشته بود. معاويه مي دانست كه عدي از ياران قديمي امام است، پس خواست كاري كند كه عدي سخني بر عليه امام بگويد. از او پرسيد: عدي! اين الطرفات؟ پسرانت كجا هستند؟- عدي سه پسر داشت كه در سنين جواني در ركاب امام درجنگ صفين به شهادت رسيده بودند- معاويه با اين سوال قصد ناراحت كردن عدي را داشت. عدي گفت: پسرانم در ركاب مولايشان علي با تو كه در زير پرچم كفر بودي جنگيدند و كشته شدند. معاويه گفت: علي درباره تو انصاف نداد. گفت: چطور؟ معاويه پاسخ داد: پسران خويش را نگه داشت و پسران تو را به كشتن داد.
عدي گفت: معاويه من درباره علي انصاف ندادم كه اكنون او در زير خروارها خاك باشد و من زنده باشم. اي كاش مرده بودم و علي زنده مي ماند.
معاويه ديد تيرش به هدف نخورد پس با نرمي گفت: الان ديگر از اين حرفها گذشته كمي از كارهاي علي را برايم توصيف كن. عدي عذر خواست و معاويه اصرار نمود. در نهايت عدي اينگونه حضرت را توصيف نمود: ” يتفجرالعلم من جوانبه والحكمة من نواحيه” ؛ علي مردي بود كه علم و حكمت از اطرافش مي جوشيد. علي آدمي بود كه در مقابل ضعيف، ضعيف بود و در مقابل ستمكاران، نيرومند.
معاويه حال منظره اي را كه به چشم خود ديدم را برايت مي گويم: در يكي از شبها علي را در محراب عبادت ديدم كه غرق در خدا بود و محاسنش را به دست مبارك گرفته و مي گفت: آه از اين دنيا و آتش هاي آن، يا دنيا! غري غيري؛ اي دنيا كس ديگر غير از من را بفريب.
عدي، حضرت را آن چنان وصف نمود كه دل سنگ معاويه تحت تاثير قرار گرفت به طوري كه با آستين لباسش اشكهاي صورتش را پاك كرد. و بعد گفت: دنيا عقيم است كه مانند علي بزايد.
پس عبادت از ارزش والايي برخوردار است كه انسان به جز تعداد معدودي به عظمت و ارزش واقعي آن پي نبرده است. يكي از عاليترين گونه عبادت نماز است. نماز پناهگاهي مطمئن و دژي استوار و خلل ناپذير است. داروي اضطرابها و نگرانيها و دواي ترسها و دلهره هاست.
فريضه نماز در فرهنگ اسلام، به گونه اي تشريح شده است كه اگر انسان، آن را با تمام مراحل و شرائط، انجام دهد در واقع مسير همه زيبائيها را پيموده و از همه زشتيها در امان مي ماند.

در نماز زيربناي سعادت و خوشبختي دنيوي پايه ريزي شده است. در نماز ريشه و اصول اعتقادي كامل مي گردد، معرفت و عرفان حقيقي به دست مي آيد، روح تعبد و معناي عبادت، روشن و عملي مي شود. عالي ترين روشهاي اخلاقي و تربيتي اجرا مي گردد، به بهترين وجه مسائل اجتماعي، حقوقي و انساني تعليم مي شود، به پاكترين نوع به مسائل مالي و اقتصادي توجه مي گردد و بالاخره بهداشت جسم و روح و طهارت تن و روان، مورد توجه عميق قرار مي گيرد.
از آنجا كه عبادت نقشي مهم در به كمال رساندن انسان بر عهده دارد بر آن شديم كه در اين خصوص بيشتر توجه نموده و در سلسله مباحثي به مقدمات آن و اسرار عرفاني و اخلاقي آ

ن بپردازيم و اميد داريم كه اولاً مورد قبول حضرت حق و در ثاني مورد قبول و استفاده شما عزيزان قرار بگيرد. در اين بخش نماز را از ديدگاه قرآن بررسي مي نماييم.

 

نماز از ديدگاه قرآن
نماز در تمام اديان الهى به عنوان برترين آيين عبادى و ركن معنويت و ارتباط با خداوند مطرح بوده است. درخواست ‏حضرت ابراهيم(ع) چنين بوده است كه:« رب اجعلنى مقيم الصلوة و من ذريتى … (ابراهيم /‏۴۰)؛ پروردگارا، من و ذريه‏ام را برپا دارنده نماز قرار ده.‏» به حضرت موسى (ع) در كوه طور خطاب شد:« اننى انا الله لا اله الا انا فاعبدني و اقم الصلوة لذكرى(طه /‏۱۴)؛ همانا من الله هستم، معبودى جز من نيست مرا پرستش كن و نماز را براى ياد من برپا دار.»
حضرت عيسى(ع) مى‏گويد:«… و اوصاني بالصلوة والزكاة ما دمت ‏حيّا (مريم /‏۳۱)؛… و مرا توصيه نموده به نماز تا زمانيكه زنده هستم.‏»
و در چند جاى قرآن سخن از ميثاق بنى‏اسرائيل آمده است كه بخشى از مواد آن اقامه نماز است.(۱)
در آيين مقدس اسلام نيز« نماز» جايگاه ويژه‏اى دارد و در قرآن كريم بر آن تاكيد فراوان شده است.
در اين كتاب الهى وظايفى براى مسلمانان، در مقابل نماز مقرر شده است. اين وظايف عبارتند از:

۱- برپايى نماز
در آيات زيادى برپايى نماز در كنار«ايتاء زكوة‏»؛ پرداختن زكات آمده است.
تكيه بر اين دو ركن، در حقيقت ‏براى بيان اين واقعيت است كه مسلمان شايسته، هم در پيوند با خداوند بايد ارتباط عاشقانه و صميمى داشته باشد و هم در رابطه با مردم بى ‏تفاوت نبوده و وظايف واجب و مستحب مالى خود را انجام داده، به فكر محرومان جامعه باشد. عالى ‏ترين شكل ارتباط عاشقانه با خداوند نماز است و بهترين شيوه ارتباط با مردم حل مشكلات مادى آنهاست كه با

اداى وظايف مالى، از سوى مسلمانان اين مهم برآورده مى‏شود.(۲) در قرآن كريم «اقامه نماز» و«ايتاء زكوة‏» به عنوان محك ايمان، تقوى، اخلاص و … شمرده شده (۳) و اين دو در حقيقت اولين گام وفادارى به دين معرفى شده‏اند. قرآن كريم درباره برخورد با مشركين مى‏فرمايد:« فان تابوا و اقاموا الصلاة و آتوا الزكوة فخلوا سبيلهم(توبه /‏۵)؛ هرگاه توبه كنند و نماز را برپا دارند و زكات را بپردازند، آنها را رها ساخته و مزاحمشان نشويد…»
در آيه ديگرى آمده است« فان تابوا واقاموا الصلوة و آتواالزكوة فاخوانكم فى الدين …(توبه/‏۱۱)؛ پس اگر توبه كردند و نماز را برپا داشته و زكات را بپردازند پس برادران دينى شما هستند…»

معناى اقامه نماز چيست؟
به نظر مى‏رسد با توجه به ريشه لغوى اقامه، كه از قيام – در مقابل قعود است – اقامه نماز را به معناى برپايى آن بگيريم، در مقابل آن زمين ماندن و زمين گير شدن و بى‏اعتنايى به آن است و اين معنا داراى مصاديقى است:
۱٫ گزاردن درست نماز با حدود و شرايط آن.
۲٫ به جاى آوردن نماز به نحو كامل و احسن.
۳٫ تداوم در برپايى نماز.
۴٫ تلاش براى مطرح كردن و گسترش نماز در جامعه.
راغب در مفردات گويد:
« و لم يأمر تعالى بالصلوة حيثما امر ولا مدح به حينما مدح الا بلفظ الاقامة تنبيهاً ان المقصود منها توفية شرائطها لا الاتيان بهيئاتها … (۴)؛ در تمام مواردى كه خداوند به نماز امر فرموده يا آن را ستوده است واژه اقامه را به كار برده است تا به اين معنا توجه دهد كه مقصود از نماز، گزاردن نماز واجد شرايط است نه تنها به جاى آوردن هيات نماز (بدون روح).»
در قرآن كريم، اقامه نماز با ويژگى‏هاى ذيل مطلوب است:

الف – برپا داشتن نماز، با نشاط و شادابى.
در دو آيه از قرآن، نماز خواندن با كسالت از ويژگى‏هاى منافقان شمرده شده است:« … و اذا قاموا الى الصلوة قاموا كسالى … (نساء /۱۴۲)؛ و هنگامى كه به نماز مى‏ايستند از روى كسالت مى‏ايستند…»
«… ولا ياتون الصلوة الا و هم كسالى … (توبه / ۵۴)؛ و نماز به جا نمى‏آورند جز با حال اكراه و كسالت.»
و ويژگى چنين نمازى جز نماز بى ‏كيفيت كه به همه چيز، جز نماز شبيه است، نيست. در روايتى

از حضرت امام سجاد(ع) مى‏خوانيم:
«ان المنافق ينهى ولا ينتهى و يأمر بما لايأتي و اذا قام الى الصلوة اعترض؛ منافق (از كار زشت) نهى مى‏كند، ولى خود از آن كار دست نمى‏كشد و فرمان مى‏دهد(به خوبى) ولى خود انجام نمى‏دهد و چون به نماز بايستد اعتراض مى‏كند.» راوى مى‏گويد: پرسيدم:« ما الاعتراض؛ اعتراض چيست؟‏» حضرت فرمود:«الالتفات و اذا ركع ربض؛ رو به راست و چپ گردانيدن و چون ركوع كند خود را مانند گوسفند به زمين اندازد(يعنى بعد از ركوع نايستد و به همان حال به سجده رود.» (۵)

ب – اهتمام به نماز و وقت فضيلت آن
قرآن كريم مى‏فرمايد:« فويل للمصلين. الذين هم عن صلوتهم ساهون.(ماعون / ۴ و ۵)؛ پس واى بر نمازگزارانى كه از آن غافلند.»
«ساهون‏» آنانند كه از اصل نماز غافلند، توجهى به آن ندارند، گاه آن را نمى‏خوانند، گاه در آخر وقت مى‏خوانند. قرآن كريم مى‏گويد اين مساله در ضعف اعتقاد دينى او ريشه دارد. گفتنى است كه «سهو» و«اشتباه‏» در نماز مورد نظر آيه نيست، زيرا اگر چنين بود، مى‏فرمود:« فى صلوتهم‏» در نمازشان نه «عن‏ صلوتهم‏» از نمازشان. يونس بن عمار از حضرت امام صادق (ع) پرسيد: مقصود از سهو همان وسوسه شيطان است؟ حضرت فرمود:«لا، كل احد يصيبه هذا ولكن ان يغفلها و يدع ان يصلى في اول وقتها(۶) ؛ نه هر كس مبتلا به وسوسه مى‏شود بلكه مقصود آن است كه از اصل نماز غفلت كند و در اول وقت نخواند.» امام صادق (ع) در روايتى فرمود:« تاخير الصلوة عن اول وقتها لغيرعذر (۷) مقصود از سهو آنست كه نماز را بي هيچ عذري به تأخير اندازد.‏»
در روايتى از حضرت امام على (ع) مى‏خوانيم:
«ليس عمل احب الى الله عزوجل من الصلوة فلا يشغلنكم عن اوقاتها شى‏ء من امورالدنيا فان الله عزوجل ذم اقواما فقال الذين هم عن صلاتهم ساهون يعنى انهم غافلون استهانوا باوقاتها(۸)؛ هيچ كارى نزد خداوند محبوبتر از نماز نيست، پس نبايد در وقت نماز هيچ يك از امور دنيا شما را به خود مشغول سازد كه خداوند گروهى را كه به نماز بي توجه هستند نكوهش كرده است، يعني آنان از نمازغفلت ورزيده اند و حريم وقت نماز را نگه نمى‏دارند.»
علاوه بر توجه به اصل نماز بايد در نماز نيز انسان به اين نكته توجه داشته باشد كه در مقابل حضرت حق ايستاده با او سخن مى‏گويد، بايد تمام وجود خويش را به اين ميهمانى ببرد تا شيطان جرأت زمينه ‏سازى براى خروج از اين ميهمانى را فراهم نسازد.

 

«يا ايها الذين آمنوا لا تقربوا الصلوة و انتم سكارى حتى تعلموا ما تقولون … (نساء /‏۴۳)؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، در حالى كه مست هستيد به نماز نزديك نشويد تا بدانيد چه مى‏گوييد…»
ظاهر آيه روشن است و نياز به توضيح ندارد كه مقصود، نهى از نماز در حال مستى است لكن از تحليل«حتى تعلموا ما تقولون‏» مى‏توان اين معنا را برداشت كرد: نماز مطلوب آن است كه انسان با عنايت و توجه نماز بخواند، بداند كه چه مى‏گويد و با كه سخن مى‏گويد. مؤيد اين برداشت روايت امام باقر(ع) است كه فرمود: در حالتى كه كسل هستيد يا خواب آلود يا سنگين، مشغول نماز نشويد، زيرا خداوند مؤمنان را از نماز خواندن در حال مستى نهى كرده است. (۹)
ج – نماز با خشوع
از مصاديق اقامه نماز به جاى آوردن نماز با خشوع آن است.
« قد افلح المؤمنون. الذين هم في صلاتهم خاشعون (مؤمنون /۱- ۲)؛ به تحقيق مؤمنان رستگار شدند آنها كه در نمازشان خشوع دارند.»
خشوع به معناى تواضع و ادب جسمى و روحى است كه در برابر شخص بزرگ يا حقيقت مهمى در انسان پيدا مى‏شود و آثارش در بدن ظاهر مى‏گردد.