نماز از ديد گاه عقل و وجدان

يكي از حقوق انساني ، سپاس از محبت و نيكي ديگران است . حتّي اگر مسلمان نباشيم ، احسان و نيكي ديگران به عهده ما مسئوليت تشّكر مي گذارد. اين حق ّ، نسبت به هر زبان و نژاد و مليّت و كشور، يكسان است .
هر چه لطف و نيكي بيشتر و نيكي كننده بزرگتر باشد، تشّكر هم بايد بيشتر و بهتر انجام گيرد.
… آيا كسي بيشتر از ((خدا)) بر ما حق دارد؟… خير، چرا كه نعمت ونيكي او درباره ما بيشمار است ، و خودش نيز وجودي عظيم و فيّاض مي باشد.
خداوند، ما را از يك سلّول آفريد، و هر چه نياز حيات ما بود، از قبيل : نور، حرارت ، مكان ، هوا، آب، اعضاء، غرائز، قوا، طبيعت گسترده ، گياهان و حيوانات ، هوش و عقل و عاطفه و… برايمان فراهم كرد و براي تربيت معنوي ما، رسولان خويش را فرستاد و احكام سعادت بخش مقرّر كرد و حلال و

حرام ، وضع نمود و ((حيات مادي )) و ((حيات روحي )) مارا از هر جهت ، برخوردار از ابزار و وسائل كمال ساخت و همه شرايط رشد و بهروزي و سعادت دنيوي و اخروي مارا فراهم نمود. چه كسي بيش از خداوند به ما نيكي كرده ، كه بيش از او شايسته اداي حق باشد؟ به قول سعدي : هر نفسي كه فرو مي رود، ممّد حيات است و چون برمي آيد، مفرّح ذات ، پس در هر نفسي دو نعمت موجود است و بر هر نعمتي شكري واجب .
از دست و زبان كه برآيدكز عهده شكرش به در آيد او مارا از هدايت انبياء و معصومين برخوردار ساخت . جهان و طبيعت را مسخّر انسان كرد و به او قدرت بهره بردن از مواهب طبيعت و كشف رازهاي جهان واستفاده از آن در مسير فلاح وزندگي خويش داد. برگها و گياهان ، كربن هوا را مي گيرند و اكسيژن مي سازند. قطرات باران ، هوا را صاف و سالم مي كنند.
نهنگ ها، ماهيان مرده درياها را مي بلعند تا آب ها بد بو نشوند. چشم هاي ما، هر لحظه ،

از زاويه هاي مختلف عكسهاي گوناگون و دقيق از همه چيز مي گيرد.
اگر لب ما نرم نبود، قدرت حرف زدن نداشتيم .
اگر اشك ، شور نبود، چشم ما كه از ((پي )) آفريده شده ، خراب مي شد. اگر آب ها تلخ و شور بود، درختان نمي روييدند.
اگر زمين ، جاذبه نداشت ، و اگر فاصله خورشيد به ما نزديك تر بود، اگر هنگام تولّد مكيدن را نمي دانستيم ، اگر مهر پدر و مادر نبود، و هزاران ((اگر)) ديگر… آيا مي توانستيم به زندگي ادامه دهيم ؟ البته نه در صدد بر شمردن نعمت هاي خداييم و نه از عهده آن برمي آييم ; كه خداوند خود فرمود اگر نعمت هاي الهي را بشماريد، نمي توانيد آنها را به حساب آوريد.
باري … اگر يك ميليونيم اين نعمت ها را از كسي ديگر دريافت مي كرديم ، همه عمر مديون و سپاسگزار او نبوديم ؟

وظيفه انساني و وجداني ما، ايجاب مي كند كه سپاس نعمت هاي الهي را ادا كنيم و به شكرانه آنهمه نيكي ، نماز بخوانيم و او را بپرستيم .
چون او مارا آفريده ، ما هم او را عبادت كنيم و بنده او باشيم تا بنده و برده شرق و غرب نشويم .
نماز، تشّكر از خداوند است و هر انسان عاقل و با وجداني ، به لزوم نماز پي مي برد.
وقتي يك سگ ، در مقابل استخواني كه به او مي دهند، حق شناسي مي كند و دم مي جنباند و اگر دزد و بيگانه اي وارد خانه شود، به او حمله مي كند، اگر انسان نسبت به اين همه نعمت پروردگار، بي تفاوت باشد و از روحيه سپاسگزاري كه به صورت ((نماز)) جلوه گر مي شود، بي بهره باشد، آيا در قدرشناسي كمتر از سگ نيست !؟…

نماز بارزترين مصداق ذكر خدا
ذكر در لغت به معناى حفظ مطالب و معارف آمده با اين فرق كه حفظ به معناى بدست آوردن در ابتداى امر گفته مىشود و ذكر به ادامه و حاضر داشتن آن. كه آن حضور گاهى قلبى است و گاهى قولى و به همين خاطر ذكر را به دو قسم قلبى و زبانى تقسيم كردهاند(۱).
و امّا مصداق ذكر: براى ذكر افراد و مصاديق زيادى در قرآن و سنت بيان شده است ولى آنچه از فحص و بررسى در آيات و روايات بدست مىآيد اين است كه نماز، فرد واقعى و مصداق حقيقى ذكر الهى است چون نماز دستورى است كه در همه شرايع و اديان الهى جزء فرائض و واجبات بوده است و خداوند در قرآن كريم تصريح كرده است كه مراد از ذكر الهى، نماز است.
اَقِم الصلاة لذكرى «نماز را بپا دار تا به ياد من باشى»(۲). و در آيه ديگر مىفرمايد: ولذكر الله أكبر «نماز بزرگترين ذكر الهى است»(۳).
اينكه نماز را برترين مصداق ذكر خدا ياد كرده شايد بدين جهت باشد كه در حال قيام به نماز، نفس آدمى در اثر توجه به مبدأ اعلى و خالق يكتا از اضطراب درونى دور شده و سختىها و ناملايمات را از ياد مىبرد. و شايد وجه كمك گرفتن از نماز در آيه استعينوا بالصبر والصلاة «يعنى از صبر و نماز استعانت بجوئيد»(۴) همين باشد. در تفسير آيه ۹۱ سوره مباركه مائده «انّما يريد الشّيطان أن يُوقعَ بينكم العداوةَ والبغضا فى الخمر والميسر ويصدّكم عن ذكر الله وعن الصّلاة فهل أنتم منتهون»

«شيطان مىخواهد در ميان شما به وسيله شراب و قمار عداوت ايجاد كند و شما را از ذكر خدا و نماز بازدارد آيا خوددارى خواهيد كرد». گفته شد كه: «به اين دليل خداوند در اين آيه نماز را جداى از ذكر خدا اسم برد ـ با توجه به اينكه نماز هم ذكر خداست ـ كه نماز فرد كامل از ذكر الهى است و خداوند اهتمام بيشترى به امر آن دارد و در روايت صحيح هم وارد شده كه نماز پايه و ستون دين است»(۵). و نيز از كلمه «موقوت» در آيه ۱۰۳ سوره مباركه نساء كه فرمود: انّ الصلاة كانت على المؤمنين موقوتاً. «استفاده مىكنند كه وقت در نماز كنايه از ثبات و تغيير ناپذير بودن اين فريضه ال

هى است يعنى نماز يك فريضه ثابتى است كه در هيچ حال ساقط نمىشود و هرگز تبديل به چيز ديگر نمىگردد آنطور كه مثلاً روزه در مقام اضطرار تبديل به فديه مىشود»(۶).
بنابر اين كمترين ترديد در اين مطلب روا نيست كه ياد خدا آرام بخش دلها از همه يأسها و ناآرامىها بوده و نماز روشنترين مصداق و فرد اكمل از ذكر الهى است.

نتيجه اينكه نماز تنها عامل بازدارنده از همه لغزشها و تنها تكيه گاه امن و مأمن مستحكم براى انسانها خصوصاً جوانان است كه هرگز نفس خويش را از افتادن در مهلكه حوادث مصون نمىبينند و شايد به همين سبب باشد كه در كتاب آسمانى قرآن كمتر عبادتى چون نماز مورد اهميت قرار گرفته است تا آنجا كه حدود صد و چهارده مورد اين كلمه در قرآن بكار رفته و در پانزده مورد امر به آن شده است. و در صدق و درستى ادعاى ما همين بس كه جوانى از انصار نماز را با پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) بجا مىآورد و با اين وصف آلوده به گناهان زشتى نيز بود. اين مطلب را به عرض پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) رساندند. حضرت فرمود:
انّ الصلاةً تناهُ يوماً «نمازش او را روزى از اين اعمال پاك مىكند»(۷).

روح و حقيقت نماز
نماز لفظ و واژهای است كه در متون دينی ما بعنوان «صلاة» از آن ياد شده و دارای معانی متعدّدی بوده كه يكی از آن معانی، همين عمل مخصوصی است كه به نام «نماز» در دين اسلام تشريع شده است. اين لفظ در برخی از آيات به معنای سلام و تحيت آمده است آنجا كه خداوند در قرآن میفرمايند:
إنَّ الله وملائكته يصلّون علی النّبی يا ايّها الذين آمنوا صلّوا عليه وسلّموا تسليماً.
«همانا خداوند و فرشتگان بر پيامبر(صلی الله عليه وآله وسلم) درود میفرستند شما هم ای اهل ايمان بر او صلوات و درود بفرستيد و با تعظيم بر او سلام گوئيد»(۱).
و در آيه ديگر با اشاره به همين معنی میفرمايند: هو الذی يصلی عليكم وملائكته «اوست خدايی كه هم او و هم فرشتگانش بر شما تحيت و رحمت میفرستند»(۲).

وبه معنای دعا هم در برخی از آيات آمده است. آنجا كه به پيامبر(صلی الله عليه وآله وسلم)دستور گرفتن زكات داده میشود خداوند میفرمايد بعد از گرفتن زكات برای آنها و در حقشان دعا كن. خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم وتزكيهم بها وصلّ عليهم إنّ صلواتك سكن لهم.
«ای رسول ما، تو از مؤمنان صدقات را بگير تا بدان واسطه نفوس آنان را پاكيزه سازی و آنها را به دعای خير ياد كن همانا دعای تو در حق آنان، موجب تسلی خاطر آنهاست»(۳).
«صلاة» به هر دو معنای مزبور كه در حقيقت به معنای واحد بر میگردند كه همان دعا باشد مورد بحث ما نيست بلكه مراد از «صلاة» همان معنايی است كه با طريق مشخص و با اركان مخصو

ص و جزئيات معين از طرف شارع مقدس، حقيقت پيدا كرده است و پيامبر خاتم(صلی الله عليه وآله وسلم)آن حقيقت نازله را در عمل تشريع و خود، آن را تحقق عملی بخشيد. نه تنها شخص پيامبر(صلی الله عليه وآله وسلم) در طول عمرش به عمل بدان پای بند بود بلكه همه مسلمين موظف بودند كه آن را شبانه روز پنج بار بجای آورند. اَقم الصلاة لدلوك الشمس الی غسق الليل.
«نماز را از زوال خورشيد تا نهايت تاريكی شب برپا دار»(۴).
كه اين آيه اشاره اجمالی به نمازهای پنج گانه دارد. نماز با اين شيوه مرسوم كه مصداق آن برای همه مسلمين روشن و آشكار است چيزی نيست كه مورد فهم و درك نباشد چون آنچه كه از سنّت رسول اكرم(صلی الله عليه وآله وسلم)و اهل بيتش استفاده میشود پر واضح است كه اين تلقی از نماز يعنی اعمال مخصوصهای كه با تكبيرة الاحرام شروع و به سلام ختم میگردد. و اين است معنای ديگری كه از آيات استفاده میشود. آنچه كه مسلّم است اين است كه اين عمل ظاهری كه اصطلاحاً بدان نماز گفته میشود تمام حقيقت نماز نيست بلكه اين صورت و چهره ظاهری آن است. نماز امری است الهی كه تحقق آن همانند ساير امور دارای ظاهر و باطن است كه در متون دينی به هر دو جهت آن اشارت رفته است. تصوير ظاهری نماز همان است كه با اعمال مخصوصه انجام گيرد و حفظ آن نيز فرض و واجب است امّا روح و باطن نماز عبارتست از: اخلاص، حضور قلب، ذكر خداوند و تعظيم در مقابل او، اميد و دلبستگی به ذات ربوبی، اعتماد و ركون به وجود سرمدی و محو شدن در مقابل ذات يكتايی كه در مقابل عظمت و جلالت او قيام نموده است.
حقيقت نماز اعم از معنای ظاهر و باطن است و محدود و محصور نمودن آن به ظاهر، چون محدود نمودن حقيقت انسان و انسانيت او به جسم مادی است. همانطور كه حقيقت انسان در اين جسم خاكی و هيكل مادی قالب گيری شده و به اطوار مختلف و گوناگون درآمده و به اين شكل ظاهری وجود يافته است چنانچه خداوند فرمايد: وقد خلقتكم اطواراً «وبه تحقيق شما را به صورت گوناگون آفريد»(۵).
حقيقت نماز هم چون ساير امور در باطن و روح او نهفته شده كه اين قالب و صورت را پذيرا شده است هرگاه آن حقيقت بخواهد در عالم خارج تحقق يابد قطعاً بايد در همين طور و قالب خاص باشد و در غير اين صورت نماز نبوده بلكه پديده ديگری است.
هرگاه اين قالب خاص و صورت ظاهری نماز با روح و باطن آن آميخته و قرين گردد نماز حقيقت خود را يافته و تأثير خود را میگذارد. در چنين صورتی است كه اين امر الهی، ستون دين(۶)، معراج

مؤمنين(۷)، روشنگر چهره مسلمين(۸)، مقرِّب متقين(۹)، مكمّل اخلاص مخلصين، مبعِّد خصائص ملحدين(۱۰)، مسوِّد چهره شياطين(۱۱)، ومميّز مؤمنين از كافرين(۱۲)، قرار میگيرد.
پس نمازی كه فقط ظاهر داشته باشد و فاقد روح باشد مُعطی شی نخواهد بود. بنابر اين قيام به ظاهر آن، تحركی در نماز گزار ايجاد نخواهد كرد و از سوی ذات باری به اين نماز اقبال و توجهی نيست چنانچه از رسول گرامی اسلام(صلی الله عليه وآله وسلم) روايت شده كه فرمودند:
«خداوند متعال نظر نمیافكند به نمازی كه آدمی دل خود را با بدن خود به نماز حاضر نكند»(۱۳).
پس حقيقت نماز اعم از صورت ظاهری و معنای باطنی است و تمسك به هر يك از اين دو بدون

ديگری نماز نيست در نتيجه هم كسانی كه به ظاهر آن تشبث جسته و از روح آن بیخبرند از حقيقت نماز غافلند و هم آنانكه نماز نمیخوانند و ادعا دارند كه ما به معنا و حقيقت آن رسيدهايم معرفتی از نماز ندارند چون نماز در هر دو صورت فاقد حقيقت است.
بازداشتن از فحشا و منكر
… وَ اَقِمِ الصَّلاةَ اِنَّ الصُّلاةَ تنهي عَنِ الفحشاءِ وَالمُنكَرِ وَ لَذِكرُاللهِ اَكْبَرُ واللهُ يَعلمُ ما تصنعُون.(عنكبوت/۴۵ ) “… و نماز را برپا دار كه نماز انسان را از زشتي ها و منكرات باز مي دارد و ذكر خدا بزرگتر است و خدا به هر چه كنيد آگاه است.”
طبيعت نماز از آنجا كه انسان را به ياد نيرومندترين عامل بازدارنده يعني اعتقاد به مبدأ و معاد مي اندازد، داراي اثر بازدارندگي از فحشا و منكر است. نماز، كسي را كه به انواع وسايل هوسراني مجهز و پايه هاي حكومت غرايز طغيانگر در كانون وجودش مستحكم و پابرجاست و براي آنها مرزي نمي شناسد، كنتر ل مي كند. در هر روز پنج بار اداي نماز كردن، صبح بعد از برخاستن از خواب (كه انسان از همه چيز غافل است)، وسط روز (هنگامي كه غرق در زندگي مادي است)، در پايان روز و آغاز شب، مي تواند جامعه اي صالح ايجاد نمايد. نمازي كه براي انجام آن از ابتدا، انسان خود را از هرگونه آلودگي پاك كرده و حرام و غضب را از خود دور مي سازد و با حمد، تسبيح، تكبير و سلام بر بندگان صالح خدا، خدا، مقام اولياء، درجات مردان خدا، عذاب الهي، كيفر خطاكاران، حسابهاي دقيق و بي اشتباه روز رستاخيز را به ياد مي آورد و با قيام در مقابل خدا، او را از هر چيز برتر و بالاتر مي شمرد و با ياد نعمتهايش او را سپاس مي گويد و از او صراط مستقيم را مي طلبد، بدون شك انسان را متوجه جهان معنوي كرده و در درونش جنبشي به سوي حق و پاكي پيدا مي شود و او را از خودخواهي و دنياپرستي باز مي دارد و با تواضع در مقابل ذات لايزال الهي، عشق به جاه و مقام، كنار مي رود. نمازگزار با توجه به معاني آياتي كه در نماز مي خواند، قهراً از مواعظش پند

گرفته، به امر و فرمانش تن داده و خود را از گناهان باز مي دارد. مسلماً ذكري كه متضمن ياد خدا و خشوع در برابر او و تلاوت قرآن (كه بر وعده ثواب، عذاب و هدايت مشتمل است) مي باشد با گناهان سازش ندارد. البته ميزان اثر نماز به درجه خلوص نمازگزار بستگي دارد و اين كه چه مقدار موانع را از بين برده باشد. بديهي است هر چه موانع بر سر راه ارتباط انسان با خدا كمتر باشد، ا

ثر آن بيشتر و بر عكس هر چه موانع بيشتر باشد، اثر نماز كمتر است. چرا كه بازدارندگي از گناه، اثر طبيعي نماز است.
اِنَّ الاِنسانَ خلِقَ هَلوعاً. اِذا مَسَّهُ الشرُّ جَزُوعاً. وَ اِذا مَسهُ الخَيْرٌ مَنوعاً. اِلاّ المُصَلينَ. الَّذينَ هُمْ عَلي صَلاتِهِمْ دائِمُون.(معارج/ ۱۹ تا ۲۳) “انسان، حريص و كم طاقت آفريده شده – هنگامي كه بدي ب

ه او رسد بي تابي مي كند. و هنگامي كه خوبي به او رسد مانع ديگران مي شود. مگر نماز گزاران. آنها كه نماز را مرتباً به جا مي آورند.”
انسان، حريص و كم طاقت و خودخواه است. در بديها بي تابي مي كند و خوبيها را منحصراً براي خود مي خواهد؛ مگر نمازگزاران كه نمازشان و ارتباطشان با خالق يكتا، آنها را از هر فحشاء و

منكري باز مي دارد: وَالَّذينَ هُمْ عَلي صَلاتِهِمْ يُحافِظونَ. (معارج / ۳۴) ” و آنها كه بر نماز مواظبت دارند.”
نمازگزاراني كه نماز را با حفظ ظاهر آن (آداب، شرايط، اركان و خصوصيات آن) و حفظ روح آن (حضور قلب) به طور دائم مي خوانند.

همراهي خدا با نمازگزاران
“وَ لقَدَ اَخذاللهُ ميثاقَ بَني اِسْرائيلَ وَ بَعَثنا مِنهُمْ اثنيْ عَشَرَ نقيباً وَ قالَ اللهُ اِنّي مَعَكُمْ لَئِنْ اَقَمتمُ الصَّلاةَ. (مائده / ۱۲) ” و خدا از بني اسرائيل پيمان گرفت و از آنها دوازده رهبر و سرپرست برانگيختيم و خداوند گفت من با شما هستم اگر نماز را بر پا داريد… .”
در اين آيه حمايت و همراهي خدا از بني اسرائيل را مشروط به شروطي مي كند كه اولين آنها بر پاداشتن نماز است. يعني تا وقتي كه نماز را برپا دارند مشمول حمايت خداوند مي شوند و ترك نماز، ترك هدايت خداوند را در پي دارد. اين معنا مي تواند شامل تمام نمازگزاران و تاركان نماز نيز باشد.
ولايت نمازگزاران
” اِنَّما وَليُّكمُ اللهُ و رسولهُ والَذينَ يُقيمونَ الصَّلاةَ و يُوتونَ الزَّكاةَ و هُمْ راكِعونَ.” (مائده/ ۵۵) “سرپرست و رهبر شما تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده اند و نماز را برپا مي دارند و در حال ركوع، زكات مي پردازند.”
سرپرستي و رهبري جامعه ي اسلام از آن خدا و پيامبر اوست و نيز از آنِ مؤمنيني كه براي خدا و اتصال به سرچشمه ي فيوضات الهي، نماز را بر پا مي دارند و هنگام ركوع زكات مي دهند.

هدايت براي نمازگزاران

“اِنَّما يَعْمُرُ مَسجدَاللهِ مَنْ امَنَ بِاللهِ اليوم الاخِرِ و اَقامَ الصَّلاةَ و اتي الزَّكاةَ و لم يَخْشَ اِلاّ اللهَ فَعَسي اُولئكَ اَنْ يِكونُوا مِنَ الْمُهتدينَ.” (توبه / ۱۸) “مساجد الهي را تنها كسي آباد مي كند كه ايمان به خدا و روز قيامت آورده و نماز را برپا دارد و زكات را بپردازد و از چيزي جز خدا نترسد، ممكن است چنين گروهي هدايت يابند.”
هدايت ممكن است براي گروهي باشد كه علاوه بر ايمان به خدا و روز قيامت، اهل اقامه ن

ماز و پرداخت زكات و خشيت از خدا باشند. ايماني كه فقط ادعا نباشد بلكه در عمل ثابت شود و فقط چنين كساني براي عمران مساجد محق هستند.

انذار براي نمازگزاران
“… اِنَّما تنذِرالَذينَ يَخشونَ رَبَّهمْ بالغيبِ و اَقامواالصَّلاةَ و منْ تزكي فَانّما يَتزكي لِنفسه و الي الله المصيرُ.” (فاطر / ۱۸) ” … تو فقط كساني را انذار مي كني كه از پروردگار خود در پنهاني مي ترسند و نماز را برپا مي دارند و هر كس پاكي پيشه كند نتيجه ي آن به خودش باز مي گردد و بازگشت به سوي خداست.”
اي پيامبر انذارهاي تو نسبت به مكذّبان تو محقق نمي شود. زيرا كه دلهايشان مُهر شده است و سخن الهي تنها در دلهاي آماده اثر مي گذارد و تا در دلي خوف خدا نباشد و در نهان و آشكار، مراقبت يك نيروي معنوي را بر خود احساس نكند و با انجام نماز كه قلب را زنده مي كند و به ياد خدا مي دارد، به آن كمك نرساند؛ اين آمادگي حاصل نخواهد شد. آنها كه روح و قلبشان مملو از خشيت و ترس آميخته با عظمت خداست و با برپايي نماز، عملاً او را عبادت و پرستش مي كنند.

رستگاري براي نمازگزاران
” قَدْ اَفلحَ منْ تزكي. وَ ذَكرَ اسْمَ رَبِّه فَصَّلي. (اعلي/ ۱۴ و ۱۵) ” مسلماً رستگار مي شود كسي كه خود را تزكيه كند – و نام پروردگارش را به ياد آورد و نماز بخواند.”
در اين آيات سه چيز را عامل رستگاري مي داند، تزكيه، ذكر نام خداوند و سپس به جا آوردن نماز. در اينجا پس از ذكر نام خداوند، بجا آوردن نماز را ذكر مي كند. زيرا نمازگزار تا به ياد خدا نباشد و نور ايمان در دلش پرتوافكن نشود به نماز نمي ايستد. به علاوه، نمازي ارزشمند است كه توأم با ذكر و ياد او باشد.

پاداش
“رِجالٌ لا تلهيهم تِجارةٌ ولابَيعٌ عن ذِكراللهِ و اَقامِ الصَّلاةِ و ايتاءِ الزَّكاةِ يخافونَ يَوماً تتقلبُ فيه القلوبُ والابْصارُ. لِيجزيهمُ اللهُ اَحسنَ ما عملوا و يزيدهُمْ مِنْ فَضله …”(نور/ ۳۷ و ۳۸) ” مرداني كه هيچ كسب و تجارتي آنان را از ياد خدا غافل نگرداند و نماز به پا دارند و زكات بدهند و از روزي كه دلها و ديده ها در آن روز حيران و مضطرب است، ترسان و هراسانند – تا خدا در مقابل بهترين اعمال ايشان جزاء و ثواب عطاء فرمايد و از فضل و احسان خويش بر آنها بيفزايد…”

و نيز مي فرمايد: ” لكنِ الراسخُونَ فِي العلمِ منهمْ والْمؤمنونَ يُؤمنونَ بما اُنزلَ اِليكَ و ما اُنزلَ من قبلكَ والْمقيمينَ الصَّلاةَ والْمؤتونَ الزَّكاةَ والمؤمنونَ باللهِ واليومِ الاخرِ اُولئكَ سَنؤتيهم اجراً عظيماً.” (نساء / ۱۶۲) “اما آنهايي كه علم در دلهايشان رسوخ يافته و ايمان دارند به آنچه بر تو نازل شده و به آنچه پيش از تو نازل گرديده ايمان مي آورند و نماز را برپا مي دارند و زكات مي دهند و به خدا و روز قيامت ايمان آورده اند به زودي به آنان پاداش عظيمي خواهيم داد”. پاداش عظيم و افزون كه از فضل خدا بر آن افزوده مي شود؛ براي مؤمنان به خدا و رسولش و آنچه بر او نازل شده و ترسان از روز قيامت است كه علاوه بر آن، نماز را نيز اقامه كرده و زكات مي پردازند.