نماز

«مقدمه»
ستايش از آن خداست، او را مي ستاييم و از او ياري مي خواهيم و از آفات نفساني و انحرافات عملي خويش بدو پناه مي بريم و بر پيامبر خاتم محمّد مصطفي (ص) و خاندان گراميش ائمه معصومين (ع) درود مي فرستيم. از آنجاي كه نماز محكمترين رشتة الفت بين بندگان و خداست و ريسمان اتّسالي است كه همة هستي و موجوديّت آدمي را به ملكوت پيوند مي دهد. و نماز صفا بخش حيات جاودان، روشني بخش راه رهروان، تكيه گاه سالكان، راز و نياز عارفان، سرماية

بينوايان، درواي دردمندان، دليل گمراهان، اميد اميدواران و كليد گشايندة همة مشكلات و زدايندة غم و اندوه است. نماز حقيقي است كه كيمياي حيات بدون آن بي سود بوده و بي خبران از آن بي خردانند و محرومان از اين مقام اسير دست شيطانند و نور آن حرارت بخش زندگي و فرار از آن ريشة شرّ و افسردگي و نمازگزار واقعي بدون شك دور از هر آلودگي است. نماز نه يك گل كه گلزار

عبادت است چرا كه تكبير، تحميد، تعظيم، سجود، قنوت، تشهد، از گلهاي اين بوستانند. پس به اين گلزار درآي و خود را به گلهاي آن معطر ساز و از عصارة آن دل و جان خود را شفا ببخش كه اين مصفا شفا بخش دل هاست.
چرا نماز بخوانيم؟
قرآن يكي از اسرار نماز را ياد خداوند ذكر مي كند«اقم الطلوه لذكري» نماز را به خاطر ياد من به پادار بلكه ياد بزرگتر خداست«و لذكر الله اكبر» زيرا انسان در زندگي اين جهان با توجّه به عوامل غافل كننده، نياز به يادآوري و تذكر دارد به اين معني كه زندگي بشود درياي بي پاياني است كه

بدون ياد خدا گمراه كننده است و بشر را به غرقاب مي كشاند و اين موجود كه در كوتاهترين مدّت، خدا را از ياد مي برد و مسئوليت خويش را فراموش مي كند. آيا نبايد اوقات معيّني به هدف و مسير صحيح زندگي خود توجّه نمايد؟ علاوه بر اين كه انسان در مسير زندگي خود استقلالي نداشته و

بايد از آفريدگار خود كمك گيرد. بدين جهت بايد وسيله اي باشد تا در اين فاصله هاي مختلف زماني خدا و رستاخيز و دعوت پيامبران و هدف آفرينش را به ياد او آورد و از غرق شدن در گرداب بي خبري و غفلت حفظش نمايد و نماز اين وظيفة مهم را عهده دار است. انسان، صبحگاهانكه از خواب برم

ي خيزد، خوابي كه از همه چيز جهان او را بيگانه كرده، برنامه زندگي را مي خواهد شروع كند. قبل از هر چيز به سراغ نماز مي رود و قلب و جان خود را با ياد خدا صفا مي دهد و از او ياري مي گيرد و آماده سعي و تلاش توأم با پاكي و صداقت مي گردد. باز هنگامي كه غرق كارهاي روزانه شد و مدّت زماني گذشت چه بسا ميان او و ياد خدا جدايي افتد وقت نماز ظهر مي شود به سراغ نماز و راز ونياز با معبود مي رود تا اگر گرد غفلت بر قلب او نشسته آنرا شستشو دهد و همين طور نماز

عصر و مغرب و عشاء. نكته قابل توجه اين است كه در آيه اي خداوند مي فرمايد: نماز را بپادار تا ياد من باشي امّا در جايي ديگر ياد خودش را آرامش بخش دلها اعلام مي كند «الّا بذكر الله تطمئن القلوب» و آيات پاياني سوره فجر، خطاب به جانهاي آرامش يافته مي گويد: «يا ايّها النّفس المطمئنه ارجعي الي ربّك راضيّه فادخلي في عبادي و ادخلي جنّتي» اي نفس قدسي مطمئن و

دل آرام (به ياد خدا) امروز به حضور پروردگارت بازآي كه تو خشنود(به نعمتهاي ابدي او) و او راضي از (اعمال نيك) توست بازآي و در صف بندگان خاصّ من درآي و با خشنودي در بهشت (رضوان) من داخل شو. حال اگر اين آيات را كنار هم قرار دهيم در مي يابيم كه نماز، ياد خدا را در انسان زنده مي كند، ياد خدا نفس مطمئنّه را به او مي دهد و نفس مطمئنّه هم او را به مقام بندگان خاصّ و

بهشت جاويد رهنمون مي كند و شايد همين امر را بتوان رمز تكرار نمازها در طول شبانه روز، پنج مرتبه دانست. وقتي از پيامبر عظيم الشأن اسلام(ص) وقتي از فلسفه نماز مي پرسند حضرت بيست و پنج حكمت براي وجوب نماز ذكر مي نمايد.«نماز از شوايع دين است، و رضاي خدا در نماز است، راه انبياء به سوي خدا مي باشد. براي نمازگزار، دوستي فرشتگان، هدايت و ايمان، نور و معرفت و شناخت خدا، تشخيص حقّ از باطل، بركت در رزق و روزي، و راحتي بدون و سلامت آ

ن و كراهت و ناراحتي شيطان مي باشد. و نماز، سلاح مؤمن عليه كافر و موجب اجابت دعا و قبول اعمال است و زاد و توشة مؤمن عليه كافر و موجب اجابت دعا و قبول اعمال است و زاد و توشة مؤمن در دنيا براي آخرت مي باشد. نماز نماز شفيع نمازگزار در نزد ملك الموت، مونس در قبر، بستر نيكو در زيرش و پاسخ نمازگزار براي نكير و منكر مي باشد. نماز بنده در محشر، تاجي است برسر او و موجب نور انيّت صورتش، لباس براي بدنش و ساير وحايل بين او و آتش جهنّم است. نماز، حجّت و برهان خوبي بين او و پروردگارش بوده موجب نجات بدنش از آتش جهنّم و جواز عبور از صراط و

موجب فتح و گشايش در بهاي بهشت به سوي او مي باشد و مهرية حو را لعين و بهاي بهشت است. به وسيله ي نماز، بنده به درجه عالي و والا مي رسد، زيرا نماز، تسبيح و تحليل و تمجيد و تكبير و تمحيد و تقديس الهي است. نماز،قول حق و دعوت به سوي حقّ مي باشد دقّت در مفاهيم بلندي كه در اين دو روايت آمده است، به خوبي نشانگر فلسفة وجوب نماز مي باشد و ويژگي هايي از فلسفة نماز ذكر شده كه دربارة ديگر عبادات ذكر نشده است و يا داراي اين همه اهميت نيست. يكي ديگر از دلايل و اسرار تشويع فرضية نماز «تكريم و تعظيم خداوند» بزرگ است كه

شايسته و سزاوار عبادت و پرستش است، يعني بر انسان لازم است، ولي نعمت خويش را شناخته و در مقابلش تواضع كند و جبين خود را به خاك بمالد و فرمانبرداري و اطاعت او را موجب عزّت و عظمت خويش بپندارد و هيچ گونه مخالفتي در پيشگاه با عظمتش ننمايد از اين رو حضرت علي (ع) در پيشگاه خدا اينگونه راز و نياز مي كنند («الهي هذه صلاتي صليّتها لالحاجه عنك اليها و لارغبه منك فيها الّا تعظيماً و طاعه و اجابه الي ما امرتني به، الهي ان كان فيها خلل او نقص من

ركوعها او سجودها فل اتواخذني و تفضّل عليّ با القبول و الغفران » «خدايا! اين نماز من است كه در پيشگاه تو به جا آوردم نه به خاطر نيازي است كه تو به آن داري و نه به خاطر ميل و رغبتي است كه تو به آن داري بلكه براي بزرگداشت و پذيرش فرمان توست كه به انجام آن مرا فرمان داد

ه اي. خدايا! اگر نماز من عيتي داشته يا كمبودي در ركوع و سجود آن است پس مرا بازخواست مكن و بر من با پذيرش و آموزش خود، عنايت و لطف بفرما.»

«آثار و فوايد فردي اجتماعي نماز»
آنچه مسلم است نمازي كه در اسلام اينقدر ارزشمند و با اهميّت است آثار و فوايد زيادي هم از نظر فردي و هم از نظر اجتماعي دارد كه ما در اينجا به چند مورد از اين فوايد و آثار اشاره مي كنيم:
الف ـ نماز حافظ تعادل در برابر خوبي و بدي است:
نماز عامل سازنده اي است كه پايداري و مقاومت انسان را در فراز و نشيبهاي

زندگي حفظ مي كند و نمازگزار در مقابل هر خير و شر، خوبي و بدي، خويش را حفظ نموده و به هر بادي نمي لرزد. از اين رو مي بينيم خداوند در قرآن وقتي طبيعت دنيا پرست انسان را تبيين مي كند و خصوصيّات آن را بيان مي كند، بلافاصله نمازگزاران را از آن استثناء كرده و آنان را از اين رذائل منزّه مي داند.۱
ب ـ نماز بهترين بازدارنده از فحشاء و منكر است:

«اقم الصلوه ان الصلاه تنهي عن الفحشاء و المنكر و لذكر الله اكبر»۲ نماز را بپادار كه نماز (انسان را) از كارهاي زشت و ناپسند باز مي دارد» طبيعت نماز به گونه اي است كه انسان را به ياد مبدأ و معاد مي اندازد كه اين دو، بهترين ضامن اجرايي براي خودداري از كارهاي زشت و ناپسند و انجام كارهاي شايسته است، يعني انسان وقتي به نماز مي ايستد، تكبير مي گويد، خدا را از همه چيزي بالاتر و برتر مي شمرد، به ياد نعمت هاي او افتاده حمد و سپاس او مي گويد و او را به رحمانيّت و رحيميّت مي ستايد، به ياد روز قيامت مي افتد، اعتراف به بندگي او كرده و از او ياري

مي جويد، راه راست يعني راهي را كه پيامبران و صدّيقين و شهيدان و صالحان رفته اند.»۳ طلب مي كند و از راه آناني كه مورد خشم خدا واقع شده و گمراهند به خدا پناه مي برد.(مضمون سوره حمد) بعد براي خدا «ركوع مي كند و در برابر او پيشاني عبوديّت بر خاك مي نهد و غرق عظمت و بزرگي او مي شود و خود برتربيني و خودخواهي را فراموش مي كند. آنگاه شهادت به يگانگي او مي دهد و گواهي به رسالت پيامبر(ص) مي دهد.
بر پيامبرش درود مي فرستد و از خداوند در خواست مي كند كه او را در زمرة بندگان صالح خود قرار دهد. مسلماً جنين انساني كه هر روز چند بار اين مضامين را تكرار كند در قلب و روح او جنبشي بسوي حقّ و پاكي و جهشي بسوي تقوا پيدا مي شود او از كارهاي زشت دوري كند منتهي هر نمازي به همان اندازه كه از شرايط كمال برخوردار باشد، تأثير در اين بازداشتن دارد. ممكن نيست كسي نماز بخواند و هيچ گونه تأثيري در او نبخشد، يعني هر چند نمازش صوري باشد نهي از فحشاء و منكر، سلسله مراتب دارد.
ج ـ نماز عالي ترين عامل تزكيه و تهذيب نفس است:

نماز در ميان عبادات ديگر در تزكيه انسان از جايگاه ويژه اي برخوردار است. نماز محو كننده ي گناهان است به دليل آيه قرآن كه مي فرمايد:«انّ الحسنات يذهبن الّسيئات»۱ «بدستي كه نيكي ها، بدكاري ها را از بين مي برد»
د ـ نماز نمودي از وحدت و يگانگي، امّت بزرگ است:
زيرا مسلمانان در وقت معيّن رو به جهت و قبله واحد با تشريفاتي خاص در صفوفي منظّم و يكپارچه، خداوند را پرستش مي كنند تا بدين وسيله اتّحاد و يگانگي خود را در قالب امّتي كه با ريسمان عبادت همه را به يكديگر پيوند زده و متحد ساخته، نشان دهند. هـ ـ نماز برترين وسيله استعانت و كمك خواهي است كه از پيشگاه خداوند بوسيله آن استمداد مي نماييم.

نماز وسيله اي است كه انبياء(ع) و اولياء الهي در رفع هر مشكلي و دفع هر شرّي و دورماندن از هر دشمني به آن متمسّك مي شدند چنانكه حضرت صادق(ع) مي فرمايند:«هرگاه به شما غصّه اي از غصّه هاي دنيا روي آورد مانعي ندارد كه وضو گرفته داخل مسجد شويد پس دو ركعت نماز بخوانيد و دعا كنيد و رسول خدا(ص) هرگاه غمگين مي شدند به نماز پناه مي بردند و علي(ع) هرگاه چيزي او را دلتنگ مي كرد به نماز پناه مي برد. آري نماز انسان را به قدرت لايز الي پيوند مي دهد كه همة مشكلات براي او سهل و آسان مي شود همين احساس، سبب مي شود كه

انسان در برابر حوادث، نيرومند و خونسرد باشد. انسان وقتي در برابر وقايع و حوادث سخت و مشكلات طاقت فرسا قرار مي گيرد و نيروي خود را براي مقابله با آن ها ناتوان مي بيند، نياز به تكيه گاهي دارد كه از هر جهت نامحدود و بي انتها باشد. نماز، او را با چنين مبدئي مربوط مي سازد و با اتّكاء به او مي تواند با روحي مطمئن و آرام امواج سهمگين مشكلات را در هم بشكند و با ياد خدا و تقرّب به او به هدفي كه مي خواهد برسد.
«نكات تربيتي نماز»
الف ـ نماز و طبيعت
نماز تنها يك توجّه قلبي نيست، عملي است همراه با مردم و با بهره گيري از طبيعت: بايد به آسمان نگاه كرد تا وقط نماز را شناخت، به ستارگان نگريست تا قبله را شناخت، به آن توجه كرد تا پاك و مطلق و حلال و تميز باشد، به خاك دقّت كرد تا براي سجده و تيمّم شرايط لازم را داشته باشد. عبادات الهي بدون طبيعت نمي شود. رسول اكرم(ص) سحرها به آسمان و ستارگان نگاه مي كرد و فكر مي كرد و مي گفت: «ربّنا ما خلقت هذا باطلا» پروردگارا اينها را بيهوده خلق نكردي بعد به نماز مي ايستاد، فكر در طبيعت يكي از راههاي خداشناسي است. سعدي مي گويد: «هر نفسي كه فرو مي رود. ممّد حيات است و چون برآيد مفرّح ذات،پس در هر نفسي دو نعمت موجود است و بر هر نعمتي شكري واجب»آري اگر نفس فرو نرود زندگي نداريم، اگر بد نگرد باز هم زندگي

نداريم. ولي امام صادق(ع) مي فرمايد: در هر نفسي هزاران نعمت در كار است (نه دو نعمت) زيرا برگ، در نفس كشيدن انسان سهم دارد. اگر گياهان كربن ها را تبديل به اكسيژن نكنند چگونه نفس بكشيم؟ بلكه در هر نفسي نهنگ هاي دريا شريكند زيرا هر شبانه روز ميليون ها حيوان ريز و درشت در اقيانوس ها مي ميرند كه اگر نهنگ ها آن ها را نبلعند و درياها را پاكسازي نكنند آبها بدبو و فاسد مي شوند و اگر آب ها فاسد شود تنفّس براي انسان مشكل خواهد شد. توجه مي

كنيد كه براي يك نفس كشيدن ما هم برگ درختان و هم نهنگ اقيانوس ها بايد همكاري كنند،

حيف كه ما از اسرار هستي غافليم! در اسلام فكر در طبيعت بزرگترين عبادتها است، فكر در خاك و آب و آسمان و گياهان، ولي در نماز مقدار و شيوه بهره گيري از طبيعت محدود است، مردان حق ندارد هنگام نماز از طلا و ابريشم استفاده كنند، پوشيدن لباس تكبّر با تواضع در درگاه خداوند سازگار نيست. خوردن و آشاميدن هنگام نماز با روح عبادت سازگار نيست، سجده بر زمين خاكي

عبادت است ولي در سجده بر خوردني ها و آشاميدني ها، شكم پرستي مطرح است به خداپرستي، توجه به طبيعت صحيح است نه غرق در طبيعت شدن، طبيعت آيه و علامت و فلش براي عبور است نه توقفگاه و غرقاب، آب دريا براي آن است كه كشتي روي آن حمل شود نه آنكه آب در داخل كشتي وارد شود تا همه را غرق كند، خورشيد براي آن است كه انسان از نورش بهره گيرد نه آنكه به نورش خيره شود تا كور گردد.

ب ـ نماز و ياد شهداء
بهترين چيزي كه سجده بر آن سفارش شده خاك كربلا و تربت امام حسين(ع) است. امام صادق(ع) هنگام سجده پيشاني را بر خاك كربلا مي گذاشت.۱ براي همراه داشتن تسبيح تربت امام حسين(ع) نيز رواياتي وارد شده است۲ تا آنجا كه همراه داشتن آن مثل گفتن سبحان الله است و سجده بر مهر آن سبب كنار رفتن پرده ها و قرب بيشتر به ذات مقدس اوست.
ج ـ نماز و ادب

كسي كه صداي اذان را بشنود و بي تفاوت باشد نسبت به نماز يك نوع بي ادبي كرده است. در اسلام به ما سفارش شده كه در نماز با ادب بايستيم، دست ها روي ران ها، بدن آرام، نگاه ها به محل سجده، لباسها نو و تميز، همراه با بوي خوش و معطّر باشد و اگر با جماعت هستيم از سايرين جلو و عقب نيفتيم و خود را هماهنگ ديگران و مردم كنيم، مقام امام نگهداريم، قبل از او كاري را انجام ندهيم به ركوع و سجود نرويم و بهتر است حتي قبل از كلام امام، ذكر نماز را به زبان

جاري نكنيم. به ركوع و سجود نرويم و بهتر است حتي قبل از كلام امام، ذكر نماز را به زبان جاري نكنيم. مجموعه اين دستور العمل روحيه ادب و اطاعت را در انسان تقويت مي كند، آن هم ادبي بر اساسارزشهايي چون: شناخت، محبّت، تواضع و ادب در برابر كسي كه اهليت دارد، نه تملق، نه

خود باختگي، نه وارداتي، نه تشريفاتي و نه متملقانه و بي محتوا. در حديث است: كسي كه سجده نماز را با سرعت انجام مي داد حضرت رسول(ص) فرمود:گويا كلاغي نوك به زمين مي زند. دـ نماز و روح بزرگ

انسان در نماز خداوندي را حمد و سپاس مي كند كه تمام هستي را تربيت مي كند. سرچشمه تمام رحمت ها و بركات است و مالك روز قيامت است كسي كه حمد و ثناي خود را نثار اين وجود مقدس كند هرگز حاظر نيست در برابر قدرت ناچيزي ستايش كند.
نماز و رحمت
تكرار لغت رحمت هر روز شصت مرتبه وجود دارد در فرد و جامعه رحمت انسانها به جوش مي آيد و اگر رحمت به جوش آمد كمك ها، محبت ها، تعاون ها، خير خواهي ها و عفو و گذشت ها ثمره آن خواهد بود.
«نمازهاي معصومين»

در مورد نماز پيامبر اكرم(ص) گفته شده است: «رسول اكرم(ص) وقتي به نماز مي ايستادند رنگ از صورتشان به رنگ خاكستري در مي آمد به خاطر ترس از خداوند و سينه يا دلشان صداي مختصري مانند صداي سينة شخص ترسناك،داشت» در كتاب كيمياي سعادت، در اين باره آمده است پيامبر اكرم(ص) فرمود: «بسا كه نصيب وي از نماز جز رنج و ماندگي چيزي نيست و اين، آن بود كه به كالبد، نماز همي كند و به دل غافل» و گفت: «بسيار كس بُوَد كه نماز بكند و نماز وي

شش يكي يا ده يكي بيش ننويسند و آن مقدار نويسند از نماز هر يكي كه به دل اندر آن حاضر بود» همچنين در مورد نماز مولي علي(ع)نقل شده است:«علي (ع)وقتي كه وقت نماز مي شد مي لرزيد و رنگ چهره اش از ترس خدا تغيير مي كرد، پس گفته شد به ايشان كه شما را چه شود؟ حضرت فرمودند: وقت اداء امانتي رسيده است، كه خدا آن را بر آسمان ها و زمين عرضه داش

ت و آنها از قبول آن امتناع ورزيدند و از پذيرفتن آن ترسيدند و انسان آن را پذيرفت. پس نمي دانم آيا نيكو امانت را برداشتم يا خير؟»فاطمه زهرا(س) هنگام نماز از ترس خدا نفس نفس مي زد و امام حسن(ع) هرگاه از وضو فارغ مي شدند رنگشان تغيير مي كرد و وقتي در اين مورد از ايشان سؤال كردند، فرمودند:«كسي كه مي خواهد بر صاحب عرش وارد شود و به خدمت او برسد سزاوار است كه رنگ چهره اش دگرگون شود.»مانند همين حالت در مورد امام سجاد(ع) نيز نقل شده

است كه حضرتش وقتي وضو مي گرفتند. رنگ چهره شان زرد مي شد از حضرت اطرافيان سؤال كردند: چرا در هنگام وضو اين حالت، به شما دست مي دهد؟ حضرت فرمودند: آيا مي دانيد كه در مقابل چه كسي مي خواهم بايستم؟» و گفته شده كه روزي در حال نماز وداء از شانه آن حضرت افتاد. حضرت تا فراغت از نماز آن را به شانه نيفكندند. از علّت اين امر، سؤال كردند. امام فرمود:«واي بر تو آيا مي داني كه در مقابل چه كسي ايستاده ام؟ به درستي كه نماز بنده، جز به همان مقداري كه با توجه و حضور قلب و اقبال به خدا باشد از او پذيرفته نميشود.» و از امام

صادق(ع) نيز نقل شده كه فرمودند: پدرم هرگاه براي نماز به پاي خواست آن چنان بود كه گويا شاخه درختي است كه بر آنچه باد حركت دهد حركتي از خود ندارد.» اينها و دهها نمونه روايت ديگر كه در مورد نمازهاي معصومين نقل شده است نشانگر اين حقيقت مي باشدكه براي نماز ارزش فوق العاده اي قائل بوده اند و در به جا آوردن كامل و با شرايط، اهتمام زيادي ورزيدند. و اين را از حالات خاصي كه در قبل از نماز و در حال نماز برايشان عارض مي شد مي توان آشكارا دريافت.

رسول خدا(ص) مي فرمود تشنه از آب سيراب و گرسنه از غذا سير مي شود ولي من هرگز از نماز سير نمي شود. حضرت علي(ع) در نماز غرق در توجه به خدا بود به نحوي كه اگر تير از پاي حضرت مي كشيدند متوجه نمي شد.