به نام خدا

شناخت نماز
واژه نماز ، واژه اي پارسي ناب است . در زبان پهلوي ، نماچ (namac) كه از ريشه نم (nam) به معني خم شدن و تعظيم كردن است ، در زبان اوستايي نماز (namah) به معني «دعا» است و در هندي باستان نماس (namas) اين واژه امروزه اصطلاحا بر مراسم عبادي پنجگانه نماز اطلاق مي شود .
پيداست ياد خدا و توجه به او و عشق و مهر نسبت به او ، در گوهر جان و انديشه انسان سرچشمه دارد . در ادبيات فلسفي و عرفاني هند ، غير از عباراتي كه نمونه هايي از آن نقل شد و همه مثل ستاره درخشان و مثل آب روشن و روان اند ، داستانهاي بسياري روايت شده كه مضمون اصلي آن داستانها نيز جزمهر و عشق و نيايش در درگاه خداوند سخن ديگري نيست .
گرايش به خداوند و پرستش او و نماز و نيايش به درگاه او ، پيشينه اي همراه با پيدايش انسان دارد . ملتها در پهنه زمين ، در طول تاريخ ، هيچگاه بدون پرستش و نيايش زندگي نكرده اند .
صرف نظر از اديان بزرگ كه مسجد و كليسا و كنشت و معبد ويژه خود را دارند ، در ميان هيچ قوم و قبيله اي نيست كه نتوان آثاري از عبادت و پرستش و مراسم آن را نيافت .

غزالي مي گويد : «چنانچه هيچ آهن نيست كه به اصل فطرت شايسته آن نيست كه از وي آيينه اي آيد كه صورت عالم را حكايت كند ، مگر آنكه زنگار در گوهر وي غواصي كرده باشد و وي را تباه كرده » ، جان آدمي نيز اينگونه است . مثل آيينه شفافي است كه ملكوت را حكايت مي كند . اما زنگار گناه وقتي گوهر آينه را فرا مي گيرد ، انسان از فطرت خود به دور مي افتد . و گرنه گوهر پرستش و نيايش به درگاه خدا در گوهر جان آدمي سرشته شده است .
فطري بودن دين ، يعني سرشت الهي انسان كه به روشني و صراحت در قران مجيد مطرح شده است : «فاقم وجهك للدين حنيفا ، فطره الله التي فطر الناس عليها ، لا تبديل لخلق الله ، ذلك الدين القيم و لكن اكثر الناس لايعلمون»
گرايش انسان به جاودانگي و يا به تعبير اونامونو درد جاودانگي كه درسرشت آدمي است ، اثر انگشت آفرينش آن جاودانه است . انسان نمي خواهد تمام شود . دغدغه ادامه و گستره جان و توسعه روح خود را دارد و اين معني وقتي فراهم مي شود كه خود را به خداي جاودانه پيوند زند . اين پيوند ، يك پيوند مصنوعي نيست . پيوند انسان بابت سنگي نيست . پيوند سرشت الهي انسان با آفريننده است .

اهتمام به نماز
عليرغم اهميت فراواني را كه فريضه مهم نماز در ميان عبادان و احكام شرعي دارد اهتمام مسلمين به آن و ابعاد گوناگونش اندك است . ابليس و تمامي شيطان صفتان در طول تاريخ بر آن بوده اند كه صورت و محتواي اين عبادت بزرگ را از جوامع اسلامي محو نمايند و در اين ارتباط به هر اقدامي دست آلوده اند . چرا كه سلطه خود را در گرو از ميان برداشتن اين عزيمت ميدانند . پيامبر اكرم (ص) فرمود :
«لايزال الشيطان يرعب من بني ادم ما حافظ علي الصلوات الخمس فاذا ضيعهنتجرا عليه و اوقعه

في العظائم» يعني ،«همواره شيطان از فرزندان آدم در ترس و وحشت است تا آن زمان كه او در انجام نمازهاي پنجگانه دقت داشته باشد ، پس آنگاه كه آن را تضييع كند ، شيطان جرأت مي يابد و او را به آلودگي و گناهان بزرگ مي افكند.»
در روايتي ديگر حضرت علي (ع) نماز را به سنگري در برابر وسوسه هاي شيطاني تشبيه مي فرمايد . بنابراين از آن جهت كه نماز مزاحم نفوذ و سلطه شياطين است ، آنان نيز به جد از اقامه و

جوامع اسلامي و در بين ملتهاي مسلمان متاسفانه شاهد آن نيستيم .

تجلي تمامي دين در نماز
هر يك از اديان براي اعلام موجوديت از وسيله و ابزار خاصي استفاده مي كنند همانند آتش ، بوق و ناقوس و غير آن . اين وسيله اعلام در حقيقت يك نوع ابزار دعوت عمومي به دين نيز تلقي ميشود . در اسلام يكي از مقدمات نماز به عنوان اين وسيله عمومي قرار داده شده است كه به شكل دعوت به نماز نقش دعوت به اسلام را ايفا مي كند . همانگونه كه پيامبر اكرم (ص) در تفسير آيه شريفه :«من احسن قولا ممن دعا الي الله» مي فرمايد مراد از اين دعوت كننده موذن است بنابراين حضور نماز يعني حضور تمامي دين و دعوت به آن دعوت به خداست .

نخستين سوال در قيامت
در منابع اسلامي به يك اولويت بندي در ترتيب رسيدگي به پرونده اعمال انسانها در قيامت اشاره شده است . نماز نه تنها به عنوان نخستين عمل در قيامت مورد بررسي قرار ميگيرد بلكه شرط رسيدگي به ساير اعمال سلامت پرونده نماز است.امام باقر (ع) ميفرمايد «ان اول ما يحاسب به العبد الصلاه ، فان قبلت قبل ماسواها و ان ردت رد ماسواها»
در سخن ديگري از پيامبر اكرم (ص) چنين روايت شده است كه فرمود :
«اول ما ينظر في عمل العبد في يوم القيامه في صلاته فان قبلت نظر في غيرها و ان لم تقبل لم ينظر في عمله بشي.» در روايت ديگري حضرت علي (ع) مي فرمايد :«ان كا شيء تبع لصلاتك» يعني :«همه چيز تابع نماز است .»

برابري نماز با ايمان
پس از آنكه از ابتداي بعثت پيامبر اكرم (ص) تا حدود شانزده ماه مسلمانان ، نمازها و عبادات خود را بسوي بيت المقدس انجام مي دادند ، بنا به مصلحتي خاص و با هدف رهايي از سرزنش يهود در مورد عدم استقلال قبله مسلمين ، قبله مسلمانان از بيت المقدس به سوي كعبه تغيير يافت . مسلمانان با اين سوال مواجه شدند كه حكم نمازهائيكه بسوي بيت المقدس گذارده اند چيست ؟ آيا آنها مقبول قرار مي گيرند يا نياز به قضا و تكرار دارد؟ اين آيه شريفه نازل شد :«و ما كان الله ليضيع ايمانكم» خداوند ايمان شما يعني نمازهاي گذشته شما را ضايع نمي كند و بدون اجر و مهمل نمي گذارد .

 

نقش نماز در اصلاح جامعه
در روايات بسياري اظهار اميدواري شده كه نماز خوان اگر مبتلا به فساد اخلاقي باشد كمكم تحت تاثير معنويت نماز اصلاح مي گردد و اين دو (نماز – فساد اخلاقي) با هم در ادامه قابل جمع نيستند . در روايتي در اين رابطه چنين مي خوانيم :«جواني از انصار كه در صف جماعت با پيامبر نماز مي خواند مبتلا به فساد اخلاق بود . ياران پيامبر با شنيدن اين آيه كه خداوند متعال مي فرمايد نماز انسان را از فحشاء و منكر باز مي دارد خدمت حضرت ، حال اين جوان را گزارش دادند كه ۰۰۰ ؟ حضرت فرمودند : «ان صلاته تنهاه يوما ما» يعني :«بالاخره در آينده نماز روي او تاثير مي گذارد و او را اصلاح مي كند.» و ديري نپائيد اين جوان توبه كردو اصلاح شد .
آري به فرمايش قران تاركين نماز همان مجرميني هستند كه وقتي از آنان سوال مي شود چه چيز باعث شد شما جهنمي شديد؟ مي گويند : ما نماز نمي خوانديم و همان پشيمان

 

و حسرتمند است كه به هنگام مرگ مي گويد :«رب ارجعون» خدايا مرا بازگردان تا نمازهائي كه نخوانده ام بخوانم اما به او پاسخ منفي داده مي شود . چه نيكو فرموده است رهبر كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (قدس سره) كه :«اكثر پرونده هاي جرم وجنايت در دادگاهها مربوط به تاركين نماز است.»

اجزاء نماز
ركوع
پس از عرضه يك دوره از معارف و درخواست ضروري ترين نيازها در پيشگاه لايزال عملا به خضوع مي پردازيم و به حالت ركوع كه به فرمايش امام صادق (ع) تجسم ادب خاص بنده در برابر پروردگار است قرار مي گيريم و او را مي ستائيم . او منزه است از هر چيز و از اينكه نيازي به نماز و خضوع ما داشته باشد و ما اين ادب را به نشان شايستگي رب بجا مياوريم ، نه نياز او . اولياء الهي در حالت ركوع و سجده لذتي از ياد و ذكر خدا را احساس ميكردند كه نمي توانستند به زودي آن را ترك كنند . ابان ابن تغلب از شاگردان امام صادق (ع) است مي گويد خدمت حضرت شرفياب شدم ديدم حضرت در حال نماز است . تعداد اذكاري را كه حضرت در ركوع و سجحود تكرار مي كردند شمردم ديدم حضرت بالغ بر ۶۰ بار اين اذكار را تكرار مي فرمودند .
ركوع از اركان نماز است كه كم يا زياد كردن آن موجب بطلان نماز مي شود . رعايت نكردن تمأنينه و تماميت ركوع موجب خروج از دين پيامبر اكرم (ص) خواهد بود .

سجده
عاليترين درجه عبوديت و نزديكترين حالت عبد به خداي سبحان ، حالت سجده است و بر طبق نص قرآن كريم تمامي ذرات وجود به نوعي خدا را سجده مي كنند و از آنجا كه اين حالت به تذلل و خضوع موسوم است . اهل باطل نيز در برابر بتها و الهه خود و در پيشگاه شاهان و مدعيان الوهيّت به نشان احترام سجده مي كرده اند .سجده عرصه بازگويي مجّدد تقديس و تنزيه سبحان و زمينه مناسبي براي هرگونه نجوي و گفتگوئي با خداست . در اهميت و فضيلت سجده و طولاني كردن آن ، در روايات زيادي نقل گرديده است كه اينك برخي از آنها را بر مي شماريم :
۱- راه رسيدن به بهشت ۲- نزديك ترين حالت به خدا
۳- آمرزش گناهان ۴- شيوه اولياء الهي
۵- موثرترين عامل طهارت قلب ۶- مايه افتخار خداي لايزال
۷- اعتراف كنايه وار به حيات دنيا و آخرت انسان ۸- نشانه تقوي
۹- مباهات زمين ۱۰- راهي براي رسيدن به خواسته ها

سجده شكر
غير از سجده هايي كه در نماز واجب و مستحب بجا مي آوريم خارج از نماز نيز سجده هاي خضوع و شكر ، توصيه گرديده است . زيرا آن حالت تقرب به خدا و فرار و فرياد شيطان را بدنبال دارد و برترين هيئت خضوع و تعبد را ارائه ميدهد . درروايتي ازحضرت مهدي عج الله تعالي فرجه الشريف چنين مي خوانيم :«سجده الشكر من الزم السنن و اوجبها» يعني ،«سجده شكر از ضروري ترين و واجب ترين دستورات ديني است .»
امام صادق (ع) فرمود : هر وقت به ياد نعمتي از نعمتهاي الهي افتادي و در جايي بودي كه ديگري تو را نمي ديد صورت خود را به زمين بچسبان و اگر در حضور ديگران بودي كمي به نشانه تواضع در برابر نعمت خدا خم شو ! در روايت ديگري چنين آمده است كه : اگر به هنگام يا

دآوري نعمت جاي مناسبي پيدا نمي كند صورت بر كفّ خود بگذارد و سپاس خدا گويد . پيامبر اكرم (ص) سوار بر مركب از مسيري عبود ميكردند ناگاه ياران متوجه شدند پيامبر اكرم (ص) ناقه را متوقف كردند و پياده شدند و ۵ سجده بجاي آوردند . ياران از حضرت پرسيدند رمز اين عمل چيست؟ حضرت فرمودند جبرئيل نازل شد و پنج بشارت بر من داد و در برابر هر يك از آنها سجده اي به عنوان شكر بجاي آوردم .
آري روحيه سپاسگزاري فضيلتي است درخور تحسين و بطور طبيعي در پيشگاه خدا و خلق زيادت نعمت را بدنبال دارد .

قنوت و تشهد
قنوت معاني مختلفي دارد از جمله به معني دعا ، اطاعت ، سكون ، خودداري از سخن ، قيام ، نماز ، خشوع ، عبادت و نماز آمده است .در نماز قنوت به معني دعا و درخواستي است كه با هيئت خاص و در ركعت دوم نماز بعد از قرائت و قبل از ركوع انجام مي شود. برخي از فقها قائلند قرائت دعا به هر زباني و هر دعايي كه باشد در قنوت جائز است بنابراين نمازگزار مي تواند قنوت را با زبان فارسي بخواند .
پيامبر اكرم (ص) فرمود :«هركس قنوت طولاني داشته باشد راحتي بيشتري رو

ز قيامت نصيبش مي شود و بهترين نماز آنست كه قنوت بهتري داشته باشد .» امام صادق (ع) در نامه اي به مأمون يادآور شده اند كه قنوت از سنتهاي واجب در هر يك از نمازهاست .
سالكان و فقر آشنايان سوخته دلي همچون مرحوم حاج ملاهادي سبزواري در قنوت نماز خود دعاي جوشن كبير را قرائت مي كرده اند كه حاوي بيش از يكهزار نام خداوند تبارك و تعالي است و برخي ديگر از نجواگران خلوت يار ، دعاي كميل و دعاي ابوحمزه ثمالي را در قنوت نماز زمزمه مي داشته اند .
تشهد شهادتي است دوباره به وحدانيت خدا و پيامبري رسول و پيك رحمتي است نثار و هديه به هادي امت و واسط رحمت و خاندان با كرامت او كه در نمازهاي دو ركعتي يكبار

و در نمازهاي چهار ركعتي دو بار بشكل زير تكرار مي گردد :«اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله اللهم صل علي محمد و آل محمد .»
چگونگي صلوات بر پيامبر در روايات گوناگون مورد اشارت قرار گرفته است . اهل سنت نيز شكل ياد شده از صلوات را تأييد كرده اند . امام بخاري مي گويد : از پيامبر پرسيدند : ما چگونه صلوات بفرستيم؟ فرمود : بگوئيد :«اللهم صل علي محمد و علي ۰۰۰»
امام شافعي در ضمن اشعاري چنين مي گويد : اي خاندان پيامبر ، محبت شما خاندان به حكم قرآن بر ما واجب است . در عظمت مقام و بلندي مرتبه شما همين بس كه هر كس بر شما در نماز درود نفرستد نمازش باطل است .
پس از تشهد در ركعت آخر نماز به پيامبر ، در سلام اول و به بندگان صالح خدا ، در سلام دوم و به انبياء و ملائك در سلام سوم ، سلام مي دهيم و نماز را به پايان مي بريم .

نمازهاي غير يوميه
كسانيكه انس بيشتر و محفلي صميمي تر را طلب كنند ملاقات ويژه اي با آنها منظور شده كه وقت آن در ساعات خلوتي تنظيم گرديده تا فارغ از هر شغل و شاغلي به بارگاه يار ره يابند و در دامن وصال او بستر گيرند و با او همنشين گردند . نماز شب وقت ملاقات عاشقان قرب به خدا ، در نزديكترين تماس معنوي و روحاني است . اگر فرائض روزانه تجسم اطاعت و عبادت خدا نام گيرد مي توانيم نماز شب را نمايش محبت و عشق به خدا تفسير كنيم .
قران كريم در ستايش اين شب ستيزان و روزباوران چنين مي گويد : آناني به ما ايمان دارند كه نيمه شب پهلوهايشان از بسترها كنده مي شود و خداي را با ترس و اميد ميخوانند و از آنچه به آنها روزي داده ايم انفاق مي كنند و بدين جهت هيچ انساني نمي داند چه پاداشهاي ارزشمندي براي آنان ذخيره شده است . در يك حديث قدسي خداوند متعال چنين مي فرمايد :«كذب من زعم انه يحبني فاذا جنه اللّيل نام عنّي ، اليس كل محّب يحّب خلوه حبيبه» يعني :«دروغ ميگويد هر كه ميپندارد مرا دوست دارند و آنگاه شب فرا ميرسد ميخوابد ، آيا نه اين است كه هر محبي دوست دارد همنشين خلوتهاي دوستش باشد .»
آري اين خلوت نشيني توفيقي است كه به هر كس نمي دهند تا محرم نباشد و از جزم و خطا پرهيز نكند ، به اين حريم مقدس و پاك راه نمي يابد و لذت اين گفتگو را درك نميكند . گناه و ناپاكي از اين توفيق بازمي دارد . مردي خدمت اميرالمومنين عرض كرد : از نماز شب محروم شده ام ، حضرت فرمود : گناهان تو را دربند كشيده است . در سخن ديگر امام صادق (ع) ميفرمايد : گاه يك دروغ موجب ميشود كسي كه اهل نماز شب است از خواندن آن محروم گردد . نماز شب آثار زيادي بر شخصيت ، چهره و زندگي نيايشگر باقي ميگذارد. امام صادق (ع) فرمود : نماز شب چهره را

نوراني ، نفس انسان را معطر و روزي را فراوان ميگرداند . پيامبر اكرم (ص) فرمود : هر بنده اي كه توفيق نماز شب را پيدا كند ، از روي اخلاص وضو بگيرد و با نيت پاك و قلب سليم و بدون خاشع و چشم گريان پروردگار را بخواند خداوند ۹ صفّ از ملائك بيشمار را پشت سر او قرار ميدهد و به عدد آنها درجات معنوي او را بالا مي برد .

نماز عيد

بر خلاف جشنها و شادي هاي معمول و مرسوم كه معمولا آميخته با انواع هوسراني ها و غفلتهاست ، عيد اسلامي با مراسم دعا ، نماز ، انفاق ، غسل و صله رحم برگزار مي گردد . اصولا در فرهنگ اسلامي هر روزي كه روز طاعت و عبادت و روز امتيازات اخلاقي و منشهاي انساني باشد ، آنروز روز عيد است .
در روزهاي عيد فطر و روزهاي عيد قربان مسلمانان شادي را با نماز آ

غاز مي نمايند . اين نماز دو ركعت است كه در ركعت اول بعد از حمد پنج تكبير و بدنبال هر تكبير قنوت و در ركعت دوم چهار تكبير و بدنبال هر تكبير قنوت خوانده مي شود . اين نماز به جماعت خوانده مي شود و در قنوت آن دعاي خاصي دستور داده شده است و قبل و بعد آن تكبيراتي گفته ميشود . برترين صبغه اين عبادت ، شكرگزاري در ارتباط با توفيقاتي است كه خداوند متعال در انجام عبادات و طاعات در ماه مبارك رمضان يا در ايام دهه مبارك ذي الحجه به بندگان خود مرحمت فرموده است . در اين نماز بندگان از خدا ميخواهند هر خيري را خداوند براي پيامبر و خاندانش مقرر فرموده براي آنان نيز تقدير كند و از هر شري كه آنان را مصون

 

داشته ، ايشان را نيز ايمن دارد .

نماز آيات
انسان با همه شهامت و كرامتي كه دارد متاسفانه دچار ضعفهائي از قبيل نسيان ، غفلت ، آرزوپروري ، بخل ، منت گذاري و امثال آن است لذا مربي اصلي خلقت براي نجات او از خطرات و انحطاط اخلاقي و رهائي از غفلت از هر بهانه و فرصتي بهره گرفته است . مثلا به هنگام بروز حوادث و نابهنجارهاي ارضي و سماوي مانند زلزله و خسوف و كسوف او را به دامن رحمت خداوند فرا مي خواند .
امام رضا (ع) مي فرمايد : همانا براي ماه گرفتگي نمازي براي انسان واجب است زيرا خسوف يكي از آيات الهي است كه نمي دانيم آيا نشانه رحمت است يا نشانه عذاب؟ در چنين هنگامي پيامبر از بهانه بهره مي گيرد و امت را به سوي خدا بسيج مي كند تا آنان را از آفات و ناخوشاينديهاي اينگونه حوادث بدور دارد . همانگونه كه قوم حضرت يونس وقتي بدنبال مشاهده نشانه هاي عذاب به خداوند التجا نمودند خداي متعال عذاب را از آن دور گردانيد . با آنكه هويت زلزله ، خسوف و كسوف از يكنوع قهر و عذاب خداوند حكايت دارد ، لكن اسلام با هر نوع تفسير خرافي در مورد آنها مبارزه كرده است . پيامبر اكرم (ص) ضمن ايراد خطابه اي روشنگرانه به مردم چنين فرمود :«خورشيد و ماه دو آيه از آيات خداوندي هستند كه به امر او جاري مي شوند و به مرگ و زندگي كسي مربوط نمي شوند ، در چنين موقعي به نماز پناه ببريد و نماز بجا آوريد .»
اين نماز دو ركعت است در هر ركعت پنج ركوع و هر ركوع بدنبال قرائت قسمتي از سوره انجام مي شود . بدنبال بروز هر يك از حوادث ياد شده در منطقه اي كه اين حادثه اتفاق ميافتد واجب است تمامي مكلفين فورا اين نماز را بجا آورند و در صورت تاخير قضاي آن را انجام دهند .

نماز ميت
فرصت ديگري كه ميتواند پندآموز و عبرت آفرين باشد موقعيت مواجه با ختم پرونده زندگي انسانها و كوتاه شدن دست آنها از صحنه عمل و تلاش در دنياست . آنگاه كه گروهي از مومنان جنازه يك مسلمان از دست رفته را فرا روي خود مي نهند و بر او نماز ميت مي خوانند يكي از پربارترين و زيباترين برنامه هاي آموزشي سمعي و بصري و تذكر غير مستقيم به آنهاست . چگونه ميتوان محسوس تر از اين صحنه اين باور را براي انسانها برهاني نمود كه مرگ حق است . آنان نيز بعد از گذر از يك دوره اي نه چندان طولاني كه هر لحظه ممكن است آن دوره پايان پذيرد چنين شرايطي را در پيش خواهند داشت؟ كلاس تشيع ، نماز و تدفين ميت آموزنده ترين كلاس دانشگاه معارف

عيني و واقعي است . در اين كلاس مسلمانان يكدوره درسهاي زندگي سالم ، بي اعتباري دنيا ، لزوم بهره جستن از فرصتها ، توحيد ، تعبد ، حسن تعاون و همنوع دوستي ، گريز از غفلت را مرور مي نمايند . در اين نماز پنج تكبير گفته مي شود كه پس از تكبير اول به وحدانيت خدا و نبوت پيامبر شهادت مي دهيم و پس از تكبير دوم بر پيامبر آلش درود مي فرستيم و پس از تكبير سوم براي عموم مومنين و مومنات طلب مغفرت مي نمائيم و پس از تكبير چهارم بر پيامبر آلش درود مي فرستيم و با تكبير پنجم نماز پايان مي پذيرد . خواندن اين نماز قبل از دفن و پس از غسل

و تكفين هر ميت واجب كفائي است و اگر بر ميتي اين نماز خوانده نشود بايد پس از دفن بر بر قبر او اين نماز را بخوانند .

نماز باران
نافرماني و طغيان دربرابر مالك آسمان و زمين موجب محروميت ازبركات ارضي و سماوي مي گردد . خداوندي كه خود بهنگام معصيت و انحراف غضب مي كند و عذاب را نازل ميكند راه دفع اين عذاب و جلب رحمت و بركت را نيز معرفي فرموده است . پيامبر اكرم (ص) فرمود :«وقتي خداوند بر ملتي غضب كند و به دليلي عذابي بر آنان نازل نگردد آنان را به گراني و كوته عمري و آشفتگي وضعيت تجارت و اقتصاد و كمي محصولات و كم آبي نهرها و نباريدن باران مفيد مبتلا مي كند و اشرار بر آنان مسلط مي شوند . در سخن ديگري امام صادق (ع) نباريدن باران را معلول رواج بي عدالتي دانسته است .
در چنين شرائطي انسانها به يك دگرگوني عاطفي و معنوي و برگزاري مراسم خاص دعا و نماز دعوت شده اند تا در پرتو انكسار و انابه آنان ، رحمت و عنايت ايزدمنان به آنان برگردد . نماز استسقاء كه همچون نماز عيد به جماعت مي گردد معمولا در بيابان يعني در منطقه اي كه از آلودگيهاي گناه بدور است انجام مي شود . كودكان و چهارپايان كه به دليل نافرماني ديگران از رحمت خدا محروم شده اند در اين مراسم شركت داده مي شوند . نوزادان را از مادرها جدا مي كنند تا ناله آنان در سايرين ايجاد رقت كند ، سه روز را به عبادت و روزه سپري مي نمايند و قبل از نماز به توبه و استغفار و تكبير مشغول مي شوند و سپس همگي پابرهنه به صحرا مي روند و زير آسمان نماز را بجا مي آورند و پس از نماز امام جماعت به نصيحت و موعظه بندگان و عرض حال به محضر احديت مي پردازد .

نماز قضاء
نماز فريضه اي است كه در هيچ حال و شرائطي نمي توان آن را ترك نمود . تنها زنان در دوره خاص قاعدگي به بجاي انجام نماز ، بر سجاده خود مي نشينند و به نيايش مي پردازند در غير اينصورت تمامي نمازها بايد بطور منظم و كامل با قرائت صحيح و لباس پاكيزه و رعايت ساير شرايط انجام گيرد و اگر عمدا يا نسيانا نمازي را ترك كند يا ناقص بخواند بايد هرگاه برايش ممكن شد قضاي

آن را بجاي آورد . توبه نمازهايي را كه نخوانده جز به اتيان و انجام آنچه بر او واجب بوده محقق نمي شود و هيچ چيز جاي آن را نمي گيرد .
معمولا براي هر مكلفي با توجه به كاستيها و ناآشنائيهاي دوره نخستين تكليف اين احتمال وجود دارد كه تعدادي از نمازهايش فاقد شرايط لازم انجام گرفته باشد و يا برخي از نمازها را انجام نداده باشد . لذا بايد تا آن حد كه ميتواند در رفع آن كاستيها بكوشد تا روز حساب و بررسي اعمال دچار مشكل نباشد .

 

عوامل بي رغبتي
انساني كه به خوردن غذا يا ميوه سالم تمايل ندارد حتما از سلامت جسمي محروم است يا آنكه ويتامين و خاصيت غذا براي او ناشناخته است و يا عوامل جانبي او را از خوردن غذا باز مي دارد . نيايش و نماز غذاي سالم روح است پس چرا بعضي نسبت به آن بي رغبت و بي تفاوتند؟ و چه عواملي از كشش و جذب به آن منع مي كنند؟ اين عوامل عبارتند از :

۱- گناه و آلودگي
يكي ار ميراثهاي ارزشمند در فرهنگ اسلامي دعاها و مناجاتهائي است كه از ائمه معصومين صلوات الله عليه اجمعين به يادگار مانده است كه در آن معارف اسلامي به زبان دعا بيان شده است . در دعاي ابوحمزه ثمالي امام سجاد (ع) به بررسي عوامل بي رغبتي نسبت به نماز و مناجات پرداخته و به خداوند تبارك و تعالي عرض مي كند :«خدايا چه شده است كه هر گاه با خود ميگويم كه آماده نماز شوم و مناجاتي با تو داشته باشم كسالت را به هنگام نماز بر من مسلط مينمائي؟ و لذت مناجات را از من سلب ميكني ، شايد مرا بي اعتناء به ربوبيت خود يافتي و ازخود

 

دور نموده اي شايد به جرم و گناهم يا بي حيائي من ، مرا مجازات نموده اي؟ شايد مرا مأنوس با اهل بطالت ميداني و انس با نماز را از من سلب ميكني . آري بدينسان امام (ع) گناه و آلودگي را از عوامل مهم بي رغبتي به نماز معرفي مي نمايد .