نگاهی اجمالی به سیر هنر فلز کاری از دوران کهن تا معاصر
فصل اول:
بررسی پیشینه هنر فلزکاری در ایران
مقدمه:
صنایع دستی ایران بخصوص هنر فلزکاری که مورد گفتگوی ماست، تجلیگاه سنن، آداب و رسوم قوم ایرانی است.
فلزکاری، شامل معانی استخراج فلز، ذوب فلز، ریخته گری و آهن گری است. هنر فلزکاری که از ادوار کهن به علت وجود کانهای بسیار غنی وپربار فلز، در ایران زمین پیوسته با زندگی مردم ایران شریک و دمساز بوده است. برای مثال ایرانیان به علت سهولت دسترسی به معادن کانهای مسی اوّلین تولید کننده، مصرف کننده و صادر کننده لوازم مسی در دنیای پیش از تاریخ بوده اند. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۵۱)

دراین فصل با بررسی دوره های متفاوت، در بخش های گوناگون با چگونگی ونحوه کار فلزکاران آشنا می شویم. لازم به تذکر است که هنر فلزکاری لرستان(مفرغ های لرستان)به علت اهمیّت آن در بخشی مجزا بررسی گردیده است.
۱-۱: فلزکاری دوران کهن:
استفاده از فلز در خاورمیانه و خاور نزدیک به چندهزارسال می رسد. (لک پور؛ ۱۳۷۵؛ ۷)
هنوزماهیت و نژاد ساکنان پیشین فلات قاره ایران در پردۀ ابهام است ولی ازاکتشافات ومطالعات اخیر چنین برمی آید که این اقوام غارنشین بوده اند و تمدنی خام وابتدایی را داشته اند که مهاجران آریایی به تکامل وتوسعه آن پرداخته اند.

 

الف) مس:
بر اساس مدارک موجود مس اولین فلزی بود که در فلزکاری مورد استفاده قرارگرفت. (لک پور؛ ۱۳۷۵؛ ۷)
در دورۀ مس ساکنان بومی مس را بدون آنکه ذوب کنند چکش کاری می کردند و برای ساختن آلات مانند: درفش و سنجاق مورد استفاده قرار می دادند. اما از۳۰۰۰سال ق. م از مس ذوب شده در ساختن اشیاء بهره بردند و در وسایلی مانند: تیر، خنجر، کج بیل و ظروف استفاده کردند. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۳)

کهن ترین اشیاء بدست آمده از مس اشیایی هستند که با روش چکش کاری ساخته شده اند، قدیمی ترین نمونه شئ مسی در ایران بین هزاره هفتم تا ششم ق. م از تپه علی کش (دوره علی کش) تپه سیلک(دوره اول) و زاغه(دوره چشمه علی) بدست آمده است. (لک پور؛ ۱۳۷۵؛ ۷)
ب) مفرغ:
پس از کشف ذوب مس و فلزات، فلزکاران توانستند با افزودن قلع به مس آلیاژ سختی بدست آورند و به دنبال آن عصر مفرغ آغاز شد. (لک پور؛ ۱۳۷۵؛ ۸)
برای اولین بار سومری ها در بین النهرین در حدود ۳۵۰۰ ق. م مفرغ را شناختند و مورد استفاده قرار دادند. به دلیل نرم بودن مس این فلز نتوانست در ساخت بعضی از اشیاء فلزی مناسب افتد، در نتیجه بشر آن دوران به فکر ترکیب دو فلز مس و قلع که خو

د به تنهایی نرم ولی از ترکیب آن دو مفرغ که فلزی سخت است افتد. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۵۲)
ج) آهن:
پس از گذشت دوره های سنگ، مس، مفرغ در هزاره دوم ق. م عصر آهن شروع شد. در آغاز با پالایش آن در کوره های کوچک دستی، این فلز نایاب و گران بها را برای ساخت زیور آلات درردیف طلا و نقره مورد استفاده قرار می دادند. ولی پس از شناخت خواص فیزیکی آن در قبال نرمش مس و شکنندگی مفرغ انسان پیش از تاریخ به مزایای مقاومت آهن و فواید بکار گرفتن آن در کشاورزی، معماری و ساخت ابزار جنگی و سایر لوازم زندگی پی برد. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۵۴)
هر چند هیتیان در غرب ایران از ۱۵۰۰سال ق. م آهن را می شناختند ولی این فلز نایاب تا قرن هفتم ق. م عملا ً مورد استفاده نبود. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ص۲۹)

استفاده از آهن از هزارۀ اول میلادی، وضع اقتصادی و اجتماعی این عصر را دگرگون کرد اصولا ًکشف آهن که فلزی مقاوم تر از مفرغ ومس بود، طلیعه ای بود برای تحول فرهنگ و تمدن بشری و طلوع تمدنی ۴۰۰۰ ساله که تا زمان ما با تحولات گوناگون ادامه یافت. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۲۶)
نباید تصور کرد که پس از این عصر، آهن کاملا ً به جای مس و مفرغ مورد استفاده قرار گرفت.
زیرا مس و مفرغ تا چند قرن بعد هنوز مورد استفاده معمولی طبقات مختلف بوده است. بعدها استعمال همگانی آهن در جنگ، کشاورزی و معماری شناخته شده و بعدها مورد نیاز مبرم قرار گرفت. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۲۹)

د) طلا و نقره:
طلا فلزی است که مانند مس و نقره بصورت خالص هم در طبیعت یافت می شود، ولی هنوز مشخص نیست که بشر اولیه اول طلا را شناخت یا مس را. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۵۲)
بشر از ۴۰۰۰ سال ق. م پس از کشف طلا با کاربرد نقره آشنا بوده است. نقره مانند طلا و مس در طبیعت بصورت خالص موجود است. ولی بیشترین مقداراز آن از سنگ معدن سرب استخراج می شد، در اعصار پیش از تاریخ از طریق احیای سرب مذاب حل شده، محلول نقره و طلا را از آن جدا می کردند. آثار کشف شده در تپه های سیلک کاشان متعلق به هزاره چهارم ق. م یادآور این نکته است که مردم این ناحیه از ایران با کاربرد این فلز و پالایش و ساخت اشیاء سیمین آشنایی کافی داشته اند. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۵۳) (تصاویر ۱-۱-۱ و ۱-۱-۲)

۱-۲: فلزکاری لرستان:
ناحیه ای از ایران که به نام لرستان شناخته می شود، بخشی ازدرّه های فرا دست سلسله جبال زاگرس است که از غرب به عراق، از شرق به بروجرد و نهاوند و از جنوب به خوزستان (ایلام قدیم) و از شمال به کرمانشاه محدود می شود. (صادق بهنام؛ ۱۳۵۰؛ ۲)
لرستان محل زندگی بازماندگان نژادهای گوناگون بوده است. از میان این اقوام گوتی ها و لولوبی ها شناخته شده اند، که کوه نشینان «شرقی» بوده اند که در هزاره سوم ق. م در این ناحیه سکونت گزیدند.
متون «آکاد»ی از حضور قوم «کاسیت» در آغاز هزاره دوم ق. م نام می برند. این ها نیز اصلیتی شرقی داشته اند و اسب را به این سرزمین شناسانده اند. اقوام گوناگون دیگری در پایان هزاره دوم ق. م در این منطقه سکنی گزیده اند. (صادق بهنام؛ ۱۳۵۰؛ ۳)
درغرب ایران، قبایل مهاجرهیتیت ها و میتانی ها و کاسی ها که از نژاد مردم قفقازبودند. در هنرمفرغ ریزی که از۲۵۰۰سال ق. م که آهن هم بعدها در ردیف آن قرارگرفت، مهارت زیادی داشتند. کاسی ها پس ازمهاجرت از سرزمین های شمال قفقاز، در لرستان فعلی که دارای آب و هوایی گرم تر بوده در دره های سرسبز رشته کوه های زاگرس سکنی گزیدند. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۱۸)

هنر لرستان هنر سوارکاران و گله داران است، که مردم درکوچ به سرمی بردند ازهمین رو تنها اشیاء کوچک حمل شدنی همچون اسلحه، دهنه، حلقه زین ویراق و ظروف را دربرمی گیرد که همه با ظرافت آراسته شده اند. برنزهای لرستان به سال های ۲۵۰۰ و۶۵۰ ق. م ساخته شده اند که مشخص ترین آنها به قرن ۱۲ ق. م تعلق دارد. (صادق بهنام؛ ۱۳۵۰؛ ۴)
در منطقه ای این چنین که مردم عرصه آمد و شد و تاخت و تاز اقوام و آداب و سنن گوناگون بوده است، دگرگونی های فرهنگی آهسته، اندیشه ها وباورهای دینی پایدار و هنر، ناب و پاکیزه بوده اند. (صادق بهنام؛ ۱۳۵۰؛ ۴)

باید دانست ویژگی هنر مفرغ لرستان، درباورهای مذهبی مفرغ کاران این زمان بود که تحول و رونقی در این هنر عالی و ارزنده به وجود آورد، به اعتقادات مردم این ناحیه متکی به قدرت آسمانی بودند و زندگی خود را صرف تهیه مقدمات مرگ و زندگی در جهان دیگر می کردند و به این باور بودند که وسایل زندگی انسان در این جهان در دنیای دیگر هم مورد نیاز او خواهد بود.

از خصوصیات جالب این هنر تزیینات بت های مفرغی است که برپایه این اعتقادات و با الهام از سحر خدایان اساطیری و نقش خلاقه آنها ممزوجی از تجسم اشکال جانوران و انسان بود که بصورت بتهای مختلف مورد پرستش قرار می گرفت یا برای مداوای روحی و جسمی بیماران بکار می رفت. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۱۹)

به استثناء چند اثر، اغلب مفرغ ها از ترکیب خیالی سر جانوران با سایر بخش های اندام آنها ساخته شده اند. شمار مهمی از این مفرغ ها را لوازم سوار کاری در بر می گیرد. به سبب بسیاری این اشیاء و همچنین بسیاری اشیاء حمل شدنی دیگر به جای اشیاء بزرگ چنین می نماید که صنعت لرستان را جمعیتی کوچ نشین حمایت می کردند. دهنه ها و تزیینات زین و یراق و نشانه ها بیشترین شکل هایی هستند که تا کنون شناخته شده اند. یا از اندام انسانی که میان یک جفت حیوان جای داده شده است. همچنین سنجاق هایی با نقش پرنده، سر حیوان یا گیاه و انواع گوناگون آویز در میان این اشیاء وجود دارد. (صادق بهنام؛ ۱۳۵۰؛ ۹)

عرضه بدن انسان به اشیاء معینی محدود می شود، بتها، با الویت بیشتر، سنجاق ها با سر مدور، کمربند، لوحه، تیردان و سپر. نقش گل کوکب و انار در حاشیه های تزیینی اشیاء ساخته شده است از ورق فلز بکار رفته است. نقش گل کوکب ویژه اوایل هزاره اول ق. م است.
از میان شکلهای حیوانی، نقش بز کوهی و قوچ بیش از دیگر شکل ها به کار رفته است

. این نقشها روی دهنه، نشانه، فسان (سوهان چاقو) سر سنجاق، انتهای دست بند و حلقه های زین و یراق دیده می شود. اسب، نقش نادری است که بیشتر روی دهنه بکار رفته است. شیر و به ندرت پلنگ روی تبر، نشانه ها، سر سنجاق، سر دست بند، ورق فلز، دسته فسان و گهگاه روی دهنه اسب دیده می شود. نقش حیوانات خیالی از جمله ابوالهول، کمتر به کار رفته است و اغلب تنها روی دهنه. (صادق بهنام؛ ۱۳۵۰؛ ۱۰-۹)

اشیاء مفرغی یافت شده در گورستان های این نواحی در هر زمان دارای خصوصیات مشخصی است که شاید حاکی از این باشد که برای اقوام مختلف صاحب عقاید مذهبی و اجتماعی گوناگون ساخته شده بودند. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۲۲)
هنرمندان مفرغ کار این ناحیه برای مردمی که در زمان های مختلف در این ناحیه حکومت می کرده اند، مطابق میل واعتقاد مذهبی و اجتماعی آنها کار کرده اند. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۲۱)(تصاویر ۱-۲-۱؛ ۱-۲-۲؛ ۱-۲-۳)

۱-۳: فلز کاری در دوران هخامنشیان:
امپراتوری هخامنشیان توسط سلسله پادشاهان هخامنشی ایران که سرزمین اصلی شان ایالات پارس، واقع در جنوب غربی ایران است، بنیان گذاری گردید. وسعت امپراتوری هخامنشی از جنوب غربی اروپا و مصر تا آسیای مرکزی گسترش یافته بود.
اشیائی که در زیر مورد بررسی قرار می گیرند به دو روش قالب گیری و چکش کاری ساخته شده اند. (لک پور؛ ۱۳۷۵؛ ۹)
جهت سهولت هر چه بیشتر در امر پژوهش، هر کدام از این دسته آثار را، بصورت مجزا مورد بررسی قرار می دهیم

 
الف) جام های هخامنشی:
جام های زرین و سیمین هخامنشی به چهار گروه تقسیم می گردد:
۱- جام هایی به شکل سر جانوران، معروف به جام های شاخ دار
۲- جام هایی مزین به دسته ای از تنه کشیده جانوران
۳- جام های ساده بدون دسته
۴- جام های لب تخت.
جام هایی به شکل سر جانوران، معروف به جام های شاخ دار:
قدمت این نوع جام ها بین ۱۰۰۰ تا ۸۰۰ ق. م است و به شکل شاخ های تو خالی گوزن ساخته می شدند. این سبک یادگاری از دوران بربریت است و آریایی ها به سرزمین ایران آوردند. آنها براین باور بودند که با نوشیدن از ظروفی به شکل جانوران نیرومند، نیروی جانور به انسان منتقل می شود.

انتهای این ظروف که ساغر نام دارند، به کله جانورانی مانند شیر، ببر، گوزن، اسب، گاو نر و قوچ ختم می شود. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۶۶)(تصویر ۱-۳-۳)

جام های طلایی دسته دار:
هنرمندان هخامنشی جام هایی به تقلید از مادها که آنها نیز از آسوری ها تقلید کرده اند ساختند.
بدنه این ظروف دارای نقشهایی برجسته خیار مانندی بود که با تغییراتی مورد تقلید هنرمندان هخامنشی قرار گرفت. سه قطعه جام طلا از این نوع با دسته هایی به شکل تنه کشیده حیوانات و متعلق به اوایل دوره هخامنشی در موزه متروپولین گالری واشنگتن حفظ می شود.

جام های طلای بی دسته:
دو ظرف زرین در همدان کشف شده که اولی کاسه طلایی است که بدنه آن نقش های برجسته خیار مانند دارد و نام داریوش اول بر آن حک شده است. ظرف دوم جام شراب زرینی است که بدنه اش مثل بدنه کاسه مذکور است ولی نام خشایار شاه به سه خط میخی، عیلامی، بابلی و فرس قدیم برآن حک شده است.

ظرف دیگر از هنر هخامنشی که در موزه شهر سنت سیناتی در آمریکا حفظ می شود. کاسه ای از درّ کوهی یا بلور سنگی است، که از زیر خاک به صورت کم و بیش بی نقص بدست آمده است و از کارهای اواخر آشور و اوایل هخامنشی است. بر بدنه آن نقش شیر ماده ای است که به گله ای گاو حمله برده و یکی از گاوها را دریده است. این نقش شبیه نقوشی است که معماران

هخامنشی بر نمای ایران کاخ آپادانا در تخت جمشید بکار برده اند. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۷۹)
در حقیقت نقش جانوران بر روی ظروف به تلقین و الهام از عقاید جادویی و مذهبی هنر اساطیری نسلهای پیشین بوجود آمده ودر این زمان به تشویق شاهان و بزرگان به مرتبه کمال وجمال رسیده بود. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۸۰)

جام های لب تخت:
جام های لب تخت زرین و سیمین هخامنشی تقلیدی از هنر مادی و اورارتایی است. فرو رفتگی وبرآمدگی های کف این نوع جام که گودی عمیقی ندارد و تقریباً مانند بشقاب های لب تخت امروزی است، از نقش های خیار مانندی پوشیده شده است. بطوری که رنگ و موج شراب در وقت نوشیدن مشهود است. از برآمدگی های پشت ظرف به عنوان پایه استفاده می شد. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۸۰)

ب) الواح زرین و سیمین:
هنگامی که شالوده کاخ آپادانا به فرمان داریوش کبیر پی ریزی می شد، در هر یک از چهار گوشه تالار مرکزی آن، در زیر تخت سنگ های دیوار جعبه سنگی نهادند که در آن دو لوح چهار گوش از زر و سیم بود و نام داریوش بر روی آنها حک شده بود. لوح زرین۳۳ ×۳۳ سانتی متر، به قطر ۱۵میلی متر و به وزن ۵ کیلوگرم و سیمین ۴ کیلوگرم بود. اکنون دو جعبه و چهار الواح آن ها درموزه ایران باستان و موزه سلطنتی کاخ مرمر موجودند. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۵۶)

ج)ظرف ها:
۱-کوزه ها
اکثراً از جنس نقره بودند. دارای بدنه استوانه ای یا مخروطی با شیارهای افقی یا عمودی موازی همراه با دو دسته به شکل حیوان که سر آنها به عقب برگشته است. این حیوانات به شکل بز کوهی، اسب و. . هستند.
۲-کاسه ها:
از جنس طلا، نقره و مفرغ می باشند. دارای کف و بدنه پهن می باشند که در نزدیکی دهانه تنگ تر شده و لبه تخت آن به بیرون برگشته است. تزیینات، گل های کوکب و گل برگهای بزرگ که تمامی سطح بدنه را فرا گرفته اند در کف کاسه ها، نقوش بادامی شکل، تصویر حیوانات نظیر بز کوهی تزیین شده اند.

(تصویر ۱-۳-۱)
۳- ریتون ها:
از جنس طلا و نقره اند. ابتدای آنها به شکل حیوانات مختلف نظیر شیر بالدار، بز کوهی، اسب و پرنده هستند و انتهای بدنه آنها به شکل لیوان است که با دانه های مرواریدی، شیار های افقی موازی، برگهای خرما و گل ها و غنچه های لوتوس تزیین شده و گاهی قسمت هایی از آنها زراندود شده اند. ((لک پور؛ ۱۳۷۵؛۹)

د) مسکوکات هخامنشی:
تا پیش از قرن هفتم ق. م بازرگانی در عصر کهن بر اساس مبادله جنس به جنس صورت می گرفت. پس از پیدایش فلزات، اجناس فلزی در مقابل کالاهای کشاورزی و احشام مورد مبادله قرار می گرفتند. پس برای تسهیل مبادلات، مبادلات با شمش های فلزی که بصورت کلاف، لوحه و قرص بود رایج شد. بعلت اختلاف و وزن و ارزش این فلزات در هنگام مبادله باید دوباره تعیین ارزش

می شد که مشکلاتی در امر تجارت بوجود می آورد. بدین جهت اولین بار در سارد، پایتخت لیریا، که در سر راه بازرگانی آسیا و اروپا قرار داشت، با پی بردن به معایب، استفاده از سکه و پول به جای قطعات فلزی رایج شد. مسکوکات این خطه به اعتبار آن در تمام شبه جزیره آناتولی و فینیقیه و حتی عربستان مورد قبول قرار گرفت. برخی تصور می کنند داریوش برای اولین بار ضرب سکه را رایج نمود، اما این تصور به خطاست.

داریوش برای احتراز از آشفتگی در مبادلات و پرداخت ها، بدون آنکه پول رایج لیری را از رواج بیاندازد، پولی بنام دریک (زریک یعنی زرین) سکه زد که از سکه های لیدی سنگین تر و خالص تربود. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۸۴)
از زمان حکومت داریوش اول، پسر ویشتاسپ، تا داریوش سوم که حکومتش توسط اسکندر مقدونی بر چیده شد، غیر از دریک سکه دیگری رایج نبود. ساتراپ های شاهنشاهی ایران اجازه ضرب سکه نداشتند. ضرب سکه در سرتاسر شاهنشاهی منحصر به حکومت مرکزی و پادشاه بود. دریک ۴/۸ گرم طلا داشت. در همین زمان سکه ای از نقره به وزن ۶/۵ گرم مرسوم به سیکل زده شد. در

اواخر دوره هخامنشی دو دریکی یکی طلا به وزن ۶۵/۱۶ گرم ضرب شد. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۸۴)
ه) سلاح ها:
سلاح های مختلف که می توان نمونه های آن را نقش آجرهای لعاب دار شوش و نقش برجسته های تخت جمشید دید که از آهن و مفرغ ساخته شده اند.
و) زیورها:
ساخت زیور در این دوران بسیار متداول بوده است و نمونه های بسیار زیبایی از آن باقی مانده ازجمله گوشواره ها، گردنبند، النگو. . . که قسمت هایی از آنها با سنگ های گرانبهایی نظیر فیروزه، لاجورد، زمرد، کریستال، آماتیس، یشم و عقیق تصریع شده اند. (تصویر ۱-۳-۲)

ز) روکش ها:
روکش در های چوبی از نقره و طلا یا مفرغ بوده اند.
ح) کتیبه ها:
کتیبه هایی که بر روی لوح های طلایی نقش شده اند. (لک پور؛ ۱۳۷۵؛ ۹)
۱-۴: فلزکاری در دوره سلوکیان:
تمدن یونان و سبک هلنیسم در ایران آن زمان که در میان طبقات بالا و متوسط به تدریج نفوذ کرد. اسکندر در اوان تسلط خود بر ایران، همچنین جانشینان سلوکی او که یونانی بودند، سعی داشتند، این نو آوری بدون فشاری به مردم ایران، جایگزین کهنه پرستی شود، چون یونانی ها از نظر تمدن و هنرصنعت، خود را از ممالک مغلوب برتر و بالاتر می شناختند، در این زمان دیگر به گرایش مردم به فرهنگ و هنر هلنی کوشش زیادی نمی نمودند. بلکه مردم خود مایل به آموختن فرهنگ و هنر

هلنی شده بودند. با آنکه مردم ایران سعی در نگهداری هنر و فرهنگ باستانی خود داشتند، با این حال نفوذ و هنر نو آورده مهاجرین تازه وارد یونانی در میان مردم شهرنشین رواج بسیاری یافت.
با آنکه شاهان سلوکی مدت زیادی در ایران قدرت را در دست داشتند، اما بعلت نابودی و تخریب آثار و مدارک توسط حکمرانان بعدی، تاریخ این عصر نزد هنرمندان بعدی مبهم مانده است.

از جمله آثار باقی مانده از این دوره، جام لب تخت کنده کاری نقره ایست که در باختر ایران یافت شده است. این جام بیانگر آمیختگی صنایع هنرمندان ایرانی و یونانی در این زمان است. این جام سیمین به قطر ۲۵ سانتی متر که بیانگر هنر و تمدن قدیم در زمان استیلای بیگانگان بر سرزمین ایران است، متعلق به دوران سلوکیان می باشد. در این عصر هنری عقابی پر گشوده در وسط این جام قرار گرفته است. صور انسان ها و جانورانی که با شاه خیالی شبیه اند و نیمی از آن ها به صورت صلیبی می باشند، دور این جام را احاطه نموده اند.

در دوره سلوکیان، مصرف فلزات، به ویژه فلزات قیمتی، زیاد بود. به گفته مورخان یونانی سلوکیان در مقابل صدور آهن، سرب، مس یا لوازم ساخته شده از این فلزات که تحت نظارت شاه انجام می گرفت، از بلخ، هند و ارمنستان طلا و نقره وارد می کردند.

همانطور که اشاره شد، نفوذ هلنیسم بیشتر در طبقات متوسط و بالای شهرنشین دیده می شد، و توده عظیم شهرهای کوچک و روستاها از این تأثیر دور مانده بودند. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۹۴-۹۲)
در زمان سلوکیان شهرهای جدیدی مانند مرو و نسا ایجاد شد که در آنها کارگاه ها و مراکز هنری استقرار یافت. که در آثار کشف شده از این دوران نیز تأثیر هنر هلنی را شاهدیم که بعدها سبک هنری ایرانی- یونانی را بوجود آورد. (لک پور؛ ۱۳۷۵؛ ۹)

۱-۵: فلزکاری در دوره اشکانیان:
از حدود ۲۵۰ ق. م اشکانیان- یا پارتیان – که قومی ساکن استپ های واقع در فاصله دریای خزرو دریاچه آرال بودند، به حالت چادرنشینی زندگی می کردند، قوت گرفتند و بر ایالاتی از شمال و مشرق ایران دست یافتند، و به قصد برانداختن دولت سلوکی رو به مرکز و مغرب ایران گذاردند، و سرانجام با پس راندن سلوکیان به سوی بین النهرین و سوریه، و تصرف تمامی خاک ایران، پادشاهی بزرگ اشکانی را در حدود ۱۶۰ ق. م و به فرماندهی مهرداد اول تأسیس کردند. (مرزبان؛۱۳۸۰؛۳۴)

پارتیان آریایی نژاد بودند. مردمانی شجاع جنگجو و مبارز و سوارکارانی بودند در تیراندازی و قیقاح بر روی اسب چابک و ماهر. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۹۵)
از زمان هجوم اسکندر به مشرق تا روی کار آمدن ساسانیان، درتاریخ هنری ایران یک نوع خلأ مشاهده می شود. به استثنای چند مورد در این مدت طویل که حدود شش قرن طول کشید، تقریبا ً اثرهنری مهمی در دست نیست. علت عمده آن است که علاوه بر هرج ومرج بعد از مرگ اسکندر، زیبا پسندی و هنر دوستی پارتیان بسیار کمتر از پارسی ها بوده است. به بیان دیگر پارتی یعنی مرد جنگی، و دولت پارت یعنی پادگان نظامی.

هنرمندان پارتی یا صرفا ً از هنر هخامنشی تقلید می کردند و یا اکثرا ً نه تنها در فلزکاری بلکه در معماری، حجاری و حتی در ضرب سکه از هنر یونانی پیروی می کردند. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۹۵)
آثار مفرغی در اواخر سلطنت اشکانیان بر خلاف دوره هخامنشی پیشرفت کرد و به سوریه، عربستان و فنیقیه صادر می شد. کشف مجسمه ای مفرغی در مال امیر در جنوب ایران در استان خوزستان امروزی، که تقریبا ً سالم مانده، نمونه ای از این آثار است. این مجسمه یکی از فرماندهان عیلامی است که در ساخت آن از سر مجسمه به روش یونانی بهره برده شده است و قیافه

شخص بطور طبیعی نشان داده شده است. در ساخت تنه آن از هنر محلی الهام گرفته شده است و به کارهای برجسته سازی زمان ساسانیان شبیه است. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۹۷-۹۶)(تصویر ۱-۵-۲)
مسکوکات:
پس از مرگ اسکندر، جانشینان متعدد او برای اعتبار بخشیدن به مسکوکات خود تمثال اسکندر را بر روی پول های رایج منقوش می کردند. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۱۰۰)

مهرداد اول اولین پادشاه اشکانی، بر روی سکه ها خود را دوست یونانی معرفی کرده است اما باید دانست محرک او در این کار ایمان یا احساسات او نسبت به یونان یا فرهنگ و تمدن یونانی نبوده است، بلکه انگیزه ای سیاسی و اقتصادی داشته است. هدف عمده اش از این تدبیر حفظ روابط اقتصادی و تجاری با بیشتر شهر هایی بودند که یا توسط یونانیان اداره می شدند، یا مردمشان طرف دار فرهنگ و تمدن یونانی بودند. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۱۰۰) (تصویر ۱-۵-۱)

متذکر می شوم ساخت زیور های مرصع در این دوره نیز همانند دوره هخامنشی ادامه می یابد. مجسمه سازی در این دوره از جایگاه ویژه ای بر خوردار است که این مجسمه ها از فلزات گوناگونی مثل طلا، مفرغ، نقره. . . به روش قالب ریزی ساخته شده اند. (لک پور؛ ۱۳۷۵؛ ۱۰)
۱-۶: فلزکاری دوره ساسانی:
در سال ۲۲۴ ب. م اردشیر بابکان از خطه فارس برخاست و بر اردوان پنجم پادشاه اشکانی غلبه یافت و پادشاهی ساسانی را که متکی بر دین و آیین و فرهنگ ایرانی بود بنیان گذارد، که تا سال ۶۴۲ ب. م با قدرت تام بر منطقه پهناوری از سوریه تا شمال غربی هند فرمانروایی کرد، در حالی که نفوذ هنری و فرهنگیش تا فواصلی دور فرا سوی مرزهای کشوریش گسترش یافت، چنانکه اثر نقش ونگارهای ساسانی بر هنر آسیای مرکزی و چین و بیزانس و حتی فرانسه باقی ماند.
ساسانیان در کوشش خود به احیای فرهنگ و هنر هخامنشی به هیچ وجه مقلدان خام طبعی نبودند، بلکه هنرشان نمایان گر نیروی آفرینندگی ایشان است و نیز حاوی عناصری که بعدا ً در دوره اسلامی شکوفان شد. (مرزبان؛۱۳۸۰؛۳۶)

آرتور پوپ ایران شناس مشهور آمریکایی، در تألیف خود می گوید: ساسانیان بر این باور بودند، که سلطنت ایشان بر مشیت الهی استوار است. این عقیده بر اساس سنت دیرین ایرانیان، بار دیگر در بین مردم رواج یافت. این نکته که شاهان ساسانی خود را مظهری آسمانی می پنداشتند، از صحنه های شکار و تشریفات مذهبی ترسیم شده، بر روی ظروف سیمین این عصر که ضمن حفریات باستان شناسی از دل خاک بیرون آمده است، معلوم می شود. (احسانی؛ ۱۳۸۲؛ ۱۰۴)
در این دوره تولید انبوه اشیاء فلزی در کنار دیگر هنرها باعث گسترش امر تجارت و در نتیجه موجب پیشرفت امر اقتصادی شد. در نتیجه جنگ های مداوم ایرانیان و رومیان، عوامل هنر روم در ایران نفوذ کرد. به عنوان مثال می توان از تصاویر زنان رقصنده نام برد که مکرارا ً بر روی ظروف نقره ای ساسانی نقش بسته است. (تصویر ۱-۶-۳)

هنر ساسانی بخصوص هنرفلزکاری آن، هنری درباری است.
مهمترین آثار فلزی که از دوره ساسانی باقی مانده است ظروف نقره ای است که رایج ترین آن عبارت است از:

بشقاب ها:
این بشقاب ها دارای دیواره کوتاه هستند، منقش به تصاویر گوناگونی مانند: شکار شاهان (تصویر ۱-۶-۲)، شاه و ملکه بر تخت نشسته، شاه بر تخت نشسته همراه با ملازمان، حیوانات ترکیبی. زمینه این نقوش با پیچکها، برگ های مو، نقوش به شکل قلب (این نقش از دوره اشکانیان متداول شد و چنان چه قبلا ً ذکر شد می توان آن را تأثیر هنر هلنی دانست) و پرندگان و بوته انار و میوه آن. . . تزیین شده است.

کاسه های نیم کره ای:
با نقوش مختلف مانند: نوازندگان، رقاصان، . . .
تنگ ها:
از نظر شکل بسیار متنوع اند. اکثرا ً زراندود.
ظروف کشکولی شکل با نقش های متنوع.
ریتون ها:
ظروفی هستند که جهت نوشیدن مایعات از آنها استفاده می شود و به شکل مجسمه حیوان و یا انتهای آن ها به شکل نیم تنه حیوان ساخته می شد. (لک پور؛ ۱۳۷۵؛ ۱۱-۱۰)
با توجه به توسعه فلزکاری طی این ادوار، و با بررسی نمونه های ارزنده و زیبای به جا مانده از دوران ساسانی که حاکی از پیشرفت تکنیک ساخت و روش های متنوع تزیینی است و با مطا لعه

اشیاء فلزی باقی مانده از دوران اسلامی می توان گفت که سنت هنر فلزکاری ساسانیان در دوره اسلامی ادامه یافت. در واقع باید توجه داشت که بنیان هنر فلزکاران دوره اسلامی بر این مبنا قرار گرفته است. (لک پور؛ ۱۳۷۵؛ ۱۱)
از مقایسه اشیاء فلزی مکشوفه ساسانی با کارهای مشابه هم عصر خود در بیزانس و روم که مورد مطالعه علمی وسیع تری قرار گرفته اند، استنباط می شود که این هنر در تکنیک کار و اسلوب ساخت نباید تفاوت چندانی با یک دیگر داشته باشند. بی شک نقره کاران ساسانی هم سه طریق زیرین را در هنر نقره کاری و ساخت ظروف پیش گفته به کار برده اند.

۱- ساخت اشیاء نقره بوسیله چکش کاری بر ورقه سرد.
۲-هنر فلزکاری ریختگی در اشیاء سیمین.
۳- ساخت ظروف آستر دار از صفحات نقره.
در روش اول، شمش یا ورقه مسطح و سرد نقره را بوسیله چکش کاری و با به کار بردن قالب های محدب یا انواع دیگر قالب ها و سایر ابزار فلزکاری به شکل مطلوبی که می خواستند در می آوردند.
در روش دوم، در بدو امر مدل و قالب شکل ظرف یا شیء نقره را از موم می ساختند و تمام یا بخشی از تزیینات لازم را بر روی آن کنده کاری یا حکاکی می کردند. سپس قالب را در محفظه ای مملو از خاک رس بسیار نرم قرار می دادند و نقره مذاب در آن می ریختند. حرارت فلز مذاب موم را ذوب می کرد و شیء سیمین بعد از انجماد پرداخت می شد.

در روش سوم، برای ساختن ظروف نقره آستردار، دو تخته فلز نقره را که ساده و دیگری کنده کاری و تزیین شده بود، روی هم قرار می دادند و لبه آنها را با لحیم یا بدون لحیم کاری یا چکش کاری به هم وصل می کردند. تشخیص ظروف آستر دار امروزه بوسیله رادیو گرافی به آسانی انجام پذیر است.

مشخصات هنری ظروف نقره ساسانی:
الف) در طراحی این ظروف قصد فلزکاران ساسانی تزیین آنها به اقتضای وضع بوده و بعلت تکلف در آراستن صحنه ها که لازمه این گونه نقوش است، از مدار طبیعی دور شده اند. نقره کاران ساسانی جز در موارد استثنایی فاقد ظرافت است. بویژه کناره های لبه های ظروف از ظرافت هنری بهره ای ندارد، ولی در هیچ یک از اعصار هنری ایران موضوع هنر بدین پایه از تجلی قدرت و سرعت و تحرک و تصمیم نرسیده است.
ب) شاه در صحنه ها مانند صحنه های حجاری های دوران باستان بزرگ تر و با شکو ه تر از دیگران در میان مجلس نقش شده است.

ج) قرینه سازی که از مشخصات و ابداعات هنرمندان ساسانی است، بخصوص برای بزرگ داشت شاه در صحنه در بیشتر آثار هنری این عصر به چشم می خورد.
د) نقوش برجسته ساسانی بویژه در ظروف نقره مانند نقوش دوره هخامنشی حاکی از آرامش و وقار و سکون آثار هنرمندان این دوره و تجلی گر عظمت و شکوه مقام شاه است. در ارایه نقوش البسه و تزیینات داخلی و رعایت سایر مشخصات تزیینی، در مقام قیاس هنر هخامنشی برتری خود را نسبت به هنر ساسانی حفظ کرده است.

ج)هنرمندان ساسانی با ترسیم صحنه های شکار جانورانی مانند: شیر، گراز، ببر و گوزن در فضایی تنگ و فشرده که شاه تاج شاهی بر سر و جامه مخمل مزین به جواهرات بر تن و سلاح زرین در دست دارد و حیوانات را پیاده یا سواره مورد تعقیب و حمله قرار داده، دلیری و دلاوری شاهان سلسه را به بیننده القاء و پهلوانی و قدرت شاه را تجسم کرده اند.