نگاهی به جایگاه وقف در فرهنگ اسلام

کلمه نخست
از جمله اموری که شایسته است در جوامع اسلامی، بویژه ایران مورد توجه قرار گیرد و با قوت رواج یابد، احیای سنت حسنۀ وقف است که به نوبۀ خود میتواند حلالّ بسیاری از مشکلات جامعه باشد.
سنت پسندیده وقف ریشه در تاریخ صدر اسلام دارد و اولین واقف در اسلام و مشوق وقف، شخص پیامبر (ص) بوده است و پس از آن بزرگوار، اهلبیت (ع) و اصحاب آن بزرگواران بوده اند و تا به امروز همچنان به عنوان یک سنت نیکو، سیره مستمر مسلمین و مومنین بوده است و امروز بر عالمان و آگاهان جامعه بویژه خطبای محترم جمعه فرض است که در بنای جامعه نوین اسلامی، به برکت انقلاب اسلامی مان به تجدید حیات این سیره نیکو بپردازند که با گسترش فرهنگ وقف در جامعه، بسیاری از معضلات اجتماعی در اشکال گوناگون آن حل خواهد شد و در زدودن گرد و غبار فقر و محرومیت و تالیف قلوب و برداشتن یا تقلیل فاصله طبقاتی تاثیر بسزائی خواهد گذاشت.

.تعریف وقف
وقف که از جمله عبادات و از صدقه جاریه است، در لغت به معنی ایستادن (۱) و در اصطلاح فقهی به معنی حبس عین ملکی است بر ملک خدای تعالی که ملکیت از مالک ملک به خداوند منتقل میشود(۲)

کردن منفعت آن است. (۳)
صاحب جواهر می فرماید: الوقف عقد ثمرته تحبیس الاصل و اطلاق المنفعه. (۴)
وقف نوعی عقد است که ثمره آن حبس مال است و رها کردن منفعت آن .
بعبارتی دیگر : ماندن اصل مال و جابجائی منفعت آن، تا مردم از منافعش بهره مند شوند.
به عبارت دیگر : وقف یعنی رقبه شئی را نگهداشتن و منفعت آن را آزاد کردن است.
________________________________________
۱-منتهی الارب
۲-لغتنامه دهخدا ذیل ماده وقف
۳-شرایع الاسلام

۴-جواهر الاکلام/ج۲۸/ص۲
________________________________________
شیخ طوسی می فرماید : وقف”تحبیس الاصل و تسبیل المنفعة” است (۱)
بنابراین وقف شرعا تحبیس است یعنی اصل آن نه قابل خرید و فروش است و نه به ارث برده میشود و نه قابل هبه و بخشش است و نه به رهن و اجاره و عاریه و از این قبیل … داده میشود ( الا ما خرج بالدلیل ) و تسبیل المنفعه یعنی صرف کردن مال وقفی در جهتی که واقف تعیین کرده است که همان راه خداست. چنانکه معصوم (ع) می فرماید : الوقف علی حسب ما یشرط الواقف (۲)
.مشروعیت وقف
وقف، نزد تمام مذاهب اسلامی ( از امامیه و اهل سنت عموما ) جایز است دلیل همه آنها در جواز وقف، قرآن و سنت است.
از جمله آیات قرآن، آیه های ذیل است که می فرماید:
لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون.(۳)

المال و البنون زینة الحیوة الدنیا و الباقیات الصالحات خیر عند ربک ثوابا و خیر املاء.(۴)
که در این آیات به انفاق و انجام آیات صالح پایدار و ماندگار توصیه و ترغیب شده و وقف کردن هم انفاق است و از بهترین اعمال شایسته ماندگار و جاوید.
و اما مشروعیت وقف با تمسک به سنت به استناد سیره عملی و احادیث شریف، نبوی است که از جمله پیامبر (ص) در ترغیب به وقف فرمود:
حبّس الاصل و سبّل المنفعه (۵)
یعنی اصل آن را حبس کردن و منفعتش را در راه خدا آزادنما.

و حدیث نبوی دیگر که فرمود:
اذا مات الانسان انقطع عمله الامن ثلاثة : صدقة جاریه او علم ینتفع به او ولد صالح یدعواله.(۶)
بسیاری از فقها از جمله شهید اول، وقف را صدقه جاریه می دانند (۷) که دارای اجری مستمر است.

.اقسام وقف
وقف به اعتبار موقوف بر دو قسم است:
الف: وقف عام
ب: وقف خاص
________________________________________
۱-مبسوط/ج۳/کتاب الوقف
۲-خلاف، شیخ طوسی/ص۳۲۹
۳-آل عمران/۹۲
۴-کهف/۴۶
۵-المستدرک/ج۲/ص۵۱۱

۶-نهج الفصاحه/ص۱۸۲
۷-لمعه/کتاب الوقف
________________________________________
مراد از وقف عام، امور خیریه عام المنفعه است و مخصوص دسته و طبقه معینی نیست.
وقف خاص وقفی که است مخصوص دسته معینی از مردم و افراد خاصی است مانند: وقف بر اولاد، وقف بر فقرا، وقف بر طلاب مدارس، مساجد و … (۱)
برخی از اعاظم در تعریف وقف عام و خاص گفته اند:
وقف عام وقفی است که برای انتفاع کل مردم قرار داده میشود و اختصاص به گروه و ص

نف خاصی ندارد مانند وقف مدارس ، بیمارستانها، مساجد، مشاهد مشرفه، اماکن متبرکه، مقبره ها، پل ها و خانه ها و…
وقف خاص وقفی است که ملک بر کسانی ” موقوف علیهم ” قرار داده شد و تنها آنان حق استفاده از آن را دارند مانند ” وقف ذرّی ” وقف بر علما و طلاب و یا وقف بر فقرا و محرومین یا وقف زمینی برای احداث مساجد، مدرسه، قبرستان و … (۲)
( که البته وقف مدارس، مساجد و امثال اینها از مصادیق وقف عام است)
از زاویه ای دیگر:
وقف دارای دو قسم دیگر نیز هست که از آن به عنوان:
الف: وقف انتفاع
ب: وقف منفعت، یاد میکنند
وقف انتفاع وقفی است که نظر واقف از وقف، تحصیل درآمد مادی نیست مثل وقف زمین ملکی برای احداث مسجد.
وقف منفعت، وقفی است که نظر واقف از وقف، تحصیل درآمد است تا در مصرف معینی هزینه شود مانند : وقف مغازه یا مزرعه برای نگهداری و اداره مسجد یا مدرسه و … که میتوان عنداللزوم تبدیل به احسن یا اعود و انفع از لحاظ درآمدمادی نمود.
ولی در وقف انتفاع نتوان تبدیل نمود.(۳)

.وقف در قرآن
در قرآن آیه ای که بر وقف و احکام فقهی آن صراحت داشته باشد وجود ندارد، لکن میتوان از باب اولویت به آیاتی که بطور عموم بر انجام افعال خیر و تحریص و ترغیب آن دلالت دارد تمسک جست و بدانها استناد کرد، نظیر آیاتی که پیرامون انفاق، احسان، تعاون، صدقه، قرض الحسنه، خیرات و

مبرت، عمل صالح، باقیات الصالحات، ایثار و … در قرآن آمده می توان به جواز وقف بلکه رحجان و استحباب آن استدلال کرد که وقف را هم شامل میشود، نظیر آیات ذیل:
و ما تقدموا الانفسکم من خیر تجدوه عند الله هو خیرا و اعظم اجرا و استغفرو الله انّ الله غفور رحیم.(۴)
________________________________________
۱-لغتنامه دهخدا، ماده وقف
۲-الفقه علی المذاهب الخمسه- اسناد محمد جواد مغنیه
۳-شرایع الاسلام، محقق حلی
۴-مزمل/۲۰

________________________________________
لن تنالوا البّر حتی تنفقوامما تحبّون و ما تنفقوا من شئی فان الله به علیم.(۱)
لیس البران تولّوا وجوهکم قبل المشرق و المغرب و لکّن البّر من آمن بالله و الیوم الاخر و الملائکه و الکتاب و النبیّن و آتی المال علی حبّه ذوی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السّبیل و فی الرقاب … (۲)

المال و البنون زینة الحیوة الدّنیا و الباقیات الصّالحات خیرة عند ربّک ثوابا و خیر املا. (۳)
و یرید الله الذین اهتدوا هدی و الباقیات الصالحات خیر عند ربّک ثوابا و خیر مردا. (۴)
از طرف دیگر باید بخاطر داشت که برابر رهنمودهای و حیانی، تکاثر اموال، کنز مال، استکبار، جمع و حب مال، طغیان ناشی از مال اندوزی، راندن قهرآمیز ایتام و فقرا، خود برتر بینی و تفاخر، پرخاش برسائل و مواردی از این قبیل و نادیده گرفتن حق الله و حق الناس، بشدت مورد نکوهش قرار گرفته است.
پس میتوان نتیجه گرفت که از آنچه در این محور ذکر گردید، وقف نه تنها جایز است بلکه در مواردی رجحان دارد و مستحب هم هست و چه بسا در شرایطی به انگیزۀ حق دماء و مبارزه با روحیه مال پرستی و بیماری ثروت اندوزی و یا بدلیل رعایت مصالح سیاسی – اجتماعی و تقلیل اختلاف طبقاتی و یا از باب مقدمه واجب، واجب هم بشود.

.وقف در سنّت
مراد از سنت، مجمع قول و فعل و تقریر یا سیرۀ علمی و عملی و جلوه های رفتاری پیامبر اسلام (ص) و ( به اعتقاد شیعه) ائمه معصومین علیهم السلام است که دومین منبع از منابع معارف اسلامی است.
الف: سنّت پیامبر (ص)
در حدیث مشهوری از پیامبر (ص) نقل شده که فرمود:
اذا مات الانسان انقطع عمله الّا من ثلاث : صدقة جاریة او علم ینتفع به او ولد صالح یدعو اله. (۵)
وقتی انسان بمیرد عمل او خاتمه می یابد مگر در سه چیز:
۳-فرزند صالحی که برای او دعا کند.
________________________________________
۱-آل عمران/۹۲
۲-بقره/۱۷۷
۳-کهف/۴۶
۴-مریم/۷۶
۵-نهج المصاحه/ص۲۰۰/ح۲۳۹
________________________________________
نظیر این روایت، روایاتی نیز از امام صادق (ع) نقل شده است.(۱)
پیامبر اکرم (ص) در حدیث دیگری فرمود:
انّ ممّا یلحق المومن من عمله و حسناته بعد موته علما نشره و ولدا صالحا ترکه و مصحفا ورثه او مسجد ابناه او بیتا لابن السّبیل بناه او نهرا اجراه او صدقة اخرجها من ماله فی صحّته و حیاته و تلحقه من بعد موته. (۲)
چند چیز از اعمال و حسنات مومن پس از مرگ هم بهره ای به او میرسد:
۱-دانشی که از خود به یادگار گذاشته باشد.
۲-فرزند صالحی که تربیت کرده است.
۳-قرآنی که به ارث گذاشته باشد.

۴-مسجدی که ساخته باشد.
۵-منزلی که مسافرین در راه مانده در آن مـأوا گزینند بنا کرده باشد.
۶-نهر آبی که احداث کرده باشد.
۷-صدقه ای که در زمان سلامت و حیات خود پرداخته و آثارش باقی باشد.
و باز از آن حضرت نقل شده که فرموده است:
من بنی علی ظهر طریق مأوی عابر سبیل بعثه الله یوم القیامه علی نجیب من دّر و جوهر و وجهه یضئی لاهل الجمع نورا حتی یزاحم ابراهیم خلیل الرحمن فی قبتّه فیقول اهل الجمع! هذا مل

ک من الملائکه، لم نر مثله قطّ و دخل فی شفاعته الجنة اربعون الف رجل.(۳)
کسی که در کنار جاده ای برای عابران و مسافرین محل استراحتی بسازد، خداوند در روز قیامت او را بر مرکبی که از درّ و گوهر تزئین شده سوار می نماید و نور صورت او را تمام نورها را تحت الشعاع قرار میدهد تا آنجا که با نور حضرت ابراهیم رقلبت میکند و مردم سوال می کنند که آیا این فرشته ای از فرشتگان است؟ هرگز مانند او را ندیده ایم و با شفاعت وی چهل هزار انسان به بهشت راه می یابند.
در سیرۀ عملی پیامبر (ص) می خوانیم که آن بزرگوار در این امر پسندیده (وقف) نیز همچون سایر کارهای نیکو پیشقدم بود، چنانکه در تاریخ آمده:
پیامبر زمینی را وقف کرد و منافع آن را برای “ابن سبیل” صدقه قرار داد.(۴)
زمین ها و باغاتی که “مخیریق” یهودی که از احبار یهود بنی نضیر بود و تازه مسلمان شده و در جنگ احد بشهادت رسیده بود، قبل از حرکت به همراه سپاه اسلام بسوی احد، برای جنگ با مشرکین، وصیت کرد که اگر من در این جنگ شهید شدم هفت قطعه باغهای من مال رسول الله (ص) باشد،از قضا او در جنگ احد بشهادت رسید و باغات او از همان تاریخ یعنی از سال سوم هجری به ملک رسول خدا (ص) درآمد و پیامبر در آن تصرف کرد و کارگرانی از طرف پیامبر آن را اداره میکردند تا سال هفتم هجری که رسول خدا آن را وقف بر فاطمه و اولاد او کردند، یعنی این باغها را وقف خاص فرمود.
________________________________________

۱-وسائل الشیعه، ج۱۳/کتاب الوقف و الصدقات/ص۲۹۲ مراجعه شود.
۲-نهج الفصاحه/ص۳۳۷/کلام۹۰۶
۳-وسایل الشیعه/ج۱۱/ص۵۶۲
۴-رک: اقتصاد اسلامی در مطبوعات
________________________________________
و پیامبر عند الحاجه از درآمد آنها استفاده میکردند.(۱) که بعد از رحلت رسول اکرم (ص) خلیفه اول این باغها را از دختر رسول خدا(ص) گرفت و به احتیاجات و دفاع حضرت صدیقه اهره اعتنائی

نکرد و سپس خلیفه دوم آن را به حضرت زهرا(ع) پس داد.(۲)
برخی از نزدیکان و بستگان پیامبر(ص) بر سر آن باغات در مقام ادعا و مخاصمه برآمدند که امیر المومنین(ع) و برخی از اصحاب شهادت دادند که آن ” حوائط سبعه” وقف بر حضرت زهرا، اولاد اوست.(۳) و حضرت زهرا(ع) هم پس از رحلت پیامبر (ص) برای هر یک از آنان رسول خدا “دوازده رقیه” (۴) وصیت فرمود و برای زنان بنی هاشم نیز “دوازده اوقیه” و برای خواهرزاده خود “امامه” نیز همان مبلغ را در نظر گرفت و آن هفت بستان را وقف بنی هاشم و بنی عبدالمطلب فرمود، آنگاه قبل از شهادت طبق نقل امام باقر(ع) طی یک وصیت نامه ای، تولیت و نظارت و سرپرستی این موقوفه را شرعا به امیر المومنین (ع) و حسنین علیهماالسلام و پس از امام حسین (ع) به فرزندان ذکورش، الاکبر فالاکبر سپرد.(۵)
اینها نمنه هایی از سنت شریف نبوی در دعوت و ترغیب و تشویق مسلمین و مومنین به عمل پسندیده وقف است.
جالب است که بدانیم بسیاری از مسلمان ها پس از جنگ خیبر بدلیل تشویق پیامبر(ص) مصمم بودند تا کلیه اموال خود را در راه خدا وقف کنند که رسول خدا (ص) بیش از ثلث را اجازه نفرمودند!(۶)
ب- سنت ائمه معصومین(ع)
اهل بیت (ائمه) علیهم السلام نیز با اقتدا به سیره پیامبر (ع) و تاسی از روش آن حضرت اهتمام زیادی در گسترش وقف در جامعه داشته اند و با قول و فعل و تقریر خود اقدام به وقف را مورد ترغیب و تایید و حمایت قرار می دادند.
________________________________________
۱-موقوفه های رسول خدا (ص) منحصر در این هفت باغ مذکور نبود، در کتب تاریخ زمین های دیگری به نام “صدقات رسول الله” نقل کرده اند از جمله “بویره” که نخلستانی در “قبا” بود که پیامبر آنرا وقف فقرا کرده بود … رسولخدا(ص) در خیبر نیز موقوفه هایی داشته است.
۲-ر.ک:مالکیت خصوصی زمین/ص۵۷
۳-ناسخ التواریخ/ج۳/ص۲۴۵
۴-اوقیه واحد پول بوده و هر اوقیه چهل درهم می باشند
۵-وسائل الشیعه/ج۱۳/کتاب الوقف و الصدقات/باب ۱۰/ج۱- ر.ک فاطمه زهرا از ولادت تا شهادت ص۷۷۸
۶-ر.ک: اقتصاد اسلامی در مطبوعات
________________________________________
چنانکه حلبی از در روایتی از امام صادق(ع) نقل کرده که آن حضرت فرمود:
لیس یتبع الرجل بعد موته من الاجر الّا ثلاث خصال: صدقه اجراها فی حیاته فهی تجری بعد موته الی یوم القیامة و صدقه موقوفة لا تورث او سنة هدی سنهّا فکان یعمل بها و عمل بها من بعد غیره او ولد صالح یستغفرله.(۱)
برای انسان پس از مرگ پاداشی نخواهد بود مگر در چهار چیز:
۱-صدقه جاریه ای که پس از مرگ او تا روز قیامت هم اگر باقی باشد ثوابی برای شخص خواهد بود.
۲-چیزی را وقف کند که به ارث برده نشود.
۳-سنت حسنه ای که پس از او بدان عمل شود.
۴-فرزند نیکوکاری که برای او طلب مغفرت کند.
ائمه (ع) برای وقف چنان اهمیتی قائل بودند که حضرت امیر(ع) در یکی از وقف نامه هایش، هدف خود از وقف را چنین بیان می فرماید:
ابتغاء وجه الله لیو لجنی الله به الجنّة و یصرفنی عن النّار و یصرف النّار عن وجهی یوم تبیض وجوه و تسوّد وجوه.(۲)
به منظور جلب رضای خدا، تا به سبب آن مرا داخل بهشت فرماید و از آتش دوزخ دور سازد و آتش را از صورتم دور فرماید در روزی که برخی چهره ها سفیدند و برخی دیگر سیاه.
ج- اصحاب و شیعیان
اغلب اصحاب رسولخدا (ص) نیز از همان آغاز با تـأسی از نبی اکرم (ص) به وقف اموال خود اقدام می کردند

برابر نقل جابربن عبدالله انصاری:از اصحاب پیامبر کسی نبود که توانائی مالی داشته باشد و چیزی از مالش را وقف نکند.(۳)
شیعیان و پیروان ائمه معصومین (ع) نیز به شرح ایضا … که به دلیل رعایت اختصار و پرهیز از اطاله مقال، از ذکر نمونه ها و بسط بیشتر صرفنظر می گردد.

.وقف در میان سایر ملل (در گذشته و حال)
اگر چه وقف از مختصات نظام حقوقی و اقتصادی اسلام است. و در فقه اسلامی دارای ویژگیهایی است ولی قبل از ظهور اسلام نیز در میان اقوام و امم پیشین، علیرغم اختلاف ادیان و معتقداتشان، انواعی از تخصیص اموال و املاک به معابد و امور خیریه یا افراد خاص، وجود داشته که از حیث مفهوم دور از معنای وقف اسلامی نبوده و از جهاتی شبیه به وقف در اسلام است.
________________________________________
۱-مالکیت خصوصی زمین/ص۶۲
۲-وسائل الشیعه/ج۱۳/باب۱۰-بحار/ج۱۰۳/ص۱۸۴
۳-صحیح مسلم/ج۳/ص۱۲۵۵
________________________________________
امروزه نیز در کشورهای مختلف جهان، در میان ملل گوناگون، اموال و املاکی در اختیار موسسات خیریه قرار داده میشود تا به اداره امور فقراء و ناتوانان بپردازند یا به معابد و مقبره ها اختصاص می یابند، تا به مصرف تعمیرات، نوسازی،اقامه مراسم،مخارج خادمان، اعطای جوایز و … برسد که کم و بیش از جهاتی به وقف در اسلام شباهت دارد.(۱)
جالب توجه است که این وجه اشتراک، یعنی اهتمام به انجام کارهای عام المنفعه و امور خیریه، بیانگر فطری بودن احسان و نیکوکاری و نوعدوستی و احساس مسئولیت متقابل افراد در برابریکدیگر است.
چه اینکه نبی گرامی اسلام (ع) فرمود:
الا کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته(۲)
آگاه باشید! همه شما در برابر یکدیگر بمنزله چوپان در برابر گله، مسئول سرنوشت هم هستید.
بنی آدم اعضای یک دیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی(۳)

.نقش وقف در محو فقر و تالیف قلوب
اسلام مکتبی است اخلاقی که به انگیزه رشد ارزش های اخلاقی و ارج نهادن به حرمت و کرامت انسان، یک سلسله اموری را که دارای آثار اخلاقی و نگاهبان ارزشهای انسانی است تحت عنوان واجبات و محرمّات وضع و پیروان را به رعایت آن ملزم نموده است.
اگر به دسته ای از امور دستور واجب داده، یک دلیل عمده اش نیل به ارزش های اخلاقی است، چه اینکه اگر از اموری هم نهی کرده و آن را حرام شمرده نیز بدلیل در پی داشتن مفاسد اخلاقی و اجتماعی است، نظیر آیه:

 یعظکم لعلکم تذکرون.(۴)
همانا خداوند بندگانش را به عدل و احسان فرمان می دهد و به بذل و عطاء خویشاوندان امر میکند و از افعال زشت و منکر و ظلم و تجاوز نهی میکند و به شما پند و ارز میدهد، باشد که موعظه خدا را پذیرا باشید.
و آیات ۲۱۹ سوره بقره و ۹۰ و ۹۱ سوره مائده که در رابطه با فلسفه حرمت خمر و میسر و انصاب و ازلام نکاتی را بیان فرموده است.
* ضرورت بندگی
هدف آفرینش انسان بندگی در پرتو معرفت است که در جوهرۀ عبودیت، اهداف اخلاقی نیز نهفته است و نفس عبادت که نمادی از یک ارزش متعالی خلاقی در انسان است، محصول آگاهی و احساس وظیفه است که فرد در سایه معرفت و پیدائی محبت در خویش، بر خود فرض میداند که خویشتن را در اختیار معبود گذارد و به پاس محبت بیکران و نعمت های بیشمارش، اطاعت و بندگی پروردگار عالم نماید و به تقدیس و ستایش او بپردازد و در برابر عظمتش به سجده افتد و کرنش نماید.
________________________________________
۱-احکام وقف در شریعت اسلام/صفحات ۳۸-۴۴
۲-موسوعه کلمات الرسول الاعظم
۳-گلستان سعدی
۴-نحل/۹۰
________________________________________

* فلسفه هدف بعثت
پیامبر گرامی اسلام(ع) نیز هدف بعثت خود را تتمیم و تکمیل مکرمت های اخلاقی اعلام فرموده است:
انّی بعثت لاتمّم مکارم الاخلاق.(۱)
همانا من برای تکمیل ارزشها و مکرمتهای اخلاقی به پیامبری برانگیخته شدم.

قوانین مالی و دستورات اقتصادی اسلام هم در نهایت تعقیب و تحقق اهداف اخلاقی فردی و اجتماعی است که علاوه بر رفع فقر و محرومیت و تعدیل ثروت و ایجاد یک موازنه مثبت اقتصادی در جامعه، سبب ایجاد الفت و محبت بین مسلمین و تحقق “رحماء بینهم …” (۲) و حتی حمایت مالی از غیر مسلمین در جامعه و انسانی شدن روابط و راغب شدن دیگران به اسلام می گردد که فلسفه انفاقات و صدقات و تبرئات، نهایتا بمنظور تامین و تحقق همین اهداف است.
و یک وجه سخن امام صادق(ع) که فرمود: کونوا دعاة النّاس بغیر السنتکم (۳) ( مردم را با غیر از زبانتان به راه دین دعوت کنید) همین است.
از این روی منفقین و متصدّقین مورد تشویق و نفس عمل مورد تائید پیشوایان دین قرار گرفته است.

* وظیفه همگانی
بر این اساس در نگارش اسلامی، آحاد مسلمین و دولت اسلامی مکلفند با اجرای فرامین شارع مقدس، با پرداخت حقوق واجب و مالیاتهای ثابت و غیر ثابت نظیر خمس و زکات و فیئی و انفاق بخشی از اموال خود در راه خدا به منظور رفع نیاز فقراء و محرومین، در ریشه کن ساختن فقر و محرومیت و برداشتن فواصل طبقاتی و تحقق آرمانهای مشترک و عدالت اجتماعی در جامعه بکوشند.
اسلام تک تک مسلمین را در قبال سرنوشت یکدیگر مسئول میداند و برآوردن نیاز نیازمندان را وظیفه انسانی- اخلاقی همگان اعلام فرموده است که آیات و روایات متعددی بر این فریضه دلالت میکند که در ذیل به برخی از آنها اشاره میشود:
________________________________________
۱-پیام پیامبر/۳۲۸
۲-فتح/۲۹
۳-تحف العقول
________________________________________
در دسته ای از آیات و روایات ضمن تاکید بر پرداخت حقوق واجب الهی، موارد مصرف خمس و زکات نیز معین شده است، نظیر آیات:
واعملوا انّما غنمتم من شئی فانّ الله خمسه و للرّسول و لذی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل(۱)
و بدانید و آگاه باشید که هر چه به شما غنیمت و فایده رسد، خمس آن مخصوص خدا و رسول و خویشان او و یتیمان و فقرا و در راه سفر ماندگان است.
که در این آیه با استفاده از روایات، بخشی از خمس به فقرای بنی هاشم اختصاص یافته است.
از جمله مالیاتهای ثابت یا حقوق واجب دیگر، زکات است که در آیات زی موارد استفاده آن بیان شده است.
انّما الصّدقات للفقراء و المساکین و العالمین علیها و المولفة قلوبهم و فی الرّقاب و الغارمین و فی سبیل الله و ابن السبیل فریضة من الله و الله علیم حکیم.(۲)
مصرف صدقات منحصرا اختصاص به این هشت طایفه دارد : فقرا، نیازمندان، متصدیان اداره صدقات و برای تالیف قلوب و مایل کردن بیگانگان به اسلام و آزادی بندگان و قرض داران

و در راه خدا و در راه ماندگان، این موارد مصرف، حکم خداست بر صدقه و خدا بر تمام مصالح امور خلق آگاه است.
در آیه دیگر می فرماید: و فی اموالهم حق للسّائل و المحروم.(۳)
و در اموال مومنین برای نیازمندان سائل و محرومین حق و سهمی است.
در روایتی از امام صادق (ع) نیز نقل شده که فرمود:
انّ الله تبارک و تعالی اشرک بین الاغنیاء و الفقراء فی الاموال، فلیس ان یصرفوا الی غیر شرکائهم.(۴)
همانا خداوند تبارک و تعالی ثروتمندان و نیازمندان را شریک در اموال قرار داده است پس برای اغنیاء جایز نیست که به سوی غیر شرکایشان رو نمایند.
مبنای چنین شراکتی، مالکیت خدا بر منظومه هستی است که همه پدیدگان، مخل

وق و محاط و مقهور اویند و انسان امانتدار خداست و باید برابر دستور خدا عمل نماید قرآن هم می فرماید:
و آتوهم من مال الله الذّی آتاکم.(۵)
از مال خداوند که به شما عطاء فرموده است به آنان (زیردستان و نیازمندان)بدهید.
________________________________________
۱-انفال/۴۱
۲-توبه/۵۹
۳-ذاریات/۱۹
۴-وسائل الشیعه/ج۶/باب۱۰/ص۱۵۰
۵-نور/۳۳