هنر سفالگری

سفالگری یکی از مهمترین و قدیمی ترین هنرهای دستی بشر بوده که از دیر باز در ایران رونق داشته است. در دوران پيش از تاريخ ظروف سفالين با دست وبدون هيچ وسيله اي ساخته مي‌شده بنابراين داراي برشهاي بي قاعده وبدنه ضخيم بوده است وشيارهاي موجود بر روي بعضي از ظروف اين دوره در شوش وتل باكون نشان مي‌دهد كه ظرف را با دست مرطوب يا با كمك وسيله اي چوبي يا استخواني مالش داده اند. بعدها چرخ سفال توسط ايرانيان اختراع شدابتدا اين چرخ صفحه اي ساده بوده و بتدريج به چرخ بزرگي تبديل شده كه سفالگر با پاهاي خود آنرا به حركت در مي‌آورد – تفاوت آن با چرخ انگليسي در اين بود كه چرخ کوزه گر انگلیسی به وسیله میله بارمو

حرکت مي‌كرد – کوزه گر در جهت مخالف حرکت عقربه ساعت با پای خود چرخ را می گرداند و با دست به مواد خام کوزه گری که گل رس یا خاک رس بود شکلهای خاص که متبلور ذوق و سلیقه نقشی از هنر های ایرانی را در خود داشت، می دادو آثار هنری ارزشمندی ایجاد می گرداندسپس برای ماندگار کردن این آثار آنها را در کوره های پخت ویژه حرارت مي‌داد و در صورت دلخواه با لعاب ویژه ای می پوشاند .

۱- سفال با تزيينات لعابي
۲- سفال با تزيينات غير لعابي
كه البته تزيينات غير لعابي تقريبا” از همان ابتدا كه بشر به ساخت سفال پرداخت پديدار شد وهمچنان ادامه دارد. اما تزيينات لعابي در اواخر دوره قبل از اسلام ايجاد شد ودر دوره بعد از اسلام رواج يافت وبه اوج رسيد و باعث از رونق افتادن تزيينات غير لعابي شد .
تا جايي كه اكثر متون مربوط به سفال درزمينه ساخت وتزيينات لعابي سفال است . و همچنين بيشتر كارهاي هنري نيز مربوط به همين زمينه مي‌باشد .
اين ناآشنا بودن تزيينات غير لعابي مرا بر اين داشت تا تحقيق خود را در اين زمينه انجام دهم .اين در حالي بود كه به دليل فراموش شدگي اين هنر اطلاعت بسيار ناچيزي در دست بود .

پرداخت
• روش داغدار كردن و مهر كشيدن : در اين روش با مهره اي كه جنس آن از سنگ صابون است يا با قطعهاي اشتخوان , ظروفي را كه تازه درست كرده اند ودر حال خشك شدن است پرداخت مي‌كنند .معمولا”ظرف در حالي كه روي چرخ مي‌گردد, بر اثر تماس با مهره داغدار شده , پس از پخته شدن , اثر مهر روي سفال به جاي مي‌ماند وحالت براق وصيقلي پيدا مي‌كند سفالهاي داغدار در سراسر هزاره پنجم ق.م تا دوره اسلامي در تمدنهاي مختلف , بويژه در دوران استفاده از سفال خاكستري , متداول بوده است.
• روش پرداخت و پوشش دادن : اين روش بر طرف كردن هر گونه حشو وزوايد وناهمواري وناهمگوني است كه مهارت ودقت سفالگر در اين مرحله موجب توليد مطلوب مي‌گردد . سابقه اين امر از اثر به جا مانده از انگشتان وابزار مورد استفاده بر روي سفال از هزاره پنجم قبل از ميلاد كه هنوز از چرخ دستي استفاده نشده بود و از روشهاي دستي و فيتيله اي يا سبدي اشتفاده مي‌شد , ديده مي‌شود . از بين بردن تر كها , اصلاح شكل كروي ودايره اي ظرف , نازك , سبك ويكنواخت كردن از اهداف پرداخت نمودن است در دورا ن اسلامي همواره اين روش مورد استفاده سفالگران بوده واين مرحله از سفالگري اهميت زيادي داشته است .
• صيقل دادن: اين روش در واقع نوعي لعاب دادن است كه با داغدار كردن فرق دارد .در دشت خوزستان وفلات مركزي , سيلك, چشمه علي, اسماعيل آباد و قره تپه نمونه هاي از سفال قرمز منقوش يافت شده كه به نحوي با لعاب گلي صيقلي شده وسپس منقوش گرديده است . زيباترين شكل اين لعاب صيقلي در حفريات خوزستان, در قديمي ترين لايه هاي چغا ميش كه به نام سوزيانايعتيق ناميده مي‌شود , ديده شده است و تاريخ آن به اواخر هزاره هفتم واوايل هزاره

ششم ق.م مي‌رسد . در گزارش كاوشگران اين نوع سفال صيقل منقوش خوانده شده است . در دوران پس از سفال نخودي وقرمز منقوش , يعني دوره سفال خاكستري , همچنان روش استفاده از لعاب ودوغاب براي صيقل دادن بين سفالگران رايج بوده است كه زيبا ترين نمونه آن را در سفالهاي خاكستري تپه حصار مي‌توان ديد كه به صورت طرحهاي هندسي ديده مي‌شود . در نقاط ديگر نظير مارليك , خورين, قيطريه, حسنلو, بسطام آذر بايجان و اورارتوئي ساحل درياچه وان نيز نمونه هاي اين سفال به وفور ديده شده است در دوره هاي اسلامي استفاده از لعاب بتدريج

جايگزين اين روش شد .
تزيين
هر گونه فعاليتي كه براي آرايش ظروف سفالي انجام مي‌گيرد تزيين ناميده مي‌شود . براي تزيين روشهاي مختلفي وجود دارد.
• تزيينات نقطه چين وگود : در اين نوع تزيين , نقاط مورد نظر ظروف سفالي را در حالت نيمه خشك با ابزار نوك تيز به صورت نقطه هاي فرو رفته تزيين مي‌كنند. نمونه اين ظروف در كاوشهاي شوش, جعفر آباد, چغاميش وفلات مركزي ديده شده است .
• ترصيع يا نگين نشاندن : ترصيع يعني نشاندن گوهر يا جواهر روي شئ , اين شيوه در دوران باستان قبل از اينكه روي سفال متداول شود روي مجسمه ها- با نشاندن سنگهاي رنگين به جاي چشم وتزينات گردنبند يا دسته شمشيرها وسلاحها – ودردوره هاي بعد روي ظروف وساير وسايل مرسوم بوده است . در دورا ن اسلامي بخصوص ظروف ساده بدونه لعاب را با قطعات لعابي يا خمير شيشه و خرمهره هاي رنگين مرصع مي‌كردند . در دوره ايلخاني عمل مرصع كردن روي سفال رونق بسيار داشته است در عمل ترصيع گاهي اوقات از قبل , محل نشاندن تزيينات را آماده مي‌كردند وگاهي به هنگام خيس بودن سفال , قطعات مورد نظر را مي‌نشاندند و سپس سفال را به كوره مي‌بردند .
• تزيين پوششي يا اسليپ : در اين روش: گل رس را با آب تركيب كرده , به صورت دوغاب در مي‌آورند . پس از خشك شدن ظرف, آن را در ظرف دوغابي فرو برده , يا با پر پرندگان , مثل قلمو , دوغاب را بربدنه ظرف مي‌مالند . گاهي براي تغيير رنگ بدنه ظرف از دوغاب رنگي استفاده مي‌كنند . شيوه ديگري كه با اين تكنيك نزد سفالگران كار برد دارد , شيوه اسگرافيا تو يا خراش دادن و تراشيدن است. سفالي كه قبلا” با لعاب گل پوشش داده اند با شيئ نوك تيز خراش مي‌دهند و سپس به كوره مي‌برند .دراين نوع سفالهاي لعابدار محل خراش داده رابارنگ قلم گيري نموده و سپس لعاب يك رنگ شفاف مي‌دهند تا نقش خراشيده شده زير لعاب خود را نشان دهد .
• تزيينات صيقل كاري : درتزيينات صيقل كاري به نحوي سطح ظروف را با ايجاد نقش داغدار مي‌كنند, طوري كه نقوش زيگزاگ يا شطرنجي بسيار زيباي روي زمينه مات وزبر ظروف برق مي‌زند . اوج اين نوع تزيين روي سفال خاكستري بويژه در هزاره اول قبل از ميلاد است كه نمونه هاي بسيارزيباي آن را روي سفالهاي سياه حسنلو وخاكستري خوروين مي‌توان ديد.

• تزيين برشدار : در اين نوع تزيين, خمير سفال را به وسيله قلمي از ني , يا چوب مي‌خراشيدند. اين نوع تزيين بيشتر اوقات با دست آزاد (بدونه تكيه گاه ) انجام مي‌شده است. براي ترسيم خطوط افقي از چرخ استفاده مي‌كرده اند بدين صورت كه : نوك قلم, در مقابل قطعه سفالي كه در حال چرخيدن بوده, بي حركت قرار مي‌گرفته وخطوط افقي ايجاد مي‌كرده است براي ايجاد خطوط موج دار عمودي , سفال را ثابت نگه داشته وخطوط را از بالا به پايين وبر عكس ترسيم مي‌كرده اند .
نقوش اين نوع تزيين , بيشتر خطوط موازي , افقي يا عمودي , منحني يا موجدار بوده است .

معمولا”خطوط عميفتر در روي سطح , موجب مقاومت كمتر سفال مي‌شده وبه شكستن سفال در محل شيارها مي‌انجاميده است.
نمونه هاي مختلف اين نوع تزيين , در سراسر ايران پراكنده بوده و محصولات مراكز مختلف , تقريبا”به هم شباهت داشته اند.

• تزيينات كنده كاري : اين نوع تزيين نيز مربوط به قبل از خشك شدن سفال است . ظاهرا”آغاز اين اين روش, پس از ساخت ظروف منقوش در عصر مفرغ ودر دوره رواج ظروف سفالي خاكستري رنگ است كه ظروف سفالي از لحاظ تنوع در شكل با ظروف فلزي رقابت مي‌كند . و اين روش كه براي سفالگران باستاني روش شناخته شده اي بود وامروزه نيز مرسوم است , خود ميتواند به نقش كنده خطي و نقش كنده لايه اي تقسيم شود . در روش نقش كنده خطي , نقش كنده به صورت خراش پس از انتقال طرح بر سطح بدنه كه مي‌تواندبه گونه مستقيم يا غير مستقيم –از طريق طرح كاغذي وسوزني كردن خطوط محيطي آن بر بدنه – صورت پذيرد از ابزار نوك تيز كه حالت سوزني

دارد استفاده مي‌شود . بديهياست اين روش نياز به دقت ونيروي زيادي ندارد ضمن آن كه خمير از بدنه سفالي برداشته نمي‌شود . اما در روش نقش كنده لايه اي چون بايد لايه يا لايه هاي از سطح بدنه بر اساس طرح ونقش مورد نظر برداشته شود لذا هم به صرف وقت ودقت زياد نياز است و هم مهارت كافي را مي‌طلبد تا با بهره گيري از ابزاربرش كه بايد داراي تيغه اي تيز وبرنده باشد , بتوان كاري زيبا را به انجام رساند گفتني است در خاتمه كا تزيين , بايد با اسفنج نرم و مرطوب به رفع ناهمواريهاونا يكنواختي هاي حاصل از نقوش كنده شده پرداخت .

در شهرضا وقم براي تزيين بدنه به روش نقش كنده , تمام سطح بدنه را با لايه اي از دوغاب رنگين مي‌پوشانند و سپس با توجه به طرح مورد نظر , قسمت هاي از آن را به وسيله كارد تراش بر مي‌دارند وبه اين طريق , رنگ بدنه اصلي از زير پوشش نمايان مي‌شود وقسمتي از بدنه به دو رنگ مشاهده مي‌شود. سپس با لعاب شفاف يا مات آن را مي‌پوشانند . نقش كنده را زماني كه خمير هنوز نرم بوده , يا بعد از خشك شدن آن انجام مي‌دهند.
نقوش اين تزيين در دوران ابتداي به صورت خطوط نامنظم انجام مي‌شده , طرحهاي هندسي بويژه خطوط مواج يا دايره اي دور ظروف وسپس طرحهاي استيليزه جانوران و نقوش گياهي و اسليمي از جمله نقوش كنده شده است .
اين تزيين از دوران پيش از تاريخ مورد استفاده قرار مي‌گرفته ودر طول هزاره سوم تا دوره اسلامي وپس از آن در دوره اسلامي بويژه در قرن چهارم تا ششم هجري روي ظروف بدونه لعاب رايج بوده است.

• تزيينات افزوده وبرجسته : در اين روش همان طور كه از نامش پيداست قصد آن است كه به شيوه بهره گيري از خمير يا از طريق لايه چيني طرح ونقش بر بدنه خامافزوده مي‌شود لذا يا طرحها و نقوش به صورت تكه هاي از خمير بر بدنه خام چسبانده مي‌شود و يا آن كه بعد از انتقال طرح روي بدنه به تدريج دوغاب غليظ گل به وسيله قلمو بر روي محل مورد نظر گذاشته مي‌شود تا برجستگي مناسب ومورد نظر حاصل شود.

كوزه ها و ظروفي كه داراي اين نوع تزيين هستند , علاوه بر زيباي واستحكام بيشتراز قابليت حمل ونقل سهلتر نيز برخوردارند وبه راحتي مي‌توان آنها را در دست وبازو نگاه داشت . نوع ديگر برجسته كاري , ايجاد موجهاي حلقوي بر بدنه ظرف است, طوري كه برجستگي و فرو رفتگي هاي سطح ظرف بخوبي محسوس است .
افزوده كاري معمولا”مفهوم عامتري دارد وتزيين صرف بودن افزوده كاري زماني است كه نقوش يا نقشهاي كه به صورت قالبي تهيه شده اند بر شانه يا بدنه ظروف چسبانده شود. گاهي اين افزوده كاري ها شامل دسته هاي تزييني , پايه هاي خراطي شده مجزا يا لوله ها يا آبريزهاي است كه قبلا”درست شده وبه ظرف الحاق مي‌شود.

در كل اين روش بيشتر در ظروف سفالين بدونه لعاب به كار مي‌رفته , ولي گاهي در ظروف لعاب دار هم استفاده مي‌شده است .
نوع ديگر تزيين برجسته بدين صورت بود كه : اطراف طرح تزييني را مي‌تراشيدند , در نتيجه قسمتهاي از گل زمينه جدا شده وشكل مورد نظر حالت برجسته به خود مي‌گرفته است.
• تزيينات مهري يا استامپي : در اين روش كه كاربرد آن سابقه ديرينه اي در سفالگري ايران دارد نقوش مورد نظر بر روي مهرهاي كه مي‌تواند از جنس فلز ,سنگ , چوب, سفال ويا لاستيك باشد حك مي‌شود وبا اعمال فشار بر پشت مهر نقش روي بدنه انتقال مي‌يابد
روش تزيين ظروف با مهر يا قالب سابقه طولاني دارد. از زمان پيدايش مهرهاي استوانه اي براي نشان دادن مالكيت يا علائم مشخص ديگر , كاربرد آن روي سفال نيز متداول شده است وسابقه اين امر به هزاره چهارم ق.م مي‌رسد . نمونه هاي نقوش مهري در ايران را در شوش, حصار, سيلك, تل باكون ودر بين النهرين در اروك , جمدت نصر , كيش ولاگاش مي‌توان ديد . موضوع اين مهرها وقايع روزمره زندگي يا نمادهاي مانند نقش بز به صورت قرينه در دو طرف درخت زندگي است . اثر مهر روي سفال وگل بصورت برجسته مشاهده مي‌شود . در دوران تاريخي گذشته, بويژه دوره ساساني , اين روش تزيين بسيار مرسوم بوده است وادامه اين شيوه در دوره اسلامي

, از قرون اوليه تا پايان دوره ايلخاني , روي سفالهاي بدون لعاب وگاه لعابدار ديده شده است .
تكرار نقش ضربي مهرها بر بدنه يك ظرف , صرفا” جنبه تزييني دارد .اوج استفاده از اين تزيين در قالبهاي است كه نقوش مورد نظر به صورت معكوس يا منفي روي آنها حك شده ومربوط به دوره سلجوقي است . در اين دوره تعداد زيادي تنگها وآبخوريهاي قالبي نقش دار با لعاب يكرنگ به رنگهاي لاجوردي , فيروزهاي وشيري در كار گاههاي سفالگري توليد مي‌شود كه توصيف بيشتر ويژگيهاي آنها در بخش معرفي سفالهاي دوره اسلامي خواهد آمد .

• روش قالبي : بهره گيري از ظرفي كه در سطح داخلي آن نقوش به صورت منفي يا مثبت كنده شده است به عنوان قالب وبراي تزيين بدنه خام نيز يكي از روشهاي تزيين است در اين روش يا گل رس مرطوب در داخل قالب فشرده مي‌شود يا بدنه خام گلين داخل قالب قرار مي‌گيرد قالب بسته مي‌شود وبا فشار ملايمي كه بر بدنه وارد مي‌شود نقش بر سطح خارجي بدنه خام انتقال مي‌يابد اين نوع قالبها در گذشته از جنس سفال , سنگ وچوب ساخته مي‌شده وامروزه بيشتر از گچ ساخته مي‌شود و بديهي است كه قالبهاي كه داراي طرح گود بوده اند , تزيين به صورت برجسته نمايان مي‌شده وقالبهاي با طرح برجسته تزيين گود راايجاد مي‌كرده اند .

قالب گيري را مي‌توان به حالتي مخصوص از چاپ تشبيه كرد وبايد توجه داشت كه تزيين به دست آمده بااين روش , در حقيقت نتيجه دو عمل است :
۱- تهيه قالب از گل پخته يا فلز
۲- توليد تكراري اشياء به وسيله آن قالب
قالب وسيله توليد نامحدود و تكراري , با روش دستي بوده است . نمونه هاي در دست است كه سفالگر نام خود را بر آن حكاكي كرده , كه به عقيده بعضي از كارشناسان اين نام كمتر به عنوان امضاء اثر , وبيشتر به عنوان علامت يا نشانه مالكيت به كار برده شده است . بي ترديد كاربرد قالب نيز در طول زمان در شرايط اجتماعي مختلف , تغيير يافته وبتدريج تكامل يافته است .

• روش مشبك : در اين روش بعد از انتقال طرح بر بدنه سفالي , فضاهاي منفي آن با دقت وبا ابزار برش ظريف بريده مي‌شود تا طرح اصلي به صورت شباك و شبكه شبكه نمايان شود .
در واقع اين تزيين با سوراخ كردن يا بريدن قسمتهاي از بدنه سفال ايجاد مي‌شده است . در دوران ابتداي اين روش فقط در ساختن اشياء معين و مشخصي مانند انواع شمعدانها به كار مي‌رفته است كه با عبور نور ازب سوراخهاي آن زيبايي خاصي به وجود مي‌آورده است , وچون وجود سوراخها يا برشها بر بد نه ظروف براي نگهدار ي يا حمل مايعات مناسب نبوده , اين روش طبعا” براي ظروف مصرفي به كار نمي‌رفته است .

در برخي از اين نوع تزيين ها كه سوراخها كوچكتر بوده , در هنگام پخت , لعاب سوراخها را پر مي‌كرده است . نمونه تكامل يافته تر اين نوع تزيين كه نهايت پيشرفت در هنر سفالگري را نشان مي‌دهد , به صورت تنگهاي دو لايه يا توري ساخته مي‌شده است كه لايه مشبك بيروني , سطح ظرف اصلي را مي‌پوشاند و لايه داخلي براي نگهداري مايعات به كار مي‌رفته است . اين نوع ظروف بيشتر در دوران سلجوقي ومغول توليد شده واثاراين دوره حكايتگر پيشينه اين روش از تزيين مشبك در هنر سفالگري وسراميك سازي ايران است. در حال حاظر از اين روش تزيين در شهر ضا, سياهگل وتهران استفاده مي‌شود.