ورزش

مقدمه:
اشاره به موقعيت قابل ملاحظه اي كه ورزش در جوامع كنوني ما بدست آورده امري پيش پاافتاده است. پخش تلويزيوني مسابقات بزرگ، خصوصاً بازي هاي المپيك «جهاني» قوتبال و مسابقات كلاسيك تنيس كه با جلب نظر تماشاچيان بعد جهاني به آن بخشيده و در هر نقطه اي از دنيا قابل مشاهده است، چون در هيچ زمينه ديگري چيزي شبيه آن پيدا نمي شود. نشانه بعد اجتماعي چشمگير پديده ورزش مي باشد. زمين ورزش شايد تنها مركز ثقل انساني به شمار مي رود. همانطوري كه ورزش كردن هم روز به روز در حال توسعه مي باشد.

با اين حال در ازاي چنين ذوق و شوق عمومي به نظر مي رسد كه مطالعه علمي ورزش فوق العاده به تأخير افتاده است. اين امر هم درباره ورزش صدق مي كند و هم در مورد بازي. بازي مدتهاي مديدي به عنوان تفريح و سرگرمي بي هدف و بي معني تلقي مي گرديد.

جامعه به چشم بدگماني و بي اعتمادي به آن مي نگريست زيرا نوعي فعاليت و كار غير توليدي و بي ثمر به شمار مي رفت. مطالعه و بررسي برخي بازيهاي گروهي، يعني بازيهاييي كه تصادف و شانس در آن دخالت دارند، يعني بازيهاي ديگر با موانع مذهبي برخورد كرده مي كرد. زيرا چنين تصور مي شد كه بخت و اقبال تابع قوانين الهي نيست و لذا مطالعه علمي در اين قسمت با تأخير انجام شد تا وقتي كه تحقيقات پاسكال انجام گرفت و نامه هايي كه او با فرما مبادله كرد منتشر شد. كه نتيجه اين چنين تحقيقاتي نياز به تذكر ندارد. مطالعه علمي ورزش هم با موانعي برخورد مي كند كه مطالعه بازي با آن مواجه بوده است. حتي مي توان گفت كه موانع ديگري هم بر آن

افزوده شده است. مسئولان ورزشي تا مدتهاي مديد به اين نوع مطالعه و تحقيق روي خوش نشان نمي دادند و هدفشان قبل از هر چيزي اين بود كه به عنوان مردان عمل مردان زمين ورزش معرفي شوند. مربيان ورزشي هم تا قبل از اينكه بعضي از آنان براي كمك به طرف اهل علم برگردند سكوت برگزيدند. بعد از جنگ جهاني دوم مسأله اعتلاي درجه مهارت و مربي گري عقاليي تري داشته باشند. فيزيولوژيست ها اولين كساني بودند كه توانستند به درخواست مربيان جواب مثبت دهند. پيشرفت نسبي بيولوژي ورزشي نشانه اي از اين امر است زيرا با توجه به خطرناك بودن فعاليت هاي ورزشزي پزشكان خيلي زود در زمين هاي ورزشي حضور پيدا كردند. مشاهداتي كه پزشكان مذكور بعمل آوردند اساس رشته اي عملي را پايه ريزي كرد كه در حال حاضر مي تواند توصيه هاي مقتضي و مناسبي در اختيار مربيان روزشي قرار دهد.

ولي اخيراً مربيان ورزشي متوجه شده اند كه مهارت ورزشي در عين حال به عوامل مختلف رواني نيز بستگي دارد. در نتيجه سعي مي كنند به تجزيه و تحليل هاي شخصي دست بزنند كه مبتني بر استنباط خودشان مي باشد. ولي بعضي از مربيان معتقدند كه در اين زمينه متخصصين بهتر مي توانند به آنها كمك كنند.
در كشورهاي خارجي خصوصاً در ممالكي كه علاقه دارند ورزشكان برگزيده اي كه به مسابقات بين المللي مي فرستند در صف اول ورزش بين الملل قرار گيرند خيلي وقت است كه روان شناسي ورزش ريشه گرفته و جا افتاده است.

به اين ترتيب، اين رشته جديد به عنوان رشته اي مستقل از علوم علمي شناخته شده است. كنگره هاي جهاني و قاره اي كه متخصصين امر نتايج تحقيقات و مطالعات خود را در آنجا ارائه مي دهند، نه تنها يكي بعد از ديگري تشكيل مي شود بلكه هيأت علمي مخصوص ورزش نيز در حال شكل گيري است.
اين كتاب، به تاريخچه روان شناسي ورزش، اهداف آن، و زبده نتايج بدست آمد در اي رشته مي پردازد.
ريموند توماس

فصل اول
تاريخچه و پيدايش روان شناسي ورزش
وقتي مؤلفي بخواهد تاريخچه يكي از علوم را دوباره مطرح كند، ممكن است ريشه هاي مطالعه آن علم را در نزد فلاسفه يونان پيدا كند. ولي بايد قبول كرد كه در اين صورت خيلي دير ميتوان به نتيجه رسيد. در واقع لازم است مشخص شود كه محدود كردن ميدان مطالعه اي كه فرضيه هايي در آن باره مطرح شده يا مشاهدات و تجارب سيستماتيكي در آن مورد ساخته و پرداخته شده است، در موضوع و مطلب مورد نظر چه تأثيري مي تواند داشته باشد.

اگر چه ارسطو به مطالعه حيات روح پرداخته است، با اين حال روان شناسي علمي فقط از قرن نوزدهم آغاز شده و روان شناسي ورزش كه يكي از موارد استعمال خاص آن را تشكيل مي دهد، نمي تواند از سابقه بيشتري برخوردار باشد. هر چند كه فلاسفه يونان از بحث دربازه بازي هايي كه در المپ، دلف يا كورنت جريان داشت، غافل نبوده اند.

در نظر داشته باشيم كه مي توان ملاحظه كرد كه مطالعات اوليه بعضي رشته هاي روان شناسي با مطالعات روان شناسي ورزش همزما و منطبق است. به اين ترتيب، متخصصين امر درباره تثبيت اساس روان شناسي اجتماعي تجربي در سال ۱۸۹۸ با تحقيقات نورمان تريپلت آمريكايي متفق القول هستند. وي در اين دوره به مطالعه اي مي پرداخته كه به تأثير حضور تماشاچي در نتيجه مسابقه يك فرد مربوط مي شود. تريپلت بعد از مشاهده آماده سازي دوچرخه سواران و بعد از اينكه متوجه شد زمان لازم براي طي همان فاصله برحسب حضور يا عدم حضور ساير شركت

كنندگان و مربي فرق مي كند آيا حضور افراد يك تيم معين بعنوان رقيب بدون آنكه وجود مسابقه مطرح باشد اثري در نتيجه مسابقه مي گذارد؟ اين اولين علم است (از جمله رفاه اجتماعي) كه تأثير مشاركت در عمل و حضور همزمان ديگران با توجه به آن مورد مطالعه قرار گرفته مي توان در تاريخ روان شناسي ورزش ثبت كرد. ولي در واقع بهتر است در نظر گرفته شود كه اين رشته موقعي بوجود مي آيد كه محققي دقيقاً قسمت ورزشي مورد نظرش باشد و تصميم بگيرد روش ها و ابزار كار روان شناسي را در آن بكار مي برد.
در دوران جديد، تحقيقات رواني يا تربيتي درباره ورزش بدون شك فراموش نشده است. از جمله، كوبرتن، احيا كننده بازيهاي المپيك در تمرينات تربيت بدني رقابت آميز شاهد نوعي تأثير رواني و تربيتي بوده است. مقاله اي كه در اين باب نوشته سرشار از تأئيدات كلي است بدون انگيزه هاي دقيق فعلي و به صورتي كه در بعضي از آثار امروزي هم نمونه اش به چشم مي خورد. وي در كتاب تعليم و تربيت ورزشي چنين مي نويسد:
«بزرگترين خدمتي كه ورزشي مي تواند به جوانان بكند عبارت است از بي خبري بلكه در بي تفاوتي نسبت به آنچه كه بيداري نوعي احساس زودرس را تهديد مي كند». وي معتقد است كه: «تفكر و قضاوت كه در صورت تمرين ثمر بخش ترند، نمي توانند از اين نكته غافل باشند كه نه تنها فرد ورزشي هر لحظه براي ارزيابي و مسابقه و مقايسه فراخوانده مي شود، بلكه اين عمليات بايد در وجود او با سرعت هر چه تمامتر انجام شود. زيرا سرعت تصميم گيري تقريباً هميشه اساس حركت ورزشي به حساب مي آيد».
اگر اين چند نقل قولي كه اشاره كرديم نشانه جنبه دوگماتيك ادعاي كوبرتن مي باشد، ضرورت زمينه رواني كار ورزشي را چندان بي اهميت تلقي نمي كند.

همانطوري كه در مقدمه كوتاه اشاره شد، پزشكان، پيشروان علمي قلمرو ورزشي بوده اند. خيلي منطقي بود كه اين گروه ضمن مطالعه بيولوژيك قهرمان به جنبه رواني او هم علاقمند شود. اولين كنگره جهاني در رابطه نقش ورزش در اجتماع در سال ۱۹۶۵، در رم به همت همين پزشكان تشكيل شد.
مسئولين انستيتوهاي تربيت بدني به منظور تأمين دروس تعليم و تربيت روان شناسي اغلب از فلاسفه استمداد كرده اند. اين امر نشان مي دهد كه فلاسفه پرچمدار روان شناسي ورزش بوده اند.

معلمين تربيت بدني با توجه به شغل و حرفه خود مجبورند به مسائل رواني كه فعاليت ورزشي مطرح مي كند توجه داشته باشند. ممالكي كه داراي دوره مخصوص ديپلم دانشگاهي تربيت بدني مي باشند. از جمله آمريكا به ناچار در پي ريزي نقش ورزش درجامعه شريك و سهيم مي باشند.
ولي اگر پزشكان، فلاسفه و معلمين تربيت بدني خيلي زود به كاربرد قلمرو روان شناسي در ورزش علاقه مند شدند، با اين حال كسي كه به عنوان بنيانگذار نقش ورزش در ممالك معروف شده يكي از متخصصين اين رشته يعني كولمن گرفيت مي باشد.
گريفيت متولد سال ۱۸۹۳، موفق شده درجه دكتراي خود را در سال ۱۹۲۰ از دانشگاه ايلينويز اخذ كند. وي كه به مطالعه علمي ورزش عشق مي ورزيد، با مطالعه كار مربيان و خصوصاً مربيان فوتبال بسكتبال آمريكايي شروع كرد. وقتي به رياست «آزمايشگاه تحقيقاتي ورزش» كه به خاطر وي ايجاد شده بود منصوب شد مقالات فراواني خصوصاً در «آتلتيك حورنال» نوشت. ولي در عين حال به چاپ و انتشار يادداشت مربوط به تحقيقات خود در مجلات علوم تربيتي و روان شناسي پرداخت.

وي سه بخش از مطالعات خود، يعني امكانات رواني- حركتي آموزش و مقدار كمي نيز به عوامل مؤثر درشخصيت علاقه مند شد. به خاطر ضرورت كار و تحقيقاتش تست و وسايل مخصوصي از قبيل «تست هاي بسبال» يا «دستگاه زمان واكنش بار عضلاني» را درست كرد.
گريفت خصوصاً به عنوان مؤلف دو كتاب روان شناسي ورزش يكي به نام «روانشناسي داوري» كه در سال ۱۹۲۶ چاپ شد و ديگري به نام «روان شناسي و پهلواني» كه دو سال بعد چاپ و انتشار داده معروف است. وي همچنين كتابهايي در روان شناسي عمومي نوشته است. از قبيل: مقدمه

اي بر روان شناسي عمومي، ۱۹۲۸ تربيتي، ۱۹۳۵ روان شناسي كاربردي در آموزش و يادگيري، ۱۹۳۹ و روزش به علت فقدان بودجه در سال ۱۹۳۲ تعطيلشد. بعد گريفيت به تدريس روان شناسي تربيتي پرداخت ولي به كار تحققاتي خود در محيط ورزشي تا مرگ خود، در سال۱۹۶۶، ادامه داد.
بعد از سال ۱۹۳۰ تحقيقات مربوط به وجود ورزش در جامعه سراسر جهان توسعه يافت. چند مجله مخصوص علوم عملي كه داراي كاربرد ورزشي بودند، از جمله مجله Research Quarterly ، به توسعه و گسترش موارد استعمال تحرك و ورزش كمك كردند.
در مرحله اولي كه به دوره قبل از جنگ جهاني دوم جهاني مربوط مي شود بحث رواني ورزش، در انستيتو هاي تربيت بدني مثلاً در فرانسه در IRCPS ها صورت گرفت و متخصصين امر خصوصاً به تأثير تمرينات بدني در انسان علاقه مند شدند.

بعد از جنگ جهاني دوم تحقيقات مربوط به روان شناسي ورزش در دانشگاهها و مراكز ورزشي انجام شده است. بيشتر اين تحقيقات در مرحله اول به روان شناسي تربيت بدني و در مرحله دوم به روانشناسي ورزش مربوط بود. اين وضع دقيقاً در مورد ممالك اروپايي صدق مي كند.
جنگ جهاني دوم متخاصمين را به تحقيقات عميق و كارهاي جدي مطالعاتي وادار كرد. در حالي كه مساعي انتخاب افراد نظامي در جنگ جهاني اول به تست هاي فيزيولوژيك مربوط بود در جنگ

جهان دوم مطالعات و تحقيقات مربوط به پرسنل نظامي به طرف چگونگي ورزش سوق داده شد. به عنوان مثال: خوانندگان محترم خود از اهميت كارها و تحقيقاتي كه در اين دوره به وسيله متخصصين آمريكايي در روان شناسي اجتماعي صورت گرفته است آگاه مي باشند. آنچه مربوط به زمينه مورد نظر ما است تحقيقات عبرت انگيز و نمونه روان شناسي امريكايي ادوين فلايشمن است. فلايشومن از طرف ارتش آمريكا مأمور شد خلبانان هواپيما را انتخاب كند. وي وسايل و ابزاري ساخت و تست هاي مخصوصي درست كرد و به مطالعه نظري مهمي پرداخت كه سبب شناخت مهارت ها و استعداهاي افراد مي گردد. به نظر وي مهارت افراد شامل صلاحيت آنان در انجام كارهاي ويژه و استعداد افراد شامل خصوصياتي كلي تر و عمومي تري است كه به توارث بستگي دارد و معرف نوعي ثبات فرد در دوره اي است كه كم كم به مرحله بلوغ نزديك تر مي شود.
در سراسر جهان تحقيق و بررسي پيرامون ورزش سازمان يافته و تعداد افراد افراد متخصص در اين رشته هم در حال افزايش مي باشد. اولين كنگره جهاني در اين رابطه همانطوري كه قبلاً اشاره شد در سال ۱۹۶۵ به ابتكار پزشكان و خصوصاً فدراسيون ايتاليايي «پزشكي ورزشي» تشكيل

شد. در جريان اين كنگره «انجمن بين المللي » تشكيل و تأسيس يافت و يك روان پزشك ايتاليايي به نام دكتر فروچيو به رياست آن انتخاب شد. كنگره دوم در سال ۱۹۶۸ در واشينگتن تشكيل گرديد. دراين كنگره ۳۱ كشور شركت كرد. مطالب و موضوعات فراواني از جمله پرخاشگري در زمينه ورزشي شخصيت قهرمان آموزش حركتي، آموزش و حركتي و روابط بين ورزش و بازي مطرح و مورد بحث قرار گرفت. ككنگره سوم در سال ۱۹۷۳ در مادريد كنگره چهارم در سال ۱۹۷۷ در پراگ و

كنگره پنجم درسال ۱۹۸۱ در اوتاوا تشكيل شد. از كنگره مادريد به بعد كنگره هاي ورزشي يك سال بعد از بازي هاي المپيك تشكيل مي شود. در سال ۱۹۶۸ رياست انجمن بين المللي روان شناسي ورزش به عهده ميروسلاوانك واگذار شد كه هنوز هم در همين پست انجام وظيفه مي كند و رياست آن را به عهده دارد.
در سطح اروپايي انجمن در سال ۱۹۶۹ تأسيس شده و به نم FEPSAC معروف است. هدف اين انجمن كه به رياست گيگو شلينگ سويسي اداره مي شود. شركت در ارتقاي سطح علوم ورزشي و تربيت بدني و خصوصاً روان شناسي ورزش به منظور كمك به شكوفايي انسان و بهبود موفقيت ها و پيشرفت هاي اوست. در حدود ۲۰ كشور از جمله فرانسه، به عضويت اين انجمن پذيرفته شده اند.
جنبه هاي رواني- اجتماعي
نقش ورزش در جامعه كه به مطالعه تأثير جامعه در فرد و روابط موجود بين افراد و اعض اين جامعه مي پردازد. نمي تواند نسبت به ورزش بي علاقه باشد حداقل به اين ترتيب كه رقابت و چشم همچشمي از ميدان تحليل اين علم ناشي مي شود. وانگهي همانطوري كه در فصل مربوط به تاريخچه اشاره كرديم اساس روان شناسي اجتماعي تجربي در يكي از مطالعات نورمن تريپلت متأثر از يك وضعيت ورزشي قرار دارد.

تعداي از نتايج به دست آمده در روان شناسي اجتماعي اساسي براي مسئولين و فعالان محيط ورزشي قواعد عملي فراهم مي كند. ولي از طرف ديگر تحقيقات ويژه اي به وسيله محققيني از قبيل راينرمارتنز يا آلبرت كارون كه در روان شناسي اجتماعي مورد استفاده در ورزش تخصص گرفته اند يا به وسيله كسان ديگري از قبيل ژرارد كنيون يا جان لوي كه ضمن مطالعه جنبه هاي رواني- اجتماعي كشيده اند، در آمريكا انجام شده است.

زمينه و قلمرو روان شناسي اجتماعي كه كاربرد ورزشي دارد شامل مطالب مختلفي چون فرايند اجتماعي شدن و رابطه آن با طبقات اجتماعي محيط خانوادگي، مذهب، انگيزه ها و رفتارها، پديده هاي گروههاي كوچك مطالعه و بررسي تيم همبستگي، رهبري و فرايند تأثير اجتماعي و آثار همكاري و هماهنگي، پرخاشگري و تهاجم تأثير وسايل ارتباط جمعي و بالاخره تناقضات تئوري هاي خاص نسبت به رشته هاي ورزشي خصوصاً تئوري مشاركت و همكاري تئوري بازي ها مي باشد.
۱-آثار اجتماعي شدن
اجتماعي شدن يك فرد شامل يادگيري قواعد اصول و عادات و حتي بيشتر از آنها جذب فرهنگ يعني ارزشها رفتارها و سنن به صورتي است كه هر كسي كاملاً احساس ميكند رفتارهايي كه جامعه بر او القا كرده است امري عادي و طبيعي مي باشد.
ورزش جنبه مهم فرهنگ ما به شمار مي رود و همطراز يكي از ارزش هاي اساسي جامعه صنعتي ما يعني مسابقه و رقابت مي باشد.

به عقيده راجر كايوا تمدن فقط در سايه برتري و ارزش والاي «قهرماني » يعني بازي رقابت آميز مسابقه اي است كه سرچشمه ديگر همانطوري كه در فصل مربوط به شخصيت اشاره شد به عقيده ژرژهربرت ميد ورزش در فرايند اجتماعي رشد نقش مهمي دارد. ولي اگر ورزش امكان نيل به آنچه را كه ميد «همنوع مطلق» مي نامند فراهم مي كند ميتوان درباره تأثير مستقيم و قابل توجه آن در شخصيت رفتار و كردار فرد سؤال كرد. اين مطلب قبلاً در فصل دوم مورد مطالعه و بررسي قرار گرفته است. با اينحال جا دارد به مطالعه اي كه استونسون انجام داده و طي آن دقيقاً درباره آثار و نتايج اجتماعي شدن سؤال مي كند اشاره شود. به عقيده وي آثار اجتماعي شدن بسيار ضعيف و ناچيز مي باشد.

در باره آثار عيني در فرد محققين به مطالعه ادراك نقش ورزش در اجتماعي شدن فرد نيز پرداخته اند. اين موضوع تحقيق از روان شناسي اجتماعي ناشي مي شود. افكار عمومي اغلب، محاسن زيادي براي فعاليت ورزشي قائلند و اين امر بانوعي ادبيات برخوردار از جنبه اخلاقي معرفي و بيان شده كه هنوز هم در حال پيشرفت و ترقي است. در آمريكا دو پژوهشگر به نام هاي اسپرايتزرواسنيدر به منظور تجسم تصوير آثار ورزش در اجتماعي شدن فرد به مطالعه پرداخته اند. افكار عمومي اساساً دو وظيفه براي فعاليت ورزشي قائلند بنا به همين افكار عمومي از يك طرف شهروند خوب بودن اطاعت از قوانين احترام به اصول و اولياي امور را ياد مي دهد. حس تسط بر نفس و ميهن پرستي را در وجود انسان تقويت مي كند. از اين ديدگاه ورزش عاملي براي جذب شدن در جامعه تلقي مي شود. از طرف ديگر ورزش عاملي براي جذب شدن در جامعه تلقي مي شود. از طرف ديگر ورزش امكان فرو نشستن تنش هايي را كه فرد در سايه استرس هاي حاصله از زندگي مدرن احساس مي كند فراهم مي نمايد. از اين ديدگاه ورزش به عنوان عامل تعادل شخصيت در نظر گرفته شده است.

۲-تأثير عوامل اجتماعي شدن در فعاليت ورزشي
انتخاب نوع فعاليت ورزشي و حتي انتخاب يك رشته ورزشي خاص تحت تأثير عوامل اجتماعي شدن قرار مي گيرد. در بين اين عوامل خانواده نقش مهمي ايفا مي كند. تشكل و منظومه خانوادگي و جو حاكم بر آن عناصر مهمي در رشد و تعادل كودك به شمار مي روند. همين عوامل مراتب علاقمندي كودك را نسبت به ورزش تحت تأثير قرار ميدهد.