وضعیت کشاورزی در ایران

وضعيت كشاورزي در ايران
براي اطلاع از وضعيت و موقعيت كشاورزي كشورمان بد نيست بدانيم كه ايران با وسعت ۱۶۴ ميليون هكتار در عرض جغرافيايي ۲۵ تا ۴۰ درجه عرض شمالي واقع است . بر اساس آخرين سرشماري كه در سال ۱۳۶۵ شمسي انجام شده جمعيت ايران حدود ۵۰ ميليون نفر بوده كه ۵/۴۵ درصد آنرا جمعيت روستايي تشكيل مي داده از حدود ۱۱ ميليون نفر جمعيت شاغل كشور ۱/۲۹ درصد در بخش كشاورزي ، ۵/۲۵ درصد در بخش صنعت و ۴/۴۵ درصد در بخش خدمات مشغول بوده اند .

وجود دريا در سواحل جنوب و شمال ، دوري نواحي مركزي آن از دريا ، نزديكي به دشتهاي وسيع آسيا ، وجود كوههاي مرتفع در اطراف و داخل آن ، كشور ما را به صورت يكي از ممالك نادر جهان در آورده است ، كه در آن مي توان انواع آب و هوا را مشاهده كرد .
تنوع در درجه حرارت در نواحي مختلف آن زياد و از منهاي ۳۰ تا باضافه ۵۰ درجه سانتيگراد است . ارتفاع از سطح دريا نيز گوناگوني بسيار دارد ، داراي نواحي پست كه ارتفاع آنها ۲۸ متر پايين تر از سطح اقيانوسهاست تا مناطقي كه ۵۶۰۰ متر از سطح دريا ارتفاع دارند.
ميزان بارندگي كشور بسته به ناحيه از ۱۰ تا۲۰۰۰ ميليمتر تغيير مي نمايد . اين عوامل

 

گوناگون زمينه مساعدي را براي توليد محصولات مختلف كشاورزي در كشورمان فراهم مي سازند.
از نظر اطلاع از وضع آب و هواي ايران نيز بد نيست اشاره شود كه در كشور ما سه نوع آب و هواي متمايز ديده مي شود :
۱٫ استانهاي شمالي و ساحلي درياي خزر كه داراي آب و هواي مرطوب است ( سب تروپيك

Subtropique ) بوده و ريزش هاي جوي آن به حدود ۱۰۰۰ ميلي متر در سال مي رسند . بهترين جنگلهاي ايران و اراضي حاصلخيز و مراتع سرسبز در اين منطقه قرار دارند .
۲٫ منطقه فلات و استانهاي شمال شرقي ، شمال غربي ، مشرق و مركز ايران كه داراي آب و هواي معتدل معروف به كنتينتال ( Continental ) است كه در زمستان سرد و در تابستان گرم مي باشد . ريزش هاي جوي در اين منطقه به طور متوسط حدود ۲۵۰ تا ۵۰۰ ميلي متر در سال است و قسمت مهمي از جنگلهاي خاص مناطق خشك كه درختان به فواصل زياد و متفرق و بيشتر به صورت درختچه ها و بوته هاست ، در اين منطقه قرار دارد و قسمت زيادي از آنرا بيابانها و كوههاي سنگي خشك اشغال كرده و تنوع محصولات را در اين منطقه به نسبت ارتفاع كوهها و دوري يا نزديكي به استوا بسيار زياد و هر كجا آبي يافت شود زراعت و محصولات متنوعي موجود است .
۳٫ منطقه گرمسيري كه در مغرب ايران آنجا كه دامنه جبال بزرگ به طرف دشتهاي عراق سرازير مي شود ، شروع شده و به استان خوزستان كه دشت وسيع و مسطحي را در ساحل خليج فارس تشكيل مي دهد ، ادامه دارد و تقريباً تمام استان سيستان و بلوچستان و استانهاي جنوب و جنوب شرقي كشور را نيز در بر مي گيرد . اين منطقه داراي هواي گرم و ريزشهاي جوي آن حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ ميلي متر در سال است . زراعت ديم غلات از اواخر پاييز شروع شده و در اواسط بهار برداشت مي شود و در ساير فصول زراعت آبي معمول است و كليه محصولات گرمسيري ايران مانند خرما و غيره … از اين منطقه به دست مي آيد .

پيدايش خاك زراعي
به طوري كه گفته شد خاك زراعتي از متلاشي شدن سنگها و بقاياي موجودات زنده تشكيل شده است و به علت تغييراتي كه موجودات زنده در آن مي دهند و همچنين به علت جابجا شدن و شسته شدن بعضي از مواد آن از لحاظ جنس و خاصيت فيزيكي با سنگهاي اصلي كه آنرا تشكيل داده اند تفاوت زيادي دارد . نحوه تشكيل خاك را فرآيند خاك زايي يا پدوژنز ( Pedogenesis ) م

ي نامند و به طور كلي در اثر اين فرآيند دو نوع خاك به وجود مي آيد . يكي خاكهاي ثابت و ديگري خاكهاي انتقالي . خاكهاي ثابت آندسته از خاكها هستند كه در محل فعلي خود از تجزيه سنگهاي مادري ايجاد شده اند در حالي كه خاكهاي انتقالي بوسيله عواملي نظير آب ، باد و غيره ۰۰۰ به محل فعلي خود انتقال يافته اند . در هر دو مورد تشكيل خاك مستلزم عمل دراز مدت پاره اي  گويند كه كليه فرآيندهاي پدوژنيكي را كه در طي تكامل خصوصيات خاك ايجاد شده نشان مي دهد .
عواملي كه در تجزيه خاكهاي زراعتي و تجزيه سنگها جهت تشكيل اين خاكها دخالت دارند به گروه عوامل فيزيكي و مكانيكي ، عوامل شيميايي و عوامل بيولوژيكي يا موجودات زنده تقسيم ميشوند .
الف ـ عوامل فيزيكي و مكانيكي : اين عوامل عبارتند از :
۱٫ حرارت : تغير حرارت در شبانه روز مخصوصاً در نواحي خشك كه تغيير آن زياد است در تشكيل خاك زراعتي و تجزيه سنگها اثر مهمي دارد . در اين نواحي تفاوت زياد بين حرارت روز و شب انقباض و انبساط در احجار بوجود آورده و آنها را خرد مي كند . در صحراهاي بزرگ آسيا و آفريقا خاك به اين ترتيب ايجاد شده است .
۲٫ وزش باد : وزش باد هر روز مقدار زيادي از ذرات خرد شده سنگها را به نقاط دور حمل مي كند و خاك زراعتي را تشكيل مي دهد ، به طور متوسط در هر متر مكعب هوا در موقع وزش باد ۶ تا ۷ ميلي گرم خاك يافت مي شود .
۳٫ يخبندان : در نقاط معتدل يخبندان مهمترين وسيله تجزيه سنگهاست . آبي كه در شكاف سنگها فرو مي رود و در موقع شب در اثر برودت يخ بسته و منبسط مي شود و آنها را مي تركاند و خرد مي كند .
۴٫ باران : ذرات و قطعات متلاشي شده سنگها كه در اثر يخبندان و غيره به قطعات كوچك تقسيم شده و با آب باران كه در روي زمين جاري مي شود و به حركت درآمده و به جلگه ها نقل مكان مي كند و هنگاميكه جريان و سرعت آب به تدريج كم ميشود اول ذرات نسبتاً بزرگ و آنگاه كوچكتر روي اراضي رسوب مي كند و بدين ترتيب خاك زراعتي را تشكيل مي دهد .
۵٫ يخچالهاي طبيعي : يخچالهاي طبيعي در حركت بطئي خود در زمانهاي قديم نقش مهمي در متلاشي كردن و تخريب و نقل و انتقال سنگها داشته اند .
۶٫ دريا : حركت امواج دريا در برخورد با سنگهاي كرانه باعث خرد و متلاشي شدن آنها و تبديل آنها به ريگ و ماسه و خاك مي شود .
ب ) عوامل شيميايي : اين عوامل عبارتند از انحلال و اكسيداسيون كه در اثر آب و هوا انجام م

يگيرد .
۱٫ آب : آب خالص به يونهاي H+ و OH- يونيزه و خود به خصوص در درجه حرارت زياد سنگهاي مختلف به خصوص سيليكات ها را تجزيه مي كند و ئيدراتهاي قليايي پتاس و سديم و منيزيم و كلوئيدهاي آلومين و هيدروكسيد آهن را تشكيل مي دهد ، همانگونه كه فلد سپات يا سيليكا

ت مضائف آلومينيوم و پتاسيم در مجاورت آب توليد مقداري KOH مي نمايد . آب اندريد كربنيك دار بر روي سنگهاي قليايي و آهكي اثر نموده و آنها را به كربناتهاي محلول درآب تبديل و به جاي ديگر حمل مي نمايد .
۲٫ هوا : هوا نيز در تجزيه بعضي سنگها دخالت دارد ، اندريد كربنيك و اكسيژن موجود در هوا روي سنگهاي قليايي و سنگهايي كه به طور ناقص اكسيده شده اند تاثير مي نمايد . به عنوان نمونه سنگهاي سيليس دار در هوا از هم گسيخته شده ، توليد رس و شن مي كنند و سنگهاي آلومينيوم دار در نتيجه اكسيداسيون توليد خاك رس مي نمايد . به علاوه اكسيژن موجود درهوا در اكسيداسيون مواد آلي بوسيله ميكربها دخالت زياد دارد .
ج ) موجودات زنده : موجودات زنده ذره بيني نظير باكتريها و قارچها علاوه بر اينكه موجب حيات خاك مي شوند بواسطه ترشح موادي سنگها را تجزيه مي كنند . چنانچه باكتريها بي هوازي با جذب اكسيژن موجود در سنگها آنها را تجزيه و قابل حل و جذب مي نمايند .
نباتات پست از قبيل گلسنگها يا Lichens كه از تركيب خزه و قارچ بوجود آمده و خزه ها و جلبگها كه در روي سنگها زندگي مي كنند در دوره زندگي مقداري مواد غذايي از سنگها ميگيرند كه پس از مرگ خاك مي شود .
حشرات و كرمها و بند پايان ، خزندگان و جوندگان و لاشه جانوران و غيره در تشكيل خاك زراعتي دخالت داشته و به علاوه باعث جابجايي و تهويه و افزايش مواد آلي خاك مي شوند . (منبع ۳ )

اهميت خاك از نظر كشاورزي
خاك جايگاه رشد و نمو و زيست نباتات است و اگر بين خاك و گياه روابط موافق و هم آهنگي كامل وجود داشته باشد در شرائط مساعد عملكرد به اندازه اي زياد خواهد شد كه در اندك زماني گياهان دنيا را فراهم مي گيرند و اگر بين اين دو هيچگونه روابط موافق و هماهنگي نباشد اصولاً گياهي نمي تواند رشد كند و به ثمر رسد . عملكرد كم و بيش كه از يك گياه كاشته شده در شرايط معمولي به دست مي آيد نشان دهنده يك هماهنگي بين گياه و خاك است . پس منظور از مطالعه روابط خاك با گياه تعيين درجه اين هماهنگي است تا پس از شناسايي در ازدياد آن بكوشيم و عملكرد زراعت را بالا ببريم .
تشكيل خاك و ساختمان آن و تعيين روابط آب و خاك به روشن شدن موضوع هايي كه در روابط خاك با گياه بحث مي شود كمك مي نمايد و اهميت آن بيشتر از لحاظ تامين استفاده هاي عملي است ، زيرا تغييرات تجزيه هاي فيزيكي و مكانيكي و شيميايي خاك و نتيجه گرفتن از آنها براي تعيين و تشخيص انواع مختلف خاك و تطبيق اين مشخصات و خواص با تقاضاي گياه مزروعي و مطالعه

سازش آنها با انواع خاكها همه براي تعيين تناسب و توازن روابط خاك و گياه است تا مثلاً اگر مواد غذايي موجود در خاك كمتر از مقداري باشد كه گياه تقاضا دارد معلوم شود آن كسري چه ميزان بوده و با چه نوع و چه مقدار كودي مي توان كمبود را جبران كرد و يا مثلاً در صورتيكه گياهي با خاك بخصوصي سازش ندارد معلوم شود چه عواملي باعث آن شده و چگونه مي توان با در نظر گرفتن صرفه اين اشكالات را مرتفع نمود . بايد توجه داشت كه خاك براي بشر مهمترين منبع غذايي اس

ت چون گياه را توليد مي كند و غذا و مسكن و پوشاك را مي سازد . خاك يكي از منابع طبيعي بسيار مهم براي زندگي و بقاء انسان و حيوان به شمار مي آيد و به جز هوا و تابش خورشيد آنچه را كه در اختيار بشر است از خاك حاصل مي شود . (منيع ۳)

 

طبقات خاك از نظر كشاورزي
خاك از دو جزء زنده و غير زنده تشكيل شده است كه از طريق تبادل انرژي و مواد شيميايي با يكديگر در ارتباط مي باشند . در ايران كشاورز فقط به طبقه سطحي خاك اهميت مي دهد ولي براي شناسايي زمين از نظر كشاورزي و تشخيص اينكه چگونه مي توان ميزان حاصلخيزي خاك را افزايش داد طبقه زيري خاك نيز اهميت زيادي دارد ، بنابراين دو طبقه پيدا مي شود اولي قسمتي است كه ادوات كشاورزي مانند گاو آهن و ديسك و هرس و ماله و ساير ابزارهايي كه در شخم زدن معمول است آن را زيرو رو مي كند و ريشه گياه در اين طبقه از مواد غذايي زمين استفاده مي كند و كودي كه به زمين داده مي شود در اين قسمت با خاك مخلوط مي شود و به مصرف مي رسد ، اين قشر ار خاك مزروعي مي نامند .
قسمت زيرين اين طبقه كه معمولاً بوسيله ابزار هاي كشاورزي زير و رو نمي شود و ريشه گياه درآن كمتر فرو مي رود و كود و خاشاك نيز تا آن عمق نفوذ نمي كند طبقه زيري يا تحت الارض يا خاك بكر ناميده مي شود .معمولاً رنگ خاك مزروعي با خاك بكر زير آن تا اندازه اي تفاوت دارد و خاك زراعتي نسبتاً تيره تر است و علت آن نيز وجود هوموس و مواد آلي در خاك مزروعي است . (منيع ۳ )

 

خاك سطح الارض يا خاك مزروعي
لايه اي از سطح زمين كه قادر به حمايت از گياه بوده و در نتيجه گياه بتواند درآن رشد و نمو نمايد ، خاك زراعتي گويند كه وظيفه آن تامين مواد غذايي و هواي مورد نياز گياه و ذخيره آب و نگهداري گياه است . خاك در رشد و نمو گياه اهميت زيادي دارد . گياه توسط ريشه هاي خود به زمين

متصل مي شود و تثبيت پيدا مي كند خاك به منزله مخزني از مواد غذايي است كه گياه به تدريج از موادآن براي ادامه زندگاني خود استفاده مي كند از طرف ديگر خاك محيطي است كه در آن موجودات زنده بي شماري از قبيل ميكروبها زندگي مي كنند كه در نشو و نماي گياه موثر است و به آن كمك مي كنند . بنابراين نقش خاك براي گياه عبارت است از :
• گياه توسط ريشه هاي خود به زمين متصل مي شود و عامل اصلي تعادل و نگهداري گياه در خاك ريشه مي باشد . ريشه بر دو قسم است : ريشه راست و ريشه افشان . ريشه هاي افشان بيشتر در قسمت سطحي خاك تمركز دارند و كمتر به خاك تحت الارض نفوذ مي كنند در صورتيكه ريشه هاي عمودي به همان اندازه كه در خاك توسعه پيدا ميكنند به قسمت تحت الارض هم نفوذ مي نمايند . در هر دو صورت گياهان به واسطه توسعه ريشه هاي خود در خاك ثبات پيدا مي كنند .
ثابت بودن گياه در خاك يكي از مهمترين شرائط زيست آنست . خاك هاييكه ذراتشان اتصال نداشته باشد مانند شن زارهاي متحرك اطراف درياو ريگزارهاي صحراهاي بزرگ و شنهاي غلطان و متحرك اطراف كويرهاي مركزي و شرقي ايران كه هميشه در اثر باد حركتت ميكنند ، با وضع فعلي قابل كشت نيستند .
• زمين به منزله مخزن غذا براي گياه مي باشد . كشاورزان قديم عقيده داشتند كه خاك فقط محل و مسكن گياه مي باشد و عقيده داشتند كه فقط آب در رشد و نمو گياه دخالت دارد .
• از تجربياتي كه بعداً توسط دانشمندان به عمل آمد اثر املاح محلول در آب كه در زمين وجود دارند و در تغذيه گياهان موثر مي باشند معلوم گرديد و به تدريج معتقد شدند كه زمين علاوه بر نگهداري گياه محل ذخيره مواد غذايي نيز مي باشد . گياه قسمتي از موادي را كه براي ساختمان انساج خود لازم دارد به حالت املاح معدني از خاك جذب مي كنند و مواد ديگري از قبيل هيدروژن و اكسيژن و كربن را از هوا توسط قسمت هوايي خود مثل برگ و ساقه مي گيرد . معمولاً هر چه ريشه بيشتر در خاك فرو رود به همان اندازه بهتر و بيشتر از مواد غذايي خاك استفاده مي كند ، بدين جهت انجام شخمهاي عميق به خصوص براي گياهاني كه ريشه عميق دارند معمول گشته است تا ريشه سهل تر و راحت تر در خاك فرو رود و توسعه بيشتري پيدا كند و از مواد مغذي خاك به حد كافي استفاده نمايد .
معمولاُ بيشتر ريشه ها در طبقه سطحي يعني خاك مزروعي و مقدار كمتري در تحت الارض يا خاك بكر پراكنده مي شوند . از كمي يا زيادي مقدار ريشه هاي يك گياه مي توان بر ميزان قدرت

آن گياه در جذب مواد غذايي از خاك پي برد .در كشت و كار گياهاني كه داراي ريشه هاي كم وسطحي هستند پخش كود بايد در عمق كم صورت گيرد تا عملكرد محصول نقصان پيدا نكند .
• زمين براي گياه به منزله محيط زنده ايست : به طوري كه قيلاً اشاره شد در خاك ميكروبهاي فراوان و مفيدي براي زراعت وجود دارد . اين ميكروبها عمليات نيكويي انجام مي دهند كه مهمتر از همه نيتريفيكاسيون مي باشد . پاستور عالم فرانسوي مي گويد اگر ميكروبها وجود نداشتند

تمام سطح زمين از اجساد نباتات پوشيده مي شد .
اين ميكروبها هستند كه به كمك اكسيژن سبب احتراق بطئي و تجزيه مواد آلي مي گردد . در اثر عمليات ميكروبها مواد آلي خاك تجزيه مي شوند و از طرفي انيدريك كربنيك و متان و اكسيژن متصاعد مي گردد و از طرف ديگر مواد معدني قابل جذب گياه توليد مي گردد كه در زمين باقي مي ماند . مواد آلي ازت دار ابتدا به آمونياك و آنگاه به نيتريت و سپس به نيترات مبدل مي شوند و نيترات كه از املاح معدني مي باشند مورد استفاده گياه قرار مي گيرد .
ميكربهاي ديگر اغلب روي ريشه گياهان نشو و نما مي كنند و از آنها استفاده برده و به آنها نيز استفاده مي رسانند . اين گونه همكاري بين ميكروبها و گياه را سيمبيوز ( Symbios ) مي نامند . ميكروبهايي كه در ريشه گياهان خانواده يونجه (Leguminos ) زندگي مي كنند ، از اين دسته محسوب مي شوند . ميكروبهاي ديگري در خاك مستقيماً ازت هوا را جذب مي كنند و باعث تقويت زمين مي شوند كليه اين ميكروبها هوازي يا Aerobic هستند يعني از اكسيژن هوا استفاده مي كنند و تمام آنها در رشد و نمو گياه موثر مي باشند . دسته ديگري از ميكروبها وجود دارند كه نشو و نموشان غير هوازي است ، يعني از اكسيژن هوا استفاده نمي كنند بلكه مواد موجود درخاك را تجزيه مي نمايند و از اكسيژن آنها استفاده مي كنند اين دسته به طور كلي براي زراعت مضر مي باشند زيرا در اثر عمل آنها نيتراتها تبديل به آمونياك شده و متصاعد مي گردد و بدين ترتيب ازت خاك كه يكي از مهمترين مواد غذايي محسوب مي شود و در تغذيه گياه بي اندازه موثر است از دست مي رود . (منبع ۳ )

 

خاك تحت الارض يا خاك بكر
خاك زير يا خاك بكر يعني آن قسمتي از خاك كه ابزار كشاورزي در موقع عمل آن را به هم نمي زنند تحت الارض نامند . خاك تحت الارض ممكن است از جنس خاك روئي و يا ازجنس ديگري باشد ،