اجزاء ياخته گياهي

ياخته‏هاي گياهي، ضمن دارا بودن تفاوتهاي ظاهري از نظر شكل و ساختار، ويژگيهاي مشترك بسيار دارند و به طور كلي از خارج به داخل شامل اجزاء زيرند:
۱٫ ديواره ياخته‏اي و غشاي سيتوپلاسمي.
۲٫ سيتوپلاسم كه خود شامل دو بخش زمينه (هيالوپلاسم) و اندامكهاي مختلف مانند شبكه آندوپلاسمي، ميتوكندريها، پلاستها، ريبوزومها، ليزوزومها، دستگاه گلژي، سانتريولها، واكوئولها، ريز رشته‏ها و ريز لوله‏هاست.
۳٫ هسته كه واجد عوامل ارثي اصلي ياخته است.

ديواره ياخته‏اي

در پيرامون اغلب ياخته‏هاي گياهي و بعضي از ياخته‏هاي جانوري ديواره‏اي به نام ديواره ياخته‏اي وجود دارد. ديواره ياخته‏اي در ياخته‏هاي گياهان ساختار نسبتاًسخت سلولوزي دارند و نوعي اسكلت بيروني را به وجود مي‏آورد كه به اين ياخته‏ها شكل هندسي و نسبتاً ثابتي مي‏دهد.
اين ديواره، كه ديواره نخستين نيز ناميده مي‏شود، به وسيله پروتوپلاسم زنده ياخته ايجاد مي‏گردد و وجود آن اساسيترين وجه تمايز بين گياهان و جانوران است. ديواره بين دو ياخته شامل سه بخ

ش يا لايه است. هر يك از دو ياخته مجاور هم ديواره نخستين را توليد مي‏كند و بين آن دو، لايه بين ياخته‏اي به نام تيغه مياني مشترك بين دو ياخته وجود دارد . جنس تيغه مياني از تركيبات پكتيكي مانند پكتين است.
ديواره نخستين و لايه بين ياخته‏ها تنها لايه‏هاي ديواره‏اي در ياخته‏هاي سازنده بافتهاي نرم گياهان است. در نتيجه افزايش سن ياخته ممكن است مواد ديگري ساخته شوند و از سمت داخل ياخته به صورت لايه‏اي روي ديواره نخستين قرار گيرند كه ديواره دومين يا پسين نام دارد. پس از تشكي

ل ديواره پسين، ياخته معمولاً مي‏ميرد و پروتوپلاست آن از بين مي‏رود.

تبادل مواد از خلال ديواره ياخته‏اي
ديواره ياخته گياهي سطح ممتدي نيست بلكه منافذي به اندازه‏هاي متفاوت در آن وجود دارند. در محل اين منافذ، سيتوپلاسم دو ياخته مجاور مستقيماً با يكديگر در ارتباطاند. اين ارتباط در اثر رشته‏هاي لوله‏اي سيتوپلاسمي بسيار نازك به نام پلاسمودسمها برقرار مي‏شود. به علت‏وجود اين منافذ در ديواره‏هاي سلولوزي، پخش و تبادل مواد بين ياخته‏ها در بافتهاي گياهي با سرعت و سهولت صورت مي‏گيرد. پلاسمودسمها در ديواره‏هاي نخستين، در سوراخهاي ريز ديواره، جايي كه ديواره فاقد تيغه مياني است به وجود مي‏آيند و سيتوپلاسم از آن محلها از ياخته‏اي به ياخته ديگر ادامه مي‏يابد.

غشاي سيتوپلاسمي
در سطح بيروني اغلب ياخته‏هاي جانوري و در درون ديواره سلولوزي اكثر ياخته‏هاي گياهي، غشايي به ضخامت ۷۵ آنگستروم وجود دارد كه از يك سو با خارج و از سوي ديگر با محتويات درون ياخته در ارتباط دايمي است. اين غشا از يك لايه دو مولكولي فسفوليپيد تشكيل شده است. همه موادي كه به ياخته وارد و يا از آن خارج مي‏شوند بايد از اين غشا عبور كنند.
پروتئينهاي مختلفي كه در ميان لايه‏هاي فسفوليپيدي وجود دارند براي عبور مولكولهاي ويژه نقش حامل را ايفا مي‏كنند. براي توجيه ساختار شيميايي غشاي سيتوپلاسمي و استقرار مولكولها در آن طرحهاي مختلفي از طرف دانشمندان پيشنهاد شده است كه از بين آنها مدل موزائيك – سيال براي ساخت غشا بيش از همه مورد قبول واقع شده است. اين مدل، كه نخست توسط اس. جي. سينگر Singer S.J در سال ۱۹۷۱ پيشنهاد شده، غشاي ياخته را به صورت موزائيكي از ليپيد و پروتئين نشان مي‏دهد. سينگر ساختار اساسي غشاهاي ياخته‏اي را به كوههاي يخي (پروتئينها) شناور در دريا (ليپيدها) تشبيه كرده است. بدين سان مولكولهاي پروتئين را به صورتي در نظر مي‏گيرند كه در سطح غشا حركتي جانبي دارند و رابطه ساختاري پروتئينها را با ليپيدها متغير مي‏دانند.

بر اساس مدل موزاييك – سيال، پروتئينهاي غشا را، بر حسب ميزان نفوذ آنها در درون دو لايه ليپيدي غشا، به پروتئينهاي عمقي و پروتئينهاي سطحي تقسيم مي‏كنند.
غشاي سيتوپلاسمي از يك لايه دو مولكولي (دو رديفي) فسفوليپيد ساخته شده كه هر مولكول آن شامل يك سرآب دوست و يك دم آب گريز است. استقرار اين دو رديف مولكول در مقابل يكديگر به گونه‏اي است كه دمهاي آب گريز به طرف داخل و در مقابل يكديگر، و سرهاي آب دوست در طرف خارج قرار گرفته‏اند. مولكولهاي پروتئين در سطح بيروني يا دروني و يا در تمام غشا وجود دارند.

نقش غشاي سيتوپلاسمي حفظ تراوايي انتخابي است. اين غشا چون سدي نيمه تراوا عمل مي‏كند، بدين معني كه از خروج مواد آلي ياخته، مانند هيدراتهاي كربن و پروتئينها، جلوگيري مي‏نما

يد در صورتي كه به آب و نمكهاي كاني امكان مي‏دهد تا درون آن نفوذ كنند. چنين غشايي كه فقط بعضي مواد از آن عبور مي‏كنند، غشاي نيمه تراوا ناميده مي‏شود. نيمه تراوا بودن غشا عامل اصلي در نقش آن است. اگر غشا كاملاً تراوا مي‏بود، مقدار زيادي از محتويات ياخته بسادگي از آن خارج مي‏شد و در نتيجه فعاليت زيستي ياخته متوقف مي‏گشت و اگر غشا كاملاً ناتراوا مي‏بود، آب و نمكهاي كاني، مواد ضروري جهت سوخت و ساز ياخته، نمي‏توانستند وارد آن شوند و باز هم فعاليتهاي ياخته متوقف مي‏شد. بنابراين نيمه تراوا بودن غشاي ياخته شرط لازم زندگي آن است.
سيتوپلاسم
سيتوپلاسم شامل تشكيلات ياخته‏اي است كه در داخل غشاي سيتوپلاسمي (پلاسمايي) و در خارج هسته قرار دارد. سيتوپلاسم ساختاري نيمه شفاف، بي‏شكل و تقريباً يكنواخت دارد و خاصيت شكست نور در آن كمي بيش از آب است. سيتوپلاسم، پس از مرگ ياخته، با رنگهاي اسيدي انيلين رنگ مي‏گيرد، يعني اسيدوفيل است (به استثناي بعضي نواحي بسيار غني از ريبوزومها كه بازوفيل‏اند)، بر عكس سيتوپلاسم زنده تقريباً خنثي است. زمينه سيتوپلاسم يا، به عبارت بهتر، اساسيترين قسمت محيط واقعي درون ياخته را هيالوپلاسم گويند، زيرا اكثر اعمال بيوسنتزي ياخته در همين زمينه صورت مي‏گيرد.

در هيالوپلاسم دو دسته عناصر به حالت شناور وجود دارند: يك دسته ضمايم دايمي مانند ميتوكندريها، پلاستها، دستگاه گلژي و غيره‏اند كه اندامك ناميده مي‏شوند و فعاليت زيستي دارند: دسته ديگر مواد غير دايمي حاصل از اعمال زيست شيميايي داخل هيالوپلاسم به نام اجسام ضميمه هستند. در هر حال، محدوده هيالوپلاسم از طرف داخل، غشاي هسته و ازطرف خارج، غشاي سيتوپلاسمي ياخته است.
اندامكها عبارت‏اند از: هسته، ميتوكندريها، شبكه آندوپلاسمي، ديكتيوزومها، ريز لوله‏ها و ريز رشته‏ها، ليزوزومها، واكوئولها و پلاستها. ذرات ديگري نيز در سيتوپلاسم ديده مي‏شوند كه از اندامكها كوچكترند و غشا ندارند. اين ذرات را ريبوزوم مي‏نامند. گر چه ريبوزومها، به علت نداشتن غشا، اندامك به شمار نمي‏آيند، اما به دليل اهميت ويژه‏اي كه در سوخت و ساز ياخته دارند در قسمت

اندامكها مورد بحث قرار خواهند گرفت.
سيتوپلاسم در تبادلات ياخته با محيط و همچنين مراحل مختلف سوخت و ساز نقشي اساسي دارد. يكي از ويژگيهاي سيتوپلاسم جنبش دايمي آن است كه ممكن است چرخشي يا موضعي باشد. اين حركات را جنبش سيتوپلاسمي مي‏نامند كه در اثر انقباض ريز رشته‏ها (رشته‏هاي ميكروسكوپي) به وجود مي‏آيد. در ضمن ريز لوله‏ها (لوله‏هاي ميكروسكوپي) جنبش سيتوپلاسمي را جهت مي‏دهند، يعني جريان آن را به سوي منطقه معيني از ياخته متوجه مي‏سازند و از منطقه ديگر دور مي‏كنند. جنبش سيتوپلاسمي سبب حركت اندامكها و توزيع مواد درون سيتوپلاسم و تسهيل مواد مي‏شوند. جنبش سيتوپلاسمي، كه انرژي آن از فعاليتهاي زيستي ياخته تأمين مي‏شود، از ويژگيهاي ياخته زنده است.

ريبوزومها
ريبوزومها ذرات كروي كوچكي هستند كه به صورت آزاد يا روي شبكه‏هاي آندوپلاسمي درون سيتوپلاسم ديده مي‏شوند. قطر اين ذرات در حدود ۱۷۰ تا ۲۰۰ آنگستروم است. در ساختار شيميايي ريبوزومها ۶۵ تا ۹۰ درصد اسيدنوكلئيك از نوع اسيد ريبونوكلئيك (RNA) و ۱۰ تا ۳۵ درصد پروتئين وجود دارد. با استفاده از راديو ايزوتوپها توانسته‏اند محل تشكيل اجزاء ريبوزوم را تعيين كنند. بدين سان معلوم شده است كه RNAي ريبوزوم در هستك ساخته مي‏شود و از آنجا به سيتوپلاسم منتقل مي‏گردد. دو بخش ريبوزوم، پس از ساخته شدن، به يكديگر مي‏پيوندند و ريبوزوم كامل را به وجود مي‏آورند.
ريبوزومها معمولاً درون پلاستها، ميتوكندريها و سيتوپلاسم ديده مي‏شوند ولي در اكثر موارد با شبكه آندوپلاسمي همراه‏اند.
نقش اصلي ريبوزومها شركت در ساختن پروتئينهاست، بدين معني كه ريبوزومها جايگاه ساخت پروتئينها هستند.

شبكه آندوپلاسمي
اين شبكه در برش عرضي به صورت مجاري ظريف غشايي تو خالي با انشعابات فراوان و مرتبط به يكديگر و يا به شكل مخازن پهن كم و بيش متراكم و پراكنده در تمام سيتوپلاسم مشاهده مي‏شوند. اين مجاري متشكل از دو غشا و فضاي واقع در بين آنهاست. جدار غشاها با غشاي

هسته‏وغشاي‏سيتوپلاسمي ارتباط داردودرحقيقت‏ادامه‏آنهادرسيتوپلاسم به شمار مي‏آيد.
به بسياري از نقاط ديواره بيروني شبكه آندوپلاسمي تعداد فراواني دانه‏هاي ريبوزوم متصل‏اند، به همين دليل شبكه آندوپلاسمي در ساختار ياخته به دو صورت وجود دارد: شبكه آندوپلاسمي دانه‏دار يا ناصاف كه واجد ريبوزوم است، و شبكه آندوپلاسمي بدون دانه يا صاف كه فاقد ريبوزوم است.

تراكم شبكه آندوپلاسمي در ياخته متغير است و به عواملي مانند سن و فعاليت ياخته بستگي دارد. مثلاً شبكه آندوپلاسمي در ياخته‏هاي فعال يا در حال رشد بيش از ياخته‏هايي است كه در حال استراحت‏اند. ضمناً ياخته‏اي كه آسيب ديده باشد، چون براي ترميم خود بيشتر فعاليت مي‏كند، شبكه آندوپلاسمي آن نيز زيادتر مي‏شود. ياخته‏هايي كه نقش غذا دهنده دارند، مانندياخته‏هاي رويشي‏پيرامون گياهك درحال‏رشددانه،نيزمقدارزيادي‏شبكه‏آندوپلاسمي‏دارند.
نقش شبكه آندوپلاسمي ذخيره و هدايت بعضي مواد در درون ياخته است. پروتئينها در جوار ريبوزومهاي واقع بر روي اين مجاري ساخته شده و سپس وارد آنها مي‏شوند. به علاوه مواد ديگري مانند گلوسيدها در اين مجاري وجود دارند.
نقشهاي ديگر شبكه آندوپلاسمي عبارت‏اند از: شركت در تشكيل ديواره سلولوزي ياخته و ايجاد ارتباط بين ياخته‏ها. بيشتر كساني كه ياخته را با ميكروسكوپ الكتروني بررسي كرده‏اند، عقيده دارند كه شبكه آندوپلاسمي، ياخته‏ها را به وسيله رشته‏هاي سيتوپلاسمي (پلاسمودسم) از طريق ديواره سلولوزي به هم مربوط مي‏سازد.
ديكتيوزومها
ديكتيوزومها سيستمهاي غشايي ويژه‏اي هستند كه از روي هم قرار گرفتن ۵ تا ۱۵ كيسه گرد و تخت با وزيكولهايي در لبه آنها تشكيل شده‏اند. هر كيسه را سيسترنا گويند. هر ديكتيوزوم حدود ۲ ميكرون قطر و ۵/۰ ميكرون عرض دارد. ياخته‏هاي ترشحي، ديكتيوزوم گسترده‏تري دارند. مجموعه ديكتيوزومها را دستگاه گلژي مي‏نامند. اين نامگذاري به افتخار گلژي، دانشمند ايتاليايي، صورت گرفته است كه در سال ۱۸۹۸ براي نخستين بار وجود آنها را در ياخته‏هاي عصبي گزارش كرده است.

در داخل كيسه‏هاي ديكتيوزومها، مواد مختلفي ذخيره و تغليظ مي‏شوند. مواد ترشحي عموماً آميخته‏اي از پروتئينها و هيدراتهاي كربن‏اند. اين مواد در داخل كيسه‏ها باقي نمي‏مانند بلكه پس از رانده شدن به داخل وزيكولهاي مربوطه، همراه با جوانه‏زدن آنها، از ديواره ديكتيوزومها جدا و به داخل سيتوپلاسم آزاد مي‏شوند. به طور كلي نقش دستگاه گلژي بسته‏بندي پروتئينهاس

ت. احتمالاً پروتئينها، پس از ساخته‏شدن بر روي ريبوزومها، از طريق شبكه آندوپلاسمي به ديكتيوزومها منتقل مي‏شوند.
در ياخته‏هاي يوكاريوت، وزيكولهاي حاوي آنزيمهاي مختلف وجود دارند. بعضي از اين وزيكو

لها از ديكتيوزومها جدا مي‏شوند و خود اندامكهاي ويژه‏اي را پديد مي‏آورند. اين اندامكها را ميكروبادي و ليزوزوم مي‏نامند.
ميكروباديها
ميكروباديها ذرات كروي كوچكي هستند كه در پيرامون آنها فقط يك غشا وجود دارد. اندازه آنها در ياخته‏هاي مختلف گياهي متفاوت است. ميكروباديها گاهي به اندازه ميتوكندريها ديده مي‏شوند ولي با اين حال تشخيص آنها از يكديگر بسيار آسان است، زيرا ميكروباديها فاقد ديواره دو غشايي هستند.
ميكروباديها شامل پراكسي‏زوم (حامل آنزيمهاي اكسيد كننده) و گلي اكسي‏زوم (حامل آنزيمهاي تبديل كننده چربي به قند) هستند.

ليزوزومها
در بافتهاي گياهي و جانوري، اندامكهايي كروي به اندازه ميتوكندريها يا كوچكتر از آنها وجود دارند كه آنها را ليزوزوم يا«اجسام ميكروسكوپي آنزيم‏دار مي‏نامند. اين اندامكها فقط يك غشا دارند و اين ويژگي آنها را از ميتوكندريها متمايز مي‏سازد. بخش مركزي آنها متراكمتر است و گاهي داراي بلورهاي گوناگون‏اند.

پژوهشهايي كه به منظور شناخت نقش ليزوزومها به عمل آمده‏اند نشان مي‏دهند كه در اين اندامكها آنزيمهاي گوناگوني وجود دارند كه نوع آنها بر حسب نوع بافت و نوع ياخته متفاوت است و از اين نظر اجسام ميكروسكوپي آنزيم دار ناميده مي‏شوند. نقش ليزوزومها تجزيه سريع ملكولهاي درشت و گوارش مواد هنگام تمايز ياخته‏اي است.

واكوئولها

واكوئول (حباب) حفره يا كيسه‏اي است كه غشايي به نام تونوپلاست آن را از سيتوپلاسم جدا مي‏كند. درون واكوئول را مايعي به نام شيره واكوئولي پر كرده است.

واكوئولهاي ياخته‏هاي جوان كوچك‏اند و بيشتر فضاي درون ياخته را سيتوپلاسم اشغال مي‏كند. به موازات رشد ياخته، واكوئولها نيز رشد مي‏كنند و بزرگ مي‏شوند. سپس تدريجاً با ادغام در يكديگر تعدادشان كم ولي بزرگتر مي‏شوند. وقتي ياخته به اندازه نهايي خود مي‏رس

د، بخش اعظم فضاي آن را واكوئولها اشغال مي‏كنند كه سيتوپلاسم و هسته را به كنار ديواره مي‏رانند.
غلظت شيره واكوئولي ثابت نيست و در اثر تغييرات مقدار آب ياخته تغيير مي‏كند. در نتيجه غلظت شيره واكوئولي در ياخته‏هاي متفاوت و نيز در يك ياخته در زمانهاي مختلف متغير است. واكوئولها را بايد محل ذخيره آب ياخته دانست كه در پديده‏هاي اسمزي نقشي بسزا دارند. معمولاً مواد زايد سيتوپلاسم در داخل واكوئول جمع مي‏شوند.
آنتوسيانين‏ها رايجترين رنگدانه موجود در شيره واكوئولي هستند. رنگ قرمز بعضي از ريشه‏ها، برگ چغندر و همچنين رنگ قرمز و ارغواني يا آبي گلبرگها يا قسمتهاي ديگر گياه مربوط به انواع اين رنگدانه‏هاست. همچنين رنگ بعضي از گلبرگها مربوط به نوعي آنتوسيانين زرد رنگ به نام آنتو گزانتين است. آنتوسيانين‏ها همراه با كاروتنوئيدها و شايد تانن‏ها در تشكيل رنگ برگهاي پاييزي نقش مهمي دارند.
در واكوئول ياخته‏هاي بسياري از گياهان انوع مختلف بلورهاي مواد كاني و آلي يافت مي‏شوند. بلورها از نظر تركيبات شيميايي متفاوت‏اند، از مهمترين آنها مي‏توان بلورهاي سوزني شكل اگزالات كلسيم ( رافيدها) و نيز بلورهاي سولفات كلسيم، كربنات كلسيم و سيليس را نام برد. به نظر مي‏رسد كه اسيد اگزاليك يكي از فرآورده‏هاي سوخت و سازي پروتوپلاست باشد. اسيد اگزاليك در غلظتهاي بالا براي پروتوپلاست مسموم كننده است. ولي وقتي با كلسيم تركيب شد و به صورت اگزالات كلسيم درآمد، ديگر براي پروتوپلاست اثر سمي ندارد. بلورهاي اگزالات كلسيم بيشتر اوقات به صورت بلورهاي منفرد يا چند تايي پهلوي هم هستند. اين بلورها غالباً چند وجهي و گاهي نيز به شكل ذرات شن ديده مي‏شوند. بلورهاي اگزالات در گياهان تك لپه‏اي بيش از گياهات دولپه‏اي وجود دارند.
ميتوكندريها
وجود ميتوكندري در ياخته نخستين بار در سال ۱۹۰۰ توسط دانشمند معروف آلماني به نام آلتمن(Altmann) گزارش شد. ميتوكندريها ذرات‏ريزي هستند كه با ميكروسكوپ نوري به شكلهاي كروي، ميله‏اي يا رشته‏اي ديده مي‏شوند. اين تنوع اشكال به علت تهيه برش در زواياي متفاوت است و گرنه ميتوكندري اندامكي لوله‏اي شكل به طول ۱ تا ۳ ميكرون است.

ميتوكندري غشايي دو لايه دارد: غشاي بيروني صاف است و غشاي دروني چين‏خوردگيهايي به نام تيغه دارد. وجود اين چين‏خوردگيها سبب افزايش سطح آن مي‏شود. از آنجا

كه فعاليتهاي ميتوكندري بيشتر در سطح همين غشا انجام مي‏گيرد، لذا ميزان چين‏خوردگي مي‏تواند در فعاليت غشا مؤثر باشد.
كريستا ممكن است لايه لايه يا به شكل برآمدگيهاي لوله مانند باشد. در گياهان، شكل لوله‏اي آن بيشتر ديده مي‏شود.درون ميتوكندري را ماده يكنواخت و بي‏شكلي به نام ماده زمينه‏اي پر مي‏كند كه در آن DNA ,RNA، ريبوزومها، پروتئينها، ليپيدها، نوكلئوتيدها و آب نيز وجود دارند.
ريبوزومهاي درون ميتوكندري مشابه ريبوزومهاي سيتوپلاسمي هستند ولي از آنها كوچكترند. DNAي موجود در ميتوكندري با DNAي هسته تفاوت دارد. وجود DNA و ريبوزوم به ميتوكندري امكان مي‏دهد كه بعضي از آنزيمهاي تنفسي مورد نياز را بسازد.

 

مهمترين نقش ميتوكندريها تنفس است. به اين ترتيب كه آنزيمهاي تنفسي موجود در سطح غشاي دروني آنها سبب شكستن مولكولهاي گلوگوز و اسيدهاي آمينه و چربيها مي‏شود و در نتيجه انرژي آزاد مي‏كند. به همين علت، ميتوكندريها به عنوان نيروگاه ياخته نيز شناخته مي‏شوند. انرژي حاصل عمدتاً به صورت ATP ذخيره مي‏شود و در فعاليتهاي زيستي مختلف ياخته مورد استفاده قرار مي‏گيرد.
هر ميتوكندري‏ از ميتوكندري‏ قبلي‏ و بر اثر تقسيم ‏مستقيم ،يعني ‏دو تكه‏ شدن ‏آن‏ به وجود مي‏آيد.
پلاستها
پلاستها اندامكهاي كوچكي هستند كه در بيشتر ياخته‏هاي گياهي وجود دارند و اغلب بر حسب رنگي كه دارند نامگذاري مي‏شوند. پلاستهاي كلروفيل دار را كه سبز رنگ‏اند كلروپلاست ،پلاستهاي رنگين ديگر را كروموپلاست و پلاستهاي بي‏رنگ را لو كوپلاست مي‏نامند.
لوكوپلاستها را گاهي بر اساس ماده اندوخته‏اي آنها نامگذاري مي‏كنند، مانند آميلوپلاست كه پلاست نشاسته‏دار است.
۱٫ كلروپلاستها
كلروپلاستها عموماً قرصي شكل بوده و به علت دارا بودن كلروفيل سبز رنگ اند. اندازه و شكل آنها در ياخته‏ها متفاوت است. همچنين تعداد آنها در ياخته‏هاي گياهي بر حسب نوع ياخته، نوع گياه و ميزان فعاليت فتوسنتزي آن تفاوت دارد. مثلاً در ياخته‏هاي علف خوك فقط يك كلروپلاست وجود دارد در حالي كه در جلبكها، كلروپلاستها بسيار متنوع و مختلف‏اند. كلروپلاستها با ميكروسكوپ نوري به رنگ سبز يكنواخت به نظر مي‏رسند و اگر آنها را از گياه جدا كنند، در زير ميكروسكوپ‏ به ‏دو صورت ‏ديده‏ مي‏شوند: سبزيكنواخت ‏يا سبز داراي ‏لكه ‏هاي‏ سبزتيره (گرانومها).

 

ميكروسكوپ الكتروني نشان مي‏دهد كه اين اندامك غشايي دو لايه دارد. بخش دروني كلروپلاست شامل دو سيستم لايه‏اي و ماده در برگيرنده اين دو سيستم، يعني ماده زمينه‏اي دانه داراست. سيستم لايه‏اي دو بخش دارد: بخشي كه گرانومها را تشكيل مي‏دهد، و بخش ديگري كه آنها را به هم وصل مي‏كند (بخش رابط). هر گرانوم مجموعه‏اي است از كيسه‏هاي پروتئيني سكه مانند كه روي هم چيده شده‏اند. غشاهاي دروني گرانوم به صورت كيسه‏هاي پهن شده‏اي مرتب شده‏اند كه آنها را تيلاكوئيد مي‏نامند. كلروفيل و رنگيزه‏هاي ديگر درون تيلاكوئيد جاي دارند.

كلروپلاستها نيز مانند ميتوكندريها محتوي DAN هستند، بسياري از پروتئينهايي كه بر اساس اطلاعات مندرج در DNAي كلروپلاست ساخته مي‏شوند در فرآيند فتوسنتز مورد نيازند.