مقدمه
گرسنگی در دنیای امروز امر تازه ای نبوده و همیشه تهدیدی برای بقای نسل بشر بوده است.در بعضی از نقاط دنیا طی قرون متمادی کمبود مواد غذایی همیشه عامل عمده بدبختی امراض و حتی مرگ محسوب می شده است ولی هیچگاه مانند امروز تا این حد کمبود غذا و خطر گرسنگی دسته جمعی محسوس نبوده است.این تهدید به علت کاهش ظرفیت دنیا در تولید غذا نیست چون از بسیاری جهات این ظرفیت حتی بالاتر هم رفته و همچنان در حال ترقی است.

مسئله اصلی در این است که جمعیت دنیا با سرعت زیادی در حال افزایش است به طوری که ازدیاد تولید مواد غذایی به زحمت می تواند همگام با بالا رفتن جمعیت پیش برود.
پیشرفت علم را می توان در واقع عامل اصلی ازدیاد جمعیت در دنیا و به خصوص در کشو

رهای در حال توسعه دانست. تا اواسط قرن بیستم ، تولد زیاد دربیشتر کشورهای آمریکای جنوبی ، آفریقا و آسیا با میزان مرگ و میر زیاد از طریق مرگ و میر اطفال ، امراض ، و بهداشت غلط متعادل گردیده و مانع از افزایش سریع جمعیت می شد.
در چند دهه اخیر پیشرفت قابل ملاحظه علم پزشکی و کاربرد آن در سراسر دنیا وضعیت فوق را شدیدا” تغییر داده است؛ کاهش مرگ و میر اطفال ، کنترل امراض و ناقلین آنها و ایجاد خدمات پزشکی حتی در دورافتاده ترین نقاط سبب افزایش بی سابقه جمعیت دنیا شده است.
بیشترین افزایش در کشورهای در حال توسعه که حتی حالا با کمبود مواد غذایی مواجه هستند روی خواهد داد. با توجه به افزایش جمعیت تردیدی باقی نمی ماند که تأمین مواد غذایی کافی برای جمعیت دنیا جدی ترین مسئله ایست که بشر با آن روبروست و خواهد بود.
زندگی انسان با فراگیری زراعت و کشاورزی شکل جدیدی به خود گرفت و شخم زمین سرآغاز حرکتی نوین در استفاده مطلوب انسان از طبیعت بود ، اما هرچه زمان گذشت اشکال این نوع بهره برداری از زمین تغییر کرد به گونه ای که پس از انقلاب صنعتی به دلیل تنوع در محصولات کشاورزی و رشد تجهیزات و ادوات کشاورزی میزان برداشت از سطح زیر کشت به صورت چشمگیری افزایش یافت و در حال حاضر صادرات محصولات کشاورزی یکی از منابع درآمد ارزی کشورهای توسعه یافته محسوب می شود. به همین دلیل توسعه کمی و کیفی محصولات کشاورزی یکی از اهداف مهم دولت ها به حساب می آید.
بدون تردید کشور ما از این قاعده جهانی ، مستثنی نمی باشد ، ولی باید این اصل را پذیرفت که اگر استراتژی مشخصی برای کشاورزی نداشته باشیم ، همچنان بار هزینه های سنگین بی برنامه گی دولت را باید مردم پرداخت کنند.
توانایی یک کشور در تولید مواد غذایی به عوامل زیادی بستگی دارد که شامل عوامل اج

تماعی ، اقتصادی و سیاسی است که همگی در برنامه ریزی کشاورزی ، انگیزه کشاورزان و کارآیی منابع تولید اثر قابل ملاحظه ای دارند. علاوه بر اینها عوامل بیولوژیکی و فیزیکی زیر که در واقع عامل اصلی تولید مواد غذایی هستند تأثیر دارند:
۱- منابع طبیعی موجود به خصوص آب و خاک
۳- ایجاد واریته های مناسب از نباتات مختلف
۴- تهیه و کاربرد کودها، حشره کش ها ، علف کش ها و آبیاری
جای تأسف است که زمین های قابل کشت دنیا به نسبت تراکم جمعیت بین ممالک تقسیم نشده است ، این مسئله، مشکلی برای کشورهای اروپایی و ممالک توسعه یافته آسیایی ایجاد نمی کند، زیرا آنها می توانند کمبود خود را از کشورهای دیگر خریداری کنند و فقط باید مسائل مربوط به حمل و نقل و معاملات بازرگانی را برطرف سازند.
در کشورهای در حال توسعه آسیا ، آفریقا و آمریکای لا تین وضعیت بحرانی تر است.در این ممالک سرعت افزایش جمعیت خیلی بیشتر از آهنگ افزایش تولید است ، به طوری که کشورهایی که تا اندک زمانی پیش ، از صادر کنندگان مواد غذایی بودند ، حالا مجبور به وارد کردن آن هستند. متأسفانه بسیاری از این کشورها فقیر و دارای رشد اقتصادی پایینی هستند ، به طوری که ارز کافی برای خرید کمبود احتیاجات غذایی در دسترس نیست.
تنها چاره این ممالک گرفتن کمک از کشورهای غنی تر و یا ازدیاد قدرت تولید کشاورزی خودشان است.

تاریخچه کشاورزی
بزرگترین مسئله ای که بشر همیشه در طول تاریخ چند هزار ساله اش با آن روبرو بوده، قحطی و کمبود مواد غذائی است و به این دلیل در زمانهای قدیم، پایه و اساس اجتماعات را کشاورزی تشکیل می داده است.
یکی از اولین اجتماعات کشاورزی دنیا طبق تحقیق دانشمندان، در منطقه خاورمیانه و به احتمال غالب در گوشه شمال غربی آن، که شامل قسمتی از ایران، آسیای صغیر و شمال بین النهرین می گردد، به وجود آمد و این کار با پیدا کردن بوته گندم و جو وحشی و نیز کاشت آن شروع شد. باغ های ایران در دنیای قدیم از معروفیت خاصی برخوردار بوده است. از شواهد و قرائن چنین بر می آید که فلات ایران یکی از مراکز اجتماعات اولیه بوده است و در هزاره چهارم پیش از میلاد در جنوب غربی این سرزمین یعنی ایلام آنروز، خوزستان و لرستان و پشتکوه و جبال بختیاری امروز مرکزیتی وجود داشته است.

گفته می شود که ایران یکی از اولین کشورهای دنیاست که در آن کشاورزی و تمدن شروع شده و انسان اولیه برای نخستین بار در فلات ایران به کشت و زرع و پرورش دام دست زده است. دین زرتشت به کشاورزی اهمیت فراوان داده و در اوستا آمده است که سومین جایی که زمین شادمان ترین است، آنجاست که یکی از خداپرستان بیشترین غله را کشت کند و بیشترین گیاه و میوه را به کارد.
گزنفون از قول سقراط نقل کرده است که در عصر هخامنشیان باغ هایی در ایران وجود داشته که آنها را پردیس می نامیده اند و در آنها درختان از حیث ارتفاع مساوی و روی خطوط منظم کشت شده و به وسیله چرخ چاه های بزرگی که توسط گاو گردانده می شدند آبیاری می گشت.

دانش کشاورزی نزد اسلامیان از اهمیت والایی برخوردار بوده است. احداث باغ و درخت کاری در میان مسلمین گسترش داشته است از جمله می توان از نخلستان های مدینه یاد کرد.
با وجود قدمت رویش و پرورش گیاهان و درختان در فلات ایران، متأسفانه از پیشرفت هایی که در قرون اخیر ( از قرن ۱۶ به بعد ) در امر اصلاح نژاد و روش پرورش کشاورزی و باغداری در دنیا وجود داشته، کشور ما بی خبر مانده است و در نتیجه ایران با داشتن شرایط اقلیمی مناسب نتوانسته است جای شایسته خود را از نظر اقتصادی در میان کشورهای تولید کننده فرآورده های کشاورزی، احراز نماید.

نقش و اهمیت کشاورزی در جامعه
بخش کشاورزی نقش حیاتی در اقتصاد ملی ایران دارد به طوری که حدود ۲۷% تولید ناخالص ملی ۲۳% اشتغال و تأمین بیش از ۸۰% غذای جامعه را در کشور تشکیل می دهد.
کشاورزی به عنوان محور مدیریت برای نیل به توسعه پایدار اقتصاد کشور مطرح شده است. بانک جهانی توسعه ، کشاورزی را یک استراتژی می داند که باعث بهبود وضع زندگی گروه خاصی از مردم به ویژه روستاییان می شود. بانک جهانی همچنین معتقد است که چون توسعه کشاورزی قصد تقلیل فقر را دارد ، بنابراین باید به طور واضح طوری طراحی و اجرا شود که تولیدات را افزایش داده و قدرت تولید روستاییان را بالا ببرد.مدیرکل سابق سازمان خواروبار جهانی آقای فورما می گوید:«در پیشرفت کشاورزی عامل انسانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و برنامه های آموزش کشاورزی در صورتی که منطبق با احتیاجات و شرایط روستایی طرح و اجرا شود از عوامل کلیدی توسعه روستایی به شمار می آید.»
تعریف توسعه: تغییرات مثبتی که باعث بهبود وضع زندگی مردم شود و به معنی تلاش آگاهانه و مبتنی بر برنامه ریزی دقیق که جهت ترقی اقتصادی- اجتماعی جامعه می باشد.
به طور خلاصه می توان گفت : هدف توسعه بهبود است. ولی با کدام وسایل موجود می توان فرآیند توسعه را در جهت بهبود به حرکت در آورد؟
در این زمینه می توان به آسانی دو جنبه کاملا” متمایز را مشخص کرد: رشد و توسعه در مورد یک ارگانیسم (گیاه یا حیوان)، ابتدا رشد که عبارت است از افزایش کمی و سپس علاوه بر رشد کمی تغییر دیگری نیز مشاهده می کنیم و آن گسترش پیچیده ساختار وجودی ارگانیسم است. ای

ن نوع گسترش را می توان توسعه کیفی نامید به همین ترتیب کاربرد مفهوم توسعه در مورد کشور، جامعه یا انسان نیز در چارچوب همین دوجنبه اساسی مطرح است به طور کلی توسعه دارای ویژگی هایی است که می توان آن را چنین توصیف کرد:
توسعه فرآیندی هدف دار است که به وسیله انسان آغاز می گردد و هدف آن بهبود بخشیدن به شرایط زیستی کلیه افرادی است که در یک جامعه زندگی می کنند. توسعه را از طریق آنچه که به محیط اضافه می شود و به چشم می آید و قابل اندازه گیری است ، می توان شناسایی کر

د. از این رو اندازه گیری رشد یعنی اندازه گیری امکانات و خدمات اضافه شده به محیط که خوداز شاخص های توسعه مثل رشد و کیفیت زندگی محسوب می شود.
ترویج و آموزش کشاورزی اهرم عمران روستایی و بازوی قوی توسعه کشاورزی می باشد که این دو خود بخشی از توسعه ملی است.
بدون توسعه کشاورزی ، عمران ملی امکان پذیر نبوده و یا کشورهای جهان سوم با مشکلات زیادی روبرو بوده از این رو توسعه کشاورزی که مبتنی بر ترویج و آموزش کشاورزی است جزء لاینفک توسعه ملی محسوب میشود.
از دو دهه پیش که مفهوم توسعه پایدار در برنامه ریزی های اقتصاد کلان کشورها مورد توجه و تأکید مجامع علمی قرار گرفته، تعاریف متفاوتی ارائه شده است،لیکن در بخش های زیر توافق کلی وجود دارد:
۱- تأمین نیازهای کنونی بدون به مخاطره انداختن توانایی تولید نسل های آینده
۲- مدیریت صحیح منابع و ظرفیت های زیست محیطی موجود واحیا و بهینه سازی محیط زیست قبلی که در معرض انهدام و استفاده نامناسب قرار گرفته است.
در توسعه کشاورزی پایدار، مدیریت اقتصادی به ویژه در کشورهای رو به رشد باید به گونه ای باشد که منابع پایه زیست محیطی را حفظ یا اصلاح کند و شرایط زیست مناسب برای نسل آینده را تأمین نماید.پس می توان نتیجه گرفت:
مفهوم توسعه پایدار یعنی توسعه ای که از نظر زیست محیطی غیرمخرب ، از نظر فنی مناسب ، از نظر اقتصادی مانا و از نظر اجتماعی قابل پذیرش باشد.
بخش کشاورزی یکی از بخش های عمده اقتصادی کشور است و به دلیل دارا بودن پتانسیل های بالقوه و بالفعل بیشمار نقش بسزا در توسعه اقتصادی کشور خصوصا” از دیدگاه اشتغال زایی دارا ست . در این راستا رشد بی رویه جمعیت کشور به خصوص در دهه های اخیر از جمله مسائل مهمی است که لازم است به طور جدی مورد توجه برنامه ریزان و سیاست گذاران کشور قرار گیرد . ضرورت توجه به این امر زمانی روشن تر می شود که به دلیل توسعه تحصیلات عالی در مراکز آموزش عالی کشور در سال های اخیر و در نتیجه افزایش میزان عرضه نسبت به تقاضا موجب شده است که خطر پدیده بیکاری در سطح تحصیل کردگان دانشگاهی رواج یابد . برای پیشگیری از وقوع بیشتر این پدیده نامطلوب اجتماعی ، آگاهی از ساختار و پتانسیل های موجود در بخش های عمده اقتصادی کشور از جمله بخش کشاورزی یکی از عوامل مهم و اصلی موفقیت در برنامه ریزی های

توسعه به شمار می رود.
آمار موجود در خصوص پتانسیل های بالقوه و بالفعل کشور بیانگر آن است که هنوز منابع بالقوه زیادی در کشور وجود داشته و دارد که در صورت برنامه ریزی صحیح بخش اعظمی از نگرانی های فوق را مرتفع می کند . آمار نشان می دهد که در حال حاضر ، حدود نیمی از پتانسیل های موجود در بخش های آب و خاک و منابع طبیعی تجدید شونده که شرط اصلی توسعه کشور می باشد ، مورد استفاده قرار نگرفته است .
امکانات بالقوه و مورد استفاده در بخش کشاورزی و منابع طبیعی
منابع امکانت بالقوه میزان استفاده فعلی سهم (درصد)
آب: (میلیارد مترمکعب) میزان استحصال سالانه ۱۲۰ ۷۰ ۵۸
خاک: (میلیون هکتار ) اراضی قابل استفاده ۵۱ ۵/۱۸ ۳۷
جنگل: (میلیون هکتار) استحصال سالانه چوب ۴ ۲ ۵۰
علوفه مراتع:(میلیون تن) ۳۵ ۵/۱۵ ۴۴
تولید شیلات و آبزیان : (هزار تن) ۷۴۰ ۱۸۷ ۲۵
تولید محصولات دامی : (هزار تن ) گوشت قرمز، سفید، تخم مرغ و شیر ۶۶۹۵ ۴۴۵۰ ۶۶
ماخذ : برنامه ۵ ساله اول توسعه ، بخش کشاورزی
با توجه به جدول در زمینه امکانات بالقوه اراضی حدود ۵۱ میلیون هکتار از اراضی کشور مناسب برای تولید محصولات زراعی و باغی تشخیص داده شده که تاکنون تنها از ۵/۱۸ میلیون هکتار یعنی حدود ۳۷% اراضی مستعد استفاده شده است . در مورد میزان آب از ۱۲۰ میلیارد متر مکعب آب قابل استحصال تنها حدود ۵۸% استفاده می شود در زمینه امکانات منابع تجدید شونده از قبیل جنگل و مرتع ، مطالعات کارشناسی نشان داده است که در صورت برنامه ریزی دراز مدت در جهت جنگل های شمال و غرب کشور و استفاده از پتانسیل موجود ، درآمد سالیانه ای معادل ۲۸۰ میلیارد ريال معادل بیش از نیمی از درآمد تولیدات نفتی کشور عاید کشور خواهد شد . از نظر میزان گوشت قرمز و تخم مرغ تنها از حدود ۵۰% امکانات بالقوه استفاده می شود که آن هم به دلیل وابستگی به دان مرغ ، دارو و سایر اقلام وارداتی دارای بازدهی ضعیف است . در زمینه شیلات تنها از ۲۵% منابع بالقوه استفاده می شود که به دلیل رواج شیوه ها و روش های سنتی فرآوری و صید و وجود ضایعات فراوان دارای بازدهی خوبی نیست .
بنابراین با توجه به پتانسیل های موجود در بخش کشاورزی که به گوشه ای از آن اشاره شد ضروری است جهت ایجاد زمینه های اشتغال جمعیت فعال و جوان فعلی و آینده کشور

هر چه سریعتر اقدام شود .

اهمیت نیروی انسانی ماهردر تولید
در چند دهه اخیر مراکز علمی و تحقیقاتی پیشرفته دنیا به دنبال راهکار های اسا

سی جهت توسعه جهانی هستند تا بدینوسیله راه پیشرفت و تکامل جامعه بشری را هموارتر گردانند و از این رهگذر مسائل و معضلات عصر حاضر را کم رنگ یا بی رنگ سازند. برای مثال در مواجهه با بحران گرسنگی ۸۶۰ میلیون نفر در جهان و یا مسائل خطر آفرین محیط زیست نیاز به راهکارهای جدی و منطقی دارد. در این تلاش های علمی،نتایج ارزشمندی به دست آمده که جای توجه دارد.
برای نمونه بانک جهانی با بررسی و برآوردی که در ثروت های جهانی داشته، به این مهم رسیده است که از کل ثروت جهانی ۶۴% آن از منابع انسانی تأمین گردیده و تنها ۲۰% از منابع طبیعی و ۱۶% از منابع فیزیکی و نیز اعلام کرده است که کشورهای توسعه یافته و صنعتی دنیا دوسوم ثروت خود را از منابع انسانی به دست آورده اند.
نام کشور ثروت انسانی ثروت طبیعی ثروت فیزیکی
ژاپن ۸۰% ۲% ۱۸%
آلمان ۷۹% ۵% ۱۶%
ایران ۳۴% ۲۹% ۳۷%
اگر نگاهی به ثرت سرانه برخی از کشورها مانند ژاپن و آلمان با کشور خودمان داشته باشیم به این مطلب خواهیم رسید که اگرچه منابع طبیعی مانند نفت، گاز، معادن و ……و منابع فیزیکی مانند کارخانجات، مراکزصنعتی، ساختمان هاو …..منابع ارزشمندی هستند اما باید این حقیقت الهی را یادآور شد که ثروت های انسانی بالاترین منبع ثروت هستند.
با دقت در جدول فوق مشاهده می شود که ژاپن با دراختیار داشتن تنها ۲% ثروت طبیعی و خدادادی توانسته است به ثروت سرانه ای ۱۵ برابرایران دست یابد در صورتی که ایران با دارا بودن ۲۹% ثروت طبیعی و بالیدن به اینکه ما نفت، گاز، مس، آهن، دریا و غیره داریم هنوز نتوانسته است مردم خود را به چنین توسعه و رفاهی نزدیک سازد. با توجه به آنکه ژاپن هم مانند ایران بحران های بسیاری را مانند جنگ پشت سر گذاشته است.
آنچه مسلم است آن است که در کشورهایی مثل ژاپن با بها دادن به انسان ها و سرمایه گذاری در جهت تجهیز، تربیت و تقویت استعدادهای نهفته افراد جامعه خود، به چنین توفیقی رسیده است. ما باید بپذیریم که بالا ترین ثروت در درون مردم است.

ساختار و ترکیب شاغلان بخش کشاورزی از نظر سطح سواد

از نظر سطح سواد و دانش فنی نیز شاغلان بخش کشاورزی در وضعیت مطلوبی به سر نمی برند و توجه به این موضوع اجتناب ناپذیر است . بر اساس آمارهای موجود در سال ۱۳۴۵ میزان بی سوادان بخش کشاورزی ۲/۸۴% در سال ۱۳۵۵ ، ۳/۸۲% و در سال ۱۳۶۵ ، ۶/۷۰% گزارش شده است .
وضعیت فوق بیانگر وخامت سطح سواد و دانش فنی نیروی انسانی شاغل در بخش کشاورزی است . برای آنکه واقعیت فوق بهتر نمایان شود ، اشاره ای به ترکیب ش

اغلان دارای تحصیلات عالی به تفکیک بخش های مهم اقتصادی کشور می شود ، بر اساس اطلاعات موجود ، ترکیب شاغلان دارای تحصیلات عالی به تفکیک بخش های اقتصادی کشور بیانگر آن است که سهم شاغلان با تحصیلات در بخش کشاورزی از سال ۱۳۵۵ تا سال ۱۳۷۵ حدود ۱% تقریبا روندی یکنواخت را طی کرده است ؛ در حالی که در سال ۱۳۷۵ در بخش های صنعت و خدمات سهم شاغلان دارای تحصیلات عالی به ترتیب ۱/۱۲% و ۸/۸۶% بوده است.
توزیع نسبی شاغلان دارای تحصیلات عالی در بخش های سه گا نه اقتصادی کشور در سالهای
۱۳۷۵-۱۳۵۵
بخش های اقتصادی ۱۳۵۵ ۱۳۶۵ ۱۳۷۰ ۱۳۷۵
کشاورزی ۱/۱ ۱/۱ ۸/۰ ۱/۱
صنعت ۳/۱۶ ۳/۹ ۴/۱۳ ۱/۱۲
خدمات ۶/۸۲ ۵/۸۹ ۸/۸۵ ۸/۸۶
جمع ۱۰۰ ۱۰۰ ۱۰۰ ۱۰۰
ماخذ: سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال های ۵۵ و ۶۵ و ۷۰ و ۷۵
با همه مشکلاتی که شاغلان بخش کشاوزی از نظر درصد بسیار پایین تحصیلات عالی دارند ، آمار مراجعه کنندگان و جویندگان کار دارای تحصیلات عالی به مراکز کاریابی در سال ۱۳۷۳ نشلن می دهد که در بین مراجعه کنندگان ۴۰ رشته دانشگاهی از نظر تعداد ، فارغ التحصیلان رشته های کشاورزی بیشترین تعداد مراجعه کننده را دارند .

مقایسه واقعیت موجود یعنی پایین بودن سطح سواد شاغلان بخش کشاورزی با آمار مراجعه کنندگان به مراکز کاریابی در خصوص فارغ التحصیلان رشته های کشاورزی ، علاوه بر مدیریت نابسامان و توزیع نیروی کار کشاورزی ضرورت ساماندهی این بخش از نظر کیفیت نیرو و استفاده از پتانسیل های موجود روشن می شود . در صورت عدم توجه به این امر و ادامه وضع حاضر به

استناد نتایج مطالعات موجود، در بهترین حالت ، نرخ بیکاری نیروی کار متخصص قابل عرضه در سال ۱۳۸۵ حدود ۳/۳۰%پیش بینی شده است ، که در صورت وقوع چنین امری علاوه بر وارد شدن خسارت جبران ناپذیر بر منابع انسانی کشور در آینده ، نگرانی معضلات اجتماعی و سیاسی مربوط به آن را نیز نباید نادیده گرفت ، در چنین شرایطی که یافتن راهکارهای لازم و شناسایی توان بالقوه موجود در بخش های مختلف اقتصادی کشور جهت جذب نیروی کار فعال و تحصیل کرده ضرورتی

دو چندان می یابد .

اهمیت آموزش و تحقیقات علمی در توسعه کشاورزی
دنیای امروز نیازمند حرکتی تازه و نگاهی نو است . در فرآیند توسعه جوامع نه می توان آموزش را در عرصه های خاصی محدود کرد و نه توفیق صنعت را مستقل از شکوفا یی دانش پی گرفت . آنچه اهمیت دارد نگرش به فرصت ها از منظر و زاویه ای نو است تا از منابع مادی و معنوی موجود استفاده مسئولانه شود . وضعیت تحقیقاتی کشور ما تا رسیدن به وضعیت مطلوب فاصله زیادی دارد. یکی از شاخصه های مهم جایگاه تحقیقات در هر کشور، سهم آن از درآمد ناخالص ملی است که در کشور ما این سهم تا پایان برنامه سوم توسعه چیزی حدود ۴/۰-۳/۰% پیش بینی شده و این در حالی است که این رقم در کشوری نظیر سوئد ۵% و در کره جنوبی ۵/۲% درآمد ناخالص ملی است ، شاخص دیگر در امر تحقیقات تعداد محققین هر کشور است با در نظر گرفتن چرب ترین آمارها از هر یک میلیون نفر حدود ۵۰۰ محقق در سطح کشور داریم در صورتی که در کشورهای پیشرفته این تعداد ۳ هزار نفر در یک میلیون نفر جمعیت است . از دلایل کاهش ارزی تحقیقات عدم اعتقاد و باور عمومی به مسئله تحقیقات و عدم توجیه فرهنگ عمومی جامعه به امر تحقیق است و مدارس ، دبیرستان ها ، دانشگاه ها و در سطح جامعه ، رسانه های گروهی باید تلاش کنند تا این مسئله را به وضوح در اذهان جامعه تقویت کنند که تولید تکنولوژی و پیشرفت ، نتیجه تحقیقات و تحقیقات، نتیجه سرمایه گذاری است . از عوامل دیگر نبودن دیدگاه تحقیقاتی در بین مسئولان جامعه می باشد . از آنجا که تحقیقات نمی تواند نتایج سریع و فوری داشته باشد و محققین نمی توانند به راحتی نتایج تحقیقات خود را در قالب تکنولوژی به جامعه عرضه کنند ، این برنامه مستلزم برنامه های کاری طویل المدت خواهد بود . از سوی دیگر سیستم اداری ما در امر تحقیقات پایه ریزی نشده است . سیستم اداری فعلی به جز با ایجاد سدهایی در مقابل تحقیقات کمکی به پیشبرد امر تحقیقات در این رابطه نمی کند که نتیجه آن عدم امکان جذب محققان خواهد بود. کمبود بودجه های تحقیقاتی ، مشکلات معیشتی محقق ، جذب مغزهای متفکر از سوی سایر کشورها و کمبود امکانات مالی ، احتمال جذب سرمایه های فکری ما را در

خارج از کشور بیشتر می کند .
علوم و فن آوری از راه های مختلف نظیر نوآوری در ابزار و دستگاه ها ، افزایش کیفیت تولید ، ایجاد مهارت تغییر در سازمان ها و تشکیلات به رشد اقتصادی کمک می کند . رمز دستیابی به رشد اقتصادی پایدار ، مستلزم ادغام برنامه های علوم و فن آوری در توسعه برنامه های ملی است . امروزه تحقیقات و فن آوری به نوعی موازنه قدرت تبدیل شده و موجبات دستیابی به اهداف سیاسی ، جلوگیری از فرار مغز ها ، ورود به بازارها و عرصه همکاری های مشترک جهانی و استفاده از مزایای آن را فراهم می کند .
تحقیقات و پژوهش در کشورهای پیشرفته ، راه رسیدن به توسعه است و د

ر کشورهای صنعتی و فرا صنعتی ، دیگر اعتبارات تحقیقات و پژوهش هزینه نیست ، بلکه سرمایه گذاری محسوب می شود .

اهمیت نیروی انسانی ماهر و مدیریت
اهمیت دادن به مدیریت استراتژیک در اداره امور عمومی یعنی به وجود آوردن امکان استفاده از کلیه امکانات در جهت برآوردن نیازهای معنوی و مادی یک جامعه و ملت .
وظیفه و نقش اساسی مدیران حصول اطمینان از مثمر ثمر بودن هر نوع سرمایه گذاری می باشد . علمای دانش مدیریت اعتقاد دارند که بدون مدیریت موفق ، سرمایه گذاری به منزله جستجو در تاریکی است . آلفرد مارشال ، اقتصاد دان مشهور انگلیسی پا را از این هم فراتر گذاشته و گفته است : « اگر تمام سرمایه ها و ابزار تکنیکی و وسایل موجود فنی در جهان به یکباره دستخوش تباهی بشود ولی دانایی مدیران و سیاستگذاران در رده استراتژیک وجود داشته باشد ، در مدت کوتاهی نظام جامعه پویا و شکوفا می شود . » .
تربیت چنین مدیرانی تا حد زیادی از طریق آموزش های مناسب امکان پذیر است . شک نیست که فرا گرفتن اصول علمی و تجربه عملی لازم و ملزوم یکدیگرند و نمی توان این دو را از یکدیگر مجزا کرد .
مدیریت مجموعه ساز و کار هایی است که به هدف بهره مندی پایدار تر در هر سامانه (سیستم) شکل می گیرد ، تا قبل از آنکه آدمی علاوه بر هویت فردی ، صاحب هویت اجتماعی باشد ، یعنی پیش از عصر کشاورزی در ده هزار سال پیش (میلر ۱۹۹۹) زمانی که غارنشینی و موجودیت فردی صفت بارز بشر تلقی می شد ، نیازی به سازماندهی روابط متقابل انسان و محیط متأثر از او یا مؤثر بر او وجود نداشت ، لیکن پس از گذر تکاملی و شکوفایی تمدن ها مدیریت به عنوان یکی از ملزومات مدنیت شکل گرفت و پا به پای تکامل آدمی متحول شده و چهره جهان را نیز دستخوش تحول کرد . در واقع آنچه که امروز از مدیریت انتظار می رود ایجاد تعادل

بین پژوهش و تشکیلات است به عبارت دیگر ، بسیاری را بر این اعتقاد است که یکی از مهم ترین وظایف هر مدیر در هر سامانه باید برقراری رابطه میان دو نیروی تغییر (پژوهش ) و عادت (تشکیلات) باشد .
در عصر حاضر به مدد این فعالیت است که مأموریت ها و اهداف سازمان ها تحقق می یابند ، از منابع و امکانات موجود بهره برداری می شود و توانایی و استعداد انسان ها از قوه به فعل در می آید . کار مدیران شامل برنامه ریزی ، سازمان دهی ، نظارت و کنترل ، انگیزی مدیریت را علم و هنر هماهنگی پوشش ها و مساعی اعضای سازمان و استفاده از منابع نیل به هدف توصیف کرده اند .
مفهوم ارزش اقتصادی و ارتباط کشاورزی با ارزش افزوده
ارزش اقتصادی همان ارزش مبادله ای یا به عبارت دیگر ارزش مبادله ای کالاست که همواره در جامعه سعی می شود از طریق آمیختن مقادیری از کار با مواد طبیعی بر ارزش مبادله ای کالا های خویش بیافزایند .
ارزش هر کالا به دو قسمت تقسیم می شود . یک قسمت عبارت است از ارزش کار گذشته مانند مواد اولیه ، سوخت ، زمین ، و … و قسمت دیگر عبارت از ارزش کار جدید است ، یعنی کاری که لازم است مصرف شود تا ماده اولیه به صورت کالا درآید یا تبدیل مواد اولیه به کالا . در فرآیند این تبدیل عوامل متعددی از قبیل سرمایه ، کار ، مدیریت و … دخیل می باشد . ما به التفاوت هزینه های تولید و ارزش مبادله کالا را سود می نامند . ارزش اضافی یا ارزش افزوده جزئی از ارزش جدید کالاست به عنوان مثال پنبه دارای یک ارزش است وقتی به نخ تبدیل می شود دارای ارزش بیشتری می شود و وقتی که به پارچه تبدیل می شود باز هم ارزش آن اضافه می گردد .
فرض کنید یک عدد نان به قیمت ۱۰ ریال به فروش برسد . مرحله نهایی تولید نان مرحله پخت آن است اما کار نانوا برای یک عدد نان ارزش ۱۰ ریال را ندارد . بهای مقدار آرد به کار رفته برای نان ۶ ريال است و ۴ ريال باقیمانده برای جبران نیروی کار استفاده شده ، تجهیزات سرمایه ای و سایر عوامل تولید در مرحله نهایی محسوب می شود .
یک مرحله قبل از مرحله نهایی (پخت) آسیاب کردن گندم است . آسیابان برای تولید آرد لازم است برای هر عدد نان ۵/۳ ريال گندم خریداری کند و پس از آسیاب آن را به مبلغ ۶ريال به فروش می رساند . ۵/۲ريال ما به التفاوت را برای جبران کار خود منظور می کند ، بنابراین ارزش افزوده در مرحله آسیاب کردن ۵/۲ ريال است . مرحله قبل از آسیاب کردن ، مرحله تولید گندم است . برای مقدار گندمی به ارزش ۵/۳ ريال ، کشاورز مقداری سوخت ، کود شیمیایی و نظایر آنها به ارزش ۲ ريال به کار گرفته است و ۵/۱ ريال مابقی را برای جبران زحمت خود منظور کرده است . بنابراین در این مرحله ارزش افزوده برابر ۵/۱ ريال است .
مثال بالا نشان دهنده رابطه تساوی بین بهای یک کالای نهایی خاص (نان) و ارزش افزوده مراحل مخنلف تولید آن کالاست . در هر اقتصاد در طول یک سال هزاران هزار کالا و خدمت نهایی تولید می شود که مجموع ارزش این کالا ها و خدمات نهایی برابر با مجموع ارزش افزوده مراحل مختلف تولید آنهاست .

 

معرفی مؤسسات و نهادهای عمده تحقیقاتی و آموزش کشاورزی
از ابتدای گسترش آموزش عالی در کشور ، فکر تأسیس مراکز تحقیقاتی قوت گرفت بررسی های مختلف در مورد اصلاح غلات از سال ۱۳۰۹ شمسی آغاز شد و منجر به ارائه ارقام مختلف انتخاب شده و یا اصلاح شده به بازار کشاورزی گردید که می توانست میزان عملکرد را در هکتار از ۳۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش دهد . امروزه مرکز اصلاح نبات و بذر وزارت کشاورزی واقع در کرج مسئول اصلاح بذرهای غلات در کشور می باشد .

در ایران کار اصلاح و هیبریداسیون گندم از سال ۱۳۰۹ در کرج و ورامین شروع و اولین هیبرید بین دو رقم به نام عطایی و شاه پسند برای تهیه گندم شاه پسند زودرس انجام گردید ، ولی از آن به بعد در اثر اصلاح گندم های مختلف ، ارقام دیگری که نسبت به شاه پسند برتری داشته به وجود آمده و به تدریج جایگزین گندم شاه پسند گردید .
سرآغاز بررسی های پنبه به سال ۱۳۳۰ شمسی برمی گردد که بنگاه آزمایش ورامین به فعالیت آزمایش و انتخاب بهترین اقلام پرداخت و بذور خوبی نظیر کوکرس لایتینگ اکسپرس را به زارعین توصیه نمود و امروزه به صورت مرکز اصلاح تهیه نهال و بذر واقع در ورامین انجام وظیفه می کند .
تحقیقات برنج در سال ۱۳۳۱ شمسی شروع گردید و منجر به ایجاد ارقام پرمحصول گردیده است .
بررسی های اساسی ذرت با تأسیس مرکز تحقیقات ذرت واقع در کرج در سال ۱۳۴۸ شمسی آغاز گردید و امروزه این مرکز ارقام هیبرید پرمحصول نسل اول آنرا در اختیار زارعین ذرت کار قرار می دهد .
از سال ۱۳۲۵تحقیقات در مورد گلرنگ توسط وزارت کشاورزی شروع شده و بعدا”نیز ادامه یافت. ولی بررسی های به نژادی و به زراعی از سال ۱۳۳۹ همزمان با تأسیس مؤسسه اصلاح بذور و نهال شروع شده است.
مراکز تحقیقاتی گیاهان زراعتی دیگر در کشور وجود دارند که هر یک به سهم خود فعالیت های چشم گیر و قابل توجهی را انجام می دهند .

نقش اطلاعات و آمار در توسعه کشاورزی
در ۵۰ سال گذشته به طور کلی کشور ما موفقیت قابل ملاحظه ای در بالا بردن بازده محصولات کشاورزی و دامی به دست آورده است و با سرمایه گذاری در زمینه تحقیقات کشاورزی ، تجدید نظر در نحوه مالکیت اراضی ، فعالیت در جهت توسعه آموزش روستایی ، عرضه وسایل تولید در بخش کشاورزی و دادن اعتبار و سرمایه که در طی سال های گذشته انجام یافته است ، رشد سریع تولیدات کشاورزی را آسان کرده است . در سالهای اخیر با اجرای برنامه های افزایش سطح زیر کشت و مصرف بذرهای مرغوب و اصلاح شده و به کار بردن کودهای شیمیایی ، رشد زیادی نصیب تولیدات کشاورزی شده است .
برای پی بردن به تحولاتی که در ۵۰ سال گذشته در امور کشاورزی صورت گرفته است فقط آمار موجود می تواند به خوبی جوابگوی دگرگونی های لازم کشاورزی در مملکت باشد .

وضعیت کلی کشاورزی در کشور
طبق آمارهای موجود ، از ۱۶۵ میلیون هکتار اراضی ایران ، حدود ۵۱ میلیون هکتار را اراضی قابل کشت تشکیل داده که حدود ۳۲ میلیون هکتار از آن جزو اراضی مرغوب و حدود ۱۹ میلیون هکتار جزو اراضی متوسط به شمار می رود.
بر آوردی که در مورد سطح اراضی زیر کشت وجود دارد متفاوت است . معمولا ” جمع اراضی زیر کشت کشور بین ۱۷- ۱۵ میلیون هکتار تخمین می زنند. که شامل اراضی فاریاب، دیم و آیش می شود. از ۳۲ میلیون هکتار اراضی مرغوب ۱/۳ میلیون هکتار به کشت آبی و حدود ۲ میلیون هکتار به آیش آبی اختصاص دارد. از ۱۹ میلیون هکتار اراضی متوسط ۹/۱ میلیون هکتار تحت کشت آبی است. ضمنا” حدود ۳/۵ میلیون هکتار زیر کشت دیم و حدود ۶ میلیون هکتار زیر آیش قرار دارد. بعلاوه از اراضی نامرغوب هم حدود ۵۲/۱ میلیون هکتار زیر کشت آبی قرار می گیرد.

بنابراین طبق آمار ذکر شده، مجموع اراضی که همه ساله تحت آبیاری قرار می گیرند ، حدود ۲۵/۶ میلیون هکتار و مجموع اراضی که به صورت متناوب تحت کشت دیم قرار می

گیرد حدود ۳/۱۱ میلیون هکتار برآورد می شود . البته باید به این نکته توجه داشت که تمام سطح اراضی آبی ذکر شده به صورت کامل آبیاری نمی شود به طوری که حدود ۵/۳ میلیون هکتار به صورت کامل و مابقی اراضی آبی نیمه آبیاری و یا گاهی آبیاری می شود. از آمار فوق الذکر قطعا” می توان این نتیجه را گرفت که به طور کلی در جهت گسترش سطح اراضی زیر کشت کشدودیت زمین وجود داشته باشد ، گرچه متأسفانه از همین زمین و خاک محدود این مناطق هم استفاده کامل به عمل نمی آید.

موقعیت جغرافیایی ایران
ایران سرزمینی به وسعت ۱۶۴۸۱۹۵ کیلومتر مربع می باشد که در بخش شرقی نیمکره شمالی و در جنوب غرب آسیا واقع شده و جزء کشورهای خاورمیانه محسوب می گردد . از نظر موقعیت جغرافیایی ایران در حد فاصل طول های جغرافیایی ۶۳-۴۴ شرق و عرض جغرافیایی ۴۰-۲۵ شمال واقع شده است . تاریخ ایران به ۴۰۰۰-۳۵۰۰ سال قبل برمی گردد . نیاکان ما ایرانیان کره زمین را مادر ، طبیعت را مقدس و آلوده نمودن و تخریب آن را گناه می شمردند . کشور ایران به خاطر داشتن موقعیت خاص اکولوژیکی از نظر کشاورزی و دام پروری دارای اهمیت خاصی است .
شرایط اقلیمی خاص ایران موجب گردیده است تا بخش وسیعی از اراضی آن در قلمرو مناطق خشک قرار گیرند به نحوی که میزان بارندگی در پاره ای از مناطق بسیار اندک و سالانه بین ۵۰-۲۵ میلیمتر گزارش گردیده است . به علاوه تابش آفتاب و وزش بادهای شدید در این مناطق سبب تشدید تبخیر گردیده و این موضوع کمبود رطوبت را بیشتر محسوس می سازد. در چنین شرایطی از یکسو خاک فرصت تکامل را پیدا نکرده و امکانات توسعه و رشد پوشش گیاهی پیدا نشده و از سوی دیگر تعادل بیولوژیک در این مناطق بسیار حساس و ناپایدار و شکننده بوده به طوری که به سادگی در معرض تخریب و انهدام قرار گرفته و نتیجه آن گسترش و توسعه روز افزون بیابان ها و کویرها در ایران بوده است. بر اساس گزارشات موجود حدود۳۴میلیون هکتار از اراضی کشور ما را مناطق بیابانی و کویری تشکیل می دهد.
با توجه به موقعیت ایران و نزدیکی آن به مدار رأس السرطان کشور ما در یک نوار بیابانی واقع شده که آن را در امتداد صحرای آفریقا ، بیابان عربستان و مناطق خشک آسیای مرکزی قرار می دهد . بیابان لوت و دشت کویر از خشک ترین نواحی فلات ایران هستند .
فلات ایران همانند دیگر خشکی های زمین در طول دوره های زمین شناسی دستخو

ش تغییرات فراوان بوده است . زمین شناسان معتقدند این فلات در اثر کوهزایی و خشکی زایی و عوارض ناشی از آنها بارها تغییر شکل داده ؛ گاهی از زیر آب بیرون آمده و زمانی در زیر دریاها مدفون شده است . در هنگام بیرون ماندن از آب ، تحت تأثیر عوامل فرسایش قرار داشته و با توجه به نوع و مدت فرسایش ، تغییرات زیادی در سطح آن ایجاد شده است و در هنگام مدفون بودن در زیر آب ، به تناسب عمق و شرایط فیزیکی ، رسوبات گوناگون در نقاط مختلف آن به وجود آده است .

چه عواملی در تنوع آب و هوایی کشور ما مؤثرند ؟
آیا تاکنون توجه کرده اید که چرا در میوه فروشی ها میوه های گوناگون تابستانی و زمستانی در کنار هم دیده می شوند .به عنوان مثال پرتقال و نارنگی در کنار محصولی مانند هندوانه که میوه تابستانی است به چشم می خورد . اگر به اخبار هواشناسی در رادیو و تلویزیون توجه کرده باشید ، متوجه می شوید که تفاوت دمای سردترین و گرم ترین نقاط کشور ما بسیار زیاد می باشد . هنگامی که در شمال غرب و غرب کشور هوا بسیار سرد و یخبندان است ، در جنوب کشور

شاهد هوای نسبتا گرم و مطلوبی هستیم .چنین تنوع و تفاوت آب و هوایی که سبب تنوع در محصولات کشاورزی نیز می شود ،که در کمتر کشوری دیده می شود . علت این تنوع چیست ؟ در اینجا به تعدادی از این عوامل اشاره می کنیم :
۱- اختلاف در زاویه تابش آفتاب : کشور ما بین مدار ۲۵ تا ۴۰ درجه عرض شمالی قرار گرفته است . مناطق جنوبی ایران به مدار رأس السرطان نزدیکند و تابش آفتاب در هنگام ظهر مستقیم و نزدیک به عمود است . اما مناطق شمال و شمال غرب ایران چون در عرض های بالاتری قرار دارند ، تابش آفتاب مایل تر بوده و گرمای کمتری به آنها می رسد .
۲- ارتفاعات : علاوه بر تأثیر عرض جغرافیایی، ارتفاعات نیز در تغییر دما و بارش در مناطق مختلف تأثیر می گذارد . دما در مناطق کوهپایه ای و کوهستانی معتدل تر از مناطق پست و کم ارتفاع کشور ماست و میزان رطوبت و باران نیز در آن مناطق بیشتر است به طوری که در برخی از ماه های سال نواحی کوهستانی پوشیده از برف است . هرچند ایران در منطقه خشک و بیابانی جهان قرار گرفته لکن نقش ارتفاعات در تعدیل دما و افزایش رطوبت کاملا” محسوس است .
۳- دوری و نزدیکی به دریا : دوری و نزدیکی به دریا بر آب و هوای نواحی اثر متفاوت دارد. مثلا نواحی داخلی ایران به دلیل دور بودن از دریاها خشک و دارای اختلاف دمای زیاد شبانه روز هستند ولی جلگه های کناره دریای مازندران به دلیل وجود رطوبت دریا دارای تابستانها و زمستانهای معتدل بوده و بارش درآنجا نسبتا” زیاد است. در حالی که دریاهای جنوب ایران از این نظر بر کناره های خود تأثیر چندانی ندارند. تنها در برخی ماه های گرم ، بادهای موسمی اقیانوس هند به سواحل جنوب شرقی ایران می وزند و رگبارهایی را ایجاد می کنند .

علاوه بر سه عامل ذکر شده که سبب تنوع اقلیمی در ایران هستند ، عبور توده های هوا از فراز کشور ما می توانند هوای سرزمین ما را تحت تأثیر قرار دهند .
در ایران با آب و هوای بسیار متنوع که گاه از نظر تنوع ، آن را با آب و هوای یک قاره مقایسه می کنند محصولات کشاورزی مختلفی به عمل می آید.
سیاست های کشاورزی دولت
دولت به منظور تأمین منافع کشاورزان تولید کننده از طرفی و ارتقاء سطح زندگی مصرفولیدات کشاورزی پرداخته و از سوی دیگر سعی می کند بین تولید و مصرف این محصولات موازنه بر قرار سازد. سیاست هایی که از راه های مختلف و در جهت جلوگیری از ضرر و زیان کشاورزان و مصرف کنندگان اتخاذ شود سیاست های موازنه ای نامیده می شود. سیاست هایی که معمولا” اتخاذ می شوند به صورت تنظیم عرضه و تقاضا و یا درآمد سرانه زارعین می باشند که به اشکال زیر ممکن است صورت گیرد.
۱- تنظیم تو لید
۲- تنظیم تقاضا
۳- تعیین قیمت رسمی
۴- پرداخت مستقیم و تضمین حداقل قیمت ها
۵- استفاده از امکانات وارداتی و صادراتی
۶- ایجاد اشتغال در بخش کشاورزی جهت جذب زارعین اضافی
۷- تشویق زارعین به متحد شدن و تشکیل سازمان های تعاونی
۱- تنظیم تولید: افزایش تولید محصولات کشاورزی مبرم ترین جزء برنامه توسعه اقتصادی در کشورهای در حال رشد می باشد. این برنامه شامل مبارزه با تمامی تنگناهای موجود در امر گسترش تولید می باشد.از قبیل تأمین آب و اعتبار، بهبود بخشیدن به امور زیر بنائی ( مثل شبکه راه ها )، گسترش تعلیمات کشاورزی و ترویج در روستاها، تأمین مالکیت عادلانه، دادن کمک های بلاعوض و غیره. معمولا” تا حال در ایران سیاست های توسعه تولیدات کشاورزی همآهنگ اتخاذ نمی شده اند، مثلا” سرمایه گذاری های نسبتا” زیادی در اموری از قبیل ساختن سدهای بزرگ و غیره انجام شده ، ولی به امور کوچکتری از قبیل ایجاد شبکه های درجه دوم و سوم آب رسانی، تسطیح زمین و تأمین کود و بذرهای اصلاح شده توجه کمی شده است؛ و در نتیجه زیان های زیادی متوجه کشور شده است. مشکل افزایش تولید محصولات کشاورزی مسأله ای خیلی وسیع است و حل آن مستلزم فعالیت زیاد و زمان طولانی می باشد. در حالیکه در اکثر نقاط دنیا مسأله کمبود تولید محصولات کشاورزی وجود دارد، در تعداد معدودی از کشورها؛ برای اینکه قیمت محصولات کشاورزی خیلی پائین نرود، دولت ها مجبور هستند از تولید این محصولات جلوگیری کنند، مثلا” دولت امریکا برای این منظور به زارعین پول و مقداری محصول می دهد که قسمتی از زمین های خود را نکارند، و یا برای هر زارع سهمیه ای برای کشت تعیین می کند.
۲- تنظیم تقاضا: اجرای برنامه هایی که سبب افزایش درآمد مردم می گردد؛ به بالا بردن تقاضا برای اغلب محصولات کشاورزی کمک می کند، در بعضی موارد دولت سیاست هایی اتخاذ می کند که مستقیما” باعث افزایش تقاضا برای محصولات کشاورزی می گردد؛ از قبیل تغذیه رایگان دانش آموزان و اطفال شیرخوار و خانواده های بی سرپرست، یا خانواد

ه هایی که سرپرست آنها قمار باز یا معتاد به مواد مخدر یا الکل بوده و یا زندانی می باشند. اجرای این برنامه ها برای مبارزه با سوء تغذیه لازم می باشد، چون صرفنظر از عواطف انسانی، انجام فعالیت های لازم برای تأمین رشد اقتصادی مستلزم وجود افرادی است که خوب تغذیه شده باشند. برنامه تنظیم خانواده برای جلوگیری از رشد سریع جمعیت اگر موفق باشد جلوی رشد تقاضا برای محصولات کشاورزی را می گیرد، لکن چون اجرای این برنامه ها سبب افزایش درآمد سرانه می گردد، تقاضای سرانه محصولات کشاورزی را افزایش می دهد. ایجاد صنایعی

که محصولات کشاورزی به عنوان نهاده در تولید آنها به کار می رود ( مثل صنایع نساجی، لبنیاتی، کمپوت سازی و غیره ) تقاضا برای این مواد را افزایش می دهد. برعکس، گسترش بعضی از صنایع که مواد مصنوعی رقیب محصولات کشاورزی تولید می کنند، سبب کاهش تقاضا برای این محصولات می گردد.
۳- تعیین قیمت رسمی محصولات کشاورزی: گاهی برای مبارزه با محتکرین و سود جویان دولت مجبور می شود، قیمت محصولات کشاورزی را رأسا” تعیین کند. اگر دولت قیمت مح

صولی را پائین تر از قیمت متعادل بازار تعیین کند مقدار عرضه کمتر از مقدار تقاضا برای آن محصول خواهد بود، و به مرور مسائلی از قبیل رواج بازار سیاه و قاچاق، ناراحتی هایی را برای مصرف کنندگان و تولید کنندگان ایجاد خواهد کرد. مثلا” گوشت بارزترین نمونه آن است که دولت ها مجبور می شوند از طریق سهمیه بندی توزیع آن را بین مصرف کنندگان عملی سازند.
۴- پرداخت مستقیم و تعیین قیمت های تضمینی: پرداخت مستقیم ممکن است به تولید کنندگان یا مصرف کنندگان انجام شود. از طرف دیگر دولت اغلب محصولات کشاورزی را به قیمتی کمتر از قیمتی که از زارعین خریداری می کند، به مصرف کنندگان می فروشد و به این وسیله حداقل قیمت برای تولید کنندگان را تضمین می کند. در ایران ثابت شده است که تضمین قیمت ها بهتر عملی می شود و سالانه مبالغ هنگفتی از بودجه کشور صرف این کار می شود.
۵- استفاده از امکانات وارداتی و صادراتی: دولت با وارد کردن مقادیر زیادی محصولات کشاورزی مانع بالا رفتن قیمت این محصولات می شود. گرچه این امر مانع احتکار و گرانفروشی است، ولی باعث کاهش سودآوری تولیدات کشاورزی شده است.
۶- ایجاد اشتغال در بخش غیر کشاورزی: چون کار کشاورزی فصلی است با استفاده از ماشین آلات در فصول پر مشغله می توان در مقدار کار لازم برای تولید محصولات کشاورزی صرفه جوئی چشمگیری به عمل آورد و چون تعداد کارگران کمتر می شوند، در نتیجه دستمزد کارگران بخش کشاورزی بالا می رود، و برای زارعین صرف می کند که از ماشین آلات استفاده کنند.

۷- تشویق زارعین به متحد شدن: یکی دیگر از راه های کمک به زارعین و نیز مصرف کنندگان تشکیل شرکت های تعاونی است. به این وسیله زارعین می توانند مستقیما” تولیدات خود را به مصرف کنندگان بفروشند و دست واسطه ها را کوتاه کنند. علاوه بر این زارعین با تشکیل شرکت های تعاونی می توانند امکانات دیگری از قبیل ایجاد سردخانه و کارخانه های بسته بندی و غیره فراهم سازند و درآمد خود را بالا ببرند.

نگاهی به استان خراسان
استان خراسان ناحیه وسیعی است در شرق و شمال شرقی کشور به مساحت تقریبی ۳۱ میلیون هکتار که با دارا بودن حدود ۱۹% از مساحت کل کشور، وسیعترین استان را تشکیل می دهد. خراسان منطقه ای است با خصوصیات اقلیمی متغیر و متفاوت که شاید کمتر نظیر و

مشابهی در سطح کشور داشته باشد.
بطور کلی می توان گفت استان خراسان از نظر زمین و خاک در مقایسه با سایر عوامل لازم کشاورزی با محدودیت چندانی روبرونیست و بندرت می توان ناحیه ای را یافت که خاک عامل محدود کننده ای به شمار آید.
آب و هوای استان خراسان متنوع است، در نواحی مرتفع بینالود آب و هوای سرد کوهستانی، در بجنورد و قوچان و شیروان آب و هوای معتدل کوهستانی، در کوهپایه های استان آب و هوای نیمه بیابانی ملایم، در نواحی جنوبی استان که ۵۰% از مساحت آن را در بر می گیرد، آب و هوا، خشک و بیابانی است.
جمعیت استان خراسان ۶۰۴۷۶۶۱ نفر گفته شده که از این تعداد ۵۸/۵۶%در نقاط شهری ساکن هستند.
استان خراسان از نظر سطح زیر کشت اراضی با ۲۱۵۳۱۷۴ هکتار دارای بالاترین مقام در کل کشور می باشد. این استان با ۸/۱۲% تولید گندم، ۸/۱۶% تولید جو، ۸/۴۵% تولید چغندر قند کشور، مقام نخست و با ۵/۳۰% تولید پنبه مقام دوم را در کشور به خود اختصاص داده است. یکی دیگر از اقلام مهم کشاورزی که از سود بخشی بالائی برخوردار است زعفران می باشد.
استان خراسان از نظر منابع طبیعی دارای قابلیت های در خور توجهی است. ارتفاعات متعدد، دره های آباد، بیابان های هموار، غارهای طبیعی متعدد، آب و هوای متنوع، رودخانه هائی چون اترک و کشف رود و پوشش گیاهی چون مرتع، جنگل و درختچه های گز شرایط مطلوبی را برای استفاده جهانگردان فراهم نموده است.
از نظر میزان بارندگی تفاوت قابل ملاحظه ای بین نواحی کوهستانی شمالی و مناطق کویری و صحرائی جنوبی وجود دارد. بطور کلی می توان گفت میزان ریزش باران از شمال به جنوب دارای یک سیر نزولی است. متوسط بارندگی سالانه مناطق شمالی استان خراسان حدود ۲۵۰میلیمتر و مناطق جنوبی استان حدود ۱۶۵ میلیمتر است.
این استان بزرگ از نظر منابع آبی جزو نواحی کم آب محسوب می شود. حجم نزولات جوی استان خراسان با احتساب متوسط بارندگی سالانه به میزان ۱۸۰ میلیمتر می باشد.

خاک شناسی

همان طور که بشر برای بقای خود به خاک متکی است، دوام و تکامل خاک نیز تا حد زیادی به نحوه استفاده بشر از آن بستگی دارد. رشد و نمو گیاهان که علاوه بر سالم و زیبا ساختن محیط زیست منبع اصلی احتیاجات خوراکی و پوشاکی ما را تشکیل می دهند ، بدون خاک امکان پذیر نمی باشد. بی دلیل نیست که در طول تاریخ، ظهور تمدن های بزرگ در مناطقی که خاک خوب موجود بوده صورت گرفته و سقوط تمدن های بزرگ بین النهرین و دره رود نیل و … همزمان با تخریب و کم حاصل شدن خاکها و در اثر عدم توجه به حفاظت آنها به وقوع پیوسته است.