پوششهاي بر پايه آب

استفاده از آب به عنوان يك حلال رنگ هميشه به علت هزينه پايين وعدم خطر آتش سوزي ومسموميت زايي جالب بوده است واحتمالا آب اولين حلالي بوده كه توسط بشر در رنگ هاي ابتدايي در نزد نقاشان در طول قرن ها استفاده مي شده است .

دو غاب آهك يكي از روكش هاي لايه مواد در زمره رنگ هاي لعابي است كه هم اكنون از هر نظر قديمي ومنسوخ است ودراستفاده امروزي از جهت هزينه مارپيچي حلالها ورعايت آلودگي محيط واسطه انتقال آبي يك نيروي محرك براي گسترش استفاده از آب است كه به عنوان يك حلال رنگ تهيه شده است .
امروزه رنگهايي كه پايه آنها بر آب است به دو گروه اصلي تقسيم مي‌شوند :
الف) عصاره پليمر كه در درجه اول در ساختن رنگ ها استفاده مي شود .
ب) قابل حل در آب يا لزجت آب كه دراصل براي رنگ هاي صنعتي بخصوص آستر فلزات بوسيله گالوانيزه كردن به كار مي رود.
يك كاربرد جالب رنگي كه پايه اش برآب است در رنگ تزييني هوا خشك كن و روكش هاي تحتاني است وعمل قابل توجهي براي توليد اموسيونهاي مناسب انجام شده است ادعا شده است كه رزين هاي رنگ مي توانند بطور رضايت بخشي امولسيونه شوند با استفاده از آميختن يك امولسيونه كننده‌ با دارا بودن ارزش HLB مناسب ( در زير )

امولسيونهاي پليمري :
ماهيت امولسيون :
يك امولسيون در ۲ شكل است : سيستمي كه مركب است از مايع در شكلي از قطرات ريز ( به صورت پراكنده ) ومعلق يا پراكنده در مايع دوم (به صورت متصل ) در آنچه كه حل نشدني است معمولترين تركيب امولسيون محتواي آب به شكل پيوسته است پليمر امولسيون ها از اين نوع هستند هنگامي كه حالت پراكنده يك جسم جامد مورد نظر است سيستم ، انتشار ناميده مي شود. اما چون معمولا پليمر ها بيشتر جامد هستند تامايع حالت امولسيون هميشه براي سيستم پليمرها استفاده مي شود امولسيون در آبي كه پراكنده است ودر يك شكل پيوسته وجود دارد اما اينها بقدرت با لايه سطحي مواجه مي شوند .

شكل گيري امولسيون
فرض اين است كه خواهان توليد يك امولسيون از روغن بزرگ در آب هستيم بهم زدن وتكان سريع و شديد ومايع باهم يك ماده معلق از خطرات ريز روغن توليد خواهد كرد اما وقتي كه حركت و تكان توقف شد درمايع به دولايه متمايز اشكار تقسيم مي شود ( شكل ۱-۱۹)
بهر حال اگر آب داراي مقدار كمي از يك صابون يا يك عامل موثر سطحي ( يا ترساز ) باشد با قي مانده هاي قطرات ريز روغن در آب پراكنده مي شود ويك امولسيون تشكيل مي شود هنگامي كه امولسيون براي مدتي در جايي باقي بماند بدان منجر خواهد شد كه قطرات پراكنده ريز روغن بالا روند ( وزن مخصوص روغن برزك كمتر از آب است ) اين به عنوان دوغاب امولسيون ها

شناخته شده است ، كه به جداسازي سر شير از شير شبيه است در نتيجه حركت دو غاب دوباره به آساني پراكنده مي شود اماساختمان دو غاب مي تواند از افزايش حالت چسبندگي آب جلوگيري كند .
از جمله مواردي كه با اين هدف استفاده مي شوند سلولز اتر قلياي نمك اكريليك ، آلژنيات ها و قلياي كازئين هستند همچنين اين قبيل عامل هاي غليظ سازي مانند اموسيونهاي ثبات بخ

شنده يا كلوئيدهاي محافظ معرفي مي شوند.
ترسازها
تركيب هايي وجود دارند كه وقتي در يك مايع حل مي شوند كشش سطحي آن مايع يا كشش بين وجهين ميان دومايع اختلاط ناپذير پايين يك مايع ويك جامد كاهش پيدا مي كند . كارايي وتاثير آنها بستگي به ساختمان شيميايي آنها دارد و شمار زيادي از اين تركيب ها شناخته شده هستند .
هنگامي كه از يك تر ساز براي توليد يك امولسيون استفاده مي شود بطوريكه دو مثال زير آورده شده است كه آن به عنوان يك عامل امولسيونه طبقه بندي شده است .
مناسب بودن ترساز براي اين هدف وابسته به ارزش HLB است .
ارزش HLB: يك مولكول تر ساز شامل ۲ گروه هيدروفيليك وليپوفيليك (‌هيدروفابيك ) است و ارزش HLB نسبت بين اين گروههاست كه خواص اموسيونه تر سازها راكنترل مي كند .
اين ارزش ها از راه تجربي در اين گروهها توسط ديويس و رديال تعيين شده است . بعضي از اين ارزش ها در جدول پايين آورده شده اند .

استفاده از اين ميزان اعداد و ارقام HLB يا هيدرو فيليك / ليپوفيليك مي‌تواند ، بااستفاده از عبارت زير بر آورد شود .
۷+(گروههاي ليپوفيليك) -(گروههاي هيدروفيليك
هماهنگي بسيار خوبي بين ارزش بر آورد شده از راه تئوري وتجربي حاصل مي شود .
ارتباط بين ارزش HLB ومصرف كاربردي مواد پاك كننده در جدول
۲-۱۹ نشان داده شده است .

درعمل ارزش HLB در انتخاب امولسيونه كننده ها مفيد است اما مواد در پاك كننده ها كم اهميت تراست .
يك رابطه جالب فيزيكي شيميايي بين ارزش HLB و پايداري امولسيون توسط ديويس ورديال نشان داده شده است .

به مقدار آب در امولسيون روغن و به مقدار روغن در امولسيون آب وابسته است.
ترسازها به ۴ گروه اصلي با نام هاي ، آنيوني غيريوني ، كاتيوني ، و آمفوليتي طبقه بندي مي شوند عموما آنيون ها بيشترين استفاده را به عنوان عامل امولسينه دارند . دسته ديگر در مرطوب ساختن و پراكنده سازي رنگدانه و براي منظورهاي خاصي استفاده مي شوند .

ترسازهاي آنيوني

متداول ترين نمونه ها نمكهاي فلزي قليايي زنجيره صحيحي از كربوكسيل يا اسيد هاي سولفونيك بين ۱۱ تا ۱۷ اتم كربن هستند لوريت سديم نمونه اي واقعي است كه وقتي در آب حل مي شود يونيزه مي گردد .

كه به ماهيت قطبي آنيون وابسته است از گروه هيدروفيليك ( كشش آب ) وهيدرونايغلظت خيلي پايين با ميسل ها تركيب مي‌شوند . ( شكل ۲-۱۹ كه آنيونها بشكل نمايش داده مي شوند )
هيدروكربن به درون وگروههاي كربوكسيل به طرف بيرون آب هدايت مي‌شوند .
هنگامي كه قطرات روغن داخل مي شوند ( مانند مثال مقدمه ) هيدروكربن جذب روغن مي شود و گروههاي كربوكسيل به طرف آب فرستاده مي شود
( شكل ۳-۱۹ ) بموجب آن قطرات روغن يك بار منفي كلي كسب مي كنند واز دو سر دافع مي شوند . از بهم آميختگي و پيوستگي قطره ها جلوگيري مي‌شود و در نتيجه يك امولسيون آنيوني بدست مي آيد . از آنيونها تا جمع شدن در سطح محلول نگهداري مي كنند واز كشش سطحي بوسيله ميزان متناسبي از غلظت كاسته مي شود.
با روشي شبيه به اين آنها دريك سطح مشترك بين محلول ويك جامد جذب مي شوند وهمچنين تماس برخورد آنها كم تر مي شود رطوبت سطح باعث تسهيل دراين عمل مي شود .

انواع ديگر تركيبات كه به عنوان ترسازها ي آنيوني استفاده مي شوند ، نمك حلال در آب آمين ها و اسيد هاي چرب مانند اُليت تريدانولامين و الكلهاي بهتر سولفات شده مانند سولفات لاريل سديم ، تركيبات سولفاتي مانند روغن كوچك سولفونات شده ( روغن قرمز تركيه اي) و سولفات هاي حلقوي نفت هستند .

شكل گيري امولسيونهاي پليمري
هنگامي كه يك منومر مايع ، استات وينيل به يك حلال مايع از يك ترساز آنيوني باجنبش سريع اضافه مي شود قطره هايي بااندازه هاي گوناگون توليد مي شوند كه با آنيون ها روكش داده مي شوند . قطره هاي كوچك تر در ميسل ها محصور شده بسرعت حل مي شوند . افزايش كاتاليزور پليمر يزه كردن به يك واكنش سريع وشديد منجر مي شود كه هر منومر محلول به پليمر تبديل مي شود (استات پلي وينيل) قطره هاي بزرگ آهسته تر حل مي‌شوند اما درنهايت همه مونرها به پليمر تبديل مي شوند .
ذره هاي پليمر با آنيون ها پوشانده مي شوند در اين روش امولسيونها محتوي ۴۵ تا ۵۵ درصد پليمر را بوسيله جرمشان توليد ميكنند واكنش پليمراسيون در فصل ۱۱ شرح داده شده است .

هومو – پليمرها وكو- پليمرها
هوموپليمرها :محصول بدست آمده توسط پليمريزاسيون يك منومر منفرد اس

ت كه به عنوان هومو پليمر شناخته شده است .
تعداد زيادي از هوموپليمرها توليد شده اند و آنها اختلاف زيادي درخواص فيزيكي بخصوص درجه سفتي وسختي نشان دادند . به عنوان مثال استات پلي وينيل ، سخت ومحكم وجامد وشكننده است حال آنكه اكريلات پلي بوتيل در اثر گروههاي مختلف در زنجيره نرم وانعطاف پذيراست هنگامي كه امولسيون در سطح بكار برده مي شود به آن اجازه مي دهيم تا خش

ك شود بنابراين استات پولي ونيل بالايه هاي نازك پيوسته ومتصل تركيب نمي شوند اگر يك نرم كننده مناسب ( بالاي ۲۰ درصد جرم پليمر ) در امولسيون به حركت در آورده شود ، جابجايي كه در آن پليمر جانشين مي شود . در نتيجه در ذرات نرم تر كه قابل متراكم شدن و بهم آميختن هستند يك لايه نازك تشكيل مي شود .
نوع اِستر نرم كننده ها مناسب تر هستند اما متاسفانه مشكلاتي دارند ، اگر آشكار شدگي لايه نازك نرم به درازا كشيده شود ، باعث خسارت تدريجي جانشين نرم كننده مي شود ، كه با تبخير يا جابجايي در ماده اصلي همراه است . در نتيجه شكنندگي تدريجي منجر به وقفه و نقص وعدم موفقيت مي‌شود .
كو – پليمرها : اگر استات وينيل با يك منومر دوم كه خودش يك پليمر نرم وانعطاف پذيري دهد كوپليمر شود در اين صورت محصولات بوسيله تنظيم كميت ها نسبي محصولات باهر درجه سختي خواسته شده با قابليت لايه هاي پيوسته ومتصل حاصل بدون افزايش نرم كننده ها مي توانند توليد شوند مقدار ونوع منومر دوم ميتواند گوناگون باشد وانواعي كه بكاربرده شده‌اند شامل اتيلن و اُلفين هاي متفاوت كلرايدوينيل ، وئووا يك اِستر وينيل از يك شاخه زنجيره اسيد كربكسيليك ) واِسترهاي اكريلي مي باشد . كوپوليمرهاي وينيلي متفاوتي با كاربردهاي خيلي مخصوص ومعين شامل كلورايد وينيل / وئووا ، استيرن / اكريليك و تولوئن وينيل / اكريليك مي باشند.
يك دسته ده تايي از كوپليمرهاي استات / وئووا وينيل براي آميخته شدن با مواد رنگي عالي نسبت به معمولي بدون پذيرفتن خسارت قابل توجه ومحسوس مقاومت ساييدگي درنظرگرفته شده اند .
رنگ روغن هاي مات توسط ۷۰ درصد PVC ، به ما اين امكان را مي‌دهند كه پس از خشك شدن پوست يك ناشفافي وتيرگي بوجود آيد توجه به مسائل اقتصادي وصرفه جويي ها با جانشيني يك نسبت از دي اكسيد تيتانيوم بجاي چسب يا بطانه مي تواند ميسر شود .
كوپليمرهاي از اين نوع به عنوان چسب هاي قوي شناخته مي شوند .
كوپليمرهاي وينيل مخصوصا از نوع استات / الفين وينيل در اندازه وحد استاندارد براي استعمال خارجي اكثر رنگ هاي امولسيون ودراندازه كوچكتر براي كاربرد خارجي مي باشند .
يك دسته از كوپوليمرهاي كلرايد وينيل وكلورايد وينيليدن ، باداخل شدن يك نسبت از اِستر اكريلي اصلاح شده وتوسط ICI توليد مي شوند ودر تجارت بنام «هالفكس» عرضه مي شوند در برخي جهات اختلاف امولسيونهاي آنيوني بواسطه انواع قرار دادي آنها مي با

شد .
تراز پاييني از نرم كننده ها دركارخانه توليدي استفاده مي شود بنابراين لازم است كه يك پايدار كننده به فرمول سازي رنگ اضافه شود . پروپيلن (‌سينپرونيك [C] – PE39/70‌) بسيار مناسب تهيه شده است .
هالفلكس در يك PH بسيار پاييني عرضه مي شود ، (۲-۱) . حال آنكه اين نوع پليمر در سطح PH بالا تمايل به كلرينه شدن بدون هيدروژن دارد . رنگ‌هاي امولسيون بر پايه ها لفلكس قرار دارند و رنگي است كه PH آن بين ۵-۴ است واين حدود براي برخي از انواع رنگ كه مورد استفاده قرار مي‌گيرند وضع شده است .
فسفات روي ، تري فسفات آلومينيم اصلاح شده و شيلدكس ، هنگامي‌كه‌براي‌آماده‌سازي‌آهن‌بكار‌برده‌مي‌شود نتايج رضايت بخشي مي دهد .
كاربردهاي كوپليمرهاي هالفلكس شامل چاشني هاي آهني متناسب انفجار ( در ۸۰-۵۰ ميكروتر ضخامت لايه خشك ) است و آنها چسبندگي و پيوستگي خوبي نسبت به آهن آبكاري شده نوين ، بتون ،چوب و بسياري از سطوح پلاستيكي دارند . كوپليمرهاي داراي رشته هالفلكس براي رنگ وروغن زدن و آماده سازها مناسب هستند .

رنگ هاي امولسيون وينيل
رنگ هاي امولسيون شامل سه مرحله متمايز مي باشند . الف-مرحله آبكي ياشكل مسلسل كه درهر غليظ كننده ماده نگاه دارنده از فاسد شدن وافزودني‌هاي ديگر حل مي شود . ب-مرحله تجزيه شدن پليمر ج-مرحله تجزيه شدن رنگ ، درجدول ۳-۱۹ نمونه اي از تركيبات رنگهاي امولسيون وينيل ساده ونيمه براق بامثال توضيح داده شده است آنها با طرح خيلي مفصل از تركيبات و رنگهاي تكميلي بيان مي شوند .

 

موادوساخت رنگهاي امولسيون وينيل
جمع شدگي ماده رنگي زياد در بانت ها
بافت مواد رنگي كه به شكل مايع تجزيه مي شوند معمولا با كمك

يك ترساز بهتر از نوع غير يوني است . اين نوع براي يوني كه تمايل زيادي جهت كف كردن دارد بهتر است ( ضدكف را در زير ببينيد . )
جدول ۳-۱۹ : مثالي از رنگهاي امولسيون وينيل
درصد تركيب

رنگ نيمه براق رنگ ساده
۰۰/۲۰ ۰۰/۲۰ دي اكسيد تيتانيوم روتيل
– ۵۰/۳۰ گل سفيد يا سفيداب
– ۴۰/۹ مصالح ثابت و غيرفرار
۴۰/۰ ۴۵/۰ هيدروكسي اتيل سلولز
۷۰/۱۳ ۴۵/۲۹ آب
۵۰/۰ ۷۰/۰ ترساز غيريوني
۲۰/۰ ۲۰/۰ عامل جدا كننده
۳۰/۱ ۳۰/۱ آب
۲۰/۰ ۲۰/۰ نگاه دارنده
۱۵/۰ ۱۵/۰ كف بر
۱۰/۱ ۲۰/۱ حلال متراكم
۴۵/۶۲ ۴۵/۲۳ امولسيون كو پليمر (وينيل استات/ اتيلن جامد ۵۰ درصدي)
۲۲/۱ ۴۸/۱ وزن مخصوص (چگالي)
%۷۰/۴۰ %۱۵/۳۴ حجم جامدات يا حجم سختي
%۰/۱۵ %۰۰/۵۲ PVC
%2/46 %5/42 وزن آب

مهم ترين خواسته در رنگ هاي امولسيون از حيث تيره كردن رنگ سفيد و زرد كمرنگ مي باشد كه در بافت هاي اصلي دي اكسيد تيتانيوم است درجه روتيل ب

راي مقاومت ودوام گچ وهمينطور خواص جريان معرفي مي شود .
تجزيه دي اكسيد تيتانيوم براحتي بوسيله يك نوع تجزيه كننده نقره اي با سرعت بالا صورت مي گيرد .
بافت ماده رنگي ( وچسب اگر استفاده شود ) به حلال آبي ، كلوئيد ، ترساز و اجزاء ديگر بوسيله يك مخلوط كن اضافه مي شود درجه تجزيه به براقي و شفافيت زياد رنگها توجهي ندارد ، بافت ماده رنگي تجزيه شده سپس با امولسيون مخلوط مي شود

ورنگ روشن مي شود واگر لازم باشد بطرف ناحيه سوراخ گير وصافي فرستاده مي شوند .
هرگاه به رنگ «سير» احتياج داشته باشيم بطور كلي بايد از مواد رنگي بابافت غليظ پر مايه در تركيب تجزيه مايع غليظ استفاده كنيم .
بافت مواد رنگي بي آب به اين شرط كه به مراقبت وبي خطر ساختن بافت ماده رنگي تجزيه و پراكنده شده كه كاملا در هيدروفوبيك وجود دارد توجه شود ، مي توانند بوسيله استفاده از ترساز با مقدار كافي ومناسب به كار برده شوند . ( اين عمل بخصوص براي بسياري از بافت هاي رنگدانه هاي ارگانيك
كه هيدروفابيك هستند به كار مي رود . )
چسب ها براي ساختن PVC و تركيباتي كه مورد نياز است بكار برده مي‌شوند چسب ها كه به شكل مايع هستند تجزيه مي شوند قبل از اضافه شدن رنگدانه بابافت غليظ و پرمايه كه تجزيه شده است .

كلوئيد هاي دفاعي ومحافظ ( همچنين به عنوان غليظ كننده ها هم شناخته مي شوند )
كلوئيد ها در تهيه درجه خاصي از ساخت وتركيب استفاده مي شوند بنابراين جنبش وتحرك رنگدانه پراكنده شده و ذرات پليمر و پايداري واستحكام ساختمان رنگ تحليل مي رود به علاوه بخاطر داشته باشيد كه آنها روي ذرات رنگدانه پراكنده ومنتشر شده ، سپس جذب مي شوند در صورتيكه اولين ومهمترين وظيفه كلوئيد هاي محافظ پايداري وتثبيت رنگ است ، همچنين آنها اثر ونتيجه قابل توجهي روي خواص جريان وروان شدگي (مخصوصا يكنواخت و يكدست شدن رنگ) و ساختمان لايه دارند ( در زير )
انواع رنگ هاي امولسيون وينيل مورد استفاده مشتقات سلولز غير يوني هستند از قبيل متيل هيدروكسي اتيل سلولز وميتل هيدروكسي اتيل سلولز ، نمك سديم يوني سلولز كربوكسي متيل و پولي اكريلات آمونيوم يوني مكرراً اين مخلوط ها نياز به شرايط تنظيم مناسب ودرخور دارند . از ديگر انواع عامل هاي غليظ سازي هيدروفيليك ( منت مر يلونيت ) هستند خاك هاي رس ] ۱۱[ كه مقدار قابل توجهي آب را جذب مي كنند وبه شكل گل‌هاي سفت ومحكم تبديل ميشوند مقاومت بيشتري نسبت به ميكروبهاي گياهي وحمله قارچي بعلت وجود اترهاي سلولز در آنها ، دارند .

جلوگيري كننده ها از فاسد شدن
كلوئيد هاي محافظ نام برده شده در بالا آماده حمله بوسيله باكتري درون ظرف هستند اين نفوذ با يك افت در غلظت و چسبندگي شروع مي شود واغلب با گاز مسموم كننده همراه است .
از طرف ديگر درمحل مرطوب پوسته خشك بود حمله قارچ ها ومواد ديگر قرار مي گيرد و كه از اين رو گنجاندن يك نگاه دارنده در فرمول سازي لازم وضروري است درحال حاضر مقدار كافي در آن مي تواند رنگ مايع رانگهداري كندهمچنين براي نگهداري از پوسته يك غلظت بالاتر لازم است .
آخرين نوع رنگ ها تحت عنوان «رنگ امولسيون فانگيستاتيك»

عرضه مي‌شود .
( خيلي اوقات از صنعت «قارچ‌كش» يا «ضد باكتري» استفاده مي شود اما نشان دادن آن دشوار است ) يك انتخاب كاملا وسيع از نگاه دارنده ها در دسترس است و شامل فنل هاي كلورين دار (يك جسم سياه سمي است كه در نمك پيدا مي شود ) تركيبات معين ارگانوتين ، كلرو استاميد ، و گروهي ازمواد مخصوص ديگر مي باشند .

 

عامل هاي جدا كننده
اينها در رنگ هاي امولسيون هرگاه آب هاي سنگين يا تركيبات يوني داراي آب استفاده شوند بكار برده مي شوند . اين ها به يون هاي فلزي پولي والنت (كاتيون ها) معروف است كه با تجزيه يوني از محلول جدا خواهند شد . وظيفه عامل جدا كننده ، جداسازي يون هاي فلزي است .
كالگن ] ۲۴[ كه معمولا مورد استفاده قرار مي گيرد ، يك هگزا متا فسفات سديم است كه وظيفه اش تبادل يون مي باشد .

ضدكف
هنگامي كه رنگدانه خشك به سرعت وتحت تكان شديد به يك حلال مايع
اتر سلولز يا كلوئيد ديگري اضافه مي شود كف توليد مي شود .
اگر طرز حركت وجنبش آبگونه رنگ آهسته باشد درنتيجه حباب هاي هوا وكف هاي در جريان مي توانند خيلي وجود داشته باشند . انواع متنوع «ضد‌كف‌ها» يا «كف‌برها» در دسترس است امادربرخي مواردكيفيت و روش كار روشن نيست مكانيزم يك نوع از آنها به اين صورت بيان مي شود :
هنگامي كه روغن نامحلول با كشش پايين به سرعت در سراسر سطح منتشر مي شود باعث ضعف وسستي وبي بندگي سيستم ونفوذ به جداره هاي حباب ودر نهايت منجر به فرو پاشي وريزش حباب ها مي شود .
روغني كه استفاده مي شود داراي مواد افزودني از قبيل عامل هاي انتشار و عامل هاي داخلي مي باشند كه جهت انتقال كف برها به فضاي داخلي حباب ها بكار برده مي شوند .

تشكيل پوسته وحلال متراكم

هنگامي كه رنگ امولسيون به شكل يك لايه در مي آيد ، بخار آب در كالبد رنگدانه مي رود و ذرات پوليمر همراه اجزاء كوچك تر پراكنده مي شوند ذرات پليمر مي بايست به اندازه كافي نرم ،روان ومايع باشند براي اينكه با ذرات

رنگدانه بهم آميخته شده ويكي شوند .
براي دست يابي به اين حالت دماي لايه بايد نزديك يا بالاي دماي مينيمم لايه تشكيل شده باشد كه اين دما معمولا بالاي دماي عبوري منعكس شده‌‌ ميباشد واين دمايي است كه در آن دما يك پيلمر يا رزين از يك تكه ترد وشكننده به يك حالت نرم وشكل پذير تبديل مي شوند يا برعكس دماي مينيمم تشكيل لايه يك مشخصه پيلمر خاص است . رابطه بين دماي مينيمم تشكيل لايه و توسط نيكلسون بررسي وتحقيق شده است . كه آن به شكل لايه كمكي دردماي پايين تر مي تواند بوسيله اضافه كردن مقادير كمي از حالتهاي معين به امولسيون تبديل مي شود .
اين حلالهاي متراكم و آميخته توسط ذرات پيلمر جذب ميشوند كه نتيجه آن يك آميزش آهسته و ملايم است وهمچنين باعث تسهيل و آسان شدن عمل آميزش مي شود .
از جمله مواردي كه به عنوان حلالهاي آميختگي استفاده مي شوند .اترهاي گليكول پروپيلن ، تگزانول و دالپادا هستند .
مادامي كه حلالهاي آميختگي كمك هاي موثري براي تشكيل لايه در دماهاي پايين دارند ، آنها ازمقاومت رنگ ها دربرابر منجمد شدن مي كاهند . ذرات پليمر نرم ، بيشتر مايل به انعقاد در اثر منجمد شدن نسبت به انواع سفت تر و سخت تر هستند .
ويليامز وفيرليس ] ۱۹[ در مطالعه تاثير عوامل موثر روي خواص وابسته به روشنايي لايه هاي رنگ امولسيون شكل گيري لايه وساختار آن را با برخي از جزئيات مورد بحث و بررسي قرار دادند ، مخصوصا بخشي كه بوسيله حلال هاي آميزشي به نمايش در مي آيد .
باندي و كلمن ] ۲۰[ درباره تشكيل لايه وعواملي همچون تاثير مقاومت ونيروي كششي ونفوذ پذيري و تراوايي آب مطالعه كردند ، آنها عقيده داشتند كه آميزش ذرات پليمري تحت تاثير وجود پايدار كننده هاي كلوئيدي وتوزيع وگسترش ( معمولا متغير ) ذرات رنگدانه در لايه قرار دارد .
خشكي لايه رنگ امولسيون به همراه بروز وتوسعه تنش در جلو لايه سرانجام به يك حالت پايدار وثابت مي رسد ومي تواند در جدا سازي لايه ازمواد ناپايدار بي ثبات موثر باشد .
اين تنش هابوسيله پريرا ] ۲۱[ اندازه گرفته شده اند كه همچنين چگونگي تاثير آنها بر روي نوع و مقدار حلال آميخته شده نشان داده شده است .
نقاشان رنگ هاي امولسيون مي توانند با استفاده از انتشار‌و پراكنده‌سازي
سيال مايع يا نوع عمومي و همگاني عمل نقاشي را انجام دهند . رنگ هاي غير آلي كنوني زحمت و در دسر كمي دارند ، اما جوهر ومواد اصلي رنگدانه آلي هيدرو فابيك در انتشار و پراكنده سازي مايع مي بايست بوسيله ترسازهاي يوني يا ( بطور بهتر ) غير يوني براي اجتناب از خطر ريزش در مرحله پليمر اصلاح شوند خواص و كاربرد رنگ هاي امولسيون و ينيل .
چندين سال اين رنگ ها در نزد نقاشان حرفه اي و آماتور محبوبيت ومرغوبيت داشته است كه اين رنگ ها بوسيله خواص زير توصيف مي شوند.
۱- عدم خطر آتش سوزي و سمي بودن حلالها
۲- كاربرد راحت و آسان بوسيله هر دو روش برس زدن وغلطك كشيدن
۳- سرعت خشك شدن كه امكان پوشش مجدد را در ظرف مدت زمان وساعات كمتري فراهم مي كند .

۴- استفاده از ابزار ها و ظروفي كه به راحتي با آب تميز مي شوند .
كاربرد اصلي آنها روي ديوارها و سقف هاي داخلي است كه مي توانند پوشش هاي مجزا و جداگانه اي داشته باشند واگر لازم باشد تنها به يك روز كار اختصاص پيدا مي كند . مقتض است كه روي سطوح جاذب مثل گچ تازه رنگ دست اول با آب رقيق شود ( دستوراتي وجود دارند كه معمولا روي ظرف رنگ چاپ مي شوند ) اما عمل رقيق كاري براي سطوح غير جاذب مانند سطوحي كه قبلا رنگ شده اند لازم نيست . بديهي است كه اين سطوح ، كاملا بايد پاك وساييده شود و به اصطلاح پرداخت شوند رنگ هاي امولسيون وينيل ( كه اگر لازم باشد بايد رقيق شود ) مي توانند براي نقاشي تخته هاي زير وانواع بسياري از تخته هاي ساختماني بطوريكه كاملا آماده سازي شونده مورد استفاده قرار مي گيرند آنها مي توانند توسط روكش آستر اوليه يا روكش زيرين وهمچنين رنگ وروغن زدن تكميلي وكارهاي دست آخر رنگ كاري درجريان هواي خشك معمولي ،رنگ رويي وتمام شده را به سطوح بزنند .

بعضي از امولسيون ها ي كوپيلمر وينيل روي سطوح خارجي استفاده مي‌شوند اين سطوح شامل سنگريزه و شن و ماسه و رگه هاي معدني ياميكاي معدني ولايه خشك مانند ساختمان سنگي مي باشند .

امولسيونها ور نگ هاي اكريلي
اگر چه خيلي اوقات پوليمر ا به نسبت ۱۰۰ درصد اكريلي به كار برده مي‌شوند اما در حقيقت كوپليمر ها تحت تاثير اِسترهاي اكريلي هستند اختلافات وتغييرات در خواص مي تواند بوسيله انواع مختلف ومتنوع وهمچنين نسبت هاومقادير متناسبي از اِسترها حاصل شود .
براي مثال پليمريزه كردن اكريلات اتيل يك پليمر بي نهايت سست وضعيف ونرم با كار برد و كثرت استعمال كم و جزئي اما سودمندوقابل استفاده بنام متاكريلات متيل حاصل مي شود بوسيله هم پليمريزه كردن دو اِستر در پليمر‌هاي با نسبت ها ومقادير مختلف اختلاف دردرجه سختي و قابليت انعطاف پذيري مي تواند حاصل شود ديگر كوپليمريزه هاي اِستر ها همراه متاكريلات متيل شامل اكريلات بوتيل و متاكريلات بوتيل هستند ، استيرن واكريلو نيتريل نيز استفاده مي شوند .
امروزه امولسيونهاي اكريليك در بازار عرضه مي شوند وبا ذرات ريز با مقاومت سرمايش وگرمايش خوب و يك PH بالا (۱۰-۵/۹) مشخص مي‌شوند‌.
معمولا فرمول بندي ودستور سازي آنها تا اندازه اي شبيه به وينيل ها مي‌باشد باستثناي PH محسوس بالاتر ( حدود ۵/۹) كه باعث اختلاف اين دو باهم مي شود و بطور كلي به يك كنترل ونظارت گسترده احتياج دارد در اين روش شكل لايه شبيه به آنچه كه در رنگهاي امولسيون وينيل گفته شده مي‌باشد وهمچنين عواملي كه روي آن تاثير مي گذارد و پيوستگي وبهم آميختگي يا تركيب و آميزش قطره هاي ريز پليمر نيز شبيه به آن مي باشد كه توسط ويل و زُم بررسي ومطالعه شده است ]۲۲[ ولايه ها بوسيله ميزان چسبندگي خوب براي حيطه و سيعي از فضا ، انعطاف پذيري ثابت وماندني و دوام خوب مشخص مي شونداز جمله كاربردهاي آنها در آستر زدن براي چوب در رنگ كاري سطوح خارجي از قبيل دو‌غاب سيمان اندود گچ و سمنت ، پوشش تگرگي يااندود به شن و آهك ،وبتن مي باشد .
فرمول ودستور زير تركيب وساخت كلي يك آستر اكريليك را براي

چوبهاي صاف ، شرح داده است .

% درصد وزني
۰/۱۴ دي اكسيد تينانيوم روتيل
۴/۱۱ كربنات كلسيم
۵/۴ ذرات طبيعي سيليكا
۴/۰ جلوگيرنده از فاسد شدن
۶/۰ ترساز غير يوني
۲/۰ كف بر
۳/۲ كليكول پروپيلن
۰/۵۸ امولسيون اكريليك ( % ۴۶جامد )
.q.S محلول آمونياك
وزن مخصوص ۱٫۲۶ ؛ حجم جامدات % ۴۴ .
وقتي كه اين آستر خشك مي شود با سيستم هاي اكسيد شده معمولي يا بارنگ امولسيون اكريليك مي تواند روكش شود ( در زير دستور زير معلومات ظاهري يك رنگ امولسيون اكريليك رابا تركيب كلي وجامع شرح داده است .
% درصدوزني رنگ سفيد ، صورت ظاهر : رنگ امولسيون اكريليك
۵۲ آب
۱۰۱ ترساز غير يوني
۲/۰ كف بر
۶/۹ محلول پلي اكريلات آمونيوم ( % ۲)
۵/۲۰ دي اكسيد تيتانيوم روتيل
۴/۸ طلق سفيد
۲/۹ رنگ سفيد پاريسي
۱/۲ كليكول پروپلين
۳/۰ روغن درخت كاج
۲/۰ جلو گيرنده از فاسد شدن
۳۰/۴ امولسيون اكريليك ( % ۴۶)
۲/۰ آمونياك ( ۸۸۰/۰)
وزن مخصوص ، ۴۰/۱ ؛ حجم جامدات ، %۰/۴۱ ؛ و PVC ، %۷/۳۸ ؛ PH (6/9-5/9)
خواص و موارد استفاده
بعضي از اينها كه در بالا اشاره شده است ، به علاوه رنگ هاي امولسيون اكريليك مقاومت در سرمايش و گرمايش بيشتر ونفوذ پذيري و نم پذيري كمتري دررطوبت نسبت به وينيل هادارند گذشته ازاين ويژگيها آنها به عنوان آستر چوب و براي رنگ كاري هاي خارجي مي باشند وهمچنين در ديوارهاي داخلي وسقف استفاده مي شوند وبا تركيب و آميزش نوع سخت ترپليمر به عنوان رنگ هاي كف اتاق نيز مي توان از آنها استفاده كرد . همچنين امروزه با موفقيت واحد نتيجه خوب به عنوان آستر براي آهن سفيد به كار برده مي‌شوند .
در نجاري كه بانماي چوب سروكار داريم مثل قاب پنجره ها در اينصورت مكررا بوسيله رنگ خوردن به عنوان لايه هاي محافظ نگهدارنده بجاي رنگ اصلي ،اصلاح شده تحت

عمل رنگ كاري قرار مي گيرند در بسياري از جاها از رنگي كه پايه اش آب است و داراي مخلوطي از امولسيونهاي آلكيدي و اكريليك است با يكديگر همراه رنگدانه هاي روشن ، ثابت و پايدار استفاده مي‌شود ورنگ هاي شفاف نيمه شفاف ، ومات ايجاد شده مورد استفاده قرار مي‌گيرند بايد توجه داشته باشيم كه دوام و پايداري خوب اين رنگ ها بوسيله جزء اكريلي

ك فراهم مي شود در صورتيكه آلكيد عهده دار نفوذ و چسبندگي مي باشد .
اكسيد آهن قرمز با ناشفافي و كدورت كم كه ناشي از جذب كننده ها مي‌باشد اغلب براي تجمع و انعقاد رنگدانه هادر بافت ها استفاده مي شود .

چسب هاي حلال در آب
انواع نخستين
درميان چسب هاي اوليه براي رنگدانه هاكه توسط بشر استفاده مي شد چسب هاي گياهي بودند ، كه در حال حاضر به ميزان كمتر براي اهداف مخصوصي استفاده مي شوند به عنوان مثال چسب كتيرا و چسب عربي هنوز در مقادير محدود استفاده مي شوند زرده تخم مرغ از موادي است كه بوسيله نقاشان قرون وسطي مورداستفاده قرار مي گرفت . وبه عنوان يك تركيب كننده صنعتي خوب با مقدار متوسط طبيعي وبنام واسطه طبيعي استفاده مي‌شد .
چسب هاي حيواني از پوست واستخوان ها بدست مي آيند و عموما تا ميانه قرن كنوني به عنوان چسب هايي براي رقيق كردن رنگ استفاده مي شوند (رنگهاي سفيد سقف) وهمچنين به عنوان كلونيدهاي نگهدارنده در روغن فرار يا در رنگ هاي لعابي قابل شستشو استفاده مي شوند در حال حاضر اين مواد غير مستعمل و منسوخ شده هستند .
گازئين يك پروتئين بدست آيد از شير است كه در قلياي رقيق حل مي‌شوند وبه عنوان چسب در رقيق كردن روغن آزاد وهمچين به عنوان كلوئيد نگهدارنده در روغن فرار ويا درانواع قابل شستشو بكار مي روند . كازئين داراي يك مزيت بيشتري نسبت به چسب هاي حيواني مي باشد محلول آمونياك رقيق يك لايه غير حلال در آب را بواسطه اتلاف يا از دست دادگي قليا مي دهد .
محلول كازئين قليايي هنوز به ميزان محدودي به عنوان يك كلوئيدي محافظ در انواع مشخص رنگ امولسيون استفاده مي شود .
آلجنيات ها از نوع خاصي ازجلبك درياي بدست مي آيند و محلول هاي كلوئيدي تشكيل شده داراي غلظت بالا مي باشند وبه عنوان چسب هاي براي رقيق كردن رنگ استفاده مي شوند .

انواع نوين
اينها مي توانند به دو دسته تقسيم شوند :
الف-سيليكات هاي قليايي
ب-رزين هاي حلال در آب

سيليكات هاي قليايي

سيليكات سديم به عنوان چسب در رنگهاي دير پخت چندين سال مورد استفاده قرار مي گرفت هر چندمايل بودن به سفيد شدن اين لايه ها به تشكيل كربنات سديم وساختار آن مربوط است و بهمين دليل بعدها بجاي سيليكات سديم ، سيليكات پتاسيم مورد استفاده قرار گرفت وهمچنين سيليكات سديم دررنگ هاي كه نياز به مقاومت در دماهاي نسبتا بالا دارند . استفاده مي شود مقاومت هوايي اين لايه ها براي كارهاي خارجي كافي نيست يك كاربرد جالب سيليكات سديم دررنگ هايي بنام «سيليكات روي» غير آلي اين است كه گرد «روي» قبل از استفاده به آرامي با محلول سيليكات سديم مخلوط مي شود اين لايه از سيليكات روي ساخته شده است كه داراي روي غير واكنشي است و يك آستر موثر براي آهن مي باشد واين اصل در ماهيت و ذات آن است هر چند كه نسبت در سيليكات ليتيم در حوزه هاي كاملا محدودي نگه داشته مي شود .
بعدها از سيليكات ليتيوم بجاي سيليكات سديم در رنگ هاي سيليكات روي استفاده شد .
اما براي اين منظور از سيليكات هاي اتيلي دوباره هيدرو

ليز شده افت ونشست نسبتا زيادي پيدا مي كنند .

رزين هاي حلال در آب
شماري از رزين هاي مصنوعي مي توانند در ساخت حلال آبي بوسيله تركيب با گروههاي اسيدي كربوكسيل در يك ساختابر شيميايي توليد شوند سپس اين گروهها بوسيله عناصر پايه اي از قبيل امونياك امين ها براي اينكه محصولاتي حلال در آب بدهند خنثي مي شوند در سالهاي متوالي ، از رزين هاي حلال در آب به عنوان چسب هايي در نوعي لعاب كاري كوره اي معمولي استفاده شده است اما سطحي كه روكش ميشود بايد خيلي تميز وپاك باشد واثرات اندكي از روغن يا گريس مي تواند رطوبت سطح را خراب كند به جمع شدگي وانقباض منتج شود .
در سال ۱۹۶۳ پايه آسترهاي فلزات روي رزين هاي حلال در آب بود ودر صنعت ماشين سازي رايج شد كه بوسيله ذخيره بار الكتريكي به كار بسته مي شدند . شايداين مهمترين كاربرد اين گونه از رزين ها تا به امروز بوده است عمل ذخيره بار الكتريكي شامل چندين واكنش وعكس العمل همزمان باهم مي باشد كه در فصل بعد مورد بحث قرار داده شده است .

انواع كاربرد رزين ها
آلكيدها
آ‎لكيدها بوسيله انتخاب مناسب پليول واسيد كه مايل به دادن گروههاي اسيدي آزاد در مولكول مي باشند توليد مي شوند گستره وسيعي از اسيدهاي مناسب در دسترس است كه ازجمله : آنهي درايد ماليك وايزوفتاليك و ترايمليتيك مي باشند .
كارن ] ۲۳[ روشي را براي توليد گروههاي كه كربوكسيل هنگام تشكيل زنجير بااستفاده از ۲:۲ اسيد بيشيد روكسي متيل يا بوسيله تغيير واصلاح آلدهيدهاي گوناگون استفاده شده در زنجير هاي قبلي شرح مي دهد . گفته شده كه اين محصولات بارها در معرض هواي خشك قرار داده مي شوند وبا داشتن خواصي شبيه به انچه كه در رزين هاي آلكيدي معمولي وجود دارد بكار برده مي شوند . مقايسه عملي آلكيدهاي حلال در آب با سيستم هاي حلال پايه معمولي بوسيله اِنگل هارت ] ۲۴[ انتشار پيداكرد برك هارت و لت‌هارت ] ۲۵[ آلكيدهاي روغن كه بخوبي در آب حل نمي شوند را بخصوص براي پاشش هاي معمولي و پاشش الكترو ستاتيكي مورد آزمايش قرا ردارند .
آنها نتيجه گرفتند كه رفتار و وضعيت آنها بوسيله گروههاي عمل كننده كه موجب قابليت حل مي شوند تعيين مي گردد ملامين هاي متوكسي ليت حلال در آب اغلب همراه با آلكيد به زنجيره پيوندي درر نگ هاي كوره اي اضافه مي‌شوند . گروههاي حل شده مي توانند بوسيله استفاده از اسيدهاي روغني مخصوص يا بوسيله مالينيزه كردن ] ۲۶[ توليد شوند برخي از اِسترهاي اپوكسي حلال مي توانند بوسيله واكنش باملامين هاي حلال در آب يا فنوليك‌ها كه در داخل كوره منتج مي شود ، اصلاح شوند .
رزين هاي ديگر : ديگر رزين هاي حلال در آب سودمند و پر فايده بخصوص جهت ذخيره بار الكتريكي از جمله پلي اِسترها ، اكريليك ها ، آمينوها و فنل/ فرمالدهيدها هستند .
مقادير محسوس از رزين هاي حلال در آب در رنگ ها براي پو

شش هاي
حلقوي استفاده مي شود پلي اِسترها واكريليك هاي اصلاح شده در بسياري از جاها ويا گستردگي فراواني استفاده مي شوند ودر طول كوره باملامين حلال در آب بصورت زنجيره اي بهم پيوند داده شده و آميخته مي شوند .

 

روش هاي بكار گيري واصلاح
(Methods of application and cure )

انتقال رنگ مايع از يك طرف به سطح مي تواند بوسيله چندين روش اجرا شود .
رنگ هاي تزئيني بوسيله قلم مو وغلطك دستي به كار بسته مي شوند اما اسپري در بسياري از سطوح خارجي بزرگ استفاده مي شوند هر دو روش رنگ زدن ، يعني اسپري وقلم مو در رنگ كاري صنعتي به عنوان مثال پل ها ، وديگر ساختمان هاي پيچيده به كار برده مي شوند تنوع واختلاف روش ها در چگونگي استفاده وكار برد رنگ صنعتي مي باشدودر بيشتر موارد از يك عمل رضايت بخش كه داراي سرعت خوبي هم است پيروي مي كنند .
روش هاي اصلي استعمال رنگ در زير به صورت فهرست وار آمده شده است وبعدا در متن به صورت عمده شرح داده خواهد شد .
۱)قلم مو
۲)غلطك دستي
۳)پوشش غوطه ور همراه با فرو بردن
۴)پوشش د رحال جريان
۵)پوشش جداري
۶)پوشش غلطكي
۷)اسپري معمولي (به كمك هوا ، گرما ، بدون هوا ،الكتروستاتيكي و تركيبات بدون هوا ، استوانه اي يا لوله اي ، غربال ابريشمي ، ذخيره بار الكتريكي)

كاربرد قلم مو :
قلم موهاي درشكل هاي واندازه هاي بسياري ساخته شده اند واز قلم موهاي كوچك مدور و كروي تاانواع تخت ومسطح بزرگ و آراسته طرح‌ريزي شده اند .
كيفيت و جنس موي قلم مو مهم است . موي خوك مدتهاست به عنوان بهترين وناب ترين نوع مو دانسته شده است مو ها دوباره به اجزاي كوچكتر تقسيم مي شوند وچنان توليد مي شوند كه گروهي ريزه ها و خرده هاي ناب وخالص براي به حداقل رساندن خط قلم‌مو در لايه كمك مي كند وهمچنين موهاي نايلوني نيز استفاده مي شوند كه اينها داراي مقاومت سائيدگي و فرسايشي بيشتري نسبت به موهاي حيواني هستند .
معمولا موهاي جديد بخاطر استفاده جهت آستر زدن شكسته مي شوند استفاده از قلم مو به عنوان رضايت بخش ترين روش جهت اجراي آستر زدن بري بيشترين سطوح در نقاشي مي باشد كه بايد سختي مالش داده تا يك رطوبت وچسبندگي خوبي بدهد . باوجود اين ازعمل مال

ش هنگام استعمال پوشش زيرين ورنگ كاري بايد اجتناب كرد ، چون بواسطه اينها عمل نقاشي كه اجرا ميشود آزاد انه‌تر وداراي كورس طولاني تري مي باشند كه قلم مو بايد از بالا به پايين واز چپ به راست روي سطوح براي نقاشي حركت دارد وبالاخره با كورس كوتاه تري در سر تاسر سطح اين عمل به پايان مي رسد بعد از استفاده ، قلم موهاي رنگي بيد درالكل سفيد ويا ديگر حلال

هاي مناسب پاك وتميز شود در آن مخزن يا ظرف از دسته آويزان شود چنان كه روي موهايش نايستد وبه آنها تكيه ندهد .
قلم موها براي كارهاي

تزئيني استفاده مي شوند ومي توانند در يك حالت ونرم بوسيله فرو بردن قلم موي آويزان شده ودرمخلوطي از الكل سفيد (‌۱‌حجم) وروغن بزرگ خام ( ۱حجم ) نگه داشته شوند البته آنها بايد در الكل سفيد قبل از استفاده مجدد شستشو داده شوند . رنگ هايي كه براي استفاده قلم مو مناسبند انواعي هستند كه به آهستگي خشك مي شوند و با الكل سفيد ياديگر حلال هايي كه به كندي تبخير مي شوند ، رقيق مي گردند .
با اين توضيحات فضاي وسيعي مي تواند بصورت قسمت قسمت نقاشي شودودر آخر بطور روان و يكنواخت قبل از اينكه لايه ها خشك شوند بهم پيوسته شوند در طول مدتي كه لايه هاي رنگ به صورت آ‎زاد باقي مي ماند توانايي اين را پيدا مي كنند كه به هم پيوسته شوند كه انجام اين عمل به عنوان زمان اثر رطوبت شناخته مي شود .
عيوبي كه مي تواند در نقاشي به قلم مو واقع شود ، شامل امور ذيل است‌ :
سخت كشيده شدن قلم مو وايجاد خط بوسيله آن و حالتي كه رنگ اصلاح شده و آماده رقيق باشد مي تواند به چسبندگي وغلظت بسيار بالاي رنگ مربوط باشد اما ممكن است اين مسئله با از دست دادن كدورت وخسارت به ساختار لايه همراه باشد علت ديگر مكش است كه بواسطه خيز وجستن پوشش رنگ اوليه كه بدليل پي يا سطح زيريني كه بطور نامناسب درزبندي و پوشيده شده است بوجود مي آيد .
يكدست رنگ زدن به ميزان كم وناقص يااثر خطر قلم موي دائمي اين معمولا دررنگهاي با درخشش كم رخ مي دهد ولي مي تواند بواسطه جمع شدگي رنگ را در بيش از حد معمول دريافت ،تجمع ويا انتخاب غلط ومقدار نادرست زبره نتيجه مي دهد .
بعلاوه ممكن است يك ترساز در بوجود آوردن روان شدگي رنگ تاثير بگذارد اما اگر نشد فرمول سازي وتنظيم دوباره رنگ لازم و ضروري مي‌باشد .
گو د افتادگي وشكم دادن يا( اصطلاحا شره كردن ) رنگ در سطوح قائم همراه با عقب كشيدن و دور شدن از كناره ها و لبه اي تيز دلالت بر روان‌شدگي ودقت بسيار بالاي رنگ يا استعمال رنگ با غلظت بسيار بالا دارد سازنده مي تواند با داخل كردن درجه محدودي از تيكسوتروپيك با استفاده از يك بنتون ] ۲[ يا روغن كوچك هيدروژن دارو يا يك آكليد تيكسو‌تروپيك به آن رسيدگي ونظارت كند .
همچنين كوتاه بودن زمان اثر رطوبت زمان اثر رطوبت بالا تعريف وتشريح شد كه به ماهيت ونوع رزين (آكليدهاي لينوليك توانمند وغني كندتر از انواع مشابه روغن برزك شروع به تبخير شد

ن مي كنند ) و قابليت تبخير
حلال ها و گرماي نهان تبخير آنها وابسته است .
رفع اين مشكل و اصلاح آن با اضافه كردن عامل ضد پوسته شدن مانند كتوكسيم متيل اتيل تحقق مي يابد كه باعث به تاخير انداختن اكسيد اسيون اوليه لايه يا( اگر امكان پذير باشد ) باعث افزايش در نسبت حلال فوق جوشان مي شود .

 

غلطك هاي دستي :
اين غلطك ها از پشم بز يا اسفنج پلاستيكي نرم ساخته شده اند ورنگ در يك غلتنده نگهداري مي شوند كه دور آن يك سيني كم عمق همراه مقدار كمي رنگ مي باشد اين غلطك ها براي فضاهاوسطوح وسيع مثل ديوارها مفيد ند ورنگ كاري ها ونقاشي هاي خانگي شايع ومناسب مي باشند غلطك هاي نرم مي توانند به آساني جهت پرداخت رنگ حركت كرده و جابجا شوندولي بايد بعد از استفاده كاملا شسته و پاك شوند زيرا در غير اين صورت آنها سفت و سخت شده واستفاده از آنها غير ممكن خواهد شد .

غلطك هاي با فشار تغذيه
براي كارهاي به ميزان ومقياس وسيع وز ياد استفاده از سيني جوابگوي نياز مانبوده وحذف خواهد شد وبه جاي آن انتقال رنگ به غلطك از ميان يك دسته تو خالي انجام مي شود رنگ در فشار پايين پمپ مي شود ومقدار روانه‌شدن و ريزش رنگ به طرف سطح را مي توان با استفاده از يك مكانيزم ماشه‌اي كنترل و رسيدگي كرداستفاده ازيك دسته كشيده اين اجازه را مي‌دهد كه سطوح بيشتري را با استفاده از حداقل مصالح نقاشي كرد .

پوشش غوطه ور همراه با فرو بردن .
اين آسان ترين روش به كارگيري رنگ است و پيش بيني شده كه يك روش ارزان قيمت وسريع براي پوشش گروه بسياري ازمواد مي باشد .
يكدستي پوشش رنگ به ميزان پس زدن وبار روي سطوح بستگي دارد و معمولا ميزاني حدود ۲ تا ۴ اينچ ( ۵۰ تا ۱۰۰ ميليمتر) بر دقيقه رضايت بخش است لازم است كه غلظت رنگ وميزان تبخير حلال ها تنظيم شود به طوريكه لايه آنقدر سريع سفت و ثابت شود كه ضخامت مناسبي بر روي مواد ايجاد شود اما بايد سفت شدن اين روان شدگي وجريان تا آن اندازه كند باشد براي
اينكه يك پوشش يكدست ويكنواخت بوجود آيد .
اگر غلظت هاي رنگي پايين وداراي رنگدانه هاي زيادي باشند به ته نشين شدن وسفت شدن رنگ منجر مي شود . يكدستي رنگ بوسيله درست پمپ كردن روي محيط يابخش خارجي ابقا شود .
مواد بعد از انتقال درمخزن جهت مصرف منظور شده ورنگ اضافي به داخل مخزن برگردانده مي شود اغلب كم بودن حلال وكيفيت نوع اكسيداسيون رنگ باعث افزايش غلظت رنگ درمخزن مي شود ودر آخر به طور روزانه از نظر جسم ومحتواي غلظت وسفتي ، نظارت و رسيدگي مي شوند .
يكي از موانع وزيان هاي فرو بردن مقدار رنگ مورد نياز مي باشد و در دستگاهها وبكار گيري هاي بزرگ و وسيع باخطر آتش سوزي همراه است البته اين خطر هنگامي كه در اين مرحله از آسترهاي حلال در آب استفاده شود از بين خواهد رفت .
فروبري دستي امكان يك فرو بري و پس گيري سريع را فراهم مي كند . واما حباب ها واشكهاي بوجود آمده مي توانند موجب در دسر شوند بنابرايم اين مواد زهكشي مي شوند در حدود ۱۵ دقيقه قبل از اينكه سفت شوند .

مزاياي فرو بري هاي دستي عبارتند از سرعت ، اتلاف رنگ وروغن در حد پايين وهزينه پايين .
فرو بري تدريجي و آهسته مسائل پس گيري در حدود ۱ اينچ بر دقيقه است ونتايج بسيار بهتري مي دهد . رنگ هايي كه استفاده مي شوند مي توانند خيلي غليظ تر از تركيبات واشكال ديگر باشند ولايه هاي بسيار يكنواخت وثابتي توليد مي كنند اين روش براي قلم مو و ابزار آلات دستي كه در لاك نيترات سلولز با غلظت بالا فرو مي روند . اين مواد در يك قالب مناسب قرار داده شده و ثابت مي شوند .
چون اثر درمجاورت هوا قرار دادن ودر واقع هوادادگي مايعات ممكن است

شامل حباب هايي هوايي وديگر نقص هاباشد بنابراين مواد از ميان يك اتاقك بخار حلال عبور مي كنند ، هنگامي كه لايه به سمت خارج براي تشكيل يك پوشش يكنواخت جريان پيدا مي كنند ذرات براي رنگ شدن مواد قرار داده مي شوندوسپس از داخل كوره اي عبور مي كنند از پوشش جريان و روان شدگي براي موادي كه قالب هاوشكل هاي پيچ در پيچ وتودر تو هستند يا موادي كه سطح بزرگي براي رنگ شدن دارنداستفاده مي شود به همين دليل اين پوشش رنگي براي ماشين آلات كشاورزي همچنين فواره ها مي تواند نصب و طراحي شوند كه توسط آنها به خوبي همه قسمتهاي مواد پوشيده از رنگ شود .

پوشش ديواره ها
در حقيقت اين پوشش يك شكل تصفيه شده ا زروكش جرياني است ولي براي قالب هاي صاف وهموار و بزرگ استفاده مي شود كه ممكن است قالب هااز چوب تخته چند لا تخته محكم و مواد شبيه آن تشكيل شده باشند جريان پيدا مي كنند كه درعرض دستگاه جاري شود قالب ها روي يك انتقال دهنده در طول ديوار نقاشي منتقل مي شوند وشكل مي گيرد وهنگامي كه رنگ با فشار بالا از ميان يك شكاف V شكل جريان پيدا مي كنند شكل مي گيرد كه در عرض دستگاه جاري مي شود وجريان بوسيله عرض شكاف كنترل مي شود كه مي تواند از ۱/۰ تا ۵ ميليمتر تغيير كند و برحسب نياز نازكي ورقيق بودن لايه رنگ تنظيم مي شد .
سيستم هاي دو جزئي ، به وسيله استفاده از دو جداره درحدود ۳ اينچ به صورت جداگانه به كار بسته مي شوند وبراي اينكه دو جزء” با هم تركيب شوند لايه به قدر كافي به صورت مايع و سيال باقي مي ماند .
پوشش غلتنده : به كار گيري رنگ بوسيله انتقال از غلطك به يك يا دو طرف مواد با سطح بزرگ مثل فلز نواري و ورقه هاي حلبي وانواع گوناگون تخته رنگي كه ازميان سيستم هاي غلتنده برگردانده ومنتقل مي شود براي استعمال وبه كار گيري در لوله ها استفاده مي شودشكل ( ۱-۲۰) بوسيله شكافي كه بين محل تغذيه رنگ واستعمال درلوله ها است كنترل مي شود .
از شرط هاي اوليه رنگ تيرگي وماتي بالاي آن در ميزان جمع شدگي يك پوشش و روانشدگي خوب جريان وميزان حلاليت صحيح آن مي باشد براي اين عمل سرعت تبخير حلال نه بسيار كندونه بسيار بالا بايد باشد انواع گسترده از رنگ هايي كه استفاده مي شود داراي الكيدي كم روغن ، تركيبات اكليد / آمينو، كوپليمر هاي وينيل و اپوكسي هاي اصلاح شده مي باشند نسبت بالايي از آروماتيك فوق جوشان حاوي مخلوط حلال است وپوشش هاي غلتنده معكوي ، بوسيله غلتيدن چرخ ها ، در جهت خلاف مسير حركت ورقه ها به كار برده مي شود عمل برش روي خط تماس باعث بوجودآمدن يكسري لايه يكنواخت تر و يكدست تر مي شود اين عمل در بكار گيري جهت پر كردن و آستر زدن براي تخته هاي جاذب از قبيل تخته هاي چند لا و نئوپان مفيد است درجايي كه آستر با فشار به سطح رسانده مي شود و يك رنگ صاف و روان به دست مي آيد تلف

ات و ضايعات در پوشش غلتنده فوق العاده پايين است .
پوشش مارپيچ و حلقه اي امروزه اين پوشش براي فلزاتي كه به شكل باريكه اي متصل هستند به خوبي برقرار واستوار مي باشد باريكه ها و نوارهايي كه به شكل مارپيچ هستند در معرض يك سلسله عمل ها قرار مي گيرند يعني غير مارپيچ كردن چربي گيري ، فسفات كاري واصلاح دوباره پوشش غلتنده با رنگ توسط كوره به صورت كلاف و مارپيچ كردن اصلاح و بهبودي در آن حاصل مي شود . نوارهاي آلومينيم و استيلي بالاي ۵ فوت (۵۲/۱ متر ) عر

ض با سرعتي بالاي ۶۰۰ فوت ( ۴/۲۱۳ متر ) بر دقيقه ] ۵[ پوشانده مي شوند درجات لايه هاي ضخيم رنگ كه خشك شده اند بين ۲۵ تا ۳۵ ميكرومتر هستند به درستي در مي يابيم كه به دست آمدن يك پوشش بسيار عالي واستاندارد وابسته به رنگي است كه استفاده مي شود بيشترين نيازمنديها وتوصيه ها براي بكار گيري رنگ استفاده شده در ذيل آمده .
۱٫ انعطاف پذيري و چسبندگي و پيوستگي بسيار خوب درمقابل خواص تركيبي

۲٫ در تيرگي وماتي با درصد بالا معمولا از سيستم‌يك‌لايه‌اي‌استفاده شود .
۳٫ چسبندگي و پيوستگي كافي لايه داخلي اگر بيشتر از يك لايه باشدمهم است .
۴٫ يك برنامه كوره اي سريع معمولا كمتر از ( ۶۰ ثانيه ) بدون آسيب ديدگي و صدمه به خواص .
انواع رنگهايي كه استفاده مي شوند داراي تركيبات الكيد / آمينو . آلكيدهاي اصلاح شده و پلاستيلول ها و اورگانوسول و فلورايدهاي پلي و‌ينيل مي باشند استفاده از پوشش هاي حلقوي و پيچ در پيچ مايع با كشش معين پيشنهاد مي شود كه در پايين ترين درجه از حلال هاي سمي وقابل اشتعال آزاد نمي شوند ، قابليت و ارزش آن ها توسط پرسي و نوونز مطرح شده است نوار وباريكه فلزي روكش شده كاربرد وسيعي در محدوده اي از پوشش هاي ساختمانها از قبيل قفسه هاي رديفي و ستوني در ادارات وبالاي شيشه ها دارد .

پوشش لوله اي يا استوانه اي اين روش براي روكش شمار زيادي از مواد كوچك وناهموار مثل پيچ ها مهره ها ، قيچي ها ، گيره ها وغيره استفاده مي شوند كه اينها در يك استوانه شيب دار كه شيبي در حدود ۳۰ درجه نسبت به خط عمودي دارد قرار داده مي شوند و سپس مقدار دقيق و مشخصي از رنگ براي روكش مواد اضافه مي شود و مقدار رنگي كه نياز است بدرستي وبا دقت مشخص مي شود بوسيله يك كنترل گر كه مقدار كمي مواد را جاري مي كند .
بعد ازعمل غلتشي/ لوله اي مواد در يك سبد سيمي جهت پاشيدگي سرازير و خالي مي شوند كه اگر لاك رزيني يا روغن يا جلازده شوند سريعتر خشك خواهند شد اما رنگ هاي رزيني در روغن يارنگ هاي لاكي كوره اي مي شود لعاب هاي كوره اي آلكيد / آمينو معمولي در اين روش بكار گيري مناسب نيست .
نيروي گريز از مركز براي مواد كوچك از قبيل گوهر آلات وجواهر آلات مصنوعي كه در لوله يااستوانه صدمه ديده ومعيوب مي شوند استفاده مي شود آنها در يك سبد سيمي قرار داده شده فرور مي روند ودر آخر از مركز خارج شده و رنگ زائد اضافي برداشته مي شود .
روش هاي پاشش
به كارگيري اسپري معمولي : اصل كلي در بكار گيري اسپري اين است كه دريك پاشش ريز رنگ را به ذرات ريز تبديل مي كنندكه اين ذرات ريز به طرف مواد ياسطوح هدايت مي شوند و براي اجراي اين عمل روش هايي تدبيره شده است وجديد ترين آن استفاده از متراكم كردن هوا بايك پيستوله پاششي است .

پيستوله هاي اسپري :

براي نقاشي مقياس هاي كوچك استفاده مي شود كه اين عمل به دو روش انجام مي شود يا بوسيله سوار كردن يك محفظه كوچك بالاي پيستوله پاششي براي اينكه ذخيره ويا به رنگ بوسيله نيروي جاذبه به طرف پايين جهت پاشش بوسيله پيستوله س

رازير مي شود ويا در يك محفظه زير پيستوله كه رنگ بوسيله مكش به طرف بالا كه يك پيستوله است كشيده مي شود اين پيستوله ها خيلي مفيد وسودمندند اگر مكررا تعويض رنگ راداشته باشيم . يك مقطع بريده شده ازيك طرف از اين نوع پيستوله ۲-۲۰ نشان داده شده است . رنگ در يك سوپاپ سوزني رها شده وبا هواي متراكم از فواره هاي مجاور سوپاپ مخلوط مي شود مخلوط شدن رنگ وهوا مي تواند هم در داخل و پيچ در خارج نوك پيستوله واقع شود واين با انتخاب درست اسباب و لوازم پيستوله براي انواع رنگي كه پاشيده مي شود تعيين مي گردد .
مكانيزم ماشه باجريان رنگ وهواي متراكم شده كنترل مي شود ، به اين ترتيب كه جريان هوا بر رنگ مقدم شده و جلوتر از آن حركت مي كند كه باعث تصفيه رنگ مي شود . جدا از انتخاب اسباب ولوازم پيستوله عامل مهم چسبندگي وغلظت وهمچنين فشار هواي رنگ مي باشد . چسبندگي وغلظت رنگ بردرجه تبديل به ذرات وخواص لايه ها تاثير دارد كه اگر بسيار بالا باشد يك پاشش معمولي ولايه رنگي پوست پرتقالي را نتيجه خواهد داد واگر بسيار پايين باشد مي تواند پاشش خشكي بدهد كه اين لايه نازك بوده ورضايت بخش نيست . غلظت پاشش بهينه يك رنگ از خواص و مشخصات انواع رنگ است ومي تواند از انواع ديگر خواص رنگ محسوس تر و برجسته تر باشد . بهترين فشار هوا معمولا بوسيله قسمت هاي مقدماتي تعيين مي شود وبايد از كم ترين فشار كه براي تبديل به ذرات ( اتميزه كردن ذرات ) مناسب خواهد بوده استفاده شود كه ميتواند عيب هايي را با خودبه همراه داشته باشد(در زير) .
بيشتر رنگ ها مي توانند در ۴۰ تا ۶۰ پوند بر ثانيه پاشيده شوند اما برخي از آنها مستلزم هزينه بالايي است همچنين ماهيت لايه رنگ بوسيله فاصله پيستوله از سطح تعيين مي شود واين فاصله بايد در حدود ۹ تا ۱۲ اينچ باشد و پيستوله بايد در زاويه صحيح ومشخصي از سطح نگه داشته شود وحركت وتغيير مكان بايد در خطوط موازي باشد هر پوشيدگي جديد نسبت به پوشش قبل‌از‌خودش‌حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد از قسمت هايي پوشيده شده را مي‌پوشاند.

اتاقك هاي پاشش : حجم وسيعي از هوا ا زميان يك پيستوله پاششي معمولي عبور مي كند ودر آنجا مقدار معين ومشخصي از پاشش وجود دارد (مقدار پاشش بستگي به هندسه ذرات دارد ) كه بايكديگر جهش از سطح پاشيده مي شوند ذرات پاشيده شده برخاسته به صورت مه در مي آيند كه رنگ بدون هوا يك اتاقك كه مقابلش باز است منتقل شده ودر پشت خالي مي‌شوند به طوري كه پاشش به محض اينكه انجام مي شود منتقل مي گردد دو نوع عمومي و رايج از اتاقك پاشش وجود دارد :
الف)خشك
ب)قابل شستشو با آب
الف) اتاقك هاي خشك ، هواي آلوده بوسيله يك پره انتقال داده مي شود و سپس قبل از اينكه دراتمسفر آزاد شود با آب شسته و پاك مي شود معمولا سپرها در جلوي پره سوار مي شوند اما اينها بعلاوه ديوارها وسقف به سرعت بار نگ پوشيده مي شوند واحتمال اينكه برخي جاها خالي از رنگ بماند وجود دارد براي از بين بردن اين احتمال زيان اتاقك راهميشه بايد بوسيله كاغذ يا ديگر پوشش هايي كه توانايي پوشاندن قسمت هايي خالي رادارند آستر گيري و پر كرد .
ب)اتاقك هاي قابل شستشو با آب
در اتاقك هاي كوچكتر خالي از هوا ، آب قليايي اندك در طول يك آبشار كوچك در پشت اتاقك كشيده مي شود مخلوط آب ورنگ تحت عملي جهت متراكم شدن رنگ وصاف شدن ودوباره به گردش در آمدن آب ان قرار مي گيرند . هنگامي كه اتاقك ها در فقره هاي بزرگ پاشش انجام مي دهند ، هواي تصفيه شده اي كه از ميان سقف وارد مي ن طوري كه در بالا توضيح داديم اصلاح مي شوند .
اتاقك هاي پاشش در برخي شكل هاي خاص به هم آميخته براي مواد مورد بحث واشكال مختلف قابل استفاده هستند .
معايب و عمومي ترين عيوبي كه دررنگ هاي پاششي اتفاق مي افتد در پايين ذكر شده است :
۱)ظاهر شدن پوسته پرتقالي شكل ودر لايه كه اين مي تواند به اصول ناقص وابسته باشد از قبيل ميزان نادرست حلال ها ياهمچنين غلظت بسيار بالاي رنگ .
۲)علائم فرورفتگي و شكم در يك لايه بسيار ضخيم نمايان شود درمواردي هم كه پيستوله نزديك كارنگه داشته مي شود يا استفاده از حلال هاي فوق جوشان اضافي كه منجر مي شود به اينكه رنگ به آهستگي سفت شود وخودرا بگيرد ونهايتا ثابت شود .

پاشش خشك
در سطحي كه زبر و ناصاف است قطرات كوچك وريز رنگ نسبت به لايه صاف وهمواره به هم پيوسته و آميخته نمي شود واين مي تواند به اضافات بسيار حلال هاي جوشان تحت فشار بسيار بالا به نگهداشتن پيستوله در فاصله بسيار نزديك از سطح وابسته باشد .

كاربرد پاشنده هاي گرم
وقتي كه رنگ گرم مي شود غلظت آن كاهش پيدا مي كند ودر اين حالت مي توان در بيشتر وسعت ومساحت هاي فضايي ، حلال هاي كمتر يا بدون حلال عمل پاشش را انجام داد وضرورتي به تغيير دادن تركيب اصلي ندارند و به استثناي انواع اسپرهاي معمولي كه محتويات رقيق تر آن كاهش پيدامي كند ميزان غلظت آنها در ۲۵ درجه سانتي گراد اندازه گيري مي شود .
شماري از عوامل در اين فرايند تاثير خواهند داشت اما غلظت وچسبندگي رنگ عموما درمحدوده ۲تا ۳ درصد مي باشد .
رنگ در ظرف مخصوص گرم شده و براي يك پيستوله در ۶۰ تا ۷۰ درجه سانتي گراد ( ۱۴۰ تا ۱۶۰ درجه فار نهايت ) تهيه مي شود روكش هايي با ۳ تا ۴ هزارم اينچ ضخامت لايه هاي خشك مي توانند دراين عملكرد استفاده شوند واين عمل نتايج قابل توجهي از جهت صرفه جويي درهزينه كار دارد .
پاشنده گرم بدون هوا كه «Bede» نام دارد در بسياري ازجاها استفاده شده ومزاياي هر دو سيستم را در بر دارد .
فشارهاي به كاررفته ( در ۶۰۰-۴۰۰) پوند بر ثانيه با استفاده از روش خنك كاري بدون هوا بسيار كمتر از آنچه كه نياز داريم است ( در پايين توضيح داده شده است ) .

به كار گيري پاشنده هاي بدون هوا
در اين عمل هيچ هوايي از ميان پيستوله پاشنده عبور نمي كند اما فشار
رنگ موردتوجه قرار مي گيرد وبه كار مي آيد

فشار روان در دهنه پيستوله است ( واين فشار وابسته به خواص رنگ است ) ودرهنگام خارج شدن ناگهان افت فشار پيدا مي كنند ورنگ به صورت پودر وذرات ريز افشانيده مي شود قطرات ريز بوسيله مقدار جنبش ونيروي حركت آني ها به

سطح منتقل مي شود اندازه دهنه براساس سازگار ومناسب بودن غلظت و پايداري رنگ انتخاب مي شود محدوده ضخامت لايه ۱۱ هزارم اينچ( براي غلظت هاي پايين‌تر ) ۲۳-۲۱ هزارم اينچ ( براي مواد با غلظت بالا ) مي باشد فشار رنگ بوسيله پمپي

كه ممكن است بوسيله الكتريسته بوسيله هواي تراكم شده عمل كندبه كار گرفته مي شود . درمورد دومي فشار جريان يا روانشدگي (رنگ ) را مي توان بوسيله اين عبارت حساب كرد :
نسبت پمپ × فشار هوا = فشار جريان

گرماي رنگ ( محل پاشندگي گرم بدون هواي Bede را در بالا ببينيد ) به تبديل به ذرات كردن رنگ وايجاد يك اسپري ريزتر وبهتر كمك مي كند وهمچنين از زمان نصب لايه آن كاسته مي شود .
استفاده از فشار بالا تركيب يا ساختار بسيار خوبي را فراهم مي كند يا رنگ‌هاي تيكسوتروپيكي كه اسپري مي شوند به طور قابل ملاحظه اي پوشش
هاي با ضخامت وبدون فرورفتگي و شكم مي دهد .
انواع رنگ ها براي اينكه به شكل پوشش هاي با ساختار بسيار خوب استفاده شوند به بهترين نحو سازگار مي شوند . كه غير قابل تبديل وتغير ناپذير هستند ( لاستيك و وينيل ها كلورينه‌دار مي شوند ) وانواع آنها به طور شيميايي از فاسد شدن حفظ مي شوند ( دوگروه اپوكسي ) وبايددر نظر داشت كه آزاد سازي حلال ها از لايه هاي ضخيم تر كندتر خواهد بود وبنابراين فاصله هاي پوششي طولاني تر و بزرگ تر هستند البته اين عمل از اين طريق براي محل هاي آزادي كه به طور شيميايي دو گروه پوشش آنها صلاح مي شود اجرا نمي گردد و پوشش هاي بسيار ضخيم آنها مي تواند اجرا شود وتمايل براي شكم دادن وفرو رفتگي پوشش ، مي تواند به عنوان عامل محدود كننده اي براي ضمانت لايه باشد .
يك سيستم بدون هواي اصلاح شده و يليام «Air mix»] ۸[ دربازار خريد وفروش مي شود .
بوسيله داخل سازي يك نسبت از هوا ، فشار اتميزه شده مي تواند از ۳۰۰۰ پوند بر اينچ مربع به ۲۰۰-۵۰۰ پوند بر اينچ مربع كاهش پيدا كند نتيجه اينكه دركم كردن پاشش ها وجهش هاي بيشتر سرعت ذرات بايد كندتر باشدواين از محصولات يك پالايشگاه رنگ وروغن خواسته مي شود .
وسيله اكسيد كننده از قبيل چسب هاي قليايي وچسب هاي رزيني در روغن اصلاح آنها بستگي به جذب اكسيژن دارد ودر نتيجه يك محدوديت براي ضخامت لايه كه مي خواهد اصلاح شود وجود دارد وبه طور رضايت‌بخشي بايد زمان كافي بايدبراي آزاد سازي محلل‌ها بواسطه انواع تركيبات بسيار خوب ، منظور شده باشد و قبل از اينكه لايه روكش شود براثر تركيب با اكسيژن ازفاسد شدن حفظ شود .
فوايد پاشش بدون هوا در زير خلاصه شده است :
۱٫ كاهش اسپري وجهش مخصوصا ايجاد يك عمل يا مرحله اي كه براي سطوح بزرگ مناسب است .
۲٫ سرعت اجراي بالا
رايج بودن استفاده از روكش هاي تركيبي بسيار خوب بواسطه آن نتيجه مي شود كه برخي از روكش ها لازم است كه يك لايه با ضخامت مشخص ومعين همراه با صرفه جويي منطقي در هزينه هاي كار بوجود آورند .
پاشش الكتروستاتيكي
اين عمل از اين حقيقت مورد استفاده قرار مي گيرد كه اگر قطعات كوچك رنگ اتميزه شده با بار منفي در نزديكي يك ماده بابار مثبت فرض شوند ، قطرات كوچك جذب شده ويك روكش يكنواخت ويكدست در سطح بيروني ماده تشكيل مي شود .
اين عمل توسط رونسبرگ در امريكا به ثبت رسيده است وبه عنوان محل شماره ۱ رونسبرگ نامگذاري شده است . مواد فلزي ( يا هادي هاي ديگر ) كه رنگ روغن زده مي شوند معمولا به يك نوار نقاله كه بدون بار است