پژوهش شناخت راه ها واصول آموزش خلاق در آموزش مفاهيم ديني ( نماز )

فصل اول

۱٫۱٫ بيان مسئله
در سال هاي اخير، با توجه به تلاش هاي بسياري كه در آموزش مفاهيم ديني در مدارس صورت گرفته و نيز فعّاليّت هاي بي وقفه اي كه مربيان تربيتي براي آشنايي كودكان با مباني ديني انجام داده اند ، تنها شاهد انبوه سازي مطالب ذهني آنان به عنوان محفوظات هستيم و اين آموزه هاي تعالي بخش كه سبك زندگي و شيوه ی اعتقادات آينده ی فرد را مي سازد ، اگر با بينش و بصيرت صحيح صورت نگيرد به مرور كمرنگ شده و يا در مواجهه فرد با زرق و برق هاي فرهنگ هاي بيگانه دچار سردرگمي و در نهايت حذف اعتقادات آنها مي گردد . تغييرات برنامه هاي درسي در دوران

ابتدايي و نگرش هاي جديد مسئولان آموزش و پرورش در تدوين كتب آموزشي ، حاكي از آن است كه گام هاي مؤثري در اين راه برداشته شده است ، اما هنوز نياز به ارائه ی راهكارها و الگوهاي آموزشي مناسب تر جهت انتقال آموزه هاي ديني خصوصاً نماز در مدارس هستيم.
تربيت ديني صحيح در طول دوران ابتدايي مي تواند به عنوان يكي از مهم ترين عوامل جلوگيري از ناهنجاري هاي رفتاري و رشد انديشه هاي ديني و تقويت باورهاي اعتقادي در فرد باشد . هنگامي كه از نهادينه شدن تربيت ديني صحبت به ميان مي آيد ، منظور اين است كه كودكان به عنوان نسل فردا بايد سير زندگي و اهداف خود را در بستر نظام اعتقادي جامعه مشخص كنند . دكتر باهنر در اين باره مي نويسد : تجربيات موجود و تحقيقات انجام شده نشانگر آن است كه مسأله آموزش ديني از وضعيت مطلوبي برخوردار نبوده و گاهي با تأثيرات معكوسي نيز همراه گرديده است . ( باهنر ، ۱۳۸۵ )
در سال هاي اخير در ميان نسل جـوان و نوجـوان ، نوعي ترديد در همه ی باورها و خود باختگي
در برابر نئومدرنيسم ديده مي شود . به گونه اي كه اسلامي كه در كلاس هاي ديني بيان مي شود ،
نمي تواند پاسخگوي دانش آموزان و مشكلات آنها باشد . ( قائمي ، بی تا )
به نظر مي رسد كه دغدغه هاي فكري بسياري از انديشمندان اسلامي نيز همين موضوع باشد ، كه
چگونه مي توان با توجه به فرصت هاي استثنايي دوران تحصيل باورهاي ديني و اعتقادات زير بنايي مذهبي كودكان را در جهت تثبيت ايمان مذهبي آنها در آينده شكل داد . چون به وجود آوردن و شكل دادن يك بينش صحيح و ارتباط دادن ارزش هاي فرد با ارزش هاي ديني از طريق روش هاي خلاقانه مي تواند در اين امر مهم بسيار موثر و مفيد واقع شود ، بنابراين پژوهش حاضر سعي دارد معلوم نمايد كه راهكارهای آموزش خلاق در آموزش مفاهيم دينی ( نماز ) به كودكان و نوجوانان و تعميق باورهاي ديني آنان ، چيست ؟ اميرالمؤمنين حضرت علي(ع ) در نهج البلاغه چنين می فرمايند :
” لا تقسيروا اولادكم علی آدابكم فانهم مخلوقون لزمان “

فرزندان خود را بر آن اساس كه خود تربيت شده ايد تربيت نكنيد كه اينان براي زمان غير از زمان شما آفريده شده اند . ( به نقل از قائمي ) به وضوح مي توان از اين سخن مولاي متقيان برداشت نمود ، كه شرايط جديد نياز به خلاقيت هاي جديد و شيوه هاي آموزشي جديد دارد . روان شناسان و جامعه شناسان عصر حاضر نيز حداقل براين نكته اتفاق نظر دارند ، كه انتقال مفاهيم به نسل هاي جديد نياز به روش هاي همخوان با اوضاع و شرايط جديد دارد و تنوع اطلاعاتي در جهان مي تواند در صورت بد عمل كردن و تاكيد بر شيوه هاي سنتي ، به سادگي مورد بی توجّهی نسل جديد قرار گرفته و تمام تلاش هاي ما را بي ثمر سازد .

۲٫۱٫ اهمّيّت و ضرورت موضوع :
آموزش مفاهيم و اعمال مذهبي به عنوان اصول اوليه زندگي اجتماعي در جامعه اسلامي محسوب مي گردد . جامعه اي كه تمام اركان آن از ابتدايي ترين نهادها تا پيچيده ترين بنيادهاي آن ، وابسته به احكام اسلام و برگرفته از اعتقادات ديني شيعه مي باشد ، بايد در انتقال اصول به كودكان ، بهترين شيوه هاي كاربردي را به كار بندد . انتقال و آموزش رفتارهاي مختلف به كودكان امري بسيار پيچيده و حساس است و يكي از موضوع هاي مهمي است كه روان شناسان در آن اتفاق نظر ندارند . يادگيري امري پيچيده و در عين حال ساده مي باشد . تئوري هاي مختلف يادگيري و روش

هاي انتقال مفاهيم به كودكان داراي تنوع بسياري است . از تئوري هاي يادگيري و پرسش و پاسخ گرفته تا شرطي ابزاري و شرطي كلاسيك تا روش هاي جديدي كه توسط تئوريسين هاي مختلف علوم انساني ارائه شده است .
امروزه شناخت به عنوان يكي از مورد پسندترين و پركاربردترين مفاهيم روان شناسي محسوب مي گردد و بسياري از روان شناسان عصر حاضر با ارائه ی الگوهاي مختلف شناختي ، سعي در اثبات نظريات خود از ديدگاه هاي مختلف دارند . اهميت شناخت در آموزش و پرورش و درك پديده ها و را در سيستم هاي مختلف آموزش و پرورش به وجود آورده است .
در جامعه اي كه ما در آن زندگي مي كنيم ، اعمال و رفتارهاي اجتماعي تا حدود زيادی متأثر از آموزه هاي مختلفي است كه توسط رسانه هاي جمعي ارائه مي گردد . اگر ما نتوانيم در مواجهه با اين سيل اطلاعات مختلف ، اهداف و آرمان هاي اوليه و زير بنايي خود را منتقل و تثبيت كنيم ، بدون شك در آينده ی نزديك با بحراني فراگير روبه رو خواهيم گشت كه در آن شرايط ، ديگر نمي توان با ابزارهاي سنتي و ساده به جنگ آنها رفت. لازم است در ابتداي تشكيل و تكميل مفاهيم و اصول زير بنايی اعتقادي افراد ، ما نيز با درايت خاص ، روش هاي مؤثرتر و خلاقانه تري را به كار ببريم و نوع ديدگاه ها و نگرش هاي نوجوانمان را بر پايه ی اعتقادات ديني و ارزش هاي معنوي دين اسلام محكم و استوار سازيم .
تحولات صنعتي ، بنياد زندگي بشر را تغيير داده و حتّي محيط خانوادگي را نيز متحوّل ساخته است . بنابراين نبايد روش هايي را به كار ببريم كه براي آموزش ما از آن استفاده شده است . اصول دين هميشه ثابت و بدون تغيير است . ( حلال محمد ، حلال الي يوم القيامه ) امّا در نحوه ی آموزش مي توان از راه هاي جديدي استفاده كرد . سفر حج واجب است ، اما ضرورتي ندارد كه در حال حاضر نيز ، با اسب يا شتر انجام شود . ( قائمي ، بی تا )
اگر ما زمان شناسي و جريان شناسي را به عنوان يك اصل بپذيريم ، نبايد شاهد اين قضيه باشيم كه در امر آموزش مفاهيم ديني به فرزندانمان از ساير اديان و جوامع عقب تر هستيم . بايد مبناي كاري ما بر اين باشد كه آموزش مفاهيم ديني را با شيوه هاي جديد كه داراي جذابيت ، مقبوليت و سبب ايجاد رغبت كامل در فرد باشد ، ارائه دهيم و بين آموزه هاي ديني و زندگي پيوندهاي ناگستني برقرار نماييم .
نماز به عنوان ستون دين اسلام در ميان مسلمانان از جايگاه خاصي برخوردار است و به عنوان نماد عيني و اعتقادي مسلمين محسوب مي گردد . اگر ما بتوانيم مسير آموزش صحيح نماز را در مدارس به نحوي پيش ببريم كه فرد بدون تذكر و يا اجبار با بينش و اراده ی كامل آن را به جا آورده و ارزش هاي خود را به طور كامل وابسته به ارزش هاي ديني بداند ، مي توانيم ادعا كنيم كه

توانسته ايم در انتقال اين ارزش بنيادي به نسل هاي جديد موفق عمل كرده ايم و در ضمن وابستگي فرد به اين فريضه ، مي تواند جلوي بسياري از ناملايمات و بزهكاري هاي فردی و گروهي را بگيرد .

۳٫۱٫ اهداف تحقيق :

هدف اصلي اين پژوهش شناخت راه ها واصول آموزش خلاق در آموزش مفاهيم ديني ( نماز ) مي باشد . در راستاي اين هدف اصلي ، اهداف فرعي ديگري نيز مدّ نظر است كه عبارتند از :
۱ – شناخت جايگاه نظر در آموزش مفاهيم ديني ( نماز )
۲ – نقش خلاقيت و آموزش خلاق در تعميق باورهاي ديني ( نماز )
۳ – بصيرت ديني و شناسايي نقش آن در تعميق باورهاي ديني

۴٫۱٫ سؤال هاي تحقيق :
با توجه به اهداف در نظر گرفته شده ، سوال هاي اين تحقيق عبارتند از :
۱ – به منظور آموزش مفاهيم ديني به دانش آموزان ( نماز ) چه راه هايی وجود دارد ؟
۲ – چگونه مي توانيم آموزشی خلاق را براي انتقال مفاهيم ديني طراحي كنيم ؟
۳ – تفكر در آموزش مفاهيم ديني ( نماز ) از چه جايگاهي برخوردار است ؟
۴ – اصولی كه به مربيان پرورشي مي تواند كمك كند تا آموزشي عميق و پايدار داشته باشند ، چيست ؟

۵٫۱٫ فرضيات تحقيق :
فرضيه ی اصلي اين پژوهش آن است كه آموزش هاي خلاق در تعميق و تقويت باورهاي ديني ( نماز ) مؤثر است .
در راستاي اين زمينه اساسي ، محقق فرضيه های ديگري نيز در ذهن دارد كه عبارتند از:
۱ – مربيان تربيتي در مدارس ابتدايي بيشتر به صورت هاي كليشه اي سعي در آموزش باورهاي ديني دارند .
۲ – داشتن بصيرت و بينش ديني در تثبيت آموزه هاي ديني ( نماز ) نقش بسيار مهمي دارد .
۳ – هر چه آموزش مفاهيم پايه ای ديني ( نماز ) ، بيشتر همراه با تفكر و انتخاب باشد ، تأثير آن بيشتر است .
۴ – هر چه هماهنگي بين انتظارات و نقش هاي دانش آموزان بيشتر باشد ، آموزش بهتر انجام مي گيرد.
۵ – هر چه آموزش با انتظارات و گرايش هاي دانش آموزان هماهنگي بيشتري داشته باشد ، آموزش با موفقيت بيشتری انجام مي گيرد .

۶٫۱٫ تعاريف نظري و عملياتي تحقيق
آموزش خلاق :
آموزشي كه بر اساس تفكر واگرا طراحي شده و هر كودك با توجه به داشتن يك جريان متفاوت كه نيازها و گرايش هاي ويژه اي را دارا مي باشد ، طراحي می گردد. البته توجه به همگرايي و يكسان ديدن برخي از خصوصيات كودكان نيز مد نظر است . ( www. Cheessta.com )
در اين پژوهش منظور از آموزش خلاق عبارت است : از آموزش هايي كه مبتني بر اصول تدريس فعال توسط مربي ، با توجه به اهداف يادگيري باشد . آموزش خلاق را نمي توان يك بعدي و با الگويي خاص براي افراد مختلف در نظر گرفت . لذا در اين طرح با توجّه به ويژگي هاي فرهنگي خاص هر طبقه و نيز تفاوت هاي فردي مشخصي كه مربيان مشاهده مي كنند ، مي توانند فرآيندهاي مختلفي را براي انتقال آموزش مورد نظر ، ارائه دهند . آموزش خلاق مي تواند با بازي ، لذّت ، ترغيب و تشويق كودك ، آزادي انديشه و مشاركت در امور مختلف همراه باشد و در مجموع مي توان گفت كه آموزش خلاق، به مربي خلاق كه به اصول اعتقادي و روان شناس

ي اجتماعي آشنايي داشته و روش انتقال آموزش خود را در شرايط مختلف كليشه اي و سنتي قرار ندهد ، نياز دارد . (کردی ،۱۳۸۱ )

تفكر خلاق :
تفکر خلاق عبارتست از : فرايند درک مشکلات ، مسائل ، کمبود اطلاعات وعوامل جا افتاده ، حدس زدن وفرضيه ساختن در مورد اين کمبودها ، ارزيابی و آزمودن فرضيه ها ، حدس ، اصلاح وارزيابی مجدد آن ها و بالاخره ارائه نتايج (تورنس ، ۱۹۸۸).
در اين پژوهش منظوراز تفكر خلاق : قدرت واستعداد بالفعل رسيده كودك ، در تمييز و تشخيص فعل يا اعمالي كه انجام مي دهد ، است . به عبارتي نوعي توانايي در فرد به وجود آيد ، كه بهتر بتواند ، خوب و بد را تشخيص داده و عمل مورد نظر خود را با اراده و منطق صحيح بپذيرد .

تعميق و تقويت باورهای ديني :
دكتر شريعتمداري در اين خصوص مي نويسد : يادگيري از طريق شرطی ، يك يادگيري سطحي است و با يادگيري از طريق بصيرت و فهم كه بر محور تفكر قرار دارد ، قابل تلفيق نيست . پايه ی ادراك يادگيري تفكر است و فهم ادراكي هر چيز نتيجه تفكر در باره ی آن چيز است .
منظور از تعميق باورهاي ديني در اين پژوهش ، به وجود آوردن رفتار مورد نظر ، به نحوي كه جزء ارزش ها و باورهاي فرد گردد و يادگيري و عمل ديني مورد نظر ؛ نه به خاطر تكرار آن ، بلكه به دليل ارتباط داشتن آن با كل وجود و هدف هاي زندگي او عجين گردد . به عبارتي نگرش ، باور ، اعتقاد و ايمان فرد بر انجام آن تكليف مورد نظر ، پايه ريزي مي گردد .

بصيرت گرايي :
بصـيرت در حوزه ی يادگيري با آگاهي و شنـاخت صحيح آغاز و به گرايش عميـق و پايـداري ختم مي گردد . بصيرت ، مقدمه ی ايمان و عمل ديني و وجه تمايز انسان مؤمن با سايرين تلقي مي گردد . در اين ديدگاه رويكردي مد نظر است كه به جاي انبوه سازي مفاهيم ديني در ذهن دانش آموز ، به دنبال ايجاد شناخت و بصيرت ديني درآنان باشد . ( رحيمي ، ۱۳۸۲ )
دراين پژوهش ، بصيرت گرايي به معناي ، شناخت و آگاهي عالمانه از مفاهيم ديني است . به نحوي كه عمل مورد نظر ( نماز ) كاملاً با آگاهي و شناخت انجام گيرد .

مفاهيم ديني :
در پژوهش حاضر منظور خاص ، آموزش و يادگيري نماز به عنوان مهم ترين فريضه ی ديني مسلمانان است .

كودكان :
در اين پژوهش منظور كودكان ۷ تا ۱۱ ساله مي باشند كه دوره ی تحصيلي ابتدايي ، را پيش رو دارند.

مربيان تربيتي :

در اين پژوهش به معلماني كه مسئوليت آموزش مسائل اعتقادي – ديني و نيز فعاليت هاي پرورشي درمدرسه را دارند ، مربيان تربيتي گفته مي شود .

خلاقيت :
رونزولي (۱۹۸۶) خلاقيت را توليد محصول نو و مبتكرانه مي داند كه دربرهه ای از زمان براي خالق يا شخص ديگري رضايت بخش باشد . حتّي اگر اين ايده يا محصول را قبلاً فرد ديگري كشف كرده باشد،يا آن را مبتكرانه محسوب نكنند،باز خلاقيت وجود دارد.دكتر افروز نيز خلاقيت را امري فردي كه طي آن شخص با استفاده از تفكر واگرا فكري نو توليد و ارائه مي دهد. (افروز ، ۱۳۷۳ )
در اين پژوهش منظور محقق از خلاقيت كليه ی راه ها و شيوه هاي نو و جديدي است كه مربيان را
بهتر بتواند در امر آموزش مفاهيم ديني موفق كند .

۱،۷ . محدوديت ها :
اين تحقيق بر اساس شرايط و ويژگي هاي آموزش كودكان ابتدايي(دختر) در شهر تهران و امكانات موجود در اين شهر انجام شده است و در شرايطي مي توان نتايج آن را تعميم داد كه جامعه ي انتخابي شرايطي مشابه شرايط موجود در تحقيق را داشته باشند .

فصل دوم

پيشينه و سوابق
مربوط به تحقيق

۱٫۲٫ مقدمه
نماز فريضه ای واجب است كه اساس آن بر تربيت استوار است به طور مشهود امري اجتماعي محسوب مي گردد . شكر به درگاه پروردگار و نيايش او از بنيادي ترين اصول تربيتي است كه در هر ديني به وضوح مي توان نحوه ی نيايش هاي مختلف را مشاهده نمود . اهميت و حساسيت انجام فريضه نماز در دين مبين اسلام به حدي زياد است كه از آن به عنوان ستون دين ياد شده و لذا انتقال و آموزش صحيح اين فريضه الهي به دانش آموزان مي تواند فلسفه زيستن و آينده آنان را تحت الشعاع قرار دهد .
از ديدگاه جامعه شناسي ، نهاد دين به عنوان يكي از نهادهاي اجتماعي در فرآيند اجتماعي شدن ، ارزش هاي مذهبي را در افراد دروني ساخته و باعث تطابق آن با فرهنگ جامعه مي گردد . كودكان از سنين اوليه خود ، تحت تربيت و پرورش والدين در خانواده قرار دارند . براي تربيت فرزندان ، استنباط و روشن بيني والدين نسبت به تمايلات و علائق آنها الزامي است . ( شرقي ، ۱۳۷۲ ) در اين دوره ارزش هاي مذهبي و هنجارهاي ديني توسط اعضاي خانواده به طور مستقيم يا غير مستقيم به فرزندان منتقل مي گردد . آنان با مشاهده ی والدين خود در حال انجام فرائض ديني ، كنجكاويشان برانگيخته مي شود. مراسمي كه در اعياد مذهبي برگزار مي گردد،نيز بر روي كودكان تأثير مي گذارد . در اين سنين با توجّه به اين كه (من مفعولي) در كودكان نقش بيشتري بازي مي كند ، آنان پذيراي هنجارها و نرم هاي مذهبي هستند . پس از خانواده ، مدرسه مهم ترين نهادي است كه مي تواند به لحاظ رفتارهاي مذهبي بر روي كودكان تأثير گذار باشد . با توجه به آنكه

فرآيند اجتماعي شدن از خانواده شروع و در مراحل بعدي تكميل مي گردد ، وجود همسازي ميان اهداف نهادهاي مختلفي مثل مدرسه و خانواده در شكوفايي شخصيت مذهبي دانش آموزان نقش ويژه ای ايفا مي كند . اگر ميان عملكرد خانواده و مدرسه تعـارض وجود داشته باشد ، باعث سر درگمي و بلا تكليفي كودكان گرديده و اعتقادات مذهبي او را تحت تأثير قرار مي دهد . با توجه ب

ه اهميت دوران كودكي و نوجواني در تكوين شخصيت فردي ، تثبيت ارزش هاي ديني در شخصيت او با همانند سازي هايي كه در نقش هاي مختلف ايفا مي كند ، دروني مي گردد . لذّت تربيت صحيح در دوران كودكي مي تواند مجموعه اي نظام يافته و شالوده بندي شده از نقش هايی كه به آنها وابسته است را به وجود آورد .
در اين فصل ، سوابق مربوط به موضوع آموزش های ديني وانتقال ارزش هاي بنيادي مذهبي در مدارس پرداخته شده است، كه توسط مربيان تربيتي ارائه مي گردد . هر چند گستره ی اين موضوع به لحاظ نظري بسيار وسيع مي باشد ، اما در اين پژوهش سعي محقق بر آن است كه به بررسي تحليلي سوابق و موضوع هايی كاملاً مرتبط با راه ها واصول خلاقانه ای كه به منظور آموزش مفاهيم ديني و تعميق باورهاي ديني در كودكان پس از جدا شدن ازخانواده وارتباط با نهاد مدرسه است ، پرداخته شود . در ضمن با توجّه به آن كه پژوهش حاضر با روش كتابخانه ای و مصاحبه صورت گرفته ، اطلاعات پايه اي كه در نهايت پاسخگوي سؤال هاي تحقيق مي باشند در اين فصل مورد كنكاش قرارگرفته است .

۲٫۲٫ تاريخچه ی باورهاي ديني
نياز به پرستش و نيايش يكي از نيازهاي اساسي و عميقی است كه در عمق روان بشر وجود دارد . در بررسي هاي تاريخي اين موضوع به اثبات رسيده كه پرستش جزئي از وجود و كشش فطري انسان است . گاهي كه اين ميل و روح پرستش توسط انبيا ( عليهم السلام ) در مسير صحيح قرار گرفته ، به خدا پرستي ختم شده و گاهي نيز بر اثر جهل و ناداني ، انحرافات و لجاجت ، موجودات و اشياء گوناگون مثل سنگ و چوب ، ماه و خورشيد ، آتش ، گاو و پول مورد پرستش قرار گرفته اند .

استاد شهيد علامه مطهري در اين مورد مي فرمايند : يكي از پايدارترين و قديمي ترين تجليّـات روح آدمي و يكي از اصيل ترين ابعاد وجود انسانها حس نيايش و پرستش است . مطالعه ی آثار زندگي بشر نشان مي دهد كه هر زمان و هر كجا كه بشر وجود داشته است ، نيايش و پرستش هم وجود داشته است. چيزي كه هست ، شكل و شخص معبود متفاوت شده است .از نظر شكل و از نظر رقص ها و حركات دسته جمعي موزون همراه با يك سلسله اذكار و اوراد گرفته تا

عالي ترين خضوع ها و خشوع ها . ( رضوان طلب ، ۱۳۸۰ )
همه ی كودكان به طور فطري كنجكاو و كاوشگر بوده و به دنبال پاسخ به سوال ها و چراها هستند و ميل به پرستش و نيايش در وجودشان موج مي زند . تجربيات و مشاهدات نيز مؤيد اين موضوع است ، كه كودكان در تقليد و يادگيري مفاهيم و مسائل ديني مثل ، نماز و روزه آمادگي بيشتري در مقايسه با ديگر رفتارها و موضوعات از خود نشان مي دهند . اين موضوع مؤيد فطري بودن خداجويي كودكان است . ( مطهري ، ۱۳۸۵ )
بشر از ديرباز كوشيده است تا به مدد نيروهاي مافوق طبيعي بر مسائل و دشواري هاي خود غلبه كند. هر چند كه اين امر در خلال تاريخ دستخوش انحرافات بسياري شده ولي با ظهور مذاهب آسماني به خصوص اسلام ، زمينه و شرايط بهتري براي رسيدن به وضع مطلوب تر فراهم آمد . اسلام علاوه بر اين كه منشأ خدمات بسيار ارزنده ای در زمينه هاي گوناگون بشر شده رهنمودهاي لازم براي رسيدن به آرامش روح و روان را نيز ارائه كرده است . قرآن كتاب اسرار خداوند ، بسياري از ابعاد گوناگون ماهيّت پيچيده ی بشر را قبل از آن كه مكاتب روان شناسي قرن بيستم بخواهند درباره ی آدمي اظهار نظر كنند ، روشن و حتّي راهبردهاي پيشگيرانه ی درماني را نيز ارائه داده است . به طور كلي اسلام بر مسائلي تأكيد دارد كه بسياري از دانشمندان علوم رفتاري در نتيجه ی تحقيقات آزمايش هاي مستمر به آن رسيده اند . ( آل ياسين ، ۱۳۸۱ )
شايد برخي براين باور باشند كه استفاده از تعاليم مذهبي و نيروي ايمان براي حفظ سلامت روان و جلوگيري از بيماري ها وامراض رواني فقط در كشورهاي معدودي مي تواند مؤثر باشد . مثلاً در غرب كسي طرفدار اين عقيده و ايده ی قديمي نيست . براي آن كه اين دسته را نيز مجاب نمود ، به عقايد برخي از دانشمندان غربي در باره ی اين موضوع اشاره مي كنيم .
يونگ كه يكي از معروف ترين روان پزشكان جهان است در مورد نقش مذهب در سلامت روان
مي گويد : در طي سي سال اخير ، مردماني از كشورهاي متمدن جهان به من مراجعه كرده اند و من صدها بيمار را معالجه كرده ام در بين تمام بيماران من كه در نيمه دوم حيات خود ، يعني سنين بالاتر از ۳۵ سال بودند ، يكي پيدا نشد كه مشكلش سرانجام مربوط به پيدا كردن يك عقيده ی ديني نسبت به زندگي نباشد . با اطمينان خاطر مي توانم بگويم كه هر يك ازآنها از آن جهت مريض بودند كه آنچه را اديان زنده ی هر عصر به پيروان خود عطا كرده اند ، از دست داده بوده و آنهايي كه عقيده ی ديني خود را باز نيافتند ، هيچ كدام درمان نشدند . ( شرقاوی ، ۱۳۶۵ )

ويليام جميز ، فيلسوف و روان شناس نامي دانشگاه هاروارد آمريكا مي گويد : مؤثرترين داروي شفا بخش نگراني ، همانا ايمان و اعتقاد مذهبي است . ايمان يكي از قوايي است كه بشر به مدد آن زندگي مي كند و فقدان كامل آن در حكم سقوط بشر است . در جاي ديگر نيز جميز ادامه مي دهد : امواج خروشان سطح اقيانوس هرگز آرامش اعماق آن را بر هم نمي زند و در نظر كسي كه دستاويزش حقايقي بزرگ تر و باثبات تر است ، فراز و نشيب هاي هر ساعته ی زندگي چغدغه و تشويش است و براي انجام هر گونه وظيفه اي كه روزگار پيش آورده با خونسردي آماده و مهيا است.
امانوئل كانت از فلاسفه بزرگ اروپا نيز مي گويد : ايمان به خداوند پيدا كنيد ، زيرا به چنين عقيده ای نيازمند هستيم .
ديل كارنگي نيز مي گويد : همان گونه كه فوايد و خواص آب و برق و غذاي خوب در زندگي من مؤثر و مهم است ، منافع و محسنات دين نيز براي من كمال اهميت و ضرورت را دارد . برق وآب و غذا در فراهم ساختن يك زندگي بهتر ، كامل تر و راحت تر به من كمك مي كنند ، ولي فايده ی دين به مراتب از همه اين ها براي من بيشتر است . دين به من اميد و شهامت مي بخشد و هيجان و اضطراب و ترس و نگراني را از من دور مي كند و براي زندگي من مسير و هدفي تعيين مي كند . دين سعادت مرا تا حد زيادي كامل مي كند و سلامت فراواني به من ارزاني مي دارد و كمك مي كند تا در ميان طوفان و گردباد حيات ، واحه ی آرام و ساكني براي خود ايجاد كنم .
امروزه جديدترين علم يعني روانپزشكي همان چيزهايي را تعليم مي دهد كه پيامبران تعليم داده اند . چون پزشكان روان شناس دريافته اند كه دعا و نماز و داشتن يك ايمان مستحكم به دين ، نگرانی ، تشويش هيجان و ترس ها را برطرف مي كند . ( آل ياسين ، ۱۳۸۱ )
اسلام در خصوص انسان يك حد وسط و ميانه را انتخاب كرده و به منفي گرايي و خوشبيني مفرط كشيده نشده است . بر طبق نظر اسلام ، در انسان توانايی خير و شر موجود است و فرد بايد مسير خود را برگزينـد . اين توانايي اختيار كه قـرآن نيـز به آن اشـاره دارد ، تقريبـاً همان چيزي اسـت كه امـروزه روان شناسان مكتب انسان گرايي بر آن تأكيد دارند و از آن به عنوان اراده ی آزاد نام مي برند.
توسـّل به ديـن و مـذهب و داشتـن ايـمان يكي از عوامـل بسيـار مؤثر در جلوگـيري از بروز و ايجـاد بيماري هاي رواني است . هرگاه انسان از اين امر غفلت كند ، بي شك دچار سردرگ

مي و پريشاني شده است . چند آيه ی زير نيز به خوبي بر اهمّيّت اين مسأله تأييد دارد .
الا بذكر الله تطمئن القلوب ( سوره رعد ، آيه ۲۸ )
آگاه باشيد كه تنها با ياد خداست كه دل هايتان آرام مي گيرد.
و من اعرض عن ذكري فان له معيشة صنكا ( سوره طه ، آيه۱۲۴ )

اگر فردي از ياد من دوري كند ، پس در تنگنا مسدود و در عين محدوديت واحساس فشار ، زندگي را به سر آورد . كنجكاوي و جستجوگري از برجسته ترين ويژگي های فكري كودكان و نوباوگان در بعد شناختي است و اين كنجكاوي و رفتار جستجو گرانه ، بستر خداشناسي و خمير مايه ی خلاقيت و خودشكوفايي است . بر همين اساس در ميان آن دسته از كودكان و نوجوانان خلاق و نوآوري كه از قدرت كنجكاوي فوق العاده ای برخوردارند ؛ احساس مذهبي ، كمال جويي ، معاد انديشي ، نگرش جاودانگي و فطرت عاشق، بيش از ديگران مشهود است . با نگاهي كلي به مباني و دستورالعمل هاي مذهبي به سادگي مي فهميم كه مجموعه آداب و تربيت ، بايد و نبايدهاي ديني ، كه پيامبران الهي به ويژه پيامبر اعظم حضرت محمّد ( ص ) براي ابلاغ آنها مبعوث شده اند ، همگي منطبق بر ويژگي هاي فطري حاكم بر نفسانيات و نيازهاي اساسي وانسان موجود بوده و زمينه ساز رشد و تعالي انسان مطلوب است . به عنوان مثال در مكتب اسلام همه ی آن چه که به گونه ای مستقيم و غير مستقيم به رشد جسماني ، ذهني و شناختي و رواني و اجتماعي انسان آسيب مي رساند ( با توجّه به ماهيت آنها ) حرام يا مكروه بوده و همه ی آن چه به عنوان عوامل مؤثر در رشد زيستي و شناختي و رواني اجتماعي انسان محسوب مي گردد ، حلال و مستحب مي باشد . به بيان ديگر در صورت اذعان به اين حقيقت كه انسان فطرتاً موجودي خدا جو و برنامه ها و دستورات ديني نيز جملگي بر اساس نيازهاي فطري ، سلامت جسم ، بهداشت فردي و اجتماعي و رشد و تعالي شخصيت انسان استوار مي باشد ، بايد فرايند تربيت ديني به معناي دقيق كلمه ، به طبيعي ترين وجه در دوران مختلف رشد صورت پذيرد و به آسانی شاهد تبلور رفتارهاي مذهبي در كودكان و نوجوانان باشيم . نحوه ای كه تا كنون در تربيت ديني كودكان و نوجوانان اعمال شده چندان موفّقيّت آميز نبوده است و علّت اين امر نيز بيشتر عدم توجه به ويژگي ها ونيازهاي زيستي ، عاطفي ، شناختي و اجتماعي كودكان وتشخيص و تبيين تقدّم و تأخر و اهمّيّت و حساسيت اين نيازها در موقعيت ها و شرايط مختلف و مراحل گوناگون رشد و انتخاب مناسبت ترين روش ها بوده است . بنابراين داشتن نقش مؤثري درتربيت پذيري ديني كودكان و نوجوانان را مشکل ساخته است . ( افروز ،۱۳۸۱ )
همه ی ما دوست داريم كه شاهد بروز و ظهور رفتارهاي مذهبي در كودكان و نوجوانان باشيم . امّا عمدتاً از مباني نظري و عملي رفتارهاي ديني چندان آگاهي نداشته و براي ايجاد يا افزايش فراواني رفتارهاي ديني از سريع ترين و راحت ترين راه ها استفاده مي كنيم . مهم ترين كار در تربيت ديني كودكان توجّه به چگونگي ونگرش آنها نسبت به ارزش ها و رفتارهاي ديني است . احساسات و عواطف مؤثرترين نقش را در تكوين شخصيت ، تنظيم اهداف و برنامه هاي زندگي و روابط فردي و اجتماعي دارد . ( پيشين )
بايد به جای تعجيل و ناپختگی ، به عمق معنای تربيت بپردازيم. تربيت دينی ، همگام شدن با انسانها- از کودکی تا بزرگسالی – برای هدايت رشد آنان است. همان طور که يک باغبان، دانه ی گلی را که در باغچه کاشته مدت ها مورد مراقبت و توجه قرار می دهد و انتظار آن را ندارد که چند روزه ، به بوته ای پر از گل مبدّل شود ، مربی نيز بايد صبر و تحمل داشته باشد . تعجيل در تربيت ممکن است سبب گردد که مبانی تربيتی ما برای کودکان ناخوشايند جلوه کند. در صورتی که با نگاهی به سيره ی عملی پيامبر خدا و امامان بزرگوار می بينيم ، که آنان در برخورد با کودکان ، رفتاری بسيار صميمی ، مهربان و توأم با تحمل و صبر داشته اند. آنان با توجه به ويژگی های

کودکان، هنگام همنشينی با آنان ، رفتاری کودکانه بروز می دادند. هيچ گاه ديده نشده است که پيامبر خدا به کودکان کم سن و سال به طور مستقيم آموزش دين بدهد و يا حضرت علی (ع) برای آنان کلاس درس و يا جلسه ی سخنرانی بگذارد. تنها بازی با کودکان ، همزبانی با آنان و توجه به ظرافت های روح و جسم کودکان نقل شده است که اين همان مسير صحيح تربيت دينی است . (رحيمی ، ۱۳۸۵)

در نهج البلاغه ، علي ( ع ) مي فرمايد : صفحه ی دل نوجوان همچون زمين مستعدي است كه هيچ گياهي در آن نروييده و آماده هر نوع بذر افشاني است .”
كودكان تشنه ی يادگيري هستند . نياز به دانستن و پي بردن به رازهای هستي ، در آنان يك نياز فطري محسوب مي گردد . معلمان و مربيان مدارس نيز به مثابه ی الگوهاي مطلوب كودكان و نوجوانان ، زماني مي توانند توفيق چشمگيري در پرورش يا تقويت احساس مذهبي و تبلور رفتارهای ديني داشته باشند كه شخصيت مذهبي آنها براي كودكان بسيار دوست داشتني و محبوب باشد . ( افروز ، ۱۳۸۱ )
نماز به عنوان پرچم عبادات است و كامل ترين پاسخ به عالي ترين نياز انسان در هر ركن و حالتي ، شرط حضور خاص خود را دارد . نماز ، مسأله نيايش است و بايد سخن از نيازي كه انسان به نيايش دارد به ميان آوريم. ما بايد كودكان و نوجوانان را متقاعد كنيم كه به نيايش در برابر خداوند احتياج دارند. بايد نماز را در ارتباط با انسان و نيازهاي حقيقي او براي آنها تعريف كنيم . بايد در مدرسه ها و در هر جا كه راجع به نماز صحبت مي كنيم ، حضور قلب را به عنوان يك اصل بدانيم . يك پزشك فرانسوي به نام الكسيس كارل در مطالعات خود ثابت نمود كه نماز سبب ايجاد نشاط معنوي مشخص در انسان مي گردد . همين حالت است كه احتمالاً منجر به شفاي سريع برخي از بيماران در زيارتگاه ها و معابد مي شود .
سيرل بوت روان شناس انگليسي ، نظريه ی ويليام جميز رادرباره ی تأثير نماز مورد تأكيد قرار داده و مي گويد:” ما به واسطه ی نماز مي توانيم وارد انبار بزرگي از نشاط عقلانی شويم كه در شرايط عادي يارای وصول به آن را نداريم . ( خياطي ، ۱۳۸۱ )

۳٫۲٫ اديان و نگاه آنها به نماز ونيايش
از آن جا كه خداوند سرشت انسان را خداپرست آفريده ، خداجويي و خداشناسي امري فطري است، بشر در طول تاريخ همواره به دنبال پرستش و عبادت معبودي بوده كه مظهر و نمود عيني آن عبادت ، در اديان الهي در نماز تجلّي يافته است . نيايش به ويژه برپايي نماز تنها مخصوص اديان وحياني نبوده بلكه در اديان غير وحياني نيز اين عبادت هميشه مطرح بوده است.
در تاريخ جامع اديان نوشته ” جان ناس ” چنين آمده كه : “تبتيان در مواقعي كه در صومعه يا دير ، جشن معيني داشتند . زوار از هر طرف به آنجا روي مي آوردند و هدايايي از جنس قماش ، كره ، شير و غيره براي راهبان مي آوردند . در آن جا چند روزي اقامت كرده ، طواف ، نماز ، دعا و يا به رقص مخصـوص مشغول مي شـدند . پس از يك سلسـله عمليات سحـر آميز به اوطان خـود بـا
مي گشتند”. ( جان ناس ، ۱۳۷۱ )
ويل دورانت در تاريخ تمدن خود در خصوص عبادت يونان باستـان مي نويسد : ” مؤمنان در جريـان عبادت ، خود را به مذبح ، كه در جلوي معبد قرار داشت ، مي رساندند و به وسيله قرباني كردن و نماز خواندن از خشم خدا ايمني مي يافتند و ياري او را جلب مي كردند . ( ويل – دورانت ، ۱۳۴۰ )

در خصوص مذهب كنفسيوس نيز آمده است كه او نماز مي خواند ، در حالي كه ساكت بود ، او زشت مي دانست كه نماز بخواند تا اين كه خداوند او را ببخشد و يا نعمتي به او دهد . زيرا اعتقاد داشت نماز هدفي جز تنظيم سلوك افراد والفت ميان آنها نمي باشد . (شهرستاني ، ۱۴۰۶ شمسي)
در خصوص كيش ماني و آئين او گفته شده كه در شبانه روز چهار نماز را واجب مي دانستند و نماز گزار بايد با آب روان يا راكد ابتدا مسح كرده روبروي آفتاب بايستد و به سجده رفته بگويد:” مبارك است راهنمايي ما ، فاراقليط ، پيامبر ما و مبارك است فرشتگان نگهبان او مسبحان ، لشكريان پرتوافشان او” . سپس برخاسته ، در سجده دوم ، بگويد :” به پاكي ياد شده تو اي ماني پرتو افشان و راهنماي ما ، كه ريشه ی روشنايي و نهال زندگي و شجره ی بزرگي هستي كه تمامش بهبودي بخش است” . سپس بلند شده و سجده ی سوم تا سجده ی دوازدهم را همراه با دعاهايي ادامه مي دهد . (رضايي ، ۱۳۶۸ )

۱٫۳٫۲٫ نماز در آئين زرتشت
زرتشتيان نمازشان بسيار شبيه نماز مسلمانان است و همان طور در پنج وقت بايد نماز و دعاهاي مخصوص را بخوانند و نيز مقدماتي را براي انجام فرايض ديني شبيه مسلمانان دارند . در كتاب ” ديانت زرتشتي ” چنين آمده است كه : ” زرتشتي ها ۲۴ ساعت را به ۵ دوره مختلف تقسيم مي كنند و آداب مذهبي تابع اين پنج گاه مي باشد . بر هر مؤمن زرتشتي فرض است كه در هريك از اين دوره ها ، ادعيه و مناجات هاي خاصي را بخواند . اين دعاها و نيايش ها با ستايش و تمجيد اورمزد همراه است و از اصول و واجبات ضروري زندگاني روزانه ی آنها محسوب مي گردد . امّا امروزه اين فرضيات پنج گانه را معمولاً موبـدان بجـا آورده و زرتشـتيان به خوانـدن دعا در صبحگاه و شامگاه اكـتفا مي كنند . جهت نيايش به سمت نور خورشيد ، ماه و يا چراغ كه منبع نور است ، مي باشند و اكثر آن ها با سجده به روي زمين و نشان دادن عبوديت و بندگي خود به اورمزد ، دعاي خود را پايان مي دهند . ( مري بويس ، ۱۳۶۸ )
سرگرد اورنگ در كتاب ” يكتا پرستي در ايران باستان ” شرايطي كه براي نماز زرتشتيان آورده به اين قرار است :
۱ – پاك بودن تن از هر گونه نجاست

۲ – پاك بودن لباس ازهرگونه پليدي يا مردار
۳ – در برداشتن سدره و كشتن ( پيراهني سفيد و نه تكه مخصوص زرتشتيان است)
۴ – شستن دست و صورت
۵ – پاك بودن جاي نماز از هر گونه پليدي و فساد
۶ – غصبي نبودن محل نماز ( اورنگ ، ۱۳۳۷)
در آئين مزديسني سه نماز از نيازهاي مختلف و مهم تر و معروف تراست و زرتشتيان قبل از هر

چيز آن را به اطفال و كودكان خود آموزش مي دهند . در تمام قسمت هاي اوستا از اين سه نماز مكرراً نام برده شده است :
۱ – يتااهووئيريو ، يعني به همان اندازه كه سرور جسماني ( پادشاه ) نيرومند است سرور روحاني نيز به واسطه ی داشتن صفات راستي و پارسايي تواناست بخشش فرشته بهمن از آن كسي است كه تنها براي خدا كار كند.
۲ – اشم وهو ، يعني راستي بهترين نيكي و سعادت است . سعادت از آن كسي است كه خواستار بهترين راستي ها باشد .
۳ – نيگهه هاتام يعني فردا اهورا آگاه است از زنان و مرداني كه در ستايش او هستند و اين گونه مردان و زنان به سبب پارسايي و پرهيزكاريشان درود مي فرستيم . (پيشين )
در قسمت هاي مختلف كتاب ديني زرتشتيان ( اوستا ) ترغيب وتأكيد بر انجام نماز ونيايش بسيار شده و عجيب تر آن كه نه تنها براي نماز هايشان مقدماتي مثل شستن دست و رو و مقدمات ديگر ، احكامي وجود دارد ، بلكه اگر در جاهايي قرار گيرند كه آب در دسترس نباشد ، بايد دست ها را بر زمين ( خاك ) زده و نماز بپا دارند . مسأله ی نماز در نزد اين دين جايگاه بالايي دارد و علّت اين توجّه به نماز را گفته اند ، چون اهورمزدا فرموده به ياد و به جاي آوريم و منش ( انديشه ) و گوشن ( گفتار ) و كنش ( كردار) خويش را برابر فرموده ی اهورامزدا پاك و راست داشته ، گمراه نکرديم . ( شاهروج ، ۱۳۳۷ )
اين سخن مشابه ی آن چيزي است كه در قرآن كريم نيز به آن اشاره شده است در آيه ” اقم الصلوة لذكري ” (سوره طه، ۱۴ ) نماز را به خاطر من بپا داريد و يا در آيه ” ان الصلوة تنهي عن الفحشاء والمنكر ” (سوره عنكبوت ، ۴۵ ) به راستي كه نماز انسان را از كارهاي زشت و ناروا باز مي دارد .

۲٫۳٫۲٫ نماز در آئين يهود :
در خصوص عبادت و بپا داشتن نماز در دين يهود منابع متقن و بسيار وجود دارد در ( سوره طه ، آيه ۱۴ ) قرآن كريم چنين آمده : “همانا من الله هستم و معبودي بجز من نيست . پس مرا عبادت كن و نماز را براي ياد من بپا دار “. اين آيه به هنگامي اشاره دارد كه حضرت موسي در راه رسالت خود با همسرش از وطن هجرت و سر به بيابان گذارد و در تاريكي شب به طوفان و باران برخورد كرده و به خاطر سختي ها و مشكلات زياد دستخوش اضطراب گرديد و پروردگار براي آرامش او اين وحي را فرستاد در آيه ی ديگر نيز به حضرت موسي ( ع ) و برادرش هارون دستور داده شد كه : ” شما و پيروانتان در مصر منزل گزينيد و خانه هايتان را قبله و معبد قرار دهيد و نماز بپا داريد “. ( سوره يونس ، آيه ۸۷ ) قرآن كريم در آيه ۷۷ سوره بقره نيز ضمن اشاره به پيماني كه از بني اسرائيل گرفته شده ، نماز را به عنوان يكي از اركان و مواد اين پيمان شمرده است ” و هنگامي كه از بني اسرائيل ما پيماني گرفتيم كه جز او را نمي پرستيد و به پدر و مادر نيكي كنيد و نماز را به پا داريد” آيه هاي ديگري نيز در تأييد و تأكيد بر نماز خواندن قوم يهود نازل گرديده و بر وجوب آن در اين شريعت آسماني تاكيد كرده است .
يهوديان در شبانه روز سه مرتبه نماز بجا مي آورند كه آنها را نماز صبحگاه ، نيمروز و شامگاه مي خوانند . نماز خواندن اين قوم نيز داراي مقدماتي است ، از جمله ” در حال جنابت نمي توان نماز خواند ، بدن و لباس از هر گونه كثافت و پليدي پاك باشد ، دست ها و صورت را به عنوان وضو مي شويند و به سمت بيت المقدس ايستاده و با خضوع و خشوع نماز مي خوانند . ( رضايي ، ۱۳۶۸ )

در آئين يهود ، دستورات و احكام خاصي نيز تشريع شده كه از آن جمله خواندن نماز به جماعت در کنيسه ها به صورت خالصانه و حضور قلب مي باشد . در اين مورد نيز گفته شده كه ” هر آن كس كه رضايت خدا را به جا آورد و قلب خود را در وقت نماز و دعا با نيّت كامل متوجّه او سازد ، دعايش مستجاب مي شود . هر آن كس كه ترس خدا در دل اوست ، سخنانش شنيده مي شود . (دعاهايش اجابت مي شوند) يهوديان دعاي حقيقي را چيزي بيش از حركت و تلفظ زبان دانسته و بايد از عمق وجود و قلب ، نماز برخيزد تا قبول واقع شود ، مگر آن كه قلب و جان خود را کف دست بگذارد . ( گنجينه ی تلمود )

يهوديان هنگام نماز بايد چشمانشان را پايين و قلبشان را متوجه بالا سازند و بايد دائماً تصور كنند كه ” شيخنا ” مقابل آنهاست . ( تلمود ) نماز بايد به آهستگي و زير لب خوانده شود و كساني كه با صداي بلند نماز مي خوانند را پيامبران دروغين قلمداد مي كنند و اگر هنگام نماز صدايشان شنيده مي شود ، جزو بي ايمانان به شمار می روند . چنان چه در كتاب گنجينه تلمود به نقل از ( براخوت ، ۲۴ ب ) آمده: ” آن كس كه در وقت نماز و صدايش را بلند مي كند، جزو پيامبران دروغين به شمار مي آيد . ” يهوديان موظفند كه نماز خود را در كنيسه ها و معابد اقامه كنند و آنهايي كه در شهرشان كنيسه وجود دارد ولي در آن نماز نمي خوانند ، همسايه ی بد خطاب مي شوند و مورد مذمت قرار مي گيرند . در كتاب اشعيای نبی ، باب ۵۰ آيه ۲۰ به كساني كه در نماز جماعت شركت نمي كنند متذكّر مي شود ،” چون آمدم ، چرا كسي نبود ؟ و چون ندا كردم ، چرا كسي پاسخ نداد . آيا دست من كوتاه شده كه نتواند نجات دهد ؟ يا در من قدرتي نيست كه رهايي دهم ؟” ( كتاب مقدس ، عهد عتيق /۱۱۱۴ )

۳٫۳٫۲٫ نماز در دين مسيحيت
در خصوص تاكيدات اين دين به نماز و نيايش نيز قرآن كريم آيات و رواياتي دارد . ( سوره مريم ، آيه ۳۰ ) اشاره به سخن گفتن نوزاد حضرت مريم – عيسي ( ع ) – به تهمت زنندگان دارد و مي گويد : ” به درستي كه من بنده ی خدايم به من كتاب آسماني داده و مرا پيامبر قرار داده است . مرا هر كجا باشم مايه ی برکت و تا زنده ام به زكات و نماز سفارش كرده است . در اين آيه حضرت عيسي ( ع ) پس از بيان اين كه فرستاده ی خداست ، از ميان برنامه ها ، توصيه به نماز و زكات مطرح شده واين به خاطر اهمَيَت فوق العاده ی اين دو برنامه است . چرا كه رمز ارتباط خالق و خلق مي باشد . در تفسير اين سوره نيز آمده ؛ اين آيه دلالت بر آن دارد كه نماز و زكات ونيكي به پدر و مادر برامّت هاي گذشته واجب بوده ، پس حكمش ثابت است و در هيچ شريعتي امر به آن نسخ نش

ده است . ( انصاري، ۱۳۷۸ )
در سوره آل عمران (۴۲) نيز خطاب شده : ” ای مريم براي پروردگارت خضوع كن و سجده به جا بياورو با ركوع كنندگان ركوع كن ” . از آيـه هاي قرآن نيز به اين نكته مي رسيم كه در شريعت عيسـوي نيز نماز واقامه ی آن ، از واجبات بوده ، كه از ابتداي تولّد به آن حضرت توصيه شده

است . در انجيل نيز از جمله پندهاي حضرت عيسي ( ع ) آمده : ” به حق برايتان مي گويم كه چيزي بالاتر از نظر شرافت اخروي و ياري كننده تر بر حوادث دنيوي ، از نماز هميشگي نيست و چيزي نزديك تر از آن به خداوند رحمان نيست ، پس مداومت بر آن نماييد و آن را زياد بشمريد و هر كار شايسته ای نزديك مي كند ما را به خدا . پس نماز به سوي اونزديك كننده تراست و برگزيده تر در نزد اوست . (شعبه المداني ، ۱۳۷۶ )
دكتر احمد شبلي در كتاب مقارنةالاديان خود مي نويسد : مهم ترين عبادات نزد مسيحيان روزه و نماز است ، ولي محدوده ی آنها متّفق عليه نيست . بسياري از آنها معتقدند كه انتظامات و قانون در روزه و نماز توجيه اختياري است نه اجباري . امّا در مجموع هفت نماز ، در طول شبانه روز دارند : نماز صبحگاهان ( بكور ) ، نماز ساعت سوم و ششم و نهم و يازدهم و دوازدهم و نيمه شب . اهتمام و توجّه آن ها به نماز ، بيشتر از روزه بوده و نماز ، ترتيبي خاص ندارد . ( شبلي ، ۱۹۶۵)
نماز متّفق عليه ميان مسيحيان ، نمازي است كه مسيح ( ع ) آن را تعليم حواريون داد و در انجيل متي باب ششم آيه ۹ نقل شده است . مسيحيان در يكشنبه ها نماز خاصي دارند كه در آن ، به شكر گزاري از خداوند مي پردازند .

۴٫۳٫۲٫ نماز در آئين مقدّس اسلام
قرآن كريم به عنوان معجزه ی جاويد پيامبر اسلام (ص ) و تنها كتاب آسماني بدون تحريف ، در آيات متعددي از نماز سخن به ميان آورده است . بيش از ۸۴ مرتبه كلمه ( صلاة ) و مشتقات آن به كار برده شده است . در آيات زيادي خداوند ، مسلمانان را امر به اقامه نماز كرده واين امر دلالت بر وجوب داشته و وظيفه ی ثابت و لايتغيری براي مؤمنان اعلام مي گردد . در سوره نساء ، آيه ۱۰۲ آمده است : ” به درستي كه نماز بر مومنان ثابت و واجب گرديده است ، چنان چه در مورد وجوب روزه ، قرآن از لفظ ” كتب عليكم الصيام ” استفاده كرده است . ( غمخوار يزدي ، ۱۳۷۵ )
اهمّيّت نماز در اسلام را ازآن جا مي توان فهميد كه به عنوان تكليفي كه هرگز از گردن بنده ساقط
نمي گردد ، ذكر شده است . در سوره ی بقره ، آيه ۲۳۸ آمده است : ” در انجام همه نمازها مخصوصا نماز وسطي (ظهر) ، كوشا باشيد و از روي خضوع و اطاعت براي خدا بپاخيزيد و بترسيد و نماز را در حال پياده يا سواره انجام دهيد ” .

در مكتب اسلام ، نماز به عنوان سمبل عبادات ، به عنوان ديانت و مليّت معرفي شده است . همان طور كه امير مؤمنان حضرت علي ( ع ) فرموده : ” ای بندگان خدا ، به راستي گرامي ترين چيزي كه بندگان صالح به وسيله ی آن به خداوند تقرب مي جويند ، ايمان به خدا و پيامبران است وآن چه كه از جانب خداوند آورده اند اقامه ی نماز مي باشد ، زيرا نماز ملّت است . يعني آئين ، دين و شريعت ماست . ( بحار الانوار ، ص۷۷ ) به همين علّت است كه پيامبر اكرم نماز را نور چشم خود معرفي مي كند و نماز را مثل ستون خيمه ، ستون و پايه دين معرفي كرده است .در اسلام نماز ، اوّلين

واجب و اوّلين چيزي است كه پس از مرگ از آن سوال مي شود و قبولي ساير اعمال وابسته به قبولي نماز است . ( پيشين ، ص ۶۴ )
نماز در دين اسلام نمود بارز و مصداق تربيت ديني محسوب مي گردد . حضرت علي ( ع ) در طول عمر با بركت خود زيباترين جلوه ها را در نماز به نمايش گذاشتند ، در حالت صلح و جنگ ، بيماري ، سلامت ، در خانه و مزرعه ، مسند حكومت و يا در طول خانه نشيني و در همه ی حالات و شرايط ، نماز مهم ترين عمل او بوده و فرزندان خود را به آن سفارش می نمودند . حضرت علي ( ع ) در وصيّت خود به امام حسن ( ع ) و تمامي خانواده و فرزندانش مي فرمايد : ” از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره ی نماز ، زيرا كه نماز بهترين كارها و ستون دين شماست ” .