پیامبر

مقدمه
در طول تاريخ پيامبران زيادي براي هدايت بشر ورساندن پيام الاهي به گوش انسان ها برانگيخته شدند.ودر اين راه زحمات فراوان متحمل شده وبرخي جان خويش را از دست دادند. وظيفة اصلي همة پيامبران دعوت مردم به پرستش وعبوديت وتوحيد ونيز تبيين مسئلة معاد وجهان آخرت بود.هر پيامبري كه مبعوث مي شد علاوه بر وظايف اصلي خويش وظيفه داشت پيامبر قبل از خود را تصديق وبشارت آمدن پيامبر بعدي را به امت خود بدهد. واين روند ادامه داشت تا زمان پيامبر اسلام(ص)

كه خاتم پيامبران بود . در اين فصل دلايل خاتميت اسلام را به تفصيل بررسي خواهيم كرد. اما قبل از آن بايد توجه داشت كه پيامبران با توجه به نوع مأموريتي كه داشتند به چنددسته تقسيم مي شوند كه اين تقسيم بندي به شرح زير است:
الف) پيامبران قومي وقبيله اي
حوزة مأموريت ايشان محدود به قوم وقبيلة خود مي شدصاحب كتاب آسماني وشريعت نبودند . پيامبران قبل از حضرت نوح(ع) از اين دسته اند.
ب) پيامبران تبليغي
خود صاحب شريعت نبودند و وظيفة ايشان تبليغ شريعت پيامبران صاحب شريعتي مثل حضرت نوح، ابراهيم، موسي و عيسي(ع) بود.پيامبراني مثل حضرت هود ، صالح ، لوط اسحاق ، اسماعيل و… از جملة پيامبران تبليغي اند.

ج) پيامبران صاحب شريعت
داراي كتاب آسماني بوده ووظيفة آنها تبليغ دين خدا در كل عالم مي باشد. در قرآن نام پنج تن از اين پيامبران ذكر شده است ولي احتمالًا تعداد ايشان بيشتر است.
در رابطه با اين مسئله كه كدام يك از اين اديان جهاني است.بين دانشمندان اسلامي اختلاف نظر وجود دارد. عده اي معتقدند همة پنج شريعت پيامبراني كه نامشان در قرآن ذكر شده است جهاني است. ولي عدة ديگر معتقدند فقط دين اسلام كه خاتم اديان است جهاني مي باشد وساير اديان براي يك قوم خاص آمده اند.

در هر حال يكي از ويژگي هاي اسلام عمومي بودن وجهاني بودن آن است.غير از اين ويژگي، اسلام ويژگي ديگري به نام خاتمّيت دارد. كه ساير اديان اين ويژگي را ندارند. ومسئلةخاتميّت به صراحت در قرآن وروايات ذكر شده واز اصول مسّلم دين ماست ولي با اين همه در اين رابطه ابهاماتي وجوددارد كه بايد پاسخ داده شود. ازجمله چرا خداوند به هر دو نوع نبوت تشريعي و تبليغي پايان داد؟ چراارسال قوانين الاهي از طرف خداوند قطع شد؟ تكليف نيازهاي جديد بشر چه مي شود؟
دانشمندان بزرگ شيعه مانندعلامه طباطبايي ، شهيد مطهري ، محمد باقر صدر و….به اين سئوالات وساير شبهات پاسخ داده اند. وثابت نموده اند در اسلام مكانيسم هايي وجود دارد كه پاسخ گوي همة نيازهاي انسان در همه ادوار مي باشد.

۱- خاتميت در قرآن واحاديث
مسئله خاتم الانبياء بودن پيامبر اعظم اسلام(ص) در يكي از آيات قرآن آمده است:
ما كانَ محمَّدٌ اَبا اَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَلكِنْ رَسُولُ اللهِ وَخاتَمَ النَّبِيِّينَ وكانَ اللهُ بِكُلِّ شَيْئٍ عَليماً(محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست، ولي فرستادة خدا وخاتم پيامبران است وخدا همواره برهر چيزي داناست.احزاب/۴۰)

اين آيه به صراحت بر خاتم الانبياء بودن پيامبر(ص) دلالت داشته واين مسئله را بيان نموده است. غير از اين آيه در قرآن آيات متعدد ديگري در اين رابطه وجود دارد.
پيامبر اسلام(ص) خطاب به امام علي(ع) فرمودند( آيا نمي خواهي جانشين من باشي ، همان گونه كه هارون نسبت به موسي(ع) چنين نقشي داشت؟ البته با اين تفاوت كه پس از من هرگز پيامبري نخواهد آمد)

۲- مباني ختم نبوت
۱/۲- جهاني بودن وجامعيت دين اسلام
همان گونه كه گفته شد جهاني بودن اسلام برساير اديان ترجيح دارد.اين مسئله با توجه به دلايل زير قابل اثبات است . الف)آيات قرآن
آيات فراواني وجود دارد كه ثابت مي كند دين اسلام مربوط به قوم وملت خاصي نيست مانند:
* قُلْ يا اَيُّهَا النّاسُ اِنِّي رَسُوِلُ اللهِ اِ لَيْكُمْ جَميعَاً(بگو اي مردم من فرستادةخدا به سوي همة شما هستم.اعرف/۱۵۸)
* وَما اَرْسَلْناكَ اِلاّ رَحْمَتً لِلْعالَمِينَ(اي پيامبر تو را نفرستاديم، مگر آنكه براي جهانيان ماية رحمت باشي.انبياء/۱۰۷)
ب ) شواهد تاريخي
علاوه برآيات قرآن شواهد ديگري در اين رابطه وجود دارد.ازجمله نامه هاي پيامبر اسلام به سران كشورهاي ايران، روم، حبشه، يمن وحتي نامه هي ايشان به سران قبايل وطوايف مستقل
ج) جامعيت دين اسلام
دستورات دين مبين اسلام داراي جامعيت عام است يعني شامل يك يا چند موضوع خاص نمي شود. بلكه همة ابعاد وجوانب زندگي بشر را دربر مي گيرد. اسلام هم به جنبه هاي مادي و هم به جنبه هاي معنوي زندگي بشر توجه خاص داشته است. واز اين بابت نقصي ندارد.
د) عموميت زماني
دستورات وتعاليم اسلام علاوه بر جامعيت داراي عموميت زماني هستند. يعني مربوط به يك زمان مشخصي نبوده ومردم در همة قرون واعصار مي توانند از اين تعاليم استفاده كنند.
۲/۲- مراتب دين از نظر قرآن
قرآن كريم ماهيت وحقيقت دين را يكي مي داند. وآن اسلام است. اِنَّ الدّينَ عِنْدَ اللهِ الاِسلامُ(همانا دين نزد خداوند اسلام است.آل عمران /۱۹) منظور از اين كلام قرآن كريم اين است كه همة

فرستادگان خداوند محتواي برنامه هايشان يكي است وهمة آنها قصدشان هدايت مردم به سمت كمال بوده است. البته در برخي موارد اديان با هم اختلاف داشته اند كه اين اختلافات به حسب نقص وكمال است، نه تضاد. به اين معنا كه: چون سطح استعدادهاي امت هاي قبل از اسلام ونحوه زندگي آنها متفاوت بوده است از اين جهت دستورات ديني ومقررات الاهي با هم متفاوت اند.
اين مسئله از جهت ديگر نيز قابل بررسي است . وآن شخصيت عرفاني انبياء است. يعني هر

پيامبري به هر اندازه كه توانسته به مكاشفه برسدبه همان اندازه توانسته است از معارف الاهي دريافت نموده وبه مردم ابلاغ كند. ولذا چون پيامبر خاتم توانستند به آخرين حدّ از مكاشفه برسد، جاي مكاشفة جديد براي انسان ديگري باقي نمانده است. پس پيامبر خاتم آن پيامبري است كه جميع مراتب مكاشفه را طي كرده ومرحلة طي نشده اي باقي نگذاشتند.واسلام به عنوان دين كامل توسط مكاشفة تامّة محمدي(ص) به مردم همة قرون واعصار ابلاغ گرديد.
۳- فلسفه وحكمت ختم نبوت تبليغي

همان گونه كه مي دانيم عدة كمي از انبياء پيامبران تشريعي هستند. واكثر پيامبران تبليغي بوده و وظيفة آنها تبليغ دين انبياءصاحب شريعت بوده است .
سئوال: چرا با اسلام نبوت تبليغي نيز پايان يافت؟ آيا لازم نبود انبياء تبليغي دين پيامبر خاتم را ادامه داده ونسبت به تبليغ وترويج دين اسلام اقدام نمايند؟

پاسخ :يكي از دلايل تجديد نبوتها مخصوصاً نبوتهاي تبليغي تحريف واز بين رفتن كتاب ها ومعارف الاهي بوده است. اين تحريف ها يا سهوي صورت گرفته يا عمدي انجام شده است.در هر حال مردم چون توان حفظ دين از خطرات را نداشتند وجود پيامبر جديدلازم مي شد.ولذا كتاب هاي مقدس پس از هر تحريف صلاحيت خود را به عنوان راهنماي بشر از دست مي دادند.وپيامبران جديد مي آمدند تا تعاليم تحريف شده واز بين رفته را اصلاح يا احيا نمايند.ولي در زمان پيامبرخاتم مردم به اندازه اي از رشد وبلوغ فكري رسيده بودند كه بتواننداز دين خدا وتعاليم پيامبرشان محافظت نمايند.
۴- فلسفه وحكمت ختم نبوت تشريعي

در رابطه با علت هاي ختم نبوت تشريعي دو مسئله قابل بررسي است
.مسئلة اول: اسلام ومقتضيات زمان،
مسئلة دوم : ويژ گي هاي سيستم قانون گذاري در اسلام وپويائي آن
۱/۴- اسلام ومقتضيات زمان
سئوال مهمي كه دراينجا مطرح شده اين است كه اسلام چگونه مي تواند با قوانين ثابت خود، نيازهاي متغير مردم در همة قرون واعصار را برآورده سازد؟وانساني كه برخلاف حيوانات داراي قدرت فكر وانديشه است وقادر است دائماً نيازمندي هاي خودرا در زمان هاي مختلف تغيير دهد. چگونه مي تواند با اسلام كه احكام ثابتي دارد زندگي كرده وبه كمال برسد؟

پا سخ: در پاسخ به اين سئوال بايد گفت:اينكه نيازهاي انسان در زمان هاي مختلف متفاوت است امري بديهي وپذيرفتني است.ولي با اين حال احكام اسلام به گونه اي است كه مي تواندپاسخگوي نيازهاي متغيير بشر در زمان هاي مختلف باشد.زيرا نيازهاي بشر دو دسته اند. دستة اول نيازهاي اوّلي وثابت ودستة دوم نيازهاي ثانوي ومتغيّر، نيازهاي ثابت خود سه دسته اندالف) نيازهاي جسماني مانندنياز به غذا وپوشاك ومسكن ب) نيازهاي روحاني مانندنياز به علم و پرستش وزيبايي
ج)نيازهاي اجتماعي مانندنياز به معاشرت ، مبادله ، عدالت وآزادي ونياز هاي متغيير انسان ازنيازهاي ثابت او سرچشمه گرفته، اما در طي زمان تغيير ميكنند. مانند نيازمندي انسان به ابزار و وسايل ،در واقع نيازهاي اوليه بشر محرك او به سمت توسعه وكمال اند ونيازهاي متغيير او ناشي از توسعه وكمال اند. نيازهاي ثابت نه تغيير مي كنند ونه از بين مي روند بلكه هميشه ثابت وزنده

اند. در واقع اين نيازهاي ثانويه ومتغيير اند كه در حال تغييرند. در اسلام براي نيازهاي ثابت، قوانين ثابت وبراي نيازهاي متغيير قوانين متغيير وجود دارد.وقوانين ثابت روح قوانين متغيير هستند. توسعه تمدن بشر قوانين متغير را ممكن است تغيير دهد. مانند تغييراتي كه در قوانين راهنمايي ورانندگي به وجود مي آيد ولي قوانين ثابت تغيير نمي كنند ونيازي هم به تغيير ندارند . قوانين ارث ، ازدواج ، ديات و…. لذا انسان در پرتو قوانين ثابت الاهي ميتواند نسبت به ايجاد ويا تغيير در قوانين متغيير اقدام نمايد. واين قوانين ثابت پاسخگوي نيازهاي بشر در همة قرون واعصار باشند.

۲/۴- ویژگی های سیستم قانون گذاری در اسلام وعناصر پویایی آن
یک قانون جاودانه مانند اسلام اگر بخواهد برای تمام قرون واعصار برنامه ارائه دهد باید از یک نوع دینامیسم وتحرک وانعطاف پذیری بهره مند باشد. برای اینکه بفهمیم که اسلام چگونه باداشتن قوانین ثابت از پویایی وتحرک برخوردار است ،لازم است ویژگی های سیستم قانون گذاری اسلام که تضمین کننده جاودانگی آنست بررسی شود

الف ) عقل عامل مهم قانون گذاری
عقل درمنابع دینی به ویژه در قرآن کریم بسیار مورد توجه قرار گرفته است. واژه عقل ،تفکر ،تدبر صدها بار در قرآن به کار رفته است . در اسلام عقل به عنوان یک اصل ومبداء برای قانون گذاری به رسمیت شناخته شده است فقیهان منابع فقه راچهار چیز می دانند (کتاب، سنت ،عقل، اجماع)که عقل درردیف کتاب خداوند مورد توجه قرار گرفته است. فقهای اسلامی عقل وشرع را

مکمل یکدیگر می دانند .علت اینکه عقل در اسلام جایگاه ویژه دارد این است که قوانین دینی باواقعیت زندگی انسان سروکاردارند واحکام اسلامی مبتنی بریک سلسله مصالح ومفاسد زمینی است وکشف این مصالح ومفاسد دردسترس عقل بشری است. بنابراین مبتنی بودن احکام برمصالح ومفاسد زمینی ،به عقل مجتهد این امکان رامی دهد که در شرایط مختلف زمانی ومکانی ،فتواهایی بدهد ودر واقع کشف کند که چه چیزی در یک زمان حلال است ودرزمان دیگر حرام ،در یک زمان واجب است ودرزمانی دیگر مستحب .

ب) اجتهاد قوة محرکة اسلام
شهید مطهری معتقد است اجتهاد قوه ای است که می تواند اسلام رابا مقتضیات زمان هماهنگ کند . اسلام می تواند بین قوانین ثابت وقوانین متغیر زندگی بشر هماهنگی ایجاد کند . اجتهاد از رموز پویایی اسلام وعامل حضور دین در همه زمینه ها وعرصه های زندگی انسان است.

ابن سینا در الهیات شفا می گوید (کلیات اسلامی ثابت ولايتغیر ومحدود است واما حوادث ومسائل نامحدود ومتغیرند ودر هر زمانی مقتضیات مخصوص خودرادارد.به همین جهت ضرورت دارد که در هرعصر وزمانی گروهی متخصص وعالم برکلیات اسلامی ومعارف به مسائل وپیش آمدهای زمان ،عهده داراجتهاد واستنباط حکم مسائل جدید از کلیات اسلامی بوده باشد. )

ج) احکام اسلامی برمصالح ومفاسد واقعی مبتنی است
هردستوری که از جانب خداوند به بشر ابلاغ شده است اگردارای مصلحتی است ،انسان مکلف است این دستورات راانجام دهد وخداوند آنرا واجب نموده است واگر مفسده ای در آن باشد انسان مکلف است از آن دوری کند وحکم حرمت دارد . (حرام است) در واقع قوانین دینی در عین آسمانی بودن، زمینی هستند وبراساس مصالح یامفاسد زندگی بشر وضع شده اند البته مفاسد ومصالح مراتبی دارد ومراتب مختلف تابع شرایط زمان ومکان است . به این معنی كه ممکن است کار حرامی در شرایط اضطراری انجام شده وهیچگونه مشکلی برای شخص انجام دهنده هم پیش نیاید مثلا دست زدن به نامحرم، حرام است. ولی اگر نامحرمی تصادف کند ودر حال مرگ باشد وبرای نجات

جان او چاره ای جز دست زدن به بدن او نباشد، در این صورت دست زدن واجب می شود. این باب رافقها به نام (تزاحم بین احکام) مطرح کرده اند. یعنی حکمی مزاحم حکم دیگرشود . ملاک تشخیص در موارد تزاحم نیز عقل انسان است یعنی عقل به ما می گوید که در چه شرایطی چه فعلی لازم تر است انجام شود . پس بنابراین احکام اسلامی قابل انعطاف بوده ومبتنی بر مصالح ومفاسد واقعی هستند .

د) توجه اسلام به احکام اولیه وثانویه
در اسلام احکام به اولیه وثانویه تقسیم شده اند . احکام اولیه احکامی هستند که باتوجه به نیازهای ثابت انسان وضع شده اند وجز در موارد اضطراری قابل تغییر نیستند مانند انجام عبادات ،حرام بودن قتل نفس، شراب خواری،خیانت در امانت و…

اما احکام ثانویه احکامی هستند که در هنگام بروز ضرورتهای زندگی فردی واجتماعی وضع می شوند ودر حالاتی که مکلف نتواند به احکام اولیه عمل کند احکام ثانویه برای او وضع می شود. عواملی که موجب ساقط شدن احکام اولیه از انسان می شوند عبارتند از حرج ،اضطرار ضرر وضرار،تقیه،اهم ومهم، حفظ نظام واساس دین و…
در حقیقت وجود احکام ثانویه دردین اسلام عرصة انعطاف پذیری رفتاری راگسترش می دهد .

ه) عدم توجه به شکل وصورت ظاهری زندگی
اسلام هرگز به شکل وظاهر زندگی نپرداخته است . آموزه های دین اسلام متوجه روح ومعنای زندگی بشر است . در اسلام یک وسیله مادی ویک شکل ظاهری نمی توان یافت که جنبه تقدس داشته باشد ومسلمانان وظیفه داشته باشند که آن شکل وظاهر راحفظ کنند . انسان برای رفع نیازهای خود به یک سری وسایل وابزار نیاز دارد . بنابراین باتغییر نیازها ابزار ووسایل نیز تغییر میکنند . از نگاه دین استفاده از ابزارهای جدید برای رسیدن به اهداف وتأمین نیازهااشکال ندارد . معیار تشخیص ابزارها ووسایل مناسب عقل است . مثلًا طبق آیه وَاَعِدُّوالَهُمْ مَااْسْتَطَعْتُمُ مِنْ قُوَّه ( وشما در مقام مبارزه با آنها خود را آماده كنيد. انفال/۶۰ ) نیرومند بودن دربرابرد شمن لازم است.

اما وسایل وشکل نیرومندی درزمانهای مختلف متفاوت است . یک زمان شمشيراست وزمان دیگر سلاح های پیشرفته . اگر اسلام به اسب سواری یا تیراندازی تأ کید داردبه این دلیل است که اینها مصادیق وابزارهای نیرومند زمان خود بوده اند . امروزه عقل بشر تشخیص می دهد که ابزار روز برای نیرومند شدن چیست . پس عدم تأکید اسلام روی مظاهر متغیر زندگی وتأکید روی مسائل کلی واساسی، زمینه رابرای سیّال بودن وغنای سیستم قانون گذاری وانطباق با مقتضیات زمان فراهم کرده است.
و) قوانین کنترل کننده
در اسلام دو نوع قانون وجود دارد ،قوانین اساسی واصولی وقوانین مادی ،شهید مطهری می گوید ،قوانین اساسی برسایر قوانین حق وتو دارند. قوانین اسلامی تازمانی قابل اجرا هستند که به مرز ضرر وحرج نرسند مثلًا در اسلام گرفتن وضو برای اقامه نماز واجب است اما در جاییکه وضو برای انسان ضرری به دنبال داشته باشد لازم نیست. پس وجود قوانین کنترل کننده نیز از عوامل انعطاف دستورات وقوانین اسلامی در زمانهای مختلف است.
ز) اختیارات حکومت اسلامی

اسلام به حاکم اسلامی اجازة دخالت مطلق در امور امت راداده است . حاکم می توان احکام لازم را برای ادارة جامعه صادر کند وبه اجرا بگذارد . این احکام پیرو شرایط جامعه اند واز این روی قابل تغییر ودگرگونی اند . ملاک احکام حکومتی ،مصلحت جامعه در چارچوب قوانین شرع است . طبق نظر اسلام حاکم اسلامی همان ولایتی را که خداوند به پیغمبرش عطا فرموده دارا می باشد

. امام خمینی(ره) معتقدند ولی فقیه اگر دارای (علم وعدالت)باشد . همان اختیاراتی را که رسول اکرم (ص) درادارة جامعه داشت دارا می باشد. بنابراین حاکم اسلامی می تواند براساس مصالح اسلامی احکام جدید را صادر نماید. ودر مواردی که تشخیص دهید احکام حکومتی راصادر نماید.
فصل پنجم : قلمرو دین
مقدمه
یکی از مباحث مهم واساسی در عرصه دین شناسی وکلام جدید تعیین قلمرو دین وآموزه های دینی است. دربارة شناختن قلمرو ،اهداف ومقاصد دین واینکه دین در کجا وتاکجادست بشر رامی گیرد واورا راهنمایی می کند وآیا دین برای هدایت انسان درزندگی معنوی ،فردی وخصوصی آمده است یابرای هدایت انسان در همة ابعاد زندگی ،دورویکرد وجود دارد الف) سکولاریسم ب) قلمرو دین اسلام
الف) سکولاریسم
سکولاریسم باهویت امروزی اش ،مولود غرب مسیحی است . چکیده پیام سکو لاریسم این است که باید دین اززندگی دنیوی واجتماعی انسان حذف شود وبه زندگی معنوی وفردی اختصاص یابد. یعنی پاسخ به مسائلی مثل اقتصاد ،سیاست،تربیت،مدیریت وسایر امور اجتماعی برعهده عقل وعلم گذاشته شده است. ولذا امروزه دین در غرب به مقوله هایی مثل مناسک واخلاق وکلیسا اختصاص می یابد.
۱- علل وعوامل ظهور سکولاریسم

اندیشه سکولاریسم معلول علل وعوامل مختلف است بعضی از این علل مربوط به خود دین مسیح است وبرخی دیگر مربوط به حوادث ورخدادهای تاریی واجتماعی وبرخی دیگر مرتبط با اصول ومبانی نظری ومعرفتی اندیشمندان غربی است.
۱/۱ – محتوای متون دینی مسیحیت
درمتون دینی مسیحیان شواهد فراوانی برجدایی دین از حکومت وجود دارد . طبق این متون حضرت عیسی (ع) پیشنهاد مردم برای حکومت رانپذیرفت واز تشکیل حکومت پرهیز کرد وگفت (پادشاهی من از این جهان نیست . انجیل متی / شماره ۱۸) برخی حواریون دین مسیح نيزکه در این دین

تقدس دارند برعدم حکومت تأکید دارند قدیس آگوستین( ۳۴۰-۳۵۴ /م) نظریه دوشهر (شهر خدا وشهر دنیا) رامطرح کرد وگفت: برای شهر دنیا پادشاهی وبرای شهر خدا نیز پادشاهی دیگر است . بنابراین اندیشه جدایی نهاد دین (کلیسا) از نهاد حکومت از متون تحریف شدة دین مسیحیت ناشی شده است.
۲/۱- نداشتن قوانین اجتماعی وحکومتی در دین مسیح
وقتی یک دین می تواند ادعای حضور ودخالت در صحنة سیاسی واجتماعی راداشته باشد که دارای قوانین ونظام سیاسی ، اجتماعی باشد. در حالیکه در متون دینی دین مسیح تنها دستورات فردی وجود دارد.
۳/۱- فساد مالی واخلاقی در دستگاه کلیسا
کلیسا به علت روی آرودن به مسایل مالی مثل فروش آمرزش نامه ، فروش بهشت و…. به شدت جذب مسایل مالی شده ولذا از اساس دین فاصله گرفت ،از طرفی قانون تجرد که پاپ گرگوریوس هفتم آن رادرسال( ۱۰۷۴ /م ) به کشیشان تحمیل کرد باعث شد که بسیاری از کشیشان که از ازدواج محروم شدند به مسایل خلاف اخلاق وروابط پنهانی روی آورده وحتی بسیاری از آنها به علت ابتلا به بیماری ایدز ازدنیا بروند.

۴/۱- جزمیت وخشونت کلیسا وجنبش اصلاح دینی
انعطاف ناپذیری وجزم گرایی ،تعصب ،نقد ناپذیری ورفتارهای خشونت آمیز کلیسا بامخالفان که چهره واقعی آن در قرون وسطا نمایان شده است باعث شد برخی از دانشمندان ومتفکرین غربی دین را مانع پیشرفت وترقی معرفی کرده ودر نتيجه زمینه انزوای دین ورشد سکولاریسم فراهم شد. ویل دورانت می گوید دربین سالهای (۱۴۸۰تا۱۴۸۸/م)در مدت ۸ سال ۸۸۰۰ نفر توسط کلیسا سوزانده شدند و ۹۶۴۹۴ نفر به کیفرهای مختلف محکوم شدند.دانشمنداني مثل گاليله، راجر بيكن، ژان ژاك روسو و…. محكوم شدند. این برخوردها ومفاسد که توسط کلیسا صورت گرفت باعث بوجود آمدن نهضت اصلاح دینی وحذف دین از صحنه های اجتماعی وسیاسی شد. ودر نتیجه زمینه رشد وتوسعه تفکر سکولاریسم رافراهم کرد . نهضت اصلاح دینی به دست (دانته) باتشكيك در مشروعیت حکومت کلیسا آغاز وبا متفکرانی مثل ویلیام اکام ،جان ویکلیف ومارتین لوتر ادامه یافت علاوه بر اینها عوامل دیگری مثل تشکیک در متون دینی مقدس ورشد علم وصنعت نیز در این مهم نقش داشته اند.
ب) قلمرو دین اسلام
در مورد قلمرو دین اسلام ،بین دانشمندان مسلمان اختلاف نظر وجود دارد وهرکدام سعی کرده اند به گونه ای واز زاویه ای به این موضوع نگاه کنند . آیا دین اسلام منحصر درزندگی دنیوی مردم است؟ یازندگی اخروی آنها ؟ویااسلام هم برای دنیای مردم وهم برای آخرت مردم برنامه دارد؟ برای مشخص شدن این مسایل وپاسخگویی به این سوالات بایستی هدف بعثت انبیا رابررسی کرد. دررابطه با هدف بعثت پیامبران سه رویکرد دربین مسلمانان وجود دارد ومسلمانان هدف بعثت را به سه شکل تفسیر کرده اند.

۱- تفسیر دنيا گرایانه دعوت انبیاء
این تفسیر روی سه هدف عدالت اجتماعی ،رفاه وآبادانی ورهایی از اضطراب ورنج دائمی زندگی دنیوی متمرکز شده است . طرفداران این تفسیر معتقدند بقای نوع بشر در برقراری عدالت اجتماعی است ،این گروه معتقدند برقراری عدالت اجتماعی فقط به وسیله انسانهای برگزیدة خداوند محقق می شود . براین اساس پیامبران مردم رابه سوی بهبود وضع معیشی ،آبادانی دنیای مادی وبرخوردارساختن انسان از مواهب طبیعی وکاهش رنج فراخوانده اند.
نظریه (دین برای دنیای بهتر ) تفسیری از هدف بعثت است که از طرف برخی مصلحان اسلامی مطرح شده است.
نقد وبررسی :
در نقد این تفسیر باید گفت :
اولاً پرداختن به امور دنیای مردم هدف فرعی بعثت پیامبران است نه هدف اصلی بعثت
ثانیاً در تعالیم انبیاء پرداختن به مسایل قدسي ، عالم غیب وسعادت اخروی وگرایش به اخلاق آنچنان فراوان است . که نمی توان از آنها چشم پوشی کرد
ثالثاً اگر نظریه (دین برای دنیای بهتر)به عنوان تمام هدف انبیاء بیان شود در واقع مقام پیامبران از فرستادة خدابه یک مصلح اجتماعی تنزل داده شده است واین درشأن پیامبران نیست ولذا این دیدگاه ناشي از عدم شناخت هویت پیام پیامبران است ونزد دانشمندان مسلمان طرفداری ندارد.
۲- تفسیر آخرت گرایانه دعوت انبیاء
جدایی مطلق دین از اموردنیا ونفی هرگونه کارکرد دنیوی از ساحت ادیان،نزد اندیشمندان مسلمان به صورت نظریه رسمی وجود ندارد گروهی از اندیشمندان مسلمان نقش دین در حیات دنیا ومعیشت دنیوی را به صورت امری طفیلی مطرح نموده اند . عده ی دیگری دین راتنها برای آخرت می دانند وامور مربوط به سیاست ،حکومت ،قدرت اقتصاد، فرهنگ و… رابه خود مردم واگذار نموده اند ،معتقدند دین آمده است تاامور اخروی مردم را سروسامان دهد وپرداختن به امور دنیا در شأن دین نیست

۳- تفسیر جامع گرایانه دعوت انبیاء
طبق این تفسیر تعالیم پیامبران همة شئون زندگی بشر اعم از زندگی دنیا وآخرت راشامل می شودو پیامبر اعظم (ص) به دلیل خاتم بودن ،پیامی جامع وکامل برای بشرآورده است. طبق این تفسیر خداوند حداکثر آنچه که مورد نیاز بشر است به او ارزانی داشته است ،دین پاسخگوی همة مسائل است. و به گونه ای به هدایت انسان مدد رسانده ودررشد وکمال انسانی مؤثر است. البته متکلمان اسلامی از قرن هفتم هجری به بعد به این مسئله پرداخته ومعتقد شدند نبوت ش

امل همه اموردنیوی واخروی انسانها می شود. فخررازی ونیز کمال الدین میثم بن علی بحرانی (۶۹۹ق)نظراتی ارائه نموده اند. که به نظر ایشان هدف ارسال پیامبران اصلاح وضع معیشتی ومعاشرتی انسان درزندگی این جهانی وسعادت اخروی است.
فاضل مقداد ، ملاصدرا ،علامه طباطبایی ، شهید مطهری ،شهید صدر وامام خمینی (ره) از جمله کسانی هستند که به دیدگاه جامع گرایانه دعوت انبیاء اعتقاد دارند.

دلایل ارائه دهندگان نظریه جامع گرا
الف)دلایل برون دینی
۱- برهانهای ارائه شده توسط حکیمان اسلامی برای اثبات نبوت به جامعيّت دعوت پیامبران تأکید دارند وبیشتر به بعد اجتماعی زندگی بشر وحقوق متقابل انسانها وبرقراری عدالت اجتماعی تأکید نموده اند وطبیعی است اجرای عدالت بخشی دردنیا وبخشی در آخرت محقق می شود.
۲- مخاطب پیام پیامبران انسان است وچون زندگی انسان محدود به دنیا نیست وبخشی از زندگی بشر در آخرت است پس دعوت انبیاء هم به امور دنيا وهم به امور آخرت می پردازد

۳- تصویر متفکران شیعه واهل سنت از امامت تصویر جامعی است وامامت شامل اموردین ودنیای مردم است پس نبوت که قبل از امامت است نیز باید اینگونه باشد.
ب)دلایل درون دینی
دربحث دلایل درون دینی نظریه جامع گرایی بعثت پیامبران چند مطلب قابل بررسی است که درذیل به بررسی بیشتر این مطالب می پردازیم.
۱- اهداف پیامبران درقرآن
قرآن کریم اهداف مختلفی رابرای پیامبران بیان نموده است از جمله
۱/۱ – دعوت به پرستش خداوتوحید
توحید هدف مشترک همة انبیاء الهی وکتب آسمانی است.
*وَما اَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ َرسُولٍ اِلّا نُوحِی اِلَیهِ اَنَّهُ لا اِلهَ اِلّا اَنَا فَاْعْبُدُونِ (وما هیچ رسولی را نفرستادیم مگر آنکه به او وحی کردیم که بجز من خدایی نیست تنها مرا به یکتایی پرستش کنید . انبیا/ ۲۵ )
۲/۱- دعوت به معاد
۳/۱- تعليم وتربيت
۴/۱- دعوت به تز كيه و تقوا
۵/۱- آزادي انسان
۶/۱- برقراري عدالت اجتماعي
۷/۱- اصلاح جامعه ومبارزه با مفاسد اجتماعي

۲- سیره عملی پیامبر اسلام
از دلایل محکم وروشن درون دینی مبنی بر گسترة قلمرو دین اسلام شیوة عملی پیامبر اسلام (ص) است. پیامبر (ص) درزمان خود حکومت تشکیل دادند وولایت وحاکمیت مردم راعهده دار شدند. برای ولایات حاکم ووالی تعیین کردند،قضاتی برای قضاوت منصوب نمودند. حدود اسلام راجاری ساخته وقوانین رااجرا کردند،پیمان نامه ها و عهدنامه های مختلفی رامنعقد کردند. تشکیلات منظمی برای دریافت مالیات ایجاد کردند. اقدام به سازماندهی ارتش نمودند . پس پیامبر اعظم اسلام (ص) برای همة زمینه ها وشئون زندگی مردم اعم از سیاسی ، اجتماعی ،اخلاقی ودینی برنامه داشتند.

۳- جامعیت دین
به اعتقاد ما اسلام مکتب جامع وهمه جانبه وواقع گراست که در آن به همة جوانب نیازهای انسان اعم از دنیوی واخروی ،جسمی وروحی ،عقلی وعاطفی ،فردی واجتماعی توجه شده است. بطور کل قوانین اسلامی به سه دسته تقسیم می شوند.
الف) قوانین فردی که به رابطة انسان باخدامی پردازد

ب) قوانین فردی که رابطة انسان باخودش رامشخص می کند.
ج) قوانین اجتماعی که رابطة انسان بادیگران راتبیین می کند.
چون انسان موجود اجتماعی است ونسبت به سایر هم نوعان خود انس وعلاقه دارد اسلام تکالیفی رادرمقابل دیگران برعهدةاو قرار داده است. وباسایر هم نوعان خود روابطی دارد .و همة نیازهای او در چارچوب این روابط شکل می گیرد.

ودین در تمام این موارد وظیفه انسان رامشخص کرده است مثل انجام عبادات ودربعضی موارد دیگرکلیات رابیان کرده وتشخیص جزئیات را به عهده انسانها گذاشته است. در واقع اسلام همة مسائل مربوط به سعادت وشقاوت بشر را چه به صورت کلی وچه به صورت جزئی بیان نموده است وانسان می تواند با مراجعه به آیات قرآن موارد مورد نیاز خود رااستخراج وبه آنها عمل نماید علامة طباطبایی (ره)مفسر بزرگ قرآن براین باوراست که تمامی آنچه مربوط به هدایت وکمال وسعادت

افراد است . در قرآن مطرح شده است. مسائل فلسفی وعلمی وتاریخی که ارتباط چندانی به هدایت انسانها ندارد به طور کامل در قرآن نیامده است پس با کمی دقت وتوجه به دلایل برون دینی ودرون دینی می توان به این نتیجه رسید که دین اسلام درصدپاسخگویی همة نیازهای فردی واجتماعی ،مادی ومعنوی ،دنیوی واخروی بوده واز هیچ بعد از ابعاد زندگی بشر غافل نبوده است.
۴- مهدویت واحیاء دین خدا

اندیشه مهدویت که در اسلام برآن تأکید شده است. قبل از اسلام ودرادیان دیگر نیز مطرح شده است. مهدی (هدایت یافته)کسی است که اگر یک روز از عمر عالم باقی باشد قیام کرده وجهان راپر از عدل وداد خواهد کرد. مهدی از اولیاء دوازده گانه ای است که برای هدایت انسانها واحیای کتاب وسنت پیامبر (ص) قیام می کند وبه حقیقت وهدفی می رسد. که هیچ پیامبری در طول تاریخ نتوانست به آن برسد. یعنی اجرای عدالت اجتماعی وجهانی ،پس اجرای عدالت که هدف خلقت و آرزوی بشر است دردولت مقتدر آخرین دین جهان وخاتم پیامبران عینیت می بخشد.
بخش سوم امامت ورهبري

فصل اول: امامت
مقدمه
مطالعه دربارة جانشینی پیامبر اکرم (ص) وحقیقت وحقانیت امامت سابقه ای طولانی در تاریخ اندیشة اسلامی دارد.دانشمندان عقاید ومذاهب اتفاق نظر دارند، که پس از پیامبر گرامی اسلام باید کسی باشد که امور دینی ودنیوی آنان رارهبری کند،اما در اینکه این امام از سوی چه کسی تعیین شود(از سوی خدا یا مردم) اختلاف نظر وجود دارد.
شیعیان امام علی (ع) معتقدند پیامبراکرم (ص) جانشینان خود را تعیین کرده است. وامامت استمرار نبوت است. ولی اهل سنت معتقدند امامت باهمة اهمیتش یک مقام عادی است که توسط تودة مردم یانخبگان (اهل حل وعقد) یا به سفارش خلیفه قبل انتخاب می شود. به این ترتیب امامت نه تنها یک نظریه سیاسی وفقهی بلکه یک دیدگاه کلامی ویکی از اصول اعتقادی

است. اما آیا بحث از امامت در این برهه اززمان یک بحث اختلاف انگیز نیست؟ واین بحثها لازم است یاخیر؟ در پاسخ باید گفت ممکن است بخشی از این بحثها مخصوصاً بحثهای تاریخی اختلاف انگیز باشد. ولی بحث شیوة حکومت وشرایط حاکم اسلامی نه تنها اختلاف انگیز نیست بلکه لازم وسودمند است. وموجب نزدیک شدن افکار شیعه وسنی به هم می شود ولذا در این بخش به این بحث مهم می پردازیم

۱- چیستی وحقیقت امامت
امام یک واژة عربی به معنای پیشوا ،مقتدا،پیشرو ویاسرپرست است. غالباً امام در لغت عرب یعنی هادی وراهنما، خواه این راهنما انسان باشد یاکتاب باشد. اما در اصطلاح متکلمان اسلامی امام کسی است که اولاً : جانشین پیامبراکرم (ص)باشد ثانیاً : ریاست عامه یا ولایت مطلق در اموردینی ودنیوی مردم داشته باشد. لذا ولایت طاغوت طبق این تعریف معنی امامت رانمی دهد ثالثاً : دستورات امام واجب الاطاعه باشد. زیرا امام صرفاً هادی وراهنما نیست بلکه یک انسان الهی است که هدفش اجرای احکام ودستورات خداوند است ولذا حکمش لازم الاجراست.
۱/۱- تفاوت شیعه وسنی در تعریف امامت

شیعیان معتقدند بحث از امامت مربوط به علم کلام است واز امورالاهی ودینی است ولذا برخداوند لازم است راهنما وپیشوای مردم راتعیین کند. زیرا پس از ختم نبوت دووظیفة مهم پیامبراسلام یعنی تبیین وتفسیر وحی وریاست وادارة امور امت اسلامی (ولایت)برزمین می ماند. ولذا چون این اموردو امرالاهی هستند. پس جانشین پیامبر (ص) باید از طرف خداوند تعیین شود ولی اهل سنت معتقدند بحث از امامت یک بحث فقهی وفرعی است . وامامت از مصالح همگانی است که بانظر مردم تعیین می شود وهرکس که طبق روش هاي مرسوم تعیین شد او امام وپیشوا خواهد بود.
۲/۱- تعیین امام
شیعیان معتقدند چون امام جانشین پیامبراست. ورسالتش همان رسالت پیامبر تلقی می شود. نصب امام نیز مانند پیامبرباید الاهی باشد. اما اهل سنت معتقدند امام بایکی ازروشهای زیر انتخاب می شود.
الف) انتخاب به روش انتخاب ابوبکر بابیعت ۵ نفراز اهل حل وعقد
ب) انتخاب به روش انتخاب عمر باسفارش خلیفه قبل

ج) انتخاب به روش انتخاب عثمان باتعیین یک شورای ۶نفره حل وعقد
د) انتخاب به روش انتخاب علی (ع) وبابیعت عمومی
ه)انتخاب با زور وقدرت
۲- ضرورت امامت از دیدگاه عقل
برای اثبات ضرورت امامت از دیدگاه عقل از دوراه استفاده می شود.
الف) قاعدة لطف الاهی ب)حکمت الاهی
الف) لطف الاهی
لطف در قرآن کریم در وصف فعل وعلم خداوند به کاررفته است لطف در فعل یعنی ظرافت ودقت در کار ولطف در علم یعنی آگاهی از دقائق وظرایف امور ،اما در اصطلاح اهل کلام لطف آن فعلی است که خداوند دربارة بندگانش انجام می دهدتا انجام تکالیف برای آنها آسان شود،لطف بودن امامت به این معناست که خداوند راه رستگاری وهدایت را ازطریق امام به مردم نشان می دهد.
ب) حکمت الاهی
حکیم آن است که فعل بیهوده از اوسر نزند وکارش غایت داشته باشد. باتوجه به خاتمیت اسلام وجامعیت این دین وباعنایت به اینکه همة احکام اسلام توسط پیامبر شرح داده نشد وخطر تحریف دین راتهدید می کرد. برخدای حکیم لازم است که امام را بعنوان جانشین پیامبر جهت نشان دادن راه صحیح به مردم انتخاب نماید.
۳- مناصب مهم امام
امام علاوه بر منصب دینی وجانشین نبی در اموردینی دارای دو منصب مهم علمی وسیاسی است که به شرح هر کدام از این دو منصب می پردازیم.
۱/۳- مرجعیت علمی امام
برخی از مسائل اسلام علمی بوده واثبات آنها نیاز به استدلال دارد.مانند اثبات احدیّت خداوند درذات ،صفات وافعال ،قضا وقدر،جبر واختیارواثبات معاد، درتبیین این مسائل بین فرقه های مختلف اسلامی تفاوت آرا وجود دارد وهرفرقه ای باتوجه به فهم خود به بررسی وتبیین این مسائل می پردازد. سوال اینست در موارداختلاف فصل الخطاب کیست؟ وچه کسی باید پاسخگوی این مسائل باشد؟ متکلمین اسلامی معتقدند امام در این گونه موارد تنها مرجع علمی مورد اطمینان است. علاوه بر این پس از پیامبراعظم (ص)هزاران حدیث جعلی درعالم اسلام وارد شدوگروههای مختلف باانگیزه های متعدد اقدام به جعل حدیث کرده واین احادیث را به پیامبر اسلام نسبت دادند. نقش علمی امام در تشخیص احادیث جعلی از غیرجعلی بسیار مهم است وامام باتوجه به تسلطی که برعلم حدیث داردمی تواند به راحتی تشخیص دهد که کدامیک ازاحادیث جعلی وکدامیک غیرجعلی است،این مهم مخصوصاً درزمان دو امام بزرگوار امامان باقر (ع)وصادق (ع)به نحو مطلوب انجام شد.
۲/۳- مرجعیت سیا سی امام

یکی از عوامل تعیین کننده در امامت بررسی اوضاع وشرایط سیاسی داخل وخارج عربستان درعصربعثت است. در این عصر حکومت اسلامی ازطرف دشمنان داخلی ومنافقین خارجی مورد تهدیدبود. همسایة شمالی مسلمانان (امپراتوری روم شرقي) ازیک طرف وامپراتوری بزرگ ساسانی از طرف دیگر وجریان نفاق وارتجاع داخلی از دیگر سو برنگرانی ها ومخاطرات پیامبر اسلام نسبت به آینده می افزود. آیا با این همه مسئله ومشکل پیامبرمی تواند نسبت به نصب ا مام بعد

از خویش اقدام نکند.شواهد زیادی وجود دارد که پیامبر اسلام باانتخاب خلیفه از طریق شورای حل وعقدوسایر روشها مخالف بود وامام راایشان نصب فرمودند. وامام نصب شده همانگونه که مرجع دینی مردم است مرجع سیاسی آنان نیز هست ودر مسائل سیاسی فصل الخطاب است ومناقشات داخلی با تدبير امام حل خواهدشد . اگر امام فقط مرجع دینی باشد امور اجرایی دین بااختلال روبرو شده ودستورات دینی به خوبی اجرا نخواهد شد. ولذا امام ضمن اینکه یک مرجع دینی است باید یک حاکم سیاسی نیز باشد.

۴- امامت از دیدگاه نقل
منظور از نقل کتاب خداوسنت پیامبر(ص) است.
۱/۴- امامت از دیدگاه قرآن
آیه شریفة اِنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَرَسولُهُ وَالَّذینَ آمَنوا الَّذینَ یُقیمُونَ الْصَّلاه وَیُؤتُونَ الْزَّکاه وَهُمْ راکِعُونَ (همانا ولی شما خدا ورسول خدا وکسانی هستند که نماز برپای داشته وزکات می دهند در حالیکه در

رکوع هستند / مائده /۵۵) کلمه (انما) در این آیه به نوعی انحصار را می رساند وبیان می دارد، تنها وتنها ولی مومنان کیست. طبق این آیه امامت وولایت باید دارای شرایط خاص باشد اما چگونه می توان فهمید که آیه درشان امام علی (ع) است؟ از طریق روایات فراوانی که در این رابطه آمده است. از جمله روایت رسیده از ابوذر که بعد از نقل حادثه می گوید پس از ماجرای هدیه دادن انگشتری در حال رکوع توسط امام علی (ع) جبرئیل امین آیه انَّماولیکم الله رانازل کرد
۲/۴- امامت از دیدگاه روایات
الف)حدیث ثقلین
حدیث ثقلین (اِنّی تارِکٌ فیکُمُ الْثَقَلَین کتابَ الله وعِترَتی ) از احادیث متواتر بین شیعه وسن

ی است ودر اصل حدیث اختلاف چندانی وجودندارد . اختلاف شیعه وسنی در مصادیق اهل بیت است ونه اصل حدیث
ب) حدیث غدیر
حدیث غدیر از اسناد غیر قابل تردید وغیر قابل انکار امامت است . شیعه وسنی در وقوع این رویداد مهم تاریخی شک وتردید ندارند. این حدیث از نظر اعتبار روایی از احادیث بسیار معتبر تاریخ اسلام است. حدیث غدیر (حدیث الولایه) همان جمله مشهور (مَنْ کُنْتُ مَوْلاه فَعَلیٌ مَوْلاه) می باشد. بیش از یکصد تن از صحابه پیامبر (ص) آنرا تأیید کرده اند وبیش از ۳۶۰ نفر از عالمان اسلامی (بین قرن دوم وچهاردهم /ه/ق) آنراگزارش نموده اند. وکتابهای فراوانی دراین باب نوشته شده است. ا ما بااین همه اختلاف شیعه وسنی در این حدیث برسر تفسیر کلمة (مولا) می باشد. اهل سنت معتقدند ذکر کلمة (مولا)اززبان پیامبر (ص) در این روز برای تأیید بردوستی ومحبت امام علی (ع) بوده است نه مسئله ولایت ورهبری ایشان،شیعه برای اثبات ادعای خود مبنی بر این

که حدیث غدیر سند ولایت امام علی (ع) است دلایل زیر را ارائه نموده است.
*پیامبر گرامی اسلام برای بیان حدیث غدیر حدود یکصد هزار نفر را درهوای گرم جمع نمود . وسپس حدیث رابیان کرد. آیا عقل می پذیرد ایشان فقط برای جملة (دوستدار) علی باشیدمردم را به زحمت انداخته باشد.
* قبل از بیان حدیث غدیر آیة (یاایَّها الْرَّسول بَلِّغْ مااُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَبِّک ،یعنی ای پیامبر ابلاغ کن آنچه را که برتو نازل شده است مائده/ ۶۷)نازل شد وپس از آن آیه (اَلْیَوم اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینُکُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی … امروز دین شما کامل شد ونعمت خداوند برشما تمام گشت مائده/۳)نازل گردید. پس واقعه غدیر از یک حرکت عادی بالاتر است که پس از آن دین کامل شده است.

*پس از واقعة غدیر صدها تن از جمله خلفای اول ودوم نزد امام علی (ع)آمده وبه ایشان تبریک گفتند(هَنیئاً لَکَ یابنَ اَبی طالبٍ اَصْبَحْتَ وَاَمْسَیْتَ مَولی کُلُّ مُؤمِنٍ وَمُؤمِنَهٍ – گوارا باد تورا ای پسر ابوطالب که مولای هرزن ومرد مؤمن شدی)اگر این واقعه یک امر عادی بود تبریک برای چه بود؟
*ده ها تن از شعرا پس از این واقعه اشعاری در مدح امام سروده ویانویسندگان کتابهایی نوشته اند.
*خود امام علی (ع)حدیث غدیررا سند زندة ولایت می داند.
ج)حدیث منزلت
حدیث منزلت بارها وبامضامین گوناگون از رسول خدا (ص) نقل شده است. این حدیث از محکم ترین احادیث است. در این حدیث منزلت امام علی (ع)نسبت به پیامبر (ص) مانند منزلت هارون (ع) نسبت به موسی (ع)بیان شده است. یکی از روایات این حدیث چنین است(اَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَهِ هارونَ مِنْ موسی اِلّا اَنَّهُ لانَبِیَّ بَعْدی / تونسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی هستی جز آنکه پس از من پیامبری نخواهد آمد) بامراجعه به سرگذشت موسی وهارون وجانشینی هارون ووزارت هارون دریافت می شود،که این حدیث نیز ازاسناد غیرقابل انکار ولایت امام علی (ع) است. البته احادیث فراوان دیگری درارتباط بااثبات امامت وجوددارد که از ذکر آنها خودداری شده ودانشجویان عزیز رادر این رابطه به مطالعه آزاد دعوت می کنیم.