پیشرفت

مقدمه:

در دنیای امروز بیشترین فرصتها برای پیشرفت وجود دارد که تا کنون در هیچ عصر و دورانی وجود نداشته اما به دلیل گستردگی و تنوع گاه انسان دچار سردگمی یا تنش های منفی مثل بی برنامه گی یا بی انگیزهگی یا انواع رفتار دیگر که انسان را به سمت پوچی سوق می دهد . دراین زمان که فرستها مانند قطره های باران مداوم بر سر انسانها فرو می ریزد آگر انسان ها قدر این فرستها و شرایط ، اجتماع ، دوران ( گذشته، حال، آینده) و . . . نداشته باشد می تواند به راحتی تمامی این فرستها را از دست بدهد و یا نمی تواند به درستی از آن استفاده کند .در دنیای امروز بهترین،بزرگترین و پر ارزش ترین سرمایه برای هر انسان زمان است و این است که یک انسان می تواند در طول عمر خود سرنوشت خود و دیگران را تعیین کند

مهمترین ابزاری که یک فرد برای رشد و پیشرفت ، تعیین هدف است. یک فرد باید مشخص کند که چه می خواهد و به کجا می خواهد برسد یک نفر باید مقصد را مشخص کند تا بتواند برای آن مسیر پیدا کند. به عنوان مثال یک نفرابتدا باید یک شهر را برای سفر انتخاب کند تا بتواند مسیر رسیدن به آن را پیدا کند تا به آن شهر برسد. بین نسل جوان ، جوانانی که دارای هدف هستند بسیار پرشور تر وموفقتر و کامیابتر هستند.
ضرورت پرداختن به این موضوع آن قدر مهم است که یک انسان به سرنوشت خود چگونه می اندیشد و چه مسیری را می خواهد طی کند. در میان جوانان یک جامعه، بیشترین قشر دانشجویان هستند که آینده سازان جامعه هستند و نقشهای تعیین کنده در جامعه را برعهده می گیرند. حال خود تصور کنید اگراین انسان بی هدف و منزوی و بی انگیزه نسبت به آینده باشد، این جامعه در ده سال آینده چگونه است و زندگی شخصی و فردی این افراد چگونه است . درمقابل جامعه ای را تصور کنید که جوانان با هدف و

با برنامه ریزی برای رسیدن به اهداف مادی و معنوی اجتماعی خود هستند تصور کنید که این جامعه در سالهای آینده چه پیشرفتی دارد و افراد در این جامعه چگونه زندگی می کنند
بشر از دیرباز به فکر پیشرفت خود و اجتماع خود بوده و برای این پیشرفت تلاشهای شبانه روزی انجام داده است ، ناعادلانه است که بگوییم تمامی این دستاورد ها امروز که حاصل تلاش گذشتگان است به صورت اتفاقی و بدون هدف کشف و اختراع بوده هرگاه موفقیتی بوده پشت آن تلاشی و هرگاه تلاشی بوده پشت آن انگیزه و هر گاه انگیزه ای بوده پشت آن هدفی قوی و مقدس بوده .

هدف در طول تاریخ همیشه این بوده، اما به شکلها مختلف . هدف از زمانهای که انسانهای اولیه به وجود آمده اند تا انسانهای که در دوران تکنولوژی هستند ،اما در هر دوران به شکل و نوع خاص خودش .
هدف در تمامی دوران به طور ذاتی همراه انسان بوده اما شاید در گذشته به معنای واقعی و تخصصی و به صورت علم به آن نگاه نمی شد و شاید به عنوان یک حس یا یک پدیده شخصی به آن می نگریستند و کمتر به خود هدف و تعیین هدف در زندگی فکر می کردند تا اینکه در سال ۱۸۹۱ توسط یک روان شناس و محقق به نام ریچارد بک به آن اشاره کرد و به عنوان یک نعمت کیهانی از آن نام برده شد . این فرد برای اولین بار با این پدیده ذاتی انسانی به صورت علمی برخورد کرد اما در سطح خیلی پایین و ناقص اما برای اولین بار خود گامی بزرگ بود. در سال ۱۹۳۱ توسط فردی بنام مک برگام که با برسی اینکه ذات هدف چگونه می تواند یک انسان را دگرگون و مسیر زندگی یک فرد را بصورت ناخودآگاه به سمت هدف سوق و تغییر دهد. وی در حین این

آزمایشات بود که دریافت داشتن هدف برای انسان نه تنها باعث رویش انگیزه و حرکت به سمت آن می شود بلکه تمامی نیروهای دورنی و برونی نهفته در یک انسان شکوفا و تمامی تمرکز ناخوآگاه به سمت رسیدن به هدف گرایش پیدا می کند .در دهه ۱۹۵۰ تا۱۹۶۰ برای اولین بار رمان نویسان معتبر و ناشران معروف به سراغ داستانهای رفتند که بطور علمی در مورد تعیین هدف و انگیزه برای زندگی بود و این دوران بود که عامه مردم از این علم بهره یافتند . امروزه منابع زیادی در مورد این علم وجود دارد که ما به راحتی می توانیم از آنها استفاده کنیم .

با شناخت کلی از جامعه امروزه و همچنین نسل قبل و فعلی که بستر ساز رشد نسل آینده هستند می توان به سادگی حدس زد که درصد زیادی از نسل دانشجو و عامه مردم متأستفانه دچار یک بحران بی هدفی نسبت به آینده در نتیجه یک بی برنامه گی نسبت به کارهای خود هستند و متأستفانه این مثتاق درجماععه ایرانی است که : ( هرچه پیش آید خوش آید) که مانند یک معزل در خیلی از جوانان و تفکر آنان رشیه دوانده و آنها را دچار بی انگیزه گی و گاها ً دچار انحرافات زیادی کرده اند.

ارائه فرضیات در تحقیق

فرضیات قابل إرائه من در این تحقیق عبارتند از :
۱- هرچه فرد در زندگی دارای هدف و برنامه باشد زودتر باشد و سریعتر می توانند به موفقیت برسد.
۲- هر چه یک فرد اهداف قابل لمس برای خود وآگاهی کافی نسبت به آنها داشته باشد زودتر میتواند به اهداف خود برسد.

اهداف تحقیق
هدف اصلی تحقیق در این موضوع شناسایی و ضعیت روحیه آینده نگری در نسل دانشجو و اینکه تا چه حد به صورت جدی به آینده خود می نگرنند وچه برنامه ریزی برای آینده خود کرده اند
اهداف فرعی که در این تحقیق به دنبال آن هستیم و قابل ذکر و بیان هستند عبارتند از:
۱- جمع آوری اطلاعات و تجربیات نسل دانشجو برای تعیین هدف و برنامه ریزی
۲- چاره جویی برای مشکل بی هدفی در نسل جوانان بخصوص نسل دانشجو

– بیان چهارچوب نظری در مورد هدف

سرنوشت ما در آینده نسبت به اهداف امروز ما و چگونگی تأمل ما در مورد آینده و اجتناب آنها در امروز متغیر است همان طور که یک فرد تحصیل کرده در امروز در قبل برای خود مشحص کرده بود که باید رد دانشگاه برود و به تحصیل بپردازد و تمام مشکلات و محدویت های تحصیل را هم پذیرفته و تحمل کرد . می توانست در همان زمان امتحان یا آمادگی برای کنکور به سراغ تفریح یا کار دیگر برود و اوقات خود را به گونه ای دیگر مصرف کند ؛ اما تصمیم گرفت به تحصیل بپردازد و تحصیل کند و پس از نشست و تحصیل کرد و تمام مشکلات آنرا پذیرفت و در امروز جواب تلاش خود را گرفت و به عنوان یک تحصیل کرده وارد اجتماع شد. اما اگر به سراغ تفریح یا کار دیگر به غیر از تحصیل در دانشگاه می رفت آیا سرنوشتی اینگونه اشت ؟
آیا به عنوان یک فرد تحصیل کرده وارد اجتماع می شد یا به عنوان یک فرد عامه و ساده ؟
پس با توجه به مثال فوق مشخص شد که تعیین هدف در امروز و تلاش امروز ما و قبول محدویت های آن سرنوشت ما را در آینده رقم می زند. پس به جرأت می توانم بگویم که امروز هرچه هستیم _ چه خوب و چه بد،چه عالی وپیروز و چه ضعیف و شکست خورده،چه پیشرفته و چه عقب مانده _ حاصل تلاش و تفکر ما در گذشته است .
این مورد ، مورد تنها یک انسان در یک مورد تنها نمی باشد .بلکه ممکن است مربوط به یک جمع گروه یا اجتماع باشد . البته ممکن است نوع اهداف متفاوت باشد اما جنس هدف و جنس سرنوشت تمام این افراد یکی است .
در مورد چهارچوب این تحقیق من مدل زیر را دریافته و ارائه می نماییم که به شرح زیر است »
Y= f ( x1¹ , x2 , x3 , x4 )

X1= f ( a1 , a2 , a3 )
که به صورت زیر قابل تعریف است :
هدف = x1
برنامه ریزی = x2
تلاش = x3
إراده = x4
– – – – – – – – – – – – – – –
باور هدف = a1
روحیه در مورد هدف = a2
آگاهی در مورد

واژگان کلیدی:

 

هدف
برنامه ریزی
تلاش
إراده
باور

– هدف
هدف یا مقصد در یک موضوع ، کار ویا در بستر کلی در کل زندگی به عنوان یک تعیین کننده و مشخص کننده و مقصد راه می توان بیان نمود که مانند یک راهنمای آشکار و یا یک نشانه برای رسیدن به کمال و موفقیت در انتخاب راه و گام برادشتن در مسیر صحیح می باشد .

این هدف است که انسان را به سمت و سوی مشخص سوق می دهد . تعیین هدف در مراحل و مقاطع و یا در برحه های زمانی در یک انسان باعث کاهش لغزش ها و طی کردن مسیر های بیراهه ور در نهایت باعث افزایش کارایی و بهره وری و پیشرفت انسان در مسیر اصلی و دلخواه خویش می شود . همان طور که گفته شد تعیین هدف رابطه مستقیم و تعیین کننده ای در سرنوشت یک انسان در زندگی دارد.

به عنوان مثال شما یک فرد هدفمند با خصوصیات هدفمندی ودارای یک برنامه ریزی اهداف مشخص و معین و یک لیست اهداف smart « که هر سه واژه در فصل جاری تعریف و مورد بحث قرار میگیرد .» است، در نظر گرفته که دارای تمرکز منسجم نسبت به فعالیت های فردی که دارای پیشرفت چشمگیر نسبت به همه همتراز های و همسنین خود است.

وحتی کلیه رفتار و تفکر او نسبت به اطراف خود بسته به نگرش و اهداف وی تعریف و در چهارچوب رسیدن به اهداف در مسیر درست گام بر می دارد.
به عنوان مثال :
شما یک تیر انداز قابلی هستید به شما دو تیر کمان آماده برای رها شدن می دهند .
اولی را بدون هدف و به صورت دلخواه به سمت و بدون نقطه در نظر بگیرید و تصور کنید به چه صورت تیر پرتاب می شود ؛ نه داری هدف مشخصی است و نه میزان نیروی که باید به کمان فشار وارد کنید تا شدت رها شدن تیر با آن برسی شود؛بدون هدف وبی هوده ونه مشخص است که تیر به کجا رفت .
و اما تیر دوم ،
تیر دوم را به شما می گویند باید به یک سیبل درفاصله پنجاه متری بزنید و شما هم تیر انداز قابلی هستید؛ واضح است که تمام تمرکز خود را روی سیبل و تمام نگاهتان را روی مرکز سیاه سیبل در نظر می گیرید, پس می دانید که به کجا می خواهید تیراندازی کنید و فاصله را هم می دانید و مهارت هم دارید و می دانید برای پنجاه متر فاصله چه میزان باید به کمان فشار آورید و نه فشار کمتر وارد کنید و نه فشار بیشتر ؛ پس از رها شدن تیر، تیر به مرکز سیبل می نشیند.
حال اگر بخواهیم دو اتفاق پیش آمده را باهم برسی و مقایسه کنیم :
تیر اول بدون هدف و نا پیدا رها شد و نه مشخص است که به کجا می رود ونه مشخص شد که چقدر باید برود نه مشخص شد چقدر نیرو وارد شود وبعداز رها شدن تیر، تیر به کجا رفت
تیر دوم با هدف و تمرکز رها شد ؛ می دانستیم با ید به کجا بنشیند«مرکز سیبل» ومی دانستیم که به اندازه فاصله مورد نیاز که تیر باید طی کند«پنجاه متر» به کمان فشار آوریم ؛ نه بیشتر و نه کمتر و حتی ما جهت باد را هم در نظر می گیریم و بعد از رها شدن می دانستیم تیر در مرکز هدف نشسته
حال اینجا یک سوال مهم پیش می آید و این هم این است که:
جنس هر دو تیر یکی بود! جنس هرد کمان هم یکی بود! مهارت ما هم در تیر اندازی هم که یکی بود! پس چرا یک تیر اینچنین به هدر رفت و یک تیر به دل مرکز نشست؟
جواب:
این هدف است که مشخص کننده مسیر و تعیین کننده سرنوشت هر انسان است.
اگر انسان را همان تیر و فاصله طی شده را عمر انسان و نیروی تفکر و اندیشه را کمان و قدت اراده را نیرویی که به کمان وارد شده در نظر بگیریم دیگر واضح است . تنها تفاوت بین تیرها سیبل است.
پس انسان ها به این گونه هستند تنها تفاوت در سرنوشت بین انسانها معمولی و موفق همان هدف است.

۱-۱- تعریف هدف از دیدگاه متخصصین هدف
تعریف عمده ای و واحدی که می توان از تمامی تعایف این استادین می توان بهرداری کرد به شرح زیر است:
آنچه که فرد می داند که چه می خواهد و شدیداً خواستار رسیدن و بدست آوردن آن باشد و برای رسیدن به آن از هیچ نوع تلاشی چه جسمی و چه ذهنی و روحی باز ندارد.
در بالابردن کارایی فردی مهترین اصل روشن بودن هدف است اگر یک هدف به طور واضح و روشن تعرف شده باشد و دارای چهارچوب منطقی از لحاظ فرد برای رسیدن به آن با تمام وجود کار و تلاش می کند و اینجاست که فرد تمامی نیروهای فرد

ی استفاده و باعث رسیدن به هدف خود میشود.
۲-۱- تعریف هدف از دیدگاه محقق
اما در تعریف جامع از هدف ، هدف را می توان یک نشانه نام برد که این نشانه شاید در پشت یک موضوع ، مقام ، مرحله یا . . . موضوع در قالبهای پیشرفت باشد . اما خود به تنهایی یک نشانه است که کانون توجه انسان را به سمت خود جلب می کند و باعث میشود تمرکز فرد را از مسائل غیر ضروری به سمت مسائل ضروری برای رسیدن به موضوع هدف معطوف می کند.

۲- عوامل موثر برای رسیدن به هدف
اولین دلیل که چرا مردمان بزرگ سریع کارهای بزرگ را انجام می دهند مهمترین دلیل آن این نکته است که آنها دارای هدف هستند و در تمامی کارها که انجام می دهند دارای چند خصوصیت مهم است که به شرح زیر می باشد:

۱- هر کاری را که انجام می دهند باید در راستای رسیدن به هدف کلی آنها باشد
۲- هر کاری باید هدفی سودمند داشته باشد تابتواند آنها را یک گام به هدف خود نزدیک کند
۳- برای انجام دادن هر کار زمانی مشخص می کنند.( یک کار باید یک عمر داشته باشد و عمر محدود مشخص باید داشته باشد که وقت خود را زیاد روی آن تلف نکنند و در زمان مفید آن را انجام دهند)
۴- هر کاری در زمان خود باید انجام می دهند و در جای خود در شریط مطلوب خود انجام می دهند
*«اگر این اصل ساده را یاد نگیری که هر کاری را در زمان خود و در مکان خود انجام دهید بهتر است که هیچ وقت دولتمند نشوید. » ۱
این است رمز موفقیت تمام مردان بزرگ در تمامی کارها زندگی هرچه برای انسان مشخص و روشن باشد که چه می خواهد و برای بدست اوردن آوردن آن چه باید انجام دهد آسان ترمی تواند به آن برسد که باید دو اصل ساده اما بسیار مهم را در آن رعایت کرد.
۱- دانایی درمورد هدف
۲- تجسم و باور در مورد هدف

 

مارک فیشر (۱
۱-۲-دانایی در مورد هدف
شما باید دقیقا ًبدانید که چه می خواهید و به دنبال چه چیزی هستید و در نهایت بدانید که بعد از بدست آوردن هدف چه سودی یا منفعتی را می برید.
شما باید این دانایی را داشته باشید که چه چیز و با چه شرایطی را می خواهید و دقیقا ً به دنبال چه چیزی هستید تا بتوانید مسیر درست را پیدا کنید.

مثال اول
فردی را در نظر بگیرید که می خواهد از شهر A به شهر B برود و عمل X را انجام دهد و همچنین می داند که عمل فوق را باید در مکان Y انجام دهد . چون می خواهد به شهر B برود یک نقشه را تهیه می کند و راه رسیدن به آن را پیدا می کند و یا اینکه از قبل راه رسیدن از شهرA به شهر B را می داند وهمچنین می داند بعد از رسیدن به شهر B به کدام مسیر یا خیابان برود و در مکان Y عمل X خود را انجام می دهد.

حتی اگر شما به این فرد قبل از رفتن به شهر B بگویید که برای رسیدن به شهر B من یک مسیر میانبر می دانید و می خواهید که یه او کمک کنید فرد قطعاً به حرف شما گوش می دهد ؛ چون می داند که می تواند زودتر از طریق میا ن بر شما زودتر به شهر B برسد ؛ چون رسیدن به شهر Bاست که برای او مهم است .
حال اگر باز هم از او سوال بپرسید که در شهر B به کجا می روید و می خواهید چه کار انجام دهید آن فرد قطعاً یک تعریف از کار و همچنین آدرس درست آن مکان را در شهر B که می خواهد به آنجا برود برای شما باز گوخواهد کرد.

تحلیل مثال اول
۱- فردر مورد نظر ما می داند که کجا باید برود و یک هدف دارند و می داند باید در شهرB عمل X را انجام دهد.
۲- فرد مورد نظر ما برای رسیدن به هدف خود تلاش می کند که از شهرA به شهر B یرود.
۳- فرد مورد نظر ما نسبت به هدف خود آگاهی دارد و در صورت نداشتن آگاهی چون می خواهد به شهر B برود یک نقشه راه تهیه می کند یا اینکه از قبل مسیر شهر A تا Bرا می داند.
۴- فرد مورد نظر ما اطلاعات دقیقی در مورد هدف دارد و می داند که کار را باید در مکان Y را انجام دهد و آدرس مکان Y را دقیقاً می داند.
۵- فرد مورد نظر ما در مقابل کمک دیگران برای رسیدن به هدف خود احترام قائل است و حداقل به سخنان دیگران برای رسیدن به شهر B از طریق مسیر میان بر گوش می دهد.
مثال دوم
شما همان فرد را در شرایطی بی هدفی را در نظر بگیرید که فقط به او گفته اند که باید همان عمل X را انجام دهد اما نه می داند این عمل را باید در کجا انجام دهد ، نه می داند که باید در کدام شهر باید انجام دهد و نه به شهر به کجای آن شهر باید برود.
او گیج و سردر گم فقط به دنبال انجام دادن عمل X است و بدون تأمل و کمی فکر کردن به این طرف و آن طرف می رود بدون اینکه کمی تفکر کند که هر عمل مکان خود را دارد و این عمل را در کجا باید انجام دهد.

حتی اگر شما به او بگویید که من یک مسیر میان بر یرای رسید به شهر B می دانید و می خواهید در اختیار وی قرار وی قرار دهید؛ چون او حتی نمی داند و نمی خواهد به شهر B برود به سخنان شما حتی گوش هم نمی کند. چون برای او مهم نیست و در پاسخ به لطف شما به شما جواب منفی می دهد و می گوید : من که نمی خواهم به شهر B بروم پس چه نیازی دارم که مسیر میان بر شما را یاد بگیرم نه !!! متشکرم!!! مسیر میان بر شما را لازم ندارم !!!
حال شما خود مقایسه کنید آیا این فرد ( در مثال دوم) اصلاً می تواند عمل X خود را انجام دهد ؟
به نظر شما آیا موفق می شود یا نه ؟

این فرد در شرایط مثال اول می تواندعمل مربوط به خود را انجام دهد یا در شرایط مثال دوم ؟
اینکه ما درست بدانیم چه می خواهیم و به دنبال چه چیزی هستیم بزرگترین گام برای رسیدن به هدف است .دانستن جزیات خواسته و هدف به کمک می کند که مسیری مناسب برای رسیدن به هدف خود پیدا کنیم .
۲-۲- تجسم و باور در مورد هدف
باید این باور را در خود بسازید که به هدف خود می رسید اگر شما که خواستار رسیدن به هدف خود هستید نا امیدانه تلاش کنید و کارها را انجام دهید مطمئناً هر چه قدر هم تلاش و انرژی و لیاقت از خو نشان دهید چون خود شما باور ندارید هیچ وقت به هدف خود نمی رسید. شما باید به این باور برسید که می توانید به هدف خود نزدیک شوید و با تمام وجود برای رسیدن به هدف خود تلاش کنید .و این نکته را با تمام وجود باور کنید که در صورت تلاش خود به هدف خود میرسید.
مانند یک تشنه که در بیابان خشک و بی آب به دنبال آب می گردد و تشنه ای آب است به دنبال رسید به اهداف خود باشید و این ایمان را در خود بپرورانید که شما می توانید.
اهداف خود را جسورانه و بزرگ از دید خود انتخاب کنید تا به شما انرژی و سوخت حرکت دهند. اهداف باید سوخت و منبع انرژی متور حرکت شما باشند.
در مورد اهداف تجسم داشته باشید و بارها و بارها اهداف خود را در زهن تجسم کنید و راه رسیدن به هدف را بارها وبارها در زهن مرور و تجزیه و تحلیل و درنهایت تجسم عبور کنید.
قدرت تجسم در مورد هدف آن چنان زیاد است که

بدون آن امکان رسیدن به هدف حتی در صورت آگاهی و تلاش بسیار ناممکن است.
امید ، این جادوی چند حرفی که تمام تلاش انسان از حیات تاممات و از عزل تا ابد از آن سرچشمه می گیرد در خود بپرورانید و هرروز آن را قوی تر کنید.
باید امید وار و با ایمان به سمت هدف خود حرکت کنید و این باور را در خود بسازید یا داشته باشید که حتماً به هدف خود می رسید.
*« این را بدانید که همان گونه که شما تشنه رسیدن به هدف خود هستید، هدف هم همان گونه به دنبال رسیدن به شما است »۱
*« اگر شما فکر کنید که هدف خود می رسید و اگر هم فکر کنید که به هدف خود نمی رسید در هر دو حالت درست فکر کرده اید ؛ چون همان کاری را می کنید که فکر می

کنید و باور دارید» ۲
تریسی
*« متأستفانه اکثر مردم می ترسند چیزی را بخواهند و در مورد آن تجسم داشته باشند و وقتی هم که آن را می خواهند برای رسیدن به آن به اندازه کافی اصرار نمی کنند.»۳
دانستن این نکته مهم است که ما در هر کار میانه رو باشیم ؛ در مورد اهداف خود هم به همین شکل است .
دانستن و درک این نکته ضروری است که اگر ما فقط تجسم در مورد اهداف خود داشته باشیم و هیچ تلاشی برای رسیدن به آن نکنیم این فقط یک رویا می شود.
از رویا پردازی فرار کنید و هذهذر داشته باشید زیرا رویا سوزاننده انگیزه شما برای رسیدن به هدف می شود.
کنفسویس(۱
برایان(۲
مارک فیشر(۳
چون شما در رویا لذت داشتن هدف را به صورت مجازی بردهاید و دیگر برای لذت واقعی از نوع دیگر انرژی نمی گذارید.
شما در رویا به یک خواب نیمه هوشیارانه رفته اید که در رویا خود به هدف رسیداید و مملو از لذت داشتن هدف و شوق رسیدن به هدف خود هستید و از لذت داشتن هدف خود تتمیع شدهایدو این ذهنیت در ناخوآگاه به شما ارضاء می شود که من به هدف خود رسیده اید.
اما واقعیت چیز دیگری است شما همانی هستید که بودید.
در مورد هدف و اهداف خود حتماً باور و ایمان در کنار اطلاعات بالا داشته باشید و در مورد هدف خود تجسم داشته باشید . اما از رویا پردازی بپرهیزید.
*« در نهایت شما تبدیل به همانی می شوید که تجسم می کنید.»۱

برایان تریسی (۱
۳- بیان چهارچوب نظری در مورد هدف

سرنوشت ما در آینده نسبت به اهداف امروز ما و چگونگی تأمل ما در مورد آینده و اجتناب آنها در امروز متغیر است همان طور که یک فرد تحصیل کرده در امروز در قبل برای خود مشحص کرده بود که باید رد دانشگاه برود و به تحصیل بپردازد و تمام مشکلات و محدویت های تحصیل را هم پذیرفته و تحمل کرد . می توانست در همان زمان امتحان یا آمادگی برای کنکور به سراغ تفریح یا کار دیگر

برود و اوقات خود را به گونه ای دیگر مصرف کند ؛ اما تصمیم گرفت به تحصیل بپردازد و تحصیل کند و پس از نشست و تحصیل کرد و تمام مشکلات آنرا پذیرفت و در امروز جواب تلاش خود را گرفت و به عنوان یک تحصیل کرده وارد اجتماع شد. اما اگر به سراغ تفریح یا کار دیگر به غیر از تحصیل در دانشگاه می رفت آیا سرنوشتی اینگونه اشت ؟
آیا به عنوان یک فرد تحصیل کرده وارد اجتماع می شد یا به عنوان یک فرد عامه و ساده ؟

پس با توجه به مثال فوق مشخص شد که تعیین هدف در امروز و تلاش امروز ما و قبول محدویت های آن سرنوشت ما را در آینده رقم می زند. پس به جرأت می توانم بگویم که امروز هرچه هستیم _ چه خوب و چه بد،چه عالی وپیروز و چه ضعیف و شکست خورده،چه پیشرفته و چه عقب مانده _ حاصل تلاش و تفکر ما در گذشته است .
این مورد ، مورد تنها یک انسان در یک مورد تنها نمی باشد .بلکه ممکن است مربوط به یک جمع گروه یا اجتماع باشد . البته ممکن است نوع اهداف متفاوت باشد اما جنس هدف و جنس سرنوشت تمام این افراد یکی است .
در مورد چهارچوب این تحقیق من مدل زیر را دریافته و ارائه می نماییم که به شرح زیر است »
Y= f ( x1¹ , x2 , x3 , x4 )
X1= f ( a1 , a2 , a3 )
که به صورت زیر قابل تعریف است :
هدف = x1
برنامه ریزی = x2
تلاش = x3
إراده = x4
– – – – – – – – – – – – – – –
باور هدف = a1
روحیه در مورد هدف = a2
آگاهی در مورد هدف = a3

۱- جامعه آماری
در مورد جامعه آماری همان طور که در موضوع این تحقیق آمده و مشخص شده دانشجویان دانشگاه آزاد واحد خوراسگان می باشد.
بنده به این دلیل این جامعه را انتخاب کردم که این نسل از جامعه « دانشجویان» نسل آینده ساز و تعیین کننده برای فردای جامعه ما هستند.این افراد هستند که فردا به عنوان مدیران، مسئولان، و یا کارگزاران ، و . . . در خدمت جامعه هستند.