چالش‌ها و فرصت‌هاي توسعه صنايع فرهنگي در كشور از ديد صاحب‌نظران (گزارش هم‌انديشي)

صنايع فرهنگي، قدمت و پيشينه‌اي ديرينه در كشورمان دارد. از فرش كاشان و تبريز گرفته كه زينت‌بخش تالار قصر پادشاهان بوده تا ظرف‌هاي سفالي و قلم‌كاري شده كه زينت‌بخش سفره‌هاي ايرانيان مي‌باشد و همچنين هزاران هزار مورد ديگر كه متعلق به تمدن هزاره ايران اسلامي بوده است. در حالي‌كه تنها صنعت فرهنگي تمدن غرب، صنعت سينما بوده كه كاملاً جنبه اقتصادي و سياسي دارد.

مقدمه
عصر قدرت‌نمايي ماشين و خستگي دنياي ديجيتال، احتياج به اقتصادي دارد كه با ماهيتي متفاوت، روح انسان‌ها را آرامش داده و عرصه رقابت اقتصادي را نيز مديريت كند. اين‌گونه است كه نام “صنايع فرهنگي” در رده اول برنامه‌‌ريزي‌هاي اقتصادي كشورها قرار مي‌گيرد.

از طرفي صنايع فرهنگي، قدمت و پيشينه‌اي ديرينه در كشورمان دارد. از فرش كاشان و تبريز گرفته كه زينت‌بخش تالار قصر پادشاهان بوده تا ظرف‌هاي سفالي و قلم‌كاري شده كه زينت‌بخش سفره‌هاي ايرانيان مي‌باشد و همچنين هزاران هزار مورد ديگر كه متعلق به تمدن هزاره ايران اسلامي بوده است. در حالي‌كه تنها صنعت فرهنگي تمدن غرب، صنعت سينما بوده كه كاملاً جنبه اقتصادي و سياسي دارد.
حال چه شده است كه ما با چنين پشتوانه‌هايي، اكنون اين‌چنين تهيدست و بي‌بضاعت در اين قرار گرفته‌ايم.
اين آسيب جدي و پراكندگي و عدم يكپارچگي و نداشتن برنامه‌ي مدون جهت توسعه و ساماندهي اين صنعت در كشور، انديشگاه تحليلگران فناوري نوين شريف را بر آن داشت تا با استفاده از ملجاء همايش بتواند اولين گام را در بازگشايي مسير توسعه و ساماندهي اين صنعت بردارد.
اين همايش از جانب انديشگاه تحليلگران فناوري نوين شريف و با همكاري شبكه تحليلگران فناوري ايران در تاريخ ۱۴ آبان ۱۳۸۷ در محل تالار انديشه حوزه هنري برگزار شد. در ادامه چكيده‌اي از سخراني‌هاي صاحب‌نظران در همايش از منظرتان مي‌گذرد.
گزارش سخنراني‌هاي همايش:
پروفسور مولانا (مشاور محترم رئيس جمهور در امور رسانه و رئيس دانشكده علوم ارتباطات دانشگاه جورج واشنگتن):
پروفسور مولانا، با ارايه سخنراني تحت عنوان “تعريف و ادبيات صنايع فرهنگي به‌عنوان كليد پيشرفت” به تعريف ادبيات و بيان اهميت موضوع و همچنين با ذكر آمار بسيار ضعيف در حوزه برخي از محصولات فرهنگي همچون روزنامه و نشريه در ايران، وضعيت تاسف‌انگيزي را خاطر نشان كردند.
ايشان با اشاره به اهميت توسعه صنايع فرهنگي كشور، گفتند:
“توسعه صنايع فرهنگي با وحدت ملي و همبستگي مردم، آموزش و پرورش، راديو و تلويزيون، تشكل سياسي و عمومي، امنيت كشور، اخلاق، دين، سنت، هنر و تفريحات رابطه مستقيم دارد”
دكتر عزيرزاده (معاون محترم مدير كل سازمان آيسسكو):

دكتر عزيززاده، ميهمان ويژه همايش بودند كه پيغام آيسسكو به همايش را قرائت فرمودند. در بخشي از اين پيام آمده بود:
“به عقيدة ISESCO، ايران از جمله كشورهايي است كه توانسته است ديدگاهي كلي‌نگر نسبت به ميراث فرهنگي داشته باشد و اين امر نه تنها از طريق ابنيه، آثار تاريخي و موزه‌ها، بلكه از طريق توسعه صنايع فرهنگي و تجارت فرهنگي، منجر به ابقاء و ارتقاء ميراث اين كشور مي‌گردد.”
دكتر ايماني (معاون محترم هنري وزارت فرهنك و ارشاد اسلامي):
ايشان با موضوع “اقتصاد هنر و فعاليت‌هاي هنري و نقش آن‌ها در توسعه صنايع فرهنگي” از پيوندهاي ناگسستني هنر و اقتصاد ياد كردند و به نقش مهم اين فعاليت‌ها در شكل‌دهي

شخصيت اجتماعي جامعه و نيز چرخاندن چرخه‌هاي اقتصادي اشاره كردند. ايشان همچنين گزارشي از فعاليت‌هاي مربوط به معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در ارتباط با صنايع فرهنگي ارائه كردند.
دكتر سعيدآبادي (دبيركل محترم يونسكو در ايران):
دكتر سعيد‌آبادي گزارشي از نقشة استراتژي فرهنگي كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه را دادند و با ذكر آمار ساليانه يونسكو در حوزه صنايع فرهنگي، متذكر شدند كه جايگاه ايران در اين آمار بسيار پايين است و اگر مديران فرهنگي كشور براي توسعه اين صنايع اقدامي جدي در پيش نگيرند، ما در مدت كوتاهي شاهد از دست دادن همه ظرفيت‌هاي كشور خواهيم بود.

مهندس واعظي (دبير محترم شوراي فرهنگ عمومي و دبيركل نهاد كتابخانه‌هاي عمومي كشور):
ايشان با ذكر رابطه مستقيم شكل‌دهي فرهنگ عمومي و نظام توليد صنايع فرهنگي، اشاره داشتند كه “از جمله عوامل تحول اساسي شكل‌گيري فرهنگ عمومي، مي‌توان ۳ عامل حكومت، اقتصاد و ارتباطات را نام برد. صنايع فرهنگي در واقع مي‌تواند عرصه تداخل و درهم‌آميزي و پيوند اين عرصه‌ها باشد.
دكتر كريمي (دبيركل محترم كميسيون ملي آيسسكو در ايران):
دكتر كريمي، با عنوان “نقش صنايع فرهنگي در هويت بخشي امت اسلامي” ايراد سخنراني كردند. ايشان به اين نكته اشاره كردند كه صنايع فرهنگي، بار فرهنگي بسيار سنگيني دارند و اگر زماني كشوري نتواند در مقابل بار صنايع فرهنگي توليدي ديگران بايستد، به‌طور كلي هويت خود را از دست خواهد داد و بازگرداندن اين هويت از دست رفته كاري ناممكن خواهد بود.

مهندس بنيانيان (رياست محترم حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي):
مهندس بنيانيان با موضوع “صنايع فرهنگي و نقش آن‌ها در استراتژي توسعه فرهنگي كشور با رويكرد مهندسي فرهنگي”، به بررسي نقش و اهميت مديريت صحيح صنايع فرهنگي در نقشة مهندسي فرهنگي كشور تاكيد نمودند و بيان داشتند كه بدنة مريض فرهنگ تا زماني كه به درونش نگاهي عميق نداشته باشيم، مريض‌تر خواهد شد. ايشان بيان داشتند كه گاهي فرهنگ خلاصه مي‌شود در ساختن فرهنگ‌سراها و ساختن مدرسه و مسجد در حالي‌كه به بطن مكان‌هاي فرهنگي هيچ اهميتي داده نمي‌شود.

دكتر نقيب‌السادات (عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبائي و دبير علمي همايش):
ايشان با “موضوع صنايع فرهنگي و نقش آن در توسعه اقتصادي و اجتماعي” ايراد سخنراني كردند.
دكتر نقيب‌السادات با بيان برخي از اهميت‌هاي توسعه صنايع فرهنگي، جديت دولت مردان و برنامه‌ريزان فرهنگي كشور را در زمينه توسعه همه جانبه اين صنعت خواستار شدند. از ديد ايشان، برخي از عوامل اهميت پرداختن به صنايع فرهنگي عبارتند از :
۱٫ صنايع فرهنگي بيان كننده هويت ملي- مذهبي هستند.
۲٫ صنايع فرهنگي اطمينان و اعتماد به نفس ايجاد مي‌كنند.
۳٫ صنايع فرهنگي نمايانگر تعلق مي‌باشند.
۴٫ صنايع فرهنگي مشوق جريان آزاد ايده‌ها هستند.

۵٫ صنايع فرهنگي تسهيل كننده درك متقابل هستند.
مهندس سلجوقي (مديركل محترم اسبق كارآفريني وزارت كار و استاد دانشگاه):
ايشان با موضوع “كارآفريني فرهنگي، اهميت، ضرورت و جايگاه”، سخنراني كردند. “كارآفريني فرهنگي، در يك كلام به‌معناي مديريت روندها و فرآيندهاي توليد و عرضه‌ي خدمات و كالاهاي فرهنگي و هنري است، به‌گونه‌اي كه نوآورانه به احياء و آفرينش ارزش فرهنگي بپردازد. ايشان هم‌چنين بيان كردند كه كارآفريني فرهنگي در واقع نوعي ارزش آفريني فرهنگي است و با توجه به مسير كارآفريني در ايران، توجه به اين نوع كارآفريني را در برنامه‌هاي توسعه، بسيار لازم و ضروري دانسته و اقدامي جدي در اين زمينه را از مسئولين خواستار شدند.
خانم دكتر طبيب‌زاده (مشاور محترم رئيس جمهور در امور زنان و خانواده و رئيس مركز امور زنان و خانواده رياست جمهوري):
موضوع سخنراني ايشان “نقش و تعامل خانواده در مديريت توليد محصولات فرهنگي” بود. ايشان ذكر كردند كه تنها مسير و ملجايي كه مسير توليد محصولات فرهنگي را هدايت مي‌كند، سليقه مشتري است و مشتري نيز، همان خانواده اسلامي است، همان خانواده‌اي كه ما براي استحكام، دوام و بقايش هزارگونه فكر و تدبير مي‌كنيم، برنامه مي‌ريزيم و ساعت‌ها جلسه مي‌گذاريم؛ غافل از اينكه با مديريت صحيح محصولات فرهنگي به راحتي مي‌توانيم سليقه و تفكر خود را به خانواده، بدون هيچ دغدقه و مقاومتي بقبولانيم.
دكتر صاحبكار (مدير محترم شبكه تحليلگران فناوري ايران):
ايشان با موضوع “تاثير و نقش كانون‌هاي تفكر و شبكه‌سازي آن‌ها در مديريت فرهنگي كشور با تاكيد بر صنايع فرهنگي” ايراد سخنراني كردند.

دكتر صاحبكار با رويكردي متفاوت به معضل مديريت فرهنگي كشور پرداختند. ايشان علاوه بر ذكر مواردي بسيار مفيد در باب لزوم ايجاد كانون تفكر در تمام بدنه سياست‌گذاري‌ها، راه حل استفاده از كانون تفكر را راهي مطمئن و تضمين شده براي مديران فرهنگي كشور دانستند.
مهندس رحمتي (مدير كل محترم حفظ و احياي هنرهاي سنتي و صنايع دستي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري):
ايشان با موضوع “صنايع دستي و جايگاه و نقش آن در توسعه اقتصادي، اجتماعي و دفاعي كشور” به بيان اهميت و جايگاه صنايع دستي به‌عنوان يكي از شاخه‌هاي مهم صنعت فرهنگي در نقش بخشيدن به‌هويت ملي و به‌عنوان عاملي مهم براي اقتدار ملي پرداختند و بيان داشتند كه با تمركز و مديريت صحيح فعاليت‌هاي پراكنده در حوزه صنايع دستي و هنرهاي سنتي و نيز حمايت به‌جا و مناسب از توليد‌كنندگان، به‌راحتي خواهيم توانست بازارهاي بين‌المللي را اشباع كنيم.
دكتر ناظمي (دبير محترم كارگروه مديريت كلان دستگاه‌هاي فرهنگي، شوراي عالي انقلاب

فرهنگي):
ايشان با موضوع ” نقش سازمان‌هاي فرهنگي در توسعه صنايع فرهنگي با تاكيد بر نقش شوراي عالي انقلاب فرهنگي” سخنران بعدي همايش بودند كه با تعريف مختصري از نقش صنايع فرهنگي در مديريت و تحول فرهنگي كشور، به تبيين جايگاه اين صنايع در مهندسي فرهنگي پرداختند و متذكر شدند كه بازيگر اصلي اين حوزه، شورايعالي انقلاب فرهنگي است.

دكتر رشيدي (مدير كل محترم دفتر مطالعات فرهنگي جهاد دانشگاهي):
دكتر رشيدي با موضوع ” نقش سازمان‌هاي دانش‌محور در توسعه صنايع فرهنگي، چالش‌ها و فرصت‌ها ” به ارائه تعاريفي متفاوت و رويكردهاي مختلف جامع شناختي به صنايع فرهنگي پرداختند. ايشان با ارائه آمار و گزارش‌هايي از روند صادرات محصولات فرهنگي، به نقش

سازمان‌هاي دانش‌محور در توسعه اين صنايع اشاره داشته و ذكر كردند كه سازمان‌هاي دانش‌محور، در مديريت، شكل‌دهي، ساماندهي و حتي توليد اين صنايع، نقش اساسي و اثرگذاري دارند.
دكتر فولادي (سرپرست محترم مركز آينده‌پژوهي علوم و فناوري دفاعي):
سخنران پاياني همايش، با موضوع “صنايع فرهنگي، دفاع و امنيت ملي” اظهار داشتند كه صنايع فرهنگي- دفاعي، اعم از رسانه و ساير شاخه‌هاي صنعت فرهنگي، به‌گونه‌اي به ابزار دفاع و هجمه كشورها نيز تبديل شده است و ما با مديريت صحيح اين صنايع خواهيم توانست گامي مهم در راستاي تقويت بنيه دفاعي كشور برداريم.
عصر قدرت نمايي ماشين و خستگي دنياي ديجيتال، احتياج به اقتصادي دارد که با ماهيتي متفاوت، روح انسان ها را آرامش داده و عرصه رقابت اقتصادي را نيز مديريت کند. اين گونه است که نام “ صنايع فرهنگي” در رده اول برنامه ريزي هاي اقتصادي کشورها قرار مي گيرد.
از طرفي صنايع فرهنگي، قدمت و پيشينه اي ديرينه در کشورمان دارد. از فرش کاشان و تبريز گرفته که زينت بخش تالار قصر پادشاهان بوده تا ظرف هاي سفالي و قلمکاري شده که زينت بخش سفره هاي ايرانيان مي باشد و همچنين هزاران هزار مورد ديگر که متعلق به تمدن هزاره ايران اسلامي بوده است. در حالي که تنها صنعت فرهنگي تمدن غرب، صنعت سينما بوده که کاملا جنبه اقتصادي و سياسي دارد.
حال چه شده است که ما با چنين پشتوانه هايي، اکنون اين چنين تهيدست و
بي بضاعت در اين وضع قرار گرفته ايم.
مفهوم صنايع فرهنگي

مفهوم “صنايع فرهنگي” نخستين بار در طي جنگ جهاني دوم و در مکتب فلسفي فرانکفورت براي توصيف صنعت قدرتمند فيلمسازي آمريکا شکل گرفت. طبق تعاريف متداول، صنايع فرهنگي متشکل از بنگاه هايي است که براي عموم مردم، اطلاعات و سرگرمي هاي آموزشي، علمي و فرهنگي در قالب هاي مختلف قابل تکثير، طراحي و تهيه مي کنند. هدف صنايع فرهنگي (که تحت عناوين ديگري همچون “صنايع رسانه اي”، “صنايع حق تکثير (کپي رايت)“ و حتي “صنايع محتوايي” نيز شناخته مي شود) مفهوم سازي، هماهنگ سازي، توليد، ارتقا و تجارت کالاهاي فرهنگي در قالب هاي مختلف اعم از کتاب، مجله، روزنامه و ژورنال، فيلم و محصولاتصوتي – تصويري، ويديو و

نوارکاست، نرم افزار، لوح فشرده (سي دي رام) و ديگر محصولات است. شايان ذکر است اخيرا با توجه به پيشرفت هاي فناوري مي توان محتواي موجود در اين محصولات کم وبيش “سنتي” را به راحتي و در کمترين زمان از طريق شبکه هاي الکترونيکي از جايي به جاي ديگر منتقل کرد. کشورهايي که به اهميت استراتژيک صنايع فرهنگي پي برده و اقدامات متناسبي را به انجام رسانده اند، امروز از نظر اقتصادي و همچنين نفوذ فرهنگي در سطح بين المللي، موقعيت ممتازي دارند و به عکس کشورهايي که به دلايل مختلف اعم از ايدئولوژيک، سياسي، اهداف اقتصادي کوتاه مدت يا حتي ماهيت فرهنگي، از صنايع فرهنگي خود حمايت نکرده اند امروز گرفتار هجوم محصولات و محتواهاي فرهنگي بيگانه شده اند و در معرض همه گونه پيامدهاي جدي آن همچون ه خطرافتادن هويت فرهنگي و پرداخت هزينه هاي سنگين بابت حق تکثير (کپي رايت) يا فشار براي ايجاد مانع در برابر واردات فرهنگي قرار گرفته اند و بدين سبب چه از لحاظ اقتصادي و چه فرهنگي در معرض خطر انزوا قرار دارند. در واقع، صنايع فرهنگي سهم چشمگيري در دسترسي افراد به

اطلاعات، آموزش، فرهنگ و نيز اشتغالزا يي دارند و نقش مهمي را در ارائه تصوير فرهنگي يک کشور يا ملت و ايجاد جايگاه مناسب در اقتصاد بين المللي ايفا مي کنند. به همين علت بايد در هرگونه تحليل عميق و مستدل فرهنگي و در تدوين استراتژي هاي حوزه “فرهنگ و توسعه” که هم اکنون از اولويت هاي دستور کاري نهادهاي بين المللي است، به بررسي دقيق “صنايع فرهنگي” پرداخت.
صنايع فرهنگي، حافظ هويت ملي و موتور آينده توسعه اقتصادي
امروز صنايع فرهنگي نقش عمده اي را در قدرت اقتصادي کشورهاي مختلف بازي مي کنند. گسترش روزافزون فناوري اطلاعات در سرتاسر جهان، نويدبخش آينده اي پرشکوه تر و عظيم ت

ر براي صنايع فرهنگي است. کشورهاي روبه توسعه، اولويت و اهميت اين بخش درآمدزا و اشتغالزا را بايد بيشتر درک نمايند
با ظهور شاهراه هاي اطلاعاتي (شکل گيري جامعه اطلاعاتي) و روند آزادسازي بازارهاي جهاني (در قالب سازمان تجارت جهاني) چالش هاي عمده اي در برابر مبادلات فرهنگي آينده و چگونگي توزيع محصولات و کالاهاي فرهنگي و همچنين الگوهاي رفتاري افراد بوجود آمده است. بنابراين نسل جديدي از “مصرف کنندگان فرهنگي” در کشورهاي صنعتي روبه توسعه در حال ظهور مي باشد. به علاوه امروزه صنايع فرهنگي داراي حق تکثير (کپي رايت)، نقش بسيار مهمي در توليد ناخالص داخلي اکثر کشورهاي صنعتي ايفا مي کنند، در اين کشورها صادرات کالاهاي فرهنگي و توليدات فکري افراد به مراتب مهم تر از صادرات کالاهاي صنعتي متعارف است. اما متاسفانه صادرات

فرهنگي در کشورهاي روبه توسعه جايگاه شايسته خود را نداشته و اقتصاد آنها بيشتر متکي بر صادرات مواد خام فاقد ارزش افزوده است و به راحتي از فرصت بالقوه صادرات محصولات فرهنگي و توليدات فکري خود چشم پوشي مي کنند. در ادمه بعد از اشاره به نقش مهم “خلاقيت ملي” و صنايع فرهنگي داخلي در توسعه ملي، کليات طرح يونسکو براي کمک به کشورهاي روبه توسعه در زمينه تدوين سياست ها و استراتژي هاي حمايت از صنايع فرهنگي ارائه مي شود.
صنايع فرهنگي و شاهراه هاي اطلاعاتي
ديجيتالي شدن اشکال مختلف اطلاعات اعم از متن، عدد، نمودار، صدا، تصوير و فيلم، يکپارچه سازي انواع اطلاعات در قالب يک محصول واحد را ميسر ساخته است. به علاوه به مدد تکنيک هاي “فشرده سازي” مي توان اطلاعات را با سرعت بسيار زياد و به راحتي از طريق شبکه هاي بي سيم و باسيم و خطوط ماهواره اي از جايي به جايي ديگر منتقل کرد.

تحليلگران بر اين باورند که چنين فناوري هاي نويني تنها در صورتي مفيد و مقرون به صرفه هستند که محتواي انتقال يافته با علاقه مندي هاي مشتريان يا نيازمندي هاي خاص جوامع منطبق باشد. به نظر مي رسد احترام به چندفرهنگي و مشارکت آزاد همه جوامع در اين گفتمان بين فرهنگي در “دهکده جهاني” با چالش هاي عمده اي مواجهيم. در واقع بايد تضمين نمود که در شاهراه هاي اطلاعاتي، عدالت فرهنگي و يا اقتصادي، چه در “ورودي” يعني گوناگوني محتواها و چه در “خروجي” يعني امکانات دسترسي، رعايت مي گردد. شاهراه هاي اطلاعاتي تنها در صورتي به تحقق توسعه انسان محور کمک مي کنند که صرف نظر از نژاد، مليت، جنسيت، محل زندگي، ش

غل يا طبقه اجتماعي، در دسترس همگان باشند. يکي از چالش ها و تهديدات عمده در باب امکان عدم دسترسي عادلانه به شاهراه هاي اطلاعاتي، پيدايش پديده “چيرگي” الگوهاي فرهنگي يا زباني خاص است. بسياري از صاحب نظران، جهاني شدن متاثر از فناوري را تهديدي براي آداب و رسوم محلي، ارزش ها و باورهاي فرهنگ هاي مختلف مي دانند. به عنوان مثال، امروزه۹۰ درصد خدمات و محصولات عرضه شده در اينترنت به زبان انگليسي است. در نتيجه يکي از موضوعات مطرح و مهم، حفظ چندگانگي زباني و فرهنگي در شاهراههاي اطلاعاتي است.
پارک تحقيقات فرهنگي:
هدف اوليه از شکل گيري يک پارک تحقيقات فرهنگي گسترش و افزايش تعداد مو سسات فرهنگي کوچک و متوسط دانش محور و کارآفرين است تا در يک محيط اقتصادي فرهنگي به فعاليت پرداخته و همچنين به عنوان پشتوانه بخش خصوصي براي کمک به تنوع اقتصادي به حيات خويش ادامه دهند.کشورهاي در حال توسعه که در اين زمينه در حال کسب تجربه هاي جديد هستند ممک

ن است از پارک هاي تحقيقات فرهنگي براي جذب سرمايه گذاري خارجي براي ايجاد شغل و نيز افزايش درآمدهاي مالياتي استفاده کنند.
پارک هاي تحقيقات فرهنگي در جهت دست يافتن به اهداف فوق الذکر امکانات زير را فراهم مي کنند:
۱ – کمک حرفه اي، فني، اداري و قانوني به موسسات فرهنگي دانش محور
۲ – همکاري در تحقيق و توسعه با موسسات فرهنگي
۳ – خدمات ارتباط از راه دور و اطلاعات

۴ – مشاوره و کمک مالي در کسب درآمد
با کمک به رشد موسسات مستاجر- موسساتي که در فضاي پارک تحقيقات فرهنگي قرار داشته و از امکانات اين پارک در جهت دستيابي به اهداف خويش استفاده مي کنند- پارک هاي تحقيقات فرهنگي نقش ارزنده اي در توسعه اقتصادي ايفا مي کنند، اين پارک ها مشاغل جديد ايجادکرده، سرمايه هاي خارجي را جذب مي کنند و قدرت رقابت پذيري ملي و منطقه اي را در صنعت فرهنگي افزايش مي دهند.همچنين اهداف زير در ايجاد پارک هاي تحقيقات فرهنگي مدنظر بوده است:
۱ – تکميل چرخه تحقيقات از دانشگاهاي علوم انساني تا صنايع فرهنگي
۲ – حمايت از موسسات تحقيقاتي نوپا و کمک به رشد و موفقيت آنها
۳ – تجاري سازي فرهنگ و نتايج تحقيقات فرهنگي

۴ – اشتغال مولد براي فارغ التحصيلان دانشگاهي در رشته علوم انساني
موقعيت مکاني پارک هاي تحقيقات فرهنگي
موقعيت فيزيکي و مکاني مي تواند عامل مهمي در موفقيت يک پارک تحقيقاتي فرهنگي باشد، در درجه اول پارک تحقيقاتي بايددرمجاورت يک دانشگاه يا مرکز تحقيقاتي يا “انديشکده فرهنگي ” که مشغول به فعليت هاي پژوهشي در امور فرهنگي مي باشد احداث شود تا افراد فعال در بخش تحقيق و توسعه Develop Research( ) را براي پارک فرهنگي فراهم کند و در درجات بعدي بايد فاکتورهاي زير را در نظر قرار داد:
۱ – دسترسي به نيروي کاري ماهر و شايسته
۲ – دسترسي به سرمايه هاي ريسک پذير موسسات فرهنگي
۳ – راه هاي وسيع در دسترسي و زيرساخت هاي کافي
جايگاه پارک هاي تحقيقات فرهنگي
براي آشکار شدن جايگاه پارک هاي تحقيقات فرهنگي در روند تحقيقات هر کشوري نخست بايد طبقه بندي مناسبي از انواع تحقيقات به عمل آيد، که اين طبقه بندي را مي توان به شکل زير انجام داد:
۱ – تحقيقات بنيادي
۲ – تحقيقات کاربردي
۳ – تحقيقات توسعه اي
تحقيقات بنيادي
تحقيقات پايه اي و بنيادي Research Basic( ) تحقيقات اصلي هستند که هدف عمده آن توسعه مرزهاي دانش و کشف ناشناخته ها در دنياي علم است – آن قسمت از اين نوع تحقيقات که فارغ از هر گونه نتايج اقتصادي و اجتماعي انجام مي پذيرد را تحقيقات محض (Research pure ي نامند- اکثر تحقيقات بنيادي توسط دانشگاه ها و موسسات تحقيقاتي انجام مي پذيرد.

تحقيقات کاربردي
تحقيقات کاربردي Research Applicable( ) به آن دسته از کاوش هايي گفته مي شود که هدف اصلي آن کشف کاربرد يافته هاي تحقيقات بنيادي و نيز رفع مشکلات مربوط به کاربردي کردن نتايج تحقيقات محض است.
امروز صنايع فرهنگي نقش عمده‌اي را در قدرت اقتصادي كشورهاي مختلف بازي مي‌كنند. گسترش روزافزون فناوري اطلاعات در سرتاسر جهان ، نويدبخش آينده‌اي پرشكوه‌تر و عظيم‌تر براي صنايع فرهنگي است. اگر كشورهاي روبه‌توسعه، اولويت و اهميت اين بخش درآمدزا و اشتغال زا را بيشتر درك نمايند و تصميم به توسعه آن بگيرند، مي‌توانند از كمك‌هاي بين‌المللي بخصوص حمايت‌هاي فكري و اجرايي يونسكو استفده نمايند.
اين مقاله خلاصه‌اي است از سخنراني آقاي ”ميلاگروس دِل كورال“ ، مسوول حوزه نشر و حق تكثير يونسكو (در پاريس)، در كنفرانس توسعه صنايع فرهنگي كره جنوبي است.
۱٫ مقاله
با ظهور شاهراه‌هاي اطلاعاتي (شكل‌گيري جامعه اطلاعاتي) و روند آزادسازي بازارهاي جهاني (در قالب سازمان تجارت جهاني) چالش‌هاي عمده‌اي در برابر مبادلات فرهنگي آينده و چگونگي توزيع محصولات و كالاهاي فرهنگي، و همچنين الگوهاي رفتاري افراد به وجود آمده است. بنابراين نسل جديدي از ”مصرف‌كنندگان فرهنگي“ در كشورهاي صنعتي روبه‌توسعه در حال ظهور مي‌باشد. بعلاوه امروزه صنايع فرهنگي داراي حق‌تكثير (كپي‌رايت)، نقش بسيار مهمي در توليد ناخالص داخلي اكثر كشورهاي صنعتي ايفا مي‌كنند، در اين كشورها صادرات كالاهاي فرهنگي و توليدات فكري افراد به مراتب مهم‌تر از صادرات كالاهاي صنعتيِ متعارف است. اما متأسفانه صادرات فرهنگي در كشورهاي روبه‌توسعه جايگاه شايسته خود را نداشته و اقتصاد آن ها بيشتر متكي بر

صادرات مواد خامِ فاقدِ ارزش افزوده است و به راحتي از فرصت بالقوه صادرات محولات فرهنگي و توليدات فكري خود چشم‌پوشي مي‌كنند. در ادمه بعد از اشاره به نقش مهم ”خلاقيت ملي“ و صنايع فرهنگي داخلي در توسعه ملي، كليات طرح يونسكو براي كمك به كشورهاي روبه‌توسعه در زمينه تدوين سياست‌ها و استراتژي‌هاي حمايت از صنايع فرهنگي ارايه مي‌شود.
۲٫ مفهوم صنايع فرهنگي
مفهوم ”صنايع فرهنگي“ نخستين بار در طي جنگ جهاني دوم و در مكتب فلسفيِ فرانكفورت براي توصيف صنعت قدرتمند فيلم‌سازي آمريكا شكل گرفت. طبق تعاريف متداول، صنايع فرهنگي متشكل از بنگاه‌هايي است كه براي عموم مردم، اطلاعات و سرگرمي‌هاي آموزشي، علمي و فرهنگي در

قالب‌هاي مختلفِ قابل‌تكثير، طراحي و تهيه مي‌كنند. هدف صنايع فرهنگي (كه تحت عناوين ديگري همچون ”صنايع رسانه‌اي“، ”صنايع حق‌تكثير (كپي‌رايت)“ و حتي ”صنايع محتوايي“ نيز شناخته مي‌شود) مفهوم‌سازي، هماهنگ‌سازي، توليد، ارتقا و تجارت كالاهاي فرهنگي در قالب‌هاي مختلف اعم از كتاب، مجله، روزنامه و ژورنال، فيلم و محصولات
صوتي ـ تصويري، ويديو و نواركاست، نرم‌افزار، لوح‌ فشرده (سي‌دي‌رام) و ديگر محصولات است. شايان ذكر است اخيراً با توجه به پيشرفت‌هاي فناوري مي‌توان محتواي موجود در اين محصولات كم‌وبيش ”سنتي“ را به‌راحتي و در كمترين زمان از طريق شبكه‌هاي الكترونيكي از جايي به جاي ديگر منتقل كرد. كشورهايي كه به اهميت استراتژيك صنايع فرهنگي پي برده و اقدامات متناسبي را به انجام رسانده‌اند، امروز از نظر اقتصادي و همچنين نفوذ فرهنگي در سطح بين‌المللي، موقعيت ممتازي دارند. و به‌عكس كشورهايي كه به دلايل مختلف اعم از ايدئولوژيك، سياسي، اهداف اقتصاديِ كوتاه‌مدت يا حتي ماهيت فرهنگي، از صنايع فرهنگي خود حمايت نكرده‌اند امروز گرفتار هجوم محصولات و محتواهاي فرهنگي بيگانه شده‌اند و در معرض همه‌گونه پيامدهاي جدي آن همچون به خطرافتادن هويت فرهنگي و پرداخت هزينه‌هاي سنگين بابت حق‌تكثير (كپي‌رايت) يا

فشار براي ايجاد مانع در برابر واردات فرهنگي قرار گرفته‌اند و بدين سبب چه از لحاظ اقتصادي و چه فرهنگي در معرض خطر انزوا قرار دارند. در واقع، صنايع فرهنگي سهم چشمگيري در دسترسي افراد به اطلاعات، آموزش، و فرهنگ و نيز اشتغال‌زايي دارند و نقش مهمي را در ارايه تصوير فرهنگي يك كشور يا ملت و ايجاد جايگاه مناسب در اقتصاد بين‌المللي ايفا مي‌كنند. به همين علت بايد در هرگونه تحليل عميق و مستدل فرهنگي و در تدوين استراتژي‌هاي حوزه ”فرهنگ و توسعه“ كه هم‌اكنون از اولويت‌هاي دستور كاري نهادهاي بين‌المللي است، به بررسي دقيق ”صنايع فرهنگي“ پرداخت.

۳٫ صنايع فرهنگي و شاهراه‌هاي اطلاعاتي
ديجيتالي‌شدن اشكال مختلف اطلاعات اعم از متن، عدد، نمودار، صدا، تصوير و فيلم، يكپارچه‌سازي انواع اطلاعات در قالب يك محصول واحد را ميسر ساخته است. بعلاوه به مدد تكنيك‌هاي ”فشرده‌سازي“ مي‌توان اطلاعات را با سرعت بسيار زياد و به راحتي از طريق شبكه‌هاي بي‌سيم و باسيم و خطوط ماهواره‌اي از جايي به جايي ديگر منتقل كرد.
تحليل‌گران بر اين باورند كه چنين فناوري‌هاي نويني تنها در صورتي مفيد و مقرون‌به‌صرفه هستند كه محتواي انتقال‌يافته با علاقه‌مندي‌هاي مشتريان يا نيازمندي‌هاي خاص جوامع منطبق باشد. به‌نظر مي‌رسد احترام به چندفرهنگي و مشاركت آزاد همه جوامع در اين گفتمان بين‌فرهنگي در ”دهكده جهاني“ با چالش‌هاي عمده‌اي مواجهيم. در واقع بايد تضمين نمود كه در شاهراه‌هاي اطلاعاتي

، عدالت فرهنگي و يا اقتصادي، چه در ”ورودي“ يعني گوناگوني محتواها و چه در ”خروجي“ يعني امكانات دسترسي، رعايت مي‌گردد.
شاهراه‌هاي اطلاعاتي تنها در صورتي به تحقق توسعه انسان‌محور كمك مي‌كنند كه صرف‌نظر از نژاد، مليت، جنسيت، محل زندگي، شغل يا طبقه اجتماعي، در دسترس همگان باشند.
يكي از چالش‌ها و تهديدات عمده در باب امكان عدم دسترسيِ عادلانه به شاهراه‌هاي اطلاعاتي، پيدايش پديده ”چيرگي“ الگوهاي فرهنگي يا زباني خاص است. بسياري از صاحب نظران، جهاني‌شدنِ متاثر از فناوري را تهديدي براي آداب و رسوم محلي، ارزش‌ها و باورهاي فرهنگ‌هاي مختلف مي‌دانند. به‌عنوان مثال، امروزه ۹۰ درصد خدمات و محصولات عرضه‌شده در اينترنت به زبان انگليسي است. در نتيجه يكي از موضوعات مطرح و مهم، حفظ چندگانگي زباني و فرهنگي در شاهراه هاي اطلاعاتي است.
۴٫ نقش يونسكو
يونسكو در حوزه‌هاي مرتبط با حق‌تكثير (كپي‌رايت) و نشركتاب، تجربه‌اي طولاني‌مدت دارد. سازمان بلافاصله پس از تأسيس، در ارايه و ارتقاي ابزارهاي حقوقي بين‌المللي براي حفاظت از حقوق مالكيت معنوي در سطح بين‌المللي، فعاليت‌هاي چشمگير و گسترده‌اي داشته است، چون حق‌تكثير (كپي‌رايت) همانند حق دسترسي به آموزش، اطلاعات و فرهنگ، جزو حقوق بشر به شمار مي‌رود (بند ۱ ـ ۲۶ و ۲ ـ ۲۶ اعلاميه حقوق بشر را ببينيد) با توجه به توفيقات و دستاوردهاي گذشته و چالش‌هاي پيش رو كه بيشتر متاثر از توسعه فناوري است، يونسكو وظيفه خود مي‌دان

د كه اقدامات زير را انجام دهد:
– مشاركت در تحقيقات بين‌المللي با نگاه پياده‌سازي اصول و قوانين جديدِ حفاظت از حق‌تكثير (كپي‌رايت) و در عين حال حفظ تعادلي ظريف مابين علاقه‌مندي‌هاي موجود.
– طراحي اقدامات مناسب براي تطبيق سازوكارهاي نظارتي جمعي بر انتقال الكترونيكي آثار تحت‌حفاظت.
– تقويت فعالانه دوره‌هاي آموزشي مباحث حوزه حق‌تكثير (كپي‌رايت) در دانشگاه‌ها، بعلاوه ارتقاي آگاهي‌هاي عمومي در رابطه با احترام به حق‌تكثير و ديگر حقوق مالكيت معنوي و فكري.
– تسهيل تبادلات اطلاعاتي مابين متخصصان در سطوح بين‌المللي و حمايت از خلاقيت به‌عنوان موتور توسعه اقتصادي و فرهنگي كشورها.
– ارايه خدمات ارزيابي بخش‌هاي خاصي از صنايع فرهنگي يا كل صنعت فرهنگي (به‌صورت ملي) به كشورها.

– فراهم‌سازي كمك‌هاي حقوقي و فني براي كشورهاي عضو به‌منظورتدوين سياست‌هاي ملي توسعه صنايع فرهنگي با اتكا به بخش‌هاي خصوصي در چنين سياست‌هايي بايد فرصت‌ها و تهديدهاي ناشي از ظهور شاهراه‌هاي اطلاعاتي مدنظر قرار گيرند.