چرا در ایران نقد و انتقاد چالشهای سیاسی و اجتماعی بوجود می آورد

فصل اول
کلیات

مقدمه :
گفتمان نقد و انتقاد زبان و بيان نظارت اجتماعي بر رفتارهاي سياسي اجتماعي يك جامعه است و به عبارت ديگر نقد و انتقاد موتور حركتي هر جامعه از ساختارهاي سنتي به صنعتي است.
اما مسئله كه ذهن انسان را مشغول مي كند چراي بد ، عملكردن نقد و انتقاد در جامعه ايران است و مشكلاتي كه از اين عملكردهاي نابجا ، گريبان گير جامعه ايران شده است.

براي پي بردن به اين مسئله مهم اولين فرضيه كه به ذهن آدمي مي رسد اين است كه نقد و انتقاد در حوزه گفتمان سياسي اجتماعي ايران نابجا استفاده مي شود براي اينكه فرضيه قبول يا رد شود بعد از طرح مسئله ، تحديد موضوع شد و پس از تعريف مفاهيم و اصطلاحات ، سراغ مباني نظري مي رويم.
در فصل مباني نظري ابتدا نقد و انتقاد را از قالبهاي كليشه خارج كرديم و بر مبناي ضماير فاعلي ادبيات فارسي تعريف كرديم و سپس روابط سياسي اجتماعي بر مبناي ضماير فاعلي ادبيات فارسي بر اساس اصل راهها و اهداف مرتني تبيين ارزشي شد.و علاوه بر اين نقد و انتقاد در قالب مفاهيم اجتماعي و تضاد اجتماعي نيز تجزيه و تحليل قرار گرفته است.
در فصل چهارم تلاش شده انتقاد بعنوان يك عمل سازنده درون گروهي از نظر وايزنگر مورد بررسي قرار گيرد و در فصل پنجم تلاش شده است نقد به عنوان اصل رقابت معرفي شود كه اگر اين در بين گروه هاي سياسي اجتماعي تحقق پيدا كند.يعني از نقد بعنوان اصل رقابت استفاده شود تحول عظيمي در جوامع رخ خواهد داد و در فصل ششم تلاش شده است فرضيه تحقيق بر اساس تفكر ، گفتمان و سلطه انتخاباتي چند روزنامه در فضا ، زمان و مكان خاص مورد ارزيابي قرار گيرد.گفتن اين نكات ضروريست پيشنهادات ، منابع و ماخذ ، فهرست منابع و چكيده انگليسي در فصل هفتم آمده است.
در پايان بايد متذكر شد با توجه به حساسيت و سياسي بودن موضوع پايان نامه روي مصداقها مانوري صورت نگرفته اما همانطوري كه در متن مشاهده خواهيم كرد تلاش شده مفاهيم بكار رفته گوياي وضعيت امروزي جامعه ايران باشد.

بیان مسئله
هرچند نقدوانتقاد در جامعه ایران تاریخ دیرینه دارد . ودر حوزه های مختلف علوم بویژه درادبیات، هنر، اقتصاد، سیاست، سینماو تلویزیون ، مذهب، فلسفه و… مورد استفاده قرار گرفته اما نقدو انتقاددرحوزه گفتمان سیاسی واجتماعی ایران در گذشته و حال ازویژگی خاص برخوردار بوده به طوری که این پدیده نقدوانتقادبه حدی عمومیت پیداکرده افراد جامعه در فضاهای مختلف جامعه از جمله درحاکمیت،دانشگاه،مکانهای مذهبی، نشریات ،تلویزیون …حتی درمحافل عمومی عملا علیه همدیگر استفاده می کنند مسئله اینجاست اگر افراد جامعه با هر مسئولیتی ومقامی تبحروتخص

ص درنقد و انتقاد نداشته باشند چنین روش نقدوانتقاد هیچ دردی را ازجامعه حل نخواهدکرد بلکه مشکلات جامعه رانیز اضافه خواهند کرد. باید بپذیریم نمی توان با دیدگاه آرمانگرایی نقدو انتقاد عقلانی کرد. مگر می شود در آسمانها سیرودر زمین امر ونهی کرد . در جهان متمدن امروزی کشورهایی می توانند بین نهادهای اجتماعی خود ارتباط برقرارکنند که برنامه ریزی و سازماندهی عقلانی برای استفاده از نقد و انتقاد داشته باشند . گذشت آن زمانهایی که تصور شود انسانهایی هستند خارج از تخصص و توانایی خود صرفا قدرت یکی ازنهادهای اجتماعی رادردست دارندمی تواند بدون اینکه مورد نقدوانتقاد قرار گیرند دیگران را مورد مواخذه قرار دهند . چنین فرهنگ عام و گسترده ای که بر پایه سنتهای جامعه استوار بوده کاربردخودرادرجهان امروزی از دست داده است.

چنین فرهنگ عام وگسترده کاربردش عامل بازدارنده است وکورکننده استعداد دیگران همچنین فراری دهنده نخبگان جامعه و… امروزه آنچه مهم است به نقد و انتقاد با دید بادیدتخصصی توجه کردن است.
نقدوانتقاد بایددرچارچوب اخلاق عقلانیت باشدنه تلفیقی ازقدرت وهوس بازی انسانهایی که خود را عقل کل می دانند غافل از اینکه از عقلانیت تجربی هیچ بهره ای نبرده اند. امروزه درحوزه گفتمان سیاسی اجتماعی یک جامعه نقدوانتقادی مورد پذیرش است که دارای ارزش اخلاقی باشدکه بتواند مشکلی را درجامعه حل کند و یا به عبارتی باری را ازدوش جامعه بر دارد. و مهم آن است منتقدین چه خدمتی درجامعه انجام داده اند و چه حد قادرند کاری را انجام دهند.
امامسئله ای که درنظام اجتماعی ایران حائذ اهمیت است در حوزه گفتمان سیاسی و اجتماعی اجتماعی نقدو انتقاد به عنوان یک عیب گویی ومچ گیری از همدیگر تبدیل شده است .چنانچه مسئولین ازهمدیگر،مسئولین از مردم،مردم از مسئولین،مردم از مردم و … همدیگررا انتقاد می کنند غافل از اینکه مشکلات جامعه چیست ؟وچه باید کرد ؟ و به نظرمی رسد این عمل یک مرض فرا فکنی اجتماعی است به طوری که درحوزه گفتمان سیاسی واجتماعی نظام اجتماعی ایران چالشهای شدید به وجود آورده است که این فرافکنی به عنوان یک مسئله اجتماعی قابل بررسی و پیگیری می باشد.
و زمانی نقدوانتقاد ازحالت مرض فرافکنی خودخارج خواهد شد که درجامعه نوع نگرش نسبت به نقد و انتقاد عوض شود . یعنی از حالت سنتی (مکانیکی)به دیدگاه صنعتی
(ارگانیکی) تبدیل شود . و در چارچوب مشخص علمی قرارگیرد. وبا روش های علمی مورد ارزیابی قرار گیرد.اگر چنین نگرشی تحقق پیدا کند نقد و انتقاد ازحالت مرضی به حالت تحول گرایی سوق

پیدا می کند در نتیجه یکی ازساختارهای سنتی جامعه از بین خواهدرفت ومی شود باروش های علمی پاسخی برای تفاوت نقدوانتقادنیازهای اجتماعی که نقد و انتقاد پاسخ می دهند ، علل و شرایطی که نقد و انتقاد از آن ناشی می شود،

کارکردهای بیمارگونه نقد و انتقاد ، تاثیرات که نقد وانتقادبررشدسیاسی ،اجتماعی نظام اجتماعی ایران می گذارد و علل عیب گویی و مچ گیری در جامعه ایران از طریق نقد و انتقاد پیدا کرد.

تحدید موضوع
همانطورکه دربیان مسئله مطرح شدگفتمان نقدوانتقادمفاهیمی هستنددرتمامی حوزه های علوم به ویژه علوم انسانی مورد استفاده قرار می گیرد.واین مفاهیم درکلیت دامنه وسیعی دارند . جهت جلوگیری از پراکنش سخن در این تحقیق تلاش خواهد شد.
الف : جایگاه وشیوه گفتمان نقدوانتقادبین گروههای سیاسی،اجتماعی،حاکم وغیرحاکم (نخبگان حاکم و نخبگان غیر حاکم) نظام اجتماعی ایران مورد بررسی قرار گیرد.
ب : از نظر زمانی فقط گروه های سیاسی ،اجتماعی بعدازپیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.
ج : با توجه به این که اوج گفتمان نقد و انتقاد بین گروه های سیاسی ، اجتماعی نظام اجتماعی ایران دردوران انتخابات است.به این خاطر ازنظر فضای فقط گفتمان نقدو انتقاد دوران انتخابات مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.
ضرورت و اهمیت تحقیق
همانطورکه می دانیم گفتمان نقدوانتقاد زبان وبیان عملی نظارت اجتماعی بررفتارهای سیاسی واجتماعی یک جامعه است .گفتمان نقد وانتقاد می تواند مانند فیلتر نا خالصیهای رفتارهای اجتماعی را در نهاد سیاسی یک نظام اجتماعی تسویه کند و به عبارت دیگر گفتمان نقدو انتقاد موتور حرکت یک جامعه از ساختارهای سنتی (مکانیکی) به جامعه صنعتی (ارگانیکی)است.
اما گفتمان نقد و انتقاد به صورت صحیح استفاده نشود موجب مشکلات و حتی تخریب ساختارها وکارکردهای روابط سیاسی و اجتماعی نظام اجتماعی می شود.
ازآنجا که در بیان مسئله مطرح شده امروزه در جامعه ایران نقد و انتقاد به صورت مرض فرافکنی مورد استفاده قرار می گیرد.
وگاهی این نقدوانتقادچنان بی ربط ونا بجا مورداستفاده قرار می گیردکه خودانتقادکننده نا خود آ

گاه عملکرد و امتیازاتی که به دست آورده را زیر سوال می برد.
به عنوان مثال وقتی وزیرکشاورزی سابق ایران بعد از ۱۶سال ازوزارت برکنار می شود به عملکرد وزارت کشاورزی انتقاد می کند جالب این که تمامی مسائلی که مطرح می کرد خودش مسبب اصلی آن مشکلات بود.
مثال دیگراینکه رئیس جمهورمحترم ایران در سفر استانی خود به مشهد مقدس در دیدار بانخبگان

آن استان طی سخنرانی خود بحث توسعه اقتصادی سیاسی فرهنگی و اجتماعی را توطئه قدرت های جهانی می دانست .غافل از اینکه خودش به مقام ریاست جمهوری رسیده حاصل توسعه سیاسی واجتماعی دولت قبلی(شکل گیری شوراهای شهروروستایی)
بوده علاوه بر این مسائل در بین توده مردم نیز وقتی از حل مشکل خود عاجز می مانند فورا” نقا دانه مشکلات خود را بر گردن دولت و یا دیگران می اندازند .
ضرورت ایجاب می کندبرای حل مسئله اجتماعی به این مهمی یعنی نابجا استفاده کردن ازنقدوانتقادکه موجب مرض فرافکنی سیاسی واجتماعی درنظام اجتماعی شده به صورت علمی بانگرش های تازه وروشنگرانه جهت گشایش افقهای جدیدروابط سیاسی اجتماعی درحال گذرایران مورد بررسی قرار گیرد.

سوال تحقیق
چرا در ایران نقد و انتقاد چالشهای سیاسی و اجتماعی بوجود می آورد؟
هدف تحقیق
ازسالهاپیش دقدقه خاطرداشتیم درزمینه نقدوانتقاد که درحوزه گفتمان سیاسی ، اجتماعی ایران پس از انقلاب اسلامی (۱۳۵۷)مطالعه ای داشته باشم. چون تا بحال تحقیق وبررسی علمی درخصوص نقدوانتقاد درحوزه گفتمان سیاسی و اجتماعی ایران صورت نگرفته است . لذا ترغیب شدم این موضوع را با اهداف زیر به عنوان موضوع پایان نامه انتخاب و مورد مطالغه قرار دهم.
۱_ ارائه تقسیم بندی جدید ازگفتمان نقد و انتقاد سیاسی و اجتماعی براساس اصل اول جامعه شناسی(اصل راههاواهداف)که جدول زیرگویای این مطلب است و اما توضیحات بیشتر در بحث مبانی نظری خواهد آمد.
جدول شماره یک(۱)تبیین مرتنی از گفتمان نقدو انتقاد براساس اصل اول جامعه شناسی
(اصل راهها و اهداف)
نتیجه نوع
گفتمان نوع
روابط اهداف راهها نیازها اشکال سازگاری
گروههای اجتماعی
سازندگی انتقادی درونی + + + گروه ((ما)) (همنواگریان)
رقابت نقد موازی + – + گروههای ((شما)) (نوگرایان)

تخریبی انتقادی غیر
مستقیم – – + گروههای((آنها)) (واگرایان)
۲_تلاش برای برون رفت از ساختارهای سنتی نقد و انتقاد در حوزه گفتمان سیاسی اجتماعی ایران براساس تحلیل مفاهیم اجتماعی.
۳_بررسی شیوه گفتمان نقدوانتقاددرمان گروههای سیاسی،اجتماعی نظام اجتماعی ایران
اهداف جزیی تحقیق
۱_بررس آثار منفی نقد و انتقاد بر رشد سیاسی ،اجتماعی ایران.
۲_بررسی شیوه گفتمان نقد وانتقاد درون گروههای سیاسی ،اجتماعی.
فرضیه های تحقیق
در این پژوهش سه فرضیه مطرح است.
۱_به نظرمی رسد نقدوانتقاددرخوزه گفتمان سیاسی،اجتماعی ایران نا بجا استفاده میشود.
۲_ به نظر می رسد نا بجا استفاده کردن از نقد و انتقاد،یکی از شاخصهای اصلی سنتی بودن هر جامعه می باشد.
۳_احتمالا می شودازنقدوانتقاد درحوزه گفتمان سیاسی،اجتماعی یک جامعه تقسیم بندی جدید ارائه داد.
پیشینه تحقیق
به کتابخانه های دانشگاه تهران ،دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و دانشکده علوم اجتماعی و روانشناسی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز مراجعه کردم و بعد از بررسی فهرست منابع ،کتابهای زیر را مورد مطالعه قرار دادم.
ردیف نام کتاب نویسنده مترجم کدکتابخانه ای اثر
۱_نقد تکوینی گدمن لوسین محمد تقی غیاثی ۳N6G81DN

۲_نقد تئوری های انقلاب کارلوت پیتر ۸ الف۲ک/۴۹۱jC
3_نقد چیست منتقد کیست مسعود فراستی ۳۷F 1995 PN
4_ نقد دینداری و مدرنیسم محمد جواد لاریجانی ۳ L4R 5/0 190BP
5_ نقد روشهای تجربی و کمی در جامعه شناسی معاصر ۵۵ W 610 H
6_ نقد تحقیق در تاریخ معاصر ایران حسین ملکی ۳۵M 299 DS
7_ انتقاد شخصی واینگر هندری مهدی الوانی ۴W 74 C 637 BF
8_ انتقاد شخصی استوارت سیم ۷۴۶۵ C 637 BF

۹_ النقد ضیف شوقی ۳N3Z507PJ
10_ نقد کالر جاناتان ۶ ن ۶۲/۸۱ PN
11_ نقد فرهنگ اصطلاحات ادبی گری مارتین ۷G 5/44RPN
12_ نقددید گاهها¸زندگی و طنزها رهی معیری N5Z285A6565PK
13_ نقد و حقیقت (نقد فرانسه) شیرین دخت ۳۱۳ FAB 99PN
14_ نقد ادبی بلزی کارترین عباس مخبر ۴B810PN
15_ نقد ادبی عبدالحسین زرین کوب جستجو در اصول و روشها و مباحث نقادی با بررسی درتاریخ نقد و انتقادات ۳ Z 1 PNA
16_ نقد و انتقادات پوپر بر افلاطون و ارسطو علیرضا صدیقی ۴ص۹۴پ/۱۶۴۹B7
17_ نقد ایدئولوژی خسروی کمال ۷ ن۵ خ/۳/۸۲۳B
18_ نقد برنامه گوته مارکس. گارل ۷K35M2760RSHX
19_ نقد فلسفه هوی دیوید گوزنز مراد فرهادپور ۲۴H241BD
20_ نقد و نظریه مارلوزه هربرت رویا منسجم ۶M2984M945B 21- 21-نقد و نظریه هولاب رابر بشریه ۳H3G22HM
22_ نقد ادبی درشناخت ادبیات وجامعه مقاله نقد و بررسی بهروز تبریزی ۳T81DN
23_ نقدو الرجال مصطفی بن حسین تفرشی ۳۲T193028 RBP
24_نقدتاریخ وسیاست درروزگارایدئولوژی ریمون آرون نادرانتخابی
۵ E73A1018CT
25_ نقد تفسیری ۲۰مقاله_بارت ، رولان B580PN
علاوه بر کتابهای ذکر شده ،پایان نامه ها را نیز موردبررسی قراردادم بجزکتاب قدرت انتقاد سازنده وایزنگرکه مختصری در مورد انتقاد درون گروهی که در قالب روانشناسی اجتماعی مطرح شده بود . مطالبی در مورد بررسی جایگاه نقد و انتقاد در حوزه گفتمان سیاسی اجتماعی ایران وجودداشته باشدنیافتم. این مطلب بیانگربکر بودن موضوع تحقیق می باشد.
روش تحقیق :
تحلیل محتوی
تلاش شده نوع تفکر ، گفتمان و سلطه سیاسی اجتماعی جریانات فکری ایران بر اساس محتوی تیتر و مقالات روز نامه های جمهوری اسلامی بعنوان یکی از نمایندگان نظام

سیاسی اجتماعی ایران وکیهان بعنوان یکی از نمایندگان اصولگرایان و روز نامه سلام یا یاس نو بعنوان یکی از نمایندگان اصلاح طلبان تحلیل توصیفی و علیتی شود.
ابتدابرای اینکاردرجدول شماره ۵ شاخصهای که به گو یه های مختلف تقسیم می شوند راساختیم واین شاخصها از جوامع ساده به پیچیده کدگذاری شدندو سپس درجدول دیگر
گویه های موردنظررا به شاخصهای مشخص که شامل جوامعه سنتی ،سنتی_ نظم گراینه
،نظم گرایانه،تضاد،تضاد_ عقلانی و عقلانی تقسیم بندی کردیم تا فراوانی نسبی تیترها و مقالات روزنامه های مورد نظر در آنها قرار گیرند.
در مرحله بعد شاخصهای مورد نظر به دو قطب مثبت و منفی تقسیم شده اند
الف_ قطب مثبت شامل شاخصهای که بیانگر تفکر،گفتمان و سلطه عقلانی ، عقلانی _ تضاد وتضاد تیتر ومقالات روز نامه های مورد نظر بودکه باتوجه به مبنای نظری و نتایج گویه ها اصل رقابت را می پذیرند و به گفتمان انتقادی از رقیب را اعتقاد ندارند.
ب_ قطب منفی شامل شاخصهای که بیانگر تفکر، گفتمان و سلطه سنتی ، سنتی _ نظم گرایانه ونظم گرایانه،تیتر ومقالات روزنامه های مورد نظر بودکه باتوجه به مبنای نظری و نتایج گویه ها اصل رقابت را نمی پذیرند و گفتمان انتقادی از رقیب را دردستورکار خودقرارداده اند برای اینکه مقایسه جدولی انجام دهیم هرکدام ازتیترها ومقالات روزنامه های موردنظرراجداگانه باروش زوجهای مثبت ومنفی مقایسه می کنیم تا
الف_فرضه تحقیق را مورد سنجش قرار دهیم.
ب_ به تحلیل محتوی توصیفی داده های روز نامه مورد نظر دست پیدا کنیم .
ج_ در مورد تیتر مقالات روز نامه های مورد نظر تحلیل علی انجام دهیم.
فرمول Z = dfi ±
z± عبارت است از شدت رقابتی یا انتقادی بودن تفکر،گفتمان و سلطه حاکم بر تیترها و مقالات روز نامه مورد نظر می باشد .
Dfi عبارت است از قدر مطلق مقایسه زوجی شاخصهای منفی و مثبت که بین منفی و مثبت صد درجه متغیر می باشد.
n- تعداد سطر یا ستون مقایسه زوجی شاخصهای منفی و مثبت
درجه آزادی _۱۰۰±Z۱۰۰
نکته آخر اینکه ابتدا داده های جدولی بصورت مقیاس ترتیبی مرتب شده و سپس به مقیاس نسبی تبدیل شده است و تمام شاخصها از شدت یکسانی بر خوردار هستند.

فصل دوم
مفاهیم و اصطلاحات تحقیق

مروری بر تعریف نقد و انتقاد در لغت نامه ها و دایره المعارف

در ادبیات عامه و شفاهی فارسی نقد و انتقاد به صورت مترادف هم مورد استفاده قرار می گیرد . اما از نظر ادبیات کتبی این مفهوم با همدیگر تفاوت اساسی دارند . در این مقوله ابتدا مفهوم انتقاد و سپس مفهوم نقد مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
الف_مفهوم انتقاد
انتقاد یک واژه عربی است که در انگلیسی (( critical)) 1 یعنی انتقادی ، انتقاد آمیز، نکوهشگرانه وخرده گیرانه آمده است . درلغت نامه های فارسی انتقاد مفاهیمی مختلف به خود می گیرد از جمله درفرهنگ معین (( انتقاد معادل سره کردن ، نقد گرفتن پول ،
جداکردن خوب ازبدی هاخرده گرفتن،به گزینی مطرح شده) ۲ ودرفرهنگ لغت دهخدا انتقاد معادل (( نیست گردانیدن، نابودساختن ، تمامی چیزی را گرفتن ، به تمام چیزی را گرفتن ، استیفاء حق وشیر دوشیدن))۳ معنی شده واضافه می شود در لغت نامه دهخدا
(( نهی از منکربه معنی باز داشتن¸منع کردن،انکارکننده،خلاف امر،مترادف کلمه(انتقاد) در ادبیات فارسی است. )) ۴
همانطور که ملاحظه می شود انتقاد در تمامی معانی خود به صورت یک فعل امر منفی به کار رفته یعنی تلاش شده به عنوان یک فعل بازدارنده و بر اساس بایدونباید ها حدود و اندازه ها مشخص شود.
بر خوردهای کلامی انتقادی درحوزه روابط سیاسی،اجتماعی هر جامعه معانی خاص خود را دارد به طوری که شیوه انتقاد یکی از عوامل مرز بندی افکار و اندیشه های افراد و گروههای اجتماعی در یک جامعه می شود. که در جای خود در این موارد بحث خواهد شد .
ب_تعریف نقد
نقد نیز همانند انتقاد یک واژه عربی است که در زبان انگلیسی criti.cism)) )) 5 به معنی نقد ، هنر سنجی ،علم و اصول هنر سنجی ،مقاله ها ،خطابه ای انتقادی ،نکوهش ،عیب جویی ،خرده گیری و تنقید آمده است.
امادرلغت نامه های فارسی مفهوم نقدبرخلاف انتقاددرحوزه های وسیع تری بکار رفته از جمله نقدبه معناهای((جدا کردن دینارودرهم،سره ازناسره،بهای مال وغیره به هنگام خرید آن داده شود ،سکه فلزی وپول رایج،زر و سیم سره رایج،نقدکردن مالی را تبدیل به پول نقد و رایج کردن))۶
یادرآنچه درحال داده شودخلاف نسیه ،مال حاضروپول حاضروآماده،خلاف نسیه وعده و حواله))۷یا در کتب ادبی فارسی بارها از مفهوم نقد در زمینه های مختلف استفاده شده است به طور خلاصه به چند مورد از آنها اشاره می شود .
از او رسید به تو نقد صد هزار درهم
زبنده بودن او چون کشید شاد مال(عنصری)
گوید به نسیه نقد ندهد هر که نیک است اخترش
با زرق نفروشد تنش در دام خوش آرد سرش ( ناصر خسرو)
نسیه نده نقد اگر چند نیز
به خرما بود وعده و نقد خار( ناصرخسرو)
چمن حکایت اردیبهشت می گوید

نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بهشت(حافظ)
چون رفت آن نقد سیمین باز در سنگ
زنقد سیم شود دست جهان تنگ(نظامی)
نقدها را بود آیا که عیاری گیرند
نه هوصومعه داران پی کاری گیرند (حافظ)

هم از آن کس دهش نقد که اودادت
نقد او باید بردنت به بازارش (ناصر خسرو)
امروز با غم فزونترم از دی
وامسال به نقد کمتر از پارم(مسعود سعد)
نقدی که قدر بخشد چه قلب و چه رایج
لفظی که قضا راند چه سلب و چه ایجاب (خاقانی)
شبانگه چو نقدش نیامد به دست
زدلتنگی آمد به کنجی نشست(سعدی)
نقد خود را به کسی مسپار
که پشیمان شوی در آخر کار(اوحدی)
اما می ترسیدم که ازشهوت بر خاستن لذت
نقد را پشت پای زدن کاری دشوار است(کلیله ودمنه)
زآنکه صوفی در دم نقد است مست
لاجرم از کفر و ایمان برترست(مولوی)
چو نقدی را دو کس باشد خریدار
بهای نقد بیش آید پدیدار(نظامی)
هنگام مدح اودل مدحت کنان او
از بیم نقد اوبه هراسد ز شاعری(فرخی)
ما و شما را به نقد بی خودی در خور است
زآنکه نگنجد در او هستی ما و شما (نظامی)
دامن او به دست من روز قیامت افتد
عمر بنقد میرود در سر گفتگوی او (سعدی)

 

طبع که با عقل به دلالگی است
منتظر نقد چهل سالگی است (نظامی)
نقد حال خویش را گر پی بریم
هم زدنیا هم ز عقبی بر خوریم(مولوی)
دین سره نقدی است به شیطان مده
باده فغفور به سگبان مده (نظامی)

یک ذره غم تو خوشتر آید
از نقد حضور غمگساران(عطار)

دگر نقد شاهانه آنجا نیافت
ستوران رها کرد و آنجا شتافت(نظامی)
بزرگان که نقد صفا داشتند
چنین خرقه زیر قبا داشتند(سعدی)
نقد صوفی همه صافی بی غش باشد
ای بسا خرقه که موجب آتش
اضافه می شود در لغت نامه دهخدا ( معادل نقد را مفهوم امر به معروف را به کاربرد که اشاره به امر کردن به نیکویی است یادرتعابیرمردم فرمان دادن وتوجیه کردن مردم به نیکی است که سعدی می گوید.
مرا امر معرف دامن گرفت فضول آتشی گشت در من گرفت ) ۸
ج_تفاوت نقد و انتقاد در لغت نامه های فارسی
نکاتی که ازاین تعاریف به دست می آید:
۱_ نقددریک حوزه وسیع ازاقتصاد،سیاست،کلام،عرفان، نقدحال و… به کار رفته ولی از مفهوم انتقاد به صورت آشکار مستقیم کمتر استفاده شده
۲_ نکته اینکه انتقاد بیشتربایک فعل بکار رفته درحالی که نقد ازیک گفتمان نرمتری و وسیع تربرخوردار بوده بیشتر به صورت تفسیری و یا امر به نیکویی بوده است.
۳_ بر خلاف ادبیات شفاهی و محاوره ای ،امروزی تفاوت در ادبیات کتبی مفهام نقد و انتقادازنظرمکانی ،زمانی،فضا،دستوری و… به وضوح مشاهده می شود .
۴_ با اینکه بین مفهام نقدوانتقاد تفاوت اساسی مشاهده می شود ولی این تفاوتها ا

ز نظر کارکردی ، ساختاری و حتی تضادها به صورت مکانیکی یا همان سنتی پرداخته شده.
۵_نکته آخر اینکه در این رساله تلاش خواهد شد نقد و انتقاد با تعریف و تقسیم بندی مشخص علمی که بتواند از نظرکارکرد ، ساختار ، تضاد ،نظم اجتماعی موردمطالعه قرار گیرد.

فصل سوم
مبانی نظری

رابطه نقد و انتقاد با سیاست جامعه چیست ؟

همانطورکه در بیان مسئله مطرح شد . موتور حرکتی هر جامعه سیاسی و اجتماعی زبان گفتمان است که بصورت نقدوانتقاد توسط نخبگان احزاب سیاسی یا نخبگان گروههای فشارویاتوسط اندیشمندان وآگاهان هر جامعه مطرح می شود.
که نوع تفکرو سلطه هرکدام از این گروهها مسیرجامعه را از نظرگفتمان انتقادی یا نقد رقابت آورمشخص می کند.
که فصل پنجم این رساله بطور مفصل به این موضوع اختصاص یافته است.اما چار چوب نظری بررسی جایگاه نقدوانتقاددرحوزه گفتمان سیاسی اجتماعی ایران را باضمایر فاعلی ادبیات فارسی آغاز می کنیم.
نقد و انتقاد بر مبنای روابط اجتماعی در ادبیات فارسی
خمیر مایه اصلی علم جامعه شناسی را سه مفهوم انسان،روابط و جامعه تشکیل می دهد. و دانشمندان زیادی برای تعریف و شناساندن هرکدام از مفاهیم فوق تلاشهای زیادی کرده
اند. ازاین تعاریف می گذریم. اما این سه مفهوم مکمل همدیگر بوده وهستند.عدم وجود هرکدام ناقض دیگری است یعنی اگرانسان نباشد روابط وجامعه معنی نداردویا اگرروابط وحرکتی ازانسان سرنزند انسان مرده بیش نیست وهرگز جامعه مردگان شکل نخواهد گرفت.پس درشکل گیری یک جامعه علاوه بروجودانسانی روابط اجتماعی نیزبسیارمهم است.

دراین مقوله تلاش خواهدشدنقدوانتقادبعنوان یک پدیده روابط اجتماعی درحوزه گفتمان سیاسی واجتماعی ایران بررسی شود.ابتدا نوع روابط انسانی بر مبنای ضمایر اصلی ادبیات فارسی،نوع روابط و حوزه مطالعه آنها مختصرا تعریف وتوصیف خواهد شد .از آنجا که ضمایراصلی ادبیات فارسی شامل من،تو،او،ما،شماو آنها است که دراین میان من ،توو او ضمایر مفرد هستند و روابط فردی را می سازند در حوزه روانشناسی مورد مطالعه قرار می گیردوما، شماوآنها ضمایر جمعی هستندکه در این ضمایر روابط جمعی مطرح است در نتیجه در حوزه جامعه شناس

ی مورد مطالعه قرار می گیرد .
۱_حوزه رواشناسی گفتمان
۱_۱_ من((I))
دراین گفتمان روابط انسان درونی است یعنی انسان باخودش درارتباط است که میتواند خودش راتشویق ،ملامت،کنترل،تحقیر،توجیه، قدرتمند،ذلیل،…هزاران رفتار دیگر نسبت به خودش داشته باشد .
اسکینرچنین رفتاررا ((رویدادهای خصوصی)) یا رویدادهای که درون فرد رخ می دهد و مستقیما به مشاهده دیگران در نمی آیند))۹ عنوان می کنددرچنین ارتباطی فرض بر این است فردهرچه نسبت به رفتاردرونی خود عقلانی و ارگانیکی عمل کندهمانقدرمی تواند واقعیتهای اجتماعی اطراف خود رادرک کند ودر نتیجه به اصلاح امور خودش بپردازد و چنین رفتار اصلاحی را گفتمان انتقاد درونی که مستقیما با رفتار انسان در ارتباط است می نامیم و نتیجه آن سازنده تلقی می کنیم.
۲_۱_تو ((you))
دراین نوع گفتمان روابط انسانها رو در رو و یا رخ در رخ جلو همدیگر قرار می گیرند. ونسبت به همدیگرکنش متقابل انجام میدهندکه این کنشها به صورت موازی ودو طرفه ومستقیم می باشد . در چنین روابطی فرض براین است هرچه روابط عقلانی وارگانیکی باشد،گفتمان نقدصورت می گیردکه نتیجه آن رقابت سالم این دو کنش گر خواهد شد.

۳_۲_او((he،she))
دراین نوع گفتمان روابط انسانهارو درروی همدیگر قرار نمی گیرند وهمدیگررا ملاقات نمی کنند که نسبت به همدیگرکنش مستقیم انجام دهند،پس درچنین روابط ارتباط یک طرفه وغیرمستقیم است. دراین شرایط وقتی کنشی ازطرف یک کنشگرصورت میگیرد وفردغ

ایب نمی تواندبه آن کنش، واکنش نشان دهد ممکن است دچار مشکل شود و یا
یا آسیبهای دیگر ببیند و اصولا درمفاهیم دینی چنین رفتاری اگر درست باشد غیبت می گویند و اگردروغ نباشد تهمت تلقی می شود وهردومورد ازنظراسلام فعل حرام است در
این موردفرض رابراین می نهیم که چنین رفتاری،انتقاد یک طرفه غیر مستقیم و تخریب کننده شخصیت دیگران است.
۲_حوزه جامعه شناسی

دربحث ضمایرفردی مشاهده کردیم اصولا برخوردها وروابط به صورت فردی بوده می توانند درحوزه روانشناختی مورد مطالعه قرارگیرد . اما ضمایرجمعی ((ما،شما،آنها)) چون
ارتباط دونفروبیشتربه صورت گروهی مطرح است.درنتیجه تلاش خواهدشددرادامه بحث ازاین سه مفهوم ((ما،شما،آنها)) بیشتر استفاده شود . برای اینکه پایه اصلی شکل گیری گروه وجامعه روابط میان((ما،شما،آنها))می باشد.
۱_۲_ما((we))
دراین نوع گفتمان روابط متقابل مطرح می شود.ازویژگیهای چنین روابط(تماس مستقیم،
صمیمانه ورو در روی گروه با همدیگر ، پیوندهای عاطفی نیرومند ، پایداری و داوم و استحکام پیوندهای محبت میان اعضا و چنین گروه را بروس کوئن گروه خودی یا گروه مایی می نامند)۱۰
ازنظر تونیس جامعه شناس آلمانی (روابطی که براساس اشتراک اجتماعی صورت گیرد گماینشافت نامیده می شود که نشان دهنده پیوندهای نزدیک، صمیمانه وشخصی، علاقه

صمیمانه به رفاه همدیگر همکاری ورفاه متقابل مشخص می شود)۱۱
اما نکته ای که در چنین روابط اهمیت دارد ارتباط مستقیم و دو طرفه و برخوردی است یعنی اینکه در چنین روابطی کنش ها درگروه به صورت مشورتی و متقابل صورت می گیرد. پس فرض رابراین می گیریم نوع گفتمان در گروه ((ما)) یی براساس انتقادباشد تا اینکه نتیجه حاصله ، سازندگی درون گروهی را شکل دهد. نکته ای بایدکه به آن اشاره کرد اصولا در یک نظام اجتماعی گروه ((ما))یی حاکمیت را در دست دارد .

۲_۲_شما ((you))
دراین نوع گفتمان روابط نسبت گروه ((ما)) یی ارتباط دو طرفه ، مستقیم وموازی مطرح
است یعنی این دوگروه با افراد مشخص و مستقل درکنار همدیگربرای یک هدف اما با
روش مستقل تلاش می کنند.مثال: دو تیم فوتبال رقیب را در نظر می گیریم که در یک زمین باهمدیگر مسابقه می دهندکه هرکدام با روش خودش اماهردوبرای پیروزی تلاش می کنند مشاهده می شود در چنین بازی ارتباط دو طرفه،مستقیم و موازی یعنی در کنار هم می باشد . بدون اینکه درکارهمدیگر تداخل ایجاد کنند هرتیم دنبال موفقیت خودشان هستند از نظربروس کوئن چنین روابط ،گروههای بیرونی را شکل می دهند که (اعضای گروه بیرونی غالبا یکدست می نمایند .گروه بیرونی در چشم اعضای یک گروه خودی افراد با صفات متنوع به نظر نمی آیند ، بلکه بیشتر صورت یک گروه همگون جلوه می کنند.)۱۲

وازنظرتونیس چنین روابط نمایانگرجامعه است که به عنوان گز لشافت مطرح می کندو (ویژگی های جامعه گز لشافت رقابت،نفع شخصی،کارایی،پیشرفت و تخصص می باشد که درروابط گز لشافت نقشهای بسیار ساختارمند قراردادها، وظایف ومسئولیتهای اعضاء را تعیین می کنند.)۱۳
در این روابط عدم دخالت درکارگروه متقابل یک اصل اساسی می باشد .که در گفتمان سیاسی اجتماعی، هرجامعه تعیین کننده هست. چون در ارتباط ما و شما هر نوع انتقاد به منزل دخالت درکارگروه متقابل می باشد.درچنین ارتباط نقدعملی مهم است.یعنی اینکه گروه متقابل می تواند با تلاش وکوشش خواسته خود را بدون برخورد به گروه متقابل انتقال دهند . مثال در بازی فوتبال که دو گروه مقابل هم بازی می کنند به همدیگرنمی توانندبگویندخوب یابد بازی کنندبلکه بانوع بازی که می تواندسرعتی، قدرتی و … باشد تیم مقابل رابه واکنش وادارمی کنند .دراین زمینه دربحثهای نظری بیشترصحبت خواهد شد.
پس فرض را براین می گیریم نوع گفتمان دربین گروههای ما و شما به صورت نقد باشد و نتیجه آن اصل رقابت.
۳_۲_آنها((they ))
دراین نوع روابط نسبت به((ما)) ارتباط غیرمستقیم ویک طرفه است چون کنش گروهی که ازماسرمی زندوگروهی که حضور فیزیکی ویاحتی ارتباط کلامی با((ما)) نداشته باشد ارتباط دو طرفه وجود ندارد در نتیجه هرکنشی که ما انجام می دهیم درگفتمان سیاسی ، اجتماعی به عنوان یک انتقاد تخریبی است یعنی اینکه هرعملی وکنشی که گروه ((ما)) نسبت به یک گروه غایب که با ((ما)) هیچ هدف و روش مشترکی ندارد باعث آسیب پذیری گروه غایب می شودواین آسیب زدن درگفتمان سیاسی و اجتماعی آثار تخریبی داردمثال:ایران وآمریکا با همدیگر ارتباط سیاسی مستقیم ندارنددرنتیجه هرکنش سیاسی که ازطرف این دوکشورنسبت به همدیگر انجام شودعمل انتقادی است وتخریب کننده و چنین عملی را یا گفتمانی را انتقاد می نامیم که نتیجه آن تخریب کننده که اصولا در مورددشمن به کارمی رود.به طورخلاصه آنچه درمورد نقدوانتقادبرمبنای روابط اجتماعی درادبیات فارسی بیان شد درجدول زیرمطرح می شود.

جدول شماره۲تقسیم بندی ابتدای انواع روابط انسانها برمبنای ضمایرفاعلی ادبیات فارسی
حوزه مطالعه ضمایر نوع روابط نوع گفتمان نتیجه
روانشناختی

 

من I
تو you

او he،she مستقیم درونی
مستقیم،موازی و دو طرفه

غیر مستقیم و یک طرفه انتقادی
نقد

 

انتقادی سازنده
رقابت آور

تخریبی
جامعه شناختی

ماwe

شماyou

آنهاthe مستقیم دوطرفه و برخوردی

مستقیم،موازی ودو طرفه

غیر مستقیم ویک طرفه انتقادی

نقد

انتقادی سازنده

رقابت آور

تخریبی

آنچه ازتحلیل جدول بالا به دست می آوریم این است که ضمایر فاعلی به عنوان ابتدایی ترین شکل روابط درحوزه روانشناختی وجامعه شناختی قابل مطالعه می باشد که با توجه به موضوع پایان نامه از بحثهای روانشناسی صرف نظر می کنیم . اما مفاهیم حوزه جامعه شناسی را ادامه خواهیم

داد.واز طرفی هر یک ازاین ضمایر فاعلی انواع روابط بخصوصی را ارائه می دهند و از این روابط به خصوص نوع گفتمان نقد وانتقاد بد ست می آیدکه هرکدام درحوزه روانشناسی وجامعه شناسی نتیجه بخصوصی رادارند.این مطالب به عنوان پایه اصلی در چارچوب های نظری جامعه شناسی با دید تخصصی که مورد بررسی بیشترقرارخواهدگرفت.

گفتمان نقدوانتقاد سیاسی،اجتماعی دریک نظام اجتماعی براساس اصل راههاواهداف
در تبیین نظام اجتماعی همانطورکه دکتر تنهایی ۱۴ اشاره دارند . فکر تشکیل جامعه ازخردترین سطح تا کلان ترین آن وجودتعدادی از افرادی که به گونه ای مشترک کنش می کنند که لازمه

تشکیل چنین گروه اشتراک در سه معنی بنیادی تر است که عبارتند از :
۱_ نیازهای مشترک که بدون آن دلیلی برای تشکیل گروه وجود ندارد.
۲_ راههای مشترک که بدون آن رفتار گروهی که خصیصه دیگرگروه است وجود نخواهد داشت.
۳_اهداف مشترک که نبود آن سوگیری گروه را نا منظم و ویرانگر خواهد کرد.
راهها C.M
اهداف CG ___________________ نیازهاC.N
رابطه ی نیازها،راهها،اهداف
وازنظردکترتنهایی وجود اشتراک در هریک ا زاین سه پایه بین دویاچندگروه حاکی از فرهنگ واحد یا مجموعه اجماع شده ومنطقی است که بنای توافق وقواعداجتماعی راپی ریخته است.واین فرهنگ یا قواعد اجتماعی و همبستگی به وجودآمده خود ناشی از سه پایه اصلی شکل گیری گروههای اجتماعی است.
پس می توان براساس اصل راهها واهداف نوع گفتمان وروابط بین گروهها را نیز ترسیم کرد. همانطورکه مطرح شدبراساس کنش وگفتمان گروههای عمل کننده (ضمایرفاعلی جمعی)ممکن است سه نوع رابط بین گروهی بوجود آید.
۱_رابطه((ما ))یی :
۱- رابطه گروه((ما))یی که افراد این گروه نیازها،راهها و اهداف مشترک دارند. بحث را با یک مثال آغازمی کنیم تیم فوتبال َA از لیگ برترکشوررادرنظرمی گیریم. دراین تیم تمامی افراد از بازیکن گرفته تا مدیرعامل باشگاه به عنوان یک گروه با قواعد و قوانین اجتماعی وفرهنگ واحد تلاش می کنند که نسبت به نیاز گروهشان از راههای مشترک به هدفشان برسند. و در این گروه روابط افراد بصورت مستقیم ودوطرفه است. در سلسله مراتب این گروه تمامی برخوردهای تشویقی و تنبیهی اعمال می شودکه دربرخوردهای تنبیهی درون گروهی انتقادیکی از ابزارهای سازنده گروه می باشد.
درچنین وضعیتی زیرسوال بردن فردخطا کاریاعمل خطای گروهی جهت برطرف کردن خطا لازم وضروریست.مثال:وقتی که یک بازیکن دردرون زمین بدبازی کندیامشکلات دیگری به تیم ایجاد کندوظیفه سرمربی این نیست که بگوید آقای بازیکن خواهش می کنم بد بازی نکن. بلکه سریعا بازیکن مورد نظر را از زمین خارج می کند و بازی کن دیگری را جایگزین می کند تا تیم آسیب بیشتری نبیند این عمل خودش یک عمل انتقادی است و از طرف دیگر اگر در چنین گروهی صمیمیت وجود داشته باشدبجاست بازیکنان به خطاهای گروهی انتقادکنند تا اینکه با تلاش گروهی آن عمل خطا برطرف شود . البته چنین شرایط یعنی انتقاد سازنده فقط درگروههایی که سا باشد انتقاد پذیر نیستند و انتقاد را به منزله تخریب افراد یا عمل گروهی تلقی می کنند وکسی که درگروه انتقادکند اورا تردو برخورد های نامناسب با انتقادکننده انجام می دهند . به طور کلی انتقاد درگروههای عقلانی و حقوقی یک امر سازندگی است . و انتقاد عامل مهم پیشرفت گروههای عقلانی شده است ودرگروههای مبتنی بر سنت وارزشها وانتقادیک عامل تخریب کننده تلقی میشودجالب اینکه یکی ازعوامل عقب ماندگی های گروههای سنتی و ارزشی عدم انتقاد پذیری درون گروهی است.
۲_رابطه ((شما))

به گروهی گفته می شودکه تمام اشتراکات یک گروه را دردرون خود دارد. ولی نسبت به گروه ((ما))یک تفاوت اساسی داردآن این که وقتی گروه((ما))و شما نیازپیدا می کنند برای رسیدن به هدف مشخص با راههای مختلف دریک زمان ،مکان ودر فضای مشخص ارتباط برقرار کنند.
این راههای مختلف دقیقاجداکننده رابطه((ما))و((شما)) است. و همین راههای مختلف نوع گفتمان را نیزدربین گروههای((ما))و((شما))تغییرمی دهدکه این نوع گفتمان رابطه رقابتی به وجود می آورد. که این رقابت بین دوگروه ((ما)) و ((شما)) رانقد می نامیم برای فهم بهتر مطلب مثال:تیمA ((ما)) باشرایطی که مطرح کردیم همراه تیمB ((شما)) لیگ برتری،
نسبت به نیازی که درلیگ برتری داشتندباهدف نتیجه گیری اماهرتیم با راههاوروشهای خودش دریک زمان،مکان ودرفضای مشخص جهت انجام بازی رسمی واردمیدان مسابقه شده اند.دراین بازی ضمن آنکه هردوتیم همراه باسایرعوامل خودتلاش گروهی میکنند. ولی هردوتیم درارتباط موازی ومستقیم نسبت به همدیگرکنش و واکنش نشان می دهند واین عمل نوعی گفتمان عملی است که دوتیم بخاطرداشتن روش مستقل و متمایز ازهم کنار یکدیگربا نیازو هدف مشترک رقابت می کنند و این دوتیم اگرسوگیری عقلانی ، حقوقی داشته باشند نسبت به عملکردهمدیگر حق انتقاد ندارندو هیچ کدام از این تیم ها بازی بد یا خوب رقیب را زیرسوال نمی برد و یا معایب کارخودرابه گروه مقابل نسبت نمی دهدبلکه هرتیم خود انتقادی می کندتامعایب کارش برطرف کند.به عبارتی با انتقاد درون گروهی به سازندگی برسند . اما تیم هایی که سوگیری ارزشی سنتی داشته باشند.
عملکردخودرافرافکنی می کنند، عملکردضعیف گروه خودشان رابه حریف مقابل نسبت می دهندمثال وقتی که تیمی که باساختارهای سنتی وارزشی شکل گرفته،می بازد،باخت خودراباداورزمین نسبت می دهند وبهانه می آورند تیم مقابل وقت کشی کرده و هزاران دلیل دیگرمی آورندتابه ظاهرازانتقادات اطرافیان خودرهایی یابند.

اما در تیم هایی که سوگیری عقلانی دارند رقابت یک اصل است و با رقابت عملکردحریف راتحت تاثیر قرار می دهندورقیب رابه کنش مناسب وادار می کنند به طور کلی تیم های که سوی گیری عقلانی داشته باشندروابط وگفتمان میان گروهی براصل رقابت استواراست واین رقابت رامی توان به عنوان مفهوم((نقد))تلقی کرددرچنین شرایط رقابت یک اصل سازنده میان گروهی می شود و تیم هایی که سوی گیری ارزشی وسنتی داشته باشند روابط و گفتمان میان گروهی بر اصل انتقاد استوار است نه رقابت.
۳_رابطه ((آنها))

به تک تک گروههایی گفته می شودکه نسبت به گروه((ما))و((شما)) دریک زمان،مکان وفضای مشخص نیاز مشترک دارند اما هدف و راههای مشترک ندارند.
مثال درلیگ برترکشورچند تیم براساس نیازدورهم جمع شده اند تا یک گروه بزرگتررا شکل دهندکه در این گروه بزرگتر نوع گفتمان روابط رو د ررو نیست بلکه گفتمان وروابط غیرمستقیم ویک طرفه دارند . که این روابط غیرمستقیم و یک طرفه در میان تیم های لیگ برتری نوع گفتمان انتقادی رابه وجود می آورد. و ممکن است هرکدام ازتیم های لیگ نسبت به همدیگرواکنش نشان دهند.درنتیجه تیمی که نمی تواندکنشی ازخود نشان دهدمتضررخواهد شد. مثلا تیمهای A,Bدر یک زمان و مکان و در فضای مشخص بازی می کنند از طرف دیگر باسایر تیم های لیگ برتر نیز هم گروه هستند. این دوتیم هرنتیجه ایکه ازبازی خودکسب کنند،به طورغیرمستقیم برسایر تیم های لیگ تاثیرگذار هستند.همین تاثیرگذاری غیرمستقیم ویک طرفه راگفتمان انتقادی تخریبی می نامیم.
تبیین ارزشی مرتن برای گفتمان نقد و انتقاد گروههای سیاسی ، اجتماعی در یک نظام اجتماعی
این مطالب مقدمه بود برای تبیین مرتن از اشکال سازگاری روابط ونقد وانتقاددرگفتمان گروههای سیاسی ، اجتماعی یک جامعه ، برای این موضوعات . ابتدا نمایه ای از تبیین ارزشی مرتن)۱۵
برای این موضوعات مطرح شده ترسیم می کنیم و سپس هرکدام از داده های جدولی راتجزیه و تحلیل می کنیم.

جدول شماره ۳ تبیین مرتنی از اشکال سازگاری گفتمان نقد و انتقاد سیاسی،اجتماعی در یک نظام اجتماعی مبتنی بر عقلانیت
نتیجه نوع

گفتمان نوع روابط اهداف راهها نیازها اشکال سازگاری
گروههای اجتماعی
سازندگی انتقادی درونی + + + گروه((ما)) (همنواگرایان)
رقابت نقد موازی + – + گروههای((شما)) (نوگرایان)
تخریبی انتقادی

غیر
مستقیم – – + گروههای((آنها)) (واگرایان)

الف_گروه((ما))یی
گروه (( ما )) یی درگفتمان سیاسی ، اجتماعی یک جامعه معادل گروههای همنوگرایان یابهنجارها تبیین مرتنی ازاشکال سازگاری است.که گروه با نیازهاوراههای مشترک درچارچوب فرهنگ واحدوبا قواعدوقوانین سیاسی اجتماعی مشخص برای رسیدن به هدف مشخص تلاش
می کند.
در چنین گروهی روابط درون گروهی یک اصل اساسی می باشد که مرتن اعتقاد دارد:
(( بهنجارها ،همان اکثریت منقاد، مطیع و بهنجاری هستندکه درتمام ابعاد با فرهنگ کلی جامعه،همراه،همسازو مطابق اند. این گروه که تطابق گرایا همنواگرایان نامیده می شوند.
در رسیدن به اهداف مقبول جامعه از مسیرهایی مجاز خواهند گذشت و عرف وهنجاری راخواهندپذیرفت،که ازنظرنظام اجتماعی مسلط،مطلوب،مجازو مشروع شناخته شده است. این گروه را می توان تنها گروه((بهنجار))یا normol خطاب نمود)) ۱۶
اما درگروههای((ما))یی نوع روابط درونی و مستقیم می باشد ولی نوع گفتمان بر حسب تبیین ارزشی و بر،متفاوت خواهد بود.
مثال:دریک نظام اجتماعی حزبی را درنظرمی گیریم که حاکمیت رادردست داردی يا نلاش می کند به قدرت برسد.اگرچنین حزبی براساس عقلانیت شکل گرفته باشداعضای حزب ازرهبری گرفته تا به اعضای عادی حزب،تلاش می کنند ازنظرگفتمان با احزاب مخالف رقابت داشته باشند.
ولی درحزب خودنسبت به اهداف خود با گفتمان بهتر راهها و روشهای مناسب انتخاب کنند تا خطاهای حزب را به حداقل برسانند به عبارتی هر عضو بطور ارگانیکی وظیفه خاص خودرا انجام می دهد و در فرایند پیشرفت کار تلاش می کنند تاثیرگذار باشند و لیاقت خودرا نشان دهند و این مهم زمانی اتفاق می افتدکه گفتمان انتقادی بین اعضای حزب حاکم وجودداشته باشد . یعنی اعضای گروه به راحتی بدون ترس از همدیگر ، معایب درون گروهی راگوشزدکنندتابه سازندگی گروهی برسند.امارابطه درون گروهی حزب مبتنی برارزشها وسنتها باشد.اعضای حزب از رهبری گرفته تا اعضای عادی تلاش می کنند.ازنظرگفتمان نسبت به احزاب مخالف فرافکنی کنند،اکثرمشکلات خود را ناشی ازعملکرد حزب رقیب می دانند این درحالی است که احزاب ارزشی سنتی انتقاد درون گروهی را بر نمی تابدوآن را یک عمل تخریبی تلقی می کنند . شاید عمده دلیل این مسئله ناشی از روابط سنتی (مکانیکی) درون گروهی است که وظایف اعضاء به خوبی تقسیم نمی شود.منافع حزب درراستای هدف رهبری گروه می باشد ،عملکردها براساس شایسته سالاری تنظیم نمی شود.آن کس که عاطفه گرایی بیشتر داشته باشد، به منافع بیشتری می رسد. اصولا احزابی که

بر اساس گفتمان ارزشها و سنتها شکل گرفته باشد پیشرفت خوبی نخواهد داشت همیشه نظام اجتماعی را به چالش می کشانند به پیشرفت وعقلانیت گروههای رقیب بادیدحسادت وتنگ نظری می نگرد.به جای رقابت با سایر احزاب روش انتقادی و برخوردی را پیش می گیرند.اما جامعه ای که احزاب بر براساس عقلانیت شکل گرفته باشد رقابت میان احزاب یک اصل اساسی است .

ب_ گروههای((شما))
درگفتمان سیاسی ، اجتماعی یک جامعه معادل گروههای نوآوران تبیین مرتنی ۱۷ از اشکال

سازگاری است.
که چنین گروههایی در چارچوب فرهنگ واحد و با قواعد و قوانین مشخص سیاسی و جتماعی نیازدارند . برای رسیدن به هدف مشترک باراهها و روشهای مختلف با همدیگر رقابت کنند ولی نوع گفتمان این گروهها که روابط رودررو موازی دارندبرحسب تبیین ارزشی وبرمتفاوت خواهدبود. مثال: دریک جامعه عقلانی احزابی رادرنظرمی گیریم که یکی حاکم ودیگر احزاب تلاش می کنندبه حکومت برسند.هریک از این احزاب زمانی موفق خواهند شدکه در چارچوب فرهنگ واحد و قواعد و قوانین مشخص جامعه اصل رقابت را پیش گیرند و در فرایند رقابت ضمن تلاش عملی برای رسیدن به هدف مورد نظرشان باید حقوق شهروندی ۱۸ را که شامل حقوق مدنی،حقوق سیاسی وحقوق اجتماعی است رعایت کرده باشندکه حقوق شهروندی عبارت است از حقوق مدنی،حقوق سیاسی و حقوق اجتماعی.
۱_حقوق مدنی : به حقوق فرد وگروه درقانون اطلاق می شودکه شامل آزادی افراد برای زندگی در هر جایی که انتخاب می کنند ، آزادی بیان،آزادی مذهب،حق مالکیت و حق دادرسی یکسان دربرابر قانون.
۲_حقوق سیاسی : حقوقی است که افرادگروهها حق شرکت در انتخاب و انتخاب شدن داشته باشند و هیچ محدودیتی ازنظرجنسیتی و نژادی، مذهبی و نوع نگرش سیاسی اجتماعی نداشته باشند.
۳_حقوق اجتماعی:حقوقی است که افرادوگروهها حق دارند ازحداقل استاندارد رفاه اقتصادی ،امنیت جانی ، مالی ، شغلی ، بهداشت¬_درمان، تامین اجتماعی،حداقل حقوق و دستمزد بر خوردار باشند.
وقتی حقوق شهروندی رعایت شود گفتمان بین احزاب شکل می گیرد و این گفتمان به نقد عملی تبدیل می شود . یعنی این احزاب ضمن احترام متقابل به روشهای همدیگردر یک رقابت سالم همانند بنگاههای اقتصادی مبتنی بر عقلانیت تلاش می کنند در قبال کسب آراء مردم و رسیدن به منابع قدرت یا برای حفظ قدرت معایب عملکرد حزبی خودشان راکاهش دهند وکیفیت خدمات حزب خود را نسبت به مردم افزایش دهند . تونیس ۱۹ چنین روابط رانمایانگرجامعه گزلشافت می داندکه

ویژگیهای آن رقابت، نفع شخصی،کارآیی،پیشرفت وتخصص می باشد.پس وقتی بین احزاب رقابت سالم و مبتنی بر رعایت حقوق شهروندی باشد.باعث افزایش نفع گروهها ، کارآیی جامعه،پیشرفت علمی_اقتصادی_سیاسی_اجتماعی می شود،جامعه تخصصی ترمی شود،توانای های نهفته افراددرخدمت جامعه قرارمی گیردو…نکته جالب اینکه یکی ازعوامل اصلی شکل گیری احزاب

درنظام های اجتماعی،گفتمان نقدعملی است که بارعایت حقوق شهروندی که به اصل رقابت تبدیل می شود. بوجود می آمد .
ولی جامعه ای که روابط میان گروهی احزاب مبتنی بر تفکر ارزشی و سنتی باشد حزب حاکم جهت حفظ حاکمیت خود واحزاب دیگر جهت رسیدن به قدرت،به جای گفتمان نقدرقابت آور ازگفتمان انتقادی استفاده می کنند .که مهمترین دست آورد چنین رفتار میان گروهی قربانی شدن حقوق شهروندی است . یعنی اینکه حزب حاکم حقوق آزادی افراد_گروهها،آزادی بیان،آزادی مذهب،حق مالکیت،حق انتخاب شدن،امنیت جانی_ مالی_شغلی را به مخاطره می اندازد.
وازطرف دیگرحزب حاکم خودرا به عنوان انتخاب شونده وداوردربرابرانتخاب کنندگان قرارمی دهد تاحد اکثر استفاده شخصی را ازمنابع قدرت ببرد.
و احزاب مخالف نیز تلاش می کنندباگفتمان انتقادی خود تمامی خدمات مثبت احزاب حاکم که یک حقوق شهروندی است به باد فنا گیرند . نمونه بارزآن دولتهای حاکم بعد ازپیروزی جمهوری اسلامی ایران است. که اوج آن رادردوم خرداد سال ۱۳۷۷ مشاهده کردیم . پس چنین رفتاری در یک جامعه یعنی انتقاد میان گروهی باعث متضرر شدن گروههای سیاسی ، ناکارآمدی حاکمیت نظام اجتماعی، عدم پیشرفت و توسعه علمی _ اقتصادی_ سیاسی _ اجتماعی جامعه با توجه به پتانسیل های موجود،پایین بودن کیفیت خدمات ارائه شده به جامعه،ازبین رفتن توانای های نهفته افرادجامعه،فرار مغزهاو…میشود
نتیجه می گیریم استفاده ازگفتمان انتقادی به جای گفتمان نقدرقابت آورمیان گروههای سیاسی ، اجتماعی نظام اجتماعی که از فرهنگ واحد و قوانین و قواعد مشترک سیاسی واجتماعی استفاده می کنندیکی ازعوامل مهم سنتی بودن همان نظام اجتماعی است و این نابه جا استفاده کردن ازگفتمان نقد و انتقاد باعث عقب ماندگی و عدم توسعه سیاسی ،

اقتصاد،اجتماعی،فرهنگی و جمعیتی نظام اجتماعی می شود.
ج_ گروههای ((آنها))
درگفتمان سیاسی اجتماعی یک جامعه می توان براساس راههاواهداف مدل تبیین ارزشی مرتن شیوه سازگاری دیگری را نیز ترسیم کرد که به دو دسته عمده تقسیم می شوند.
۱_گروههای کنارروها:
این گروهها براساس نیازی که دارندفرهنگ واحدوقواعد وقوانین سیاسی،اجتماعی،جامعه راپذیرفته اندولی راههاواهداف گروه((ما)) باگروه حاکم را نمی پذیرند در نتیجه نوع گفتمان میان گروه  گروه حاکم تلاش میکند درچارچوب قواعدوقوانین اجتماعی حقوق شهروندی گروه کنارروها را محترم شمارد. یعنی اجازه داده می شودگروههای کنارروهاآزادی عمل،آزادی بیان، حق انتخاب شدن، حق انتخاب،روزنامه،متینگ،امنیت جانی_مال _شغلی ،تامین اجتماعی و…داشته باشد. چنین عمل باعث می شودگروه کنارروهاخود به خود منزوی شوند و هیچ بهانه ای برای ابرازوجود نداشته باشنددرنتیجه گروه کنار روها جذب حاکمیت می شود. ویاخلع سلاح سیاسی می شود.که این عمل گفتمان انتقادی منفی یاتخریب کننده عقلانیت، همانند سم بدون سروصدا وبدون اینکه هزینه کلانی پرداخت شده باشد رفتار گروه مقابل را تقلیل ونابودمی کند . اما در جوامعی مبتنی برارزشها وسنتها نوع گفتمان وروابط انتقادی ویک طرفه برقرارمی شودوهردوگروه تلاش می کنند همدیگر را بدون اینکه ارتباط مستقیمی که داشته باشندعمل همدیگرراتخریب کنند.درچنین جوامع اصولاحقوق شهروندی گروه کناررو ازنظرآزادی عمل،آزادی بیان،حق انتخاب شدن، روز نامه، امنیت جانی_ مالی_شغلی ، تامین اجتماعی و… ازطرف گروه حاکم نادیده گرفته می شود وگاهی حاکمان ارزشگرا گفتمان انتقادی سختی را بر علیه کنار روها را به تحرک وا دارد و یا جذب گروههای شورشی و یا بیگانگان کند و یا این گروهها دربرابرتحرکاتی خارجی که بر علیه فرهنگ وارزشها،هنجارهای جامعه صورت گیرد بی تفاوت باقی بمانند.مانندعملکرد مردم عراق در تهاجم آمریکا به کشورشان به خاطر عملکرد و گفتمان انتقادی مبتنی بر سنتهای دولت حاکم، مردم کناررفته و نسبت به سرنوشت ، فرهنگ و…خود بی تفاوت ماندنددرنتیجه آمریکا به راحتی عراق را اشکال کرد .
۲_گروه های شورشی:
گروهی هستند برحسب نیازی که دارندفرهنگ واحدجامعه مورد نظر را می پذیرند ولی علاوه بر راههاو اهداف نظام حاکم ، قواعد و قوانین اجتماعی جامعه را نیز رد می کنند.
درنتیجه گفتمان میان گروه حاکم وشورشیها یک طرفه وتخریبی خواه بودکه اصولا هر دو

گروه با تمامی نیرو و توان لازم بر علیه همدیگر اقداماتی انجام می دهند در مورد این گروه شورشی ازنظرنظام اجتماعی عقلانیت وهمچنین از نظر نظام اجتماعی سنتی رعایت حقوق شهروندی معنا ندارد.بلکه جهت سرکوب گروه مقابل باتمام قواواردعمل می شود تا آسیبهای بیشتر به جامعه کلان و فرهنگ واحد وارد نشود.
۳_گروه بیگانگان:
می توان گروه خارجیها را نیزدرنظر گرفت که نسبت به گروه اجتماعی ما فقط به خاطر نی

ازی که دارندروابط گفتمان انتقادی یک طرفه وتخریبی برقرارمی شودکه اصولادر هر دوجریان فکری عقلانی وسنتی همانندشورشیها رفتارمی شود. مثال: براساس نیاز و منافع مشترک در خاور میانه بین کشور های ایران وآمریکا یک روابط گفتمانی برقرار است امااین گفتمان یک طرفه وتخریبی می باشدهردوکشور تلاش می کند با گفتمان انتقادی تخریبی به همدیگر آسیب برسانندویاهمدیگررا ازمیدان خاور میانه بدرکنند.این درحالی است چنین رفتاربین دوکشوربا سایرکشور های دنیا برقرارنیست یعنی کشور های ایران وآمریکا بابسیاری کشورهای دنیا روابط انتقادی تخریبی ندارند. آنچه بحث شد می توان در جدول شماره ۴ خلاصه گردد.

جدول شماره ۴ اشکال سازگاری گفتمان نقد و انتقاد سیاسی اجتماعی در یک نظام اجتماعی بر مبنای عقلانیت و بر اساس ضمایر فاعلی
مثال نتیجه نوع گفتمان نوع روابط بوجود آمده اهداف راهها فرهنگ
قوانین
اجتماعی واحد
قواعد اجتماعی نیازها اشکال سازگاری گروههای سیاسی اجتماعی
یک حزب سیاسی،
تیم فوتبال و… سازنده انتقادی درونی + + + + + گروه ((ما)) یی
مبارزه انتخاباتی دو حزب یا جدال دو تیم فوتبال و … رقابت نقد
موازی
+

+
+
+
گروهای((شما))
حزب نهضت آزادی
و … تخریب یاانزوا انتقادی غیر مستقیم – – + + + گروه کنار روها

گروه های
منافقین تخریب یا نابودی انتقادی غیر مستقیم – – – + + گروه شورشی آنها
آمریکا با ایران تخریب یا دشمنی انتقادی غیر مستقیم – – – – + گروه بیگانگان

 

دیدگاه ساخت اجتماعی در مورد گفتمان نقد و انتقاد سیاسی اجتماعی
کلمه ساخت(structure)ازکلمه لاتینs tractura و از فعل straere به معنی ساختن وبناکردن گرفته شده است درقرن نوزدهم هربرت اسپنسر این واژه را از زیست شناسی وام گرفت)۲۰
(دورکیم ازساخت ریخت شناسی گروه سخن می گویدومارکس بحث راساخت (روبنا) وزیرساخت (زیر ساخت) را مطرح می سازد)۲۱
(ماکس وبر،ساخت اجتماعی راطرح منطقی روابط انتزاعی که شالوده یک واقعیت را تشکیل می دهد)۲۲
ازنظرغلام عباس توسلی (( هرگاه میان عناصرو اجزای یک مجموعه کلیت ان موردنظراست،رابطه ای نسبتا ثابت وپابرجابرقرارباشد،به مفهوم ساخت می رسیم ازاین رو،ساخت دارای دووجه خواهدبود . یکی متشکل از عناصر تشکیل دهنده آن و دیگر روابط ثابتی که عناصر ساختی را به یکدیگر مر تبط می سازد)) ۲۳
اما هرکدام از این گروهها در ساخت کلی جامعه در عین رابطه نسبتا پایدار و به صورت ارگانیکی مکمل همدیگرمی باشند.یعنی موجودیت همدیگر را تکمیل می کنند.
مقایسه ساخت اجتماعی نقدوانتقاد با نظریه ساخت لوی اشتروس ازنظر لوی اشتروس ساخت دارای سه خصلت اساسی است.
۱_ساخت همچون منظومه بانظامی است که دگرگونی هرجزآن موجب دگرگونی اجزاء
می شود.
۲_هرساختی می تواند به صورت نمونه های فراوان دیگر از نوع خود تجلی کند.
۳_ساخت،خاصیت پیش بینی دارد.یعنی براین اساس می توان پیش بینی کردکه اگردر یک یاچندعنصرازعناصرساخت تغییراتی پدیدآید،درکل ساخت چه واکنشی پدیدمیآید.
اگرگفتمان نقدوانتقاد را با نظریه لوی اشتروس مقایسه کنیم نتیجه زیر حاصل می شود .
الف : گفتمان نقد وانتقاد از اجزاءمختلف(( انتقاد سازنده¸نقدرقابت آور و انتقادتخریبی)) وباکارکردخاص پدیدارمی شوند.و در یک نظام اجتماعی با هم پیوسته می باشند
ب : تغییر درهرکدام از عناصرگفتمان باعث تغییردردیگر عناصرگفتمان می شود .
ج : پیش بینی نوع گفتمان نسبت به تغییرات در اجزاء گفتمان در آینده امکان پذیر می باشد.پس مشاهده می کنیم گفتمان نقد و انتقاد در میان گروههای سیاسی اجتماعی یک نظام اجتماعی،کلیتی هست که ازاجزاء مختلف((ما، شما،انها)) تشکیل شده و در میان این گروهها

رابطه نسبتا ثابت و پایداری برقرار است . بدین معنی که همانطور که در بحث اصل راههاواهداف گفته شددریک نظام اجتماعی گروههای سیاسی اجتماعی طوری یار گیری می کنندکه عناصرتشکیل دهنده((ما،شما،آنها)) وجودداشته باشدو رابطه از طریق گفتمان نقد و انتقاد میان این عناصر تشکیل دهنده برقرار شود.

ازنظردکترتوسلی ((روابط ساختی روابطی هستند میان گروههایی که یک نظام را تشکیل می دهندبنابراین¸منظور مااز ساخت،ترکیب سازمان یافته گروههاست . ساخت اجتماعی یک گروه با مردم،نظام ساختارهای جدا از هم اما متداخل آنهاست)) ۲۵
همانطورکه دراصل راهها و اهداف بیان شد .در یک نظام سیاسی واجتماعی براساس نوع گفتمان گروههایی شکل می گیرند و این گروهها نسبت به منافع خودشان با همدیگر دارای رابطه نسبتا

پایداری برقرارمی کنندکه ممکن است این روابط مثبت یا منفی باشد.
بازلغت نامه دیگری ساخت را چنین تعریف می کند.
((ساخت اجتماعی یعنی آن دسته از روابط اجتماعی بنیادی که شکل اساسی هرجامعه را تعیین کرده ومحدوده سازمانی ومشروع افراد رابرای کنش اجتماعی تعریف می کند))۲۶ اگر گفتمان نقد و انتقاد را با این نظریه مقایسه کنیم خواهیم دید. روابط اجتماعی که از گفتمان میان گروههای ((ما،شما وآنها)) حاصل می شود شکل اساسی یک جامعه سیاسی را تعیین می کندو محدوده سازمانی و مشروع گروههای سیاسی اجتماعی را ممکن است با سه حالت کنش مستقیم انتقاد سازنده،کنش مستقیم نقد رقابت آوروکنش غیر مستقیم انتقادی تخریبی دریک فرهنگ واحدباقواعدو قوانین اجتماعی تعیین شده مشخص نماید.
پس بطورکلی ازنظرساخت اجتماعی گفتمان نقدوانتقادبرمبنای ضمایرفاعلی، گروههای ((ما،شماو آنها))که اجزاء گروههای سیاسی اجتماعی یک جامعه راتشکیل می دهندو این اجزاء دریک جامعه دارای روابط نسبتا پایداری هستندوهرتغییردر هر کدام از این اجزاء صورت گیرد برسایراجزاءتاثیرگذارهست وساخت چنین جامعه خاصیت پیش بینی دارد. یعنی اگر در یک یا چند عنصر از عناصرساخت شبکه گفتمان تغییراتی پدید آید درکل ساخت شبکه گفتمان چه واکنشی پدید می آید.
دیدگاه کارکرد اجتماعی در مورد گفتمان نقدوانتقاد سیاسی، اجتماعی
ابتدا معنی و مفهوم کارکرد در جامعه شناسی را از دید صاحب نظران بررسی می کنیم و تفکر کارگرایانه،در اصل به وسیله کنت که آن را رابطه نزدیک با دیدگاه کلی جامعه شناسی خوددیدمعمول گردید. نیز تحلیل کار کردی را به عنوان بخش اساسی ازوظایف نظریه پردازی وپژوهش جامعه شناختی تلقی می کرد. اما ظهور کارکردگرایی در شکل امروزی آن به شدت از مطالعات مردم شناسان تاثیر پذیرفت))۲۷
ازنظردکترتنهایی((مهمترین خصوصیت تعریف کارکرد همان فایده ونتیجه ای است که یک واقعه ای اجتماعی برای مجموعه ساخت یا نظام اجتماعی درپی دارد))۲۸
وازنظرمرتن((تحلیل کارکردی یک پدیده وجود یک پدیده یا انجام یک فعل را با میزان فواید و نتایجی که دارد به حساب می آوردیعنی سهمی که در حفظ ثبات در کل جامعه به عهده می گیرد)) ۲۹
گروههای سیاسی اجتماعی که روابط آنها در ساختار اجتماعی یک جامعه منطبق بر عقلانیت باشد اصولا به فایده وکارکردهای نقدوانتقاد واقف هستندتلاش می کنند انتقاد درون گروهی تحقق پیداکندچون کارکردسازندگی درون گروهی دارد و عملکردرقیب یاگروه(( شما ))که منافع مشترکی دارند را نقد عملی می کنندکه ازکارکردهای آشکار و پنهان رقابت که منجربه رونق و پیشرفت می شود استفاده کنند . وگروههای (( ما ))ی و ((آنها))که با همدیگر راهها اهداف مشترک ندارند

سعی می کنند همدیگر را با انتقادات تخریبی نا کار آمد کنند.
اماگروههای سیاسی اجتماعی که روابط آنها در ساختار اجتماعی یک جامعه منطبق بر ارزشها وسنتها باشداز فایده وکارکردهای مفید نقد و انتقاد آگاهی کمتری دارند. معمولا انتقاددرون گروهی را برنمی تابندومنتقدین درون گروهی راکجروی وهنجارشکنی تلقی می کنند .و اصولا مقابل گروههای (گروه شما ) به خاطر ناتوانی دررقابت انتقاد تخریبی می کنندوبه عبارتی مشکلات ناشی از ناتوانی خود فرافکنی می کنند تا درسایه کارکرد انتقادتخریبی نفسی تازه کنند. نکته جالب این که چنین عملکردیعنی فرا فکنی مشکلات ازطرف گروههای(نخبگان)حاکم نسبت به

سایرگروهها جامعه ازشدت بسیاری برخوردار است نمونه بارز این مسئله دولتهای گذشته و حال جمهوری اسلامی ایران است هرکجا کم آورده اند ادعا کرده انددیگران نمی گذارندکار کنیم.که این مسئله یعنی نا کار آمد بودن گروههای مدعی که ربطی به مانع تراشی دیگر گروههای سیاسی ندارد اما از نظر راد کلیف براوان۳۰ (برای هرکارکردی سه اصل وجود داردکه عبارتند از :
۱_ اصل وحدت کارکردی : عبارت است از یکپارچگی و هماهنگی همه عناصر سازنده نظام اجتماعی که اختلاف همیشگی را کنار می گذارد.

۲_ اصل عمومیت کارکردی: نه فقط همه چیز درکل به خوبی کار می کند.بلکه عموم چیزها در داخل به خوبی کار می کند بلکه عموم چیزها درداخل این کل کاری برعهده دارندیعنی همه چیز درداخل نظام جامعه کارکردی است.
۳_ اصل ضرورت کارکردی : یعنی نیاز نظام به کلیه کارکردهایی است که توسط عناصر متشکله آن انجام می شود و نمی توان از آن صرف نظر کرد هر چند کار کردی در رابطه باسایرکارکردها به حفظ وضع موجود کمک می کند. با توجه به نظریه رادکلیف براون درگفتمان نقد و انتقادسیاسی اجتماعی (( ما،شما،آنها )) به عنوان عناصرسازنده یک نظام اجتماعی وحدت کارکردی دارند.یعنی درقالب فرهنگ واحد و قوانین وقواعدسیاسی،اجتماعی هماهنگ شده وازیک پارچگی برخوردا هستند . تا اینکه بتواننداختلافات همیشگی که ناشی ازعدم وحدت درکارکردهامی شود را کناربگذارد .تا همانند ارگانیک بدن انسان هریک ازعناصرسازنده نظام سیاسی اجتماعی کارکردعمومی داشته باشندوضرورت ایجاب می کندکارکردجزء به جزءگروههای سیاسی،اجتماعی که فرهنگ واحد،قواعد و قوانین نظام اجتماعی را قبول کرده اند احترام گذاشته شود . البته نا گفته نماند که در نظام اجتماعی مبتنی برارزشهاوسنتها اصو لادرگفتمان نقدوانتقادگروههای سیاسی

اجتماعی حاکم((ما)) سایرگروههای سیاسی اجتماعی را جزو عناصرسازنده نظام اجتماعی قبول نمی کننددرنتیجه چنین جامعه دچار ناهماهنگی وعدم وحدت کارکردی می شود . واز طرفی گروههای سیاسی اجتماعی حاکم (( ما)) کارکرد عمومی سایرعناصرسازنده نظام اجتماعی رافقط درراستایی منافع خودقبول دارند.وآگاهانه وآشکارا حقوق شهروندی سایرعناصر سازنده نظام اجتماعی را نقض می کنند.البته علاوه بروحدت،عمومیت وضرورت کارکردی که دریک نظام اجتماعی وجود داردمی توان به کارکردهای آشکاروپنهان نیز اشاره کرد.
ازنظرمرتن (کارکردهای آشکارکارکردهایی هستند که برای شرکت کنندگان در نوع ویژه ای ازفع

الیت اجتماعی شناخته شده ومورد انتظار است.کارکردهایی پنهان نتایج آن فعالیت هستند که شرکت کنندگان از آن آگاه نیستند)۳۱
درگفتمان نقد و انتقاد یک نظام سیاسی و اجتماعی چنین حالتی وجود دارد . یعنی در نظامهای سیاسی اجتماعی گفتمان نقدوانتقادکارکردهای آشکاروپنهان داردمثال: در یک نظام سیاسی اجتماعی عقلانی وقتی انتخابات صورت می گیرد عناصر سازنده نظام تلاش می کنندباگفتمان نقدو انتقاد آراء مردم رابه نفع خودشان جذب کنندکه این عمل کارکرد آشکارگفتمان نقدوانتقاد است اما درهمین انتخابات نظام سیاسی اجتماعی حاکم به تمام عناصر سازنده نظام اجازه می دهد درگفتمان نقد و انتقاد شرکت کنند . و نقد و انتقادات خود را به راحتی بیان کنند. عقده های درونی خودشان را تخلیه می کنند. همین خالی کردن عقده های درونی ازکارکردهای پنهان گفتمان نقد و انتقاد می شود.
دیدگاه نظم اجتماعی در مورد گفتمان نقد و انتقاد سیاسی ،اجتماعی
ازاینکه گفتمان نقدوانتقاد سیاسی اجتماعی از سوی گروه ((ما)) یاگروه حاکم که به نظم اجتماعی اعتقاد دارند . به عنوان مسائل مغایر با هنجار ، ارزشها و هدفهای فرهنگی نظام می دانند . اعتقاد دارند گفتمان نقد و انتقاد مورد سوء استفاده قرار می گیرد . و خیلی از عملکردهارا زیرسوال می برددرنتیجه این عملکردها باعث عدم توسعه اجتماعی،اقتصادی ،فرهنگی وسیاسی می شود.
ازنظرنظام اجتماعی نقد وانتقاد یک مسئله سیاسی اجتماعی است چون نظم موجود سیاسی جامعه را برهم می زند.نبایدآدمها باخود سری خودشان ارزشها وهنجارهای جامعه رادرهم کوبند بلکه تمام افرادجامعه طوری نقدوانتقاد کنند که از فیلترهای حکومت بگذرند.
ازنظرنظم اجتماعی باید به خاطر ایجاد تعادل و توازن در جامعه با منتقدین نا هماهنگ بر خورد شود .چون تنها نقد و انتقاد نیست که منتقدین انجام می دهند بلکه از این منتقدین بیگانگان ویامخالفین نظام وحاکم،سوء استفاده می کنندبا تحریک افرادگروههای سیاسی اجتماعی ضعیف النفس و فرهنگ باخته هویت سیاسی اجتماعی نظام اجتماعی را بر هم می زنند.
وقتی نظام اجتماعی آسیب ببیند در نتیجه مشکلات جدید پیش می آید از جمله حرمت مسئولین نظام حاکم آسیب می بیند.
دردیدگاه نظم اجتماعی این مسائل را سلسله وار به همدیگر ربط می دهند و عقیده دارند نباید اجازه دادگروههای سیاسی اجتماعی که باگروه سیاسی اجتماعی حاکم راه مشترک ندارند. در نظام اجتماعی مشارکت و یا رقابت سیاسی داشته باشند چون اعتقاددارندچنین گروههایی به نظام حاکم لطمه جبران ناپذیرمی زنند.در نتیجه هر گفتمان نقدوانتقادی را بر نمی تابند به این خاط

ر ابتدا تلاش می کننددریک نظم آرام ومنطقی به صورت آمرانه گروه (شما) را هدایت کنند اگر جواب نداد به صورت جدی وخشونت بار با گروههای (شما) یا رقیب برخورد می کنند.وآنها را تا آنجا که امکان دارد با انواع ترفندها ازجمله اتهامات واهی،انگ ضد نظام ، انگ وابستگی به خارجیان و… از صحنه رقابت بدورکنند تا اینکه نظم اجتماعی تعریف کرده اند آسیب نبیند. برهمین اساس است که کانال های نظارتی به صورتی هرم از بالا به پایین شکل می گیرد . و این کانالهای نظارتی فضای بیشتری از روابط سیاسی اجتماعی گروه سیاسی (ما) حاکم با گروه (شما)یاگروه رقیب راپوش

ش دهدوتا آنجاکه زمان،مکان وفضا اجازه دهد برای گروه سیاسی اجتماعی رقیب تمامی ابزارهای گفتمان نقد و انتقادکه شامل تریبون آزاد ، روزنامه ، رادیو ، تلویزیون، کرسی دانشگاه،متینگ،درکشورهای اسلامی سنگر نمازجمعه و… را محدود می کند. در نظرنظم اجتماعی گاهی برخلاف واقعیتهای اجتماعی (ارزشها،هنجارها،مذهب و فرهنگ واحد) قوامین متعددی راوضع می کنندتارقیب رابیشترکنترل سیاسی کنند به عنوان مثال در عضی ازنظامهای اجتماعی سن رای دهندگان درانتخابات درعرض چندسال چندین بار دستخوش تغییر می شود.
در نظریه نظم اجتماعی در طول تاریخ کسی با منتقدین گروه حاکم مبارزه کنند . بسیار ارزش پیدامی کندچون منتقدین نظام اجتماعی راعامل دشمن می دانند که می خواهند بر امنیت جامعه آسیب بزنند در این دیدگاه جامعه را دستگاه منظم می دانند که از اجزا هماهنگ وبا ارزش ساخته شده نباید منتقدین دربرابرتعادل وتوازن این دستگاه حکومتی قرارگیرند . بلکه همه گروههای سیاسی اجتماعی وظیفه دارند از نظم موجود محافظت و نگهداری کنند . در این نظریه مهم نیست بر سر حقوق شهروندی گروههای سیاسی ، اجتماعی رقیب (نقد گرا) چه بیاید.مهم آن است نظم موجود ونهادحکومت آسیب نبیند. در نظریه نظم اجتماعی کسی دست به گفتمان نقد و انتقاد بزند مورد تنفر و غضب نظم
اجتماعی قرارمی گیرد . در نتیجه می گویند نبایدگروههای سیاسی ، اجتماعی دست به نقدوانتقادسیاسی اجتماعی بزنند چون چنین عمل مخل امنیت جامعه می شود.
بطورکلی درنظریه نظم اجتماعی کسی که در برابر نظام حاکم نقد وانتقاد کند یک عمل مجرمانه انجام داده،امنیت ونظم جامعه را بر هم زده . باید با این پدیده ابتدا آمرانه و در مرحله دوم باخشونت شدیدبرخورد شود تا نظم اجتماعی بر هم نخورد واگرگفتمان نقد و انتقادی صورت گیرد باید به صورت مشروط که آن را نظام اجتماعی حاکم تعیین کند پذیرفتنی است.

دیدگاه تضاد یا انتقاد اجتماعی درمورد گفتمان نقدو انتقاد سیاسی و اجتماعی
نظریه انتقاد اجتماعی می گوید وقتی در یک نظام اجتماعی گروه((ما))یا گروه حاکم به گروه((شما))که خارج از حاکمیت نظام هستند اجازه رقابت و فعالیتهای سیاسی اجتماعی ندهد این حق مسلم طبقه خارج ازحاکمیت نظام است که بافعالیت خود یک طبقه خاص بوجود آورند . وقتی این طبقه خاص شکل گیرد تلاش می کند با گفتمان نقد و انتقاد ارزش ها وهنجارهای طبقه حاکم رادرهم شکندوبرای گروه خودشان ارزشهاوهنجارهای نوع بسازند. در این مسیرکوشش

 

می کنند از ابزارها و امکانات موجود در محیط زندگی خودکه شامل نشریات،متینگهای سخنرانی،کرسی دانشگاه تحصن وشورش خیابانی و… به نحواحسن استفاده کنند.تا نتوانند،درمسیرتاریخی،خودرادرنظام اجتماعی به گروه حاکم مسلط کنند. و این عقب ماندگی خودشان را جبران کنند. برهمین اساس است برخلاف گروه حاکم برای گروه ((شما)) خارج ازحکومت گفتمان نقد و انتقاد یک مسئله سیاسی اجتماعی نیست بلکه یک امر واجب تلقی می شود.که با افتخارتمام دست به گفتمان نقد وانتقادسیاسی اجتماعی برعلیه گروه حاکم ((ما)) درنظام اجتماعی می زنند. و گاهی هزینه سنگین عمل خودکه حبسهای طولانی است تقبل می کنند.وحتی درگفتمان نقد و انتقادگروههای سیاسی اجتماعی غیرحاکم،نوعی انتقام جویی از گروه حاکم مشاهده می شود.
ازنظرانتقاد اجتماعی در جوامعه انسان مالک ابزارها و امکانات گفتمان و انتقادات است. برای این که به اهدافش دست یابد،ناگزیر است ازفرهنگ واحد،قواعد وقوانین اجتماعی نظام اجتماعی و از روابط سلطه سیاسی نظام و حاکم طبعیت کند وآرمانها جهت نیل به نوعی دلیل سازی ومشروعیت بخشی به آن ساختارها نظام اجتماعی درنظربگیرد و پایبند باشد.
ازنظرانتقاداجتماعی گروههای سیاسی اجتماعی باید تلاش کنند وآنچه تشخیص می دهند انجام شود. چون ا نسان خود آفرین وجامعه آفرین است.پس گروههای سیاسی اجتماعی با گفتمان نقدو انتقادمی تواند سرنوشت گروه خودشان را عوض کنند می گویند وقتی طبقه حاکم از منزلت اجتماعی،قدرت،اقتدار،امکانات،ثروت و…نظام اجتماعی استفاده می کنند.ماچرااز این محبتهای نظام اجتماعی استفاده نکنیم.
ازنظرانتقاداجتماعی گروههای سیاسی اجتماعی سرنوشت خودرافقط باگفتمان نقد وانتقاد نمی توانندعوض کنند. و برخلاف نظم گرایان اصلا” گفتمان نقدوانتقاد تخریب نخبگان حاکم نظام اجتماعی مفهومی ندارد.بلکه گفتمان نقدو انتقاد را در یک امر واجب و ابزار بسیار برنده می دانندکه محیط زندگی سیاسی و اجتماعی ازطریق فرهنگ واحد،قواعد و قوانین به آنها داده است.تا بتواندحقوق شهروندی ازدست رفته خودرا ازگروه حاکم نظام اجتماعی باز پس گیرند.ازطرف دیگردیدگاه انتقاد اجتماعی اعتقاد دارنداگر طبقه حاکم در فکر گروههای غیرحاکم بودند واجازه می دادند ازحقوق شهروندی نسبی خود (یعنی آزادی فردی،آزادی بیان،آزادی مذهب، حق مالکیت،حق دادرسی یکسان در برابر قانون ، حق انتخاب ،حق انتخاب شدن رفاه اقتصادی ، امنیت جانی،مالی _ شغلی، بهداشت_ درمان،تامین اجتماعی حداقل حقوق ودستمزد،داشتن روزنامه¬¬_تریبون آزاد_ رادیو_ تلویزیون _متینگ سیاسی و…) بهتر استفاده کنند. امروزه گروههای غیرحاکم با اندک ابزارو امکانات گفتمان نقد و انتقاد هنجارها و ارزشهای طبقه حاکم درنظام اجتماعی رادرهم نمی کوبیدند وبرای براندازی طبقه حاکم نظام اجتماعی تلاش نمی کردند و رودرروی گروه حاکم نمی ایستادند،چهره های شاخص حاکمیت راتخریب نمی کردند نظریه انتقاد اجتماعی اعتقاد دارد این مفهوم گفتمان

نقد و انتقاد از طرف طبقه حاکم نظام اجتماعی به طبقه غیرحاکم نظام اجتماعی تحمیل شده تا از طریق اتهامات واهی ازجمله،انگ ضد نظام ،انگ وابستگی به خارجیان،انگ براندازبودن و…گروه رغیب را بهتر کنترل کنند. تا بتوانند منافع و قدرت گروه حاکم در نظام اجتماعی را حفظ کنند. ازنظرانتقاد اجتماعی نبایدبامنقدین سیاسی اجتماعی برخوردتندصورت گیردبلکه باریشه هایی که باعث بی نظمی درنظام اجتماعی می شودبرخورد شود.که به اعتقاد نظریه انتقاد اجتماعی ریشه تمامی بی نظمی سیاسی اجتماعی نظام اجتماعی ناشی از همان طبقه حاکم است که با قدرت وثروت به دست آمده تلاش می کنند حقوق شهروندی سایر گروهها را نادیده بگیرند واعتقاد دارند اگر حقوق شهروندی سایر گروهها محترم شمرده شودو اصل و رقابت جایگزین حذف وبرخوردهای سیاسی اجتماعی شود.
دیگر نیاز نیست نظم موجود بر هم زده شود و طرح جدید ارائه گردد . اما نظریه انتقاد اجتماعی اعتقاد دارند چون طبقه حاکم نظام اجتماعی ، بدلایل مختلف از جمله ثروت اندوزی ، قدرت طلبی ، تمامیت خواهی ، تنگ نظری ، نا توانی در ارائه و عمل کردن برنامه های جدید و مردم پسندو … نمی توانند اصل رقابت را بپذیرند و جایگزین حذف و برخوردهای سیاسی اجتماعی کند .
در نتیجه بایدنظم موجود به هم ریزد تا از نوع طرح جدید ارائه شود .در این نظریه جهت جلب آراء سایرمنتقدین برای براندازی گروه حاکم نظام اجتماعی به گفتمان نقد و انتقاد سایر گروههای خارج ازحاکمیت نظام اجتماعی عکس العمل نشان داده نمی شود.به این خاطرگاهی جهت براندازی گروه حاکم سلطه طلب ،گروههای چند گانه شکل می گیرد .ازطرف دیگر نظریه انتقاد اجتماعی تفسیر می کندومی گوید گروههای سیاسی اجتماعی غیرحاکم درفرایندیک عمل اجتماعی مانند انتخابات،انقلاب تلاش کنندبه سطح همدیگر برسندوجهت رسیدن به سطح همدیگر نیاز است ساختارهاو سازمانهای اجتماعی که طبقه حاکم بوجود آورده در هم ریزدواز نوع ساختاروسازمانهای جدید به وجود آید.
دردیدگاه انتقاد اجتماعی گروههای سیاسی اجتماعی آزادهستنددست به فعالیت و رقابت بزنند تا این که حقوق شهروندی از دست رفته خود را به دست آورند.تا از دردورنج که گروههای حاکم نظام اجتماعی به آنها تحمیل کرده بود التیام یابند در این نظریه گروههای سیاسی اجتماعی منتقد را آسیب دیدگان سیاسی اجتماعی تلقی می کنند به همین خاطرتوصیه می کنندبامنتقد گروه حاک

م نظام اجتماعی به صورت بیماران نظام اجتماعی برخورد شود . و در نتیجه برای راه حلهای درمانی ارائه شودکه بهترین درمان همان به رسمیت شناخته شدن حقوق شهروندی گروههای سیاسی اجتماعی خارج از حاکمیت نظام اجتماعی است .

 

فصل چهارم
گفتمان انتقاد سازنده درون گروهی چیست

یک منتقد سازنده در گروه چیست؟
در یک گروه سیاسی اجتماعی نیاز است جهت حفظ روابط اجتماعی ساختارهای، اجتماعی ،کارکردهای اجتماعی وحتی تضادهای اجتماعی گفتمان زبانی وعملی درون گروهی صورت گیرد تا مشکلات وآسیبهای متوجه گروه نشود.برای این کار سوال زیر مطرح است.که یک منتقد سازنده کیست؟
ازنظرهندری وایزو ینگر۳۴ (( یک منتقد شایسته کسی است که همواره قدرت انتقاد سازنده را در اختیار دارد. که مشخصه عمومی آنها عبارتند از:
۱- آگاهی نسبت به خویش : بدین معنی که یک منتقد سازنده تلاش می کند ابتدا اطلاعات خودش را نسبت به مکان،زمان،اطرافیان وحتی خودش بیشتر کند،زیرا مطمئن هستنداین عوامل باعث می شد مسیر زندگی خویش را راحت تر و موثرتر طی کنند. چون برای شناخت خویش ارزش قائلند ،همواره از انتقاد استقبال می کنند.
۲_آگاهی نسبت به دیگران : یک منتقد سازنده ، نسبت به دیگران نیز آگاهی دارد.احساسات آنان ، رفتار آنان ، آگاهی انان نسبت به دیگران اطلاعات با ارزشی در اختیارشان قرار می دهد.که به آنها کمک می کندکه درزمان مناسب ، عقاید خویش را درقالب انتقاد سازنده بیان کنند.
۳_آگاهی نسبت به مفهوم انتقاد: یک منتقد سازنده اهمیت انتقاد را تشخیص می دهد.او نقش حیاتی انتقاد درکمک به افراد و مو فقیت سازمان ،به خوبی می شناسد .
۴_اعتقاد به فلسفه بهبودوطرفی دارند:منتقدسازنده فلسفه ای دارد که می گوید افرادبه طور طبیعی،مسیر بهبود و ترقی را می پیمایند .این مطلب بیان می کند که مردم نه تنهامی توانند تغییرکنند،بلکه میل دارند بهترین تلاش خویش را برای پیشرفت و رشد انجام دهد .
۵_ مسئولیت پذیر است : منتقد سازنده مسئووایت پذیر است. اوهمواره این اصل رامحترم می شمارد که افراد مسئول اعمال خویش هستند. در امور انتقاد ، او می داند که به دلخواه خویش می تواند نسبت به انتقاد بیان نشان دهدودیگران نیزبه دلخواه می توانند انتقاد کنند.
۶_منتقدسازنده فعال است:یعنی تقبل مسئولیت اعمال خویش باعث می شود چنین افرادی همواره در جستجوی راهی باشد تا شرایط موجود را بهبود بخشد. او همواره،چشم انتظارانتقاد دیگران است،زیرا می داند با اطلاعاتی که ازاین راه کسب می کند می تواند آگاهی خویش را افزایش دهد.
شرایط انتقاد سازنده درون گروهی براساس نظریه هندوی و ایزینگر:
وایزوینگر برای گفتمان انتقاد سازنده توصیه های دارد که به اعتقاد خودش برسه اصل استوارند:
نظریه ها،پژوهشها وتجارب عملی و می گوید این توصیه ها در کنار یکدیگر ،روشهای عملی وثابت شدرابه منظورافزایش مهارت انتقادکردن ومورد انتقاد قرارگرفتن،دراختیار شماقرارمی دهد ،این توصیه ها عبارتند از :
۱٫ استقبال از انتقاد

از نظر وایزینگر(( هر شغلی انتقاد به همراه دارد)) ۳۵پس براساس این نظریه در یک نظام اجتماعی دردرون گروههای سیاسی اجتماعی ،گفتمان انتقادی وجود دارد.که فرقی نمی کندرهبرگروه یا اعضای گروه باشد.بخاطرتکسرآراءبرای اعضاءهرعمل درون گروهی،انتقادی درپی خواهدداشت به همین دلیل بایددردرون گروههای سیاسی اجتماعی روحیه ای مثبت ازانتقاد وجود داشته باشد تاکارها بهتر پیش رود از نظر وایزینگر در انتقاد تنها کلمه ای است که مفهوم ارزیابی را نیز در ب
پس درون گروههای سیاسی اجتماعی گفتمان انتقاد ،کارکرد ارزیابی نیز دارد به این دلیل بهتر است تمامی اعضاء گروه با دید مثبت از انتقاد استقبال کنند چون برای بهتر شدن عملکردتک تک اعضاء مفید و موثر است.
وایزینگراعتقاددارد((برای کسب قدرت انتقاد سازنده باید اول آنرا دوست داشته باشید و از آن استقبال کنید … و پیام سازنده آن را دریافت کنید)) .
همانطورکه مشاهده می شود.وایزینگرنیزاستقبال ازانتقادرابرای گروه((ما))ی مفید می داند و اعتقاد دارد انتقاد درون گروهی یک امر ضروری و سازنده است.
۲٫به طور استراتژیک انتقاد شود:
از نظر وایزینگر((داشتن یک استراتژی سازمانی معمولا یک الویت مهم است))۳۷
یعنی برای انتقادبرنامه ریزی شودوافکار مطابق احساسات بیان نشودبرای گفتمان انتقادی درون گروههای سیاسی اجتماعی آماده سازی لازم است.درآماده سازی،افراد گروه ملزم می شوند.به آنچه که قصد دارند انجام دهند و آنچه را که می خواهند بیان کنند . همواره هوشیار باشندکه این هوشیاری باعث گردشی شدن انتقاد می شود .و گردشی شدن انتقاد باعث خارج شدن اشتباهات از کارکردهای گروه می گردد.
ازنظروایزینگر۳۸ استراتژیک انتقاد ان است که سوالاتی با شرح زیر پرسیده شود .
الف _دقیقا چه چیزرا می خواهیم بیان کنیم؟
ب_ چه چیزی را می خواهیم تغییر دهیم ؟

ج_انگیزه و محرک ما برای بیان این انتقاد چیست؟
د_ چه راه حلها و اهداف خاصی را می توان ارائه کنیم و برای دستیابی مخاطب به این اهداف چکار می توانیم بکنیم.
ه_ چگونه این اطلاعات را مطرح کنیم که او پذیرای آنها باشد.
پس استراتژیک انتقاد این است که گفتمان انتقاد در درون گروههای سیاسی اجتماعی دقیقابرنامه ریزی وآماده سازی شده باشدتا اینکه به سازندگی درون گروهی تبدیل شود.

۳٫ انتقاد بهبود گرا باشد.
ازنظروایزینگر((استفاده از انتقاد بهبودگرا،کاربرد انتقاد را به عنوان یک ابزار آموزش،در ذهن شما پدید می آورد))۳۹
وقتی در گفتمان درون گروهی از انتقاد بعنوان ابزار آموزش استفاده می شود. در آینده نوک پیکان گروه سیاسی اجتماعی به سوی اصلاح گری سوق پیدا می کند ونتیجه این عمل باعث اعتمادبه نفس اعضاء گروه می شود.پس در ک گروه سیاسی اجتماعی لازم است جهت حفظ دوام،بقاع وبالندگی گروه ازگفتمان انتقاد ودرون گروهی بعنوان ابزار آموزشی مورد استفاده قرارگیرد . و در این آموزش سعی شود بیشتر از رفتارهای مثبت استفاده شود.ورفتارهای منفی در لا به لای رفتارهای مثبت مطرح شود. تا انتقاد به عنوان ابزار آموزشی منجر به گفتمان انتقاد سازنده تبدیل شود.
۴٫ خود باوری مخاطب حفظ شود.
از نظر وایزینگر(( درواقع،انتقادو حریت فردی ، یک ارتباط عمیق و طولانی با یکدیگر دارندونزدیکی این روابط است که به انتقاد ، قدرت تاثیر مثبت و منفی را می دهد )) ۴۰ در شکل گیری گروههای سیاسی ا جتماعی نوع گفتمان انتقادی و آزادی افراد بسیار
اهمیت دارد.که اگرگفتمان انتقادی بتواند خودباوری و حقوق شهروندی افراد گروه را حفظ کند،طبیعتا ازگروه مورد نظر خارج نخواهدشد.درگفتمان انتقاددرون گروهی برای حفظ خود باوری افراد بایدنکاتی رعایت شود. از جمله:
۱٫مواظب باشیم شخصیت و خود باوری مخاطب آسیب نبیند.
۲٫از کلمات سرزنش آمیز و کلمات ناراحت کننده استفاده نشود.
۳٫غرور مخاطب را جریحدار نشود.
۴٫آزادی فرد انتقادشونده از بین نرود بلکه بتواند دربرابر انتقاد کنش مناسب داشته باشد.
۵٫ در هنگام انتقاد درون گروهی مواظب باشیم ازکلمات غلط و بدون کار شناسی شده
استفاده نکنیم چون این عمل باعث می شود فرد مخاطب نسبت به گفتمان انتقاد درون گروهی با دیده تردید نگاه کند.
۶٫ در هنگام انتقادجهت حفظ خود باوری مخاطب ازکلمات تاکید استفاده نشود.
مجموعه این مطالب باعث می شوددرگفتمان انتقادی خود باوری مخاطب ۴۱ آسیب نبیند درنتیجه مخاطب تلاش می کند با انتقاد پذیری جهت اصلاح امور محوله تلاش کند.
۵٫ برای گفتمان انتقادی از کلمات صحیح استفاده شود.
ازنظروایزینگر(( استفاده از قدرت انتقاد سازنده بر این اصل استوار است که شما مخاطب خودرا ترغیب کنیدکه انچه را می گویید قبول کند )) وشما همواره می توانید ازکلماتی که بر زبانتان جاری می شود بهترین را انتخاب کنید)) ۴۲
وقتی گفتمان انتقادی درون گروهی صورت می گیرد وظیفه تک تک افراد گروه این است هنگام انتقادازکلمات صحیح استفاده کنند.تامخاطب احساس دردسر،سرزنش، شرم، برچسب، ضعیف بودن،انگ و… نکندمثال وقتی دردرون گروه به افراد بگویم شما اصلا قوانین وقواعدگروه را رعایت نمی کنیددرمخاطبان حالت دفاعی ایجاد می شود.اما وقتی به مخاطبان بگویم شما بعضی

ازقواعدوقوانین گروه را رعایت نمی کنید. مخاطبان تلاش خواهندکرد تا وضعیت خودشان را بهبود بخشند.و بهتراست هنگام انتقاد کردن کلمات با نیت مثبت استفاده شوندتا مخاطبان وادار شوند واکنش مثبت از خودشان نشان دهند . مثال دیگر در یک حزب سیاسی اجتماعی کسی مشغول تنظیم صورت جلسات اس ،اگر بخواهیم ازعملکردا انتقاد کنیم . ابتدا با این لحن بگویم هدف ازانتقادم بالا رفتن کیفیت صورت جلسه است مخاطب تلاش خواهدکرد در مورد انتقادواکنش مثبت داشته باشد.اما با نیت منفی انتقاد بکنیم وبا این لحن بگویم چرا صورت جلسه ای که انتخاب می کنیدضعیف است،مخاطب احساس خواهد کرد در برابر انتقاد تخریبی کسی قرار گرفته است درنتیجه واکنش منفی نشان می دهد.

بطورکلی بهتر است هنگام انتقاد ازکلمات دستوری وامری استفاده نشود بلکه از کلماتی که حالت مشارکتی و مشاوره ای هستند استفاده شود.
۶٫ انتقاد خود را ارزیابی کنیم:
درگفتمان انتقادی درون گروههای سیاسی اجتماعی چه موردانتقاد قرارگیریم وچه انتقاد کنیم بهتر است انتقاد مورد نظر را دوباره ارزیابی کنیم.
از نظر وایزینگر۴۳ برای ارزیابی مجدد انتقاد
الف_ محتوی انتقاد : این که ازخودپرسیده شود این اطلاعات چقدر مهم است.یا به عبارت دیگر محتوی انتقاد چقدر اهمیت دارد.
ب_ منبع انتقاد: هنگامی که می دانید فردی که ازشما انتقاد می کند نمی داند درباره چه چیز صحبت می کند.کاملا طبیعی است که ازاوناراحت شوید.و یا ممکن است منتقد شما ازاهداف شماآگاهی نداشته باشد.مطمئنا انتقادکننده شمانیز انگیزه هاونظرات خودش راداردملاحظه این عوامل به شماکمک می کندتادریابیدچقدر بایدبه منتقدخود بهاء دهید.
ج_احساسات درانتقاد: مطمئن باشیم دردرون یک گروه سیاسی اجتماعی احساسات ما،برنحوه انتقاد کردن ومورد انتقادقرار گرفتن تاثیر می گذارد. مثال وقتی دریک فردی زودرنج است وناراحتی قلبی داردانتقاد طوری تنظیم شود به احساسات فردمورد نظر لطمه وارد نشود .
د_ هزینه انتقاد:درارزیابی مجدد انتقاد،انرزی مصرف شده درقبال آن چه انتظارداریم مقایسه شود.اگرکفه یا نتیجه موردانتظار نسبت به انرژی مصرف شده چربیده باشد دست به انتقاد بزنیم ویا انتقادی را بپذیریم وگرنه ازانتقادمورد نظ اجتناب کنیم.پس بطور کلی درگفتمان انتقاد سیاسی اجتماعی درون گروهی لازم است باتوجه به محتوی انتقاد، منبع انتقاد ، احساسات در انتقا دو هزینه انتفاد ارزیابی داشته باشیم اگرانتقاد انجام شده ارزش داشت می پذیریم ویا انتقادی رامی کنیم و گرنه از انتقاد مورد نظر صرف نظر می کنیم.

۷٫ مخاطب خود در فرایند انتقاد شرکت دهیم:

ازنظروایزینگر۴۴ شرکت دادن مخاطب درفرایند انتقاد وارتباط متقابل با او باروشی مثبت ،فرصتهای بسیاری برای راه حلهای سازنده در اختیار منتقدقرار می دهدوبه عبارت دیگر یک هم افزایی آغاز می شود یعنی گفتمان انتقادی مشارکتی و مشاوره ای صورت می گیردوهمچنین درفرایند انتقاد پرسیدن نظر مخاطب جهت آشنایی بافضای روحیه ایشان لازم است تامخاطب احساس کندشما به کار او ارزش و احترام قائل هستید.

۸٫ بدون هیچ ((اما)) شایستگیها را متذکر شویم.
از نظر وایزینگر (( اکثر مردم هنگام انتقاد کردن،شایستگیها را نادیده می گیرند . اما اگر می خواهید از قدرت انتقاد سازنده استفاده کنید. نباید از آنها چشم پوشی کنید)) ۴۵
درگفتمان انتقادی،گروهای سیاسی اجتماعی لازم است دردرون گروه خود شایستگیهای افرادرا درنظربگیرند تاعصبانیت و نا امیدی راازچهره افراد بدورکنندوهنگامی که ازافراد انتقادمی شود.بایدشایستگیهای او نیز ذکرشود.
بدین معنی که ازتلاشهاوعملکردهای مثبت اوآگاهی داریم وفقط این مورد ازعملکردش زیرا سوال ویا مورد انتقاد است.
درنتیجه شخصیت مخاطب هنگام انتقاد اگرارتقاء نیابد ، حداقل آسیب نمی بیند برای این عمل لازم است .
الف_ شایستگیهای مخاطب با صداقت بیان شود.
ب_ شایستگیهای بیان شود که به مخاطب ارزش مادی و معنوی داشته باشد.
ج_شایستگیهای مخاطب در زمان و مکان و فضای مناسب بیان شود .
د_در هنگام بیان شایستگیهای مخاطب به جای کلمه ((اما)) از واژه((و))استفاده شود.

۹٫ آنچه انتقاد می کنیم شفاف و واضح باشد.
از نظر وایزینگر(در انتقاد سازنده علاوه برابلاغ واضح پیام وآنچه که انتظارمی رود ،ارائه راه حل نیز مهم است زیرا نمایانگر روحیه کمک کننده شماست ) ۴۶ یکی ازدلایل عدم موفقیت درگفتمان انتقاد درون گروهی این است که منتقد به مخاطب نظرش واضح و شفاف بیان
نمی کنددر نتیجه مخاطب سردرگم می ماند ونمی داندچه کاری را اید انجام دهدویا کدام کار را انجام ندهد.
بهتراست هنگام انتقادسخن خودرا به سراحت بیان کنیم ودر صورتی که مخاطب مطلب را نگرفته باشد با تو ضیحات بیشتر مخاطب را از منظور خودمان آگاه کنیم.
۱۰٫ وقت شناس باشیم:
از نظر وایزینگر(برای استفاده از قدرت انتقاد سازنده شما به یاد داشته باشید که برای هر کاری زمان و مکان مناسبی وجود دارد)۴۷
درگفتمان انتقاددرون گروهی باید زمان ومکان درنظر گرفته شود. تا تاثیر گذاری انتقاد بیشتر شود . و این زمان ومکان شرایط مختلف دارد که ممکن است گاهی تاثیر گذاری انتقاد در خفاء بیشتر باشد وگاهی انتقاددرحضور جمع تاثیر گذاری بیشتر داشته باشد که

بستگی به شرایط زمان و مکان داردمثال دریک اتاق عمل ، پزشک سر گروه نمی تواند پرستار که اشتباه می کند در خفاء انتقاد کند بلکه سریع اشتباه آن پرستار را گوشزد می کند تا آسیبی به بیمارنرسد. اما دریک فروشگاه مدیرمی تواند زیردستان خود رادر خفاء انتقاد کند تا تاثیر بیشتری از انتقاد خود داشته باشد.
قانون مشخصی برای تعیین زمان دقیق انتقاددرون گروهی وجود ندارد.اماکسی آگاهی و مهارت استفاده از عوامل محیطی،موقعیتی و روحی داشته باشد می تواند به مخاطب خود ب

۱۱٫انتقاد درون گروهی باسوالات سقراطی انجام شود.
از نظر وایزینگر۴۸ برای اینکه افراد گروه اعتماد به نفس خود را ازدست ندهند واحساس شایستگی و قدرت کنند از سوالاتی استفاده شود که به روش چهارگانه سقراط معروف است.
الف_ سوالاتی پرسیده شودکه جواب آنها مخاطب رابه اطلاعات مهم راهنمایی می کند مثال آیا درپایان نامه از اطلاعات اینترنتی استفاده کرده اید.
ب_ سوالات باشیوه های ملتمسانه بیان نشود بلکه سوالات بصورت مشارکتی و مشورتی بیان شود. مثال چه می شداگر پایان نامه خودرا تحدیدموضوع می کردی تا ازکلی گوی بدور باشی.
ج_ اگرازمخاطب خود جواب غیر منتظره ای شنیدید آنرا بررسی کنید.و با روش دیگر وارد عمل شود.مثال اگرمخاطب درموردتحدیدموضوع پایان نامه موضع منفی گرفت می توان گفت،اگرمی شدتحدید موضوع کنید سریعتر به خواسته های پایان نامه می رسیدی و کمتردچار مشکل وقت و هزینه می شدی.
د _ اگراحساس کردید مخاطب با شما بازی می کند . در این صورت محکم و آزادانه انتقادخودرا بیان کنیدواجازه بازی به مخاطب راندهید.مثال درموردتحدیدموضوع احساس کردیدمخاطب باشمابازی می کند.نتیجه تحدید موضوع را به سراحت ومحکم به مخاطب گوشزد کنید.مثال اگردرپایان نامه ات تحدیدموضوع نکنیدهیچ گونه کمک و مساعدتی به تو نخواهم کرد.
۱۲٫ وقتی کلمات کار ساز نیستند اقدام کنید .
ازنظروایزینگر(وقتی کلمات کارسازنیستند((شما بایدعلاوه برآنچه که به انتقاد
می گویید
رفتاری انتقاد امیزدرپیش بگیریدکه باپیشرفت مخاطب شماکمک می کنند)) ۴۹
مثال شرکتی برای کارگران خودمقرر کرده ازلباس وابزارهای ایمنی استفاده کنند . اما
بعضی از کارگران ازلوازم ایمنی استفاده نمی کنند،مدیریت شرکت ابتداء به کارگران
خاطی تذکرمی دهدتاازلباس و ابزارهای ایمنی استفاده کنند. اگرکارساز نشد وارد عمل می شودتا با جریمه نقدی کارگران خاطی را ملزم به استفاده از لباس و ابزارهای ایمنی
کارکنندامادریک گروه این نوع رفتارانتقادی زمانی تاثیرگذاراست که:
الف_ مشخص کردن انتقاداتی که به طور دائم بیان کرده اید اما هیچ فایده ای نداشته است.
ب_ رفتاری را در پیش بگیریدکه مخاطب رامجبور کندرفتارش راتغییر داده و در نتیجه تغییرات مورد نظر حاصل شود.

ج_دراقدامات خوداستمرار داشته باشید.یعنی اگردرگروه انتقادوعملی گاهگاهی وبابعضی از افراد باشد در کل گروه نتیجه بخش نخواهد شد.
د_اگر مشکل همچنان حل نشده باقی ماند، مداخله رفتار دیگررا به کار گیرد مثال همان شرکت اگرکارگری باجریمه نیز از لباس و ابزار ایمنی استفاده نکرد و برای اینکه عمل او به سایرکارگران نز اثر نگذاردکارگرخاطی را اخراج کنید.

۱۳٫در انتقادات خود انگیزه ای قرار دهیم:
از نظروایزینگر( انگیزش درهرشکلی که باشد،هدف آن تحریک شمابرای انجام کاری است)۵۰
امادرگفتمان انتقاد درون گروهی ایجاد انگیزه یک اصل اساسی است.که میتواند مخاطب رابه تحریک وبه کنش وادارد،وبهترین کارکرد انگیزه این است که انتقاد رابه گونه ای شکل دهیدتامخاطبین درگروه به جای احساس اجبار،برای بهبود در کار خویش احساس تمایل را تجربه کنند.
درواقع توام ساختن انتقادبا انگیزه به مخاطبین درگروه نشان می دهدباپذیرفتن انتقاد ،چه نتایجی حاصل می شود.علاوه برایجاد انگیزه درمخاطب منتقدخودنیزبایدانگیزه لازم برای انتقادکردن داشته باشد .که ساده ترین روش شناخت انگیزه ها و محرکها ، تفکر درباره آنهااست . وبرای ایجاد انگیزه درمخاطب ومنتقد ازتشویقهای مادی ومعنوی استفاده شود موثر خواهد بود.
۱۴٫ از دنیای مخاطبان خود استفاده کنید؟

ازنظروایزینگر((استعاره،ابزار مناسبی برای انتقادازقدرت انتقادسازنده است)) ۵۱ در گفتمان انتقاد درون گروهی لازم است . از دنیای مخاطبان استفاده شود برای استفاده از دنیای
مخاطبان استعاره بهترین گزینه است. بدین معنی است که منتقد بتواند با کلمات استعاره به فضای فکری مخاطب وارد شود.
مثال : دردانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران درس جامعه شناسی روستایی را با دکتر ازکیابرداشته بودم.وموضوع کار تحقیقی ام بررسی وضعیت زمینهای کشاورزی روستایی انگوران توابع شهرستان ماهنشان استان زنجان بود.ابتدایی ترم دوستانم گفتند دکتر ازکیا در مورد کارهای تحقیقی خیلی سخت گیر است . به این خاطر برای آماده کردن کار تحقیقی ام دچارمشکل شدم ونمی دانستم چکارکنم.درمیانه ترم که استاددرمورد کارهای تحقیقی بازخواست کرد. ولی کسی کار تحقیقی را آماده نکرده بود،استاد گفتند بچه ها هدف ما از ارائه کار تحقیقی به شما دانشجویان کار آموزی است. حتی چرت وپرت هم بنویسیدنمره تحقیقی شما راخواهم داد.این جمله باعث شد،رفتم دنبال کارتحقیقی ام وآن را به نحو احسن انجام دادم وحتی بالاترین نمره کلاس را نیز کسب کردم ، همانطور که مشاهده می شود استاد با جمله استعاره ای چرت و پرت و با کلمه کارآموزی آن تابوی سختگیری رادرذهن من شکست ، توانستم کارم را در۶۰ صفحه تنظیم کنم. ((در گفتمان انتقادی سیاسی اجتماعی درون گروهی رفتن به دنیای مخاطبان و استفاده از کلمات استعاره ای یا تشابه سازی به قدرت انتقاد سازنده تاثیرگذار خواهد بود)).
۱۵٫ معیارهای خود را برای انتقاد بشناسید:
از نظر وایزینگر ( داشتن معیار _ آنچه برای قضاوت مورداستفاده قرار می گیرد قسمت مهمی از انتقاد است ، زیرا بیانگر منطق شما در ارزیابی است ) ۵۲
وقتی گفتمان انتقادی درون گروهی انجام می شودباید منتقد معیارهای خود را بشناسد یعنی اینکه نمی تواند با پراکنده گویی انتقادی را انجام دهد.
برای استفاده موثرا انتقاد بهتر است.
الف_ معیارهای خود را سازماندهی کنیم.
ب_ به معیارهای دیگران نیز توجه کنیم.

ج_ معیارهای خود را نسبت به زمان،مکان و فضای حاکم تغییر دهیم .
د_ به هوش باشیم که دیگران درباره معیارهای انتقادی ما چه نظری دارند .مجموعه این مسائل می تواند در شناخت معیارهای انتقادی افراد تاثیر گذار باشد.
۱۶٫ قبل از انتقاد به خودتان گوش دهید:
ازنظروایزینگر(توانایی به خودگوش دادن به شما اجازه می دهد هنگام انتقادشدن وا

نتقاد کردن،به آنچه که باخودمی گوییدنظارت کنید.باتقویت این مهارت به خودگویه هایتان توجه بیشتری معطوف می دارید.سپس می توانید افکار خود را بررسی کرده و ببینید آیا کمک کننده هستندیاآسیب زننده.با این آگاهی می توانیدآنهارابه گونه ای اصلاح کنید تا به شما کمک کنندانتقادپذیری شما افزایش یابد)۵۳
درگفتمان درون گروهی خودگویه ها باعث عادت به انتقاد پذیری می شود .ودر هنگام انتقادخودگویه باعث می شود درباره موضوع و مفاهیم مورد انتقاد بیشتر اندیشه کنیم و جالب اینکه هنگامی که مورد انتقاد قرارمی گیریم خود گویه ها باعث حالت دفاعی ما می شود.ودرباره انتقاد کمتر آسیب می بینیم.
۱۷٫هنگام انتقادخونسرد،آرام و متمرکز باشیم:
از نظروایزینگر(در اغلب افراد ، انتقادباعث تحریک احساسات قوی می شود. مخصوصا عصبیانیت هنگام در یافت انتقاد واضطراب هنگام بیان انتقاد که خود گو یه ای منفی به آتش آن دامن می زند .
باعث تنش و افزایش سیستم بر انگیختگی فیزیکی شده تا بدان آنجا که در هم شکننده افکار ما می شود)) ۵۴
درگفتمان درون گروهی لازم است هنگام انتقادکردن ویاموردانتقادقرارگرفتن خونسرد، آرام ومتمرکز باشیم تا بتوانیم در هنگام انتقاد کنش مناسب از خود ارائه دهیم تا خود و دیگران را دچار مشکل نکنیم .
نتیجه گیری:
پس به این نتیجه می رسیم دریک گروه سیاسی اجتماعی لازم است جهت حفظ ساختار
ها،کارکردها،نظم اجتماعی وحتی تضادهای اجتماعی انتقاددرون گروهی صورت گیرد . وکسانی انتقادکنندکه خودشناس،آگاه نسبت به دیگران ، آگاه به مفاهیم انتقادی ،بهبود گرا،مسئولیت پذیروفعال باشندتا بتوانندباشرایطی که برای قدرت انتقاد سازنده مطرح شد انتقاد کنند. تاگروه از قدرت انتقاد سازنده اوبهره مندگردد.وبتواندبه دوام وتداوم فعالیت خود در یک نظام اجتماعی ادامه دهد. شرایطی که برای انتقاد درون گروهی بر شمردیم می تواند گروه را بسوی عقلانیت سوق دهد . ولی گروههای سیاسی اجتماعی نتواند از شرایط قدرت انتقادسازنده برای بازسازی گروه استفاده کنددچارانحطاط و افول می شود. که اصولا گروههای سنتی و نظم گرا چنین هستند.

 

فصل پنجم

 

نقد رقابت آور در گفتمان سیاسی اجتماعی

نقد رقابت آور در گفتمان سیاسی اجتماعی
همانطوری که درفصل سوم بیان شدگروههای سیاسی اجتماعی که در چارچوب فرهنگ واحد،قوانین وقواعداجتماعی مشخص نیازپیدامی کنند،برای یک هدف ازراههای متفاوت تلاش کنندرابطه مستقیم،اماموازی ((ما))و((شما)) را برقرارمی کنند. نخستین عاملی که در این ارتباط اهمیت دارد نوع زبان گفتمانی است که از نظر پارسونز ( ارتباط در تمام فرهنگهای بشری نقش بنیادی،وزبان اساس ارتباط است.بنابراین زبان نخستین ومهمترین الگوی عام تکامل است،هیچ جامعه شناخته شده بشری وجودنداردکه دارای زبان نباشد)۵۵
یعنی اینکه زبان گفتمانی اصلی ترین و مهمترین الگوی برای تکامل ارتباط سیاسی اجتم

اعی در یک نظام اجتماعی است . البته زبان گفتمانی در ابعاد گسترده تر در تکامل ارتباطات بین جوامع مختلف بشری نیز اهمیت دارد و این زبان گفتمانی برای مبادله اطلاعات وبر قراری ارتباط حالتهای مختلف داردکه به اعتقاد گیدنیر۵۶ علاوه بر ارتباط مستقیم،از از حالتهای چهره،اشارات وحرکات بدنی نیز نام می برد که حالتهای چهره ای شامل شش احساس( شادی ،اندوه،خشم،بیزاری،ترس و تعجب است)
پس زبان گفتمان غیر کلامی نیز می تواند در بین گروههای سیاسی اجتماعی اهمیت داشته باشدکه از این مطالب نتیجه می گیریم درگفتمان بین گروههای سیاسی اجتماعی در اصل رقابت برای کسب سود بیشتر
الف_ زبان گفتمانی مهمترین عامل تکامل نظام اجتماعی است.
ب_علاوه برزبان کلامی زبان غیرکلامی نیزتاثیرگذار است بدین معنی که گاهی اوقات برای رساندن پیام به گروه رقیب می توان از زبان غیر کلامی استفاده کرد .
ج_شیوه بر قراری ارتباط و یا شیوه بیان گفتمان نیز اهمیت دارد.
واصولا درگروههای سیاسی اجتماعی،برای برقراری رابطه میان گروههای((ما))و((شما))
این نخبگان سیاسی هستند که اززبان گفتمانی برای پیشبرد اهداف گروه خوداستفاده می کنند.
الف_نخبگان
ازنظرگی روشه (( نخبگان اشخاص و گروههایی هستند که در نتیجه قدرتی که بدست می آورند تاثیریکه برجای می گذارند یا به وسیله تصمیماتی که اتخاذ می نمایند و یا به وسیله ایده ها احساسات و هیجانا تی که بوجود می آورند ، در کنش تاریخی موثر واقع می شوند. این تعریف نسبتا با مفهوم نخبگان مصطلح در جامعه شناسی معاصر مطابقت می نماید)) ۵۷
از این تعریف به این نتیجه می رسیم که اشخاص وگروههایی که بتوانندبا قدرت بدست آمده خوددرحرکت تاریخی،جامعه را ازنظراحساسات ،هیجانات اهداف،برنامه هاو.. پیش ببرند نخبه تلقی می شوند.
ولی وقتی که افرادوگروههای سیاسی اجتماعی دریک نظام اجتماعی بر اساس نیازی که دارندبرای رسیدن به اهداف مختلف ازراههای مختلف تلاش می کننددونوع نخبه بوجود می آید،که پارتاتو اعتقاد دارد در تمام زمانها این وجود داشته که دو دسته نخبه وجود داشته باشد یعنی نخبگان حاکم وغیرحاکم ویعنی اینکه اختلاف استعدادها است منشا نا برابری می شود و این اختلافات و استعدادها و نا برابریها اصل گفتمان رقابتی را بوجود می آورد،که از طرف دیگرباتاموراعتقاد دارد(بی تجربگی توده مردم درزمینه سازماندهی سیاسی واجتماعی باعث افزایش اهمیت نخبگان و رهبرانی می شود که می توانند مهارت وهدایت رویدادها را داشته باشند)۵۸ بدین معنی که این نخبگان هستند با گفتمان خودتوده های مردم رابرای رسیدن به اهداف گرو هشان سازماندهی ، رهبری،آموزش و برنامه ریزی می کنندو از نظرباتامور ( میان دگرگونی ساختار اجتماعی وظهور و سقوط گروههای نخبه پیوستگی عمیق وجود دارد) ۵۹ یعنی اینکه که نوع گفتمان بین گروهی اثرگذاردمثال اگر نوع گفتمان رقابتی باشدنتیجه گفتمان منجر

به رشدوتعالی دموکراسی واحزاب سیاسی خواهد شد،اما اگر این گفتمان انتقادی وتخریبی باشدنتیجه باعث دشمنی ،کینه و از بین رفتن ساختارهای احزاب در نظام های اجتماعی خواهدشد. اماعموما”نخبگان رقیب با استفاده از قدرت،نارضای و غیره…مردم،جای نخبگان حاکم را می گیرند که برای مردم کارکرد آشکاری ندارد اما وقتی دریک جامعه گردش نخبگان صورت می گیرد.وتنشهای سیاسی اجتماعی کاهش می یابد به توده مردم کمترآسیب می رسد. که از کارکردهای پنهان نخبگان می باشد.
انواع نخبگان
گی روشه ۶۰ نخبگان رابه انواع زیر تقسیم بندی کرده:
۱_ نخبگان مالکیت : به دلیل ثروت و اموالی که دارند از نوعی اقتدار قدرت بر خوردارمی شوند.
۲_نخبگان تکنوکراتیک:نخبگانی هستندرسمی یااداری منتصب هستنداقتدارآنها بر دو اساس استوار است .
الف_ آنکه این نخبگان بر اساس قوانین وضع شده و رایج انتخاب شده اند.
ب_آنکه این انتخاب بدلیل دارا بودن بعضی صلاحیتهای مبتنی بر ملاکهای مشخص صورت گرفته.
۳_نخبگان ایدئولوژیکی : این نخبگان اشخاص یاگروههایی هستندکه در اطراف ایدئولوژی معینی متشکل گردیده یادربوجودآوردن ایدئولوژی خاص سهیمند.یعنی اینکه ممکن است ایدئولوژی ازگذشته تاریخ به ارث رسیده نخبگان دوران جمع می شوندمانند ایدئولوژی پرتستانتیسم درغرب که امروزه نخبگان سرمایه داری دوران جمع شده اندواز آن دفاع می کنند و ممکن است ایدئولوژی توسط خود نخبگان جامعه بوجودآمده باشد مانندایدئو لوژی سوسیالیستی درشرق اروپا که توسط مارکس و ماکس و بر بوجود آمد.
۴_ نخبگان سیاسی:نخبگان یا گروهی که درتعیین مسیرتوسعه اقتصادی و اجتماعی حرف آخر رازده است گروه نخبگان سیاسی است که منشا این گروه نخبه را در اغلب موارد رهبران ملی گرا و روشنفکران انقلابی هستند.
۵_نخبگان کاریزمایی: نخبگانی راکه مابراساس اصطلاح ماکس وبر(( کاریزمایی)) می نامیم نخبگانی هستندکه معجزات ویاخصوصیاتی خارق العاده به آنان نسبت می دهند اقتدار و نفوذی که این نخبگان ازان برخوردارندمستقیما با شخصیت اشخاص معینی سرو کار دارد و پست یا اموال

و ثروت آنها مربوط نمی شود.
۶_نخبگان سنتی و مذهبی : نخبگان سنتی و مذهبی از حاکمیت و یا نفوذی بر خوردارند،که ناشی ازساختارهای اجتماعی،ایده ها و اعتقاداتی است ،که ریشه درگذشته دوردارند مبتنی برراه ورسم سنتی طو لانی اند … همچنین می توان نخبگان مذهبی را نیز معمولاتاحدی نخبگان سنتی قلمداد نمود، زیرا حاکمیت یانفوذآنها مبتنی براحترام نسبت به بعضی حقایق است .که درزمانهای پیش برانسانها آشکار گردیده و یا مبتنی بر سنتی طولانی است که ارزش خودرا ازخودگرفته است.

امادرگفتمان سیاسی اجتماعی نظامهای اجتماعی نخبگان سیاسی،کاریزمایی سنتی نقش اساسی دارند بدین معنی که این نخبگان می توانند درحرکت تاریخی ،تغییرات ویا تکامل یک جامعه سرعت دهنده یاکند کننده باشندکه اصولا نخبگان سنتی به دلایل مختلف ازجمله برای حفظ وضع موجوددرتغییرات وتصورات اجتماعی مانع تراشی وسنگ اندازی می کنند.امانخبگان سیاسی وکاریزماتیک تلاش به حرکت تاریخی وتوسعه نظام اجتماعی که گروه های نخبه سنتی ،کاریزماتیک ، نخبگان سیاسی وعقلانی وجودداشته باشدبراساس اختلافات درروشها (راهها) احزاب را تشکیل می دهند که بتوانند از طریق فعالیت گروهی به حقوق و اهداف خود برسند.
ب_ احزاب سیاسی
حزب سیاسی از نظرگیدنز ( به عنوان سازمانی که هدفش دستیابی به تسلط مشروع بر
حکومت ازطریق انتخاباتی است تعریف کرد .در بعضی وضعیتها،ممکن است سازمانهای سیاسی خواستار دستیابی به قدرت باشند اما فرصت این کارازطریق وسایل رسمی به انها داده نشود/این سازمانهاراتا زمانی که به رسمیت شناخته نشده اند بهتراست به عنوان فرقه سیاسی یا جنبش تلقی کرد)۶۱
گیدنز بر واقعیت تاکید دارد که( حزب سیاسی تلاش می کند از طریق گفتمان رقابت آور که در نظام اجتماعی مشروعیت نیز دارد به حکومت برسد)۶۲
و به اعتقادبشریه احزاب سیاسی تحت شرایط خاص پدیدمی آیند.طبعا می بایستی جامعه مدنی به میزان از یشرفت و پیچیدگی رسیده باشد تا ضرورت پیدایش احزاب به عنوان نماینده منافع و علایق گو ناگون پیش بیاید به علاوه بخشهای قابل ملاحظه ای از جمعیت باید از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آمادگی مشارکت در حیات سیاسی را به دست آورده باشند، در جوامع سنتی که در آن قدرت سیاسی در دست الگیارشی کوچکی بود ،پیدایش حزب به مفهوم جدید امکان نداشت . حزب سیاسی که مبتنی بر ایدئولوژی، سازماندهی ، رهبری و برنامه های مشخص است پدیده جدیدی است) ۶۳
احزاب سیاسی با گروههای فشار فرق دارد.

زیباکلام مهمترین وبه افتراق گروههای فشاریااحزاب سیاسی رادرآن می بندکه(احزاب وسازمانهای سیاسی معمولادرپی کسب قدرت هستند،درحالی که گروههای فشارچندان برای کسب قدرت فعالیت نمی کنند ، بلکه بیشترتلاش دارند تا با اعمال فشار بر ارکان قدرت به اهداف خود برسند)۶۴
اما نکته ای که اهمیت دارد احزاب سیاسی زائیده گفتمان سیاسی و اجتماعی جنبشهای

اجتماعی هستندبدین معنی که ابتدا جنبشهای اجتماعی بوجودآمده اندو بعد احزاب شکل گرفته تا اهداف وبرنامه های جنبشها ازطریق فعالیتهای رسمی احزاب دوام پیدا کند که از این تعاریف به این نتیجه می رسیم .
الف _ حزب سازمان یافته است چون دارای دفتر و ستاد مرکزی است.
ب_ اعضای حزب مشخص هستند که کارت حزبی دارند.
ج_ حزب مستقیمادرگیربدست گرفتن قدرت سیاسی و تشکیل دولت است.
د_ حزب برنامه ریزی، سازماندهی، آموزش، رهبری و اجرا برنامه دارد.
ازطرف دیگر باتامور برای تقسیم بندی احزاب اعتقاددارد . ( یک رژیم تک حزبی به هیچ وجه دموکراتیک نیست ، چرا که فرد را در برابر حزب حاکم از هرگونه امکان واقعی ابرازمخالفت باتصمیمات مهم اجتماعی ،یا نتیجه بخش ساختن این مخالفت محروم می سازد.علت این امرآن است که هیچ گونه عرضه ای مانند یک انجمن خود مختار و قدرتمند که در آن نظرات مختلف مجال شرح یابند یا عقاید شهروندان عضو بتواند مکشوف شود وجود ندارد)۶۵
بدین معنی که اگردریک نظام اجتماعی گفتمان رقابت آوروجود نداشته باشد ، نداشته باشدورژیم حاکم بصورت تک حزبی اداره شود هرگفتمان سیاسی را خاموش خواهد
کردکه از نظر گیدنز(بسیاری از کشورهای جهان سوم که درآن عملایک حزب وجود دارد(مانند چین)، خودرا دموکراسی می دانند. دراین کشورها ، درحالیکه رای دهندگان امکان انتخاب از میان احزاب مختلف را ندارند).۶۶
اما بعضی از نظامهای اجتماعی که دارای گفتمان رقابت آور می باشند ، جامعه سیاسی تکثرگرایی است یعنی احزاب مختلف اجازه فعالیت دارندو جامعه مدنی شکل گرفته که باعث رشد نهادها و موسسات خود جوش و نیرومند می باشد که افراد و یا توده های پراکنده درتشکلهای مختلف سازماندهی می شوند. واز نظر بشیریه ( این جامعه مدنی به عنوان حایل یا ضربه گیر میان دولت توده ها عمل می کند)۶۷
بدین معنی که درجامعه تکثرگرایا چند حزبی میان جامعه مدنی و دولت رابطه ارگانیکی وجوددارد یعنی این امکان انتقال قدرت سیاسی از بخشی ازجامعه مدنی به بخشهای دیگر وجود دارد.
منابع مالی احزاب
از نظر بشیریه مهمترین راههای تامین منابع مالی احزاب عبارتند از :
۱_ پرداخت حق عضویت معمولی.
۲_ پرداختهای ویژه به وسیله اعضایی که به مناصب حکومتی دست یافته اند.
۳_ سود حاصل از فعالیتهای اقتصادی،اجتماعی و فرهنگ حزب.
۴_ کمکهای مالی خزانه داری دولت به فعالیتهای حزبی و انتخاباتی.
۵_ کمک و اعانات گروه های خصوصی و ذینفوذ .
احزاب مانند بنگاه اقتصادی
شاید مهمترین و حساس ترین بحث این فصل همین باشد . که احزاب را همانند بنگاههای اقتصادی بدانیم و ان را مورد ارزیابی قرار دهیم در این مورد ابتدا به نظریه داونس اشاره می کنیم که درکتاب نظریه اقتصادی می گوید نظریه اصلی ما این است که احزاب درسیاست دموکراتیک با صاحبکاران اقتصادی دراقتصاد سود جویانه شباهت دارند . این احزاب برای تحصیل اهداف خصوصی خویش،هر

سیاستی راکه معتقد باشند بیشترین آراء راجلب خواهدکردتدوین می کنند،معتقد است بیشترین سود را بار خواهد آورد)۶۸
این مسئله ازنظر شومیترچنین است که( احزاب سیاسی را به رقابت اقتصادی تشبیه کرده می گوید چطوردربازارهرکسی کالای خودش را عرضه می کند و مردم انتخاب می کند درعرصه سیاست نیز چنین است.احزاب سیاسی برنامه واهداف خودشان را ارائه می کنند ومردم بهترین را انتخا

ب می کنندوحداقل انتخاباتی رقابت درجه بندی می شود _ آزادی را لازمه دموکراسی می داند _ دموکراسی را بازار سیاست می داند _ سیاست بازان دلال رای مردم هستند واعتقاد به بازار آزاد اقتصادی دارد_گروه های حاکم ممتاز باعث کند شدن دموکراسی می شوند_دشمنی شدید و خشونت قدرتهای حاکم خارج از سیاستهای سنتی ورقابتی حزبی اجرا می کردند_احزاب سیاسی محافظه کار می شوند _ دموکراسی دادنی نیست بلکه گرفتنی است_کسب آرابستگی به سودوزیانی دارد که احزاب را ارائه می دهند)۶۹

نکته اساسی که در این دو نظر یعنی تشبیه فعالیت سیاسی به بنگاههای اقتصادی وجود دارد.بحث اصل رقابت است که گروهها برای کسب آرابستگی به سودبیشتردر نظامهای اجتماعی تلاش می کنند تابه نتیجه مطلوب برسند که که ازنظریات بالا مطالب زیر قابل استنباط می باشد .
۱_ احزاب سیاسی با روشهای خود دنبال اهداف خصوصی حزب خودشان هستند و هر سیاستی بیشترین آرا را کسب کند دنبال آن را پی گیری می کنند و یا به عبارت دیگر هرسیاستی بیشترین سوددهی داشته باشدآن رامی گیرند.درحقیقت به واقعیتهای اجتماعی توجه می کنند.

۲_ احزاب سیاسی اهداف و برنامه های خود را به مردم ارائه می دهند و مردم بهترین ها را انتخاب می کنند.
۳_ ممکن است در دوران انتخاباتی کلاه برداری نیز صورت گیرد.
۴_ هرحزبی قدرت چانه زنی یا گفتمان نقد رقابت آورداشته باشد می تواندسود بیشتری کسب کند یعنی آرابیشتری کسب می کند.
۵_ گفتمان رقابت سیاسی اجتماعی بین آزادی مطلق انتخاباتی تا حداقل انتخاباتی درجه بندی می شود.
۶_ آزادی در انتخابات( انتخاب شدن و انتخاب کردن) لازمه دموکراسی است.
۷_ دموکراسی بازار سیاست است.
۸_ سیاست بازان( نخبگان احزاب) دلالان آرا مردم هستند.
۹_ نخبگان حاکم باعث کند شدن دموکراسی می شوند.
۱۰_ اصولا بایددشمنیها وخشونتهای نخبگان حاکم بایدخارج از سیاستهای سنتی انتقاد تخریبی احزاب اجرا شود.
۱۱_احزاب که قدرت را به دست می گیرند جهت حفظ اقتدار خود محافظه کاری می کنند.
۱۲_ دموکراسی دادنی نیست بلکه گرفتن است.
۱۳_ کسب آرا بستگی به سود و زیانی که احزاب برای خود رسیم کرده اند ،که ممکن دراین رقابت حزبی سودوحزب دیگر کمترین سودی را داشته باشد.
۱۴_ یکی از برنامه های احزاب نخبه پروری است بدین معنی که اصل رقابت نخبگان جدیدی ظهور کند.
۱۵_احزابی که طبق رای دادگاه قانون اساسی رسمیت پیدامی کند حق داردبرای انتخاب شدن نخبگان خود را به رقابت نخبگان سایر احزاب بفرستد .بدین معنی که افرادابتدابراساس توانایی و لیاقتی که در درون حزب کسب می کنند انتخاب می شوند و سپس از طرف حزب برای رقابت با سایر نخبگان احزاب کاندیداتور می شوند با چنین روشی نظارت استصوابی کارکرد خود را از دست می دهد.
۱۶_ دراصل رقابت بین گروههای سیاسی انتقاد معنی و مفهومی پیدا نمی کند.
بطورکلی آنچه مطرح شدمی تواند دریک نظام اجتماعی مبتنی برعقلانیت تاثیرگذار باشدواحزاب بارعایت اصل رقابت حقوق شهروندی همدیگر را رعایت کنند و آنچه در توان دارندبا برنامه ریزی دقیق وسازماندهی شده وبا پشتوانه اجرای رای مردم در خدمت مردم و نظام اجتماعی باشند.
اما برای فهم بهتر رفتار اقتصادی از کشورمان ایران مثالی می زنیم.

درسالهای نه چندان دوردرکشورمان ایران اگردریک روستاکسی می خواست بعنوان نفر دوم مغازه ای تاسیس کند مغازه دار اولی مخالفت می کرد و حتی به ژاندارمری محل شکایت می کرد،ویادر شهرها به عنوان مثال در کنار مغازه طلا فروشی مغازه جدید طلا فروشی باز می شد،مغازه دار اولی مخالفت می کرد و به کلانتری شهر شکایت می کرد. چون جامعه سنتی

بودوقتی جامعه سنتی باشدوفکرکردن تعطیل می شود،فردنمی توانست رقابت کند،و نمی توانست نوع آوری کند،نمی توانست در چرخه فعالیت ورقابت نقش داشته باشد . درنتیجه تنگ نظری، حسادت، مخالفت، موانع تراشی و… می کرد تا طرف مقابل به نوایی نرسد.
اما امروزه دربعضی ازخدمات اقتصادی ایران عقلانیت شکل گرفته واصل رقابت پذیرفته شده چون به نتیجه رقابت پی برده شده است بعنوان مثال امروزه مغازه دار طلا فروشی ترجیح می دهدمغازه خودرا در یک مجتمع یا پاساز طلافروشی باز کند و از طرف دیگر مغازه داران قبلی تلاش می کنند طلا فروشهای زیادی درجوار مغازه آنها فعالیت کنند چون به این نتیجه رسیده اندکه هرچه مغازه هابصورت مجتمع باشدمشتری بیشتری جذب می شود در نتیجه با استفاده ازاصل رقابت بدون اینکه در کار همدیگر دخالت کنند و یا موانع تراشی کنند با فروش زیاد سود بیشتری کسب خواهند کرد.
مثال دیگر اینکه در مرکز شهر زنجان مغازه چاقو فروشی داشتیم که مغازه های طرفین مالباس وکفش فروشی بود،ودرآن سوی خیابان روبروی ماسه دهانه مغازه چسبیده به هم انها نیزچاقو فروشی بودند،بااینکه ما نسبت به آن سه مغازه کالای زیادی داشتیم وارزان می فروختیم اما آن سه مغازه بخاطر چشم انداز بهتر و مجتمع بودن مغازه هایشان بطور میانگین هرسه مغازه سه برابرما مشتری داشتند وجنس می فروختند.

ازاین مطالب نتیجه می گیریم(احزاب)نیز می توانند درگفتمان رقابت اورمیان گروههای ((ما))و ((شما)) بر اساس اصل رقابت میان خودرا از فواید و نتایج رقابت استفاده کنند وبه رقابت بین احزاب با این دیدگاه نگاه کنند که در اصل رقابت صیقل پیدا می کنند ،ناخالصیهای عمل خودشان را در گفتمان رقابتی پاک می کنن د، و می تواننددراصل رقابت توانمندیهای خودشان را بروز دهندودر بین احزاب زمانی اصل رقابت حاصل می شود که نظام دموکراسی

برقرار شود.
د_ دموکراسی
به اعتقادباتامور۷۰ نیمه اول قرن نوزدهم پی آمدهای اجتماعی ظهوردموکراسی به عنوان شکلی ازحکومت و اهمیت سیاسی تکامل طبقات بر اساس سرمایه داری صنعتی بود که
(دموکراسی به مفهوم یک نظام سیاسی که در ان احزاب سیاسی برای جلب آرای انبوه رای دهندگان با هم به رقابت می پرداختند ، افزون براینکه متضمن ان بودکه گروههای نخبه،نسبتا((باز)) بودندوبرمبنای شایستگی افراد عضو گیری می کردند ،یعنی اینکه امکان گزینش میان گروه های نخبه رقیب،قادر به مشارکت درامراداره جامعه باشند)۷۱
و اما از نظر باتامور( دموکراسی محصولی بسیار جدید ، ظریف وکمیاب است که توسط گروه های توانگر،ممتازومسلط که همواره ازتهاجم مستقل وبی نظم((توده ها)) به سیاست بیمناکند دائما تهدید و اغلب سر کوب می شود.)۷۲
نکته ای که باید به ان توجه کرد سرکوبی دموکراسیهای جدید است که توسط گروههای توانگر، ممتازمسلط نظام اجتماعی نظم گراصورت می گیردکه گروه های مسلط بخاطر اینکه توانایی عقلانی وعملی در برابر گروه نخبگان عقل گرا ندارند . درنتیجه دست به سرکوب می زنند.وازنظروبر دموکراسی مردم فقط می توانند تا حد انتخابات نقش داشته باشند که بعد از آن نمی توانند در دولت نقش داشته باشند اما عملکرد دستگاه بروکراسی ازیک طرف و نظارت مردم ازطرف دیگر درشیوه عمل نخبگان احزاب که دولت را در دست دارند و یا درآینده دولت را بدست
می گیرند
تاثیرگذار است البته این عمل فقط در نظامهای اجتماعی مبتنی بر عقلانیت تحقق پیدا
می کندبدین معنی که چون نخبگان حاکم علاقه دارند حکومتشان تداوم داشته باشد و حاکمیت آنها قوام داشته باشد درچارچوب دموکراسی به ویژگیهای دولتها تبدیل شده این است که چون مردم همیشه درقید وبنددولتها استبدادی اسیر بوده اند ولی امروزه این دموکراسی توانسته

انسانها را از قید و بند رهایی بخشد وازنظرگید نز ( برخی از تفاوتهای اساسی میان دموکراسی تفاوتهایی هستندکه دموکراسی نمایندگی چندحزبی،نمایندگی یک حزبی و دموکراسی مشارکتی را ازیکدیگرمتمایزمی کنند این نوع سوم گاهی دوکراسی مستقیم نامیده می شود)۷۳ و این دموکراسی زمانی می تواند در جامعه تاثیر گذار باشد که بر مبنای اصل رقابت باشد.
ه_ اصل رقابت چیست؟

دراصل رقابت هیچ کدام ازگروهها،مسلط نیستند.که درنتیجه دموکراسی بوجود می آید ازنظراسپنسر(حکومتهای انتخاباتی تا اندازه زیادی به وجودنوع خاص اقتصادبستگی دارد_ اقتصادآزاد فارغ ازکنترل دولت_که ایجاد شرایطی درآن… دستیابی به هدفهای جمعی ازطریق اتحاد خود به خود تکامل یافته شهروندان که تحت حکومت نمایندگان منتخب خود هستند صورت گیرد ) ۷۴ ومایکل راش رای دادن راکمترین شکل فعال مشارکت سیاسی درنظر می گیردواعتقاددارد(رای دادن را می توان کمترین شکل فعال مشارکت سیاسی در نظرگرفت ، نیازمندکمترین تعهد است زیرا به محض اینکه رای به صندوق انداخته شدممکن است به پایان برسد)۷۵