چشم‌انداز جهانی جامعه‌ی اطلاعاتی

از اوايل دهه‌ي ۱۹۹۰، با پيشرفت و گسترش شبكه‏ها و بزرگراه‏هاي اطلاعاتي جديد الكتروني و افزايش كاربرد تكنولوژي‏هاي نوين ارتباطي در سراسر جهان، مسائل بين‏المللي ناشي از آن‏ها، اهميت خاصي پيدا كرده‏اند. به همين جهت، در سال‏هاي اخير، به موازات توسعه‌ي استفاده از شبكه‏هاي اطلاعاتي و به ويژه شبكه‌ي «اينترنت» ، توجه به اين مسائل بيشتر شده است. به طوري كه علاوه بر تصميم‏ها و اقدام‏هاي تازه‏اي كه در بعضي از كشورهاي پيشرفته‌ي صنعتي درباره‌ي چگونگي

كاربرد ارتباطات و اطلاعات الكتروني و ايجاد جامعه‌ي اطلاعاتي صورت گرفته‏اند، برخي سازمان‏هاي بين‏المللي و منطقه‏اي، مانند «سازمان همكاري و توسعه‌ي اقتصادي»، «شوراي اروپا»، «اتحاديه‌ي اروپايي» و گروه «۸ كشور بزرگ صنعتي» نيز به ارزيابي و تصميم‏گيري در زمينه‏هاي مختلف كاربرد اين گونه ارتباطات و اطلاعات و مسائل جامعه‌ي اطلاعاتي آينده، پرداخته‏اند. براي شناخت عوامل و شرايط زمينه‏ساز فعاليت‏ها و برنامه‏هاي جديد كشورها، سازمان‏ها و نهادهاي مذكور، يادآوري چگونگي پيدائي و پيشرفت تكنولوژي شبكه‌ي اطلاعاتي «اينترنت» در ايالات متحده‌ي آمريكا و سياست‏ها و برنامه‏هاي مهم اين كشور و ساير كشورهاي بزرگ غربي درباره‌ي بزرگراه‏ها و زيرساخت‏هاي اطلاعاتي و جامعه‌ي اطلاعاتي طرف توجه آ‏ن‏ها، ضروري است. ۱- «اينترنت» و «‌جامعه‌ي‌ اطلاعاتي» پيدائي و پيشرفت «اينترنت»،‌ در ايجاد شرايط ‏گذر از «جامعه‌ي صنعتي»، به «جامعه‌ي اطلاعاتي» جايگاه برجسته‏اي پيدا كرده است. شبكه‌ي «اينترنت»، كه اكنون به قول برخي از محققان ارتباطي ، ستون فقرات ارتباطات اطلاعاتي سراسري كره‌ي زمين و به عبارت ديگر، «شبكه شبكه‏هاي اطلاع‏رساني» جهان شناخته مي‏شود، معرف ساختار تحول يافته‌ي يك شبكه‌ي اطلاعاتي نظامي است. اين شبكه، در اوايل دهه‌ي ۱۹۶۰ به دنبال پرتاب نخستين قمرهاي مصنوعي اتحاد جماهير شوروي به فضاي ماوراء جو زمين و افزايش نگراني ايالات متحده‌ي آمريكا از خطرات حملات هسته‏اي آن كشور، به منظور حفظ و حراست اسرار نظامي ارتش آمريكا در شرايط بسيار مخوف جنگ هسته‏اي، از طرف «آژانس طرح‏هاي پژوهشي پيشرفته‌» (‌آرپا)۱، در وزارت دفاع ايالات متحده، پايه‏گذاري شد. شبكه‌ي ياد شده، كه بر اساس سيستم تكنولوژي كليدهاي ارتباطي مستقل و مرتبط به بسته‏هاي اطلاعاتي جداگانه، استوار گرديده بود، به منظور جلوگيري از هدف قرار گرفتن آن‏ها در يك جنگ هسته‏اي احتمالي، از دسترسي مراكز فرماندهي و كنترل نظامي بركنار گذاشته شده بود. به گونه‏اي كه هر مجموعه‌ي اطلاعاتي، مسير خاص خود را در ميان مدارهاي ارتباطي مختلف شبكه‌ي موردنظر،‌ به صورت افقي طرح مي‏كرد و در عين حال، امكان گردآوري تمام آن‏ها، از هر واحد خاص نيز وجود داشت. مدتي بعد، تحت تأثير پيشرفت تكنولوژي

ديجيتال، امكان جمع‏آوري و بسته‏بندي هرگونه پيام و از جمله اصوات، تصويرها و داده‏ها و ايجاد شبكه‏هاي اطلاعاتي منتقل‏كننده‌ي انواع نمادها، بدون نياز به هرگونه مزكر كنترل، پديد آمد و به اين ترتيب، با استفاده از فراگيري بسيار گسترده‌ي زبان ديجيتال و شبكه‏بندي نظام ارتباطي، شالوده‌ي تكنولوژيك ارتباطات افقي جهاني، فراهم شد. نخستين شبكه‌ي اطلاعاتي از اين نوع، كه به عنو

ان قدرداني از مؤسسه‌ي بنيانگذار آن، «آرپانت»۲ نامگذاري گرديد، در سال ۱۹۶۹، به روي مراكز تحقيقاتي همكاري كنند‌ه با وزارت دفاع ايالات متحده‌ي آمريكا و از جمله دانشگاه كاليفرنيا و دانشگاه هاروارد، گشوده شد و در پي آن، پژوهشگران براي برقراري ارتباط علمي متقابل با يكديگر، از اين شبكه به بهره‏برداري پرداختند. در سال ۱۹۸۳، براي جدا ساختن كامل كاربردهاي نظامي و غيرنظامي شبكه‌ي مذكور، در كنار «آرپانت»، كه از آن پس منحصراً به وسيله‌ي محققان دانشگاهي و مراكز علمي مورد استفاده قرار مي‏گرفت، شبكه‌ي مستقلي موسوم به «ميل‏نت»۳، براي پژوهشگران نظامي، تأسيس گرديد. در طول سال‏هاي بعد دهه‌ي ۱۹۸۰،‌ «بنياد ملّي علوم» ايالات متحده نيز به تقـويت و توسعه‌ي شبكه‌ي «آرپانت» كمك كرد و علاوه بر ايجاد يك شبكه‌ي خاص علمي۴، شبكه‌ي ديگري با همكاري كمپاني مشهور «اي. بي‏. ام»۵ ، به نام «بيت نت»۶ ، براي استفاده‌ي ‌محققان زمينه‏هاي غيرعلمي،‌ تأسيس نمود. با توجه به آن كه تمام شبكه‏هاي مذكور،‌ در فعاليت‏ها و تماس‏هاي ارتباطي خود، از سيستم اطلاعات «آرپانت» بهره‏مند مي‏شدند، مدتي نام اين شبكه‌ي ميان شبكه‏اي، ( آرپا ـ اينترنت)۷ گفته مي‏شد و سرانجام، به «اينترنت» ۸، موسوم گرديد. به موازات اين تحولات و براي پاسخگوئي به رشد فعاليت‏هاي ارتباطي از طريق شبكه‏هاي اطلاعاتي و به ويژه «اينترنت»، تكنولوژي كامپيوتري نيز رو به تكامل و توسعه گذاشت. به اين معنا، كه از يك طرف، دستگاه‏هاي «كامپيوتر شخصي»۹ ، به بازار آمدند و امكان گسترش شبكه‏ها را افرايش دادند و از طرف ديگر، توانائي‏هاي فني كامپيوتري نيز بالا رفتند. شبكه‌ي «آرپانت» در سال‏هاي دهه‌ي ۱۹۷۰ ، از ارتباط‏هاي داراي ۵۶ هزار بيت۱۰ در ثانيه استفاده مي‏كرد. در سال ۱۹۸۷، خطوط ارتباطي اين شبكه، از توانائي انتقال، ۵/۱ ميليون بيت در ثانيه برخوردار شدند. سرعت انتقال پيام‏هاي «اينترنت»، در سال ۱۹۹۲، به ۴۵ ميليون بيت در ثانيه ـ معادل ۵ هزار صفحه در ثانيه ـ افزايش يافت و درسال ۱۹۹۵، تكنولوژي كامپيوتري مورد استفاده‌ي «اينترنت»، به حد بسيار فوق‏العاده‏اي از پيشرفت رسيد. به طوري كه براي آن، امكان انتقال اطلاعاتي معادل مجموعه‌ي ده‏ها ميليون كتاب‏ها و نشريات كتابخانه‌ي كنگره‌ي ايالات متحده‌ي آمريكا در هر دقيقه، فراهم گرديد. درعين حال، افزايش توانائي فني انتقال پيام‏هاي ارتباطي از طريق «اينترنت»، به تنهائي براي گسترش شبكه‏‏هاي اطلاع‏رساني در سطح جهاني كافي نبود و به اين منظور، ارتباط متقابل رايانه‏ها نيز ضرورت داشت. به همين لحاظ، براي از ميان بردن اين مانع، از سيستم ارتباطي ويژه‏اي معروف به «يونيكس»۱۱، كه در سال ۱۹۶۹در آزمايشگاه‏هاي كمپاني معروف «بل»۱۲ اختراع گرديده بود، كمك گرفته شد. كاربرد سيستم «يونيكس»، از سال ۱۹۸۳، كه كوشش‏هاي محققان دانشگاه كاليفرنيا در «بركلي»، با مساعدت مالي «آژانس طرح‏هاي پژوهشي پيشرفته» وزارت دفاع آمريكا، براي انطباق مجموعه‏اي از پروتكل‏هاي علمي، موسوم به «پروتكل كنترل انتقال بر پروتكل ارتباط متقابل»۱۳ با اين سيستم،به موفقيت رسيدند، رو به گسترش گذاشت و به اين ترتيب، رايانه‏ها امكان يافتند كه علاوه برايجاد ارتباط متقابل با يكديگر، به رمزگذاري و رمزگشائي مجموعه‏هاي داده‏هاي مورد انتقال بسيار سريع در شبكه‌ي «اينترنت» نيز اقدام كنند. از آن زمان،‌ شبكه‏هاي اطلاعاتي محلي و منطقه‏اي، توانائي پيدا كردند با هم ارتباط متقابل برقرار سازند و داده‏ها و پيام‏هاي خود را به هر كجا كه خطوط تلفن

ي و رايانه‏هاي مجهز به دستگاه «مودم»۱۴ ـ براي اتصال رايانه به تلفن ـ وجود دارند، انتقال دهند. به اين گونه، شبكه‏سازي‏هاي اطلاعاتي در سراسر جهان توسعه يافتند و مقدمات استفاده از «بزرگراه‏هاي اطلاعاتي» نيز فراهم گرديدند. بايد يادآور شد كه از اوايل دهه‌ي ۱۹۹۰، همراه با پيشرفت و گسترش تكنولوژي رايانه‏اي «اينترنت»، كاربرد آن بيشتر به سه زمينه‌ي خاص، شامل «پست الكتروني»۱۵، سرويس‏هاي اطلاعات درخواستي و بر روي خط۱۶، مانند سرويس «تار عنكبوت گسترده‌ي جهاني»۱۷ و «گروه‏هاي مباحثه‏اي و خبري»۱۸ معطوف گرديده است. توسعه‌ي استفاده از شبكه‌ي «اينترنت»، در دوره‌ي كوتاه فعاليت آن، بسيار چشم‏گير بوده است. در سال ۱۹۷۳، شبكه‌ي مذكور تنها ۲۵ رايانه را در برمي‏گرفت و تا پايان دهه‌ي ۱۹۷۰ نيز نمي‏توانست سالانه بيش از ۲۵۶ رايانه را در كنار خود داشته باشد. در اوايل دهه‌ي ۱۹۸۰ و به دنبال تحولات فني مختلف، هنوز بيش از ۲۵ شبكه، با حدود چند صد رايانه‌ي اصلي و چند هزار نفر كاربران آن‏ها، امكان استفاده از آن را دارا نبودند. در حالي كه در اواسط دهه‌ي ۱۹۹۰، در سراسر جهان ۴۴ هزار شبكه‌ي اطلاعاتي،‌ شامل ۲/۳ ميليون دستگاه رايانه و ۲۵ ميليون نفر كاربران آن‏ها، از طريق «اينترنت»، امكان ارتباط متقابل پيدا كرده بودند. در اين ميان، بر مبناي تحقيقي كه در اوت ۱۹۹۵ صورت گرفته بود، مشخص مي‏شد كه ۲۴ ميليون نفر آمريكائي از «اينترنت» استفاده مي‏كنند و ۳۶ ميليون نفر هم امكان دسترسي به آن را دارا هستند. تحقيقات بعدي هم نشان داده‏اند كه استفاده‏كنندگان اين شبكه در آمريكا، هر سال نسبت به سال پيش، دو برابر مي‏شوند، از لحاظ عده‌ي كاربران «اينترنت» در سطح جهاني هم، اكنون با توجه به توانائي‏هاي بالقوه‌ي اين شبكه، پيش‏بيني مي‏گردد كه در اواسط دهه‌ي اول قرن بيست و يكم، صدها ميليون نفر در سراسر دنيا، از آن بهره‏مند خواهند شد. همچنين به نظر كارشناسان، «اينترنت» زماني خواهد توانست ۶۰۰ ميليون شبكه‌ي رايانه‏اي را به هم متصل سازد. در مورد عوامل پيشرفت و گسترش شبكه‌ي «اينترنت»، مي‏توان از دو گونه عناصر متضاد، نام برد. بايد خاطر نشان ساخت كه در اين زمينه، از يك سو برنامه‏هاي امنيت‏انديشي وزارت دفاع ايالات متحده و همكاري‏هاي علمي برخي از دانشگاه‏هاي مشهور آمريكا در ايجاد شرايط فني كاربردي كردن يك انقلاب جديد در تكنولوژي‏هاي ارتباطي، تأثير گذاشتند و از سوي ديگر، مظاهر فرهنگ آزادانديشي و اعتراض‏گري مراكز دانشگاهي آمريكائي، كه در دهه‏هاي ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در جنبش دانشجوئي آرمان‏خواهانه‌ي آن كشور به خودنمائي پرداخته بودند، نيز به سبب كوشش‏هاي علمي دانشجويان در جهت مردمي كردن اين گونه شبكه‏ها، در توسعه‌ي آن سهم عمده‏اي ايفاء‌ نمودند. در واقع، اختراع دستگاه «مودم»، كه اكنون از لوازم اساسي استفاده از «اينترنت» به شمار مي‏رود، در سال۱۹۷۸،به وسيله‌ي دو تن از پيشگامان جنبش مذكور، با نام‏هاي «وارد كريستنسن»۱۹ و «راندي سيوس»۲۰، كه در دانشگاه شيكاگو

تحصيل مي‏كردند، صورت گرفت. آن دو دانشجو، در فاصله‏هاي دور از يكديگر زندگي مي‏نمودند و‌ براي خودداري از رفت و آمد متقابل در زمستان سرد و يخبندان شيكاگو و ايجاد امكان مبادله‌ي مستقيم برنامه‏هاي ميكرورايانه‏اي خويش از طريق تلفن، به تهيه‌ي دستگاه «مودم» دست زدند. يك سال بعد، دانشجويان ياد شده، شيوه‌ي استفاده از اين دستگاه، موسوم به «ايكس مودم پروتكل»۲۱ را، كه به رايانه‏هاي شخصي امكان مي‏داد تا پروند‏ه‏هاي طرح‏ها و برنامه‏هاي اطلاعاتي خود را بدون استفاده از يك سرويس ديگر، به طور مستقيم انتقال دهند، اعلان كردند. آن دو به لحاظ علاقه

و توجه ويژه‏اي كه به گسترش هر چه بيشتر توانائي‏هاي ارتباطي رايانه‏اي و مردمي كردن اين گونه ارتباطات داشتند، از دريافت هرگونه حق اختراع خودداري نمودند و كاربرد اين دستگاه را مجاني شناختند. به اين طريق، كاربران شبكه‏هاي رايانه‏اي خارج از شبكه‌ي «آرپانت» نيز امكان مبادله‌ي اطلاعات خويش را پيدا كردند. در همان سال، سه دانشجوي دانشگاه «ديوك»۲۲ در كاروليناي شمالي هم به شيوه‌ي جديدي براي اتصال مستقيم و متقابل رايانه‏هاي شخصي از طريق يك خط تلفن، دست يافتند و به كمك آن، شبكه‌ي تازه‏اي موسوم به «يوزنت»۲۳ پديد آوردند، كه مهم‏ترين ابتكار آن، ايجاد گروه‏هاي مباحثه ‌و گفت و شنود و تبادل اخبار خاص بود. مخترعان اين شبكه‌ي اطلاعاتي نيز نرم افزار مخصوص استفاده از آن را مجاناً در اختيار علاقه‏مندان قرار دادند. در سال‏هاي بعد، به موازات كاهش بهاي رايانه‏هاي شخصي و افزايش قدرت ارتباطي آن‏ها، شبكه‏هاي اطلاع‏رساني گوناگوني، كه بيشتر به انتشار اخبار رويدادهاي انعكاس نيافته از طريق خبرگزاري‏ها و شبكه‏هاي خبري متعارف، دست مي‏زدند و به شبكه‏هاي «بولتين بورد سيستم»۲۴ معروف شدند، پديد آمدند. اين شبكه‏ها كه ابتداد در ايالات متحده‌ي آمريكا و سپس در سراسر دنيا مورد استفاده قرار گرفتند، به زودي كاربردهاي سياسي بسيار مهمي پيدا كردند. به طوري كه به دنبال جنبش آزادي‏خواهانه‌ي دانشجويان چيني و حوادث خونين ميدان «تيانانمن» پكن درسال ۱۹۸۹، دانشجويان چيني مقيم خارج آن كشور، با اعتراض‏هاي منتشر شده از طريق اين‏گونه شبكه‏ها، تواناتي بالقوه‌ي امكانات ارتباطي نوين رايانه‏اي در دنياي امروز را آشكار ساختند، بهره‏برداري سياسي فرمانده ماركوس، رهبر زاپاتيست‏هاي انقلابي مكزيك، از امكانات ارتباطي شبكه‌ي «اينترنت» براي انتشار پيام‏هاي حاوي هدف‏ها و برنامه‏هاي اين جنبش، در فوريه‌ي ۱۹۹۵، به هنگام عقب‏نشيني به عمق جنگل‏هاي انبوه اين كشور، در جهت آگاهي‏دهي به مردم جهان و وسايل ارتباط جمعي و مقابله با سياست‏هاي دولت مكزيك، نيز در اين زمينه اهميت خاص داشته است. ۲- سياست‏ها و برنامه‏هاي ايالات‏ متحده‌ي‏ آمريكا و ساير كشورهاي بزرگ غربي در مورد‏ جامعه‌ي اطلاعاتي از اوائل دهه‌ي ۱۹۹۰، همراه با پيشرفت و گسترش كاربرد شبكه‌ي اطلاع‏رساني «اينترنت»، تحت تأثير دگرگوني‏هاي سريع تكنولوژي‏هاي نوين ارتباطات و اطلاعات و به ويژه، امكانات جديد توسعه‌ي خطوط فيبرنوري و رمزگذاري و رمزگشائي ديجيتال، پيام‏ها و اطلاعات موردانتقال از طريق شيوه‏هاي سه‏گانه‌ي ارتباطي ( ارتباطات جمعي راديو ـ تلويزيوني، ارتباطات دور و ارتباطات كامپيوتري) و به عبارت‏ روشن‏تر، بر اثر همگرائي اين شيوه‏هاي ارتباطي و كاربردي شدن ابزارهاي چند رسانه‏اي، براي انتقال همزمان اصوات و تصاوير و داده‏ها و اطلاعات، كوشش‏هاي خاصي در ايالات متحده‌ي آمريكا و ساير كشورهاي بزرگ صنعتي، براي ايجاد «بزرگراه‏هاي اطلاعاتي»، آغاز شدند. الف ـ ايالات متحده‌ي آمريكا اصطلاح «بزرگراه‏هاي‏اطلاعاتي»۲۵، ظاهراً نخستين بار در سال ۱۹۸۷، به وسيله‌ي «آلبرت گور»۲۶، سناتور وقت و معاون بعدي رياست جمهوري ايالات متحده‌ي آمريكا، ضمن يك سخنراني مطرح شده بود. اين اصطلاح در نوامبر ۱۹۹۱، در متن قانون جديدي راجع‏ به پيشبرد استفاده ا

ز كامپيوتر۲۷، كه از سوي كنگره‌ي آن كشور تصويب گرديد، نيز به خودنمائي پرداخت. هدف اصلي اين قانون، كه از طرف سناتور گور پيشنهاد شده بود و مورد پشتيباني «جرج بوش»‌، رئيس جمهوري وقت آمريكا هم قرار گرفته بود، به حفظ و حراست رهبري ايالات متحده در زمينه‌ي تكنولوژي‏هاي اطلاعاتي و ارتباطي، از طريق ايجاد يك شبكه‌ي ملّي بسيار نيرومند مطالعاتي ‏وتحقيقاتي، معطوف بود.يك سال بعد،بلافاصله پس از پيروزي «بيل‏كلينتون» و سناتور «آلبرت گور»، نامزدهاي حزب دموكرات، در انتخابات رياست جمهوري ايالات متحده ( نوامبر ۱۹۹۲)، رئيس‏‏جمهوري جديد و معاون وي، «بزرگراه‏هاي‏اطلاعاتي» را به عنوان يكي از محورهاي اصلي برنامه‏‏هاي اقتصادي دول

ت تازه‌ي آمريكا، معرفي كردند. چند روز پس از آغاز زمامداري «بيل كلينتون»، وي و «آلبرت گور»، در فوريه‌ي ۱۹۹۳طي بيانيه‏اي، نقش تكنولوژي‏هاي جديد ارتباطي در رشد اقتصادي ايالات متحده‌ي را مورد تأكيد قرار دادند و ضمن آن، هدف‏هاي ايجاد و توسعه‌ي بزرگراه‏هاي اطلاعاتي را چنين توصيف نمودند: «آن جا كه در گذشته، قدرت اقتصادي ايالات متحده‌ي آمريكا، با توجه به عمق بندرها و وضعيت راه‏هاي ما مشخص مي‏شد، امروز هم اين قدرت، با درنظر گرفتن توانائي ما براي انتقال سريع و مطمئن مقادير بزرگ اطلاعات و توانائي‏ ما براي كاربرد اين اطلاعات و شناخت آن‏ها، مشخص مي‏شود. همچنان كـه شبكه‌ي بزرگراه‏هاي دولت فدرال، تحول تاريخي مهمي در تجارت ما پديد آورد. بزرگراه‏هاي اطلاعاتي» كنوني ـ با توانائي حمل و نقل انديشه‏ها، داده‏ها و تصويرها در سراسر كشور و در سراسر جهان ـ براي قابليت رقابتي معارضه‏گر و قدرت اقتصادي آمريكا، نقش اساسي دارند…» در ماه‏ سپتامبر همان‏سال نيز دولت آمريكا، يك «برنامه‌ي عمل در مورد زيرساخت اطلاعاتي ملّي»۲۸ منتشر كرد و ضمن آن، مجموعه‌ي كوشش‏ها و اقدام‏هاي ضروري براي پيشرفت و گسترش «بزرگراه‏هاي اطلاعاتي» را تعيين نمود. همزمان با تلاش‏هاي رهبران ايالات متحده براي برتري‏جوئي جهاني اين كشور در زمينه‌ي بزرگراه‏هاي‏ اطلاعاتي» و زيرساخت‏هاي تكنولوژي‏هاي نوين اطلاعات و محتويات معرفتي پيام‏هاي موردانتقال از طريق آن‏ها، كه تنها در داخل اين كشور براي آن‏ها، ضرورت اختصاص ۴۰۰ ميليارد دلار سرمايه از سوي كمپاني‏هاي بزرگ ارتباطي، پيش‏بيني شده بود، به ارائه سخنراني‏ها و گفتمان‏هاي اميدواركننده درباره‌ي دست‏آوردهاي تازه‌ي اين تكنولوژي‏ها و پيام‏ها براي تمام كشورهاي دنيا، در كنفرانس‏هاي بين‏المللي نيز توجه خاصي مبذول گرديد. «آلبرت گور»،‌ در ماه مارس ۱۹۹۴، طي يك سخنراني هيجان‏آميز در كنفرانس عمومي نمايندگان عالي مقام و تام‏الاختيار كشورهاي عضو «اتحاديه‌ي بين المللي ارتباطات دور»، كه در «بوئنوس آيرس» مركز آرژانتين برگزار شد، در مورد اهميت ايجاد و توسعه‌ي «زير ساخت‏ اطلاعاتي‏ جهاني»۲۹ و ضرورت گسترش «بزرگراه‏هاي اطلاعاتي» در تمام كشورها و سراسر دنيا، سخن گفت. وي در اين سخنراني، نكات زير را خاطر نشان ساخت: «… هدف اصلي، تأمين يك سرويس اطلاعاتي عمومي و جهاني است كه براي تمام اعضاي جوامع ما قابل دسترسي باشد و به اين طريق، امكان نوعي گفتگوي جهاني را پديد آورد كه در آن هر فرد بتواند سخن خود را بيان كند … «زير ساخت‏ اطلاعاتي جهاني» تنها يك استحاله‌ي عملي دموكراسي نخواهد بود. بلكه در واقع امر نيز عملكرد دموكراسي را با افزايش و گسترش مشاركت شهروندان در تصميم‏گيري‏ها، تقويت خواهد كرد. اين زيرساخت، به توانائي كشورها براي همكاري مشترك در ميان آن‏ها، مساعدت خواهد نمود. من در اين زمينه، يك عصر جديد دموكراسي آتني، كه در مجامع گفت و شنودي ايجاد شده از طريق زيرساخت اطلاعاتي جهاني پديد خواهد آمد، پيش رو مي‏بينم…» معاون رئيس‏جمهوري آمريكا، در همين سخ

نراني، ضمن تأكيد بر نقش مهم شبكه‏هاي جديد اطلاعاتي به عنوان ابزارهاي توسعه و همبستگي جهاني و ضرورت اداره‌ي اين شبكه‏ها از طريق مؤسسات خصوصي در تمام كشورها، ابراز اميداواري كرد كه شبكه‏هاي مذكور بتوانند مسائل مربوط به عدم تعادل‏هاي بزرگ اجتماعي و اقتصادي كنوني دنيا را، كه مانع پيشرفت كشورهاست، حل كنند. در حدود يك سال بعد، «آلبرت گور»‌، در كنفرانس سران هفت كشور بزرگ صنعتي جهان در زمينه‌ي تكنولوژي‏هاي نوين ارتباطي و «بزرگراه‏هاي اطلاعاتي»، كه در روزهاي ۲۵ و ۲۶ فوريه‌ي ۱۹۹۵، از سوي «اتحاديه‌ي اروپايي»، در بروكسل،‌ پايتخت بلژيك تشكيل شد، سخنراني مهم ديگري راجع‏ به «برنامه‌ي همكاري در زمينه‌ي زيرساخت‏ اطلاعاتي جهاني»۳۰ ايراد كرد. دولت ايالات متحده‌ي آمريكا، در سال‏هاي اخير به موازات سياست‏ها و برنامه‏هاي ياد شده در مورد تدارك پيشرفت و گسترش «بزرگراه‏هاي اطلاعاتي» در داخل آن كشور و در سطح جهاني، هدف‏هاي برتري‏جويانه‌ي كمپاني‏هاي خصوصي بزرگ آمريكائي و مخصوصاً انحصارهاي ارتباطي، در جهت دستيابي به منافع موردنظر در عرصه‌ي رقابت‏هاي بين‏المللي با كمپاني‏هاي ساير كشورهاي سرمايه‏داري را، مورد حمايت قرار داده است و به همين لحاظ، با برخي از كوشش‏هاي كشورهاي اروپاي غربي و «اتحاديه‌ي اروپايي» براي وضع مقررات محدود كننده در برابر فعاليت‏هاي آزاد و بي حد و حصر مؤسسه‏هاي ارتباطي انحصارگر ايالات متحده در زمينه‏هاي نوين الكتروني، مخالفت كرده است. يكي از اقدا‏م‏هاي مهم دولت آمريكا در حمايت از جهاني ‏سازي فعاليت‏هاي اقتصادي، كاربرد تكنولوژي‏هاي ارتباطي الكتروني و تحكيم و تقويت اين فعاليت‏ها، انتشار گزارش مهمي موسوم به «چارچوب كلي تجارت الكتروني جهاني»۳۱ است. اين گزارش كه به سرپرستي «ايراماگازينر»۳۲ تهيه و تدوين شده بود و در اول ژوئيه‌ي ۱۹۹۷، چندماه پس از آغاز دوره‌ي دوم رياست جمهوري «بيل كلينتون»، شخصاً به وسيله‌ي خود وي اعلام و معرفي گرديد، از توسعه‌ي بدون هرگونه مانع تجارت الكتروني در ايالات متحده و سراسر جهان، پشتيباني كرده است. در گزارش مذكور ، ضمن تأكيد بر اهميت و ضرورت توجه به «زيرساخت‏ اطلاعاتي ملّي» و

«زيرساخت‏‏هاي اطلاعاتي جهاني»، چنين گفته شده است: «تجارت جهاني نرم افزارهاي اطلاعاتي، توليدات سرگرم كننده ( فيلم‏ها، ويدئوها، بازي‏ها، نوارهاي ضبط صوت)، سرويس‏هاي اطلاعاتي (پايگاه‏هاي داده‏ها، روزنامه‏هاي كامپيوتري)، اطلاعات فني، اجازه‏نامه‏هاي محصولات توليدي، خدمات مالي و خدمات حرفه‏اي (فعاليت‏هاي مشاوره‏اي فني و بازرگاني، حسابداري، مشاوره‏هاي حقوقي، آژانس‏هاي مسافرتي و غيره )، در طول ده سال اخير به صورت بسيار گسترده، توسعه يافته است. اين تجارت جهاني، اكنون به تنهائي ۴۰ ميليارد دلار از صادرات آمريكا را در برمي‏

 

گيرد و جالب توجه آن كه يك بخش مهم و رو به افزايش داد و ستدهاي مذكور، از طريق ارتباطات مستقيم الكتروني، صورت مي‏پذيرد …»