چوب

منابع و مأخذ
مصالح شناسي ، مترجم و گرد آوردنده : سياوش كباري
مصالح ساختماني ، مترجم و گرد آوردنده : احمد حامي
سايت اينترنتي www. architectuere. com

مقدمه و و تاريخچه
پيش از بكار گيري مواد معدني يا مصالح صنعتي چون آهنم آجر و سراميك در سازه هاي معماري يا عمراني ، چوب يكي از اصلي ترين و قديمي ترين مصالح در دسترس بوده است انسان اوليه طرز شكل دادن به چوب را براي تهيه ابزار گوناگون فرا گرفت ابزار وسائل چوبي اوليه و حتي ساختمانها و تزئينات چوبي ادوار ماقبل تاريخ و اعصار مختف تاريخ ، نمايانگر اهميت چنان ماده اي است كه قبل از فلز و همزمان با مصرف سنگ به اختيار بشر درآمده و از آن در راههاي مختلفي چون ابزار و وسائل زندگي سلاح ، ساختمان استفاده كرده است ( تصوير شماره ۱)

از ساختمان هاي روستايي گرفته تا ساختمانهاي چند طبقه شعري ، پل ها و كوشك ها از چوب ساخته ميشدند كه بسياري از آنها در ايران يا كشورهاي ديگر به عنوان ميراث فرهنگي شناخته ميشوند . قدمت ساختمانهاي چوبي بدون شك بايستي به عصر نوسنگي برسد نزديك به ۶۰۰۰ سال پيش ،‌معماران ايراني براي گرمي بخشيدن به خانه هاي مسكوني ،‌كاخ ها و ابنيه ،‌به طور گسترده از چوب استنفاده ميكردند پولي بيوس ، از نخستين تاريخ نگاران جهان ، كاخ باستاني همدان ( هگمتانه ) را كه در زمان مادها بنا شده بود چنين توصيف كرده است :
‍‍«بيشتر اين كاخ از چوب سدر و سرو ساخته شده بود . ستون هاي چوبي آن را با ورق هاي نقره و زر پوشانيده بودند »

در تخت جمشيد ا زچوب هاي بلوط ، گردو و سرو استفاده شده است . به طور كلي تير و ستون هاي چوبي از ويژگي هاي معماري باستاني ايران است و در مراحل مختلف و سبك هاي معماري گوناگون ايراني ، چوب از اركان اصلي بوده است . از نشانه هاي زنده ساختمان هاي چوبي ميتوان از چهل ستون ، عالي قاپو ، مسجد بناب در حومه مراغه كه مربوط به دوره مياني معماري كشورمان است نام برد .
اما پس از مدتي كاربرد چوب بدانگونه كه شايسته است تا از اركان ا

صلي ساختمانها باشد ، فراموش شده است . با اين حال هنوز چوب يكي از مهم ترين عناصر كارا و نقش آفرين در مسائل معماري و هنري ميباشد .
چوب برخلاف ساير مصالح ساختماني پس از گل به خاطر خاصيت شكل پذيري فراوان و طبيعي بودنش با روحيه انسان سازگار و از مطلوبيت ويژه اي برخوردار است .
فرانك لويداريت در مورد چوب ميگويد :
« چوب صميميترين و انساني ترين مصالح است . انسان عاشق پيوند با آن است دوست دارد آن را لمس كند وديدن آن را خوش ميدارد .»
جوب به عنوان يكي از مصالح ساختماني داراي چند خاصيت با ارزش است :
مقاومت نسبي بالا ، مقدار چگالي كم ، رسانايي كم و مناسب براي كارهاي ماشيني . در عين حال چوب چندين نقطه ضعف نيز دارد در مقطع عر ضي داراي خواص متفاوت از جهات مختلف ميباشد رطوبت موجود در چوب و قابليت ها و خواص متغيري در چوب ايجاد ميكند همچنين چوب داراي قابليت پوسيدن و اشتعال ميباشد البته تكنولوژي پيشرفته روند تهيه چوب مقدار زيادي از اين نقايص را برطرف كرده است .
ساختار درخت
درخت از تنه ، اجزاي بالايي ( شاخته ، برگ و … ) ريشه ها تشكيل شده است ريشه هاي درخت با فرورفتن در خاك ، رطوبت و مواد معدني موجود در انرژي ر ا جذب ميكنند و به تنه ميرساند ، تنه درخت هم شاخه ها و قسمت هاي بالايي را تقويت و تغذيه ميكند و امكان رساندن آب و شيره درختي از ريشه به برگ ها از ميان شاخه ها و بالعكس را فراهم ميكند ساختار چوب كه بوسيله چشم غير مسلح يا يك ذره بين كوچك ديده ميشود ساختار قابل رؤيت و قسمت هاي كه فقط با يك ذره بين قوي بزرگ و اضح آشكار است ساختار ذره بيني ناميده ميشوند .
ساختار قابل رؤيت :
ساختار قابل رؤ يت چوب را ميتوان با برش تنه از سه جهتي كه در تصوير شماره (۳و ۴ ) نشان داده شده است مشاهده كرد .
پوست درخت در برابر ضربات و ضايعات مكانيكي از چوب محافظت ميكند . اين قسمت از يك لايه بيروني ( لبه ) و يك لايه داخلي ( آبكش ) تشكيل شده است .
ليف درختي ( آبكش ) ،‌يك لايه نازك داخلي پوست است و هدف آن انتقال شيره درخت به شاخه ها و ذخيره آنهاست .

لايه زاينده ( كامبيوم ) ، يك لايه باريك از بافت زنده ميباشد كه در كنار ليف درختي قرار گرفته است در لايه زاينده ( كامبيوم ) سلو ل هاي چوب رشد ميكنند در بهار لايه زاينده متشكل از سلولوهاي پهن با غشاي نازك است در اين فصل وجود آب فراوان و خاك سرشار از مواد غذايي موجب ميشود كه سلولهايي كه در بهار و اوائل تابستان به وجود مي آيند بافتي متخلخل و پر از خلل و فرج بسازند كه چوب بهاره را تشكيل ميدهند به همين دليل است كه اين قسمت داراي رنگ روشني

ميباشد در طول تابستان ، درخت با گسترش ريشه ها و برگ هايش ، سلولهاي زاينده را افزايش ميدهد چوبي كه در اواخر تابستان و پاييز رشد ميكند و شكل ميگيرد « چوب پاييزه » نام دارد. چوب پاييزه سخت تر ، مقاوم تر ، داراي وزن حجمي بيشتري از چوب بهاره ميباشد هرچه ميزان رشد چوب در پاييز بيشتر باشد تاب و مقاومت آن نيز افزايش مي يابد لايه هايي كه در فصل هاي رشد

شكل ميگيرند حلقه هاي ساليانه نام د ارد در بعضي گونه ها مانند بلوط فاصله بين حلقه هاي ساليانه در محل برش مقطعي ( عرضي) تنه قابل مشاهده است پهناي حلقه هاي ساليانه كه بستگي به شرايطرشد دارد در خواص چوب موثر است هرچه حلقه ساليانه ضخيم تر باشد چوب مستحكم تر است .
چوب ، يك لايه ضخيم است كه در كنار سلولهاي زاينده كه متشكل از تعدادي حلقه هاي باريك هم مركز ميباشند قرار دادر در درخت در حال رشد چوب عموماً از سلولهاي زنده تشكيل شده است چوب محكم ترين و مقاوم ترين قسمت تنه براي كارهاي ساختماني است در جهت برش هاي افقي ، شيره درخت از پوست درخت از ميان نسوج شعاعي عبور ميكند و به چوب ميرسد نقش نسوج شعاعي در مقاومت چوب بسيار مهم است در واقع اين نسوج مانند بست هايي هستند كه الياف چوب را به همديگر محكم ميكنند و نگاه ميداند از خم شدن و از هم گسيختگي رشته ها ميكاهند .
به مرور زمان در اطراف مغز چوب ، بافتي از سلولهاي مرده تشكيل ميگردد كه چوب پير نام دارد اين قسمت معمولاً از چوب جواني كه آن را احاطه كرده است محكم تر ميباشد و حاوي مقاديري رنگ و مواد قليايي است البته درختان مختلف از اين نقطه نظر متفاوت هستند در مقطع عرضي درختاني مثل گردو ، آلبالو نارون ، چوب مركزي يا چوب پير ديده ميشود چوب جوان معمولاً رنگ روشني دارد اما چوب پير تيره تر ميباشد .
چوب ها از نقطه نظر بافت به دو دسته تقسيم ميشوند :
سخت چوب ها : اين دسته شامل چوب درختان پهن برگ ميباشد بافت چوب درختان پهن برگ تنها در زماني كه درخت برگ دارد ، رشد ميكند رشد ونمو در بهار شروع ميشود و به مرور زمان هر چه به پاييز نزديك ميشويم رو به افول ميگذارد اين رشد تا بهار سال آينده متوقف ميگردد لذا حلقه ساليانه اين دسته از درختان به صورت يكنواخت از چوب بهاره داراي رنگ روشن به طرف چوب پاييزه تيره رنگ تغيير ميكند در ضمن حجم نسوج شعاعي در سخت چوب ها حدود ۱۸ درصد حجم چوب ميباشد ، كه همين مسأله مقاومت چوب را افزايش ميدهد بايد دانست كه هر چه حلقه ساليان

ه اين نوع چوب ها عريض تر باشد ، تاب و توان اين نوع چوب ها عريض تر باشد ، تاب و توان آنها در برابر نيروهاي مكانيكي بيشتر خواهد شد ( تصوير شماره ۵ )
نام سخت چوب ها به دليل نوع بافت آنها است و دليل بر سخت تر بودن كليه چوب هاي اين د سته نميباشد برخي از درختان پهن برگ عبارتند از گردو ، انجير ، بلوط ، چنار، راش ، تبريزي ، سپيد

ار و افرا از جمله موارد استفاده از اين نوع چوب ها ساخت مبلمان ، در و پنجره و نازك كاري در ساختمان ميباشد .( جدل شماره ۱ )
نرم چوب ها : شامل چوب درختان سوزني برگ اسن بافت چوب درختان سوزني برگ در طول سال زمان بيشتري براي روئيدن دارد درخت سوزني برگ در بهار و تابستان با شدت رشد ميكند و سپس تا پايان فصل سرما اين رشد و نمو به كندي مي گرايد و به آرامي ادامه پيدا ميكند به اين دليل چوب پاييزه و بهاره در حلقه ساليانه درختان سوزني برگ به راحتي از يكديگر تميز داده ميشود و رنگ آنها اين مسأ له را مشخص ميكند به اين ترتيب ميتوان از شكل مقطع عرضي ،‌ درختان سوزني برگ و پهن برگ را از يكديگر تشخيص داد . مقطع درختان سوزني برگ ، بسيار ساده و منظم ميباشد و ميزان حجم نسوج شعاعي ۷% حجم چوب را تشكيل ميدهد ( تصوير شماره ۶ )
برخي از درختان سوزني برگ عبارتند از : سرو ، كاج و سرخدار . از اين نوع چ.ب ها براي تهيه ستون ها ، تيرها ، قالب بندب داربست و مانند اينها استفاده ميكنند ( جدول شماره ۲ )
خواص چوب
خواص فيزيكي چوب :
وزن مخصوص : به مقدار خلل و فرج ميزان رطوبت همراه چوب وابسته است و معمولاً در رطوبت ۱۵% محاسبه ميشود چوب سنگين ترا از معمولاً مقاوم تر است ، بار بيشتري را تحمل ميكند و با افزايش وزن مخصوص معمولاً خواص مكانيكي چوب افزايش پيدا ميكند وزن مخصوص گونه هاي مختلف متفاوت است ( جدول شماره ۳ )
رطوبت چوب : مقدار آبي است كه در واحد وزن چوب موجود ميباشد رطوبت چوب بر روي خواص فيزيكي چوب اثر زيادي دارد ( توضيحات بيشتر در بخش رطوبت چوب آمده است )
هدايت حرارت در چوب : قابليت هدايت حرارتي چوب كم است و به اين دليل براي ساختن عايق هاي حرارتي مناسب است .همچنين موجب ميشود كه در تيرهاي چوبي كلفت با وجود اينككه چوب زود مشتعل مشود قسمت دروني آن تا مدت نسبتاً زيادي از خطر اشتعال در امان بماند هدايت گرمايي چوب در جهت طولي آن دو برابر جهت عرضي و هدايت حرارتي شعاعي بيشتر ار هدايت حرارتي مماسي است با افزايش رطوبت ، هدايت حرارتي چوب افزايش مي يابد .
تغيير ابعاد بر اثر حرارت ( انقباض و انبساط ) : ضريب انبساط حرارتي چوب در مقايسه با اثر تغيير رطوبت بر ابعاد آن تقريباً قابل چشم پوشي است ازدياد حرارت معمولاً حجم را كمي زياد ميكند مقدار رطوبت را كاهش ميدهد و باعث كاهش جرم حجمي ميشود
ضريب انبساط حرارتي چوب در جهت طولي ( در جهت الياف چوب ) حدود ۱۸% جهت شعاعي و مماسي است .

گرماي ويژه چوب :‌ گرماي ويژه چوب خيلي زياد است و وقتي در كنار هدايت حرارتي ناچيز آن قرار ميگيرد باعث به وجود آمدن ويژگيهاي مناسب در چوب ميشود ، براي مثال چوب در برابر خورشيد تابش آن برخلاف فلزات سطحش سوزاننده نيشت و در محيط هاي بسيار سرد يخ نميزند .
قابليت سوختن و قدرت انرژي زايي : چوب به علت حرارت مطبوع و شعله هاي زيبايي كه ايجاد

ميكند براي سوزاندن در بخاريهاي ديواري مصرف ميشود كه از چوب هاي زائد هم ميتوان در اين مورد استفاده كرد چوب از نظر سوختن با ساير سوختها در رقابت است و همچنين مواد حاصل از سوخت آن بي خطرند .
انتقال و انتشار صوت :‌چوب به علت قابليت ارتجاعي قادر به تقويت اصوات ميباشد انتشار صوت در چوب در جهات مختلف متفاوت است البته ميزان رطوبت و گونه چ.ب نيز موثراست اما به طور كلي سوزني برگان از لحاظ انتشار صوت و طنين مرغوب تر ميباشند و در ساختمان آلات موسيقي سيمدار هم استفاده ميشوند .گ
جذب و تخفيف صدا : چوب هاي سبك اصوات را بهتر جذب ميكنند و هرچه سطح چوب نامنظم تر و مرطوبتر باشد خاصيت عايق بودن آن دربرابر صدا بيشتر است .
هدايت الكتريكي :‌ميزان هدايت الكتريكي چوب وابسته به درصد رطوبت چوب ميباشد و به طور كلي چوب هاي خشك عايق جريان برق هستند ميزان هدايت الكتريكي با وزن مخصوص رابطه محسوسي ندارد ، ولي ميزان هدايت الكتريكي در گونه هاي مختلف متفاوت است مقاومت الكتريكي در جهت موازي با الياف تقريباً ۱۲ جهت شعاعي و مماسي است .
هم گشيدگي و واكشيدگي : ممكن است تحت تأثير پديده هاي گوناگوني مانند رطوبت باشد و در جهات مختلف متفاوت است بيشترين هم كشيدگي در جهت مماسي است و در ج هت شعاعي ۱۲% تا ۱۳% جهت مماسي است در جهت طولي نيز هم كشيدگي ناچيز است اين پديده قط در حد رطوبت بين صفر تا اشباع است و البته اين پديده با انقباض و انبساط حرارتي تفاوت دارد .
رنگ و بو :‌معمولاً رنگ چوب پير تيره تر از چوب جوان و همچنين حلقه هاي پاييزي تيره تر از حلقه ه اي بهاره اند گونه هاي مختلف رنگ هاي متنوع و متفاوتي دارند معمولاً چوبهاي تيره تر بادوام تر هستند چوبهاي سالم بوي مطبوعي دارند و چوبهايي كه تحت تأثير عوامل بيولوژيكي مانند قارچ هستند بد بود ميشوند .
خواص مكانيكي چوب :‌
معمولاً مصارف گوناگون چوب به گونه اي است كه بايستي چوب پاره اي از نيروها را تحمل كند البته در اين خصوص بايد برخي از مسائل را در نظر گرفت ، مانند ناهمگن بودن چوب ، مقدار رطوبت ، نوع چوب و محل رويش ،‌پهني حلقه هاي ساليانه ، وزن مخصوص … كه باعث تفاوت هايي در اين زمينه ميشود از نظر خواص مكانيكي ميتوان ويژگيهاي زير را براي چوب مورد بررسي قرارداد :
سختي چوب ، در كيفيت كار با آن و نيز مصارفي نظير پاركت و … كه پيوسته تحت تأثير سايش هستند مهم است چوب هاي سست بيشتر مصرف درود گري دارند .
با افزايش جرم حجمي ، چوب سخت تر مي شود ولي با افزايش رطوبت ، سختي آن كاهش مي يابد .
تاب فشاري ، به خاطر ساختمان ناهمگن چوب در جهات و اندازه هاي مختلف ، متفاوت است . چوب در جهت الياف تاب فشاري زيادي دارد ولي بر اثر وارد آوردن نيروي خيلي زياد تغيير شكل ميدهد تا جايي كه غدد چوب ها يخشك الياف آن شروع به گسيختن ميكنند در چوب هاي مرطوب ممكن است به صورت له شدگي باشد و در چوب ها نيمه مرطوب به صورت لغزش الياف روي هم است .

افزايش رطوبت و جرم حجمي موجب افزايش تاب فشاري چوب ميشود افزايش حرارت باعث كاهش تاب فشاري ميشود .
در جهت عمود بر الياف چوب ها تاب كمتري از خود نشان ميدهند و به سرعت به حد تغيير شكل دائمي ميرسند .

مقاومت خمشي : چوب تحت تاثير خمش به طور محسوس تغيير شكل ميدهد اگر نيروي وارد شده بيش از تاب خمشي باشد باعث از هم گسيختگي الياف ميشود .
تاب ضربه اي : چون چوب مرطوب انعطاف پذيرتر است مقاومت آن در برابر ضربه بيشتر است .
به طور كلي هرچه چوب متخلخل تر باشد تاب ضربه اي آن كمتر است معايب چوب اثر زيادي بر تاب ضربه اي آن دارد .
تاب كششي : چوب در جهت الياف بيشترين تاب كششي را دارد و گاه تا دو يا سه برابر تاب كششي در جهت عمود بر الياف است .
به طور كلي چوب هاي سخت و سنگين تاب كششي بيشتري دارند تغيير رطوبت نيز تأثير زيادي بر تاب كششي دارد حد تاب كششي در شرايط رطوبت ۸ تا ۱۰ % ميباشد . معايب چوب اثر زيادي بر تاب كششي دارند و حتي يك گره كوچك بر روي چوب ميتواند تاب كششي چوب را به نصف كاهش دهد .
دوام چوب : چوب جسم بادوامي نيست و به وسيله حشرات ، قارچ ها و … فرسوده ميشود .
البته چوب هاي متراكم تر ، مقاوم ترند و ميتوان با روش هايي تراكم چوب را افزايش داد.
خواص شيميايي :
قسمت اعظم غشاي سلولهاي چوبي را سلولز تشكيل ميدهد و اين ماده از نظرصنايع شيميايي چوب فوق ا لعاده اهميت دارد .
اثر هوا ، اكسيرژن و آب بر سلولز : هواي خشك در حرارت عادي بر روي سلولز اثر نمي كند ( به همين دليل پنبه براي لباس و … به كار ميرود حتي در كشور ژاپن از مقواي فشرده براي تهيه مصالح ساختماني استفاده ميشود ) مواد اكسيد كننده نيز در صورت رقيق بودن بر روي سلولز اثر ندارند ، ولي چنانجه غليظ باشند مولكول سلولز را تحت تأثير شيميايي قرار ميدهند .
اثر حرارت : سلولز درحرارت ۱۵۰ درجه سانتي گراد تغيير رنگ ميدهد و در ۳۰۰ درجه سانتيگراد تجزيه ميشود .
اثر اسيدها : اغلب اسيدهاي معدني و آلي تنها چنانچه غليظ باشند بر سلولز موثرند .
اثر قلياها : به طور كلي قلياها در حالت رقيق بر سلولز اثري ندارد ، ولي سود غليط بر سلولز اثر ميكند و بدينوسيله مواد مختلفي به دست مي آيد ( كه در صنايع تهيه ابريشم مصنوعي كاربرد دارند )
خواص كاربردي :
چوب ماده اي است كه در طبيعت به مقدار فراوان يافت ميشود و بشر ميتواند آن را توليد و تكثير كند در واقع يكي از مصالحي است كه قابل تجديد است و در صورت وجود مديريت صحيح هيچ وقت تمام نميشود
در صنايع و موارد گسترده وگوناگوني كاربرد دارد ، مانند كشتي سازي ، هواپيما سازي صنعت حمل ونقل و بسته بندي ، كاغذ سازي ، ابريشك و چرم مصنوعي ، پارچه بافي ، فيلم سازي ، ساخت ابزار موسيقي و …
چوب به عنوان يكي از مصالح ساختماني در كليه امور قابل استفاده ميباشد و به علت برخورداري از تاب مناسب فشاري و كششي ا زآن علاوه بر مصارف روزمره ، براي ساختن پل ها ، خرپاها و اعضاي اق هاي پوسته اي نيز استفاده ميشود .
چوب در تزئينات داخلي و خارجي به عنوان يكي از بهترين و زيباترين مصالح طبيعي به طراحان كمك شاياني ميكند .
اين مصالح قابليت شكل پذيري بالايي دراد وبه راحتي ميتوان شكل آن را تغيير داد و ا زآن استفاده ديگري كرد .
قطعات چوبي به راحتي به هم چفت ميشوند و توسط ميخ و پرچ ، چسب يا با اتص

الات س

اده چوبي ، مانند كام و زبانه ، دم چلچله و … به همديگر متصل ميشوند .
رطوبت چوب
ميزان رطوبت در چوب :
ميزان رطوبت در چوب درختان مختلف متفاوت است ايم ميزان رطوبت به طول مدتي كه چوب بريده شده است و فصل برش و همينطور شرايطي كه چ.ب در آن نگاهداري شده است ، بستگي دارد . چون تغييرات ميزان رطوبت در چوب باعث تغيير حجم و فرم چوب ميشود ، مقاومتهاي مكانيكي آن را كاهش ميدهد ( به غير از مقاومت در برابر ضربه كه با افزايش رطوبت زياد ميشود ) ضمناً ازدياد رطوبت در چوب باعث هجوم حشرات و قارچ ها و افزايش رطوبت باعث ازدياد وزن حجمي چوب ميشود ( تصوير شماره ۷ )
چوب از نظر ميزان رطوبت به چهار دسته ذيل تقسيم بندي ميكنند :
چوب داراي آب آزاد يا چوب تر: چوب درختي را كه به تازگي قطع گرديده است چوب تر ميخوانند ميزان رطوبت موجود در اين چوب مشخص نميباشد اين مقدار بستگي تام به جنس درخت ، فصل برش ، اقليم و خاك دارد اين رطوبت شامل آبي كه در آوندهاي چوب موجود است و همينطور رطوبتي كه در ج.ار سلولها قرار دارد ميباشد .
تبخير آب آزاد چوب ( آبي كه در آوندها جريان دارد ) موجب هيچگونه تغيير شكلي در حجم نميشود
چوب نم دار : اين نوع چوب حاوي آبي است كه در جوار سلولها قرار گرفته است وقريب به ۳۰% وزن چوب را به خود اختصاص ميدهد اگر رطوبت اين چوب از اين حد افزايش نيابد براي بعضي از كارهاي ساختماني قابل استفاده است زماني كه رطوبت پوسته سلول ها شروع به تبخير ميكند ، سلول ها به يكديگر نزديك تز ميشوند و در نتيجه حجم چوب كاهش مي يابد اين گونه تغييرات كه در اثر كاهش و يا افزايش رطوبت واقع ميشود كاركردن و هم كشيدگي چوب ناميده ميشود پس از تبخير آب مقداري نمك در آوندها باقي ميماند كه جاذب آب هستند و در جوار رطوبت ، آب جذب ميكنند اين مساله موجب تغيير شكل و تغيير رفتار مكانيكي قطعه ميگردد براي جلوگيري از كاركردن چوب و بادكردن آن ، ميزان مواد غذايي موجود در بافت را تقليل ميدهند براي اين منظور ميتوان از قرار دادن تنه درخت در جريان آب يا هواي آزاد در فصل بارندگي و بخار دادن به چوب بهره گرفت .
چوب خشك : اين نوع چوب ها نزديك به ۱۸ % رطوبت به همراه دارند و اگر اين مقدار افزايش نيابد ميتوان از آنها براي كارهاي زير كاري در ساختمان استفاده كرد ۱۸% رطوبت چوب حد بحراني براي هجوم انگل ها به چوب ميباشد .
چوب خشك مطلق : رطوبت در اين گروه از چوب هاب ه ۴%مي رسد.
تغيير حجم در مقاطع چوبي :
همانطور كه گفته شد تغيير ميزان رطوبت چوب موجب تغيير در حجم آن ميشود ولي اين مقدار در مقاطع مختلف متفاوت است . چنانچه از خصوصيات بافت چوب بر مي آيد ، چوب پير چندان تغيير حجم ندارد و در حالي كه هر چه به پوسته نزديك تر شويم چوب به علت تخلخل فراوان تغيير حجم بسيار دارد نسوج شعاعي ، عاملي جهت جلوگيري از تغيير حجم چوب ميباشد اين دلا

يل باعث ميگردند كه مقاطع چوبي بر اساس موقعيتي كه در برش درخت داشته اند تغيير حجم متفاوتي داشته باشند كاركردن چوب به نوع درخت نيز بستگي دارد .

مقدار تنزل چوب در طول به علت هم جهت بودن با آوندها قابل ملاحظه نميباشد و قريب به ۱% طول ميباشد ميزان هم كشيدگي مماسي يعني در مقاطعي كه نسبت به دايره درخت به صورت مماسي بريده شده اند تا ۱۲% ميرسد كه باعث تغيير شكل در مقطع الواري ميگردد
هم كشيدگي چوب با مقطع شعاعي قريب به نصف هم كشيدگي مماسي و تا ۶% ميرسد مقاطع شعاعي آن دسته از الوارها را مينامند كه نسبت به دايره درخت به حالت شعاعي بريده شده اند ( تصوير شماره ۸ )
اشكال گوناگون
چوب از نظر مصرف :
چوبهاي گرد :
چوبهاي گرد ضخامتي بين ۳۴-۱۴ سانتي متر و درازايي بين ۱۸-۸/۲ متر دارند . چوب هاي گرد بايد هرس و تراز شوند و از نظر سطح و پوست ظاهري تميز داشته باشند براي الوار كردن نيز بايد الوار گرد را بر حسب نوعشان دسته بندي كرد ( تصوير شماره ۹ و ۱۰ )
چوب هاي گرد به دو دسته گرده بينه و تير تقسيم ميشوند كه تفاوت اصلي آنها در اين است كه در تير كم كم قطر مقطع كوچك ميشود اغلب تيرهاي ساختماني براي كلاف كردن ديوارها ، چوب بست و غيره به كار ميروند ( تصوير شماره ۱۲ )
چوب هاي بريده شده :
اين چوب ها با برش هاي طولي از چوب گرد به دست مي آيند . چوب گرد مورد استفاده براي اين منظور بايد كيفيت بالايي داشته باشند و از پوسيدگي در امان باشند به طوري كه چوب هاي بريده شده درجه ۱ و ۲ بايد عاري از سوراخ هاي پنهان و فاسد شده و گره هاي قهوه اي باشند .
انواع چوب هاي بريده شده :
چهار تراش : چوبي است كه مقطع آن مربع است اين چوب را از درختان بي گره ميتوان تهيه كرد معمولاً ابعاد آنها ( در مقطع ) كمتر از ۲۰ سانتي متر است و درازاي آنها تا ۴ يا ۵ متر ميرسد ( تصوير شماره ۱۱ )
بينه : از تقسيم يك گرده ، بينه به دست مي آيد چوب گردي را كه استوانه اي شكل است از روي قطر به دو نيم تقسيم ميكنند و به موازات طول آن را برش ميدهند و هريك از تقسيمات را يك بينه مينامند .
تخته : چوبي است به شكل مكعب مستطيل طول آن ۶-۲ متر ، عرض آن ۳۰-۱۸ سانتي متر و ضخامت ۸-۱ سانتي متر ( تصوير شماره ۸ )
الوار : ممكن است چهارگوش يا سه گوش باشد كه تقريباً راست و بدون گره است

طول الوار تا ۳ متر است و عرض آن ۳۵ تا ۴۰ سانتي متر و كلفتي آن تا ۱۵ سانتي متر است ( جدول شماره ۴)۰

چوب هاي ورقه اي :
از آنجايي كه بافت بعضي از چوب ها زيبا ولي كمياب و گرانبها هستند سطح چوب هاي نامرغوب تر و ساده و سطح تخته هاي مصنوعي مانند نئوپان و فيبر رابا ورقه هايي از چوب هاي مرغوب تر و زيبا ميپوشانند اغلب اين ورقه ها به صورت روكش مصرف ميشوند .
با وسايل دقيق و ماشينهاي روكش سازي ميتوان از چوب هاي مختلف ورقه هاي ب

سيار نازك ( كمتر از ۳/۰ ميلي متر ) به دست آوركه سبب صرفه جويي اقتصادي ميگر

دد و همچنين ميتوان روكش را در ابعاد بزرگ تهيه كرد و ضمناً احتمال هم كشيدگي و واكشيدگي بعد از مصرف كم ميشود .
به طور چوب هاي مصرفي در روكش سازي بايد از مرغوبيت بالايي بر خوردار باشند در روكش سازي بر خلاف ساير مصارف وجود گره خوب است ( البته گره هاي سالم ) از نظر اندازه ، تنه درخت نبايد كوتاه باشد و چنانچه بلند باشد نيز به چند قطعه كوچك تر تقسيم ميشود .
چوب هاي مصنوعي :
چوبهاي مصنوعي انواع گوناگون دارند و اغلب از خاك اره ، براده و يا لايه هاي چوب تهيه ميشوند .
تخته چند لايي : تخته چند لايي داريا مزاياي ويژه اي در مقايسه با چوب تبديل نشده ميباشد از جمله كم كردن پديده هم كشيدگي و واكشيدگي و افزايش پايداري مكانيكي به خصوص در حالتي كه نيرو عمود بر الياف است ، كاهش اثر رطوبت به سبب قشرهاي نازك چسب ، امكان دسترسي به سطوح وسيع چوب ، سبك بودن و امكان ايجاد و تقويت ويژگي هاي خاص با توجه به كاربرد ( تصوير شماره ۱۳)
معمولاً تخته چند لايي از چند لايه ورقه هاي نازك چوب به ضخامت يك تا دو ميلي متر جرم در جهت هاي مختلف الياف براي خاصيت انعطاف بيشتر به هم چسبانده و زير پرس گرم گذاشته ميشوند كه بيشتر در مصرف روكش در ( يا به صورت سه لايي ) و قالب بندي به صورت چند لايي استفاده ميشود .
تخته خرده چوب ( نئوپان ) :
تخته خرده چوب ها از مخلوط ذرات و براده هاي چوب با چسب مخصوص كه تحت تأثير فشار و حرارت محكم شده است ورق هاي مسطح با ابعاد معين را به وجود مي آورند دراين روش ذرات به دو صورت قرار ميگيرند يا درجهت طول تخته يا عمود بر آن در جهت تخته بودن ذرات موجب بهتر بودن خواص مكانيكي ميشود .
تخته ها ممكن است يكدست باشند كه در آنها ذرات در تمام طول تخته داراي ابعاد تقريباً برابرند . ممكن است تخته ها سه طبقه و به صورت ساندويچ ذرات باشند در دو سطح خارجي داراي ذرات ريزتر و در وسط داراي ذرات درشت هستند به علت ريز بودن ذرات در سطح خارجي فشرده ترند بنابراين در دو طرف سطح خارجي داراي جرم حجمي بيشتر هستند و اين تفاوت موجب ميشود كه در ضخامت تخته خواص ناهمگني وجود داشته باشد ولي در عين حال از تاب خمشي بالاتري برخوردار باشد ( تصوير شماره ۱۴ )۰

تخته فيبرها : ضخامت آنها بيش از ۵/۱ ميلي متر و كمتر از نئوپان است و از به هم فشردن الياف ، خاك اره ، تار و برگه هاي بريده چوبي و … با چسب و پرس به وجود مي آيند .
تخته فيبرها باد نميكنند جمع نميشوند و سخت و بادوام هستند براي افزايش مقاومت و ضد آب كردن و ايجاد ساير خواص مطلوب موادي مانند پارافين ، ضد آتش ها و ضد حشره به خمير آن مي افزايند اين محصول در انواع صلب ، نيمه صلب و با وزن ويژه كم ، متوسط و زياد وجود دارد نوع نازك انها براي روكش و انواع ضخيم تر براي تقسيم فضاي ساختمان و انواع سبك وزن براي عايق هاي حرارتي و صوتي در ساختمان مصرف ميشود .
صفحات چوب ـ سيمان : طرز تهيه اين نوع صفحات به اين گونه است كه مواد اوليه ر

كه شامل خرده چوب و پودر ۲۰% و گروهي از مواد شيميايي ميباشد با هم مخلوط ميكنند و سپس به وسيله كانالهاي حرارتي و پرس به صورت صفحاتي در ابعاد مورد نظر در مي آيند كه داراي خواص زير ميباشند :
اين صفحات در برابر آتش كاملاً مقاوم هستند ( ا زتمام صفحات چوبي در مقابل آتش مقاومتر ند )
در برابر قارچ هاي چوب كاملاً مقاوم اند .
در برابر آب و رطوبت ، پوسيدگي سرما ويخبندان كاملاً مقاوم هستند ( ميزان جذب آب تقريباً صفر است )
عايق صدا و حرارت ميباشند .
نسبتاً سبك هستند و در اكثر قسمت هاي ساختمان قابل مصرف هستند .
قابليت چسب زني ( با چسب چوب ) و همچنين نصب بر روي آجر و بتن را دارند همچنين سطح خارجي آنها را ميتوان با هرگونه رنگ وبتونه پوشاند .
از نظر اتصالات تمام قابليت هاي چوب را دارند همچنين قابل ميخ زدن و پيچ كردن هستند .
كانتكس : ساقه هاي ني به وسيله ماشين به حالت موازي بين دسته سيم هاي گالوانيزه قرار ميگيرند و تحت فشار در ضخامت هاي مختلفي بافته ميشوند از اين محصول براي ساخت ديوار ، سقف كاذب . مانند اينها سود ميجويند .
كانتكس يكي از مصالحي است كه عايق حرارت و صوت و مقاون در برابر آتش سوزي ميباشد تخته هاي كانتكس بر روي تيرهاي آهني و چوبي و تيرچه هاي بتني به سهولت قابل نصب ميباشند و آنها را به وسيله آميخ يا پيچ به راحتي بر روي هر سطحي به عنوان عايق ميتوان نصب كرد .
آندولين : سقف پوشي است موج دار ، متشكل از الياف گياهي و مواد شيميايي و مصنوعي اشباع شده با قير كه در حرارت ۱۸۰ درجه سانتي گراد سخت شده است آندولين يكي از مصالحي است كه عايق حرارت و رطوبت و الكتريسته ميباشد و در برابر يخبندان مقاوم است .
تخته هاي گلولام : ساختمان سازي با قطعاتي كه از چوب درخت بريده ميشوند محدوديت هايي در مورد شكل ، فرم و اندازه دارد روش نويني براي برطرف كردن اين محدوديتها ابداع شده و آن ساختن تخته هاي گلولام از قطعات كوچك چوب است .
با استفاده از تيرها و قطعات گلولام ميتوان تير ها و قطعات چوبي خم شده ( انحنادار ) چوب هاي با اندازه هاي بلند ، قوس هاي چوبي دو يا سه مفصله و ديگر ساختارهاي چوبي را به وجود آورد .
معايب چوب :
به طور كلي عواملي كه ارزش تجاري چوب را پايين مي آورند معايب چوب نام دارند كه ممكن است كاركردن با چوب مشكل كنند يا مقاومت باربري آن را كاهش دهند يا طول عمر آن را كم كنند يا شكل ظاهري آن را زشت نمايند كه به دو دسته تقسيم ميشوند .
معايب رويش درخت ( هنگام رويش درخت )
معايب بعد از قطع درخت و تهيه الوار
معايب هنگام رويش درخت :
گره ها : گره ها عبارتند از آثاري كه از جوانه هاي نابجا ، يا شاخه هايي كه ممكن است در قسمت هاي مختلف درخت وجود داشته باشند گره ها ممكن است مرده باشند كه معمولاً تيره رنگند و به ساير قسمت ها متصل نيستند و عيناً مانند يك جسم خارجي عمل ميكنند و يا زنده اند كه روشن اند و به قسمت هاي مجاور متصل اند گره هاي مرده تا حد زيادي از مرغوبيت چوب ميكاهند و مقاومت هاي مكانيكي به خصوص تاب خمشي را ميكاهند در اره كشي روكش سازي ، لايه گيري رنده و پرداخت مشكل ايجاد ميكنند و باعث افزايش معايب واكشيدگي و هم كشيدگي ، تغيير شكل و ترك خوردن و … ميشوند .

در قطعاتي كه در معرض سائيدگي هستند ايجاد ناهمواري ميكند ( نظير پاركت هاي چوبي ) كه علت آنها تفاوت جنس گره با ساير قسمت هاست .(تصوير شماره ۱۷ )
تغيير جهت تارهاي چوب : ممكن است الياف چوب كمي زاويه داشته باشند ( كج تار ) و يا آنكه موازي محور باشند ولي به آن دور يا نزديك باشند ( موج دار )
به طور كلي كج تاري مقاومت مكانيكي به خصوص تاب ضربه اي چوب را كاهش ميدهد و در هنگام برش و پرداخت ريش ريش ميشوند اين چوب ها بعد از استحصال ، قابليت پرداخت خوبي ندارند و به زحمت رنده ميشوند ولي اگر زاويه آنها خيلي كم باشد براي روكش ها مصرف ميشوند .
ترك ( شكاف و گسيختگي ) : منشاء ترك بيشتر تغيير شرايط محيطي ميباشد و به صورت هاي گوناگون است .
ترك مركزي ميتواند روي يك سطح يا مارپيچي باشد فضاي بين دو حلقه چوب كه متحدالمركز هستند نوعي ترك داخلي است كه در جهت تنه درخت و حلقه هاي سالانه است ترك هاي متحدالمركز ممكن است قوسي شكل يا متحد المركز باشند ترك هاي ناشي از يخ زدگي ترك هاي باز طولي هستند .
ترك هاي معمولي در اثر خشكي سطح به وجود مي آيد و در همه گونه هاي چوب موجود است به نظر ميرسد وقتي چوب زير نقطه اشباع الياف ميرسد خشك ميشود و ترك ميخورد .
ترك هاي برق گرفتگي روي پوسته درخت و تا نزديكي مغز درخت پيش ميروند اين پديده به علت وارد آمدن جريان شديد برق به وجود مي آيد در اين حالت پوست براي التيام محل ترك خورده به داخل نفوذ ميكند ( تصاوير شماره ۱۸-۲۱)
پيچ خوردگي درخت : درخت هايي كه تنها يك طرف آنهاشاخه دارد و درختهاي كنار جنگل در اثر وزش باد ميپيچند لبه هاي الوار و تنه اين درخت ها بعداز خشك شدن متنافرند ( تصوير شماره ۲۲ )
يكطرفه روئيدن درخت :
( رشد غير مركزي ) : در جاهايي كه باد از يك سو مي وزد و در اثر وزش باد چوب سست ميشود و دايره هاي عمر درخت از هم دورتر است و مقطع آن بيضي است و بعد از خشك شدن تاب برميدارد .
اعوجاج : اعوجاج در حلقه هاي ساليانه به صورت نوعي ناهنجاري در حلقه هاي ساليانه كه غير يكنواخت رشد ميكنند و به شكل دايره نيستند بلكه موج دار هستند ديده ميوشد تخته هاي تهيه شده از آنها سطح نامنظمي دارند ( تصوير شماره ۲۲ )
روي هم افتادگي : درخت زخمي شده سعي در پوشاندن محل جراحت ميكند و پوست جديد جراحتهاي آن را مي پوشاند اگر اين زخم ها عميق باشند موجب پوسيدگي ميشوند ( تصوير شماره ۲۲ )
دو مركزي بودن : درختي را كه از تنه ببرند پاچوش ميزند ، پاجوش ها كم كم

ضخيم ميشوند و به همديگر مي چسبند و مثل يك درخت رشد ميكنند چوب چنين درختي همسان كار نمي كند ( تصوير شماره ۲۲ )
آفات چوب :
قارچ ها و ميكر ارگانيسم ها : زيان ها و خسارت ناشي از قارچ ها بر چوب گسترده است رنگ غير طبيعي و پوسيدگي چوب عمدتاً ناشي از قارچ ها ست ، قارچ ها ساده ترين ارگانيسمهاي گياهي هستند كه از سلولهاي و چوب تغذيه ميكنند چوب با ۲۰% رطوبت يا كمتر يا چوبي كه در آب قرار دارد و يا در معرض سرما قرار دارد دچار پوسيدگي نميشود پوسيدگي چوب ها با از بين رفتن قارچ ها و خشك شدن چوب متوقف ميشود ( تصوير شماره ۲۳و۲۴ )
حشرات :
خسارات ناشي از حشرات ( اغلب به صورت حفر سوراخ ) هم درختان زنده و هم چوب درختان مرده را تحت تأثير قرار ميدهد . بيشتر خسارتهايي كه درختان در حال رشد را تحت تأثير قرار ميدهد ناشي از سوسك هاي زير پوستي درخت و… است كه گونه هاي فراواني دارند ( تصوير شماره ۲۵ و ۲۶ )
از جمله ديگر حشراتي كه چوب را تحت تأثير قرار ميدهند موريانه ها هستند كه به چوب خشك در ساختمان ها و سازه ها حمله ميكنند .