کاربرد علم آمار

علم آمار كاربرد علمي مباني رياضي براي جمع آوري، تجزيه وتحليل و ارائه اطلاعات ارقامي‌‌ مي باشد. آمار گران با بكار بردن دانش رياضيشان در طراحي مطالعات وتحقيقات ؛ جمع آوري ، پردازش و تجزيه و تحليل اطلاعات‌؛ و تفسير نتايج ؛ در پژوهشهاي علمي شركت مي كنند. متخصصين آمار اغلب دانششان در روشهاي آماري را در علوم گوناگوني مانند زيست شناسي ، اقتصاد ، مهندسي ، پزشكي ، بهداشت عمومي ، روانشناسي ، بازار يابي، آموزش و ورزش بكار مي‌‌گيرند. بسياري از امور به عنوان مثال، طراحي روشهاي آزمايشي براي تاييد دارويي جديد از طرف دولت، بدون بهره گيري از روشهاي آماري قابل اجرا نمي باشند.

نمونه گيري يكي از فنوني است كه آمار گران از آن بهره مي گيرند. نمونه گيري يعني جمع آوري اطلاعات درباره گروهي از مردم يا مجموعه اي از چيزها توسط بررسي قسمت كوچكي ازكل مجموعه به عنوان مثال سرويسهاي رتبه بندي برنامه هاي تلويزيوني، به منظور تخمين تعداد بينندگان برنامه اي خاص، به جاي مطالعه تمامي بينندگان تنها به بررسي چند هزار خانواده مي پردازند. آمار گران تصميم مي گيرند كه ازكجا و چگونه داده ها را جمع آوري كنند، نوع و تعداد گروه هاي نمونه را مشخص مي كنند و به تهيه پرسشنامه هاي تحقيقي يا فرمهاي گزارشي مي پردازند. آنها همچنين دستورالعملهائي براي كاركناني كه به جمع آوري و جدول بندي اطلاعات مي پردازند، تهيه مي كنند. در نهايت آمارگران با بكارگيري نرم افزارهاي رايانه اي به تجزيه و تحليل ، تفسير و جمع بندي اطلاعات مي پردازند.

بررسي وضعيت نيروي انساني شاغل
در بيمارستانهاي وابسته به دانشگاه علوم پزشکي هرمزگان
ادامه خبرنامه شماره ۴
ج )-صفات و ويژگي هاي پرسنلي
در بررسي صفات پرسنلي کارکنان شاغل در ده بيمارستان مورد مطالعه به تفيک وضعيت سنوات خدمتي ، ميزان تحصيلات، نوع استخدام و جنسيت کارکنان مورد مطالعه قرار گرفته است که يافته هاي زير قابل ملاحظه مي باشند.
۱٫وضعيت سنوات خدمتي :

از مجموع ۱۷۶۰ نفر کارکنان شاغل که وضعيت سنوات خدمتي آنان مورد مطالعه قرار گرفته است تعداد ۵۳۱ نفر زير ۵ سال سابقه خدمت داشته اند ( ۳۵%) و تعداد ۳۲۲ نفر بين ۵ تا ۱۰ سال ( ۲۰% ) – تعداد ۲۲۸ نفر از ۱۰ تا ۱۵ سال ( ۱۴% ) – تعداد ۱۲۶ نفر ۱۵ تا ۲۰ سال ( ۸%) – ۲۷۶ نفر ۲۰ تا ۲۵ سال (۱۷%) و تعداد ۱۰۱ نفر نيز بيش از ۲۵ سال سابقه خدمت داشته اند(۳۷/۶%) – تعداد ۱۷۵ نفر از مجموع ۱۷۶۰ نفر وضعيت سنوات خدمتي آنان به درستي گزارش نشده است . ( اين تعداد در محاسبه درصد هاي فوق اعمال نشده اند ) .
ميانگين سنوات خدمتي کارکنان شاغل در بيمارستانهاي مورد مطالعه در سال ۱۳۸۲ برابر با ۹۶/۹ سال بوده است.کمترين ميانگين سنوات خدمتي در بين ۱۰ بيمارستان فوق متعلق به بيمارستان رستماني گاوبندي با ۳ سال و بيشترين مقدار مربوط به بيمارستان دکتر شريعتي بندرعباس با ۱۴/۱۵سال است .
۲٫وضعيت تحصيلات :
از مجموع ۱۸۴۴ نفر کارکنان شاغل که وضعيت تحصيلات آنان مورد مطالعه قرار گرفته است تعداد ۴۵۷ نفر زير ديپلم داشته اند (۷۸/۲۴%) و تعداد ۳۹۴ نفر نيز مدرک ديپلم داشته اند (۳۶/۲۱%) – تعداد ۲۹۷ نفر داراي مدرک فوق ديپلم (۱۰/۱۶%) – ۴۸۵ نفر کارشناس(۳۰/۲۶%) – ۱۰ نفر کارشناس ارشد (۵۴/۰%) و تعداد ۳۳ نفر نيز داراي مدرک تحصيلي دکترا بوده اند (۷۸/۱%) – تعداد ۱۱۰ نفر برخوردار از مدرک دکتراي تخصصي بوده اند (۹۴/۵% ) و تعداد ۵۶ نفر از مجموع ۱۸۴۴ نفر وضعيت ميزان تحصيلات آنان به درستي گزارش نشده است. ( اين تعداد در محاسبه درصد هاي فوق اعمال نشده اند ).
در ميان ۱۰ بيمارستان مورد مطالعه درصد شاغلين دانش آموخته دانشگاهي به کل کارکنان شاغل در بيمارستان بستک با ۲۲/۷۸% از همه بيشتر و اين درصد در بيمارستان ابن سينا با ۳۳/۳۳% درصد از همه کمتر بوده است. درصد کل دانش آموختگان دانشگاهي در بيمارستانهاي مورد مطالعه۴۰/۵۲% بوده است. (جدول شماره ۱)
جدول شماره- ۱ :
وضعيت تحصيلات در بيمارستان‌هاي مورد مطالعه و مقايسه درصددانش‌آموختگان دانشگاهي
نام بيمارستان ديپلم و زير ديپلم فوق ديپلم و بالاتر جمع درصد شاغلين فوق ديپلم و

بالاتر
بستک ۱۳ ۴۷ ۶۰ ۳۳/۷۸
گاوبندي ۱۲ ۴۳ ۵۵ ۱۸/۷۸
قشم ۲۵ ۴۶ ۷۱ ۷۸/۶۴
شريعتي ۸۸ ۱۰۲ ۱۹۰ ۶۸/۵۳
رودان ۴۷ ۵۱ ۹۸ ۰۴/۵۲
شهيد محمدي ۳۷۵ ۳۶۱ ۷۳۶ ۰۴/۴۹
ميناب ۱۲۸ ۱۰۴ ۲۳۲ ۸۲/۴۴
ابن سينا ۴۴ ۲۲ ۶۶ ۳۳/۳۳
جمع کل ۸۵۱ ۹۳۷ ۱۷۸۸ ۴۰/۵۲
۳٫ وضعيت استخدام :
از مجموع ۲۴۲۲ نفر کارکنان شاغل که وضعيت استخدام آنان مورد مطالعه قرار گرفته است، تعداد ۱۲۳۲ نفربه صورت استخدام رسمي شاغل بوده اند (۸۶/۵۰% ) و تعداد ۱۸۹ نفر نيز پيماني بوده اند (۸۰/۷% )- تعداد ۱۳۱ نفر قراردادي بوده اند (۴۰/۵۰% )-۱۷۰ نفر طرحي (۷% )- تعداد ۶۵۵ نفر کارکنان شرکتي بوده‌اند (۴۵/۲۷% ) و تعداد ۳۵ نفر نيز وضعيت استخدام آنان گزارش نشده است. (۴۴/۱% )- جدول و نمودار‌ شماره (۱ ).
۴٫وضعيت جنسيت :

از مجموع ۱۷۵۲ نفر کارکنان شاغل که وضعيت جنسيت آنان مورد مطالعه قرار گرفته است تعداد ۶۷۰ نفر مرد (۲۴/۳۸%) و تعداد ۱۰۸۲ نفر نيز زن بوده اند(۵۷/۶۱%) همانگونه که در جدول شماره (۲) مشاهده مي‌شود، بيشترين درصد کارکنان زن شاغل در ده بيمارستان مورد مطالعه متعلق به بيمارستان آموزشي درماني کودکان شهر بندرعباس با ۱۰/۸۰% کل شاغلين است.کمترين درصد شاغلين زن نيز متعلق به بيمارستان شهيد بهشتي ميناب با ۶۵/۴۷% کل شاغلين است.
جدول شماره- ۱-ب :
جدول فراواني و درصد کارکنان شاغل به تفکيک جنسيت در بيمارستانهاي مورد مطالعه
نام بيمارستان مرد زن جمع درصد مردان درصد زنان

کودکان ۳۷ ۱۴۹ ۱۸۶ ۸۹/۱۹ ۱۰/۸۰
شريعتي ۴۱ ۱۴۷ ۱۸۸ ۸۰/۲۱ ۱۹/۷۸
گاوبندي ۱۹ ۳۸ ۵۷ ۳۳/۳۳ ۶۶/۶۶
شهيد محمدي ۲۷۲ ۴۲۲ ۶۹۴ ۱۹/۳۹ ۸۰/۶۰
بستک ۲۴ ۳۶ ۶۰ ۴۰ ۶۰

بندرلنگه ۳۵ ۵۱ ۸۶ ۶۹/۴۰ ۳۰/۵۹
ابن سينا ۳۰ ۴۱ ۷۱ ۲۵/۴۲ ۷۴/۵۷
قشم ۲۹ ۳۱ ۶۰ ۳۳/۴۸ ۶۶/۵۱
رودان ۴۹ ۴۵ ۹۴ ۱۲/۵۲ ۸۷/۴۷

ميناب ۱۳۴ ۱۲۲ ۲۵۶ ۳۴،۵۲ ۶۵/۴۷
جمع کل ۶۷۰ ۱۰۸۲ ۱۷۵۲ ۲۴/۳۸ ۷۵/۶۱
بحث و نتيجه گيري
آنچه بيش از هرچيز در ارتباط با وضعيت و ساختار نيروي انساني در مراکز بيمارستاني مورد مطالعه قابل تامل و تفکر است وضعيت چارت تشکيلاتي بيمارستانهاي دانشگاهي است. تعداد پست يا رديف هاي مصوب در ۱۰ بيمارستان مطالعه شده بالغ بر ۱۹۰۱ پست سازماني است که با احتساب شاخص۷/۱ پرسنل به ازاء هر تخت فعال بيمارستاني، تعداد کل کارکنانياز براي تعداد ۱۰۰۳ تخت فعال بستري در حالي که رقمي معادل ۱۷۰۴ نفر خواهد بود، تعداد موجود کارکنان شاغل در زمان مطالعه ۲۴۲۲ نفر بوده است. به ديگر سخن تعداد ۷۱۸ نفر از کارکنان شاغل براساس معيار و شاخص ۷/۱ عملا بعنوان پرسنل مازاد بر نياز شناخته خواهند شد که اين عدد ۳۰% از کل کارکنان شاغل را شامل مي شود. از آنجا که ملاک تخصيص بودجه و اعتبارات پرسنلي براساس شاخص ۷/۱تنظيم شده است، بديهي است که مراکز بيمارستاني ناچار به پذير

ش مشکلات مالي عديده اي بوده و متحمل تنگناهاي اعتباري و مالي زيادي خواهند شد. نارسايي و ضعف شاخص۷/۱ نفر کارمند به ازاء هر تخت فعال بيمارستاني و پاسخگو نبودن اين شاخص در برآورد و برنامه ريزي بودجه پرسنلي در بيمارستانهاي دانشگاهي در نهايت منجر به بحرانهاي شديد مالي خواهد شد و لزوم اصلاح و ارتقاء شاخص فوق امري گريز ناپذير مي باشد.

نکته ديگري در ارتباط با وضعيت نيروي انساني در مراکز بيمارستاني مورد مطالعه پايين بودن درصد اشغال تخت هاي فعال بيمارستاني است. پايين بودن درصد اشغال تخت فعال در تعدادي از بيمارستانهاي مورد مطالعه منجر به تنزل ميانگين کل درصد اشغال تخت هاي فعال بستري در بيمارستانهاي دانشگاهي استان شده است . نتايج نشان مي دهد که از مجموع ۱۰۰۳ تخت فعال بستري در سال ۱۳۸۲ تنها ۶۳% از تخت هاي داير، اشغال شده و براي ارائه خدمات درمان بستري مورد استفاده قرار گرفته اند. همچنين از مجموع تعداد ۱۲۱۴ تخت ثابت ۱۰۰۳ تخت داير بوده اند. (۶۱/۸۲% از تخت هاي ثابت، فعال بوده اند ) با توجه به اينکه تشکيلات تفصيلي مراکز بر مبناي تخت مصوب طراحي شده اند و برپايه تعداد تخت هاي مصوب بيمارستان، کارکنان و پرسنل نيز استخدام شده و به کار گرفته شده اند، ملاحظه مي شود با توجه به تعداد کل کارکنان شاغل (۲۴۲۲ نفر) که اندکس تخت فعال بيمارستان را به رقمي بالغ بر۴۱/۲ مي رساند، براي اجتناب از تحميل هزينه هاي اضافي و بهينه سازي مديريت منابع انساني تعديل و بازنگري در تعداد کارکنان ضروري است. موضوع ديگري که به آن در اين پژوهش پرداخته شده است مقايسه نسبت شاغلين در گروه شغلي اصلي يا درماني به پشتيباني است. نتايج نشان مي دهد که اين نسبت در بيمارستانهاي دانشگاهي مورد مطالعه در ارتباط با چارت مصوب۰۶/۷۵% براي کادر درماني و ۹۷/۲۴ % براي کادر پشتيباني است. در خصوص چارت تشکيلاتي اشغال شده نسبت فوق تغيير چنداني نکرده است و براي کادر درماني۲۸/۷۴% و براي کادر پشتيباني ۶۱/۲۵% است
آنچه حائز اهميت است برهم خوردن تعادل و تناسب نسبت هاي بالا در گروه شاغلين در مقايسه با پست هاي سازماني اشغال شده است. اين نسبت ها براي گروه شاغلين براي گروه کارکنان درماني برابر ۲۸/۵۵% و براي کادر پشتيباني ۷۱/۴۴% است. در کليه مراکز مورد مطالعه نسبت نيروي انساني گروه درماني به پشتيباني در گروه شاغلين برابر ۲۳/۱۱% است که اين نسبت با قانون تعديل نيروي انساني مصوب مجلس محترم شوراي اسلامي در تاريخ ۲۷ فروردين ماه ۱۳۶۶ که تعداد کارکنان شاغل درماني را سه برابر پشتيباني تعيين کرده است مغاير است. (جدول شماره ۲ )
همانگونه که در محاسبات جدول جدول شماره ۳ ، ب مشاهده مي شود شاخص نسبت تخت هاي فعال و ثابت به چارت هاي مصوب و اشغالي در رده هاي درماني و پشتيباني کمتر از ميزان مورد نظر سازمان مديريت و برنامه ريزي است که معادل۷/۱ است. همچنين نسبت تعداد رديف

هاي تشکيلاتي در دو رده درماني و پشتيباني در هردو رديف چارت هاي مصوب و اشغالي از ميزان مناسب و قابل قبولي برخوردار است. ولي اين تعادل در ارتباط با تعداد شاغلين موجود برقرار نبوده و سهم کارکنان پشتيباني به نحو بارزي افزايش يافته است افزايش نسبت هاي تعداد شاغلين نسبت به تعداد چارت هاي سازماني اشغالي در رده هاي پشتيباني و درمان بشرح زير است :
جدول شماره- ۲ :
مقايسه نسبت تعداد کارکنان بر اساس چارت هاي اشغالي و شاغلين موجود در گروه هاي

درماني و پشتيباني
عنوان شغل تعداد کل پست هاي اشغال شده درصد تعداد کل
شاغلين درصد

اختلاف تعداد شاغلين به چارت هاي اشغال شده درصد رشد تعداد شاغلين به چارت هاي اشغال شده
کادر درماني ۱۱۱۵ ۳۸/۷۴ ۱۲۹۸ ۲۸/۵۵ ۱۸۳+ ۴۱/۱۶%
کادر پشتيباني ۳۸۴ ۶۱/۲۵ ۱۰۵۰ ۷۱/۴۴ ۶۶۶+ ۴۳/۱۷۳
جمع کل ۱۴۹۹ ۱۰۰ ۲۳۴۸ ۱۰۰ ۸۴۹ ۶۳/۵۶%
جدول شماره – ۳ :
مقايسه درصد تعداد کارکنان بر اساس چارت تشکيلاتي و شاغلين موجود در گروه هاي درماني و پشتيباني
عنوان شغل تعداد چارت مصوب درصد تعداد پست هاي اشغال شده درصد تعداد کل
شاغلين درصد
ضريب اختلاف
کادر درماني ۱۴۲۷ ۰۶/۷۵ ۱۱۱۵ ۳۸/۷۴ ۱۲۹۸ ۲۸/۵۵ ۱۰/۱۹-
کادر پشتيباني ۴۷۴ ۹۳/۲۴ ۳۸۴ ۶۱/۲۵ ۱۰۵۰ ۷۱/۴۴ ۱۰/۱۹+
جمع کل ۱۹۰۱ ۱۰۰ ۱۴۹۹ ۱۰۰ ۲۳۴۸ ۱۰۰
همانگونه که مشاهده مي شود سهم پست هاي سازماني اشغال شده در رده هاي اصلي ( درماني ) در بيمارستانهاي مورد مطالعه ۳۸/۷۴ % و اين ميزان براي رده هاي پشتيباني ۶۱/۲۵% است. اما در بررسي تعداد کل شاغلين موجود در بيمارستانهاي مورد مطالعه مشاهده مي شود که سهم رده هاي اصلي با ۱۰/۱۹% کاهش به ۲۸/۵۵% تنزل يافته است و اين در حالي است که سهم رده هاي پشتيباني به ميزان ۱۰/۱۹% افزايش پيدا کرده و به۷۱/۴۴ % بالغ شده است. به عبارتي مي توان گفت که بر خلاف انتظار استاندارد هاي مربوط به ميزانهاي رده هاي اصلي و پشتيباني در مورد شاغلين دستخوش تغيير شده و به بطور قابل ملاحظه اي تعداد کارکنان رده هاي پشتيباني در مقايسه با رده هاي اصلي افزايش داشته است.
براساس يافته هاي آماري اين پژوهش همچنين با تفکيک و جداسازي هريک از گروه هاي شاغل در مراکز مورد مطالعه براساس ماهيت و نوع فعاليت شغلي آنها، مشخص مي گردد که تعداد و نسبت غالب گروه هاي شاغل تناسب چنداني با حجم خدمات و نياز واقعي مراکز بيمارستاني ندارد. براي نمونه در حاليکه تعداد دستگاههاي فعال دياليز در مراکز درماني دانشگاهي بيش از ۳۰ دستگاه است و تعداد بيماران و دريافت کنندگان خدمات دياليز در استان بيش از ۱۲۷ نفر گزارش شده است، تعداد کل رديف هاي مصوب براي پست سازماني پرستار دياليز ۴

مورد بوده است که هر چهار رديف نيز اشغال شده اند. در خصوص گروه هاي شغلي علوم آزمايشگاهي، راديولوژي، بهداشت، پرستاري و مامايي ، مددکاري، آمار و مدارک پزشکي، تغذيه و … بازنگري و ارتقاء پست هاي سازماني براي ايجاد هماهنگي و مطابقت هرچه بيشتر در انجام خدمات بيمارستاني الزامي و اجتناب ناپذير است.
در خصوص صفات و ويژگي هاي پرسنلي در کارکنان شاغل نتايج مطالعه

بيانگر اين است که با توجه به ميانگين سنوات خدمتي کارکنان شاغل که حدود ۱۰ سال است، د رحال حاضر جمعيت شاغلين در بيمارستانهاي مورد مطالعه جوان محسوب مي شوند. جوان بودن نسبي جمعيت شاغلين ضمن اينکه مي‌تواند مزيتي به شمار آيد اما با توجه به خروج بخش قابل ملاحظه اي از کارکنان مجرب تر از چرخه فعاليت درماني در استان و بازن

شستگي حدود ۷% از کل کارکنان در ۵ سال آينده در صورت عدم تامين نيروي انساني مورد نياز مي تواند بيمارستانهاي استان را با مشکلات عديده اي مواجه سازد.
وضعيت تحصيلات در ميان شاغلين در بيمارستانهاي مورد مطالعه نشان

دهنده درصد قابل ملاحظه اي از کارکنان با مدرک ديپلم و پايين تر در اين مرکز است که با توجه به ماهيت و ساختار سازماني دانشگاه که ارائه دهنده پيچيده ترين و تخصصي ترين خدمات در جامعه مي‌باشد، اين تعداد از کارکنان فاقد مدارک عالي دانشگاهي بعنوان يک تنگناي جدي محسوب مي‌شود. (۴۸% از کل کارکنان فاقد مدارک و مدراج دانشگاهي هستند). در بررسي وضعيت و نوع استخدام کارکنان شاغل به روشني مشخص مي شود که استفاده بيش از اندازه از کارکنان شرکتي در مراکز درماني کاملا مشهود و بارز است. اشتغال تعداد ۶۶۵ نفر کارکنان شرکتي در زمان مطالعه در بيمارستانهاي دانشگاهي استان (۵/۲۷%کارکنان ) علي رغم اشتغال بيش از ۸۰% از کارکنان گروه خدمات در پست هاي سازماني مصوب در بيمارستانهاي دانشگاهي امري است که بايد مورد توجه مديران قرار گيرد. نتايج پژوهش همچنين نشان دهنده اين است که تامين بخشي از نيروي انساني مورد نياز مراکز درماني از طريق استخدام قراردادي و به کارگيري دانش آموختگان جديد در قالب طرح نيروي انساني کماکان از اهميت زيادي برخوردارند‌ ( ۷% کارکنان شاغل طرحي و ۴۰/۵%نيز قرار دادي بوده اند) و سرانجام آنکه براساس نتايج آماري اين مطالعه کارکنان شاغل زن ۶۲% و مردان نيز ۳۸% کل کارکنان را شامل شده اند. بي ترديد بالا بودن نسبت کارکنان زن به مرد مي تواند بر ساختار پرسنلي سازمان تاثير گذار باشد. استفاده بيشتر از مرخصي هاي ساليانه،مرخصي هاي زايمان و استعلاجي بيشتر،بويژه در زنان کارمند باردار و مادران در دوران شيردهي اجتناب ناپذير است. فراهم آوردن مهدهاي کودک و اماکن نگهداري فرزندان زنان شاغل از جمله دغدغه هاي مديران در ارتباط با شاغلين مونث در سازمان خواهد بود.
جداول و نمودارهاي ضميمه

جدول شماره ( ۱ ) :
جدول فراواني تخت هاي بستري،چارت‌هاي سازماني و نيروي انساني بصورت نزولي و بالابه پايين به تفکيک بيمارستان
نام بيمارستان تعداد تخت فعال نام بيمارستان تعداد تخت ثابت نام بيمارستان کل شاغلين نام بيمارستان تعداد چارت مصوب نام بيمارستان تعداد چارت اشغالي
شهيد محمدي ۳۰۴ شهيد محمدي ۴۵۰ شهيد محمدي ۸۷۱ شهيد محمدي ۷۰۱ شهيد محمدي ۶۰۳
ميناب ۱۵۶ شريعتي ۱۳۰ ميناب ۲۹۸ شريعتي ۲۱۵ ميناب ۱۹۱
کودکان ۱۰۳ کودکان ۱۳۰ شريعتي ۲۶۳ ميناب ۲۱۰ شريعتي ۱۷۵
بندرلنگه ۹۳ ميناب ۱۳۰ کودکان ۲۲۶ کودکان ۱۸۵ کودکان ۱۵۵
شريعتي ۸۷ بندرلنگه ۱۳۰ بندرلنگه ۱۹۲ بندرلنگه ۱۸۰ بندرلنگه ۱۲۴
گاوبندي ۶۴ ابن سينا ۷۰ گاوبندي ۱۴۸ ابن سينا ۹۴ رودان ۶۹

بستک ۵۸ گاوبندي ۶۴ رودان ۱۲۴ رودان ۹۳ قشم ۶۲

رودان ۵۳ رودان ۴۰ قشم ۱۱۵ قشم ۹۰ بستک ۵۲
ابن سينا ۴۶ قشم ۴۰ بستک ۱۰۸ بستک ۷۹ ابن سينا ۴۵
قشم ۳۹ بستک ۳۰ ابن سينا ۷۷ گاوبندي ۵۴ گاوبندي ۲۳
جمع کل ۱۰۰۳ جمع کل ۱۲۱۴ جمع کل ۲۴۲۲ جمع کل ۱۹۰۱ جمع کل ۱۴۹۹
نمودار شماره ( ۱ ) :
نمودار مقايسه تخت هاي بستري ، چارت هاي سازماني و نيروي انساني به تفکيک بيمارستان