کشت موز

تتراپلوئيد خيلي نادر هستند . گسترش مناطق تحت كشت موز تريپلوئيد بيش از ۱۰۰ برابر مناطق زير كشت موز ديپلوئيد است . تريپلوئيدها محكم تر و بسيار قوي تر بوده و آسانتر رشد مي نمايند . قبل از اينكه يك كلن رده بندي شود لازم است از نظر پلوئيدي شناسايي گردد كه اين عمل مي تواند بطور سيتولوژيكي از طريق شمارش تعداد كروموزوم انجام گيرد . از نظر مورفولوژي ، تريپلوئيدها و تتراپلوئيدها بزرگتر و خيلي قوي تر از ديپلوئيدها بوده و ضخامت و اندازه سلول هر دو با افزايش

پلوئيد افزايش مي يابد . فن امتياز دهي ، بر اساس ۱۵ خصوصيت گياه ، امكان امتياز دهي از دامنه ۱۵ (آكوميناتاي خالص) تا ۷۵ (بالبيزياناي خالص) را مهيا مي سازد . امتيازهاي حد واسط بر اساس رابطه نسبي گونه ها بعلاوه سطوح پلوئيدي دو رگه هاي واقع در اين دو واحد هستند . سيموندز و شفرد (۱۹۵۵) و استوور و سيموندز (۱۹۸۸) گروهها و امتيازهاي نشان داده شده در جدول ۵ را براي رده بندي دامنه اي از موزهاي خوراكي مورد استفاده قرار داده اند . سيلايوي و كاموكالو

(۱۹۸۷) بر همين اساس ۱۳۷ رده بندي را به بانك ژنتيكي تاي اضافه كردند. آنها بعضي كمبودها را در طبقه بندي اوليه تشخيص داده و آنرا اصلاح نمودند (جدول ۶).
جدول ۵ – رده بندي موزهاي خوراكي توسط سيموندز و شفرد (۱۹۵۵) و استور و سيموندز (۱۹۸۷)

گروه ژنومي امتياز
ديپلوئيد AA 23-15
تريپلوئيدAAA 23-15
تريپلوئيد AAB 46-26
ديپلوئيد AB 49
تريپلوئيد ABB 63-59
تتراپلوئيد ABBB 67
جدول ۶- رده بندي سايلايواي وكالو(۱۹۸۷)

گروه ژنومي امتياز
AAA/AA 25-15
AAB 46-26
ABB 67-59
ABBB 69-67
BB/BBB 75-70
بنظر مي رسد در تمام رده بندي هاي موز در مورد اين مسئله كه نمي توان يك اسم ساده به تمام موزهاي خوراكي داد ، توافق شده است . اصولاً اصطلاح آكوميناتا براي موزهاي ديپلوئيدي (AA) و تريپلوئيدي (AAA) بكار مي رود كه شكلي از موزها را بعنوان دسر ميوه مصرف مي شوند در بر گرفته و شامل «پيسانگ ماس» گراندناين هستند . بطور مشابه با لبيزيانا براي موزهاي ديپلوئيدي بدون بذر (BB) و تريپلوئيدي (BBB) كه مصرف شان بصورت پخته است بكار مي رود كه بترتيب شامل آبوبون و سابا هستند . گونه هاي دورگه زيادي وجود دارند كه نمي توانند اسم اختصاصي داشت

 

ه باشند ، زيرا داراي تركيبات مخلوط و اختلاط كروموزومي بوده و لذا براي جلوگيري از بروز اشتباه بر اساس يك قرارداد پذيرفته شده جهاني ، در تمام اين ارقام ابتدا جنس موز ، بدنبال آن تفكيك كد گروه جنسي و سطوح كروموزومي و سپس اسم زير گروه (در صورتي كه وجود داشته باشد

) و بدنبال آن اسم عامه رقم قرار مي گيرد .
مثالهايي از اين مورد عبارتند از :
Musa AAA(Cavendish subgroup) Grand Nain

Musa AAA(plantain subgroup) Horn
Musa BBB Saba
Musa AB Ney poovan
7-1- گروههاي ژنتيكي و رقمهاي اصلي مورد استفاده در جهان
۱-۷-۱ – گروه AA
1-1-7-1- ساكرير
مترادف پيسانگ ماس در مالزي و اندونزي است . داراي ميوه هاي زير ، شيرين با پوست نازك و طلائي بوده و به بيماري پانامائي مقاوم است ، اگرچه پيسانگ ماس نسبت به تريپلوئيد تنه كوچكتري داشته و ميوه كمتر مي دهند ولي مهمترين رقم موز در مالزي محسوب مي شود .
۲-۱-۷-۱ – پيسانگ آمبون پوتي
اين رقم مهم ترين رقم در اندونزي بوده و همچنين كشت بالايي در مالزي دارد. داراي طعم خوب و كيفيت نگهداري عالي و محصول بالايي است ولي بدليل حساسيت به بيماري پانامائي موز در امريكاي مركزي تجارتي نشده است .
۲-۷-۱- گروه AAA
1-2-7-1- زير گروه گروس ميشل
رقم اصلي آن گروس ميشل بوده و مترادف آن در مالزي پيسانگ آمبون و اسامي انواع جهش يافته آن هايگات و كوكوس است .رقم گروس ميشل گياهاني بلند ، قوي و خوشه هايي سنگين و قرينه توليد مي كند . ميوه هاي آن طويل و استوانه اي بوده و رنگي جذاب دارد . تا اواخر سال ۱۹۵۰ زمانيكه كشتزارهاي آمريكاي مركزي تحت تاثير نسل ۱ بيماري پانامائي موز از بين رفت ، گروس ميشل بعنوان رقم عمده در بازار جهاني مورد استفاده قرار مي گرفت . در اوايل ۱۹۶۰ اين كشتزارها بوسيله ارقام AAA مقاوم به بيماري پانامائي چون والري و گراندناين كه از زير گروه كاونديش هستند واكاري شدند .
گروس ميشل امروزه تنها در شمال اكوادور باقي مانده است .
۲-۲-۷-۱- زير گروه كاونديش

اهميت زياد اين گروه براي صادرات و تنوع زياد ارقام اين زير گروه از نظر ارتفاع شبه ساقه از حدود ۸/۱ تا ۲ متر براي دوارف كاونديش و ۴ تا ۵ متر براي لاكتانا و ارتفاع حد واسط براي بسياري از ارقام ديگر ، امكان استفاده از امكانات و موقعيت مكاني را براي توليد محصول مناسب فراهم مي كند . در اين راستا ۴ تقسيم بندي بر اساس ارتفاع عبارتند

از :
۱-۲-۲-۷-۱ – نوع دووارف كاونديش
رقم اصلي دوارف كاونديش بوده و اسامي مترادف آن موز قناري ، دوارف چاينيز ، بسرائي در هند و گوورنور در هند ربي (جزائر درياي كارائيب) و انانو در امريك

اي لاتين هستند . اين رقم بعنوان زيربناي صنعت موز در كشورهاي نيمه گرمسيري مثل استراليا ، جزاير قناري ، افريقاي جنوبي و فلسطين اشغالي بوده و بطور قابل ملاحظه اي با شرايط اقليمي آنها تطبيق يافته ، به بادهاي مناطق نيمه گرمسيري مقاوم بوده و محصول بالايي توليد مي نمايد . لكن به بي نظمي فيزيولوژيك پيچ خوردگي ساقه خوشه دهنده حساس است و خارج از اين كشورها دوره كندتري داشته و بوسيله ارقام بلندتر كاونديش «گراندناين» و «ويليامز» كه به پيچ خوردگي ساقه خوشه دهنده حساس نبوده و محصول بيشتر با كيفيت بالاتر توليد مي كنند ، جايگزين شده است . همه اين كشورهاي نيمه گرمسيري ، بجز فلسطين اشغالي ، نسل ۴ بيماري پژمردگي فوزاريمي را دارند كه به ارقام زير گروه كاونديش حمله مي كنند ، به اين دليل گراندناين و ويليامز و ديگر انواع جاينت كاونديش در نقاط با الودگي شديد بايد با ارقام جهش يافته AAA كه مقاوم به اين بيماري هستند مثل Taichiao No.1 در تايوان جايگزين شوند .
۲-۲-۲-۷-۱- نوع جاينت ماونديش
كلنهاي اصلي جاينت كاونديش شامل مونس ماري در كوئينزلند ، ويليامز در نيوسوت ولز و آفريقاي جنوبي ، چاينيس كاونديش در افريقاي جنوبي در هند غربي جاينت گوورنور ، گراندناين در امريكاي مركزي و همچنين در فلسطين اشغالي ، جزاير قناري و افريقا

ي جنوبي محبوبيت عامه يافته اند . در اين نوع بين ارقام مختلف اختلاف ارتفاع وجود دارد ولي دامنه تغييرات آن كمتر از چهار تقسيم بندي ارتفاعي است .
گراند ناين رقم اصلي صادراتي در بازار جهاني است كه بايد تنها در مناطق عاري از نسل ۴ بيماري پژمردگي فوزاريمي كشت شود .
۳-۲-۲-۷-۱- نوع ربوستا

كلنهاي اصلي روبوستا در فلسطين اشغالي تال مونس ماري و در افريقاي غربي و هند پويو در امريكاي لاتين والري و در ريونيون رقم امريكايي است . اين ارقام معمولاً از ارقام جاينت كاونديش بلندترند .

والري رقم اصلي صادراتي در بازار بوده و به نسل ۴ بيماري پژمردگي فوزاريمي حساس است . اخيراً در بسياري از مناطق صادر كننده امريكاي مركزي با گراندناين جايگزين شده زيرا اين رقم به دليل كوتاهتر بودن ، داشتن خوشه بزرگتر و دوره رشد كوتاهتر بصرفه تر است .
۴-۲-۲-۷-۱- نوع لاكتانا
مترادف هاي اصلي آن در مالزي پيسانگ ماساك هيجائو در پرتريكو مونت كريستو و در هند غرب جاينت فيگ هستند . اين رقم خيلي بلند بوده و تنها در جامائيكا و هند غربي ، اهميت اقتصادي محدودي دارد .
۳-۲-۷-۱- زير گروه ردوگرين رد
اين دو كلن از نظر تجارتي مهم نبوده ، اما بدليل پراكنش وسيع شناخته شده هستند . اينها تنها كلنهايي هستند كه براي مصارف خانگي در باغ منازل كشت شده و شاخص برداشت كمي دارند . رد داراي پوستي قرمز بوده و از آن در نتيجه يك جهش كلن گرين رد كه داراي پوست سبز است توليد شده .
۳-۷-۱- گروه AAAA
تتراپلوئيد آكوميناتا از طريق اختلاط گرده مادري دي پلوئيد AA با مادگي تريپلوئيد AAA كه در مجموع عقيم و نازا نيست حاصل شده و در خوشه آن ممكن است يك يا دو بذر توليد شود . چنين مادگي هاي جهش يافته كروس ميشل را ، هايگات ناميده اند .
گياه حاصل از دو رگ گيري بين ديپلوئيد * تريپلوئيد يك تتراپلوئيد است . برخي ارقام AAAA در زير آورده شده است :
IC.2 – اين رقم اولين موز حاصل از اصلاح است كه بطور وسيعي راكنش يافته و خوشه هاي كوچك دارد كه بدليل حساسيت به بيماري پانامائي موز از سال ۱۹۵۴ در امريكاي مركزي كشت تجاري نداشته است .
۱-۳-۷-۱-Bodles Altafort

براي نخستين بار از جامائيكا در سال ۱۹۶۲ منتشر شده و حاصل دو رگ گيري بين گروس ميشل و پيسانگ ليلين است . گياهي بلند و حساس به خم شدن بوسيله باد بوده و كشت تجارتي ندارد .
۲-۳-۷-۱- FHIASH3436
براي نخستين بار در هندوراس در سال ۱۹۸۲ منتشر شده و حاصل د

و رگ گيري بين ديپلوئيد بين ديپلوئيد SH3142 مقاوم به نماتد مولد زخم و هايگات است . اين رقم مقاومت خوبي به بيماري سيگاتوكاي سياه داشته ولي به نسل ۴ بيماري پژمردگي فوزاريمي در استراليا و افريقاي جنوبي حساس است .
۴-۷-۱-گروه AB
اين گروه در برگيرنده تعداد كمي از دورگ ديپلوئيد هند جنوبي است . رقم اصلي آن ني پووان (هند) است كه پراكنش وسيعي داشته ولي اهميت تجارتي ندارد . اين گياه ديپلوئيد اگرچه گوشت ميوه سفيد و مزه مطبوع شيرين اسيدي دارد ، لكن باريك و از نظر استحكام ضعيف است . اين گياه به مقدار زيادي به بيماري پژمردگي فوزاريمي و لكه برگي مقاوم است .
۵-۷-۱- گروه AAB
اين دو رگه تريپلوئيد از هند منشأ گرفته و در آنجا دامنه وسيعي از اشكال جهش يافته آن وجود دارد . موزهاي پختني عموماً گوشت خيلي نشاسته اي داشته و بصورت رسيده بدمزه هستند مگر در حالتي كه پخته شوند . ارقام ديگر AAB ميوه هاي شيرين داشته و در زمره ارقام مورد استفاده بصورت تازه قرار مي‌گيرند.
۱-۵-۷-۱-زير گروه پلانتين
دو نوعد اصلي در اين زير گروه وجود دارد :
۱-۱-۵-۷-۱-نوع پلانتين «فرنچ»
۹ شكل شناخته شده از موز پلانتين فرنچ وجود دارد كه در نقاط مختلف هند ، افريقا و امريكاي مركزي كشت مي گردد . بعنوان يك گروه از طريق دوام محور گل نر و گلهاي نر و براكته ها تشخيص داده مي شوند .
۲-۱-۵-۷-۱- نوع پلانتين هورن
اين نوع از طريق پوسيدگي سريع محور گل نر و اجزاي گل نر شناخته مي شود. دامنه وسيعي از اسامي محلي براي هورن بكار برده شده و آنها در هند ، افريقا ، امريكاي مركزي ، فيليپين و اقيانوسيه توليد مي شوند .
۲-۵-۷-۱ – موزهاي AAB مورد استفاده براي مصرف تازه
در كنار پلانتين ها ، انواعي از موزهاي AAB كه از نظر مصرف تازه در مناطق گرمسيري اهميت دارند عبارتند از :
۱-۲-۵-۷-۱- ميسور :
اين نوع مهمترين كلن موز است كه ۷۰ درصد موزهاي توليد شده در ه

ند را تشكيل مي دهد . اين گونه گياهي قوي بوده و از نظر مقاومت به بعضي از بيماريها چون پژمردگي فوزاريمي ، بيماري لكه برگي ، سرخورطومي حفار ، خاكهاي ضعيف و خشكي اهميت دارد . ميوه آن در حالت رسيده و در شرايط نگهداري خوب ، طعم و رنگي جذاب دارد .
۲-۲-۵-۷-۱ – سيلك
بعضي از مترادف هاي آن شامل اپل ، در هاوائي سيلك فيگ در هند غ

ربي لاتوندان در فيليپين و پيسانگ اَستالي در مالزي هستند . پراكنش وسيع اين رقم در جهان مشابه دوراف كاونديش است .
۳-۲-۵-۷-۱- پوم :
مترادف اين كلن در استراليا ليدي فينگر است . در جنوب هند ميوه آن بصورت تازه مصرف مي شود اما در هاوائي و استراليا اهميت كمي دارد . گياهاني قوي و محكم بوده ولي زياد پر محصول نيستند .
۴-۲-۵-۷-۱- پيسانگ راجا :
كلن آن براي مصرف تازه بخوبي در مالزي و اندونزي شناخته شده ، اما در افريقا و هند ناشناخته است . گياهان آن قوي و مقاوم به بيماري پژمردگي فوزاريمي و نقطه برگي هستند . تنها ۶ تا ۹ رديف ميوه در هر خوشه دارد كه موجب كاهش محصول مي شود .
۵-۲-۵-۷-۱- ماياما اولي:
يك كلن مهم در هاوائي و اقيانوسيه است . در هاوائي ۱۱ زير كلن از آن شناخته شده كه خوشه متراكم و ميوه هاي بزرگ و متراكم دارند .
۶-۷-۱- گروه ABB
جنس هاي بالبيزيانا مزاياي زيادي داشته و ارقام آن بسيار قوي و مقاوم به خشكي هستند . ميوه آنها سبز و مومي براق بوده و مغز ميوه بسيار نشاسته اي است . گياه به نقطه برگي مقاوم بوده و مركز اصلي ظهور اين گروه ، هند جنوبي و فيليپين است .
۱-۶-۷-۱- بلوگو :
اين نوع پلانتين ميوه هاي بزرگ و نشاسته اي دارد . حداقل ۲۷ مترادف و چندين نوع جهش يافته نامگذاري شده دارد . اين رقم بعنوان يك منبع غذايي در ساموعا ، فيليپين ، هند جنوبي ، هند غربي ، تانزانيا و زنگبار بوده و معمولاً نسبت به لكه برگي مصون بوده ولي به سيگاتوكاي سياه ، نسل ۲ پژمردگي فوزاريمي و مخصوصاً به موكو حساس است . در گرانادا (هندغربي) بلوگو بطور وسيعي بصورت كشت توام با كاكائو و جوز هندي كشت مي شود .
از سال ۱۹۸۳ در امريكاي مركزي رقم پليپتا بدليل مقاومت به بيماري موكو جايگزين بلوگو شده است .
۲-۶-۷-۱ – پيسانگ اواك
مترادفهاي اين رقم شامل پيسانگ كلوتوك در اندونزي ، داكاس در كوئينزلند و كلوي ناموا در تايلند است . اين رقم معمول ترين رقم در تايلند بوده و بصورت تازه و يا پخته شده مصرف مي شود . ارقام اين گونه در شمال شرقي هند و مالزي معمول بوده ولي در هند جنوبي معمول نيست .
پيسانگ اواك خيلي قوي و محكم بوده ولي توليد محصول متوسطي د

ارد و در شرايطي كه با گونه هاي وحشي گرده افشامي شود ميوه بذري و غير خوراكي توليد مي كند .
۷-۷-۱- گروه BBB
دامنه وسيعي از كلنهاي بالبيزيانا در آسياي جنوب شرقي تعيين شده است .
۱-۷-۷-۱- سابا :

مترادفهاي آن پيسانگ كپوك در اندونزي ، پيسانگ نيپا در مالزي و كلوآي هاين در تايلند هستند . سابا مهمترين رقم موز در تايلند است ولي در ديگر كشورهاي آسياي جنوب شرقي اهميت كمتري دارد . اين نوع موز از نوع پلانتين با ميوه هاي متوسط تا بزرگ بوده ، مغز ميوه آن سفيد متمايل به كرم است ، اگر چه مغز آن در حالت رسيده شيرين است ، معمولاً ميوه آن قبل از مصرف پخته مي شود . گل نر سابا معمولاً جدا شده و بعنوان سبزي مصرف مي‌شود .
۸-۷-۱- گروههاي ABBB,AAAB,AABB
اين سه گروه تنها تتراپلوئيدهاي طبيعي هستند كه يافت مي شوند . تتراپلوئيدهاي خالص بالبيزيانا يا آكوميناتا در طبيعت مورد بحث قرار نگرفته و تتراپلوئيدهاي دو رگه نسبتاً ناشناخته هستند . تتراپلوئيدهاي اصلاح شده امروز به تعداد زيادي توليد مي شوند .
۱-۸-۷-۱-كلوتپارود(ABBB)
اين گياه تنومند بوده و نسبت به بيماري پژمردگي فوزاريمي و نقطه برگي مصون است . مغزه ميوه آن در حالت خام بافت اسفنجي نا مطلوب دارد ولي در تايلند و برمه يك غذاي شيرين عامه پسند از ميوه آن پخته مي شود .
۲-۸-۷-۱- آتان (AAAB)
اين رقم از چند نظر به تريپلوئيدهاي AAB شباهت دارد ولي برگهاي آن افقي تا افتاده بوده كه ضعف مشخص دمبرگ در تتراپلوئيد را نشان مي دهد ، ميوه‌هايي كوچك ، شيرين و ترش داشته و گياه به بيماري پژمردگي فوزاريمي مقاوم است .
۳-۸-۷-۱- كالاماگول (AABB)
اين رقم در جزاير سليمان يافت شده و مي تواند حاصل دو رگ گيري طبيعي بين لاتوندا و بالبيزيانا باشد . برگهاي آن بسيار افتاده و ميوه هاي آن كوچك و شيرين است . گياه به بيماري لكه برگي و پژمردگي فوزاريمي مقاوم است .
۴-۸-۷-۱- گولدفينگرAAAB))
اين رقم حاصل برنامه اصلاح سازمان تحقيقات كشاورزي هندوراس و نتيجه دو رگ گيري بين پراتاآنا (AAB) لز برزيل و ديپلوئيد اصلاح شده (AA) SH3142 از سازمان تحقيقات كشاورزي هندوراس است . اين رقم حاصل برنامه اصلاحي سال ۱۹۸۹ بوده و مطالعات مزرعه اي آن در هندوراس ، كاستاريكا ، افريقاي غربي ، استراليا و افريقاي جنوبي انجام شده است . مقاومت اين رقم به بيماري پژمردگي فوزاريمي ، سيگاتوكاي سياه و نماتد مولد زخم گزارش شده و مقاومت آن به سرما بيشتر از ارقام زير گروه كاونديش است . گياه قدرت تحمل خوشه بزرگ را دارد . ميوه آن مطلوب و مغز نسبتاً ترش بوده و در معرض هوا اكسيد نمي شود . اين رقم بين ارقام دورگه اصلاح شده مي‌تواند انتخابي خوب و خوش آتيه براي مصرف تازه و كش

ت تجاري باشد .
۵-۸-۷-۱- موز گرمسيري پلانتين دورگه TMP*548-9 or 548-9
اين رقم حاصل برنامه قراردادي اصلاحي موسسه بين المللي كشاورزي مناطق گرمسيري در نيجريه بوده و نتيجه دورگه گيري بين پلانتين دوارف فرنچ حساس به سيگاتوكاي سياه اوبينوآي اواي (AAB) و گروه موز وحشي ديپلوئيد كال كوتا۴ (AA) است . اين پلا

نتين دورگه تتراپلوئيد به سيگاتوكاي سياه مقاوم بوده و از خانواده مادري خود پرمحصول تر است .

۸-۱-رده بندي موزهاي محلي ايران
براي رده بندي موزهاي محلي ايران مطالعه اي با روش ژ نومي سيموندز و شفرد كه
اساس آن كاربرد ۱۵ صفت از جمله رنگ شبه ساقه ،كانال دمبرگي ،محور خوشه ، دم ميوه ، تخمك ، شانه براكته ، شكل براكته ، نوك براكته ، رنگ براكته ، جلاي رنگ براكته ، زخم براكته ، گلبرگ آزاد گل نر ، رنگ گل نر ورنگ كلاله است ، انجام شده وطي آن ارقام به قرار زير رده بندي شده اند .
۱-۸-۱ رقم هندي
مترادف هاي آن ،هندي ، سيندي ، پاكوتاه پاكستاني (چابهار ،دره سرباز ، نيك شهر )،هندي ،پاكوتاه هندي ، كاونديش پاكوتاه ، پاكستاني ،پاكوتاه پاكستاني (بندرعباس ميناب)،بصره اي ، كابلي (هند)، موز سيني ،موز هيندي (مصر )هستند .
اين رقم شامل موزهاي پاكوتاه با خوشه هاي سنگين وپر محصول است . شبه ساقه آن ارتفاعي در حدود ۲متر داشته وقطر آن به حدود ۲۳ سانتي متر مي رسد .پاجوش دهي در اين رقم تنگ وكاملاً آزادوعمومي است . هر پايه مادري به طور متوسط ۷پاجوش توليد مي نمايد . برگها نسبتاً برزگ وبه در حدود ۱۷۰سانتي متر ،ضخيم ونسبتاً نيمه آويزان بوده كه همگي بر تريپلوئيد بودن آن دلالت مي كند . شبه ساقه از قاعده به سمت بالا كاملاً پوشيده از لكه هاي بزرگ قهوه اي مايل به سياه است كه مابين آنها زمينه سبز مايل به قرمز مشاهده مي شود . رده بندي آن از نظر ژنومي عبارتست از :
Musa (AAA group Cavendish subgroup) Dwarf Cavendish
2-8-1-رقم هاريچال
مترادفهاي آن : هاريچال (چابهار ،دره سرباز ، نيك شهر )،هاريچال ،لبناني ،پاكوتاه، لبناني (بندرعباس ،ميناب)، روبوستا ، هاريچال (هند) ،ويليامز ، هيبريد ويليامز(نيوسوت ولز)،موز مغربي (مصر )،روبوستا ( هند غربي )روبوستا ،ولزي(آمريكاي مركزي ، جامائيكا )، پويو (آفريقاي غربي، گوادلوپ) هستند .
گياهان اين رقم نيمه پاكوتاه بوده وشبه ساقه اي به ارتفاع ۴/۲ متر دارند، خوشه هاي آنها سنگين واستوانه اي شكل بوده وشبه ساقه نسبتاً قطوري دارند كه قطر آن درقاعده به حدود ۲۳ سانتيمتر مي رسد . پاجوش دهي در اين رقم نسبتاً آزاد بوده وبه طور متوسط ۷تا ۸پاجوش توليد مي نمايد . برگهاي نسبتاً بزرگ ،ضخيم ونيمه آويزاني به طول ۲۳۰ سانتي متر دارد . شبه ساقه آن پوشيده از لكه هاي قهوه اي مايل به سياه بوده وگاهي اوقات نيز به رنگ قرمز كمرنگ مايل به قهوه اي كمرنگ ديده مي شود . از نظر ژنومي بصورت زير رده بندي مي شود .
Musa (AAA group Cavendish subgroup) “Giant Cavendish”
۳-۸-۱-رقم سه گوش پاكستاني

اسامي مترادفهاي آن :سه گوش پاكستاني ،سه گوش ،پاكستاني پابلند (چابهار ،دره سرباز ،نيك شهر )، مينابي ، بندري ،موزسياهو ، باطنه اي ،بلبلي ( بندرعباس ،ميناب ،رودان )،بلوگو(هند غربي )،تالابونثا(هند جنوبي )هستند .
گياهان بزرگ بزرگ وتنومند بوده كه ارتفاع شبه ساقه آنهاتا

۲/۴ متر مي رسد . شبه ساقه نسبتاً تنومند بوده ودرقاعده قطري در حدود ۲۱ سانتي متر دارد . پاجوش دهي در آنها بصورت متراكم وانبوه وتوده گياهي آن فشرده است . پاجوشها در اين حالت بصورت مايل رشد نموده ودر زمان خوشه دهي در نتيجه وزن خوشه حالت مايل آنها افزايش مي يابد . در هر دوره پايه مادري متوسط ۲۵۰ سانتي متر بوده وشبه ساقه آن سبز كمرنگ متمايل به زرد است .در اين رقم پاجوشها رنگ سبز داشته ورنگ پايه هاي مسن كاملاً زرد بالكه هاي قهوه اي بسيار ريز است .
از نظر ژنومي بصورت زير رده بندي مي شود :
Musa (ABB group)”Bluggoe”
۴-۸-۱-رقم مينابي
اسامي مترادف هاي آن : موزسه گوش ،موز سنگي يا سنگينك (روستاي چلو از توابع ميناب )،سه گوش پاكستاني پابلند ،(چابهار ،دره سرباز ،نيك شهر )، مينابي ،بندري ،موز سياهو ،باطنه اي ،بلبلي ( بندرعباس ،ميناب ،رودان )،بلوگو(هند غربي )،تالابونثا (هند جنوبي ) هستند .
گياهان اين رقم بزرگ وبسيار تنومند بوده وار تفاع شبه ساقه آنها بطور متوسط ۴/۴ متر است . اين رقم تنومندترين رقم موز محلي ايران بوده وقطر شبه ساقه آن در قاعده به حدود
۳۰سانتي متر مي رسد . پاجوش دهي آن بسيار متراكم وانبوه وتوده گياهي آن بسيار فشرده وغير قابل نفوذ است . پاجوشها بطور مشخصي به سمت بيرون توده گياهي آن بسيار بوده وحالت گريز از مركز دارند . حالت مايل پاجوش هاي اين رقم كمتر از رقم سه گوش پاكستاني است . هر گياه مادري بطور متوسط حدود ۱۸ پاجوش توليد مي كند كه بيشتر از سه گوش پاكستاني است . برگهاي آن گسترده وطول متوسط آن به ۲۸۰ سانتيمتر مي رسد . شبه ساقه بطور مشخصي به به رنگ پررنگ وكمي متمايل به قرمز بوده ولكه هاي ريز كوچك قهوه اي رنگ دارد كه بصورت عرضي وپراكنده بر روي شبه ساقه ديده مي شوند،از نظر ژنومي رده بندي آن عبارتست از :
Musa(ABB group)”Minabi”
۵-۸-۱-اسامي مترادفهاي آن : هزار،هزاري ،هزاره (استان سيستان وبلوچستان وهرمزگان )،هزار(هند) هستند .
گياهان اين رقم نيمه پاكوتاه بوده وارتفاع شبه ساقه آنها بطور متوسط ۹/۲ متر مي رسد اين گياهان نسبتاً تنومند بوده وقطر شبه ساقه آنها در قاعده ودر نزديكي سطح زمين حدود۲۳سانتي متر است . پاجوش دهي اين رقم بسيار متراكم وانبوه بوده وتوده گياهي بسيار فشرده وغير قابل نفوذي را ايجاد مي كند . پاجوش هاي آن كمي به سمت خارج از توده گياهي تمايل داشته وزاويه انحراف آنها تقريباً مشابه رقم مينابي است . پايه مادري به طور متوسط ۲۰ پاجوش توليد مي كند كه بيشترين تعداد پاجوش در بين موزهاي محلي ايران است . برگهاي بزرگ با طول متوسط ۲۵۰سانتي متر است . رنگ شبه ساقه آن تركيبي از سبز وزرد استكه در قاعده مشخص تر بوده وبه سمت بالاي شبه ساقه بتدريج از شدت رنگها كاسته شده ودر نهايت به رنگ متمايل به زرد ديده مي شود . رده بندي ژنومي اين رقم عبارتست از :

Musa(ABB group) “Hezare”
۶-۸-۱-رقم فرد
مترادفهاي آن : بخشي ، موز ايراني ،موز محلي (چابهار ، دروان ،ميسور ،لال ولچي (هند)،انگشت عروس (مصر )،ميسور (هند غربي ) هستند .
ارتفاع شبه ساقه در گياهان اين رقم به طور متوسط به حدود ۴متر مي رسد . قطر شبه ساقه در قاعده حدود ۲۶ سانتي متر بوده وپاجوش دهي آن كاملاً بر سطح زمين عمود بوده وهر پايه مادري بطور متوسط حدود ۴ پاجوش توليد مي كند كه كمترين تعداد در بين موزهاي ايران است . برگهاي اين گياهان بزرگ بوده وطول متوسط آنها به ۳۰۰ سانتي متر مي رسد.تشخيص اين رقم از ساير ارقام به راحتي از طريق رنگ صورتي دمبرگها ورگبرگهاي مياني گياهان بالغ ورنگ ارغواني مايل به صورتي شبه ساقه ،دمبرگ ورگبرگ مياني پاجوشهاي آن امكانپذير است . شبه ساقه آن به رنگ سبز پررنگ متمايل به قرمز بوده ونسبتاً پوشيده از لكه هاي قهوه اي مايل به سياه است . از نظر ژنومي به صورت زير رده بندي مي شود .
Musa (ABB group) “Mysore”
۹-۱-گروههاي موز AAB و ABB در ايران
با توجه به مقاومت بسيار زياد گروههاي A BB وبويژه ABB نسبت به شرايط نيمه گرمسيري جنوب ، سطح زير كشت آنها به سرعت افزايش يافته است . ارقام اين گروهها بدليل نشاسته اي بودن ميوه در مناطق ديگر كشور با استقبال روبرو نشده وفقط در بازارهاي محلي استانهاي جنوبي كشور مورد مصرف قرار مي گيرند .
كلنهاي اصلاح شده AAA در سال ۱۳۳۴ به ايران وارد شده كه بدليل رشد بهتر در استان سيستان وبلوچستان وفروش بيشتر ميوه هاي آن در بازار شهرهاي مختلف ، بتدريج باعث كاهش اهميت موزهاي AAB و ABB شده واين رقم بيشتر به عنوان بادشكن در اطراف باغهاي AAA مورد استفاده قرار مي گيرند . از آنجا كه در استان هرمزگان ارقام اصلاح شده به خوبي جواب نداده اند ،پلانتين ها همچنان اهميت خود را حفظ نموده اند . به نظر مي رسد در استان هرمزگان *****به گروه A AB از رشد بهترين برخوردارند . اين ارقام علاوه بر مقاومتشان به شرايط گرمسيري وبادهاي گرم وخشك اين استان ، داراي ميوه هايي شيرين ونس

بتاً مطلوب هستند .
۱۰-۱ وقوع جهش در موزهاي محلي ايران
وقوع جهش در موز بسيار بالا بوده وسرعت وقوع آن در زير گروه كاونديش ۲ جهش در ميليون نسل است .
رقم هزار به وضوح يك كلن جهش يافته بوده ودر تمايز يا

بي گلهاي آن جهش اتفاق افتاده است . با توجه به كاشت بسيار پراكنده وكم اين رقم در جنوب ايران ،به نظر نمي رسد اين جهش در ايران اتفاق افتاده باشد . از آنجا كه بيشتر جهش هاي گزارش شده در گروههاي AB.AAB.ABB از هند جنوبي است به نظر مي رسد كه اين كلن جهش يافته نيز به همين صورت از هندوستان وارد شده باشد . ارق

ام هندي در مناطق مختلف استان هرمزگان كشت مي گردند. در بخش دشتياري چابهار پايه هايي از موز هند ي مشاهده شده كه شبه ساقه اي به ارتفاع ۳۲/۱ تا ۲ متر داشته ،نسبتاً كم برگ بوده وظهور خوشه در آنها با تأخير بسيار صورت مي گيرد بطو

ريكه در برخي موارد حتي سه سال بعد از كشت نيز پايه هاي

مادري گل نداده اند . تأخير در ظهور خوشه كاونديش پاكوتاه پديده اي دور از انتظار نبوده ودر مناطق نيمه گرمسيري بارها اتفاق افتاده كه به اين پديده چوگ مي گو

يند . اين پديده در جنوب ايران باعث شده تا ارقام هندي حدوداً ۱۸ ماه بعد از زمان كاشت به گل بروند ، در هر حال مي توان تأخير بيشتر از اين حد را به وقوع جهش نسبت داد . جهش ديگر در دوره سرباز در استان سيستان وبلوچستان مشاهده شده كه تمام صفات مورفولوژيكي اين كلن جهش يافته شبيه پايه مادري خود بوده و فقط در اثر وجود بيش از حد لكه هاي قهوه ا ي مايل به سياه روي شبه ساقه ، شبه ساقه سياه به نظر مي رسد . از آ نجا ئيكه از ورود كاو نديش پاكوتاه به ايران حدود ۴۰ سال ميگذرد و
درحال حاضر نيز سطح زير كشت موزهاي محلي ايران حدود ۱۷۰۰ هكنار است ، اگر ساليانه فقط ۵۰ هكتار از آن به زير كشت اين موز رفته باشد ، با توجه به تراكم كشت حداقل ۱۰۰۰ پا جوش در هكتار ، پس از گذشت ۴۰ سال يا ۲۷ دوره رويشي ، تاكنون ۱۳۵۰۰۰۰ نهال از اين رقم توليد شده است . بنابراين مي توان انتظار حداقل دو جهش را در اين مدت داشت .

۱-۲-نياز اقليمي موز
مناطق اصلي رشد موز در جهان در موقعيتهاي جغرافيا ئي بين خط استوا و عرض جغرافيا ئي
۲۰ درجه شمالي و ۲۰ درجه جنوبي قرار دارند . شرايط اقليمي در اين مناطق اساسا گر مسيري بوده
بوده و بطور مقا يسه اي نو سان دما بين روز و شب و تابستان و زمستان كم است . در مناطق نيمه
گرمسيري نوسانات دما ئي بين روز و شب و تابستان و زمستان زياد بوده ، دما در تابستان خيلي زياد
و در زمستان خيلي كم است ، در ضمن اين مناطق بارندگي كم با

پرا كنش نا چيز دارند . در مناطق بدون محدوديت آ بي سر عت رشد و توسعه موز توسط دو عامل دما و نور تعيين ميشود
۱-۱-۲-دما
در بيشتر مناطقي كه موز در آ نها توليد مي شود ، دامنه دما بين ۱۵ تا ۳۸ درجه سانتيگراد است . بهترين دما براي تجمع ماده خشك ورسيدن ميوه ، دماي ۲۰ درجه سانتيگراد ،گياه دچار پيچ خوردگي ساقه خوشه دهنده شده وباتوقف جوانه زني گل آذين ، ميوه ها ريز مي شوند . يخبندان باعث مرگ سريع گياه شده ودر دماي بالاتر از ۳۸ درجه سانتيگراد موجب توقف رشد وسوختگي برگ ها مي شود . گياهاني كه در مناطق نيمه گرمسيري مي روي

ند در مقايسه با مناطق گرمسيري تعداد برگهاي كمتري در سال توليد كرده ودوره توليد وتوسعه ميوه طولاني تري دارند . ميانگين دما براي رشد موز در ماههاي سرد سال در جدول (۷) ذكر شده است .

۲-۱-۲- نور

براي رشدبهتر ، نور كامل خورشيد مورد نياز بوده ودر صورت كم آبي ، ميوه ها آفتاب سوخته مي شوند . در سايه يا شرايط ابري دوره رشد تا بيش از سه ماهافزايش

جدول ۷- راهنماي شرايط بقاء، حالت اقتصادي ووضعيت مطلوب موز براساس ميانگين دما در ماههاي سرد سال .

محصو ل نام گياه شناسي

موز Musa spp 8-6 16 > 8>

۲-۲-انتخاب محل كشت
مناطق گرمسيري مرطوب عموماً توپوگرافي مسطح واقليم گرم داشته وانتخاب محل كشت اساساً برپايه زهكشي ورده بندي خاك است . بهترين خاك براي كشت موز خاكي با بافت لومي عميق وحاصلخيز است كه داراي مواد آلي بوده ،زهكشي مناسب داشته وفاقدتراكم خاك ،رس زياد .اسيديته وشوري بالا باشد .
انتخاب مكان كشت موز در مناطق نيمه گرمسيري با دماي مناسب به عوامل زير بستگي دارد .
۱-ارتفاع مناسب منطقه براي جلوگيري ازيخبندان
۲-حفاظت مناسب براي غلبه بر بادها
۳-اجتناب از مناطقي كه از نظر تگرگ وطوفان معروف هستند .
۴-اجتناب از مناطقي كهمستعد شرايط غرقابي وشوري هستند .
۵- اطمينان از وجود منبع دائمي آب براي آبياري تكميلي
۶- خاك لومي حاصلخيز با زهكشي خوب
۷- منظره شيب مناسب مطابق با نيمكره وعرضجغرافيائي

۱-۲-۲- اسيديته خاك
توليد مناسب موز به خاكيبا PH حدود ۸/۵ تا ۵/۶ نياز دارد . در صورتيكه اسيديته خاك بالا باشد ميتواناز طريق آهك دهي آنرا اصلاح نمود، به اين منظور بايد آهك دهي قبل از كشت ودر خاكهاي با عمق مناسب انجام گيرد . عمليات مكانيكي بعد از كشت به موز صدمه زده وآهك بخوبي با خاك مخلوط نمي شود . كاربرد منظم كود از ته وآبياري باعث كاهش PH شده وممكن است PH اوليه ۸/۵ در ناحيه ريشه در طي سالهاي بعد از كشت كاهش يابد . يكي از اثرات اسيديته بالا (PH پايين ) كاهش Mg و Ca واثر ديگر آن افزايش محتواي آلومينيم تبادلي ( Al ) خاك است . مقدار زياد آلومينيم تبادلي مي تواند براي گياه اثر سمي داشته وباعث كاهش جانشيني كلسيم ومنيزيم در مكانهاي تبادلي وبرهم زدن تعادل كلسيم ومنيزيم شود كه اصلاح اينگونه نامتعادلي ها نياز به آهك دهي دارد .

۲-۲-۲- شوري خاك
معمولاً شوري تنها در مناطق مديترانه اي خشك با خاكهاي شور، تابستان بدون بارندگي وآب آبياري با كيفيت نا مطلوب مشكل آفرين است . شوري زياد محتواي سديم ( Na )خاك را افزايش داده وبا كاهش جذب پتاسيم موجب كاهش محصول مي گردد ، نسبت مناسب پتاسيم به سديم به سديم ۵/۱ومقدار سديم از۸ درصد كل كاتيون هاي تبادلي بيشتر باشد .
۳-۲- نياز آبي
توليد محصول زياد به آبياري نياز داشته وآب تامين شده نبايد كمتراز تبخير گياه باشد . منبع آب مورد استفاده براي آبياري بايد كيفيت بالا ، شوري كم (كمتر از ۲/۱ گرم NaCl در هر ليتر )وكربنات فعال كم داشته باشد . فواصل ومقادير آبياري بستگي به نوع خاك ، شرايط اقليمي وبالاخره مراحل رشد گياه دارد . با توجه به سطحي بودن ريشه موز بررسي ميزان رطوبت خاك در لايه سطحي مي توان ملاك خوبي براي آبياري باشد ، ضمناَ كود دهي همراه با آب آبياري نيز مي تواند سودمند باشد .
۴-۲- غلظت گاز كربنيك ( Co2 )
در كشت گلخانه اي موز ودر فصول سرد سال كه درها ومنافذ گلخانه كاملاً بسته مي شود ، كمبود گاز كربنيك ويا فزوني منو اكسيد كربن در اثر سوخت ناقص مشعل ها ممكن است خساراتي به محصول وارد كند ، در اينصورت بايد هراز چند گاهي با استفاده از

هواكش در گرماي روز به جابجائي هواي ساكن داخل گلخانه پرداخت وبا باز نمودن سقفها ويا ديواره هاي جانبي تهويه را بنحو مطلوب انجام داد .
۵-۲-سيستم هاي آبياري موز
پنج سيستم اصلي مورد استفاده درآبياري موز عبارتند از سيستم آبياري غرقابي ياشياري ، آبياري باراني روي سايبان گياه ، آبياري باراني زير سايبان گياه ، آبياري با ميكرو جت يا ميكرواسپاينر وآبياري قطره اي .

۱-۵-۲-روش غرقابي
آبياري غرقابي يا شياري موز هنوز در بعضي از كشورها مثل تايوان ، غرب استراليا وجزاير قناري مورد استفاده قرار مي گيرد ، ولي استفاده از اين روش ر مزاع موز بسرعت در حال متروك شدن است . در اين روش تسطيح اراضي مشكل وگران بوده وپخش كود بطور غير يكنواخت وغير موثر انجام شده ونهايتاً از اين طريق برخي بيماريها ونماتدها منتقل مي شوند .
۲-۵-۲-آبياري باراني روي سايبان گياه وآبياري باراني زير سايبان گياه
معمول ترين سيستم آبياري موز آبياري باراني روي سايبان گياه است (تصوير ۲). اين سيستم بور وسيعي در مناطق گرمسيري كه نيازمند آبياري تكيميلي است مثل كوئينزلند شمالي (بشكل دائم يابصورت انتقال وسيع لوازم آبياري ) ودر مناطق نيمه گرمسيري سرد آفريقاي جنوبي (بشكل نيمه دائم يا دائم يا Center-Pivot ) بكار مي رود . اين روش در كاربرد نيمه دائمي نسبتاً ارزان است ، لوازم اين سيستم قوي وانتقالشان آسان بوده ودسترسي به مزرعه را مشكل نمي سازد ، اين سيستم باعث اصلاح ميكروكليما شده و نياز به صافي در آن بحراني نيست . لكن مضراتي نيز دارد كه به نا مطلوب بودن براي دوره هاي كوتاه آبياري ودر ارقام پابلند موز حساسيت به اثر باد ، تلفات از طريق تبخير ، پراكنش ضعيف آب ، نياز به نيروي كاري متراكم براي انواع قابل حمل ونامطلوب بودن براي كود دهي از طريق آبياري مربوط مي شود .
كاربرد آبياري باراني زير سايبان گياه علاوه بر رفع همه مضرات نام برده شده براي آبياري باراني روي سايبان گياه بسياري از محاسن آنرا هم دارد . سيستم هاي قابل ح

مل فشار ضعيف ارزان هستند ولي در مناطق گرم ****در يك دوره كوتاه به نيروي كاري بيشتري نياز دارند .

۳-۵-۲-آبياري ميكرو
كشورهاي اصلي كشت كنندهموز به كاربرد سيستم هاي آبياري مي

كرو بجاي آبياري باراني تمايل نشان داده اند كه اين سيستم ها شامل ميكرواسپاينر ، ميكروجت وآبياري قطره اي هستند . كاربرد آبياري قطره اي در فلسطين اشغالي وجزاير قناري كه ذخيره آب كمي دارند ، بيشترين عموميت را دارد .
در كوئينزلند شمالي وآفريقا جنوبي آبياري قطره اي وميكرواسپاينر بطور روز افزون وبا موفقيت مورد استفاده قرار مي گيرد ، حسن سيستم هاي آبياري ميكرو دائمي بودن آنها ونيز كنترل راحت منطقه اي وسيع از يك نقطه است . اين سيستم ها بدليل نياز به نيروي كاري حداقل ،يكنواختي بالا در آبياري وخيس كردن مداوم منطقه ريزوم در هر دوره زماني مورد نياز مي توانند مورد استفاده قرار گيرند . حسن روش آبياري قطره اي ناشي از حداقل تلفات اب (تقريباً راندمان ۹۵ درصد ) واجتناب از سرماي حاصل از تبخير آب از روي برگ شبه ساقه وخاك است كه در مناطق نيمه گرمسيري سرد مفيد بوده وشوري مناطق خشك را كنترل مي كند ، لكن در مقايسه با ميكرواسپاينر مضرات زير را نيز دارد :
۱- اين سيستم به آب با كيفيت فيزيكي بالا وفيلتر اضافي به دليل ريز بودن روز نه هاي نازل نياز دارد .
۲- رطوبت حاصل از قطره ها در خاك حجم كوچكي داشته والگوي خيسي توپي شكل است كه با الگوي پراكنشي طبيعي ريشه متناسب نيست .
۳- ريشه براي اجتناب از تنش رطوبتي در ناحيه ريزش قطره كه دائماً مرطوب است متمركز مي شود .
۴- انسداد قطره چكانها بسرعت باعث تنش آبي در گياه شده وتشخيص چنين انسدادي در مزرعه مشكل است .
۵- بارندگي تابستانه پراكنش ريشه را در خارج از منطقه خيس شده بوسيله قطره چكان تسريع مي نمايد كه اين ريشه ها در ادامه دوره خشكي كارائي خود را از دست مي دهند .

۶-۲-آبياري در شرايط گلخانه اي
در كشت زير پلاستيك آبياري اكثراَ از طريق سيستم آبياري قطره ا

ي ويا پخش بوسيله آبپاش ميكرو انجام مي گيرد (تصوير ۲). آبياري مي تواند براي هر گياه با ۱۰تا۳۰ ليتر آب در روز انجام گيرد . در گلخانه ها از طريق مه پاشي با آبپاش باراني روي سايبان گياه مي توان موجب كاهش دما در تابستان وگرم شدن گلخانه در زمستان شد (آب مناسب براي تامين اين هدف معمولاًبايد دمايي حدود ۱۸ درجه سانتي گراد داشت

ه باشد ).

تصوير ۲-سيستم آبياري باراني روي سايبان گياه (الف). سيستم آبياري قطره اي (ب).آبپاش ميكروجت در ارتفاع ۵۰ سانتيمتري …پراكنش بيشتر آب بطور روز افزون مورد استفاده قرار مي گيرد (ج).
۷-۲- ظرفيت نگهداري آب خاك
اين ظرفيت حجم آب نگهداري شده در خاك بين دو حد ظرفيت آب مزرعه اي ( FWC ) ونقطه پژمردگي دائم ( PWP )است . ظرفيت نگهداري آب خاك حجم آبي است كه در پروفيل خاك بوسيله ذرات خاك نگهداري شده وتحت تأثير ثقل حركت نمي كند . آب در اين شرايط با مكش پايين نگهداري مي شود (۱۰تا۱۵ كيلو پاسكال ). در نقطه پژمردگي دائم آب تحت تأثير مكش ۱۵۰۰ كيلو پاسكال است . درصد آب نگهداري شده بين ظرفيت آب مزرعه اي ونقطه پژمردگي دائم معرف كل آب قابل استفاده ( TAW )بوده ومعمولاً به صورت ميلي متر آب در هر عمق خاك بيان مي شود .

نقطه پژمردگي دائم ۱۵۰۰ كيلو پاسكال بوده ودر محاسبه آب قابل استفاده يك آستانه مطلق است . آب نگهداري شده بين ظرفيت نگهداري ومكش ۱۰۰ كيلو پاسكال را معمولاً آب سهل الوصول ( RAW )مي نامند وبا توجه به اينكه تنش آبي واقعي در گياه موز در مكش كمتر از۱۰۰ كيلو پاسكال بوجود مي آيد ، مي توان از آن براي محاسبه آب مورد نياز موز استفاده كرد .