مقدمه:
مددكاري اجتماعي رشته است پيچيده كه تخصص هايي گوناگون را در بر مي گيرد و بر تعهدات والاي اخلاقي و انساني استوار است اهميت اين رشته در ايران به خصوص پس از جنگ تحميلي كه ضايعات رواني و جسماني ظالمانه اي بر ما وارد كرد بيش از پيش آشكار شده است بنابراين با نگاهي به فلسفه علوم در مي يابيم مباني علم مددكاري اجتماعي رشه در باورهاي مذهبي دارد كه در طول شكوفايي علوم به يكي از رشته هاي علوم انساني تبديل گرديده است در طول اين تحولات كشورهاي رقيب با دستيابي به ارزش و جايگاه علم و حرفه مددكاري كه بر پايه روابط

انساني و انسان ها استوار است به تاسيس مراكز آموزشي اين رشته تا سطح دكترا پيش رفته اند و در حال حاضر متخصصين آن در اكثر مراكز و نهادهاي انساني از فرد و خانواده كوچكترين نهاد تا وسيعترين مجتمع هاي تجاري- صنعتي- بهداشتي- فرهنگي – اجتماعي سعي در شناخت ارزش ها و توانائيهاي انسان و استفاده از استعدادهاي او داشته و با مدد امكانات شناخته و ناشناخته تلاش در بهبود كيفي زندگي جوامع انساني دارند اين علم زماني به اين پيشرفت نائل آمده است و او راه خود را در ميان ساير علوم متعدد انساني باز شناخته كه متفكران و رهروان خود،‌به امر

مطالعه و تفكر پرداخته اند و دست آورد ها و تجربيات خود را به قلم تحرير درآورده اند. توسعه انتشارات در محدوده اين علم آن را غني و نياز به تعالي علمي آن تاسطح دكترا طلب نموده است در كشور ما كه سابقه علم مددكاري اجتماعي و اشتغال در حرفه مقدس آن چندان كم نيست منابع و كتب فارسي در زمينه آن بسيار معدود قليل است و آنچه كه هم اكنون در حداكثر مقطع كارشناسي آن بكار گرفته مي شود آميزه اي از ترجمه منابع خارجي و تاليفات مختصر و پراكنده داخلي است.

موقعيت جغرافيايي، طبيعي و اقليمي استان كرمان:
استان كرمان،‌پهناورترين استان كشور با مساحت ۷۱۴/۱۸۱ كيلومتر مربع در جنوب شرقي فلات مركزي كشور بين ۲۵ درجه و ۵۵ دقيقه تا ۳۲ درجه عرض شمالي و ۵۳ درجه و ۲۶ دقيقه تا ۵۹ درجه و ۲۹ دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است.
اين استان مرتفع در حد شمالي با استانهاي خراسان جنوبي و يزد، در حد جنوبي با استان هرمزگان، در حد شرقي با استان سيستان وبلوچستان و در حد غربي با استان فارس همجوار مي باشد.

بر اساس آخرين تقسيمات كشوري، استان كرمان با تعداد ۱۶ شهرستان، ۵۷ شهر ،‌۱۴۲ دهستان، ۴۵ بخش حدود ۱۱ درصد از مساحت كشور در جنوب شرقي فلات مركزي ايران را مي پوشاند. رشته كوه باريكي كه در امتداد جنوب شرقي يزد واقع شده است كرمان را به دوق سمت شرقي و غربي تقسيم مي كند و دشتهاي وسيع استان را از هم جدا مي سازد و ارتفاعات آن دنباله ي رشته كوههاي مركزي ايران است و تا بلوچستان امتداد دارد.

استان كرمان به علت پستي و بلندي ها و شرايط خاص اقليمي و وضعيت محيطي و طبيعي و وسعت منطقه از تنوع آب و هوايي از گرم، شديداً خشك،‌نه چندان خشك، سرد و ييلاق، متمايل به استپ و نيمه خشك تا كويري برخوردار است و در مجموع از نظر وضعيت آب و هوايي، كم نظير و منحصر به فرد مي باشد.
شهرستان هاي استان عبارت از: بافت،‌بردسير، بم، جيرفت، راور، رفسنجان، زرند،‌رودبار جنوب، سيرجان، شهربابك، عنبرآباد،‌قلعه گنج،‌كرمان، كوهبنان، كهنوج و منوجان مركز استان كرمان شهر تاريخي كرمان است كه با آسماني صاف و زلال، بر بلنداي كوير لوت قرار گرفته و شبهاي افسانه اي آن از شهرت خاصي برخوردار است.

وجه تسميه ي كرمان:‌ نام كرمان را در سنگ نوشته هاي داريوش مي توان ديد. در آنجا كرمان نام ناحيه اي است كه از آن چوب (دياك) براي كاخهاي هخامنشي حمل مي شود. نوشته هاي يوناني هم آن را كرمان خوانده و مردم كرمان را تيره اي از پارسيان گفته اند. كرمان از ريشه كر گرفته شده (كرمن) به معني كار و كوشش و وظيفه،‌و نيز كاركن و كوشا، (كرمينه) به معني ماهر و استاد

(كرمان بندا) به معني كاربنده يا وظيفه شناس و واژه هاي ديگر كه از كرمان ساخته شده اند،‌همه معناي كار و كوشش را مي رسانند. ريشه ديگر (كر) كه به اوستا (كر) و به سنسكريت (كري) تلفظ مي شود به معني بريدن و كشتن و جنگيدن است و واژه هاي كارد،‌پيكار، و كارزار نيز از آن است اما از واژه هايي كه از آن برآمده است هيچكدام به كرمان،‌كرمن نزديك نيست.

اگر چه كرمان در گذشته نام هاي ديگري چون بوتيا، كارمانيا،‌گواشير و غيره داشته اما در مجموع اين نظر كه نام كارمان (كار به معني تلاش و سازندگي، و مان به معناي محل و مكان) در طول زمان به كرمان تبديل شده بيش تر مانوس و منطقي است ، چرا كه اصولا زندگي سخت و دشوار در كوير، همتي بزرگ و والا، و تلاشي افزون را مي طلبيده.

آثار و بناهاي تاريخي: از غني ترين عناصر و فرهنگ مادي هر سرزمين كه نشانه تمدن نياكان آن جامعه و شناسنامه اي براي بيان موجوديت يك تاريخ است،‌آثار باستاني به جاي مانده آن اقليم مي باشد.در جاي جاي سرزمين پهناور اسلاميمان، بخصوص در اقليم ايرانيان باستان (كرمان )آثار و نشانه هايي از تاريخ كهن و ديرينه كشورمان وجود دارد كه هر يك از آنها گوشه هايي از تمدن و

تاريخ پر افتخارمان را باز مي نمايند. حفظ و حراست از اين آثار و ابنيه علاوه بر اينكه باعث پاسدراي از قدمت و ديرينگي تاريخي سرزمينمان را سبب مي شود، مي تواند زمينه ساز رشد و توسعه صنعت گردشگري نيز شود. اگر چه جاذبه هايي چون مشتاقيه، گنبد جبليه، مسجد جامع، مس

جد امام و… در كرمان و آثاري چون آستانه شاه نعمت الله ولي ، باغ شاهزاده، در ماهان و آستانه شاهزاده حسين در جوپار و ارگ تاريخي بم مورد بازديد قرار مي گيرد اما آثاري با قدمت بيش تر در كرمان وجود دارد مانند تپه يحيي در صوغان بافت،‌مجموعه سنگي ميمند،‌تل ابليس در بردسير، آقوس شهداد و ويرانه هاي شهر دقيانوس يا شهر دسيوس جيرفت كه طول عمر برخي مانند

مجموعه ميمند به قريب ۱۰ هزار سال پيش از اين مي رسد،‌اثري كه رد پاي تاريخ و فرهنگ اين ديار به شمار مي رود و نشان از انسانهائي است كه فرهات گونه با تيشه عشق و ايمان ، دل سنگ را شكافته و نقشي از همت و حميت خود را بر سينه كوه نشانده اند.

ارگ بم: بزرگترين شهر خشتي جهان بوده كه حدود ۲۲۰۰ سال قدمت دارد اين بنا در شمال شرقي بم بر فراز تپه اي آذرين قرار گرفته است و از چهار قسمت ، ۳۸ برج ديده باني، يك خندق و بارويي عظيم تشكيل شده بود، مساحت اگر حدود ۲۰ هكتار است. دور تا دور ارگ، خندقي قديمي بوده كه طي قرنها اين مجموعه را از يورش ها حفظ كرده است،‌مصالح اصلي بنا، خشت خام و گل رس است. به ندرت سنگ، آجر و تنه ي خرما نيز در بناي ارگ به كار رفته است.

از مكان هاي شناخته شده ي ارگ بم يك راهروي اصلي است كه در گذشته بازار بوده و علاوه بر اين در مجموعه ارگ بم آثاري از بقاياي آتشكده دروه ساساني، زورخانه، حمام عمومي، اصطبل، سرباز خانه، زندان، و عمارت چهار فصل نيز باقي بوده است. در اين بناي بزرگ خانه هاي عمومي متصل به هم ساخته و به يكديگر راه داشته اند و در بعضي از خانه ها آثاري از حمام هاي خصوصي ديده مي شود و نيز اصطبل ها در مكاني جدا از خانه ها قرار داشته اند. تعدادي از خانه هاي ارگ دو طبقه ساخته شده بودند كه اين امر نشان از روند ازدياد جمعيت در يكي از دوره هاي گذشته دارد.

گنبد جبليه:‌پلان گنبد هشت ضلعي و روي اضلاع آن طاقنماهاي متعددي به چشم مي خورد اين بنا مربوط به اواخر دوره ي ساساني مي باشد كه در اوايل اسلام مرمت شده همچنين در بناي گنبد از ملات مخصوصي (شير شتر) استفاده شده كه هرگز پوسيدگي به خود نمي گيرد.

كرمان به روايت تاريخ، قلعه دختر و قلعه اردشير از آثار دوران ساساني در مشرق شهر كنوني كرمان كه هنوز خرابه هاي آنها برجاست گواه بر اين است كه لااقل در زمان اردشير، بابكان در همين محل،‌شهري آباد يا قلعه اي مهم وجود داشته است.

در حدود ۲۲۰ پيش از ميلاد به هنگام فتح كرمان به دست اردشير اين محل گواشير نام داشته و مركز ولايت كرمان بوده است بنا به گفته هرودت (كرمانيا) از قبايل دوازده گانه ي ايران مي باشد و ساتراپي چهاردهم مشتمل بر ايالت كرمان بوده است.
در روايات اساطيري آمده است كه كيخسرو، كرمان و كران را به رستم بخشيده همچنين نشاني هايي از فرمانروايي بهمن بر اين خطه مي دهند و اينكه در زمان هخامنشيان، كوروش آن را تبعيدگاه «نبونيه» قرار داد، در زمان حكومت خلفاي عباسي كرمان شورشهاي مكرري داشته ، ولي هيچ يك به سامان نرسيده است، در عصر غزنويان،؛ فرمانروايان خونريز و هوسران،‌آرامش را از مردم گرفتند. تنها در عهد سلجوقيان- حكومت ملك قاورد و فرزندانش بود كه كرمان روي رفاه و آسايش ديد و آثاري چون مسجد ملك پديد آمد.

پس از حكومت حدود ۱۵۰ ساله سلاجقه، باز بلاي «غز» بر كرمان نازل شد. با حمله ي مغول «براق حاجب» از سرداران قراختائيان، كرمان را به تصرف در آورد. از اعقاب وي، تركان خاتون بر كرمان فرمانروايي يافت كه در آباداني شهر كوشيه و دخترش پادشاه خاتون نيز حاكمي فاضل و حامي دانشمندان بود. تيموريان از سال ۷۹۶ تا ۸۳۴ بر كرمان حكومت كردند. سلاطين صفوي از ۹۱۵ هجري، كرمان را به متصرفات خود افزودند. در ۱۰۰۵ هجري گنجعليخان از سوي صفويه به حكومت كرمان رسيد كه بر اثر تدبير و تداوم حكومت او، شهر، چندي روي آسايش و آرامش ديد و زمانه براي ترقي و آباداني مناسب شد.

در روزگار افول قدرت صفويان ، افغانها، كرمان را به جزاي شهامت و مقاومت در برابر آنان به خاك و خون كشيدند و نادرشاه افشار هم هنگامي به كرمان رسيد كه بر اثر كشتن رضا قلي ميرزا به جنون آدمكشي مبتلا شده بود دستور گردن زدن مردم بي گناه را صادر كرد ويكي از بزرگترين قتل عامهاي معروف تاريخ كرمان را به راه انداخت.

بازارهاي كرمان: سابقه درخشان تجارت و وجود كارخانجات بافندگي ابرشيم و پنبه و پشم، در قرون اوليه در شهر و واقع شدن بر سر راه هندوستان، ضرورت پيدايش مكانهاي مناسبي براي عرضه كالاهاي داخلي و وارداتي را ايجاب كرده است. همچنين براي عرضه محصولات كارخانه هاي كرمان نياز به وجود چنين بازارهايي احساس مي شده و داد و ستدهايي پاياپاي بر اهميت اين مكان افزوده است بازارهاي قديمي كه محل عرضه كالاهاي داخلي و خارجي بوده اند عبارت از:

بازار مظفري، بازار وكيل، بازار اختياري، بازار گنجعليخان، بازاركوچه باغ، بازار نقاره خانه، بازار عزيز، بازار كفاشها، بازار قيصريه، بازار كلاه دوزها، بازار مسگري، بازار ريگ آباد، بازار لحاف دوزها، بازار مسجد ملك، بازارچهار سوق، بازار قدمگاه، بازار شترف بازار شاه.
كاروانسراها: استان كرمان به دليل موقعيت جفرافيايي خاص خود و قرار گرفتن بر حاشيه ي كوير و واقع شدن بر گذرگاه تجارت و نيز راه ابريشم، كاروانهاي تجارتي زيادي را پذيرا بوده است همين امر از يك سو و گرماي طاقت فرساي منطقه و بيابانهاي خشك وسوزان از سوي ديگر سبب به وجود آمدن كاروانسراهايي با ساخت حفاظتي ويژه گرديده است. كاروانسراهاي عمده كرمان عبارت از

: كاروانسراي گلشن، كاروانسراي گنجعليخان، كارونسراي سردار، كاروانسراي هنود يا هندوها، كاروانسراي حاج مهدي، كاروانسراي ميرزا صالح، كارونسراي حسين خان، كاروانسراي خراساني ها، كاروانسراي وكيل، كاروانسراي حاج آقا علي.
وجود كاروانسراهايي چون هندوها، نشانه رونق اقتصادي كرمان در روزگاران گذشته است آن طور كه تجار هندي، ادويه و چاي از هندوستان به كرمان آورده و حنا،‌زيره و شال و.. با خود مي بردند.
سوغات كرمان: معروفترين سوغات كرمان عبارت از:
۱- زيره: گياهي خوشبو و مقوي است و در چرخه داروئي نيز قرار دراد و انواع مختلفي دارد از جمله زيره هفتادم، نودم و زيره كبكو.
مرغوبترين نوع آن سياه رنگ است و در دامنه كوههاي هزار وديگر كوههاي استان مي رويد.
۲- پسته: كله قوچي ، اوحدي، رباطي و ممتاز مي باشند.

۳- قوتو(قاووت)كه از گياهاني مانند سياه دانه‌، خرفه، قهوه،‌كنف، جو، بذركتان، موردانه، هل باد و… به دست مي آيد و انواع ديگر آن شامل: پسته اي، نارگيلي،‌نخودي است.
ديگر سوغات كرمان خرما، حنا، روشور، شير يعني هاي خاص كرمان (كلمپه، كماچ سهن، سوهان زرند،‌مقطسي سيرجان) مي باشد. علاوه بر اين صنايع دستي چون پته، شير يكي پيچ، قالي، ظروف مسي قلم كار نيز از جمله سوغات كرمان به شمار مي رود.

صنايع دستي: مديريت صنايع دستي كرمان كه در سال ۸۵ به دليل حجم فعاليتها و برخورداري از شاخص هاي والاي هنري به سازمان صنايع دستي كرمان ارتقاء‌ يافت با بيش از ۳۰ سال سابقه،‌متولي شناساندن هنر سنتي و تاريخي كرمان مي باشد. هنر سنتي نماد همبستگي و پيوند اقوام مختلف ايران است و ريشه هاي عميق و استوار در فرهنگ فني و باور ايران اسلامي دارد. ارائه ي ارزش هاي گوناگون صنايع دستي به مردم ايران و جهان و تبديل اين آثار متنوع به اعتبار فرهنگي و اقتصادي در زمره ي اهداف والاي اين مديريت مي باشد.

فعاليتهاي سازمان صنايع دستي كرمان در چارچوب توسعه، ترويج،‌اشاعه، حفظ و احياء‌و آموزش رشته هاي مختلف صنايع دستي است كه در برنامه ريزي و اجراي فعاليتها،‌هم به جنبه ي نوع و بازار مصرف و هم به ذوق،‌انديشه و فرهنگ توليد كنندگان توجه شده است.

به همين منظور سازمان صنايع دستي استان كرمان در سال ۱۳۸۴ در ۲۰ شهرستان و بخش با بهره گيري از استادان و مربيان مجرب، پايگاه هايي در قالب كارگاهها و مراكز آموشي داير كرده و در اين مركز به آموزش بيش از ۲۰ رشته ي صنايع دستي پرداخته است از جمله: پته دوزي، گليم وشير يكي پيچ بافي،‌مشبك،‌معرق و منبت چوب، طراحي سنتي، طراحي گليم،‌طراحي قالي، تذهيب،‌مينياتور، مس تزئيني ،‌مجسمه سازي، ساخت عروسكهاي محلي، دوخت لباسهاي محلي، آئينه دوزي، سكه دوزي و چاقوسازي كه در اين خصوص موفق به آموزش قريب به ده هزار تم هنرجو در مقاطع مقدماتي، پيشرفته و به آموزي گرديده است.

معادن:‌اقلام عمده ي سنگهاي معدني گران قيمت همچون: نقره و فيروزه، از روزگاران قديم در كرمان وجود داشته كه باعث رونق تجارت در شهرهاي اين خطه شده است به همين علت «كرمان بهشت معدنكاران» لقب گرفته است. معادن استان عبارت از:
زغال سنگ (منطقه زرند- راور) آهن (مجتمع معدني سنگ آهن گل گهر سيرجان) تيتان (كهنوج) مس (سرچشمه،‌ميدوك؛ چهار گنبد) كروميت (اسفندقه- فارياب) سرب وروي ، سنگ هاي تزئيني،‌سيليس،‌آهك،‌نمك، گچ، كائولين، منگنز .

ذخيره ي معدن استان بالغ بر ۵/۲ ميليارد تن برآورد شده است كه عمده ي اين ذخائر مربوط به معادن مس و آهن و زغال سنگ است و ميزان متوسط استخراج سالانه ي آن حدود ۲۳ ميليون تن و تعداد نيروهاي شاغل و بخش معادن استان ۲۵۵۰۶ نفر است.
در ضمن تعداد ۵۱۳ پروانه اكتشاف صادر شده و هم اكنون تعداد ۱۵۰ معدن در حال بهره برداري است/

عوارض مهم طبيعي: الف: كوهها:‌ارتفاعات استان،‌ادامه سلسله جبال زاگرس هستند كه از شمال غربي به جنوب شرقي استان امتداد يافته اند.
مناطق كوهستاني استان شامل: هزار، لاله زار، پلوار،‌جوپار،‌بحرآسمان، خبر، كوهپايه،‌جبال بارز، كوهبنان و شهربابك مي باشد.
كوههاي اين مناطق عبارت از:‌بي سوخته،‌بيد شيرين،‌بيدوئيه، پلوار، پوركان،‌باغ بالا، قدمگاه، سرمشك، كل كوهي،‌شاهزاده،‌كشيت،‌چهل تن، گلچين، جوپار، لاله زار، بحر آسمان يا نشانه كه مهمترين كوههاي آن ها عبارت از: كوه هزار،‌جبال بارز، جوپار و كوه لاله زار. بلندترين قله استان

كرمان قله ي «چهل تن» به ارتفاع ۴۴۶۵ متر مي باشد كه در شته كوه هزار واقع شده است. رشده كوه هزار داراي بلندترين قله جنوب كشور و چهارمين قله كشور در دوازده كيلومتري بخش راين واقع گرديده كه دو قله چهار هزار متري و چند قله سه هزار متري در آن قرار گرفته است،‌كم ارتفاع ترين نقطه استان «هامون جازموريان» است كه حدود ۳۵۰ متر از سطح دريا ارتفاع دارد.
ب:‌درياچه ها و تالابها: هامون جازموريان در جنوب استان در مرز استانهاي كرمان و سيستان و

بلوچستان قرار گرفته است ساخت آن در سالها و فصول مختلف متفاوت بوده و تابعي از ميزان بارندگي هر سال مي باشد. مساحت اين درياچه در سالهاي پر باران در حدود ۱۷۳۵ كيلومتر مربع مي باشد. در سالهاي پر باران،‌حجم ذخيره، آب اين درياچه به حدود ۸۷۰ ميليون متر مكعب مي رسد. «هليل رود» از استان كرمان و «بمپور» از سيستان وبلوچستان به اين درياچه مي ريزند.

رودخانه ها: رودخانه هاي استان، اغلب فصلي هستند و در فصول بارندگي جريان دارند. هليل رود با ۸۴۰۰ كيلومتر مربع مساحت حوضه آبريز مهمترين رودخانه دايمي استان است كه از كوههاي بافت سرچشمه مي گيرد. ساير رودخانه هاي استان عبارت از: رودخانه هاي «سفلا» و تهرود» در بم، «خبر» در بافت، «آب بخشا» در بردسير، «راور» در منطقه راور «چاري» و «هفت كوسك»در منطقه باغين، رودخانه « تنگوئيه يا پلنگي» در سيرجان و رودخانه هاي شهداد،‌سيرچ، ده بكري كه جمعا ۱۶ رشته ي رودخانه هاي دايمي در استان را تشكيل مي دهند مجموع آبدهي سالانه آبهاي سطحي استان ۱ ميليارد متر مكعب برآورد مي گردد.

منابع طبيعي استان: از ۲/۱۸ ميليون هكتار مساحت استان حدود ۲/۱۶ ميليون هكتار را عرصه هاي منابع طبيعي تشكيل مي دهند كه حدود ۹۰%مساحت كل استان مي باشد كه از اين ميزان ۳/۶ ميليون هكتار آن بيابان و ۶/۸ ميليون هكتار متر مربع و ۳/۱ ميليون هكتار آن جنگل است.
بيابانهاي استان: استان كرمان استاني كويري و بياباني است و همجواي با دو كوير لوت و زنگي

احمد در قسمت شرقي استان باعث گرديده كه بيابان وجه غالب و تاثير گذار در اقليم استان باشد. استان كرمان داراي ۳/۶ ميليون هكتار اراضي بياباني است كه حدود ۳۴% از سطح استان را به خود اختصاص داده است. از اين ميزان ۳/۳ ميليون هكتار اراضي كويري و بياباني و سه ميليون هكتار از شنزارهاي فعال و نيمه فعال مي باشد كه تمركز فعاليتهاي بيابان زدايي اداره كل منابع طبيعي استان در همين بخش قرار دارد.

كشاورزي: همت تلاشگران كرماني، در عرصه كشاورزي موجب شده تا اين استان بيشترين صادرات غيرنفتي كشور را به خود اختصاص دهد ودر بازارهاي جهاني به جايگاه رفيعي نزديك شود. مجموع سطح زير كشت محصولات زراعي و باغي استان كرمان بدون احتساب منطقه جيرفت و كهنوج برابر است با:‌سطح زير كشت محصولات زراعي ۱۸۵۰۷۰ هكتار، سطح زير كشت محصولات باغي

۶/۴۰۲۹۸۴ هكتار، مجموع توليد محصولات زراعي ۱۳۵۶۴۸۳ تن، مجموع توليد محصولات باغي ۵۵۰۸۴۵ تن، كل سطح زير كشت محصولات زراعي و باغي استان ۶/۵۸۸۰۵۴ هكتار مي باشد كه ۵/۳۱ درصد به محصولات زراعي و ۵/۶۸ درصد به محصولات باغي اختصاص دارد. از نظر سطح زير كشت،‌باغات استان كرمان ۱۷ درصد اراضي زير كشت باغات كشور را به خود اختصاص مي دهند. استان كرمان به لحاظ ميزان سطح زير كشت و توليد پسته با سطح ۳۰۲۵۳۴ هكتار و توليد ۱۴۸۲۱۴ تن معادل ۷۵ درصد باغات استان و ۵/۷۷ درصد باغات كشور، مقام اول را در كشور دارا ميباشد. سطح زير كشت مركبات استان كرمان ۱۰۷۴۸ هكتار برآورد شده است كه حائز رتبه سوم در كشور است.

آب: استان كرمان با اينكه پهناورترين استان كشور است،‌ولي از نظر منابع آبي يكي از فقيرترين استانهاي ايران محسوب مي شود. كمبود نزولات جوي و بالا بودن ميزان تبخير،‌اين استان را در رديف استانهاي خشك ايران قرار داده ،‌به طوريكه متوسط بارندگي در استان كرمان ۱۴۵ ميلي متر و متوسط تبخير ۲۰۵۰ ميلي متر است و اين ميزان در مقايسه با متوسط بارندگي در ايران كه ۲۵۰ ميلي متر است بسيار ناچيز مي باشد.
به طور كلي در استان كرمان ۷۶۴۸ حلقه چاه عميق با تخليه اي حدود ۳۸۵۴ ميليون متر مكعب در سال وجود دارد با توجه به اضافه برداشت از منابع آب زير زميني و كمبود نزولات جوي در استان كرمان،‌ شركت سهامي آب منطقه اي كرمان به منظور حفظ تداوم بهره برداري بهينه و تامين آب

جهت مصارف مختلف در سطح استان اقدام به مطالعه و اجراي طرحها و پروژه هاي مختلف در زمينه ي مهار و دستيابي و استفاده مطلوبتر از منابع آبي كرده است.
بهزيستي: اداره كل بهزيستي استان كرمان با توان ۸۹۱ نفر پرسنل و از طريق يك ستاد مركزي ؛‌۱۲ اداره مستقل بهزيستي در ۱۲ شهرستان استان،‌ ۱۸ مجتمع خدمات بهزيستي شهري و ۷۵ مجتمع خدمان بهزيستي روستايي، ۲۰۱ واحد مهدكودك روستايي، ۵۱ مركز شبه خانواده،‌۴ كيلنيك مددكاري،‌واحدهاي زنان ۱۸ شهري، و ۱۵ روستايي،‌۱۲ خيريه همكار در واحد زنان و يك مركز

اسكان موقت زنان پناهجو؛ ۲ مركز مداخله در بحران هاي اجتماعي،‌۷ مركز مداخله در خانواده به منظور كاهش طلاق، ۱ مركز بازپروري و قادر سازي زنان و دختران آسيب ديده،‌ ۲ مركز خانه سلامت،‌۱ مركز موقت نگهداري كودكان (قرنطينه)،‌ ۵ مركز روزانه معلولين؛ ۳ مركز نگهداري سالمندان،‌۵ مركز حرفه اي معلولين، ۳۴ كيلينيك فيزيوتراپي،‌كار درماني، گفتار درماني، ۱ مركز

خدمات اجتماعي سيار،‌۱ مركز خط ياري كودك آزادي، ۱ واحد بيمه،‌ صدور مجوز و نظارت بر كار، ۴ واحد مهدكودك دولتي، ۱۶۳ واحد مهدكودك خصوصي،‌۲۴ مهدكودك خودكفاء‌،‌ ۱ مركز اجتماع درمان مدار، ۵ مركز درمان سرپائي معتادان،‌۲ مركز بستري و درمان معتادان (خصوصي)،‌۱۶ مركز درمان سرپائي معتادان (خصوصي)،‌۵ مركز مشاور خانواده، ۳ مركز مشاوره خانواده (خصوصي) ،‌۳ مركز مشاوره ژنتيك،‌ ۲ مركز آموزش نابينايان و ناشنوايان ۹ مركز شبانه روزي معلولين ذهني و نابينايان و ناشنوايان.
سازمان تامين اجتماعي:‌ اين سازمان متشكل از ۲۰ شعبه اجرايي مستقل و ۴ نمايندگي مقيم در سطح استان مشغول ارائه خدمات به بيش از ۱۱۰۰۰۰۰ نفر بيمه شده با احتساب افراد تبعي از كل ۵/۲۷ ميليون نفر بيمه شده در كل كشور مي باشد كه اين امر در دورترين مناطق استان نيز صورت مي پذيرد. اين سازمان با ارائه خدمات كوتاه مدت بيمه بيكاري، هزينه سفر و اقامت بيمارو همراه اروتزو پروتز ، كمك ازدواج؛ كمك بارداري،‌غرامت،‌غرامت نقص عضو،‌خدمات بلند

مدت،‌بازنشستگي، از كار افتادگي،‌ فوت و…. در جهت تشويق تحقق رفاه و عدالت اجتماعي گام بر مي دارد.
بهداشت و درمان:‌مركز بهداشتي درماني شهري فعال ۷۶، پايگاه بهداشتي غير ضميمه فعال ۴۳، مركز بهداشتي و درماني روستاني فعال ۹۲، خانه بهداشت فعال ۶۵۳، پايگاه بهداشت ستاره دار ۴۳، پزشك ۳۴۴ نفر، مركز بهداشت ۱۵، مركز تسهيلات زايمان طبيعي فعال ۹٫

كروكي محل:

گزارش منطقه اي:
مدرسه راهنمايي شهيد روحي در شهرك ايرانمنش خيابان ثارالله روبروي كلانتري ۱۹ واقع شده است اگر بخواهيم از طرف ميدان رسالت به مدرسه راهنمايي دخترانه شهيدروحي برسيم بايد وارد بلوار رسالت شويم وقتي به سه راه رسالت رسيديم از آنجا به سمت راست كه خيابان ثارالله است مي رويم در صورت ادامه دادن اين مسير به كلانتري شماره ۱۹ مي رسيم كه در روبروي آن مدرسه راهنمايي دخترانه شهيد روحي قرار دارد.
گزارش فيزيكي:
مدرسه راهنمايي دخترانه شهيد روحي كه در شهرك شهيد ايرانمنش روبروي كلانتري شماره ۱۹ واقع شده است از سال ۱۳۸۲ يعني به مدت شش سال تاسيس و در ناحيه ي يك قرار دارد مساحت و زير بناي اين مدرسه ۱۳۸۰ و مساحت كل آن ۳۴۶۷ متر مربع مي باشد همچنين كد آموزشگاه ۷۰۱۷۱۸۰۸ مي باشد. اين مدرسه داراي سه مقطع اول و دوم و سوم راهنمايي است كه تعداد كلاس هاي آن به شرح زير است: اول راهنمايي چهار كلاس، دوم راهنمايي سه كلاس و سوم راهنمايي هم از سه كلاس تشكيل شده است در ضمن تعداد دانش آموزان اول راهنمايي ۱۳۱ نفر، دوم راهنمايي ۱۰۲ نفر و سوم راهنمايي ۱۰۲ نفر مي باشد وقتي كه وارد مدرسه مي شويم سمت راست بوفه مواد غذايي و در كنار آن نيمكتهايي براي نشستن دانش آموزان و شيرهاي آبخوري قراردارد انتهاي مدرسه سرويس هاي بهداشتي و روي محوطه زمين واليبال ، هندبال ،‌بسكتبال و ميز تنيس وجود دارد ساختمان مدرسه از دو طبقه تشكيل شده است كه طبقه همكف براي دانش آموزان اول تا پنجم دبستان و طبقه بالا براي دانش آموزان اول تا سوم راهنمايي مي باشد وقتي وارد ساختمان مي شويم در يك ويترين و كمد جوايزي بر اساس سوالات طرح شده براي دانش آموزان در نظر گرفته شده است روبروي در ساختمان يعني زير پله ها آبدارخانه قرار داد سمت راست كلاس هاي دانش آموزان دبستان و سمت چپ انتهاي سالن،‌ نماز خانه، دفتر مدرسه و روبروي آن اتاق بايگاني جايي كه پرونده هاي دانش آموزان و كامپيوتري هايي براي وارد كردن نمرات و مسائل ديگر دانش آموزان وجود دارد در طبقه بالا روبروي پله ها كتابخانه كه شامل كتابهاي ادبي،‌ علمي؛ مذهبي و هنري مي باشد قرار دارد سمت راست سالن كلاس هاي دوم راهنمايي و آزمايشگاه و سمت چپ سالن كلاس هاي اول و سوم راهنمايي قرار دارند و تمامي كلاس ها از وسايل گرمايي و خنك كننده برخوردار بودند.

تحليل گزارش فيزيكي:‌
مدرسه از امكانات كافي برخوردار بود اما به نظر من كلاس هاي طبقه بالا با وجود داشتن پنچره و نورگير از نور كافي برخوردار نبودند و كلاس تاريك به نظر مي رسيد و بايستي لامپ يا مهتابي روشن مي كردند تا كلاس به اندازه كافي روشن مي شد همچنين زمين هاي هندبال، بسكتبال واليبال فاقد تور بودند و چون عصرها آفتاب روي محوطه قرار مي گرفت بچه ها نمي توانستند به اندازه

كافي ورزش كنند به نظر من اگر زمين ورزش سرپوشيده بود يا مدرسه سالن ورزشي داشت بچه ها بهتر و با هيجان بيشتري مي توانستند ورزش كنند در غير اينصوت بچه ها فقط ساعت ورزش حضور و غياب مي شدند و كمي نرمش ميكردند بعد همگي گوشه اي مي نشستند و يا تكاليف خود را انجام مي دادند و يا حرف مي زدند و يا اينكه كارهاي ديگري انجام مي دادند و در كل ساعت ورزش براي دانش آموزان اين مدرسه ساعت تفريح و بيكاري بود.

نحوه ي معرفي مددجو:
دانش آموز نجمه موسي زاده توسط معادن مدرسه شهيد روحي يعني خانم حبيبي به من معرفي شد.
علت مراجعه مددجو و تاريخ مراجعه:‌
نجمه موسي زاده به عنوان يك دانش آموز بداخلاق و داراي افت تحصيلي و همچنين دانش آموزي كه در سال اول راهنمايي يك مرتبه مرمردود شده است توسط معاون مدرسه يعني خانم حبيبي و مدير مدرسه خانم مريم اسماعيلي در تاريخ ۲۹/۱/۸۷ معرفي شد و به من مراجعه كرد.
مشخصات فردي مددجو:‌
نجمه موسي زاده دانش آموز سال دوم راهنمايي متولد ۱۷/۲/۱۳۷۳ در كرمان بدنيا آمد نام پدرش علي موسي زاده و مادرش گيلان هاشمي نژاد مي باشد همچنين پدر و مادرش با هم نسبت خانوادگي دارند، اين دانش آموز پنج خواهر و برادر مي باشند اما او فرزند چهارم اين خانواده است و اكنون در مدرسه شهيد روحي در حال تحصيل است.
مشخصات خانواده:
نام و اعضاي خانواده سن تحصيلات شغل وضع تاهل بومي و غيربومي
۱- علي موسي زاده ۴۹ سيكل جوشكار متاهل بومي حضور دارد
۲- گيلان هاشمي نژاد ۴۰ سيكل پرستار متاهل بومي حضور دارد
۳- معصومه موسي زاده ۲۲ ديپلم كارمند متاهل بومي حضور ندارد

۴- رضا موسي زاده ۲۰ سيكل جوشكار مجرد بومي حضور دارد
۵- حسن موسي زاده ۱۷ سيكل جوشكار مجرد بومي حضور دارد
۶- نجمه موسي زاده ۱۴ دوم راهنمايي محصل مجرد بومي حضور دارد
۷- محمدحسين موسي زاده ۸ دوم دبستان محصل مجرد بومي حضور دارد

وضعيت محل سكونت مددجو:‌
خانه ي دانش آموز نجمه موسي زاده در شهرك ايرانمنش روبروي دانشگاه آزاد واقع شده است به طوريكه خانه ي آنها نزديك مدرسه است و اين خانه شخصي و متعلق به خود آنهاست.
گزارش وضعيت اقتصادي خانواده:‌
صحبتهاي خود دانش آموز و مسولان مدرسه نشان مي دهد كه خانواده نجمه موسي زاده از وضعيت اقتصادي خوب و متوسطي برخوردار هستند و نجمه موسي زاده مي گويد پدرم تمام وسايل و امكانات مورد نياز خانه را برايمان فراهم مي كند و در خانه هيچ كمبود غذايي، بهداشتي وجود ندارد.

وضعيت بهداشتي دانش آموز:
نجمه موسي زاده دانش آموزان سال دوم راهنمايي كه متولد ۱۷/۲/۱۳۷۳ است با توجه به مشاهده ي پرونده ي بهداشتي اش هيچ گونه بيماري خاص و اختلال رفتاري ندارد وضعيت بهداشتي اين دانش آموزان به شرح زير است:
اين دانش آموز هيچ گونه اختلال رفتاري مانند:‌ناخن جويدن، لكنت زبان، شب اداري افسردگي و پرخاشگري ندارد.
اين دانش آموز از نظر وضعيت پوست، مو و ناخن سالم است و هيچ مشكلي ندارد
كمبودهاي تغذيه اي مانند كم خوني ،‌گواتر قابل مشاهده در او ديده نمي شود.
از وضعيت بينايي و شنوايي و حلق و بيني سالمي برخوردار مي باشد به طوريكه بينايي چشم راست او ۲۰/۲۰ و بينايي چشم چپ او هم ۲۰/۲۰ مي باشد.
وضعيت واكسيناسيون اين دانش آموز به شرح زير است: ب . ث. ژ، سه گانه (ديفتري ، كزاز،‌سياه سرفه)،‌ فلج اطفال؛ سرخك،‌هپاتيت ب به او تزريق شده.
اسامي مسئولان و مربيان مدرسه راهنمايي شهيد روحي:‌

مصاحبه:
مصاحبه به ضميم ميم و فتح حا و با در برابر Interview به معني با كسي صحبت داشتن، با كسي يار و همدم شدن و همدمي، از روش هاي برقراري ارتباط است كه كاربرد وسيعي در علوم اجتماعي و انساني دارد و در كمتر نوشته يا كتاب مربوط به روش هاي تحقيق، مشاوره، مردم

شناسي، روان شناسي اجتماعي اين وسيله ي شناسايي و كشف حقايق مورد بحث قرار نگرفته است. براساس محتواي اندكي از منابع مربوط مصاحبه يكي از وسائلي معرضي شده است كه براي مشاهده مستقيم نمودهاي اجتماعي به كار مي رود و عبارت است از ملاقاتي سنجيده كه بين محقق و فرد يا افراد مورد نظر او صورت مي گيرد و معمولا تحقق را به خوبي با وضع فرد يا افراد مطلوب آشنا مي كند به قول جي- دبليو- آلبرت اگر بخواهيم بدانيم ديگران چه احساس مي كنند،

چه تجارتي دارند و چه به خاطر مي آورند، عواطف و رغبت هاي انها چگونه است و علل اعمال آنان چيست چرا از خود آنان سوال نكنيم. مصاحبه در واقع يك نوع كنش متعابل بين پرسشگر و پاسخگو است و عده اي از محققان، مصاحبه را مطمئن ترين و بهترين شيوه ي جمع آوري اطلاعات مي دانند. كاربرد مصاحبه به عنوان ابزاري براي شناخت در ميان مشاغل مختلف و به شيوه هاي متفاوت رواج دارد مثلا براي آگاهي از برنامه هاي اقتصادي يك كشور با سوال امور اقتصادي يا

كارشناس امور اقتصادي مصاحبه مي شود و براساس يافته هاي اين مصاحبه شرايط اقتصادي جامعه تعبير وتفسير مي گردد. روان شناسان، محققان، جامعه شناسان، مردم شناسان، مشاوران، وكلاي دادگستري از مصاحبه به عنوان روشي در شناخت و شناسايي موضوعات مو

رد علاقه و مرتبط با نوع كار و وظايف خود استفاده مي كنند و سرانجام آنچه كه مورد توجه و نظر اين نوشته است و به آن پرداخته خواهد شد، مصاحبه در مددكاري اجتماعي است كه ابزاري براي شناخت و درك مددجو مشكل او در جريان شكل گشايي و ايفاي نقش حرفه اي مددكاران است بنابراين مصاحبه و حرفه مددكاران اجتماعي عبارت از رد و بدل كردن كلمات يا علائمي به عنوان نماينده و جانشين كلمات كه در مجموع مي تواند رابطه انساني را برقرار سازد و موجبات درك

احساسات و بيان دروني مددجو را فراهم ساخته و بر او فرصت طرح مشكلات را داده و زمينه تفكر براي چاره انديشي و كشف راه حل هاي كمكي را ايجاد نمايد همچنين به بياني كلي تر منظور از مصاحبه در مددكاري اجتماعي يعني دانش و هنر برقراري يك رابطه كلايم با در نظر داشتن عكس العمل هاي غير كلامي مددجو به منظور جهت وجود شناخت مسائل و مشكلات، خواست و تمنيات، آرزوها و اميال، نكات ضعف و توانائي هاي مددجو و به طور كلي كند و كاو در علل و عوامل آنچه مددجو را در شرياط خاص قرار داده است و بازشناسي راه حل ها و شيوه هاي تخفيف آلا

م و رفع مصائب او در اين تعريف نكايت باقي مي ماند كه لازم است تشريح شوند زيرا براساس آن مصاحبه به يك جريان داد و ستد رواني و اجتماعي تبديل مي شود و علاوه بر دانش خاص كه معمولا مصاحبه گران آموزش ديده كسب مي كنند و تفاوت عمده آنان با ديگر افراد كه اگر چه با كس يا كساني هم صحبت مي شوند ولي فقط مكالمه دارند و نه مصاحبه در اين نكته است، به هنر نيز اشاره شده است و اين اميزه دانش و هنر مي بايد روشن شود. براي روشن شدن آن به هنر« گوش كردن» آن هم خوب گوش كردن اشاره مي شود اين مطلب به اموزش خاص دانشجويان مددكاري در بيشتر كشورهاي جهان و تا حدودي در ايران و آن هم در قالب آموزش كار عملي يا

كارورزي بر مي گردد كه طي آن دانشجو با نظارت و سرپرستي مستقيم و غير مستقيم مددكاران با تجربه به تمرين و كاربرد تئوريها مشغول مي شود و از مصاحبه تنها به عنوان روش بهره گرفته نمي شود بلكه كار ابزاري است كه از طريق آن مشكل گشايي هم جريان پيدا مي كند بنابراين در مصاحبه با سوالاتي روبرو خواهيم شد از قبيل اينكه مددكار اجتماعي چرا مصاحبه مي كند؟ چه موقع مصاحبه مي كند؟ كجا مصاحبه مي كند؟ چگونه مصاحبه مي كند و در خلال مصاحبه چه

شرايطي را بايد در نظر داشته باشد؟ و از چه مسائلي نبايد غافل شده و در نهايت ناچار است كه از بروز چه وضعيت و موقعيت هاي در مصاحبه پرهيز نمايد.
مصاحبه را مي توان به سه مرحله تقسيم كرد: ۱- آغاز يا شروع مصاحبه ۲- جريان مصاحبه ۳- خاتمه مصاحبه
آغاز يا شروع مصاحبه: شروع مصاحبه بر يك سلسله تمهيدات قبلي استوار است و مثلا مددكار اجتماعي به قوانين اساسي رفتار بشري واقف است و نسبت به ارزشها و فرهنگ جامعه اي كه در آن مشغول است آگاهي دارد و مهمتر اينكه نسبت به نقش و وظيفه اش خودآگاهي حرفه اي داشته و مسوليت خود را در امر مصاحبه و برقراري ارتباط با آدم ها پذيرفته است و نسبت به قوانين و مقررات و نوع خدمات و برنامه هاي موسسه اي كه در آن كار مي كند آشنائي دارد و به اصطلاح با چشم باز در قالب خدمتي حرفه اي به مصاحبه مي پردازد. نكاتي كه در آغاز مصاحبه بايد رعايت شود عبارت از:
۱- ايجاد امنيت رواني و فيزيكي براي مددجو يا مراجع
۲- دادن فرصت تطبيق و تطابق به مددجو
۳- رفع ابهام و كاستن از ترديدهاي مددجو

۴- رعايت شان و منزلت انساني مددجو
۲- جريان مصاحبه: مرحله دوم مصاحبه شامل محتواي مصاحبه خواهد شد به اين معني كه پس از شروع مصاحبه و توجه به نكات گام اول، جريان مصاحبه شكل خواهد گرفت و در واقع تا اينجا گيرنده و فرستنده پيام آماده و مهيا شده اند و وسيله نيز مشخص شده و به اصطلاح جا افتاده است و مي ماند خود پيام و محتوا و مضمون آن به اين اعتبار مربوط به پژوهش و شناخت به كار مي رود مصاحبه گر پس از انجام مصاحبه اعم از اينكه سوالات وي اصطلاحا باز يا بسته باشد با يافتن پاس

خ سوالات يا تكميل پرسشهاي موجود در پرسش نامه مگر در موارد خاص، نياز به ارتباط بعدي با مصاحبه شونده ندارد در حاليكه مصاحبه مددكار با مددجويانش را مي توان گشودن بابي به روابط آتي و فعل و انفعالات و كنش و واكنش هاي بسياري دانست كه تنها به تجزيه و تحليل و دسته

بندي و تنظيم اطلاعات حاصله از مصاحبه براي تبيين پديده مورد مطالعه ختم نمي شود و دامنه آن به زندگي مددجو، خانواده، محيط كار و حتي گذشته مددجو و برنامه هائي بريا اينده وي كشيده مي شود و بنابراين اختتام گفتگويي كه در آن گاه هيجان، زماني ترس و بيم و اشك و اندوه، لحظاتي شادماني و اميد، مواقعي خشم، مخالفت، اجبار، علاقه، رستگويي، كتمان، يا تحريف مطالب و خلاصه داد و ستد رواني- اجتماعي وسيعي اتفاق مي افتد اين شرايط عبارت از: كاستن از اوج مصاحبه، ارزيابي مصاحبه.
مشكل مددجو از نظر خود و خانواده به ترتيب اولوليت:

براساس گفته هاي خود دانش آموز و والدينش مي توان دريافت كه چون او در سال اول راهنمايي يكبار مردود شده به همين دليل در نظر همه ي دانش اموزان و معلمان او دانش آموز ضعيفي است و به نظر اين بزرگترين مشكلي است كه او و خانواده اش را رنج مي دهد و همچنين برخورد نامناسب مسولان به ويژه مدير مدرسه با او و اينكه جلوي هر دانش آموزي با او دعوا مي كند مشكل ديگري است كه او هر روز با آن سر و كار دارد. شركت ندادن او توسط دوستانش در بازيها و فعاليت هاي ورزشي و همچنين مسخره كردن او مشكل ديگري است كه او بيان كرده است.
فرم مشاهده:

نام مددجو: نجمه موعي زاده محل : مدرسه
تاريخ مشاهده ساعت مشاوره نام دبير شرح مشاهده
۳/۲/۸۷ ۱۵/۹ زنگ زبان انگليسي سكينه شجاع الديني وقتي معلم از روي متن و لغات انگليسي مي خواند نجمه خيلي به تلفظ كلمات و توضيحات معلم توجه نمي كرد و گاهي با بغل دستي خود صحبت مي كرد.
۷/۲/۸۷ ساعت ۸ زنگ رياضي رخساره نصيري پور ساعت رياضي نجمه با دقت به توضيحات معلم گوش داد و به تخته نگاه مي كرد اما ان مسائلي كه متوجه نمي شد زا معلم نمي پرسيد
۱۲/۲/۸۷ ساعت۱۱ زنگ ورزش فاطمه نصيري ساعت ورزش نجمه مثل اينكه از زندان آزاد شده باشد خوشحال بود ورودي محوطه بازي مي كرد و فرياد مي زد.
گزارش وضعيت رفتاري:
شرح رفتارها عالي خيلي خوب خوب متوسط ضعيف
مشاركت در فعاليت هاي جمعي ×

درك مطلب ×
رعايت مقررات ×
شركت در فعاليت هاي فرهنگي ×
احترام به هنجارها ×
دقت ×

رضايت اوليا مدرسه ×
ميزان همكاري ×
سرعت ×
شركت در بحث هاي گروهي ×
انجام تكاليف ×
تمركز ×

نحوه ارتباط در كلاس ×
مقياس هاي درجه بندي رفتار عاطفي، اجتماعي و جسماني:
شرح رفتارها ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
چهراي شاد و خندان دارد ×
مي گويد توانايي ندارم ×
در فعاليت هاي تحصيلي رقابت نمي كند ×
كمتر انگيزه دارد ×
از تنهايي و گوشه گيري مي پرهيزد ×
به آساني به او ارتباط برقرار مي شود ×
به كندي پيش مي رود

به راحتي احساسات خود را بروز مي دهد ×
با ديگران مخالفت مي كند ×
پرخاشگر نيست ×
به شيوه ي كلامي مقاومت مي كند ×
در دقت كردن و تمركز داشتن دشواري دارد ×
رفتارهايي مانند قهر كردن، دعوا و گريه كردن در او ديده نمي شود ×
اغلب مورد تمسخر قرار مي گيرد ×

گروه سنجي:
شكل
نمودار گروه سنجي بالا نشان مي دهد كه افراد گروه بيشتري راي را از لحاظ اينكه كدام دانش آموز در بيش تر درس ها ضعيف تر است به نجمه موسي زاده همان دانش آموزي كه به عنوان مددجو معرفي شده داده اند همچنين از نظر افراد اين گروه نجمه، زينب و مينا در كلاس صحبت و شلوغ مي كنند اما از بين اين سه نفر آنها بيشترين راي را به نجمه داده اند علاوه بر اين درس خوان ترين فرد از نظر اين گروه فرزانه و مرضيه هستند اما آنها بيشترين راي را به فرزانه داده اند.
بررسي نمرات دانش آموز با توجه به ميانگين:

نام درس هاي دانش آموز نمرات قبل از ترم اول نمرات بعد از ترم اول
ديني
عربي
املا فارسي
تعمليات اجتماعي
تاريخ
جغرافيا
زبان
رياضي
علوم تجربي ۱۶
۲۵/۱۹
۲۵/۱۰
۷۵/۱۱
۵/۱۴
۷۵/۱۴
۵/۱۵
۵/۱۳
۵/۱۵ ۱۸
۵/۱۹
۷۵/۱۵
۱۵
۱۸
۲۵/۱۶
۱۵

۱۵
۷۵/۱۸
ريز نمرات دانش آموز نشان مي دهد كه او بعد از ترم اول در تمامي درسهايش پيشرفت داشته است و مي تواند با پشتكار و تلاش خود ترم دوم نمرات بهتري بدست آورد.
شرح حال مددجو:

نجمه موسي زاده هستم كه در سال ۱۳۷۳ در كرمان بدنيا آمدم و پنج تا خواهر و برادرهستيم دو تا خواهر و سه تا برادر من بچه ي چهارم خانواده هستم مادرم پرستار است و در بيمارستان كار مي كند پدرم جوشكار است و دو تا برادرم هم با پدر كار مي كنند من در سه سالگي به خاطر تب شديد يك روز در بيمارستان بستري شدم در پنج سالگي به مهد كودك رفتم و سال اول تا پنجم

دبستان را در مدرسه ي مهندس عرب سلغار بودم اول راهنمايي هم يكبار مردود شدم و حالا كه چهارده ساله هستم در سال دوم راهنمايي در مدرسه ي شهيد روحي درس مي خوانم در درس هاي رياضي انگليسي و عربي ضعيف هستم و درس علوم اجتماعي را دوست دارم دختر خنده رويي هستم رنگ آبي را دوست دارم و دوست دارم در آينده دكتر بشوم اما مي دانم كه نمي شوم در هنگام بيكاري هم كتاب داستان مي خوانم.
( ) كلينيك روانشاسي
() مربي مدرسه

() محل ديگر
۸- خلاصه مصاحبه با معلم………..
دوم: پرسشنامه هاي شناخت مراجع
اين پرسشنامه ها عبارتند از پرسشنامه مراجع، پرسشنامه خود- ارزيابي، پرسشنامه نگرش به مدرسه، بررسي مهارت هاي مطالعه پرسشنامه انجام تكاليف، والدين درباره دانش آموز و شناخت آرزوهاي مراجع.

پرسشنامه شناخت مراجع:
راهنماي تكميل به سوالات زير بدرستي با دقت پاسخ دهيد. پاسخهاي شما محرمانه تلقي مي وشد و با هيچ كس مطرح نخواهد شد.
نام و نام خانوادگي: نجمه مربي زاده سن: ۱۴ كلاس: دوم راهنمايي مدرسه: شهيد روحي شغل پدر: جوشكار شغل مادر: پرستار تاريخ تنظيم…
۱- درباره معلمان مدرسه چه نظري داريد؟
معلمان خوبي دارم از مدير مدرسه با بچه ها بد صحبت مي كند و بداخلاق است
۲- كدام درس را بيشتر دوست داريد؟چرا؟
املا، اجتماعي چون علاقه بيشتري دارم

۳- در بيرون مدرسه، چه سرگرمي هائي داريد؟
در خانه كتاب مطالعه مي كنم
۴- در منزل چه چيزي را بيشتر دوست داريد؟
درس خواندن
۵- چه چيزي را در منزل مي خواهيد تغيير دهيد؟
وسايل آشپزخانه
۶- در مدرسه غير از درس، چه چيزي را دوست داريد؟
درست كردن روزنامه ديواري
۷- در چه انجمن هائي عضويت داريد؟
گروه قران
۸- شب چه ساعتي مي خوابيد؟ ۵/۹
۹- صبح چه ساعتي بيدار مي شويد؟ ۵/۷

۱۰- آيا در مجالس مذهبي شركت مي كنيد؟ توضيح دهيد. بله بيشتر به مجالس قران مي روم
۱۱- در آينده مي خواهيد چه كار شويد؟ دكتر
۱۲- صميمي ترين دوست شما كيست؟ الهه
۱۳- آيا به سينما مي رويد؟ خير
۱۴- به چه نوع فيلم هائي علاقه منديد؟ طنز
۱۵- به نظر شما بهترين برنامه راديوئي كدام است؟ صبح جم

عه
۱۶- به نظر شما بهترين برنامه تلويزيوني كدام است؟ برنامه خانواده
۱۷- براي بهبود وضع مدرسه چه پيشنهاد داريد؟ خريد مايع دستشويي
۱۸- به چه بيمارهائي مبتلا هستيد؟ هيچ بيماري
۱۹- قد شما چقدر است؟ ۵۰/۱
۲۰- وزن شما چقدر است؟ ۴۷
۲۱- معمولا به چه عللي از مدرسه غايب مي شويد؟ مسافرت
۲۲- چه چيزهائي بيشتر باعث نگراني شما مي شود؟ نمره كم آوردن
۲۳- آيا مي خواهيد ديگران به شما در انجام كارها كمك كنند؟ بله
۲۴- از اعضاي خانواده چه كسي را بيشتر دوست داريد؟ پدر و مادر

۲۵- در صورت گم كردن چيزي، چه مي كنيد؟ ناراحت مي شوم

۲۶- خوش ترين ايام شما چه موقعي است؟ ايام عيد
۲۷- سه آرزوي شما به ترتيب اهميت كدامند؟
۱- در آينده دكتر شوم ۲- لباس قشنگي براي خود بخرم ۳- نمره هاي خوب بگيرم
۲۸- براي خشنود كردن والدين، چه كارهائي مي كنيد؟
باحترام گذاشتن به آنها، نمره هاي خوب گرفتن
۲۹- براي ناراحت كردن والدين چه كارهائي مي كنيد
۳۰- ديگران درباره شما چه قضاوت مي كنند؟
دوستانم مي گويند دختر خوبي هستم
۳۱- در آشنائي با ديگران در اولين برخورد چه عكس العمل داريد؟

اخلاق و رفتار خوبي از خود نشان مي دهم
۳۲- نظر والدين درباره شما چيست؟
۳۳- به نظر شما دوست خوب چه خصوصياتي بايد داشته باشد؟
باادب، مومن و درس خوان باشد
پرسشنامه خود- ارزيابي
راهنمايي تكميل پرسشنامه جملات زير را به دقت بخوانيد و با انتخاب شماره اي كه حالت شما را تعيين مي كند به هر پرسش پاسخ دهيد، پاسخ هاي شما محرمانه است و يا هيچ كس در ميان گذارده نخواهد شد. شماره يك مبين هميشه شماره دو نشان دهنده گاهگاهي و شماره سه نماينده هيچگاه است.
نام و نام خانوادگي نجمه موسي زاده كلاس: دوم راهنمايي تاريخ تن

ظيم:
مدرسه: شهيد روحي
(۱) ۱- بموقع تكاليف مدرسه ام را انجام مي دهم
(۱)۲- بدون گوشزد ديگران، كارم را انجام مي دهم.
(۳)۳- اگر معلم در كلاس نباشد، بدرفتاري مي كنم
(۲)۴- هميشه وسايل لازم را با خود به كلاس مي آورم/
(۲)۵- معلم به من مي گويد در كلاس بي توجه هستم.
(۱)۶- در بحث هاي كلاس شركت مي كنم.
(۱)۷- سوالات منطقي مطرح مي سازم.

(۲)۸- بيش از اندازه كار مي كنم.
(۲)۹- از كتابخانه استفاده مي كنم.
(۱)۱۰- قبل از حرف زدن مي انديشم.
(۲)۱۱- از انجام دستورات سرپيچي مي كنم.
(۱)۱۲- به معلم و همكلاسي ها احترام مي گذارم.
(۱)۱۳- به كارهاي كلاسي علاقه دارم.
(۲)۱۴- از مخالفت كردن باديگران لذت مي برم.

(۱)۱۵- خيلي زود ناراحت مي شوم.
(۲)۱۶- بدون دلهره به كارم مي پردازم.
(۱)۱۷- به محض ورود به كلاس به كارم مي پردازم.
(۱)۱۸- در انجام كار، ثابت قدم هستم.
پرسشنامه نگرش به مدرسه
راهنماي تكميل پرسشنامه، سوالات زير را بدقت بخوانيد و سپس پاسخ مناسب را انتخاب كنيد و علامت بزنيد:
۱- دوستان من:
(×) تقريبا همگي از كلاس خودم هستند.
(‌ ) چندتائي از كلاس خودم هستند.

( ) هيچكدام از كلاس خودم نيستند.
۲- چه كسي بايد مبصر كلاس را برگزيند:
( ) فقط معلم
(×) معلم با نظر دانش آموزان

( ) فقط دانش آموزان
۳- وقتي به كلاس جديد مي روم
( ) دوست دارم همكلاسي هاي قبلي با من باشند.
( ×) دوست دارم فقط چند تايي از همكلاسي هاي قبلي با من باشند
( ) دوست دارم هيچكدام از همكلاسي هاي قبلي با من نباشند.
۴- به چه فاصله زماني با ديگران دعوا مي كنيد:
( ) اكثر اوقات
(×) گاهگاهي

(‌ ) هيچگاه
۵- عكس العمل معلم نسبت به اظهار نظر دانش آموزان درباره نحوه اداره كلاس چيست؟
( ) توجهي به نظر دانش آموزان نمي كند.
( ×) توجه اندكي به نظر دانش آموزان مي كند.
(‌ ) توجه اندكي به نظر دانش آموزان مي كند.
۶- به چه اندازه دراداره كلاس به معلم كمك مي كنم.

(×) در اكثر مواقع
( ) گاهگاهي

(‌) هيچگاه
۷- اگر مي توانستم خودم تصميم بگيرم، دوست داشتم:
( ) همين امروز مدرسه را ترك كنم.
(×) هيچگاه مدرسه را ترك نكنم
۸- اگر نتوانم درس را بفهمم، فكر مي كنم:
(×) اكثر همكلاسي هايم به من كمك خواهند كرد
() بعضي از همكلاسي هايم به من كمك خواهند كرد

(‌) كسي از همكلاسي هايم به من كمك نخواهد كرد.
۹- اگر دانش آموزان كلاسي، مشغول كار بر روي طرحي باشند:
(×) همگي مي كوشند تا طرح را هر چه زودتر به پايان برسانند
() كسي همكاري نخواهد كرد و در نتيجه طرح هرگز به پايان نخواهد رسيد.
۱۰- چه كسي بايد قوانين و مقررات كلاس را تعيين كند؟
( ) فقط معلم
(×) معلم با نظر دانش آموزان
() فقط دانش آموزان
() معلم و دانش آموزان با نظر مدير مدرسه
۱۱- مدرسه جائي است كه دوست دارم
(×) اكثر اوقات در آنجا باشم
() گاهگاي در انجا باشم
() هيچوقت در آنجا نباشم
فرم بررسي مهارت هاي مطالعه:

راهنمايي تكميل پرسشنامه: پرسشنامه زير را درباره دانش آموز نامبرده در زير بدقت تكميل كنيد. با گذاردن علامت روي عدد مناسب ميزان نياز دانش اموز را به كمك در زمينه هاي گوناگون مشخص سازيد. نمره يك به اين معني است كه دانش آموز در زمينه مورد نظر به كمك نياز ندارد. نمره پنج بدان معني است كه دانش آموز در زمينه مورد نظر به كمك نياز زيادي دارد.

نام و نام خانوادگي: نجمه موسي زاده كلاس: دوم تاريخ تنظيم:
نام و نام خانوادگي تنظيم كننده پرسشنامه: سمت:
به كمك نياز ندارد به كمك نياز دارد
۱- تنظيم وقت ×× ۳ ۴ ۵
۲- استفاده زا وسايل كار ×× ۳ ۴ ۵
۳- مهارت در تمركز حواس ۱× ۳ ۴ ۵
۴- مهارت در خلاصه كردن ۱× ۳ ۴ ۵
۵- مهارت در يادداشت برداري ۱ ۲ ۳ ۴ ۵

۶- مهارت در استفاده از منابع ۱× ۳ ۴ ۵
۷- درك مطالب خوانده شده ×۲ ۳ ۴ ۵
۸- آمادگي براي حضور در امتحان ×۲ ۳ ۴ ۵
۹- انجام تكليف ×۲ ۳ ۴ ۵
۱۰- ساير موارد
پرسشنامه انجام تكاليف:
راهنماي تكميل پرسشنامه: جملات زير را بدقت بخوانيد و جواب مناسب را در جاي صحيح با گذاردن (×) مشخص كنيد.
نام و نام خانوادگي كلاس سن مدرسه تاريخ تنظيم
۱- به هنگام مطالعه، لبهايم را تكان مي دهم و كلمات را با صداي بلند تكرار م

ي كنم.
بلي خير
۲- هر گاه لغتي را ندانم. از فرهنگ لغت استفاده مي كنم
بلي خير
۳- به عنوان و فهرست كتابها به هنگام مطالعه توجه مي كنم.
بلي خير
۴- پس از مطالعه هر فصل، نكات مهم آنرا به خاطر مي سپارم.
بلي خير
۵- در بحث هاي كلاس، فعالانه شركت مي جويم.
بلي خير
۶- اشكالاتم را از معلم مي پرسم.
بلي خير

۷- از مطالب درس، يادداشت بر مي دارم.
بلي خير
۸- درس كلاس در رويا و خيال بسر مي برم
بلي خير
۹- ميز مطالعه و ساير وسايل لازم را در اختيار دارم.
بلي خير

۱۰- برنامه اي منظم و دقيق براي مطالعه دارم.
بلي خير
۱۱- چشمهايم به هنگام مطالعه خسته مي شوند.
بلي خير
۱۲- به هنگام مطالعه، تمركز حواس برايم مشكل است.
بلي خير
۱۳- تا مطلبي را نفهمم، به مطالعه مطلب جديد نمي پردازيم.
بلي خير
۱۴- به مطالعه موضوعات داستاني علاقه زيادي دارم. بلي خير
۱۵- بعد از مدتي مطالعه، چند لحظه استراحت مي كنم. بلي خير

۱۶- تكاليفم را تميز انجام مي دهم. بلي خير
۱۷- در جلسه امتحان مي توانم از وقت بخوبي استفاده كنم.
بلي خير
۱۸- در جلسه امتحان ابتدا تمام سوالات را يكبار مي خوانم.
بلي خير
۱۹- قبل از امتحان، براي آن اماده مي شوم. بلي خير
فرم نظر والدين درباره دانش آموز
راهنماي تكميل پرسشنامه به پرسش هاي زير درباره فرزندتان بدرستي و بدقت پاسخ دهيد پاسخ هاي درست شما در تهيه برنامه هاي بهتر، موثر خواهد بود. اطلاعات مطرح شده، محرمانه تلقي مي شود و با هيچ كس در ميان گذارده نخواهد شد.

نام و نام خانوادگي: مدرسه: كلاس: نام تنظيم كننده: نسبت: تاريخ تنظيم:
۱- فرزندتان، عهده دار چه مسئوويت هائي در منزل است؟ جارو كردن و ظرف شستن و غيره
۲- انجام مسووليت نامبرده چه مقدار وقت مي خواهد؟
۳- فرزند شما چه سرگرمي هائي دارد؟ در خانه كتابهاي داستاني و درسي مطالعه مي كند
۴- آيا فرزندتان در انجام تكاليف بي دقت است؟ بلي × خير
۵- آيا فرزندتان در انجام كار ثبات قدم است؟ بلي × خير
۶- آيا فرزندتان براي پيگيري كارها بايد مورد مواخذه قرار گيرد؟ بلي × خير
۷- آيا فرزندتان در جاي ساكتي مطالعه مي كند؟ بلي× خير
۸- آيا فرزندتان براي انجام تكاليفش از شما كمك مي طلبد؟ بلي× خير
۹- آيا فرزندتان به نظرات شما اهميت مي دهد بلي× خير

۱۰-فرزند شما در كدام دروس ضعيف است: رياضي زبان
۱۱- فرزندتان در كدام انجمن ها عضويت دارد؟ قرآن
۱۲- فرزند شما در كدام دروس قوي است؟ املا- اجتماعي
۱۳- آيا فرزنداتان درباره امور مربوط به مدرسه با شما صحبت مي كند؟ توضيح دهيد؟ بله مي گويد در مدرسه معلم هاي خوبي و مهربان دارم
۱۴- آيا فرزندتان اجازه دارد درباره مسائل مختلف تصميم بگيرد؟ توضيح دهيد.
۱۵- آيا فرزندتان در منزل با ساير اعضاي خانواده رفتار مناسبي دارد؟ توضيح دهيد؟ بله رفتار خوبي با اعضاي خانواده دارد
فرم شناخت آرزوهاي مراجع:
راهنماي تكميل پرسشنامه آرزوهائي را كه به شما مربوط مي شوند با گذاردن علامت (×) مشخص كنيد. پاسخ هاي شما محرمانه تلقي مي شود و با هيچ كس در ميان گذارده نخواهد شد.
نام و نام خانوادگي سن كلاس تاريخ تنظيم
آرزوهائي درباره والدين

() ۱- اي كاس والدينم مرا دوست مي داشتند.
()۲- اي كاس خواهران و برادرانم مرا دوست مي داشتم.
() ۳- اي كاش والدينم اين اندازه مرا رنج نمي دادند.
(×) ۴- اي كاش والدينم كارهاي درست مرا مي ستودند.

()۵- اي كاش والدينم با نيازهاي خاص من در دوره بلوغ آشنا بودند.
()۶- اي كاش والدينم مرا در تصميم گيري ها شركت مي دادند.
()۷- اي كاش والدينم مرا بي جهت تنبيه نمي كردند/
()۸- اي كاش والدينم با يكديگر دعوا نمي كردند
()۹- اي كاش والدينم مرا مجبور نمي كردند كه صبح زود از خواب بيدار ش

وم
()۱۰- اي كاش والدينم اين همه مسئووليت به من محول نمي شد.
()۱۱- اي كاش خانواده ام اينقدر زياد از اين شهر به ان شهر منتقل نمي شد.
آروزهائي درباره مدرسه:
()۱- اي كاش در تعيين قوانين مدرسه از من نظر خواهي مي كردند.
()۲- اي كاش معلم مرا دوست مي داشت.
(×) ۳- اي كاش معلم مرا براي انجام كارم تشويق مي كرد.
()۴- اي كاش در مردسه مسئوليت بيشتري به من محول مي شد
()۵- اي كاش همكلاسي هايم مرا بيشتر دوست مي داشتند
()۶- اي كاش از صحبت كردن در كلاس ترسي نداشتم
()۷- اي كاش مي دانستم چطور بايد مطالعه كنم
آرزوهاي درباره خود
()۱- اي كاش در انتخاب لباسهايم آزادي بيشتري داشتم
(×)۲- اي كاش مي توانستم بدون كمك ديگران كارهايم را انجام دهم
()۳- اي كاش اين اندازه دلهره نداشتم
()۴- اي كاش خوابهاي وحشتناك نمي ديدم

()۵- اي كاش از ارتكاب خطا هراس نداشتم
()۶- از كاش از انتقاد ترس نداشتم
آرزوهائي درباره بازي:
()۱- اي كاشدوستي داشتم كه بتوانم با او بازي كنم
(×)۲- اي كاش همبازيهايم مرا به عنوان رهبر انتخاب مي كردند.
()۳- اي كاش دوستانم مي خواستند با من همبازي شوند.

آروزهائي درباره ديگران:
()۱- اي كاش يك دوست بسيار خوب داشتم
()۲- اي كاش دوستانم مرا اذيت نمي كردند
(×)۳- اي كاش مردم به احساساتم توجه مي كردند
()۴- اي كاش مردم مرا مسخره نمي كردند
()۵- اي كاش عضو انجمني بودم
()۶۰ اي كاش مردم مرا به مجالس خود دعوت مي كردند.
سوم- پرسشنامه هاي ارزشيابي از مشاوره
پرسشنامه هاي ارزشيابي از روش مشاوره عبارتند از فرم تشخيص پيشرفت مشاور، سنجش رفتار مشاوره اي، سنجش مهارت هاي مشاوره اي، و فرم واكنش مشاوره به جلسه مشاوره
خيلي خوب قابل قبول ضعيف
۱ ۲ ۳ ۴ ۵
۱- آيا پاسخهاي مشاوره با گفتار مراجع هم جهت است؟ توضيح دهيد
۲- آيا مشاوره در جلسه مشاوره نقش رهبر را ايفا مي كند، توضيح دهيد
۳- آيا مشاوره به گفتار ضمني مراجع توجه مي كند
۴- آيا مشاوره مراجع را مي پذيرد؟ توضيح دهيد
۵- آيا مشاوره به مشكل مراجع رسيدگي مي كند؟ توضيح دهيد
۶- آيا مشاوره موقعيت آرامي براي مراجع فراهم آورده است؟ توضيح دهيد
۷- آيا مراجع مشكلش را با مشاوره در ميان مي گذارد
۸- آيا مشاور بخوبي گوش فرا مي دهد؟ توضيح دهيد

مشاهده گر بايد ضمن مشاهده مشاور در جلسه مشاوره، فرم بالا را تكميل كند و پس از پايان جلسه مشاوره نظرش را با مشاوره مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار دهد. مشاوره براي توسعه و بهبود مهارت هاي خود بايد محتواي فرم را بدقت مطالعه كند و درباره هر مورد به طور عميق بينديشد
فرم سنجش مشاوره اي:
مشاوره بايد بعد از هر جلسه مشاوره ميزان موفقيت خود را در ايجاد رابطه حسنه و نيز كمك به مراجع براي حل مشكل بررسي كند. براي سنجش ميزان موفقيت مشاوره طرح سوالات زير از طرف مشاور و بررسي پاسخ هاي آن پس از پايان جلسه مشاوره پيشنهاد مي شود:
بلي خير
۱- آيا مشكل مراجع را در جلسه مشاوره كاملا درك كردم؟ ×

۲- آيا مراجع متوجه شد كه مشكلش را كاملا درك كرده ام؟ ×
۳- آيا توانستم خود را بجاي او قرار دهم و دنيا را از چشم او بنگرم؟ ×
۴- آيا به مراجع گوش مي دادم؟ ×
۵- آيا مراجع علاقه من به خودش و به موضوح بحث را متوجه شد؟ ×
۶- چه احساسي نسبت به مراجع داشتم؟
۷- آيا مواردي هستند كه نمي خواهم با مراجع در ميان گذارم؟ ×

۸- چه تفاوت هاي بين عقايد و ارزش هاي مشاور و مراجع وجود دارد
۹- آيا در جلسه مشاوره با مراجع رابطه بي ريا و مخلصانه اي داشتم ×
۱۰- آيا مراجع متوجه خلوص نيست مشاورشد؟ ×

انواع دشواريهاي رفتاري دانش آموزان:
۱- دانش اموزاني كه سندرم شكست دارند
۲- دانش اموزان كمال گرا
۳- دانش آموزان كم خواه
۴- دانش آموزان ضعيف
۵- دانش اموزان دشمن و پرخاشگر
۶- دانش آموزان دشمن و مستقل
۷- دانش آموزان تحريك كننده
۸- دانش آموزان بيش فعلال
۹- دانش آموزان بي قدت و حواس پرت
۱۰- دانش آموزان ناپخته
۱۱- دانش اموزان طرد شده به وسيله همتايان
۱۲- دانش اموزان خجالتي يا منزوي
چهار نوع دشواري اول به پيشرفت تحصيلي نامناسب مربوط مي شوند اما مكانيسم هايي كه آنها را راه مي اندازند متفاوتند در حالت اول دانش آموزي مي بينيم كه احساس ناتواني مي كند و با اولين دشواري كار را كنار مي گذارد ( سندرم شكست) در حالت دوم دانش اموزي اس كه به شيوه ي افراطي از خطا اجتناب مي كند ( كمال گرا) سومين نوع دشواري به دانش آموزاني تعلق دارد كه در مقابل فعاليت هاي يادگيري بيگانگي احساس مي كند( كسي كه كمتر از توان خود پيشرفت

مي كند بالاخره، نوع چهارم دانش اموزي است كه اراده ي خوبي دارد خوب كار مي كند، اما موفق نمي شود ( دانش آموز ضعيف) درست است كه مكانيسم هاي ايجاد كننده ي اين دشوارهيهاي رفتاري تفاوت دارند آسيب آنها بر بهداشت رواني تا اندازه اي مشابه است بدين صورت كه هر دانش آموز، به نوعي ناراحتي و فشار احساس خواهد كرد و بي توجهي به آنها آثار وخيمي خواهد داشت.
سه دشواري رفتاري بعدي (۵و۶و۷) با پرخاشگري ارتباط پيدا مي كنند دانش آموزان دشمن و پرخاشگر معمولا پرخاشگري خود را به صورت مستقيم نشان مي دهند اين پرخاشگري در اكثر موارد مورد توجه همتايان، آنهاست برعكس دانش آموزان دشمن و منفعل به صورت انفعالي مقاومت مي كنند و پرخاشگري آنها متوجه معلم است. دانش آموزان تحريك كننده نيز پرخاشگري خود را به معلم متوجه مي كنند اما آن را آشكار نشان مي دهند به طوريكه ملاحظه مي شود ناسازگاريهاي رفتاري اين سه گروه نيز به صورتهاي كاملا متفاوت تجلي مي كنند و پيامدهاي كاملا مختلفي به د

نبال مي آورند.
سه دشواري رفتاري (۸و۹و۱۰) معمولا نقش مدرسه و انتظار آن از دانش آموزان را منعكس مي كنند در اينجا نتيجه رفتارهاي معلم، مدير و پيامدهاي اجرايي قوانين مدرسه خودنمايي مي كنند مثلا مدرسه انتظار دارد كه دانش آموز بتواند بر اعمال خود كنترل داشته باشد كاري كه از عهده ي كودك بيش فعال بر نمي آيد) مدرسه توقع دارد كه دانش اموز دقت و تمركز كافي و طولاني داشته باشد( كاري كه از عهده ي كودك بي دقت و حواس پرت بر نمي آيد) بالاخره مدرسه از دانش آموز مي خواهد كه تا اندازه ي خودمختار باشد، روي پاي خود بايستد و خيلي وابستگي نشان ندهد( كاري كه از عهده ي كودك ناپخته و خام بر نمي آيد) و دشواري رفتاري (۱۱و۱۲) به دشواريهاي

موجود در برقراري واكنش هيا متقابل اجتماعي مربوط مي شوند در يك طرف دانش آموزاني قرار دارند كه با همكلاسيهاي خود ارتباط برقرار مي كنند اما از طرف آنها پذيرفته نمي شود زيرا ويژگي هاي منفي دارند يا متفاوت از ديگرانند يا تازه به آن مدرسه آمده اند در طرف ديگر دانش آموزاني هستند كه از طرف همتايان طرد نمي شوند اما دوست ندارند با انها ارتباط برقرار كنند آنها طوري عمل مي كنند كه گويي همه را فراموش كرده اند حتي بزرگترها را، از گروه اول تحت عنوان افراد

مطرود و از گروه دوم تحت عنوان افراد منزوي و خجالتي نام برده مي شود. بنابراين مطرود كسي است كه ديگران او را نمي پذيرند اما منزوي كسي است كه به ميل خود با ديگران ارتباط برقرار نمي كند يا نمي تواند برقرار كند جاي ترديد نيست كه آسيب هاي رواني اين دو نوع رفتار نيز متفاوت خواهد بود.
با اجراي جامعه سنجي در كلاس به راحتي مي توان افراد مطرود و منزوي را پيدا كرد و به كمك مصاحبه با دانش آموزان موانع موجود بر سر ايجاد ارتباط را شناخت و در رفع آنها كوشيد تجربه هاي متعدد نشان مي دهد كه اين كار براي وارد كردن كودكان منزوي به گروه و رفع علتهاي طرد

شدگي برخي دانش آموزان در سالم سازي جو حاكم بر كلاس بسيار مفيد واقع مي شود. بروفي و مك كاسلن هشدار مي دهند كه نبايد اين دشواريهاي رفتاري را مخصوصا در دوره هاي پايين خيلي جدي گرفت. آنها را جز ويژگي هاي دائمي دانش آموزان تصور كرد و بدين وسيله به رمان نژندي آنها راي داد اين نوع برداشت با اصول بهداشتي رواني و تلاش براي اداره كلاس و اصلاح

رفتار دانش آموزان سازگاري ندارد. مديريت صحيح مدرسه، اداره ي صحيح كلاس، آشنايي با ويژگي هاي سنين مختلف و آگاهي از مسائل اقتصادي و اجتماعي خانواده ها، راهبردهايي هستند كه مي توانند بروز اين دشواريها رفتاري دانش آموزان تنها از متغيرهاي مربوط به دانش آموزان يا مدرسه نشات نمي گيرند بلكه تحت تاثير عوامل خانوادگي و اجتماعي نيز قرار مي گيرند اعتماد به اينكه دشواريهاي رفتاري دانش آموزان از كنش متقابل آنها با محيط نشات مي گيرد از نظر تضمين

بهداشت رواني، نگرش بسيار مثبتي است زيرا تغيير دادن محيط خيلي راحتتر از تغيير دادن شخصيت دانش آموز است.
برخي از اين دشواريها براساس سن دانش آموز كاملا طبيعي جلوه مي كند مثلا نداشتن دقت و تمركز براي دانش آموز كلاس اول ابتدايي، خيلي عاديتر از دانش آموز دوره ي راهنمايي است هيجاني شدن كودكان نيز براساس سن و جنس آنها معاني متفاوتي پيدا مي كنند بنابراين توصيه نشان ميدهد كه در مقابل دشواريهاي رفتاري حتي الامكان نگرش مثبت اتخاذ شود تجربه نشان

مي دهد كه در بسياري موارد گفتن اين كه « انتظار از دانش آموز همين است» خيلي از دشواريها را حل مي كند زيرا به معلم خونسردي و بردباري مي دهد همچنين دشواريهاي رفتاري كودكان خيلي ريشه دار نيست و در نتيجه زودتر از بين مي رود. تنها چند جلسه صحبت با معلم، روان شناس يا مشاور مدرسه كافي خواهد بود كه ريشه ي بسياري از آنها خشك شود.
نقش مدرسه در تكوين دشواريهاي رفتاري:
جونز و جونز از تحقيقات زيادي نام مي برند كه در آنها سعي شده است علتهاي دشواريهاي دانش آموزان از نظر معلمان بررسي شود طبق يافته هاي اين تحقيقات اكثر معلمان معتقدند كه دشواريهاي رفتاري دانش آموزان از نگرش منفي آنها نسبت به مدرسه، دشواريهاي اقتصادي يا

فرهنگي خانواده يا از دشواريهاي بسيار وسيع جامعه نشات مي گيرد تعدادي كمي از معلمان معتقدند كه مدرسه عامل دشواريهاي رفتاري است متاسفانه اين باور تعدادي زيادي از معلمان را منفعل مي كند و بر بهداشت رواني دانش آموزان يا حتي معلمان آسيب مي رساند. در واقع وقتي معلم دشواريهاي رفتاري كودكان را به عوامل بيروني و خارج از اختيار مدرسه نسبت مي دهد به اين نتيجه مي رسد كه نمي تواند درباره ي رفع آنها كاري انجام دهد بنابراين بايد دست روي دست بگذارد و شاهد تباه شدن دانش آموزان باشد.

تنها كاري كه اين نوع معلمان انجام مي دهند اين است كه به كمك تقويت دانش آموزان را به كارهاي مورد نظر وا مي دارند و به كمك تنبيه يا محروميت آنها را از كارهاي ناپسند باز مي دارند هويج و چوبه دستي را هميشه آماده نگاه مي دارند.
درست است كه عوامل بيروني از مدرسه در تكوين دشواريهاي رفتاري دانش آموزان موثر واقع مي شوند اما نبايد از نظر دور داشت كه معلمان و مدرسه بر شيوه هاي رفتاري دانش آموزان ادراك و احساساتي كه آنها نسبت به خود پيدا مي كنند اثر بسيار پابرجا دارند پذيرش واقعي اين ديدگاه به معلمان ومسولان مدرسه نقش فعال مي دهد بدين صورت كه آنها براي خلق جو مناسب براي

يادگيري، ايجاد انگيزه براي فعاليت، تشويق دانش آموزان براي اتخاذ رفتارهاي سازگار و از همه مهمتر تلاش براي نگهداشتن اين جو تلاش مي كنند برخي مربيان تعليم و تربيت آن قدر خوشبين هستند كه معتقدند اكثرا دشواريهاي رفتاري دانش آموزان را مي توان در كلاس يا در مدرسه حل كرد و در واقع اگر دشواريهاي تقريبا حاد مثل پرخاشگري غير كلامي يا بزهكاري، آنهايي را كه ريشه هاي خانوادگي يا فيزيولوژي دارند يا آنهايي را كه بايد به كمك متخصصان حل شود كنار بگذاريم معلمان شايستگي دارند كه از بروز طيف وسيعتر از رفتارهاي ناسازگار جلوگيري كنند و در صورت بروز آنها را تغيير دهند براي اين كار دليل ساده اي وجود دارد اكثر رفتارهاي ناسازگار مخصوصا در

دوره هاي ابتدايي در راهنمايي بر اثر شرايط كلاس و مدرسه به وجود مي آيد و آموخته مي شوند همانطور كه اكثرا بزرگسالان نيز معتقدند خاصيت نيمكت هاي مدرهس است كه برخي رفتارهاي ناسازگار را در كساني كه روي آنها مي نشينند، بوجود مي آورد مثلا كودكان ناراحتي در مقابل مردود شدن را از شكم مادر به دنيا نمي آورند يا به ميل خود انتخاب نمي كنند، آنها در مدرسه مزه ي فشار رواني در مقابل شكست را مي چشند، دانش آموزان در مدرسه اي كه نيازهاي آنها را به نحو مناسب برطرف نمي كند ناسازگاري نشان ميدهند بايد پذيرفت كه معلم حتي در مدرسه اي

كه به بي نظمي شهرت دارد مي تواند بر كلاس خود طوري تسلط داشته باشد كه دانش آموزان رفتارهاي واقعا سازگاري نشان دهند. مهمترين عاملي كه مي تواند دانش آموزان را آرام و سازگار كند ابر است كه آنها بتوانند واكنش هاي معلم و موقعيت هاي متفاوت را پيش بيني كنند كودكاني كه نمي توانند به اين پيش بيني دست بزنند دايما در حال اضطراب، آشفتگي و ناتواني در انتخاب رفتارهاي مناسب به سر مي برند بنابراين ثبات در اعمال و گفتار معلم مي تواند بر آرامش رواني دانش آموزان اثر مثبت داشته باشد.

علل دشواريهاي رفتاري دانش آموزان در كلاس:
۱- دانش آموزان نمي داند كه چه كار بايد بكند در اين حالت به طور روشن و كافي به دانش آموز گفته نشده است كه چه كاري بايد انجام دهد. انتظارهاي معلم، قوانين، رفتارها، روش ها و فعاليت هاي معمولي كلاس، همچنين دستورالعمل هاي مربوط به هر درس بايد صراحت داشته باشد و به اطلاع دانش آموز به سه از طرف ديگر نبود ثبات در رعايت قوانين را اداره ي كلاس يا نبود ثبات در

اجراي دستورالعمل ها و به طور كلي بدقولي موجب مي شود كه دانش آموز آنها را نديده بگيرد.
۲- دانش آموز نمي داند كه چگونه عمل كند: تنها گفتن اين كه دانش آموزان چه كار بايد بكنند نمي تواند چگونگي انجام دادن آنها را تضمين كند بنابراين بايد روشها و راههاي رسيدن به هدف را

آموزش و تمرين داد و آنگاه ازدانش آموزان انتظار داشت كه خود عمل كنند.
۳- دانش آموزان نمي داند كه چرا بايد آنچه را كه از او مي خواهند انجام دهد:
اغلب اتفاق مي افتد كه درباره ي سودمندي آنچه دانش آموز بايد ياد بگيرد يا آنچه بايد انجام دهد اطلاعات كافي داده نمي شود همچنين به دانش آموزان گفته نمي شود كه آنچه انجام مي دهند بعدها به چه درد آنها خواهد خورد.

۴- دانش آموز بيكار است: دانش آموزي كه كار خود را زودتر از ديگران تمام مي كند معمولا منتظر مي ماند تا ديگران نيز تمام كنند بديهي است كه در مدت انتظار مي تواند مسائلي به وجود آورد بنابراين معلم بايد پيش بيني كند كه اين نوع كودكان در مدت بيكاري به نوعي سرگرم شوند.
۵- درس خيلي دشوار است: وقتي درس خيلي دشوار به نظر مي رسد دانش آموز احساس مي كند كه نمي تواند ياد بگيرد و انتظارهاي او از موفقيت همچنين ادراك از شايستگي خود كاهش مي يابد و در نتيجه انگيزش خود را از دست مي دهد.

۶- درس خيلي آسان است: وقتي درس خيلي آسان به نظر مي رسد دانش آموز احساس مي كند كه ماندن در كلاس سودي ندارد ارزش درس در چشم دانش آموز پايين مي آيد و به همراه آن انگيزه براي يادگيري نيز كاهش مي يابد.
۷- از درس عقب مانده است: دانش آموزي كه چند جلسه غيبت مي كند و از درس عقب مي ماند احتمال دارد كه درس تازه را نفهمد اين دانش آموز پس از مدتي احتمالا به اين نتيجه مي رسد كه ديگر دير شده است در نتيجه تلاش نمي كند.

۸- درس جالب نيست: انگيزه ي دانش آموز به عوامل زيادي از جمله: ارزش درس وابسته است بنابراين اگر دانش آموز درسي را جالب نداند بلكه كسل كننده احساس كند كمتر شانس خواهد داشت كه به آن علاقه مند شود مخصوصا اگر او از سودمندي و كاربرد درس اطلاع نداشته باشد انگيزه اي خود را به طور كلي از دست خواهد داد.

۹- درس به درد نمي خورد: گاهي دانش آموز احساس مي كند بين مطالبي كه ياد مي گيرد و آنچه قبلا آموخته است يا اطلاعاتي كه در زندگي دارد هيچ رابطه اي نيست اينجاست كه از خود مي پرسد « اين مطلب به چه درد مي خورد»
۱۰- مورد توجه معلم قرار مي گيرد: اكثر رفتارهاي ناپسند دانش آموز به اين علت ادامه مي يابد كه توجه معلم را جلب مي كنند همانطور كه به هنگام بحث از رابطه ي يادگيري با بهداشت رواني توجه به رفتارهاي ناپسند دانش آموز در واقع تعويق كردن آنهاست.

۱۱- مورد توجه همكلاسيها قرار مي گيرد: دانش آموزي كه نظم كلاس را برهم مي زند با معلم جر و بحث مي كند و كارهاي ديگري از همين نوع انجام مي دهد توجه ديگران را به خود جلب مي كند و باز تعويق مي شود.

۱۲- تلاش براي حفظ رفتارهاي ناخوشايند اغلب از نوع تنبيه است: اكثر پژوهشگران متوجه شده اند كه معلمان براي جلوگيري از رفتارهاي ناپسند و مخرب دانش آموزان معمولا به تنبيه متوسل مي شوند بنابراين اثر تنبيه بر رفتاردانش آموز بسيار محدود است و بدآموزي نيز دارد از مهمترين بدآموزي هاي تنبيه اين است كه دانش آموز همان روش را ياد مي گيرد و موارد مشابه بكار مي برد مثلا

معلمي كه دانش آموزي را به خاطر شرارتهاي او طرد مي كند دانش آموز ياد مي گيرد كه در مورد ديگران همين رفتار را بكار ببرد. بنابراين نبايد عوامل خارج از مدرسه را نديده گرفت و اسناد همه ي رفتارهاي ناسازگار به عوامل اجتماعي اقتصادي و خانوادگي و تبرئه كردن مدرسه، نگرشي است كه بي مسئوليتي را رونق مي دهد. باطلاع از همه ي اين عوامل به خاطر نجات كودكان و نوجوانان بايد فعالانه وارد عمل شد رفتارهاي سازگار را نشان داد، خواست، تقويت كرد.

روانشناسي رشد:
روان شناسي رشد، كه يكي از شعب روانشناسي است درباره ي چگونگي قوانين حاكم بر رشد در جنبه هاي جسماني، ذهني، عاطفي، اجتماعي و اخلاقي در سنين مختلف و نيز تاثير وارثت و محيط در رشد بحث مي كند. روانشناسي رشد بازيست شناسي و تعليم و تربيت ارتباط دارد.

روانشناسي رشد، فرد را با قوانين و اصول حاكم بر رشد آشنا مي سازد و به او امكان مي دهد تا براي مقابله با مشكلات آينده آماده شود. همچنين با شناخت روال عادي رشد در جنبه هاي گوناگون مقايسه رفتار و تعيين انتظارات منطقي از فرد در هر سني ممكن مي گردد. به عنوان نمونه اطلاع از سن عادي براي راه افتادن، حرف زدن، و دندان در اوردن كودك به فرد امكان مي دهد تا كودكان پيشرفته و عقب مانده را در اين موارد تعيين كند.

بنابراين اطلاع از چگونگي رشد در سنين مختلف براي برنامه ريزان، معلمان، والدين و متخصصان روان در حالتي ضرورت مي يابد. برنامه ريزان تربيتي با شناخت ميزان آمادگي فرددر هر سن، مطالب و محتواي آموزشي مناسب با آن سن تهيه مي كنند.

معلمان آشنا با روان شناسي پس از ايجاد رابطه ي حسنه با دانش آموزان درس را به گونه اي ارائه مي دهند كه جالب و قابل درك باشد. والدين با اطلاع از روان شناسي رشد در هر سني از فرزندان خود انتظاراتي معقولي خواهند داشت. آشنائي با جريان رشد به متخصصان روان درماني ياري مي دهد تا پس از شناخت علل رفتارهاي نابهنجار، اختلالات رواني را درمان كنند/
تعريف رشد: رشد تعريف واحدي ندارد و از ديدگاههاي متعددي تعريف مي شود. معني لغوي رش

د افزايش كمي و كيفي مستمر و همه جانبه ي موجود زنده است گرچه تغييرات كمي بسادگي اندازه گيري مي شود اما سنجش تغييرات كيفي نسبتا مشكل تر است و ابزار دقيق نياز دارد. رشد به دو گونه تقسيم كرده اند: رشد طبيعي يا نمو، كه در انسان و حيوان مشترك است، و بر افزايش اندازه ي كمي اندام هاي بدن اطلاق مي گردد به عبارت ديگر رشد طبيعي افزايش كمي ارگانيسم است كه بر اثر عواملي نظير تغذيه، بهداشت، استراحت و ورزش هاي حاصل مي گردد و يادگيري در پيدايش آن دخالتي ندارد.

در رشد محيطي علي رغم رشد طبيعي، يادگيري نقش بسيار مهمي دارد بطوريكه اگر فرد تحت آموزش قرار نگيرد رشد به وقوع نخواهد پيوست. به عنوان نمونه، فراگيري تكلم در كودكان نوعي رشد طبيعي محسوب مي شود. براي آغاز تكلم گرچه رشد طبيعي، يعني سلامت و آمادگي در نگاه شنوائي و گويائي ضرورت دارد ولي چنانچه كودك سخن گفتن ديگران را نشود و بر محاورات آنان ناظر نباشد و نتواند از آنان تقليد كند، حرف زدن را فرا نخواهد گرفت.

به نظر پياژه، رشد بريا سازگاري موجود زنده با محيط وحفظ تعادل ارگانيسم در دوره هاي مختلف زندگي است چنانچه در جريان رشد اختلالي به وجود آيد موجود زنده سازگاري و تعادل لازم براي تداوم زندگي مناسب را از دست خواهد داد. همه ي موجودات مراحل رشد معيني دارند كه مرتب و پيوسته است، بدني لحاظ كودك براي فراگيري حركات و مهارت هاي پيچيده، ابتدا بايد اعمال ساده تر را بياموزد.

رشد به طور كلي اعم از جسماني، ذهني، عاطفي، اجتماعي و اخلاقي يك سلسله دگرگوني هاي كمي و كيفي به هم پيوسته و منظم در موجود زنده است كه به منظور هدفي معين در جهت تكامل و سازگاري با محيط به وقوع مي پيوندد. هر قدر ارگانيسم پيچيده تر و تكامل يافته تر باشد زمان لازم بريا نيل به كمال رشد طولاني تر خواهد بود. انسان در مقايسه با ساير جانداران هم تا زمان تولد رشد كمتري مي يابد و هم كمال رشد او در جنبه هاي مختلف پس از تولد طولاني تر است
تاريخچه مط

العه رشد:
مطالعه ي علمي رشد كه در سال هاي اخير رواج يافته است؛ در ادرار گذشته نيز مورد علاقه ي نويسندگان و دانشمندان بوده است. افلاطون سالها قبل از ميلاد، با طرح تفاوت هاي فردي و تاثير آموزش و پرورش دوران كودكي در پرورش استعدادها، اهميت رشد را مورد توجه قرار داده است به نظر او نقش اصلي مربي شكوفا كردن استعدادها و رشد خصوصيات فردي است.

در مطالعه ي تحول روان شناسي رشد سه دور قابل ذكر است: رنسانس تا اوايل قرن نوزدهم، اوايل قرن نوزدهم تا قرن بيستم، و قرن بيستم، هر دوره ويژگي هايي دارد قبل از رنسانس و حتي سال ها پس از آن تربيت توانائي ها و علايق كودكان مورد توجه نبود و از آنان انتظار مي رفت همچون بزرگسالان رفتار كنند. بتدريج تفاوت هاي فردي در تعليم و تربيت مد نظر قرار گرفت و عقايد تربيتي متعددي توسط جان لاك، كمونيوس، رسوپستالوزي، فروبل ارائه گرديد. در قرن هفدهم

ميلادي جان لاك، ذهن را همچون لوح سفيدي دانست كه آماده هر نوع يادگيري است. به نظر لاك، تعليم و تربيت براي رشد فرد در جنبه هاي مختلف ضرورت دارد. كمونيوس در همين قرن، با تاكيد بر اهميت علايق و استعدادها در تعليم و تربيت، استفاده از وسايل كمك اموزشي را در تعليم كودكان لازم دانست. در قرن ۱۸ ميلادي رسو با تاكيد بر رشد و آمادگي كودك در تعليم و تربيت اهميت

حواس رادر آموزش مطرح ساخت و استفاده از وسايل كمك آموزشي را براي تقويت حواس ضروري شمرد. رسو روش تربيت و برنامه ريزي كودك محوري را كه در آن علايق و توانايي هاي كودكان اساس كار قرار مي گيرند، جايگزين روش برنامه محوري كرد. در اواخر همين قرن پستالوزي با مشاهده رفتار پسر ۵/۳ ساله اش، تناسب آموزش با رشد كودك را مطرح كرد و اعلام داشت كه در تعليم و تربيت بايد به شرايط يادگيري توجه شود. پستالوزي كه به تربيت كودكان بي سرپرست علاقمند بود كمبود محبت واليدن را مانع رشد عادي كودك قلمداد كرد.

در قرن نوزدهم ميلادي، تحليل شرح حال كودكان كه توسط بست بستگان آنها نوشته شده بود در گسترش روان شناسي رشد نقش بسزايي ايفا كرد. اين شرح حال ها چون توسط خويشاوندان تهيه شده بودند اعتبار علمي چنداني نداشتند. بدين معني كه شاهدان اغلب جنبه هاي مثبت را مشاهده ودرج مي كردند و نكات منفي را ناديده مي انگاشتند. همچنين به لحاظ تلت تعداد شرح حال ها، تعميم نتايج امكان پذير نبود. در اواخر همين قرن استانلي هال رئيس دانشگاه كلارك آمريكا با همكاري گزل و ترمن مطالعه ي رشد كودكان را از طريق روشهاي تجربي آغاز كردند و اطلاعات گرانبهائي را در زمينه ي رغبت و استعداد كودكان و نوجوانان فراهم آوردند.

در قرن بيستم، با كمك علوم پزشكي، زيست شناسي، جامعه شناسي تربيتي و استفاده از ابزارهاي دقيق سنجش رشد به شيوه اي علمي مورد مطالعه و تحقيق قرار گرفت، قانون مندل، درباره ي انتقال صفات ارثي و پيدايش نظريه ي ژن ها و كروموزوم ها به گسترش روان شناسي كمك شاياني كرد.

اصول رشد:
۱- رشد جريان مداوم و پيوسته است و هيچگاه متوقف نمي شود. رشد موجود زنده كه در لحظه ي انعقاد نطقه آغاز مي گردد، در تمام حيات ادامه مي يابد. گذشته با حال و حال با آينده در ارتباط است از اينرو رفتار حال و آينده ي كودك بر مبناي چگونگي رشد او در گذشته است.

۲- رشد جهت دار و در جهات سري، پائي، مركزي، محيطي و عام به خاص به وقوع مي پيوند و به عبارت ديگر رشد در جهات طولي، عرضي و كلي به جزئي صورت مي گيرد. رشد سري پائي كه از ناحيه ي سر شروع مي شود بتدريج به سينه، كمر، باسن و سپس پاها گسترش مي يابد.

رشد مركزي محيطي كه از ناحيه ي مركزي بدن آغاز مي گردد به تدريج بخش هاي كناري بدن را در بر مي گيرد. رشد عام به خاص تعليم رشد حركات، از قسمت هاي درشت بدن آغاز مي شود و بتدريج به قسمت هاي كوچكتر توسعه مي يابد. به عنوان نمونه رشد اندام هيا آواساز، رشد عام به خاص است كه همگام با تكامل جزئيات اندام مذكور، اصوات و كلمات مبهم را به تدريج به اصوات و كلمات روشن تري بدل مي كند و در كنار كنار رشد فرايندهاي يادگيري، نحوه ي استفاده ي صحيح از اندام هاي آواساز اموخته مي گردد.

۳- تفاوت هاي فردي در رشد وجود دارد و افراد مختلف به طور يكسان رشد نمي كنند. با مقايسه ي تعدادي كودك همجنس و همسان، متوجه مي شويم كه در رشد آنها تفاوت هاي كمي و كيفي وجود دارد لذا از هر كسي انتظار مي رود كه متناسب با رشد خويش رفتار كند. از نظر جنسيت نيز تفاوت هاي فردي نيز در رشد وجود دارد چنانكه دختران و پسران همسن، رشد يكساني ندارند. به عنوان نمونه پسران به هنگام تولد در مقايسه با دختران عموما سنگين تر و بلندترند و دختران در برابر ابتلا به امراض، مقاوم تر از پسران هستند.

۴- سرعت رشد در دوران مختلف زندگي يكسان نيست: رشد جسماني در دوره ي اول كودكي سريع است در حاليكه رشد اجتماعي در دوره ي سوم كودكي با سرعت بيشتري انجام مي گيرد. نسبت رشد اعضاي مختلف بدن نيز يكسان نيست. قد انسان بزرگسال تقريبا سه و نيم برابر زمان نوزادي است در حاليكه وزن بزرگسال حدود بيست برابر نوزاد است.

۵- عوامل ارثي و محيطي تواما در رشد تاثير دارند و تعامل بين آنها روال رشد را مشخص مي سازد چنانچه شرايط محيطي نامساعد باشد، توانائي هاي بالقوه به خوبي رشد نخواهند كرد از اين رو محيط مناسب امكانات لازم براي شكوفايي توانائي هاي بالقوه را فراهم مي آورد.

۶- رشد در جنبه هاي جسماني، ذهني، عاطفي، اجتماعي و اخلاقي بوقوع مي پيوندد. اين جنبه ها با يكديگر ارتباط دارند و بر هم تاثير مي گذارند. وراثت و عواملي نظير تغذيه، بهداشت، وضع اجتماعي- اقتصادي خانواده، ترشح غدد، آب و هوا، و زمان در چگونگي رشد جسماين موثرند. رشد جسماني از طريق افزايش وزن و هماهنگي در حركات قابل تشخيص است. اندازه ي قد نوازد كه به هنگام تولد پنجاه سانتي متر است در شرايط طبيعي در يك سالگي به حدود هفتاد و پنج سانتي متر افزايش مي يابد و وزنش از ۵/۳ كيلوگرم به حدود ۱۰ كيلوگرم مي رسد.

افزايش اندازه ي دورسر و رشد مغز نيز در تعيين رشد جسماني، معيارهاي مناسبي محسوب مي شوند سر نوزاد كه به هنگام تولد حدود ۶۰% حجم نهايي خود را داراست، در نخستين سال زندگي رشد بسيار سريعي دارد. مغز نوزاد كه حدود ۳۵۰ گرم وزن دارد در بيست سالگي به ۱۲۰۰ الي ۱۴۰۰ گرم مي رسد. هوشمندي با وزن مغز ارتباط چنداني ندارد و عملكرد مغز به چين و شكن هاي سطح آن مربوط است. نخستين دندان هاي شيري معمولا در شش تا هفت سالگي مي رويند و تا حدود ۵/۲ سالگي كامل مي شوند. دندان هاي دختران معمولا زودتر از پسران مي رويند. در

بعضي كودكان، رويش دندان ممكن است مدتي به تاخير افتد، رشد استخوان ها در حركات كودك هماهنگي به وجود مي آورد استخوان ها كه زا هنگام تولد غضروفي هستند، به تدريج محكم مي شوند. كودك در يادگيري حركات ابتدا از عضلات و استخوان هاي درشت و سپس از عضلات و استخوان هاي كوچك استفاده مي كند از اينرو، حركات كودك ابتدا كلي است و به تدريج حالت مشخصي به خود مي گيرد. به عنوان نمونه كودك قبل از آنكه بتواند راه برود يك سلسله حركات كلي انجام مي دهد و قبل از انكه مهارت نوشتن را فراگيرد خطوط نامنظمي را بر روي كاغذ مي كشد.
رشد ذهني در هوشمندي تكلم، ابتكار، تجسم، تفكر، قضاوت صحيح و حل مساله ظاهر مي شود و رشد ذهني كه براي تداوم زندگي و ضرورت دارد حواس نقش بسزايي ايفا مي كنند. هوشمندي يكي از نشانه هاي رشد مناسب ذهن است. هوش به سه نوع انتزاعي، مكانيكي و اجتماعي تقسيم مي شود. هوش انتزاعي، باعث درك سريع كلمات و حل مساله مي گردد.

هوش مكانيكي، انجام موفقيت آميز كارهاي عملي را موجب مي شود. هوش اجتماعي برتر برقراري روابط اجتماعي مطلوبي با ديگران را باعث مي گردد. قدرت تكلم، نشانه ي ديگري از رشد مناسب ذهن محسوب مي شود در تكلم سالم، چندين دستگاه بدني بايد سالم باشند، از جمله دستگاه شنوايي، دستگاه گويائي و دستگاه عصبي كه محور فرايندهاي يادگيري بشمار مي روند و اختلال در هر مورد كودك را از تكلم صحيح باز مي دارد صدائي كه پس از تولد از نوزاد شنيده مي شود يك

عكس العمل عصبي است كه از ورود هوا به شش حاصل مي گردد و آنرا مي توان نخستين مرحله ي صداسازي محسوب داشت. بتدريج هدفهاي كودك در اين اصوات تغييراتي را ايجاد مي كند كه توسط مادران بخوبي قابل تشخيص است و با رشد ذهن و فهم كودك تناسب دارد. كودك در حدود نه ماهگي از گفتار اطرافيان به خصوص والدين و خواهران و برادران تقليد مي كند و آواهاي ساده اي را بدون درك معني مكررا بر زبان جاري مي سازد به تدريج بين شنيده ها و واقعيات محيط

ي ارتباط منطقي برقرار مي كند و به كشف مفاهيم و درك معاني كلمات موفق مي گردد.
رشد عواطف موجب ارائه ي پاسخ هاي مناسب به محرك ها، قضاوت منطقي و سلامت رواني مي گردد. عواطف كودكان معمولا زودگذر، شديد، متنوع و تكراري هستند عواطف، با علائم ظاهري جسماني همراهند و با دگرگوني در جريان فيزيولوژيكي بر اعمال و افكار تاثير مي گذارند و در

مواردي تعادل را محتمل مي سازند و توانائي حل مساله را از فرد سلب مي كنند. عوامل محيطي و فرهنگ نخست از طريق شرايط خانوادگي و اعضاي آن بر رشد عواطف تاثير مي نهند. اختلافات خانوادگي جدائي يا مرگ والدين و وضع اقتصادي- اجتماعي نامناسب در رشد عواطف اثرات سوئي دارند. والدين در بروز و كنترل عواطف كودكان نقش مهمي دارند و با رفتار و گفتار خود مي توانند عواطف آنها را در جهت مناسبي هدايت كنند از انواع عواطف مي توان ترس، خشم و محبت را نام

برد. ترس بر اثر مواجهه با خطر يا موقعيتي غير منتظره و ناگهاني كه فرد آماده ي دفاع نيست به وجود مي آيد. اختلال در تكلم، تغيير رنگ چهره، طپش قلب، نوع غير ارادي ادرار، گريه و اطاعت از علائم ترس به حساب مي آيند. ترس زماني خيالي و گاهي واقعي است كودك بسياري از ترس ها را در خانواده خصوصا از مادر مي آموزد. ترساندن كودكان از اشيا و موضوعات مختلف كاردرستي نيست حذف محرك ترسناك، موجب از بين رفتن ترس مي شود لذا براي از بين بردن ترس از شدت محرك ترسناك، بايد به تدريج كاسته شود ومحرك لذت بخشي جايگزين آن گردد. همچنين آشنا

ساختن تدريجي كودك با موقعيت ترس آور به همراه يك بزرگسال در كاهش ترس روش مفيدي است به عنوان نمونه اگر كودكي از رفتن به اطاق تاريك مي ترسد بزرگسالي به همراه او به اطاق تاريك مي ترسد بزرگسالي به همراه او به اطاق مي رود چراغي را روشن مي كند با تكرار اين عمل ترس كودك بتدريج برطرف مي گردد. خشم ممكن است بر اثر بيماري، سرزنش، تنبيه و دخالت بي مورد، ممانعت از استقلال، عدم ارضاي نيازها، و نرسيدن به هدف ايجاد شود. خشم با بر افروختگي چهره، اخم كردن، گاز گرفتن، تغيير لحن صدا، پرخاشگري و گريز همراه است به هنگام خشم هيپوتالاموس تحريك مي شود و دستگاه آدرنال سمپاتيك، شيمي خون را در جهت دفاع از بدن

آماده مي سازد. كودك در اولين ماههاي زندگي محبت را از اطرافيان مي آموزد اعضاي خانواده مخصوصا مادر اولين الگو در آموزش محبت محسوب مي شود ابراز محبت به طريق درست در تعادل رواني و شادابي كودك نقش ارزنده اي دارد و افراط و تفريط در ان عواقب وخيمي ببار مي آورد.
رشد اجتماعي براي تنظيم روابط و رعايت قوانين اهميت بسزايي دارد انسان اصولا موجودي اجتماعي است و رشد اجتماعي براي تداوم زندگي او ضرورت دارد. از طريق رشد اجتماعي، انسان مي آموزد چه كارهايي را بايد و چه فعاليت هاي را نبايد انجام دهد. وضع اقتصادي و شرايط رواني

خانواده و سلامت كودك، در رشد اجتماعي تاثير بسيار دارند. كودكان مريض چون به بازي و حضور در جمع تمايلي نشان نمي دهند در صورت طولاني شدن بيماري، مشكلاتي در رشد اجتماعي آنان به وجود مي آيد.
رشد اخلاقي از اهميت ويژه اي برخوردار است و براي سلامت فرد و جامعه و زندگي سعادتمند ضرورت دارد رشد اخلاقي بايد از اهداف مهم آموزش و پرورش باشد و همگام با شكوفايي استعدادهاي ذهني، سجاياي اخلاقي نيز در دانش آموزان پرورش يابد. آموزش ها و رفتارهاي والدين در رشد اخلاقي كودك نقش سرنوشت سازي دارند زيرا كودك با تقليد از والدين آنچه را كه مي بيند و مي شنود، مي آموزد و سپس انجام مي دهد.

گزارش كتابخانه اي:
نوجواني كه با تغييرات گوناگون در زمينه هاي متعدد همراه است يكي از بحراني ترين ادوار زندگي به حساب مي آيد چون عوامل زيستي، رواني، اجتماعي تواما در بروز دوره ي نوجواني دخالت دارند تعيين سن دقيقي براي آغاز و پايان آن امكان پذير نيست نوجواني در دختران معمولا سنين يازده تا پانزده سالگي و در پسران دوازده تا شانزده سالگي را شامل مي شود رفتارو عملكرد نوجوان را نمي توان تنها از يك ديدگاه مطالعه و بررسي كرد بلكه بايد به تمام جوانب و ابعاد وجودي او توجه شود براي آشنايي با خصوصيات و مشكلات دوره ي نوجواني، چگونگي رشد و ابعاد مختلف آن مورد بررسي قرار مي گيرد.

۱- رشد جسماني، در يازده تا پانزده سالگي تغييرات سريع جسمي در دختران و پسران به وقوع مي پيوندد و با آغاز بلوغ دستگاه توليد مثل نوجوان رشد مي كند دستگاه توليد مثل دختر مركب از تخمدان ها لوله شيپوري رحم، رحم و مهبل ارت تخمك توسط تخمدان ها توليد از طريق لوله شيپوري به طرف رحم هدايت مي شود دستگاه توليد مثل پسر شالم بيضه ها و آلت تناسلي است كه از تعدادي اندام دروني بهم پيوسته تشكيل شده است كه در ايجاد اسپرم نقش حياتي دارد، به

هنگام بلوغ، افزايش هورمون مترشحه از بخش قوامي هيپوفيز تغييرات جسماني را بوجود مي آورد و هورمون محرك غدد تناسلي، اعضاي جنسي را فعال مي كند و موجب پيدايش اسپرم در پسر و تخمك رسيده در دختر مي گردد. هورمون هاي جنسي تسترون در مرد و استروژن در زن در ارتباط با ساير هورمون هاي بدن، رشد سريع عضلات و استخوانها را موجب مي شوند. صفات ثانويه جنسي در دختران شامل بزرگ شدن پستانها و باسن و رويش موهاي زهار و زير بغل وظهور قاعدگي است

و در پسران عبارت از رويش موهاي زهار و زير بغل و دو رگه شدن صدا و احتلام مي باشد. در دوره ي نوجواني رشد جسماني سريع، موجب افزايش قد و وزن مي گردد سرعت رشد دختران با پسران تفاوت دارد بدين معني كه سرعت رشد پسران از سيزده تا پانزده سالگي است و در چهارده سالگي به حداكثر مي رسد. در اين زمان بر قد پسر ده تا بيست و پنج سانتي متر و بر وزن او هفت تا بيست كيلوگرم افزوده مي شود.

سرعت رشد دختر معمولا در سال زودتر از پسر آغاز مي گردد و از يازده تا سيزده سالگي ادامه مي يابد و در دوازده سالگي به حداكثر مي رسد. در دوره ي نوجواني دختران در مقايسه با پسران رشد كندتري دارند و بر قد آنان دوازده تا چهارده سانتي متر و بروز نشان ده تا پانزده كيلوگرم افزوده مي شود. رشد قد پسران در پانزده سالگي و دختران در سيزده سالگي كندتر مي شود و

پس از گذشت سه سال تقريبا متوقف مي گردد در دوره ي نوجواني، نسبت و شكل اعضاي بدن تغيير مي كند و تا حدود زيادي شبيه اندام بزرگسالان مي شود رشد عضلات ادامه مي يابد استخوان ها بزرگتر و سفت تر يم شوند، چربي زير پوستي روبه كاهش مي گذارد و بر رشد اعضاي تناسلي افزوده مي شود. عضلات در هشت سالگي حدود بيست درصد، در پانزده سالگي سي و دو درصد و در شانزده سالگي چهل و چهار درصد وزن خالص بدن را تشكيل مي دهند رشد

عضلاني در دختران و پسران تفاوت دارد و در پسران پانزده تا شانزده ساله و در دختران دوازده تا پانزده ساله رشد عضلاني سريع است. بر اثر رشد عضلاني عصبي، استخواني، حركات بدني به تدريج منظم تر و پيچيده تر مي شوند و بر قدرت و سرعت و دقت و هماهنگي حركات دختران چهارده ساله و پسران شانزده ساله بمقدار زيادي افزوده مي گردد.

علائم بلوغ در دختران برجسته شدن پستان ها در سن تقريبا يازده سالگي از اولين علائم مشخصه بلوغ به حساب مي آيد سپس قسمت بيروني دستگاه توليد مثل رشد مي كند و سرانجام قاعدگي رخ مي دهد سن وقوع قاعدگي در دختران با تغذيه، بهداشت، شرايط اقليمي، نژاد، آموزش ها و محرك هاي محيطي بستگي دارد و معمولا ممكن است در سنين نه تا سيزده سالگي رخ مي دهد. نگرش و طرز تلقي دختر نسبت به قاعدگي خود، در ايفاي نقش مادري و سازگاري اجتماعي و زناشوئي آينده ي او تاثير بسزايي دارد، آموزش ها و توصيه هاي تربيتي مفيدي كه ازجانب والدين و افراد اگاه در اين زمينه در دسترس نوجوانان قرار مي گيرد مي تواند در پيدايش نگرش واكنش مطلوب نسبت به اولين قاعدگي موثر باشد. دختراني كه از قبل براي قاعدگي

آمادگيها و اطلاعات لازم را كسب كرده اند به راحتي خواهند توانست با مسائل و مشكلات اين واقعه مقابله كنند از سوي ديگر دختراني كه آمادگي و اطلاعات كافي ندارند به هنگام وقوع قاعدگي نسبت به آن احساس تنفر و شرم و خطر مي كنند. اگر مادر يا اطرافيان قاعدگي را واقعه اي دردناك و ترسناك تلقي كنند دختر نوجوان نيز چنين نگرشي نسبت به ان خواهد داشت « نگرش منفي نسبت به قاعدگي همچنين ممكن است از ناراحتيها و بيماري هاي جسماني ناشي شود. قاعدگي در آغاز نامنظم است و با سردرد، كمر درد و شكم درد توام مي باشد.

۲- رشد ذهني: با افزايش رشد ذهني در دوره ي نوجواني، نوجوان به تدريج تفكر عيني و ملموس را رها مي سازد و به تفكر انتزاعي و منطقي مي پردازد، و با تشكيل فرضيه، قادر به استدلال و نتيجه گيري از وقايع و پديده ها مي شود به عنوان نمونه، نوجوان مي تواند قوانين متعدد را با يكديگر تلفيق كند و به تاثير حرارت بر اهن پي ببرد. در اين دوره نوجوان براي حل مساله نقشه و طراحي ذهني دارد و بدين توسل به پديده هاي عيني و ملموس مي تواند فرضيه بسازد و پس از استدلال و تجزيه و تحليل، نتيجه گيري كند و به مفاهيم جديدي دست يابد

۳- رشد ذهني: با افزايش رشد ذهني در دوره ي نوجواني، نوجوان به تدريج تفكر عيني و ملموس را رها مي سازد و به تفكر انتزاعي و منطقي مي پردازد و با تشكيل فرضيه، قادر به استدلال و نتيجه گيري از وقايع و پديده ها مي شود به عنوان نونه نوجوان مي تواند قوانين متعدد را با يكديگر تلفيق كند و به تاثير حرارت بر آهن پي ببرد. در اين دوره نوجوان براي حل مساله نقشه و طراحي ذهني دارد و بدون توسل به پديده هاي عيني و ملموس مي تواند فرضيه بسازد و پس از استدلال و تجزيه و تحليل نتيجه گيري كند و به مفاهيم جديدي دست يابد

۴- رشد عاطفي: همراه با تغييرات جسماني، در نوجوانان يكي سلسله دگرگوني ها در احساسات و عواطف، تمايلات و خواسته ها، تصورات و تخيلات به وجود مي آيد و توازن دوران كودكي را بهم مي زند و احتمال بروز اختلالات را در اين دوره افزايش مي دهد.
براي تداوم زندگي نوجوان بايد افكار و وابستگي ها و روابط دوران كودكي خود را رها سازد و در هر مرحله ديدگاهها و مهارت هاي جديدي بدست آورد انتقال موفقيت آميز از دوره ي كودكي

بهنوجواني كه به تغيير در « مفهوم خويشتن» نياز دارد كار چنداني آساني نيست و بدون كمك اطرافيان خصوصا والديني آگاه و مطلع با موفقيت ترين نخواهد بود نوجوان براي انطباق خود با محيط و شناخت اطرافيان به راهنمايي افراد آگاه و بصير نياز دارد. تغييرات سريع جسماني توام با رشد ذهني نوجوان را دچار گوشه گيري، ناسازگاري، درون گرائي، ترس و وحشت، افكار رويايي،

خودشيفتگي، حجب و حيا مي كند كه اين صفات رد رفتار او ظاهر مي شوند. با تشديد احساسات و عواطف در دوره ي نوجواني نوجوان از واقعيات عيني محيط فاصله مي گي رد و بر عالم رويا و خيال پناه مي برد و به تلقيد از قهرمانان و شخصيت هاي ايده آل خود مي پردازد و بدان وسيله تمايلات و خواسته هيا خود را ارضا مي كند.

رشد ذهني به نوبه خود قدرت تجزيه و تحليل نوجوان را افزايش مي دهد و موجب مي شود كه نوجوان افكار و احساسات خود را در قالب رويا و خيال يعني بدانگونه كه مي خواهد و نه انطوري كه هست ارائه دهد و خود را ارضا كند در اين صورت نوجوان از درك واقعيت غافل مي ماند و در عالمي از رويا و خيال مردمي مي رود و اين حالت، ارضا كننده و تسلي بخش ساعتها در خلوت افكار

نوجوان را به خود مشغول مي دارد. احساسات و عواطف نوجوان متغير و متعدد است و به سادگي قابل پيش بيني نيست نوجوان قادر است احساسات و عواطف واقعي خود را مخفي كند و عليرغم احساس خويش رفتار ديگري را بروز مي دهد. چنين حالتي برقراري ارتباط و تعالم با نوجوان را مشكل تر مي سازد. از عواطف متداول بين نوجوانان مي توان ترس، خشم، دوستي و محبت را نام برد. ترس بر اثر مواجهه ناگهاني و غير منتظره كه فرد آمادگي دفاع از آنرا ندارد حاصل مي شود وبه انواع گوناگون از جمله ترس از مدرسه، ترس از شكست، ترس از بيماري و ترس از تنهايي در

نوجوانان مشاهده يم شود. نوجوان مي ترسد مبادا نتواند از عهده ي انجام كارهاي محوله در مدرسه بخوبي بر آيد، مي ترسد نتواند دوستاني پيدا كند و در نتيجه تنها بماند همچنين به هنگام علائم بلوغ با نوعي ترس مواجه مي شود در اين زمينه ناآگاهي و بي توجهي و يا نگرش نامناسب والدين نسبت به تغييرات جسماني دوره ي بلوغ در نوجوانان مثلا وقوع قاعدگي در دختران و احتلام در پسران ممكن است نوجوان را به وحشت و هراس اندازد آگاهي والدين به تغييرات جسمي و رواني دوره ي نوجواني و اقدام به وقوع آنان در سازگاري عاطفي نوجوانان مي تواند موثر باشد.

خشم بر اثر برخورد نوجوان به مانعي كه بر سر راه هدف او قرار مي گيرد حاصل مي شود. تشديد خشم عملكرد حواس را مختل و قضاوت صحيح را مشكل و يا غير ممكن مي سازد از مهمترين عوامل ايجاد خشم در نوجوانان مي توان سلب آزادي و ممانعت از استقلال، نرسيدن به هدف، تبعيض، محروميت، شكست، سرزنش را انتقاد و دخالتهاي بيجاي والدين را نام برد. دوستي و محبت خانواده براي رشد عواطف در هر دوره و مخصوصا در نوجواني اهميت فراوان دارد و چنانچه نوجوان از آن محروم باشد تعادل روانيش مختل مي گردد و عواقب نامطلوبي از جمله انحرافات اخلاقي را موجب مي شود.

واكنش و نگرش نوجوان در قبال تمايلات و مسائل جنسي كه از تغييرات هورموني و جسماني ناشي مي شود در تعادل عاطفي و رواني او نقش بسزايي دارد و نوجوان بايد رفتار جنسي مقبول و مناسبي را بياموزد. آموزش مناسب و پرورش اعتقادات مذهبي در چگونگي تظاهر رفتارهاي جنسي بطريق مقبول و مطلوب در دختران و پسران اهميت بسيار دارد. از اين رو والدين و افراد آگاه بايد اطلاعات مناسبي در زمينه ي رفتارهاي جنسي از جمله نحوه ي برخورد با تغييرات جسماني و شيوه ي مراقبت از اعضاي بدن و چگونگي ارتباط با اطرافيان و جنس مخالف را به نوجوانان ارائه

دهند. رفتارهاي جنسي از نظر كيفي و كمي به عوامل فرهنگي و اجتماعي بستگي دارد. نوجوان با راهنمايي هاي صحيح و مناسب مي تواند رفتارهاي جنسي خود را در جهت سازنده اي هدايت كند. چنانچه راهنمايي ها نادرست و نامناسب باشند اصلاح مشكلات در آينده كار مشكلي خواهد بود.

نحوه ي ارتباط و عملكرد والدين با نوجوان در تعيين نوع نگرش او نسبت به نقش هاي نوجواني اهميت بسيار دارد به عنوان نمونه اگر رفتارهاي زنانه ي دختر در خانواده مورد ستايش و پذيرش والدين قرار گيرد اين رفتارها بدون ناراحتي و نگراني از طرف دختر انجام و تكرار خواهند شد برعكس اگر رفتارهاي زنانه ي دختري توسط والدين طرد شود اين رفتارها به وقوع نخواهد پيوست لذا والدين با تاييد و تشويق مي توانند رفتارهاي مطلوبي را از همان آغاز كودكي در فرزندانشان ايجاد و تعويق كنند.

اختلال در رشد عواطف ممكن است به بزهكاري نوجوان منجر شود. بزهكاري نوجوانان به عوامل اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي بستگي دارد و شيوع آن در پسران بيشتر از دختران است بزهكاري نوجوانان كه يك اختلال عاطفي- اجتماعي بحساب مي آيد اقدام به عملي است كه نوجوان را ارضا مي كند ولي مورد پسند جامعه نيست. علل وقوع بزهكاري بسيار متعدد است و از آن جمله مي توان احساس ناامني و طرد شدگي، محروميت زا دوستي و محبت، احساس حقارت در خانه و

مدرسه، رفتارهاي نامناسب والدين و اختلافات خانوادگي، حسادت شديد نسبت به خواهران و برادران ، احساس گناه، فقر اقتصادي را نام برد. بزهكاران را به دو گروه مي توان تقسيم كرد: گروه اول بزهكاراني را شامل مي شود كه محل زندگي آنها در منطقه اي است كه ميزان وقوع بزهكاري بسيار زياد است در اين حالت نوجوان از اطرافيان خود بزهكاري را مي آموزد و از ارتكاب آن چندان احساس ناراحتي و گناه نمي كند. با تغيير محل زندگي نوجوان بزهكار احتمال مي رود بزهكاري كاهش يابد يا از بين برود و گروه دوم بزهكاراني را در برمي گيرد كه وجداني ضعيف و رشد نيافته دارند اين بزهكاران در خانواده اي از هم پاشيده، معتاد به الكل و مواد مخدرف بي توجه به ارزش هاي اخلاقي و بي محبت تربيت شده اند آنان آموخته اند كه از طريق ارتكاب بزه احساسات خصومت آميز خويش را فرونشانند.

۴- رشد اجتماعي:
نوجوان كه خواهان استقلال و همكاري است. در ميل به استقلال با نوعي تضاد و كشمكش دروني مواجه مي شود از سوئي مي خواهدمستقل زندگي كند و از جانب ديگر براي ارضاي نيازهايش وابستگي به خانواده را ضروري مي داند در جوامع مختلف با استدلال طلبي نوجوانان به روش هاي گوناگوني برخورد مي شود خانواده هايي كه از آغاز، كودك را به تدريج مستقل زيستن عادت مي دهند از ميزان كشمكش و تضاد او در نوجواني به مقدار قابل توجهي مي كاهند.

اشتغال يكي از عوامل مهم در استقلال بخشي به زندگي نوجوان محسوب مي شود نوجوان در صورت اشتغال به استقلال مادي مي رسد، مورد تاييد ديگران قرار مي گيرد، به همكاري با ديگران مي پردازد، و نهايتا به مستقل زيستن موفق مي شود. انتخاب شغل در جوامع صنعتي با مسائل و مشكلات فراواني همراه است كه براي احراز موفقيت در اين مورد، راهنمايي شغلي نوجوان براي گزينش شغل مناسب ضرورت تام دارد. نوجوان كه بيش از هر زمان ديگر تحت فشارهاي محيطي گوناگون قرار دارد در صدد تعيين هويت خود و ايجاد تعادل و هماهنگي بين خواسته ها و اميال و كشمكش هاي متضاد خود بر مي آيد. نوجوان بايد در دوره ي نوجواني با برقراري ارتباط مجدد با

تجارت گذشته ش به تعيين اهداف آينده اش بپردازد و ناگزير است با پذيرش تغييرات سريع جسماني و بيداري تمايلات جنسي، هويت خود را مجددا بازسازي كند. اگر برقراري هويت بطريق مطلوبي انجام نشود نوجوان با ابهام نقش مواجه مي شود و رشد عاطفي و اجتماعي او مختل مي شود. نوجوان براي تعيين هويت خود بايد خويشتن را بشناسد. به هدف از زندگي پي ببرد، به ارزش هايش آگاهي يابد و بداند كه «من» او با هر فرد ديگري تفاوت دارد.

به نظر گلسر هويت آن تصويري است كه فرد از خويشتن دارد و ممكن است با تصوراتي كه ديگران از فرد دارند هماهنگ ويكسان و يا با آن كاملا متفاوت باشد. تشكيل هويت جز لازم و ضروري براي تمام انسانهاست و به دو جز هويت « موفق» و « شكست» تقسيم يم شود از سنين چهار تا پنج سالگي كودك در ارتباط با اعضاي خانواده و اطرافيان هويت خود را از دو بعد توفيق و شكست مورد ارزيابي قرار مي دهد و در سن نوجواني از طريق تعامل و درگيري عاطفي با اطرافيان و به خصوص والدين به توسعه ي آن مي پردازد. نوجوانان با هويت موفق دور هم مي آيند و آنان كه هويت

شكست دارند به معاشرت با يكديگر مي پردازند زيرا خصوصيات مشتركي دارند خصوصيات مشترك نوجوانان با هويت شكست كه احساس تنهايي و بي كسي است انها را از حل مشكلات زندگي و مواجهه با واقعيت باز مي دارد و در نتيجه دچار اضطراب و پريشاني مي شوند و با مسائل و مشكلات عاطفي و اجتماعي از جمله بزهكاري مواجه مي گردند در مقابل نوجوانان با هويت موفق و به طور سازنده اي با مشكلات برخورد مي كنند و بر اثر احساس ارزشمندي و درستي، از عهده ي حل مسائل به خوبي بر مي آيند.
به نظر اريكسون هويت وحدتي است

كه بين سه سيستم زيستي، اجتماعي، رواني بوجود مي آيد و بدانوسيله نوجوان مي داند كيست، چه مي خواهد، به چه جامعه و فرهنگي تعلق دارد برگذشته و آينده اش آگاه است و اهداف آينده اش را به خوبي مي شناسد. در صورتي كه همچنين وحدتي حاصل نشود نوجوان دچار پريشاني مي گردد و به اختلالات رفتاري و رواني گوناگوني گرفتار مي شود. والدين در تعيين هويت نوجوانان نقش بسزائي ايفا مي كنند و اعمال و عملكردهاي و نيز راهنمايي آنان مي تواند نوجوان را از لغزش

هاي آينده نجات بخشد. در خانواده هايي كه روابط بين نوجوان با والدين متعادل است هر يك از والدين نقش خود را در خانواده بدرستي و به خوبي ايفا مي كند و سرمشق مطلوبي براي نوجوان محسوب مي شود. در خانواده هايي كه نقش و موقعيت هر كدام از والدين در درون خانواده مختل سات نوجوان در گزينش الگو براي همانندسازي دچار ابهام مي شود اگر نقش والدين در خانواده ها جابجا شود تحت تاثيرات شرايط خاص خانوادگي ممكن است پسر با مادر و دختر با پدر

همانندسازي كنند و در زندگي آتي با مسائل و مشكلاتي مواجه گردند.
برقراري رابطه ي متعادل از طرف والدين با نوجوانان تابع عوامل بسياري است كه در خانواده وجود دارد به عنوان نمونه مي توان از كشمكش هاي بين والدين و ميزان رضايت آنان زا زندگي زناشويي نام برد چنانچه والدين از زندگي زناشوئي خود راضي نباشند تحمل نوجوان و برقراري روابط عاطفي مناسب با او برايشان مشكل است در خانواده هايي كه بين والدين مشاجره و نزاع وجود دارد و والدين در برابر نوجوان به تحقير و ناسزاگوئي به يكديگر مي پردازند يا حتي نوجوان را در مشاجره

خود و نزاع مشاركت مي دهند علاوه بر آنكه نمي توانند با نوجوان رابطه ي عاطفي مطلوبي برقرار سازند تصوير متصوري از نقش پدر و مادر را به نوجوان ارائه مي دهند و نوجوان آماده ميگردد در زندگي آينده ي خود چنين نقش هاي فراگرفته اي را به مرحله ي اجرا در آورد. در خانواده هاي گسسته كه پدر يا مادر يا هر دو به عللي از جمله مرگ يا طلاق نزد نوجوان نباشند رشد عاطفي و اجتماعي او مختل مي گردد.

در صورتيكه مادر بر اثر مرگ يا طلاق نزد نوجوان نباشد رشد عاطفي و اجتماعي او مختل مي گردد. در صورتيكه مادر بر خانواده حاكم باشد نوجوان پسر كه تحت تاثير عوامل اجتماعي مي خواهد نقش مرد را عهده درا شود بر عليه قدرت مادر مي شود و تضاد اخلاقي را بين خود و مادر به وجود مي

آورد در اين خانواده پسران افرادي عصبي، تندخو، حساس و بدبين هستند و گرايش به انحراف و بزهكاري در بين انان بيشتر از نوجواناني است كه در خانواده هاي متعادل زندگي مي كنند. رشد اخلاقي كه با رشد اجتماعي ارتباط نزديكي دارد براي ادامه ي زندگي سالم و سازنده ي لازم است صفات اخلاقي مطلوب كه اكتسابي هستند اجتناب از كارهاي ناپسند و انجام اعمال شايسته زا جمله بي ريائي، امانتداري، راستگويي، درستكاري، حق طلبي، عزت نفس، رعايت حقوق ديگران،

پذيرش مسئوليت را شامل مي شود. خانواده و جامعه در رشد خصوصيات اخلاقي نوجوان تاثير انكارناپذيري دارند نوجوان كه به محبت و دوستي و پذيرش همسالان نيازمند است براي جلب توجه رضايت خاطر دوستان مي كوشد مثل آنان لباس بپوشد نظير انان حرف بزند، همانند آنان رفتار كند و به عقايد و خواسته هاي همسالان و مقررات گروه احترام گذارد.

منظور از افت تحصيلي چيست؟
افت تحصيلي كاهش نسبي فعاليت درسي و مطالعه يك دانش آموز در يك دوره نسبي در مقايسه داشته اما در دو هفته ۱۵ مثلا كسي كه طي سه ماه نمرات در حد يا دوره نسبي قبل از آن مي باشد كسب كرده، مي گوييم در حال حاضر نسبت ۱۲ اخير در تمامي يا تعدادي از دروس نمرات حدود منظور از آوردن كلمه نسبي اين است كه افت تحصيلي تنها به سه ماه پيش افت تحصيلي دارد داشته اگر در حال ۱۸ شامل دانش آموزان ضعيف نبوده حتي كسي كه چند ماه پيش نمرات حدود كسب مي كند دو نمره نسبت به دور قبل افت دارد ۱۶ حاضر نمرات حدود

عوامل موثر بر افت تحصيلي:
عوامل مربوط به خود دانش آموز
عوامل فيزيولوژيكي و جسمي مانند ضعيف بينايي و شنوايي و غيره
عوامل ذهني و رواني مانند ميزان هوش و قدرت حافظه و سلامت رواني
نداشتن هدف واقعي و عيني و روشن از تحصيل
عدم انگيزش دروني براي تحصيل و مطالعه
نداشتن اعتماد به نفس كافي

ضعف اراده در تصميم گيري هاي تحصيلي و مطالعه و اجراي تصميمات
عدم برنامه ريزي دقيق از لحاظ زمان و ميزان مطالعه روزانه
نداشتن روش مطالعه مناسب براي دروس مختلف
مهارت هاي درست مطالعه در آخر اين بحث ذكر مي گردد مهارت هاي مطالعه نادرست
عوامل مربوط به خانواده:
اختلاف خانوادگي و خانواده آشفته، طلاق فيزيكي يا رواني والدين، وجود نامادري يا ناپدري و غيره
اختلاف فرزندان با خانواده مانند لجبازي با والدين و اعتراض به جو خانواده

وابسته و متكي نمودن فرزندان به والدين در امور درسي وتكاليف منزل از دوران ابتدايي
تحقير، سرزنش و مقايسه نادرست فرزندان با همسالان موفق و در نتيجه پايين آوردن اعتماد به نفش و خودپنداري آنان
تغييرات منفي در خانواده مانند روشكستگي سياسي و اقتصادي و اعتياد و غيره
تغيير در جهت ارتقاي سريع و غير مترقبه سطح اقتصادي يا اجتماعي خانواده و از خود باختگي و غافلگير شدن فرزندان و انواع انحرافات

عوامل مربوط به مدرسه:
گروه همسالان مانند مزاحمت و شوخي هاي نابجا در كلاس درس
رفتارهاي نامناسب عوامل اجرايي مدرسه مانند مدير، معاونين، دبيران و مشاوران.
جو عمومي حاكم بر مدرسه از لحاظ درسي مانند سخت گيري بيش از حد دبيران در دادن نمره به خاطر بالا فرض كردن سطح علمي مدرسه يا همرنگ شدن دانش آموز با ساير دانش آموزان ضعيف با فرض اينكه همه دانش آموزان مدرسه ضعيف هستند.
عوامل مربوط به اجتماع:
دوستان ناباب

استفاده نادرست از كلوپ هاي ورزشي، بدن سازي، بيليارد و غيره
استفاده نادرست از كافي نت ها و گيم نت ها
گذراندن وقت زياد در خيابان ها و خارج از منزل
مهارت هاي صحيح مطالعه:
مطالعه بي وقفه و مستمر موجب خستگي و بيزاري از مطالعه مي شود، روش مطالعه با فاصله مورد زير الگوي درست، مطالعه ي با فاصله و استراحت در ميان دو وعده مطالعه مي باشد. دقيقه استراحت، ۳۰ دقيقه مطالعه و ۷۵ دقيقه استراحت، ۱۵ دقيقه مطالعه و ۹۰ مناسبي است دقيقه مطالعه و استراحت نسبي زياد و انجام ساير ۴۵ دقيقه استراحت، ۴۵ دقيقه مطالعه و ۶۰ يادتان باشد به هر ميزان كه ميزان مطالعه در يك روز افزايش مي يابد خستگي امور روزانه زياد شده و به دقايق استراحت زيادتري نياز داريد و مدت زمان مطالعه مرحله بعدي بايد كاهش يابد.
عدم مطالعه در كنار وسايل صوتي و تصويري روشن
لب خواني به جاي بلند خواني
مطالعه در حالت نشسته و آرامش به جاي حركت و قدم زدن
مطالعه به موقع بيدا نماندن در شب براي حضور مناسب در كلاس يا جلسه امتحان روز بعد
مطالعه نكردن در موقع خستگي

(بدون درك و تلخيص و طبقه بندي) عدم مطالعه طولي وار
مطالعه نكردن با حالت افسردگي
شروع مطالعه از مطالب آسان به مشكل
مطالعه نكردن در حالت نگراني و اضطراب
افت تحصيلي يكي از موضوعاتي است كه شايد همه دانش اموزان در طول سال هاي تحصيلي خود با آن دست و پنچه نرم كرده باشند.