گياهان داروئی

در فصل دوم رساله تذكره البيب في ملاحظات الطبيب؛ حضرت آيت الله سيدعبدالله بلادي بوشهري به توصيف و شرح داروها و گياهان دارويي كه عام النفع و در طي ساليان دراز شايعترين انواع كاربردي بوده اند پرداخته است. او اين دارونامه را جهت راهنمايي خانواده ها از موارد استفاده و كاربرد گياهان دارويي براي بيماري هاي گوناگون تدوين كرده است. البته خود او متذكر شده است كه هر گاه خانواده ها بيماران خود را در وضعيت سخت مرضي يافتند مي بايست به اطباء حاذق ارجاع نمايند و پيش خود دوا ندهند تا در خطر بزرگ تر نيفتند.

در هر صورت پيكره طب گياهي اسلامي كه وارث مكتب هاي طب هند، چين، ايران، مصر باستان و يوناني بوده است انباشته از گياهان دارويي متنوع است؛ اما در فصل دوم رساله آيت الله بلادي او ذكر دارو و گياهاني دارويي پرداخته است كه عموماً سمي نبوده و پژوهش هاي كافي در مورد اثرات درماني آنها در گستره زمان انجام شده است.
آيت الله سيدعبدالله بلادي بوشهري در آغاز اين فصل مي نويسد:
”بايد دانسته شود آنكه عقاقير و ادويه كه در اين فصل مذكورند فقط قسمتي معدود از ادويه ايست كه اطباء يونان و پس از آنها اطباء ايرانيان و اطباء عرب ها پس از سال هاي دراز و امتحانات زياد پي به منفعت آنها و بي خطر بودن آنها برده اند و از ادويه مشهودة معروفه است در نزد آنها كه همه وقت و همه جا و به همه كس حتي به اطفال كوچك هم داده اند و اگر چندان از بعضي از آنها نفع نديده باشند، ضرر هم نديده اند و ادويه سميه هم در آنها ناد

ر است و اگر بعضي سميت داشته است تصريح بسميت آن نموده اند. “
اين حكيم روحاني نزديك به ۲۰۰ دارو و گياه دارويي اشاره نموده است كه ما در اين بخش به تعدادي از كياهان دارويي به همان اسامي كه او نام برده است مطابق با نام تاكسونوميك آنها اشاره مي كنيم و به كاربردهاي شناخته شده و مورد تأييد طب مدرن آنها كه ماحصل كار آزمايي هاي باليني طي پژوهش هاي پزشكي باليني و طب گياهي متكي بر شواهد Evidence-basd Herbal Medicine بوده و در بانك هاي اطلاعات طب گياهي ثبت شده است اشاره مي كنيم. بي شك اين بخش مي تواند بعنوان ماده خام جهت طراحي و اجرا پروژه ه

اي پژوهشي در گستره گياهان دارويي، مورد استفاده دانشجويان و دانش پژوهان قرار گيرد.
Myrtus Communis

اس :برگ هاي آن قابض، تونيك و ضدعفوني كننده است. دم كرده برگ هاي آن بصورت استعمال خارجي، توانايي ايجاد بهبودي و ضدعفوني زخم ها و جراحات را دارد و مصرف آن نيز مي تواند در درمان بيماري هاي سيستم ادراري و گوارشي مؤثر باشد. عصارة روغني آن نيز بشدت، اثر ضدعفوني كننده و ضد نزله داشته و در اسپانيا براي درمان عفونت هاي برونش ها و شش ها استفاده مي شود.
Cymbopogon olivieri

اذخر:از تيره غلات است. گياهي است پايا مخصوص نواحي گرم و مرطوب جنوب ايران. برگ هاي باريك و دراز با غلاف كاسه اي شكل، سنبلك هاي بازو به تعداد زياد در طول سنبله انتهايي، از علائم مشخصة گياه است.
ابوعلي سينا، فايدة آن را در وهلة اول در گل و بعد در شكوفه، ريشه و ساقة آن دانسته است. او متذكر شده است كه ريشة اين گياه، معده را قوت مي بخشد و اشتها را برمي انگيزد و در مداواي ورم معده و كبد مفيد است و در تسكين درد زهدان بسيار مؤثر است. برگ هاي زيرين آن را نيز تا زماني كه تر و تازه اند، چنانچه بر جاي نيش زدگي حشرات زهري بگذارند، تسكين بخش است.
Asarum europaeum
اسارون: در زمان يونان باستان از گياهان دارويي مشهور بوده و براي درمان ناراحتي هاي كليوي و براي معطر ساختن شراب بكار مي رفته است. براي مصارف دارويي، ريزوم و بعضي مواقع، برگ هاي آن را جمع آوري مي كنند.
ايزوم گياه را پس از درآوردن از خاك، تميز كرده و به شكل لايه هاي نازك در حرارتي كه از ۳۵ درجه سانتي گراد فراتر نرود خشك مي كنند. اين ريزوم داراي يك اسانس روغني است كه در صورت كريستال كردن آن، آزارون، نشاسته، رزين و مواد ضد باكتري حاصل مي شود. مزة آن تلخ است و از آن بعنوان قي آور، مدر و سهلي ضعيف استفاده مي

شود. آزاره در درمان ناراحتي هاي كليوي يا مجاري ادرار، كبد و همچنين در درمان ورم هاي مجراي تنفسي استفاده مي گردد. طب سنتي عليه الكليسم با بكار بردن اين گياه در تركيبات دفع سموم سودمي جسته است. تمام اين گياه از جمله ريزوم آن سمي است و مصرف مقدار زيادي از آن باعث غلبه خون در ناحية لگن خاصره مي شود كه اين امر خصوصاً براي خانم هاي باردار خطرناك است.

Nepeta menthoides

اسطوخودوس: گياهي است پايا، علفي و مخصوص نواحي پرآب كه برگ هايي كشيده و بيضوي شكل آن، كناره هاي دندانه دار داشته، گل هاي آن به تعداد زياد بصورت اجتماعاتي در طول ساقه و متراكم در انتهاي شاخه ها ديده مي شوند. اين محصول به عنوان برطرف كننده دردهاي معدي و نيز آرام بخش و تب بر مصرف سنتي دارد.
ابوعلي سينا، آپ پز آن را بعنوان مسكن دردهاي پی و دنده ها ذكر كرده است و يادآور شده است كه شربت آن در مداواي بيماري هاي سرد عصب، بهترين دارو است و آن راد ر علاج ماليخوليا و صرع سودمند جسته است.
Dorema ammoniacum
اشق: هنوز در طب غربي و هم طب هندي
كاربرد دارد و در فارما كوپه انگليسي در ليست
داروهاي ضد اسپاسم و خلط آور محركه رفع
موكوس غليظ از دستگاه تنفسي قرار دارد.
اين گياه بعنوان درمان اختصاصي برونشيت
مزمن، آسم و سرفه هاي دائم استفاده مي شود.
همچنين گاهي بعنوان محرك عرق و قاعدگي كاربرد دارد.

Glycyrrhiza glabra
اصل سوس: در طب يوناني براي آسم، بيماري هاي ريوي و زخم هاي دهاني استفاده شده است. در كار آزمايي هاي باليني متعددي، نقش مشتقات آن در درمان زخم هاي معده اي نشان داده شده است. در يك مطالعه از انگلستان، استفاده از Caved-S كه حاوي گليسيريزين (Glycyrrhizin) بوده است در يكصد بيمار باز زخم گاستريت توانسته اند تأثير مساوي آن را با داروي راني تيدين پس از ۸ هفته مصرف نشان دهند.
بيش از ۲۵ سال، در چين و ژاپن براي درم

ان هپاتيت مزمن استفاده مي شده است. در يكي از مطالعات ژاپني، نشان داده شده كه گليسيريزن مي تواند مانع از ايجاد سيروز و سرطان كبدي شود. در يك مطالعه كه در اروپا انجام شد، اثر بهبودي آن در فعاليت كبدي در بيماران با هپاتيت C نيز نشان داده شد. از استفاده هاي ديگر، كاربرد آن در بيماري آديسون براي تحريك غدد آدرنال است. همچنين بعنوان يك مسهل ملايم نيز كاربرد دارد.
افسنتين: پژوهش ها بر روي اين گياه از سال ۱۹۷۰ آغاز گرديد و نشان دادند كه طيفي از محتويات آن عامل اثرات طبي اش مي باشد. بسياري از

اين اجزاء تلخ بوده و با تحريك گيرنده هاي روي زباني، موجب تحريك معده و ترشحات ديگر دستگاه گوارش مي شوند. در مطالعه اي كه در سال ۱۹۹۵ در پاكستان انجام شد، نشان داده شد كه اين گياه، نقش بسيار پراثري در محافظت از كبد از طريق مهار آنزيم هاي متابوليكي در درون كبد دارد. نقش بسيار مهمي در رفع قواي هضم ضعيف دارد و موجب افزايش اسيد معده و توليد صفرا شده و هضم را بهبود و جذب مواد مغذي را تسريع مي كند. همچنين بعنوان داروي سنتي براي رفع كرم استفاده شده است كه به نظر مي رسد اثر متوسطي در اين خصوص داشته باشد.
نقش ضدالتهابي آن، استفاده اش را در عفونت ها سودمند نموده است و گاهي نيز بعنوان ضد افسردگي استفاده شده است.

افيون: يك ناركوتيك، مسكن و ضد اسپاسموديك قوي است كه جهت رفع درد در تمام انواع بكار مي رود. در تمام سنت هاي طب گياهي، بعنوان دارويي سرد كه توليد كاهش فعاليت فيزيكي، تسكين و منع فعاليت سيستم عصبي، درد و سرفه مي كند ياد شده است. همچنين بعنوان دارويي مفيد در اسهال حاد و سرفه هاي شديد مفيد است.

Pimpinella anisum
انيسون: دانه هاي آن براي رفع سوء هاضمه و تهوع
كاربرد دارد و بصورت رايج براي رفع كوليك نوزادي و
كودكان مصرف مي شود. خواص ضد اسپاسم آن براي
مقابله با دردهاي قاعدگي، آسم، سياه سرفه و برنشيت
سودمند نموده است. نقش اسپكتورانت آن براي بيماريهاي تنفسي بسيار مؤثر است. همچنين موجب افزايش توليد شير شده و در درمان كاهش ميل جنسي در مردان مؤثر است. اسانس آن نيز براي موارد مشابه و استعمال خارجي آن براي درمان شپش و جرب كاربرد دارد.

Astragalus fasciculifolius

انزروت: انزروت يا كنجيده سرخ و سفيد، قطعات تقريباً كروي و كوچك (بقطر تا ۲ ميلي متر) به رنگ زرد سفيد يا سرخ و شفاف بلوري شكل هستند كه اغلب به يكديگر چسبيده و قطعات درشتري را تشكيل مي دهند و در اثر كمترين فشار شكسته مي شوند. اين قطعات بلوري و شفاف، ترشحات صمغي حاصل از نوعي گون تيغ دار بنام علمي Astragalus fasciculifolius است كه خواصي شبيه به كتيرا داشته در اثر جذب آب، محلول كلوئيدي و چسبناك را ايجاد مي كنند. مزه آن تلخ و كمي شيرين و تند است و بوي مشخصي ندارد. شكل ظاهري صمغ و وجود حشره اي سخت بالپوش و بسيار كوچك كه در نتيجه خرده نگاري يافباشد. وجود خار و بر گچه هاي بيضوي شكل در صمغ، تعلق آن به گونة ياد شده را تأييد مي كند. اين صمغ به عنوان تسكين دهنده درد و نرم كننده و شفاف كننده پوست و همچنين بصورت مشمع در شكسته بندي ها مصرف سنتي دارد.

Balanites aegyptica

اهليلج: درختي خاردار و داراي برگهاي ساده و گوشت دار با طعم شيرين و لعابي است. در نواحي مختلف منطقة سودان پراكندگي دارد. برگ هاي آن به حالت خام و يا پس از خشك كردن، خرد نمودن و مخلوط كردن با صمغ، به مصرف تغذيه مي رسد. گاهي نيز برگ هاي گياه را مي پزند و از آن نوعي نان يا نان قندي تهيه مي كنند.
در دانه اين گياه، معادل ۴۰ درصد، روغن موجود است كه براي مصارف صابون سازي مي توان از آن استفاده به عمل آورد. ميوة

نارس و سبز آن، اثر كرم كشي دارد و به عنوان دفع كرم مصرف مي شود.

Tripleurospermum disciforme

بابونج: از تيرة كاسني است كه گياهي علفي بوده و بصورت علف هرز در اكثر مزارع و باغات مناطق مركزي و جنوبي ايران رويش دارد. كاپيتول هاي نسبتاً درشت گياه، گل هاي زبانه سفيد را در كناره و گل هاي لوله اي زرد رنگ را در وسط دارند و كلاً دكمه اي شكل به نظر مي رسند. ساقه هاي بسيار منشعب آن داراي برگ هايي با تقسيمات فراوان، شبيه برگ شويد است.
ميوة گياه تقريباً دوكي شكل بوده داراي سه برجستگي طولي سفيد رنگ كاملاً مشخص است. گونة اصلي بابونه گياهي با نام علمي Matricaria chammomilla است كه ميوه هاي آن دو برجستگي قرمز رنگ مشخص در گونة فوق را نداشته و با نمونة فعلي موجود در بازار دارويي نيز مطابق نيست. برخي از منابع بابونه را معادل با گياهي با نام علمي Anthemis nobilis ذكر كرده اند كه بدليل عدم وجود اين گونة در ايران، كاملاً نادرست مي باشد. بابونه بعنوان آرام بخش، ضد خونريزي، تقويت كننده معده در مصارف داخلي و ضدعفوني كننده و ترميم كننده و نيز شستشو دهنده و ايجاد كننده رنگ طلائي براي مو، مصارف سنتي دارد.
سير: سير يكي از قديمي ترين داروهاي گياهي است . از آن به عنوان افزودني طعم دهنده از گذشته هاي دور استفاده مي شده و خواص گوناگوني در فرهنگ هاي مختلف براي آن قائل بوده اند واز آن در درمان عفونت ها ، زخم ها ، بيماري هاي تنفسي ، اسهال ، روماتيسم ، بيماري هاي قلبي ، ديابت وساير بيماري ها استفاده مي شده است. در حال حاضر بيشترين مورد مصرف آن به عنوان يك داروي گياهي آنتي اكسيدان و ضد انعقادي در پيشگيري از بيماري هاي قلبي ، آترواسكلروز و سرطان مي باشد بطور گسترده از آن در كنترل ميزان كلسترول و فشار خون نيز استفاده مي شود. البته عليرغم وجود مقالات و مطالعات فراوان در مورد سير ، تفاوت نظرهايي در مورد خواص آن نيز وجود دارد.
سير يك ماده فعال فارماكولوژيك دارد ( تركيبات ارگانيك سولفور ) كه اصلي ترين آن ها S-alkylcystein Sulfoxide و پيش سازهاي آن و مشتقات سيستئين مثل allicin مي باشند. ماده اصلي همان allicin و يا تركيباتي ن

ظير آن هستند كه زماني كه سير خرد يا جويده و يا بريده مي شود ايجاد مي شوند، كه اين اعمال موجب آزاد شدن آنزيمي (allicinase) مي شوند كه باعث تبديل شدن alliin به تركيب ناپايدار allicin مي شوند. Allicin و تركيبات آن باعث توليد بوي مخصوص سير مي شوند و خواص مهم

دارويي و فارماكولوژيك سير را به آن منتسب مي دانند.