توضیح اقتصاد ی برای کنترل تولید مدرن مانند مینییم کردن موجودی ها در سیستم ختی (JIT) سیاست کاهش ضایعات و بهبود مستمر

اطلاعات وآثار تشویق های موجودی در تولید به موقع
این مقاله یک توضیح اقتصاد ی برای کنترل تولید مدرن مانند مینییم کردن موجودی ها در سیستم ختی (JIT) سیاست کاهش ضایعات و بهبود مستمر می باشد.
دانشگاهی، شامل توصیف مکانیزم های سیستم ها و سوده ی بدست آمده را در بر می گیرد.
ادبیات:
ما یک مدلی از تولید برای تحلیل اطلاعاتی و انگیزش را برای کاهش

موجودی ها استفاده می کنیم.
در یک محیط JIT سطوح مینیم کردن موجودی، نقطه بهینهم می باشد و دلیل آن این است که JIT به کارگران کمک می کند تا فرآیندهای تولید را بهتر درک کنند و خلاقیت خود را جهت بهبود قابلیت اطمینان عملیات به کار گیرند.
یگ گروه آزمایشی ( تجربی) با استفاده از جمع آوری داده ها از ۱۱۶ کارخانه از سر تا سر جهان به اثرات مینیم کردن موجودیها بر روی قابلیت فرآیندها، کیفیت محصول و هزینه پی بردند.

۱ ) مقدمه:
این مقاله بر روی اطلاعات و انگیزش از جنبه های سیستم های موجودی (JIT) تمرکز دارد.
JITدر این مقاله به منیمنیم کردن موجودی ها و کیفیت بالا بصورت هم زمان اشاره می کند. JIT مستقیماً به بهبود کیفیت اشاره می کند برای این منظور آن نیاز به موجودی اطمینان (Buffer ) در مقابل ضایعات تولید دو کاهش وقفه در تولید را دارد.
بیشتر سوالات از یک مدیرت، کنترل کردن موجودیها زمانیکه موجودی کاهش می یابد و بهخصوص کار در فرایند ی (wip) موجودیها، محرک کیفیت می باشد. و اما سوال این است چطور منییم کردن موجودی کیفیت را بهبود می دهد؟
که ما در این مقاله یک جواب را پیشنهاد می دهیم.
ما یک مدل رسمی که ترکیبی از موجودیها ی افر د (ذخیره شده ) بین ایستگاههای کاری که کارگران را در زمینه خاص از اطلاعات که قابلیت اطمینان فرآیندها را بهبود می دهد و مشکلات را حل می کند، ساختیم.
یک خصیصه مهم مدل این است که ما موجودی یهای استفاده از نیرو ها ی را خلاقیت آنان و همچنین تکیه بر قابلیت اطمینان انگیزش (incentive) را در محدود یا صفر کردن موجودیها بسیار مهم می دانیم.
ما دو جنبه مختلف از کاهش یا صفر کردن موجودیها توصیف می کنیم.
یک نقش اطلاعات و دیگری نقش کنترل مدیریت جهت هم تراز کردن انگیزش ها می باشد.
مدل ما با نویسندگانی مانند Mondeh و Shingo سازگار می باشد، آن نویسندگان بر JIT بعنوان یک سیستم تولید کل برای کنترل، مدیریت تا هزینه ها را کنترل کنند، کیفیت را بالا ببرند وبهبود مستمر در فرآیند های تولید را بواسطه ایجاد خلاقیت یا ایده های انگیزش بکار گیرند، تاکید م

ی کردند.
هدف JIT ، مینیمیم کردن موجودیها، کاهش هزینه ها در مقابل تغییرات تقاضا و افزایش کیفیت می باشد (Groenevelt 1993).
ما مدلمان را با استفاده از برآود داده در زمینه یاد شده آزمایش و تست می کنیم.
توجه زیاد در تست منجر به منییمم کردن موجودیها و محرک بهبود کیفیت می شود. بعنوان مثال ها نشان میدهیم که کیفیت بالا با منییمم کردن موجود یها با هم رابطه همیستگی دارند.
بیشترین تمرکز ما به چگونگی استفاده از منیمیم کردن موجودیها و بهبود کیفیت میباشد. ما با استفاده از گروههای تجربی ایده مورد نظر را پیدا کردیم.

Monden (1992) بیان کرد: با وجود منفعت و سود در ژاپن، آنها تحقیقات خود را در زمینه JIT بعنوان یک سیستم کنترل مدیریت قطع نکردند. این به نظر می اید بصورت کلی درست باشد کلی درست بخاطره اینکه مطالعه ما اولین آدرس دهی در این زمینه می باشد.
در هر محیط ساخت، تولید تابع ایستگاه کاری در فرآیندهای ساخت می باشد که توصیف می کند چطور وارد یها وارد مرحله ایستگاه کاری می شود و با چه تغییراتی و با بکارگیری نیروی کار و تکنولوژی به خروجی تبدیل می شوند.
موجودی با (اطمینان) اندازه می گیرد که چه مقدار ورودی لازم است تا سطح مورد نیاز خروجی را در ایستگاه کاری فراهم شود.
موجودی بافر یک ضمانتی در مقابل هر گونه تغیرات، که شامل خروجی های معیوب از ایستگاه های قبل و حداقل کردن وقفه ها می باشد.
سیستم های JIT تنها در مینیمم کردن مقدار ورودی مواد که کجا و چه زمانی مورد نیاز است، استفاده می گردد. (Groenvelt 1993, …)
این مقاله پیشنهاد می کند که مینیمم کردن موجودیها باعث می گردد تا کارگران اطلاعات مورد نیاز را بشناسند و و دلیل اینکه تولید معیوب شده است را نیز مشخص کنند.
زمانیکه یک عیب مشاهده میشود، عدم موجودی کارگران را قادر می سازد تا علت عیب را ردیابی کنند تا ببینید مشکل از مواد یا تجهیزات یا در مراحل ایستگاه کاری است.
مانند بازخوردهای ناگهانی که مشخص می گردد و علت اینکه کارگران قادر می شوند تا در مواقع بحرانی مشکلات راه حل و تحلیل درستی از فرایند تولید را انجام دهند را شناسایی می کند.
کارشناس تولید حجت پیروی از بهبود کیفیت، باید محصولات تولید بصورت پذیر انعاف پذیر باشد تا نیازهای مشتری را تامین کند تا در زمینه کیفیت مطرح شود.

مدل ما علاوه بر مطالب فوق توضیحات دیگری دارد. آن نشان می دهد که منیمیمم کردن موجودیها همچنین باعث می شود تا کارگران انگیزش توسعه محصول را نیز داشته باشند.
سطح کم ذخیره اطمینان ایجاب می کند که نسبت به فرآیندهای تولید باز فکری (rethinking) گردد و علت آن است که محدودیت ها روی ورودیهای مواد ساخته و باعث می گردد تا بدست آوردن تا رگت های خروجی با استفاده از تکنیک های استاندارد تولید غیر ممکن گردد.
بینش ما این است که توسط منیمیمم کردن سطح موجودی، سطوح ذخیره اطمینان را پائین آ

وردیم. کارگران مجبور به کارکردن بصورت آماده هستند ( برای مثال: بکارگیری تلاش دانش و آمادگی)، از آن جا کهکار کردن به سختی (برای مثال بکارگیری تلاش بیشتر از روزهای عادی) تنها کافی نیست. زمانیکه دانش درباره فرآیند های تولید بیشتر شود را ایجاد خلاقیت جهت حل مشکلات توسط کارگران انجام گیرد منفعت های دراز مدت برای کارخانه مانند بهره وری بیشتر و کیفیت بالاتر خواهد داشت اما کارگران تنها پاداش تولید فعل را می توانند دریافت می کنند. استفاده از منییمم کردن موجودیها بعنوان یک مکانیزم انگیزش مفید است.
ما مدل کارگران را بعنوان نیروی کار دو بعدی و تلاش روتین پاداش بکار می گیریم.
تخصیص تلاش کل توسط کارگران بین تلاش دانش و رو.تین (تکراری) پوشیده و مبهم می باشد (امتیاز اخلاقی).
علاوه برآن، کارگر مالکان نمی توانند براساس منفعت ها داز مدت برای کارخانه که ناشی دانش است قرار ببندند.
ما نشان دادیم که منیمیمم کردن موجودیها در یک سیستم JIT بعنوان یک ابزار برای کنترل مدیریت و برای غلبه کردن (چیده شدن)بر امتیاز اخلاقی که ناشی از تخصیص مشاهده نشده بین فعالیت تکراری و تلاش دانش و حجت قسمتی از انگیزش کارگر بکار گرفته شد.
ما از مدلمان استفاده کردیم تا فرضیه های آزمایش تجربی درباره تاثیر موجودی بر روی کیفیت و هزینه ها نتیجه بگیرم مدل ما منیمیمم کردن موجودیها و افزایش سططوح مهارت کارگران را پیشگویی می کند که در نهایت منجر خواهد شد تا ضایعات کاهش یابد و قلمرو (حوزه) داخلی

افزایش یابد و در کل کیفیت افزایش و هزینه ها کاهش یابد.
ما این پیشگویی ها را بر روی یک مجموعه از سطح کارخانه آزمایش کردیم علی الخصوص داده های جمع آوری شده به منظور درک کردن اطلاعات، انگیزه و پیاده سازی ساخت و تولید مدرن بود.
ما کنترل را برای JIT های مختلف دیگر که ممکن بود بر سطح موجودی و قابلیت اطمینان فرآیندها تاثیر بگذارد انجام دادیم.
آنالیز و تحلیل تجربی حمایت کلی برای مدلمان و فرضیه هائی درباره تاثیرات سودمند کاهش موجودیها بر روی کیفیت و هزینه ها فراهم می کند.

مدل ما همچنین اشاره ای برای مدیران حسابداری نیز دارد. از لحاظ هزینه و دیدگاه تصمیم گیری مدل ما پیشنهاد می کند که مدیران حسابداری می بایست تاثیر آینده سازمان هائی که سطح موجودی آنها بالاست را بیشتر از هزینه های کوتاه مدت مواد تمرکز داشته باشند و آنها را ارزیابی و شناسائی کنند.
همچنین شناسائی اخلاقی موجودی و کیفیت پائین که باعث حوزه ای بهبود می شود. جزء کارهای اساسی سیستم های JIT می باشد.
بطور همزمان، زمانیکه عملکرد مورد ارزیابی قرار می گیرد هزینه های موجودی نه تنها باید شامل هزینه های مستقیم باشد بلکه باید تاثیرات منفی بر روی کیفیت نیز را در بر گیرد.
بیشتر مطالعات انگیزش در حسابداری، تمرکز بر استفاده از قرار دادهای پولی دارد تا انگیزش کارگر را در انجام دادن فعالیت توصیف کند.
یکم تصویر مهم از مدل ما این است که کارگر می تواند انواع مختلفی از تلاشش را فراهم کند و انگیزش های (تشویق های) مورد نیازی که در خور نوع تلاشش می پاشد توسط کارخانه توصیف شود.
در مدل ما، پاداشهای پولی به سادگی نیازهای انگیزش را فراهم نمی کند.
طرحی کنترل ها و نیازها ی انگیزش ( تشویقی ها) یک رنج و سیعی از فعالیتهای از قرار دادهای پولی را در نظر می گیرد.
یک محیط JIT و سرپرست مدیریت مدرن مانند Kan ban و کنترل کیفیت کل نه تنها تکنیکهای تولید را در نظر می گیرند همچنین از جنبه های سیستم های کنترلی مدیریت نیز کامل و درست باشد.
قسمت دوم: مدل و فرضیه های انگیزش (تشوقی) را توصیف می کند.
قسمت سوم: فرضیه هائی که از مدلهان نتیجه گرفتیم را در بر می گیرد.
قسمت چهارم:آزمایشات تجربی را نشان می دهد.
قسمت پنجم: دلایل حسابداری و توضیحاتی را پیشنهاد می کند.
۲ ) موجودی؛ نرخ ضایعات (عیب) و تولید.
ما مدل محیط تولید را با یک نماینده چند دوره ای جائی که در تولید در دو ایستگاه پشت سر هم (تربیتی) قرار داد در نظره می گیریم.
خروجی ایستگاه کاری اول (A) ، ورودی ایستگاه کاری دوم (b) می باشد. این ایستگاههای کاری دو دوره (پرتود) در مدل هستند.
در دوره اول، تولید اجزاهای فرعی در ایستگاه کاری a اتفاق افتاد و اجزاهای فرعی (قطعات نیمه ساخته) با هم ترکیب شده و محصول نهایی را درایستگاه کاری B تولید می کنند.

دوره دوم، تولید ات گذشته زمانیکه کارگران یاد می گیرند و مهارت های خود را در جهت منافع آینده شرکت بکار می گیرند.بخاطره می توانیم بر اوی ایستگاه B تمرکز کنیم.
در یک محیط ساخت و تولید Kan bam ، اجزاها با هم براوی ایستگاه B ترکیب می شودند و در ایستگاه A ساخته می شوند.
ما عملیات ایستگاه کاری A را در نرخ مشابه B برآورد می کنیم. بعنوان یک نتیجه، موجودیهای فرآیندهای کاری (WIP) با استفاده از بافر B از A تامین می شود.

ما بدون هدر رفتن برآورد می کنیم که کارگران نیاز دارند تا تنها یک واحد از خروجی را فراهم کنند و تابع تولید مورد نیاز را با کمترین ورودی مواد از منظر ایستگاه B استفاده کند تا یک واحد از خروجی defect-free را برآورد کند برای این کار M واحد از اجزاء فرعی ( قطعات نیمه ساخته) از ایستگاه کاری A مورد نیاز است. ( m ).
به هر حال اگر نرخ عیب (معیوبات) صفر نیست پس (m-1) واحد از موجودیهای WIP در ایستگاه کاری B برای یک واحد کالا ساخته خواهد شد. ما برآورد می کنیم که این درباره ضرخ عیب مبهم است.
مهارت کارگران توسط یک فعالیت دو بعدی (I, T) بیان شده است.
بعد I کارهای روتین و تکراری فعالیتهای تولید را نشان می دهد. آن تلاش کارگر را در تولید توان عملیاتی ساختار محصول و فرآیند را معین و مشخص می کند.
بعد T تلاش که کارگر می کند تا مهارت ها ودانش خود و دانش خود در مورد فرآیندهای تولید را توسعه دهد، نشان می دهد. و این بکارگیری دانش و مهارت در تخف خود باعث می گردد تا نرخ عیب و نقص کاهش و نتایج بهتری حاصل شود.
هر واحدی از فعالیت رویتن و تکراری به P واحدی از روی نیروی کار تابع تغیر می کند.
مقدار کل ورودی کار از I واحدی از فعالیت تکراری از L=PI بدست می آید.
به طور مشابه به هر واحدی از بکارگیری دانش و مهارت به F واحدی از ورودی نیرو ی کار تابع تولید تغییر می کند.
ما F را بعنوان بهره وری از فعالیت غیر تکراری T تفسر کردیم و T=Ft را بعنوان مقدار کل بهبود های فرآیندهای انجام شده که توسط کارگران انجام می شود نشان دادیم.
فاکتورهائی مانند آموزش کارگر f را تعیین می کند. اندازه (وسعت) فعالیتها غیر تکراری باعث می شود تا نرخ عیب کاهش و نتایج بهتری حاصل شود.

فعالیت غیر تکراری منجر به تولید بالاتر و کیفیت خوب محصول درآینده می شود.
به هر حال، از ان که فعالیت تکراری بصورت نسبتاً استاندارد می باشد وخوب فهمیده می شود به همین خاطر نسبت به فعالیت غیر تکراری موثر تر است. با توجه به اینکه بیشتر آزمایشت در طبیعت تکراری است ما فرض می کنیم که P>F می باشد.
تابع تولید در ایستگاه کاری B که یک ترکیبی از فعالیت های تکراری را نشان می داد تا قطعات نیمه ساخته (اجزای فرعی) را در ایستگاه کاری a و موجودی WIP به محصول نهائی تبدیل کند را بصورت تابع ریاضی (M,PITFT)Y نشان می دهند.
ما تولید حمل و نقل و هزینه های خراب قطعات نیمه ساخته را توسط C پارمترمی کریدم و هزینه های کل مواد را بعنوان (c,m)C نشان دایم که دستمزد کارگر در ایستگاه کاری A را نیز در می گیرم.
ما برآورد کردیم که (c,m)C در حال افزایش هستند و در هم استدلال با ۰< نشان دادیم.
بهبود فعالیت t منجر به کاهش عیب در طول فرآیندهای ساخت و تولید و همچنین می گردد تا محصول به فروش یرسد. فعالیت غیرتکراری t منجر به کیفیت بهتر G(ft,x) محصولات کارخانه و اعتبار و شهرت موقعیت رهبری (مدیریت) در بازار برای محصولات کارخانه می گردد و این اعبتار و شهرت بعدی کیفیت می باشد.
ما این منافع کیفیت را با پارامتر x نشان می دهیم. ما برآورد می کنیم که که افزایش x اثر حاشیه ای (نهائی) از T = ft و روی G دارد.
برای مثال در نظر بگیرید که ftx = G(ft,x) زمانیکه x کوچک هست، منفعت کیفیت از ft کوچک است. یک x بالا به این معنی می باشد اگر کارگران کارخانه فعالیت غیر تکراری انجام دهند منجر به کیفیت بالا می شود.
در این روش x مهم بودن کیفیت در کارخانه و بازار محصول را توصیف می کند، یک فاکتوری که همیشه در کارخانه ها تغییر می کند و تأثیرات قوی روی تصمیمات نهائی دارد این است چه مقدار فعالیت بهبود کیفیت را انجام دهیم تا انگیزش ایجاد شود. تغییرات طراحی مهندسان محصول یا تصویری که توسط بازاریان داده می شود ساخته می شود.
ما یک ریسک بی طرف مالک (owner) برآورد می کنیم. هدف مالک مینیمم کردن هزینه کل به ازای هر واحد خروجی که در دوره جاری تقاضا شده است. کارگر در ایستگاه کاری B، کسی که ریسکش بی طرف (خنثی) است. دستمزدی به اندازۀ w به کارگر پرداخت می شود و یک تابع سودی به نام [w – R (I) – v (t)] دارد و
R’ (I)>0 , R” (I)>0
V’ (t)>0 , V” (t)>0
کارخانه مقداری از موجودی مواد (m) و (موجودی بافر (ذخیره اطمینان) m – 1) را انتخاب می کند تا موجودی در ایستگاه کاری B موجود باشد.
پرداخت (w) بر کارگر و ضعیت موجود بر m می باشد تا مقدار ورودی که مورد نیاز است

تا به خروجی محصول مورد نساز تبدیل کند را تعیین می کند.
از آن جائی که حتماً نباید رابطه ای با خروجی داشته باشد اگر خروجی مورد نیاز فراهم شود و غیر اینصورت ۰ . به کارگر یک دستمزد (w) ثابت پرداخت می شود.
اصل مسئله به صورت زیر می باشد.
MinTc = C (c,m) + w – G(ft , x)
I , t , m , w
Subject to
w_ R (I) – V (T)> (IR)
Y (M, PI+ Ft)> (0)
I ) –V (T) w _ R (I)-V(T) > W_ R (
m>1
I , t >0
تابع هدف جمع :
a ) هزینه های بکار گرفته شده در مواد و هزینه های خرابی؛
b ) دستمزدهای پرداخت شده به کارگران که ترکیبی از فعالیت های t , I که منجر به خروجی می شود؛
c ) یک نتیجه گیری (علت و معلول) برای ارزش موجود انتظار برای منافع آینده شرکت بر پایه فعالیت t و نرخ یادگیری f.
محدودیت عقلانیت فردی (IR) محدودیت کارگرانی که سود را مینمم می کنند را بازتاب می کند.
محدودیت خروجی (O) نیازهائی که ورودیهای نیروی کار در تابع تولید دارند تا ورودی مواد (m) در یک واحد از خروجی ترکیب کند را نشان می دهد.
سرانجام (IC) محدودیت سازگاری انگیزش که کارگر فعالیت t , I را ماکزیمم می کند تا به سورش برسد.
پارامتر G(ft,x) به این معنی می باشد که تخصیص (واگذاری) فعالیت بین t , I توسط کارخانه ممکن است سازگار با انگیزش کارگر نباشد. چنان که در زیر نشان داده شده است داریم :
اولین و بهترین راه حل . موضوع ۱

دومین راه حل. موضوع ۲

روشن است که در مورد ۱، t بزرگتر است و رابطه Q نسبی با معادله ۲ دارد.
در مورد ۱، اصول ترجیح داده شده t بزرگتر بیشتر از منافع آینده G(ft,x) می باشد.
در مورد دوم، زمانیکه کارگر فعالیت انتخاب شده اش برای کارخانه قابل مشاهده نیست کارگر جانشین فعالیت تکراری I برای کارهای غیر تکراری می شود.
بعلت اینکه t , I انتخاب شده اند تا قانع شوند (راضی شوند) داریم:
(R’ (I)/P = (V’ (t))/F)
پس در معادله دوم کارگران تعدادی فعالیتهای غری تکراری انجام می دهند.
همان طور که در ادبیات کیفیت (Koike 1987 shingo 1988) مشخص شد علت اصلی عیب (ضایعات) اشتباه کارگر در ایستگاه کاری خاص نیست بلکه مشکل اصلی در فرآیندهای تولید است.
راه حل و روشی که برای کاهش عیب (ضایعات) وجود دارد این است که از جنبه های مختلف تولید بازاندیش بنیادی و اساسی صورت گیرد.
افزایش فعالیت تکراری I، منجر به افزایش متناظر در t می شود و با این وضعیت ضایعات کم نخواهد شد. مدل ما در این طرح بعنوان وضعیت امکان پذیر تولید (fpe) می باشند.
ما در fpe را بعنوان تحمیل کننده یک حد بالای بهره وری I توسط ماکزیمم کردن مقدار فعالیت تکراری I و ارتباط فعالیت غری تکراری t مشخص می کنیم و زمانیکه m = 1 ، fpe برای تولید مقدار مورد نیاز کالا تا کافی است.
ما مدل fpe را توسط :
۱ ) فرض می کنیم که فعالیت تکراری I یک مقدار بهره وری (P) در هر واحد مقدار ماکزیمم دارد (بدون داشتن ضرر کلی) که گفته می شود I = 1 و بهره وری زیر حاشیه ای (مرزی)؛
۲ ) زمانیکه m = 1 واحد مواد ورودی در حال فرآیند می باشد و ۱>Y (1, PI + ftI)، جائی که tI مقدار ارزش t که= ((V’ttI)/f)(R’ (I)/P) می باشد.
اگر G(ft,x) کوچک باشد ممکن است انگیزش فعالیت غیرتکراری t بالا باشد.
از طرف دیگر اگر G(ft,x) بزرگ باشد ممکن است m کاهش یابد (شاید m = 1) و نیز یک نیروئی عامل بالا رفتن t شود (بعد از قرارگرفتن I = 1) که تولید خروجی Y = 1 در این مورد داریم =((R'(I))/p<((V’ (t))/f) (R’ (I)/P)
علت اصلی این انتخاب این است که تأثیر تغییرات در f , x بر روی T , m مورد مطالعه قرار دهیم ما درنظر می گیریم که (I < 1 , I=1).

دومین و بهینه ترین راه حل : موضوع ۳
dT/dm<0
بعنوان دومین و بهینه ترین راه حل، کاهش ورودی های مواد (m) منجر به افزایش فعالیت غیرتکراری (t) می گردد به همین باعث کاهش ضایعات (عیب) و بهبود فعالیت ها برای همه I ها می شود. زمانیکه I<1، افزایش توأم t , I باعث می گردد تا به خروجی موردنظر Y(m , PItft) = 1 برسیم. البته زمانیکه I = 1 کاهش در m باید منجر به افزایش در t و پس از آن T گردد.
مبحث اجسام ساکن نسبی :
ما از روشهای اجسام نسبی یکنواخت (Milgrom and Roberes 1995) برای توصیف کردن این که چطور از مواد ورودی (m) و بهبود نیروی کار (انسانی) T = ft استفاده کنیم تا منجر به افزایش در منافع کیفیت f در زمینه بهبود شود.
اگر تابع هدف بصورت ناپیوسته مانند I = 1 باشد می توان اجسام نسبی یکنواخت بکار گرفته شود.
اجسام نسبی (که هم از اولین و بهترین راه حل دومین و بهترین راه حل) همچنین بر پایه فرضیه های تجربی در مبحث بعدی مقاله مورد آزمایش قرار می گیرد.
قضیه ۱ ) در جواب بهینه، ما داریم :

ما می بینیم که افزایش در پارامتر x باعث می شود تا کارخانه مواد m را کاهش و از موجودی بافر (m – 1) قبل از ایستگاه کاری B استفاده کند و افزایش در بهبود فعالیت ft و بهبود اعتبار کیفیت و موقعیت مدیریت G(ft,x) می گردد.
دو تفسیر برای کاهش در ورودی m و افزایش در T انجام می دهیم که عبارتند از :

اولین مورد تأثیر اطلاعات موجودی بر روی قابلیت اطمینان فرآیندها می باشد.
مینیمم کردن موجودی (m – 1) منجر می شود که کارگران اطلاعات بهتری درباره وضعیت ماشین آلات و یا مواد در ایستگاه کاری قبلی که ممکن است منجر به ضایعات شود پیدا کنند.
برای شرکت ها، ما بر روش آنالیز تجربی تمرکز می کنیم، ضایعات (عیب های) مشاهده شده در یک ایستگاه کاری اغلب ناشی از خرابی فرآیندها در ایستگاه کاری قبلی می باشد.
دومین مورد تأثیر انگیزش (تشویقی ها) موجودی بر روی قابلیت اطمینان فرآیندها می باشد.
مخاطره اخلاقی روی تخصیص فعالیت بین t , I بدین معنی است که سطوح بالاتری از m منجر

خواهد شد کارگر جانشین فعالیت I برای t را بیشتر از تخصیص (مهارت) تولید درنظر بگیرد.
اگر x افزایش یابد پیوستگی فعالیت تکرار یبصورت نسبی برای کارگر با ارزش خواهد شد.
از آن جا که x بصورت قراردادی نیست، کارگر تأثیر فعالیت t بر روی آینده منافع کیفیت نادیده می گیرد.
بنابراین افزایش x، باعث می شود تا کارخانه به دلایل انگیزشی و اطلاعاتی m را نیز کاهش دهد.
هزینه ای که برای کارخانه از مینمم کردن موجودی منجر می شود این است که باعث کاهش بهره وری فعالیت غیر تکراری در دوره جاری و بالا بردن دستمزدها برای رسیدن به تولید موجود می باشد.
بنابراین، افزایش x، بالا بردن بهبود فعالیت فرآیندها، منجر به منابع بیشتر G(ft,x) برای شرکت خواهد شد.
اثر افزایش در f روی ft , m خیلی شبیه تأثیر تغییر در x روی m و ft می باشد.
تحلیل اجسام نسبی با مراجعه به f وx با Aoki , Koike سازگار است. آنها کسانی بودند که بحث کردند آینده منافع (سود) از یادگیری پیوسته (مداوم)، بکارگیری سیستم JIT می باشد. از دیدگاه مدیر حسابداری، JIT منحصر به یک تکنیک کنترل موجودی نیست بلکه بهتر بدست آوردن اطلاعات تولید و کنترل مدیریت می باشد.
تأٍیرات اطلاعات و انگزیش بر روی JIT اساساً به روش ساخت و تولید تغییر می کند.
۳ ) توسعۀ فرضیه ها :
در این مرحلۀ ما مدل و نتایج اجسام نسبی را ترسیم می کنیم تا فرضیه های آزمایش تجربی را توسعه و تعریف کنیم. ما این فرضیه ها را با یک سبک تو در تو (آشیانه ای) می سازیم، با استفاده از نتایج نظری ابتدا تأثیر سطح مینیمم موجودی بر روی کیفیت و هزینه ها (فرضیه ۱) و سپس تأثیر توأم مینیمم موجودی و آموزش بر روی کیفیت و هزینه ها (فرضیه ۲) تمرکز می کنیم.
در فرضیه ۳، ما تأثیر مینمم موجودی و آموزش روی کیفیت بعد از اضافه کردن متغییرهای دیگر کنترل مانند چیدمان کارخانه و تأمین کنندگان که توسط JIT پشنهاد داده شده است را مورد تست و آزمایش قرار می دهیم. این رویکرد به ما اجازه می دهد تا ارزیابی کنیم که چطور ضریب متغیرهای موجودی و آموزش بر متغیرهای کنترل JIT که اضافه شده اند تغییر می کند. در مبحث بعد فرضیه ها را با جزئیاتش مورد بحث و توصیف قرار می دهیم.

اولین نتیجه ای که از اجسام شبی در قضیه ۱ پیشنهاد شده است این است آینده سود با افزایش متغیر x همراه است که در این صورت کارخانه ورودی مواد (m) و موجودی با فرش را (m – 1) کاهش خواهد داد و منجر به افزایش بهبود فعالیت ft کارگر خواهد شد.
تأثیرات اطلاعات و انگیزه بر روی مینیمم موجودی بافر (m – 1) منجر می شود تا قابلیت اطمینان فرآیندها بهبود یابد و بعلت افزایش ft، شهرت و نیک نامی کیفیت و موقعیت مدیریت G(ft,x) (همراه با ft و افزایش x) و کاهش هر واحد هزینه (بر پایه تابع هدف در مدل ما) بهبود می یابد.
همان طور که قبلاً گفته شد بهبود کیفیت و مینیمم موجودی با هم رابطه همبستگی دارند و همچنین مستقیماً درک کردیم که فرآیندهای بهبود کیفیت منجر می شود تا کاملاً با سطح مینمم موجودی بافر تولید شود.
ما روی طبیعت جمع آوری داده فرآیندها اعتماد (تکیه) کردیم تا قالب این موضوع را به روشنی درک و تعیین کنیم.
فرضیه ۱ ، ارتباطات هدایتی (رهبری) بین مینیمم کردن موجودیها، قابلیت اطمینان فرآیندها و کیفیت را نشان داد.
فرضیه ۱ ) کاهش سطح موجودی، قابلیت اطمینان فرآیندها را بهبود خواهد داد و این منجر به افزایش شهرت کیفیت و کاهش هزینه ها خواهد شد.
پیشنهاد داده شد که بیشتر کارگران در تکینک های حل مسأله آموزش داده می شوند و همچنین آموزش داده می شود تا کار بصورت گروهی برای حل مسائل پیچیده صورت گیرد (برای مثال بالا بردن f) بیشتر شرکت ها موجودی بافر (m – 1) را کاهش خواهند داد تا قابلیت اطمینان فرآیندها را بهبود دهند.
بنابراین در دومین نتیجه ای که از اجسام نسبی قضیه ۲ پیشنهاد شده است این است که آموزش کارگران منجر به بهبود توانائی برای کار با مینیمم کردن موجودی همراه با افزایش قابلیت اطمینان فرآیند می گردد.
به هر حال آموزش کارگر باید منجزاً این شود که قابلیت اطیمنان فرآیندها را بهبود دهد نه این که سطح موجودی را پائین نگه دارد.
ساخت فرضیه ۱ منجر به فرضیه های دیگر نیز می شود :
فرضیه ۲ ) شرکت هائی که آموزش بهتری برای کارگران دارند و سطح موجودی را مینیمم می کنند بیشتر قابلیت اطمینان فرآیندها را توسعه می دهند.
بهبود قابلیت اطیمنان فرآیندها منجر به افزایش شهرت و نیک نامی کیفیت و کاهش هزینه ها م

ی شود.
ادبیات JIT به وابسته بودن تعداد مختلف ابتکار عمل تأکید می کند (برای مثال Groenevelt 1993) ما انتظار داشتیم که چیدمان کارخانه و تأمین کنندگان اولیه برای بهبود فرآیندها تأثیری می گذارند، ما این تأثیر را در آزمایشات مدلمان کنترل کردیم. یک بافت (سلول) یا چیدمان جهت دار محصول را برحسب نیازی که برای تأمین کنندگان احتمالی اجزای محصول در هر ایستگاه کاری داشت حذف کردیم، همچنین ممکن است انتظار داشته باشیم سطح موجودی کالاهای در حال ساخت (WIP) را کاهش و به مینیمم مقدار آن برسانیم.
از طرف دیگر، تأمین کنندگان اولیه، درگیری تأمین کننده را در محصول و طرح فرآیندها اندازه می گیرند و براوی منابع و کیفیت قسمت ها (بخش ها) و همچینین براوی بهبود فرآیندها تمرکز می کنند و باید انتظار داشت براوی سطح موجودی کالاهای در حال ساخت تأثیر نگذارد.
ما آن را با درنظر گرفتن و همچنین بدون در نظر گرفتن متغیر ارتباطات تأمین کنندگان و با ارزیابی جداگانه تأثیر حاشیه ای (نهائی) چیدمان کارخانه و تأمین کنندگان اولیه براوی مدلمان مورد تست و آزمایش قرار دادیم.
فرضیۀ ۳ ) شرکت هائی که سطوح موجودی پائینی دارند، کارگرانش بهتر آموزش دیده باشند و ورودی را با طرح فرآیندها فراهم کنند، دارای قابلیت اطمینان فرآیندها می باشند. همچنین با آموزش بهتر کارگرانن و چیدمان سلولی موجودیها را بیشتر از سایر فعالیت ها کاهش می دهند.
بهبود قابلیت اطمینان فرآیندها منجر به بالا رفتن شهرت و نیک نامی کیفیت و کاهش هزینه ها می گردد.
همچنین معین کردیم که در کجا موجودیها را به مینیمم مقدار برسانیم تا موجب تحریک (راندن) کیفیت شود و نشان دادیم که به مینیمم رساندن موجودی با بالا رفتن کیفیت ارتباط دارند و به هم وابسته هستند.
ما علاوه بر تأثیر مینیمم کردن موجودی ب کیفیت، از فیلد داده و اطلاعات جائی که داده با استفاده از چارچوب روشن و دقیقی و با ارزیابی سؤالات جمع آوری شده است، استفادع می کنیم.
ما بطور خلاصه متغیرهای زیر را مورد اندازه گیری و سنجش قرار می دهیم :
مینیمم کردن موجودی (بعنوان یک اندازه ای از m – 1)، آموزش کارگر (بعنوان یک سنجش از f) قابلیت اطمینان فرآیندها (بعنوان یک برآمد ft از بهبود فعالیت غیر تکراری t)، شهرت کیفیت (بعنوان یک سنجش از ) G(ft,x) و هزینه.
یک خلاصه ای از جمع آوری داده و اطلاعات و متادولوژی تجربی در زیر بیان شده است و جزئیات

بیشتری در مطالعه اصلی موجود می باشد.
۴ ) تحقیق تجربی :
در این قسمت، جزئیات رویکرد جمع آوری داده اطلاعات، متادولوژی متغییر پنهان و نتایج تجربی را مورد بحث قرار می دهیم.

۱ . ۴ ) جمع آوری داده و فیلد کاری :
ما در این مطالعه از یک ابزاری جمع آوری داده و اطلاعات استفاده می کنیم. اولین بار با مطالعات آکادمیک، مذاکره با مدیران ساخت و تولید و یک مشاوره ساخت و تولید طراحی شد.
آن تحت حمایت یک مدیر اجرائی در هر شرکت و بعنوان یک مطالعه اتصال یافته بین شرکت و کتب تجارتی (کسب و کار) استانفورد بود.
بعلت عدم دسترسی واقع داده عددی برای بیشتر متغیرهای سود و مشکلات (مسائل) مقیاس گذاری اندازه های پیوسته بر پایه کارخانه، هم داده ها و اطلاعات بصورت ترکیبی (وصفی) در طبیعت هستند.
دستورالعمل ها در این تحقیق به صورت دقیق گردآوری شده اند. بنابراین داده های وصفی به طور مؤثر و کارایی با مقیاس توابع تهیه شده اند. ابزارهای آماری برای تجزیه و تحلیل و کاهش میزان مشکلات و مسائل اختصاص یافته به داده های متناوب به کار می روند. (به بخش ۳ .

۴ برای آمار توصیفی نگاه کنید.)
تحقیق با همراهی نامه مدیر ارشد که به مدیران کارخانه های AT&OI (61 کارخانه)، Boeing (15)، ، ford (25) و hp (30) و Kodak (14) فرستاده شد انجام شد. این شرکت ها تولید کننده خودرو و سایل الکتریکی کوچک بودند که زمینه مناسبی را برای تئوری ما درباره نقش اطلاعات و انگیزه در موجودی را فراهم تولید این شرکت ها شامل چندین، مرحله جدا از هم و در هر مرحل

ه مرحله محدود ه ای برای بهبود موجود داشت. داده های خام برای مطابقت تضمین شده اند.
میزان قابل توجهی از زمان حرف صحبت و گفتگو، با مدیران کارخانه ها بعد از این که آن ها به تحقیق جواب دارند شد. در نهایت در هر شرکت، ما داده ها و ارزیابی های نتایج و یافته ها را با مدیر ارشد اجرایی این که نتایج معقول و مناسب می باشند در میان گذاشتیم. هر کدام از این مدیران یک خلاصه آماری از این اندازه گیری ها را برای کارخانه خود و هم چنین سایر کارخانه هایی که در این تحقیق شرکت کردند را معین نمودند.

در هر شرکت یگری دستور العمل و شرح وظایف که از طریق شبه اصلی (مرکزی) که جهت انجام تولیدات جدید متفاوت می باشد وجود دارد اما درجه بکارگیری در هر شرکت مختص آن شرکت می باشد.
شرکت های حذف که براساس اندازه ( بزرگتر از ۱۰۰ کارکنان، بزرگترین کارخانه آزمایش شده انتخاب شده ۵۰۰ پرنل داشت) انتخاب شدند و داریوان کمتر از ۵ سال تجربه کار با MMPS ( میانگین نمونه های انتخاب شده و در حدود هفت سال بودند.)
در AT&T و Boeihg و به دنبال آن در سایر شرکت ها به شرح ۳۳ نوع از AT&T و Boeiht37 12 تا از chyslor، ۱۷ تا از FORD، ۱۴تا HP و ۵ از Kodak که بیشتر ۵۴% نرخ پاسخگویی روزها را تشکیل داد بود.
۲ . ۴ ) متدولوژی
آنالیز متغیر پنهان.
هر کدام از فرضیه های این مقاله با طرح ریزی و متغیر های پنهان ارتباط دارند.
رویکرد متغیر پنهان برای مطالعه بسیار مناسب می باشد زیرا هر تولید کننده (برای مثال کارگر) به وسیله انواع عملیات نشانده می شود ( مانند آموزش متقاطع آموزش کلی، آموزش کل مسئله گروهی). مدیرانی که در این مطالعه شرکت کردند بر طبیعت چند بعدی هر کدام از تولید کنندگان مدرن تاکید دارند.
به طوری که در بیشتر تحقیقات تجربی، تمامی پیش بینی ها شامل اشتباهات و خطاهایی می باشد. اندازه گیری خطا ها به وسیله ضرب رگر سیدن مبهم می باشد.
(Greene 1990) یک راه برای کنترل کردن صحبت چند بعدی متغیره اندازه گیری خطاها وابسته اندازه گیری متغیرها در مفاهیم موجود می باشد.

در این تحقیق تجربی، داده های معین اطلاعات – به دست آمده از تجربیات شرکتها- که در اندازه گیری چندین باره برای هر کدام از ساختار به کار برده می شود فردی است.
در سرسنت ارتباطات میان مقرها پنهان ما به دو مشکل برخورد کردیم.
(Aایجاد کردن هر کدام از متغیرها ی پنهان از دیگری متغیرهای اندازه گیری می شد که ارزیابی مدل اندازه گیری شده می باشد.
B ) تخمین فرضیه ها که در ساختار در دل به کار می روند. (هادله)
مدل برابری ساختاری (SEM) یک دیگر اساسی جامع برای تست و فرضیه ها و در ارتباط های مشاهده شده می باشد: ما از PRELS2 برای پردازش اولیه اطلاعات ضمیری می شده از برای LISREL5 برای مدل سازی تست ارتباطات ساختاری بین متغیرها بهره هستیم.