مكان يابي اراضي صنعتي( تعيين محل كارخانه

مقدمه:
از کل کاربری های شهری سطحی معادل ۵-۲۰ درصد به منطقه صنعتی اختصاص می یبابد و این منطقه از نظر اهمیت تقریبا همانند ناحیه مسکونی است. بنابراین در مکان یابی آن باید نهایت دقت را به خرج داد. به عنوان یک اصل، مناطق صنعتی باید از مناطق دیگر جدا ش

در سالهای اخیر مطالعات مکان‌یابی صنعتی به عنوان یکی از عناصر کلیدی در موفقیت و بقای مراکز صنعتی مطرح است. مطالعات مکان‌یابی صنعتی هم در سطح ملی و هم در سطح بین المللی بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در این میان شناخت هدفها و روشهای حل مسایل مکان‌یابی، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. در این مقاله ضمن شرح برنامه ریزی کاربری صنعتی به بیان اهمیت مطالعات مکان‌یابی پیش از احداث واحد صنعتی، و فاکتورهای مطرح در مطالعات مکان‌یابی مورد بررسی قرار می گیرد. در مرحله بعد عوامل عمده خطا در مطالعات مکان‌یابی برای مقابل

ه با ریسک این نوع مسایل، ارائه می‌شود.

تعاریف:
برنامه ریزی کاربری اراضی «علم تقسیم زمین و مکان برای کاربردها و مصارف مختلف زندگی» می باشد .برنامه ریزی کاربری زمین «مدیریت خردمندانه فضا به منظور بهینه سازی الگوی توزیع فعالیتهای انسان» است (رضویان،۱۳۸۱: ۱۴). برنامه ی (طرح) کاربری زمین، بیانی از مقاصد اجتماعی در مورد چگونگی انجام الگوهای آینده ی کاربری زمین می باشد و در نتیجه نواحی که باید به انواع خاص کاربری زمین اختصاص داده شود مشخص کرده و تراکم ، شدت استفاده برای هر

طبقه (از قبیل مسکونی ، تجاری و صنعتی) و استفاده های عمومی متعدد را تعیین می نماید، هم چنین نوع اصول و استاندارد هایی که باید در توسعه و حفظ این نواحی به کار برده شود را مشخص می کند(سیف الدینی ،۱۳۸۱ :۱۶۶). برنامه ریزی برای کاربری زمین شهری، یعنی ساماندهی مکان و فضایی فعالیتها و عملکردهای شهری براساس خواستها و نیازهای جامعه شهری. این برنامه ریزی در عمل هسته ی اصلی برنامه ریزی شهری است و انواع استفاده از زمین را طبقه

بندی و مکان یابی می کند(سعید نیا،۱۳۷۸ :۱۳). برنامه ریزی کاربری اراضی شهری، مجموعه ای از فعالیتهای هدفمند است که محیط مصنوع را سامان می بخشد و در حد مقدور، خواسته ها و نیازهای جوامع شهری را در استفاده از اراضی فراهم می آورد.

مفاهیم متفاوت زمین:
دو نقطه نظر متفاوت و کاملاٌ متضاد در مورد زمین وجود دارد . از یک طرف به زمین به عنوان دارایی و ثروت توجه می شود. به این معنی که زمین یک کالای خصوصی است که می تواند مورد استفاده و تحت مالکیت قرار گیرد و برای آسایش یا منفعت ، خرید و فروش شود. از طرف دیگر به زمین به عنوان یک منبع طبیعی مشترک نگاه می شود که باید به طور مشروط تقسیم و حفظ شود تا در رابطه با تاثیر آن بر روی اجتماع و شرایطی که به نسل های آینده منتقل می شود مورد توجه قرار گیرد(سیف الدینی، ۱۳۸۱: ۱۶۵).
ویژگی ها و ماهیت زمین:
زمین یک کالاست و دارای ویژگی هایی است که آن را از سایر کالاها متمایز می سازد: ۱٫ زمین به عنوان کالای محدود و تجدید ناپذیر ۲٫ زمین به عنوان نیاز مبرم و حیاتی بشر ۳٫ زمین به عنوان بستر زندگی و فضای زندگی ۴٫ زمین به عنوان ارتباط تنگاتنگ با مسائل زیست محیطی ۵٫ زمین به عنوان محیطی امن، زیبا و آسایش بشری(زیاری ،۱۳۸۱ :۵).

اهداف کلان برنامه ریزی کاربری اراضی:
الف)اهداف کلان:
اهداف کلان بر دو پایه اصلی یعنی ارزش های توسعه پایدار و اعتلای کیفیت زندگی شهری استوار شده است.این اهداف بنا به نگرش جامع نگری، به چهار عرصه اصلی تقسیم می شود(رضویان،۱۳۸۱: ۵۷). بر این اساس اهداف کلان در برنامه ریزی کاربری اراضی شامل موارد زیر می شود:
۱٫ اهداف زیست محیطی: که در راستای این موارد می شود: جلوگیری از تخریب زمین،حفظ پیوند شهر و طبیعت، توسعه منابع، حفظ منابع تاریخی و فرهنگی، گسترش فضای سبز، مکان یابی صنایع و خدمات مزاحم، ایمنی از سوانح و …

۲٫ اهداف اقتصادی: که در راستای این موارد می شود: استفاده بهینه از زمین، جلوگیری از سوداگری زمین، تعدیل حقوق مالکیت، استفاده از اضافه ارزش زمین در جهت منافع عمومی و …
۳٫ اهداف اجتماعی: که در راستای این موارد می باشد: کاهش نابرابری در استفاده از زمین، افزایش تسهیلات و خدمات عمومی، گسترش فضاهای جمعی، بهسازی بافت های قدیمی، زیبا سازی محیط شهری، تقویت هویت محله ای، اعتلای کیفیت کاربری مسکونی و تفریحی و…
۴٫ اهداف کالبدی-فضایی: که در راستای این موارد می باشد: توزیع متعادل کاربری ها، جلو

گیری از تداخل کاربری های ناسازگار، حفظ تناسب در توسعه عمودی و افقی، تشویق تنوع و اختلاط کاربری ها، حفظ تناسب میان توده و فضا، تدوین معیارها و استانداردهای مناسب کاربری و…
ب)اهداف خرد یا ویژه:
این اهداف وسیله ای برای دستیابی به اهداف کلان و نقطه ای است که برای دستیابی به آن کوشش های برنامه ریزی شکل می گیرد . اهداف خرد یا ویژه در برنامه ریزی کاربری اراضی شهری عبارتند از:
۱٫ کارایی: این هدف از طریق تشخیص مناسب ترین نوع استفاده از یک قطعه ی زمین ، که بیشترین فایده را با کمترین هزینه بدست می دهد، حاصل می شود و به واسطه ی همین امر توسعه ی شهر به صورت منطقی و با در نظر گرفتن رفاه عمومی صورت می گیرد و سلامتی مردم نیز تضمین می شود و با مکان یابی منابع آلوده ساز در خارج از منطقه ی شهری از آثار آلودگی های مختلف شهری و کانونهای آلوده ساز جلوگیری می گردد .
۲٫ برابری: هدف برنامه ریزی کاربری زمین از برابری این است که با کاربری صحیح و برنامه ریزی شده ، دسترسی تمامی گروهها را به تسهیلات مورد نیاز و هم چنین توزیع منافع حاصل از آنها را به طور برابر و متوازن برای گروههای مختلف جمعیت شهری فراهم آورد.
۳٫ پایداری: پایداری در کاربری اراضی به این معنی است که از امکانات و توان بالقوه هر قطعه زمین چنان بهره گیری شود که این توان نه تنها کاهش نیابد و از بین نرود به طور مداوم بر ظرفیت و ایستایی آن اضافه گردد.
۴٫ رفاه عمومی: یکی از عوامل مهم و موثر در تعیین اهداف برنامه ریزی کاربری اراضی شهری ، ملاحظات رفاه عمومی است .عوانل تعیین کننده رفاه عمومی عبارتند از : الف) تندرستی ب) ایمنی ج)آسایش د)امنیت (پورمحمدی،۱۳۸۷: ۵).
فرایند برنامه ریزی کاربری زمین:
در مورد فرایند کاربری زمین نظر واحدی وجود ندارد. فرایند برنامه ریزی کاربری زمین ، شبیه برنامه ریزی شهری است. زیرا هم از لحاظ نظری و هم از جنبه ی عملی ، هسته مرکزی برنامه ریزی محسوب می شود و در چارچوب آن انجام می پذیرد. فرایند برنامه ریزی کاربری زمین از لحاظ عملی شامل پنج مرحله است:
۱٫ مرحله اول، شناخت وضع موجود؛ بویژه شناخت اهداف و سیاست هایی که کاربری های متفاوت مسکونی، تجاری ، صنعتی و … مانند آنها در نظر گرفته شده اند.

۲٫ مرحله دوم ، پیش بینی وضع آینده ؛ مبنی بر آنکه چه مقدار از توسعه ی شهر در داخل مرز های محدوده موجود شهر متمرکزمی گردد و چه مقدار در خارج از محدوده ی موجود شهر متمرکز می گردد و هم چنین چه تغییراتی در الگوی توسعه باید انجام پذیرد و یا الزاماٌ در آینده رخ می دهد.
۳٫ مرحله سوم، بررسی مناطق و نواحی توسعه نیافته ی پیرامون شهر و مشخص کردن عوامل موثر در انتخاب زمین برای توسعه آینده شهر ، براساس استانداردهای پیشنهادی قابل قبول.
۴٫ مرحله چهارم، تدوین طرح کاربری زمین

۵٫ مرحله پنجم، تنظیم ابزارهای اجرایی ؛ که مهم ترین آن ابزارهای اجرایی ، استاندارد های ذکر شده(استانداردهایی برای ایجاد تسهیلات عمومی در سطوح گوناگون شهری)در ذیل هستند: استانداردهایی برای راهنمایی عمومی به قصد سرمایه گذاری در زمینه ی خانه سازی ، استانداردهایی به عنوان راهنمای تفکیک اراضی ، منطقه بندی(صنعت ، تجارت و خدمات)زمین شهری و اراضی پیرامون ، برای احداث پارکها ، مراکز تفریحی ، ورزشی و فرهنگی(سعید نیا،۱۳۷۸: ۱۶).
معیارهای بهینه در مکان یابی کارکرد های شهری:
در تعیین مشخصات مکانی هر نوع استفاده از زمین و هر نوع فعالیت شهری ، دو عامل هدایت کننده ، یعنی عامل رفاه اجتماعی و عامل رفاه اقتصادی ملاک سنجش قرار می گیرند. براساس این دو عامل بسیار کلی ، شش معیار زیر در مکان یابی عملکردهای شهری ، ملاک برنامه ریزی کاربری زمین شهری قرار می گیرد:
۱٫ سازگاری: عمده ترین تلاش شهرسازی ، مکان یابی برای کاربری های گوناگون در سطح شهر و جداسازی کاربری های ناسازگار از یکدیگر است. کاربری هایی که دود، بو، صدا و شلوغی تولید میکنند، باید از کاربری های دیگر ، به ویژه کاربری های مسکونی ، فرهنگی و اجتماعی جدا شوند(سعیدنیا،۱۳۷۸: ۲۴). در مقابل، فعالیتهایی که مکمل یکدیگرند در کنار هم جایابی می شوند. کاربریهای سرویس دهنده با ترتیب اولویت همجواری نیز مشخص می شوند(پورمحمدی،۱۳۸۷: ۹۳).
۲٫ آسایش: دو مولفه ی فاصله و زمان مهم ترین مولفه در مکان یابی کاربری ها هستند. نوع دسترسی ها با فاصله و زمان سنجیده می شود . این دو عامل واحد اندازه گیری آسایش محسوب می گردند. چگونگی دسترسی به خدمات شهری مورد نیاز ساکنان و دوری از کاربری های مزاحم و ناسازگار از مولفه های مهم آسایش تلقی می گردند(زیاری ،۱۳۸۱: ۳۰).
۳٫ کارایی: الگوی قیمت زمین شهری ، عامل اصلی و معیار اساسی تعیین مکان کاربری زمین است . هر نوع کاربری از لحاظ اقتصادی و سرمایه گذاری برایند قیمت زمین و وضعیت آن از نظر آماده سازی و مخارج آبادانی است که با روش تحلیل هزینه – منفعت مشخص می شود(سعید نیا،۱۳۷۸: ۲۴).
۴٫ مطلوبیت: مطلوبیت و دلپذیری در برنامه ریزی کاربری اراضی شهری یعنی تلاش در جهت حفظ و نگهداری عوامل طبیعی ، ایجاد فضاهای باز و دلپذیر ، چگونگی شکل گرفتن راهها ، ساختمانها و فضاهای شهری (پورمحمدی،۱۳۸۷: ۹۴).

۵٫ سلامتی: اعمال ضوابط محیطی و بهداشتی مناسب برای کاهش آلودگی حاصل از کاربری های مختلف و رعایت استانداردهای بهداشتی برای تامین سلامتی محیط زیست انسانی یکی از اهداف مکان یابی کاربری هاست (همان).
۶٫ استاندارد های ایمنی: هدف از این کار به طور کلی حفاظت شهر در مقابل خطر های احتمالی است . خطرهای بلایای طبیعی مانند سیل ، زلزله و آتشفشان و طوفان و غیر طبیعی ، مانند هم جواری منطقه ی صنعتی با منطقه ی مسکونی که با اصل سازگاری مورد اشاره مغایرت دارد و سایر مواردی که به نحوی ضریب ایمنی و امنیتی شهر را تضعیف می کنند(همان).

انواع کاربری صنعتی:
۱٫صنایع خرد، مانند نانواییها و خشک شوییها که باید در گروه و در نزدیکی نواحی مسکونی برای منتفع شدن ساکنان آن مستقر شوند.
۲٫صنایع سبک، مانند کارخانه های شیشه، ظروف چینی و یخسازی که فقط از نیروی برق استفاده می کنند و در اصل صنایعی هستند که فاقد سوخت جامد (زغال سنگ) و سروصدا هستند و می توانند در هر کجای اطراف شهر مستقر شوند.
۳٫صنایع متوسط، مانند کارخانه های کتان، نفت، شکر که تولید کننده صدا و مواد زائد نامطلوبند.
۴٫صنایع سنگین، مانند کارخانه های سیمان و فولاد که تولیدکننده گازهای مضر و مسموم و سروصدا هستند و باید در حاشیه و در قسمت باد پناه شهر ( یا در مسیر عدم وزش بادهای غالب ) قرار گیرند.
مسکن کارکنان صنایع:
در مناطق صنعتی جدید با رعایت برخی اصول زیست محیطی می توان مناطق مسکونی کارکنان را در جوار منطقه پیش بینی کرد تا میزان و زمان تردد بین خانه و کارخانه به حداقل

برسد و مشکل تهیه مسکن نیز حل شود.
رفت و آمد کارکنان صنایع:
یکی از مهمترین مسائل در مکان یابی صنایع، تأمین دسترسی به نیروی کار و تردد کارکنان است و هر چه کارخانه پیچیده تر باشد ، نیاز دسترسی به نیروی کار از جنبه ی کیفی و کمی بیشتر می شود. افزایش استفاده از اتومبیل به وسیله کارکنان صنایع، برنامه ریزان شهری را بر آن داشته که صنایع را د کنار بزرگراه ها مستقر کنند تا بدین وسیله از اتلاف وقت و انرژی و همچنین از آلودگی های منتج از ازدحام ترافیکی پیش گیری شود.
مکان یابی صنعتی:
مکان‌یابی صنعتی سبب کاهش هزینه‌ها و موفقیت واحدهای صنعتی می شود. مکان یابی مراکز(مکان‌یابی ساختمانها و مراکز) را انتخاب مکان برای یک یا چند مرکز، با در نظر گرفتن سایر مراکز و محدودیت‌های موجود می‌دانند، به‌گونه‌ای ‌که هدف ویژه‌ای بهینه شود. این هدف می‌تواند هزینه حمل و نقل، ارائه خدمات عادلانه به مشتریان، در دست گرفتن بزرگترین بازار و غیره باشد. انجام مطالعات مکان‌یابی نیازمند تخصص‌هایی، از جمله: تحقیق در عملیات، روشهای تصمیم‌گیری، جغرافیا (زمین شناسی و آب و هوا)، اقتصاد مهندسی، علوم کامپیوتر، ریاضی، بازاریابی، برنامه ریزی شهری، طراحی شهر و … است.

ضرورت انجام مطالعات مکان‌یابی صنعتی:
تعیین محل کارخانه، یکی از کلیدی‌ترین گامهای تأسیس کارخانه است، چرا که نتایج این تصمیم در درازمدت ظاهر شده، اثرات بسزایی از بعد اقتصادی، محیط زیست، مسایل اجتماعی و … دارد. یکی از جنبه‌های تاثیرهای درون سازمانی، تاثیر مستقیم آن در سود‌دهی کارخانه خواهد بود و از بّعد برون سازمانی، ساخت کارخانه¬های بزرگ در یک منطقه می‌تواند شرایط مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، محیط زیست و غیره را تحت تاثیر خود قرار دهد. تعیین محل کارخانه از نظر

اقتصادی نقش مهمی در میزان سرمایه گذاری اولیه به هنگام تاسیس کارخانه دارد. همچنین هنگام بهره برداری طرح، این تصمیم گیری، تاثیر کلیدی در قیمت تمام شده کالا/خدمات دارد.احداث یک یا چند واحد صنعتی در مکانهای بهینه و در بهترین وضعیت ممکن، نه تنها گردش مواد و خدمات به مشتریان را بهبود می‌بخشد، بلکه کارخانه را در یک وضعیت مطلوب قرار می‌دهد. تصمیمهای مرتبط با انتخاب و فراگیری ویژگیهای مکان‌یابی یک مرکز، می‌تواند اثر بزرگی بر توانایی کسب و حفظ مزیت رقابتی باشد (Choo & Mazzrol, 2003). در بررسی مشاغل زود بازده مشخص شده است که بیش از ۵۰ درصد آنها در سال اول و حدود ۳۰ درصد آنها پس از دو سال، ورشکسته می‌شوند و به شغل دیگری رو می‌آورند. با اینکه در آغاز راه‌اندازی این مشاغل، تمام جوانب ارایه خدمات

بررسی می‌شود ولی بی‌توجهی به مسئله مهم مکان سبب می‌شود تا واحد تولیدی به سوددهی موردنظر نرسد و از رسیدن به هدف خود باز ‌ماند (Melaniphy, 1999).انجام مطالعات مکان‌یابی درست و مناسب، علاوه بر تاثیر اقتصادی بر عملکرد واحد صنعتی، اثرات اجتماعی، محیط زیستی، فرهنگی و اقتصادی در منطقه محل احداث خود خواهد داشت. در ضمن ویژگیهای منطقه ای نیز به عنوان عوامل کلیدی موثر در تعیین محل در مسایل مکان‌یابی محسوب می‌شوند.
فاکتورهای مکان یابی صنعتی:
۱٫نزدیکی به منابع مواد خام: بعضی از کارخانه ها برای انجام فعالیت هایشان به منابع مواد خام نیازمندند. کاملا مشهود است که قرار گرفتن کارخانه ها در نزدیکی مواد خام باعث کاهش هزینه های حمل ونقل می شود ، مخصوصا در مورد مواد خامی که برای حمل ونقل بسیار حجیم و سنگین هستند.
۲٫نزدیکی به نیروگاه و منابع انرژی: برخی کارخانه ها برای اینکه عملکرد مطلوبی داشته باشند ، به مقدار معینی از منابع انرژی نیازمندند.
این بدان معناست که یک محل خوب برای یک کارخانه جایی است که دسترسی نسبتا آسانی به چنین منابعی داشته باشد.کارخانه های اولیه نزدیک نواحی زغال خیز بودند ، اما امروزه نیروی الکتریسیته آزادی عمل بیشتری به کارخانه ها می دهد. برای مثال یک کارخانه شیمیایی برای تولید محصولات خود به منبع عظیمی از گاز و برق نیازمند است.
۳٫دسترسی به نیروی کار: تمامی کارخانه ها برای فعالیت به نیروی کار نیازمندند. نیروی کار ارزان و دردسترس برای کارخانه هایی که به کارگر زیاد نیاز دارند ضروری است. دربرخی موارد نیروی کار باید دارای مهارت وتخصص بالایی باشند. صنایع پیشرفته (از نظر فناوری) باید در جایی مکان یابی شوند که به نیروی کار ماهر دسترسی داشته باشند.
۴٫نزدیکی به صنایع (کارخانه های) دیگر: در جاهایی که صنعت در یک ناحیه متمرکز شده اس

ت ، معمولا تعدادی کارخانه فرعی یا پشتیبان نیز وجود دارد.در برخی موارد این کارخانه ها خدمات وکالاهای ویژه ای برای دیگر کارخانه ها در صنعت فراهم می کنند. برای مثال ، در بنادر ماهی گیری واطراف آن ، ممکن است متخصص خدمات موتوری، متخصص بیمه های دریایی، شرکت متخصص پردازش و توزیع و…وجود داشته باشد.
۵٫حمل ونقل: دسترسی کارخانه ها به شبکه ی حمل ونقل کارآمد ، موجب کاهش هزینه ها و جابه جایی آسان محصولات می شود.
۶٫نزدیکی به بازار: دسترسی به بازار کالاها و خدمات تولیدی یک مؤلفه ی بسیار مهم برای بسیاری از کارخانه هاست؛ از جمله: ۱٫کارخانه هایی که محصولات سنگین و انبوه تولید می کنند و ح تولید می کنند. ۳٫کارخانه هایی که به مردم سرویس دهی می کنند.
دسترسی به بازار برای دیگر کارخانه ها ، نظیر کارخانه های پیشرفته(از نظر فناوری) که محصولات کم وزن با حمل ونقل ارزان تولید می کنند مهم نیست. مانند کارخانه های footloose(آزاد).
۷٫ارزش زمین: زمین های سبز روستایی معمولا ارزانتر از زمین های بایر شهری هستند!
۸٫سرمایه: پول ، تجارت و کسب وکار را راه می اندازد. سرمایه ، اندازه و مکان یابی کارخانه را تعیین می کند.
۹٫سیاست دولت: توسعه صنعتی در بعضی نواحی با تشویق و در بعضی نواحی با محدودیت همراه است.
۱۰٫سایت و زمین: اکثر صنایع برای احداث کارخانه به نواحی بزرگ قابل دسترس ارزان و زمین های مسطح نیازمندند.
علاوه بر این فاکتورها زمین کاربری صنایع باید محکم ومقاوم بوده و تحمل ساختمان ها و ماشین آلات متعدد را داشته باشد. اغلب صنایع باید از مکانهای گود و زمین های با توپوگرافی نا ملایم، گسل ها و مناطق زلزله خیز دور باشد. سطح آب های زیر زمینی ، کیفیت آب، ترکیب شیمیایی و فشار عمق آن نیز در محل استقرار صنایع اهمیت دارد. در استقرار صنایع باید از جلگه های سیلابی حذر کرد. مسیر بادها وطوفان ها نیز از عوامل مهمی هستند که در مکان یابی استقرار صنایع باید به آن توجه کرد. شرایط اقلیمی در استقرار صنایع نقش مهمی دارند و از دیدگاه زیست محیطی به آثار صنایع بر میزان آلودگی آب ، هوا وصدا در محیط شهری باید توجه شود.
علاوه بر رعایت جهت باد، فاصله مناطق صنعتی تا شهر و دسترسی های لازم با توجه به فن آوری رایج از موارد مهم در کاربری شهری است.
در مکان یابی صنایع در بررسی وضعیت جغرافیایی باید توجه داشت که به طور کلی زمین های سست و اراضی ای که بیش از پنج درصد شیب دارند برای گسترش صنایع مناسب نیستند.
نحوه مکان یابی و استقرار صنایع باید در جهت حفظ عوامل زیر باشد:

۱٫ منابع طبیعی و فیزیکی ۲٫ منابع طبیعی اکولوژی ۳٫ منابع مصرفی انسانی ۴٫ ارزشهای کیفی زندگی
اشتباههای متداول در مطالعات مکان‌یابی:
اشتباه در تعیین محل ضررهای جبران‌ناپذیری به دنبال خواهد داشت و گاهی منجر به تغییر محل کارخانه با صرف هزینه‌های زیادشده، یا به رکود و تعطیلی کامل کارخانه می‌انجامد. عموماً اشتباه در تعیین محل، هنگامی پیش می‌‌آید که تعریف درستی از آنچه از ما خواسته می‌شود در دست نباشد. ولی اشتباههای دیگری نیز وجود دارد که حتی مدیران زیرک نیز دچار آن می‌شوند. برخی از این نوع اشتباهها برای توجه بیشتر مدیران، محققان و افرا

د کلیدی و تصمیم گیری در مسایل مکان‌یابی به این شرح بیان می‌شود‌:
۱٫ فقدان بازرسی و شرح دقیق عوامل و نیازمندی‌ها.
۲٫ چشمپوشی از بعضی شرایط موردنیاز و بررسی‌ ناقص نیازمندیهای طرح.
۳٫ علایق شخصی یا تعصبات مسئولان در پذیرش حقایق و دلایل منطقی و علمی.
۴٫ مقاومت مدیران اجرایی در انتقال به محل جدید.
۵٫ توجه بیش از اندازه به نواحی شلوغ و صنعتی و درنتیجه نادیده

گرفتن ناحیه‌هایی که به تازگی صنعتی شده و یا در شرف صنعتی‌شدن قرار دارند.
۶٫ توجه بیش از اندازه به هزینه‌های زمین و در نتیجه انتخاب زمینهای ارزان یا رایگان.
۷٫ بی‌توجهی به هزینه حمل و نقل و عدم برآورد درست آن.
۸٫ قضاوت در مورد نیروی انسای بالقوه بر مبنای نرخ دستمزد و بدون توجه به کارایی، مهارت، سابقه و تاریخچه کارگری و سایر عوامل مؤثر در انتخاب نیروی انسانی.
۹٫ انتخاب جامعه‌ای با سطح فرهنگ و تحصیلات پایین به گونه‌ای که جذب نیروی متخصص بسیار مشکل باشد.