نقاشی منیاتور ایران (ناشی ایرانی)

مقدمه:
مطالعه نقاشی مینیاتور ایران از قرن اخیر شروع شده و از چاپ موضوعات تازه و مطالعه جنبه های ویژه، پیشرفتهای مهمی در هر دهه بدست آمده است، اما با وجود بر این، هنوز مشکلات متعددی از قبیل امضا های مشکوک که مشکل می توان آنها را اثبات کرد، انتساب های دل بخواه قدیمی، دزدی تالیفات و تحریف های زیر کانه که باعث سردرگمی موضوع می شود در این زمینه وجود دارد و چون منابع قابل دسترس در این زمینه به قدر کافی مورد کاوش واقع نشده و به ویژه چون دستاورد

های موجود هنوز به طور سیستماتیک جمع بندی نشده است، بایست کاملاً و نارس تلقی شوند.
تاریخچه مناسبی جهت نقاشی مینیاتور در ایران نیم تو

ان نوشت، مکاتب و کار استادان از روی درجاتشان تعریف می شوند، اما قبل از روشن شدن تاریخ هنر، تحقیقات خاص بسیاری هنوز باید انجام شود.
دیوار نگاه های عمارت چهلستون (کلاه فرنگی، ارشی خانه) قزوین نیز جزء نمونه هائی است که تحقیقات ویژه را طلب می نماید. و شاید در تعیین مرز پیوستگی و اختلاف بین دو مکتب تبریز و اصفهان، نقطه عطف بین مکاتب فوق باشد که با شیوه ای ویژه ساخته و پرداخته شده است.
با توجه به ارزش دیوار نگاه های فوق موضوع این پژوهش تحت عنوان نام «پژوهش و بررسی دیوار نگاه های عمارت چهلستون» انتخاب گردید.

در این راستا، هدف بررسی تمام خصوصیات، وضع محیطی و جنبه تاریخی و …. بود که حاصل کار در سه فصل آماده گردید؛ در فصل اول به پژوهش کتابخانه ای (مطالعه و بررسی تاریخچه بنا و پیشینه تاریخی دیوار نگاه ها) اکتفا گردید و در فصل دوم به پژوهش میدانی بشرح ذیل پرداخته شد:
۱ ) بررسی تاریخچه مرمت عمارت چهلستون و تغییر و تحولاتی که در بنای فوق از سال ۱۳۴۷ تا حال به وجود آمده، در این زمینه کارهای زیر انجام گرفت:
۱ . ۱ ) بررسی اسناد و گزارشهای موجود در مدیریت میراث فرهنگی قزوین؛
۱ . ۲ ) بررسی مرکز اسناد و مدارک میراث فرهنگی تهران؛
۱ . ۳ ) بررسی آرشیو فیلم و عکس موجود در بخش مرمت موزه قزوین؛
۱ . ۴ ) بررسی آرشیو فیلم و عکس موجود در مدیریت میراث فرهنگی قزوین؛
۱ . ۵ ) بررسی نقشه های موجود در آرشیو اداره، مسجد جامع و گزارشها جهت مطالعه و سیر تغییر و تحول در بنا؛
۲ ) تهیه عکس از وضعیت موجود دیوار نگاره ها؛

۳ ) برداشت طرح دیوار نگاه ها (توام با کار مرمتی)؛
۴ ) بررسی کلیه دیوار نگاره های انتقالی موجود در مسجد جامع؛
۵ ) لایه برداری جهت تکمیل کار پژوهش؛
و در نهایت با توجه به نتایج حاصله از پژوهش کتابخانه ای و پژوهش میدانی فصل سوم به طبقه بندی و معرفی دیوار نگاره ها (محل و موقعیت) و بررسی ویژگی های دیوار نگاره های دوره های مختلف (ابعاد، نقوش، رنگ و …) پرداخته شد.
در طبقه بندی دیوار نگاره ها از نظر محل و موقعیت با توجه به وضع محیطی و جنبه تاریخی نیاز به بررسیهای زیر مشاهده شد:

۱ ) طبقه بندی و معرفی دیوار نگاره های داخلی طبقه هم کف؛
۲ ) طبقه بندی و معرفی دیوار نگاره های انتقالی؛
۳ ) طبقه بندی و معرفی دیوار نگاره های بیرونی طبقه هم کف؛
۴ ) طبقه بندی و معرفی دیوار نگاره های طبقه فوقانی؛
۵ ) طبقه بندی و معرفی دیوار نگاره های سر درب عمارت عالی قاپو (درب ورودی شهربانی)
و با توجه به وسعت بررسی (تعداد دوره ها، تعداد لایه ها و شرایط دیوار نگاره ها) و کمبود زمان لازم (وقت گیر قسمت هائی که توام با کار مرمتی بود) جهت تکمیل کار پژوهش برای دستیابی به نتایج بهتر تصمیم به تهیه آن در دو مجلد گرفته شد. لازم به ذکر است که طبقه بندی و معرفی دیوار نگاره های داخلی طبقه هم کف با تقسیم بندی آن به ۹ قسمت (اطلاق) صورت گرفت و در مجلد شماره یک این پژوهش تا قسمت ۶ آن آورده ش و به یاری خداوند متعال بقیه آن در جلد دوم خواهد آمد.
امید است که پژوهش فوق اقدامی باشد در جهت شناسائی و معرفی آثاری که پس از امروز زمان و فراز و نشیب های فراوان اکنون در دست ماست و وظیفه ما حفاظت و انتقال آنها به آیندگان است.
در خاتمه بدینوسیله از استاد ارجمند آقای سید مهدی مجابی، مدیریت محترم میراث فرهنگی قزوین آقای مهدی رضا پور، مسئول موزه قزوین آقای اصغر نیک بخش و همچنین کلیه عزیزانی که در سازمان میراث فرهنگی در بخش های مختلف از همکاری دریغ نکردند کمال تشکر و سپاسگزاری را دارم.

 

فصل اول:
پژوهش کتابخانه ای:
مقدمه تاریخی:
نقاشی ایرانی یکی از مکاتب بزرگ هنر آسائی است و معیارهای سنتی مشترکی با نقاشی ژاپنی، چینی و هنری دارد، اما کیفیات مخصوص و جذابیت خاص خودش را نیز دارا است.محدودیتهای آن مشهود است؛ اما درست به خاطر همین محدودیتها، اهدافش را با تمامیت و درستی ویژه ای دنبال می کند.
بعضی از این محدودیتها از خارج و بقیه با انتخاب خود بخود و طیب خاطر پذیرفته شده است. معمولاً فرض شده است که هنر تصویری در ایران محدود در بستر مینیاتور و به ویژه «تصاویر کتب خطی» است و چون نقاشی های دیواری عمدتاً از بین رفته، در حقیقت از طریق مینیاتور است که ما می

توانیم درباره کیفیات و دستاورد های آن قضاوت کنیم. (البته در بین نمونه های زیادی از این نسخه های مصور، دیوار نگاره هائی به چشم می خورد که داخل یک فضای مسکونی مثل کاخ یا حمام را نشان می دهد) اما نقاشی دیواری از خیلی پیش برای تزئین قصر ها آزمایش و تجزیه شده است و از طریق کاوش روی آثار باقیمانده عهد پارت ها و ساسانیان شناخته شده است و این رسم نقاشی دیواری در عهد تسلط اسلام نیز ادامه یافت. گر چه قسمت زیادی از آن به قصر ها و سکونت گاه های خصوصی اختصاص یافت.

۲ ) نقاشیهای اشکانیان در دوراروی و کوه خواجه (در این نقاشها از رنگ های بدون سایه روشن و به صورت مسطح که از ویژگیهای نقاشی ایرانی است، استفاده شده.)
۲ ) در پنج کنت واقع در مشرق سمرقند در ایالات سعدیان نقاشیهای چندی بر دیوارهای ساختمان های باستانی بدست آمده است که در بسیاری از آنها صحنه های مربوط به تاریخ باستانی ایران و آنچه در شاهنامه فردوسی باز می شناسیم تصویر شده است، این نقاشیها را به اواخر عهد ساسانی نسبت داده اند.

(نقاشی ایرانی از کمترین روزگار تا دوران صفویه)
۴ ) تا این اواخر از نقاشی اوائل دوره اسلامی در ایران چیزی در دست نبود و در سالهای ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹ میلادی (۱۳۵۸-۱۳۵۵) هیئت اکتشافی موزه متروپولیتن در نیشابور در مشرق ایران نمونه هائی از نقاشی و تزئینات دیواری اوایل دوره عباسی کشف کرد. (راهنمای صنایع ایران، صفحه ۴)
از بسیاری از قصر هائی که چنین تزئین شدند، چند تائی باز مانده است، از جمله کاخهای پادشاهان صفوی در قزوین و اصفهان که از میان آنها قدیمی ترین آثار مطالعه شده مربوط به عمارت ارشی خانه (چهلستون) در قزوین است.
دیوار نگاه های بنای مذکور از ارزش خاصی برخوردار بوده و شاید جزء اولین آثار دیوار نگاری تصویری صفوی باشد که تاکنون باقی مانده است.

مرور کوتاهی بر تاریخچه نقاشی دیواری قزوین:

«شاه طهماسب در سال ۹۵۱ هـ . ق بعلت خطر هائی که هر لحظه از طرف ترکان عثمانی تبریز را تهدید می کرد تصمیم گرفت پایتخت را از تبریز به قزوین منتقل کند، بهترین خبر گان هنر را بدانجا طلب نموده باغی مربع شکل موسوم به سعادت آباد و در میان آن عمارات عالی و تالار های متعالی و ایوان ها با تزئینات گوناگون از جمله نقاشیهای رنگی طرح انداخت.
علاقه شاه طهماسب به نقاشی سبب ساز پیشرفت یکی از هنرهای کهن ایران یعنی دیوار نگاره شد. امروزه از کاخ های شاهی به جز سر درب عمارت عالی قاپو (درب ورودی شهربانی) و عمارت کلاه فرنگی (در متون متاخر ارشی خانه و چهلستون هم خوانده شده که زمانی ساختمان فرمانداری و امروزه محل موزه شهر است) چیز دیگری باقی نمانده است.»

وجود لایه های مختلف نقاشی در کاخ حاکی از گذشت دورانهای مختلف بر آن می باشد که با مطالعه و بررسی آنها و استناد به متون کهن و سفرنامه ها و ادبیات منظوم می توان با ویژگیهای نقاشی دیواری در قزوین و سیر تحول آن آشنائی پیدا نمود.
همان طور که اشاره شد شاه طهماسب در سال ۹۵۱ هـ .ق پایتخت را به قزوین منتقل کرد و خود او شخصاً بیشترین سهم را در دیوار نگاری بر عهده گرفت. قاضی احمد در این باره می نویسد:
«تصویر و کار آن والاگهر (شاه طهماسب) بی نظیر بسیار است و چند مجلس در ایوان چهلستون دارالسطنه قزوین است از آن جمله مجلس یوسف و زلیخا و نارنج بری خواتین مصر و زنان زیبا.»

دیگر نقاشیانی که در این زمان کاخهای باغ سعادت آباد را تزئین کرده اند عبارتند از: سلطان محمد، مولانا محمد شیرازی، مولانا مظفر علی، و میر مصور که قاضی احمد نام آنها را در گلستان هنر آورده و همچنین صادق بیک افشار، سیاوش جرجانی، میر سید علی، عبدالصمد ، شاه محمد و شاه قلی تبریزی، از دیگر نقاشان دوره شاه طهماسب بوده اند که نام آنها در کتب دیگر آورده شده است.
نقاشیهای این دوره بر مبنای دستاوردهای هنر تصویری تبریز در مورد مناظر طبیعت و محیط متحول شد، نقاشیها اکنون پس زمینه یا نمای بنا را نشان نمی دهند و سطح آنها تماماً برای نمایش فضای فراخ و عرصه آدمها بکار می رود. در سال ۹۵۴ هـ. ق جهت فکری شاه عوض شده و به هنر کمتر توجه میکند و نقاشان برای یافتن حامیان جدید به جاهای دیگر میروند. بسیاری از نقاشان به کارگاه ابراهیم میرزا که نقاشان و خطاطان را از تبریز و هرات و سایر شهر ها به مشهد برده بود، روی می آورند.

نقاشان کارگاه ابراهیم میرزا ۱۲ در مشهد عبارتند از : «عبدالله مذهب در تذهیب و طلاکاری، ابراهیم میرزا علی اصغر در رنگ آمیزی و کشیدن درخت و کوچه و بازار ۱۳» ، محمدی ۱۴، شیخ محمد و مولانا اصغر کاشی۱۵٫
«نقاشی های مشهد به خاطر اسلوب لطیف و بی تکلف نقاشیها از لحاظ تاکید های رنگ و ریتم متنوع لکه های سفید بس اهمیت دارند. نظم لکه های سفید بویژه در ترکیب بندی کل صحنه حائز اهمیت است. دستاوردهای سپید که دنباله آن از یک سو آویزان است و یا در زنخدان قرار گرفته، سر ببیند سپید زنان، خطوط سفید جامگان، ترکیب شگفت انگیزی از حرکت خطها و لکه های سفید پدید آورده اند. سالیان بعد در هنر تصویری قزوین در اواخر سده دهم این نقش و نگار خواستاران بسیار خواهد داشت.»

پس از مرگ شاه طهماسب، شاه اسماعیل دوم در سال ۹۸۴ به مدت یکسال پادشاهی کرد و دوباره کارگاه درباری قزوین را دایر نمود و بهترین نقاشانی را که در شیوه های مشهد و یا تبریز کار میکردند، به آنجا فرا خواند و اشتراک مساعی آنان بود که بعداً به شیوه نوین قزوین در سالهای آخر سده دهم انجامید. نقاشان دربار شاه اسماعیل دوم عبارتند از : سیاوش جریانی، شیخ محمد، مولانا اصغر کاشی، استاد محمد حسین طوطی و محمدی.
«شاه محمد خدابنده، نیمکوری که پس از شاه اسماعیل دوم، یازده سال (۹۹۶ -۹۸۵ هـ) بر ایران سلطنت کرد و یکی از شوم ترنی و ناهنجار ترین دوران تاریخ ایران را رقم زد.«
در سال ۹۹۶ هـ ، شاه عباس وارد قزوین شد و پایتخت را تصرف کرد، از هنرمندان زبردست و معروف معاصر او «آقا رضا کاشی، رضای مصور عباسی، صادق بیک افشار، حبیب الله ساوجی» مظفر علی، سیاوش، شیخ محمد و میر مصور را میتوان نام برد.
شاه عباس در سال ۱۰۰۶ هـ.. ق پایتخت را به اصفهان برد. از مهمترین کارهای این دوره میتوان مجموعه طراحی ها و نقاشیهای شیخ محمد، محمدی مصور و صادق بیک افشار و همچنین تعدادی از کارهای آقا رضا که بعدها به رضا عباسی معروف شد را نام برد. شاه عباس پس از انتقال پایتخت به اصفهان تغییراتی در کاخهای قدیمی بوجود آورد. نقاشیهای لایه دوم در عمارت ارشی خانه مربوط به این دوره می باشد.
«دولت صفوی همانطور که در ایجاد وحدت سیاسی ایران تاثیر دا

شته، در توحید اسلوب و روشهای فنی نیز موثر بوده است و در دوره این سلسله همان اندازه که استقلال سیاسی تحقق یافته، توحید روشهای فنی نیز عملی شده است. پس بیمورد و مایه تعجب نبوده که روش و اسلوبی که در تبریز و قزوین بوجود آمده است، عمومیت بیابد و آثار فنی هنرمندان درباری در این دو شهر نمونه ای بشود که سایر نقاشان با هوش در سایر نواحی کشور از آن پیروی نمایند. زیرا در آن وقت همان روش رمز وحدت فنی کشور ایران بوده است.»
بطور کلی دیوارنکاری در قزوین در طی مسیر خود چهار دوره را پشت سر گذاشته :
الف ) دوره اول در زمان پادشاهی شاه طهماسب (دوره انتقالی).
ب ) دوره دوم بعد از باز گردانیدن کارگاه نقاشی از مشهد به دربار قزوین در زمان شاه اسماعیل دوم (مکتب قزوین)
ج ) دوره سوم در زمان پادشاهی شاه عباس اول پس از پایتخت شدن اصفهان (مکتب اصفهان)
د ) دوره چهارم در زمان پادشاهی سلسله قاجاریه.
پاورقیهای مرور کوتاهی بر تاریخچه نقاشی دیواری در قزوین :
۱ ) مقاله باغ سعادت آباد و کاخهای صفویان در قزوین، خانم محبوبه امیر غیاثوند مجله باستان شناسی و تاریخ، زمستان ۱۳۶۷٫
۲ ) متون کهن و سفرنامه ها و ادبیات منظوم از جمله مواردی است که میتوان بر آنها تکیه کرد، عبدی بیک شیرازی نویدی به تشویق شاه طهماسب خمسه سوم خود را که عبارت از مثوبیهای روضه الصفات، دوحه الازهار، جنه الاثمار، زینه الاوراق و صحیفه الاخلاص میباشد، عموماً به وصف شهر قزوین اختصاص داده است. مثنوی اول شامل تصویر عمومی باغ و کاخ سعادت آباد و مثنوی دوم، توصیف تزئینات و تصاویر کاخهاست.

۳ ) در متون متاخر عمارت کلاه فرنگی شاه طهماسب کاخ چهلستون نامیده شده است، حال آنکه کاخ چهلستون در متون تاریخی «ایوان چهلستون» نامیده شده و عبدی بیک شیرازی آنرا با نام ایوانهای شاهی به نظم کشیده است، بنای دیگری است. بهر حال این دو بنا هر یک برای منظور خاصی ساخته و پرداخته شده بود و از نظر معماری و حتی تزئینات تفاوتهای بسیاری داشتند. ارشی خانه (کلاه فرنگی) با تزئینات و تصاویر ویژه خود، کوشک ظریف و کوچکی بود، مختص زندگی خصوصی شاه و ایوانها با فضاهای وسیع و تصاویر داستانی، محلی بوده است برای رت

ق و فتق امور مملکتی که اولی از دستبرد – زمانه مصون مانده و دیگری بکلی از بین رفته است.
«مجله باستان شناسی و تاریخ، مقاله خانم محبوبه امیر غیاثوند، زمستان ۶۷»
۴ ) سلطان محمد : نگاره های او قطع وسیع دارند و بسیار افسون کننده هستند، بعلاوه سلطان محمد آشکارا در ترسیم جانوران خاصه اسب استاد است. پیکرهای انسانی وی متین و سرشار از زندگی هستند ولی عامل تعیین کننده ای وجود ندارد تا انسان او را چهره پرداز بزرگی بیانگارد.
«نگاهی به نگار گری ایران، با زیل گری»

۵ ) اسکندر منشی از شیخ محمد شیرازی بعنوان نقاش و خطاطی چیره دست یاد میکند که الگوهای اروپائی را تقلید میکرد.«کیمیای نقش، محمد خزاعی» و بعضی می گویند، در زمان شاه طهماسب نزد ابراهیم میرزا بکار مشغول میشود و امکان دارد که در این دوره آثار دیگری را بوجود آورده باشد.
«نقاشی ایران، با زیل گری»شیخ محمد در سبک مشهد، کارهایش حالت عیاشی بز بوده، او به درخشندگی و شکوه و جلال خیلی علاقمند بود و راجع به نقاشی جاه طلبانه فکر میکرده است. «سیری در ملکوت». LES JARDINS DUDESIR , P.174
6 ) تصویر های عمارت دولتخانه همایون و مجالس ایوان چهلستون در قزوین طراحی مولانا مظفر علی و اکثر نگاشته ارقام زرین اوست. مصوری خوب و طراحی بی بدیل بود. وفات وی در اواخر نیمه دوم قرن دهم و قبرش در شاهزاده حسین قرار دارد.

«گلستان هنر، قاضی احمد» مظفر علی از فرمهائی که در حال حرکت باشند کمک می گیرد و حرکات سریع را در کارهایش دارد.«سیری در ملکوت» LES JARDINS DUDESIR , P.174
7 ) میر مصور از شاگردان بهزاد بود. ابتدا در تبریز و سپس در قزوین مشغول کار نقاشی بوده است. از مشخصات طراحی های این هنرمند استفاده از خطوط روان است.«کیمیای نقش» «محمد خزاعی»
۸ ) صادق بیک افشار در دربار شاه طهماسب نقاشی میکرد، وی در آغاز در نزد استاد مظفر علی به آموختن پرداخت. سپس به قزوین آمد و جز و نقاشان دربار شاه عباس در آمد و رئیس کتابخانه سلطنتی منسوب شد. .«کیمیای نقش» «محمد خزاعی»

استاد صادق بیک افشار متخلص به مجلسی که ملازم شبانه روزی استاد مظفر علی طراح بسیاری از نقشهای چهلستون بوده است، و از نقاشان مشهور زمان شاه طهماسب بوده و در آفرینش هنری عمارت شاهی قزوین بی تاثیر نبوده است. «مجله هنر و مردم شماره ۱۸۲، مقاله دکتر اشراقی»
۹ ) سیاوش جریانی، یکی دیگر از هنرمندان دربار شاه طهماسب است. پس از در گذشت شاه به قزوین رفت و در کتابخانه شاه اسماعیل دوم مشغول بکار شد. وی اواخر عمرش را در اصفهان و در دربار شاه عباس گذراند. .«کیمیای نقش» «محمد خزاعی» نقش سپاه و کوه پردازی او را کمتر کسی داشت.

۱۰ ) «سیر تاریخ نقاشی ایران، نوشته لورنس بنیون و …»
۱۱ ) کتاب استاد ساکیسیان در شناسائی تراجم مصورین و نقاشان. «تاریخ نقاشی ایران، زکی محمد حسین» صفحه ۱۴۳
۱۲ ) ابراهیم میرزا فرزند بهرام میرزا و نوه شاه اسماعیل اول صفوی است که به دستور طهماسب در سال ۹۶۴ هـ به مشهد میرود و بیست سال آنجا میماند و در سال ۹۸۴ هـ، به دستور شاه اسماعیل دوم به قتل میرسد. .«کیمیای نقش» «محمد خزاعی»
۱۳ ) «نقاشی ایران، با ذیل گری، صفحه ۱۲۶».
۱۴ ) محمدی فرزند و شاگرد سلطان محمد بود، در ابتدا در دربار شاه طهماسب در تبریز کار میکرد، سپس در قزوین و اصفهان به کار هنری مشغول شد. اوج شکوفائی محمدی در دوره شاه اسماعیل میباشد. .«کیمیای نقش» «محمد خزاعی»
۱۵ ) مولانا اصغر کاشی، پدر نقاش معروف شاه عباس، رضا عباسی است. او در ابتدا جرو و نقاشان دربار سلطان ابراهیم میرزا در سبزوار بود. با روی کار آمدن شاه اسماعیل دوم به قزوین آمد و جزو اصحاب کتابخانه شاه شد. .«کیمیای نقش» «محمد خزاعی»
۱۶ ) «همگانی نقاشی با ادبیات در ایران، نوشته م. م اشرقی، ترجمه روئین پاکباز»
۱۷ ) استاد محمد حسین طوطی اهل قزوین بود و شاگرد سلطان محمد و آقا میرک و مقام مهم ریاست نقاشان دربار را در زمان شاه اسماعیل دوم عهده دار بود و در سال ۱۰۰۵ هجری شمسی در تبریز از دنیا رفت. .«کیمیای نقش» «محمد خزاعی»
۱۸ ) «شاه عباس کبیر، مرد هزار چهره، محمد احمد پناهی»
۱۹ ) «شاه عباس کبیر، مرد هزار چهره ، محمد احمد پناهی، صفحه ۲۰۳»
۲۰ ) «پایان نامه دوره لیسانس برنا بدیعی نگارگری دوره صفویه (شاه اسماعیل – شاه طهماسب)».

فصل دوم

پژوهش میدانی :
۱ ) بررسی تاریخچه مرمت عمارت چهلستون و تغییر و تحولات بوجود آمده در بنای فوق :
در عمارت چهلستون که زمانی ساختمان فرمانداری بود و از سال ۱۳۴۷ به اداره فرهنگ و هنر واگذار شد و امروزه محل موزه شهر است، تاکنون، تغییراتی بوجود آمده که برای دستیابی به اطلاعات درست در زمینه دیوار نگاره ها بررسی تاریخچه مرمت آن لازم و ضروری میباشد، در این زمینه بررسیهای زیر انجام گرفت :
۱ . ۱ ) بررسی اسناد و گزارشهای موجود در مدیریت میراث فرهنگی قزوین
۱ . ۲ ) بررسی مرکز اسناد و مدارک میراث فرهنگی تهران
۱ . ۳ ) بررسی آرشیو فیلم و عکس موجود در بخش مرمت موزه قزوین
۱ . ۴ ) بررسی آرشیو فیلم و عکس موجود در مدیریت میراث فرهنگی قزوین
۱ . ۵ ) بررسی کلیه نقشه های موجود در آرشیو مدیریت میراث فرهنگی قزوین (داره، مسجد جامع و گزارشات)
۱ .۱ ) بررسی اسناد و گزارشهای موجود در مدیریت میراث فرهنگی قزوین :
در این زمینه ابتدا به بررسی اسناد و مکاتبات و گزارش های موجود در

، مدیریت میراث فرهنگی قزوین در رابطه با تعمیرات چهلستون پرداخته شد.
در مکاتبات اداری سالهای ۱۳۵۳ و ۱۳۵۴ آقای ترکمان اشاره به گزارشاتی در زمینه تعمیرات شده بود و همچنین در مکاتبات اداری سال ۱۳۵۴ آقای نعمت الهی اشاره به گزارشی شده بود که جهت بردن آن به تهران ماموریت گرفته بود.
در نهایت پس از جستجوهای به عمل آمده سه گزارش با مشخصات زیر در مدیریت میراث فرهنگی قزوین، بدست آمد:

گزارشگر یک، گزارش آقای ترکمان مربوط به نیمه اول سال ۱۳۵۳ شامل: ۴۱ صفحه، ۵۱ عکس و یک نقشه؛
گزارش دو: گزارش آقای ترکمان مربوط به نیمه دوم سال ۱۳۵۳ شامل: ۹۷ صفحه، ۱۲۵ عکس و ۳ نقشه.
گزارش سه: گزارش آقای ترکمان مربوط به سه ماهه اول سال ۱۳۵۴ شامل: ۲۲ صفحه، ۲۶ عکس، و ۴ نقشه.
که گزارشهای ۱ و ۲ در مسجد جامع و گزارش ۳ در موزه بود که همه آنها به آرشیو مرمت موزه منتقل شد. لازم به ذکر است که از هر یک از گزارشهای فوق یک نسخه کپی تهیه شد، همچنین به دلیل پوسیدگی و آسیب پذیری صفحات گزارش های فوق اقدام به احیاء آنها توسط صفحات مقوائی گردید و هر یک درون زونکنی جداگانه قرار گرفت.

 

 

۱ . ۲ ) بررسی مرکز اسناد و مدارک میراث فرهنگی تهران:
جهت پیدا کردن گزارشی که آقای نعمت الهی در مکاتبات اداری سال ۱۳۵۴ به آن اشاره کرده بود به مرکز اسناد و مدارک میراث فرهنگی تهران مراجع شد، بدلیل عدم پایان کار ساماندهی آن مرکز دادن پاسخ قطعی را به اوایل سال ۱۳۷۵ موکول کردند، در مراجعه بعدی به آن مرکز گزارش مورد نظر مربوط به شش ماهه اول سال ۱۳۵۴ پیدا شد و در اختیار اینجانب جهت نت برداری قرار گرفت همچنین از بعضی تصاویر آن نیز نسخه ای تهیه شده، حاصل کار به عنوان گزارش شماره ۴ تغییراتی در آرشیو مرمت موزه در مدیریت میراث فرهنگی قزوین جایگزین شد.

۱ . ۳ ) بررسی آرشیو فیلم و عکس موجود در بخش مرمت موزه:
در این مرحله به بررسی آرشیو فیلم و عکس موجود در بخش مرمت موزه پرداخته شد نتایج حاصل از بررسی فوق به قرار زیر می باشد:
در این بخش یک آلبوم حاوی تعدادی عکس بدون تاریخ و مشخصات، ۸ عدد زونکن که درون آنها جمعاً ۳۹۵ عدد کارت عکسدار بود (به جز ۷ تای آنها بقیه دارای نگاتیو بودند) و همچنین ۵۷ عدد نگاتیو ۱۲۰ سیاه و سفید، ۷۷ عدد نگاتیو، ۱۲۰ رنگی، ۹ عدد نگاتیو ۱۳۵ سیاه و سفید و ۱۵ عدد نگاتیو ۱۲۵ رنگی و تعدادی عکس رنگی و سیاه و سفید بود. نمونه های فوق

بررسی شد و تا جائیکه امکان داشت یک طبقه بندی اولیه انجام گرفت.

۱ . ۴ ) بررسی آرشیو فیلم و عکس موجود در مدیریت میراث فرهنگی قزوین:
نتایج حاصل از بررسی آرشیو فوق در مجموع عبارتند از: ۵۶۷ عدد نگاتیو ۱۲۰ سیاه و سفید، ۲ عدد نگاتیو ۱۲۰ رنگی، ۱۱۲ عدد نگاتیو ۱۲۵ سیاه و سفید، و ۷ عدد نگاتیو ۱۳۵ رنگی و تعدادی عکس رنگی و سیاه و سفید که به آرشیو مرمت موزه منتقل شد.