بررسی کلی درباره دولتهای افشاریه وزندیه

انحطاط سلسله صفوی و تزلزلی که در ارکان قدرت ۲۵۰ ساله آن پدید آمد موجب بروز فتنه هایی بسیار در ایران گردید. که نه تنها عاقبت به در هم پیچیده شدن بساط حکومت مرشد زادگام اردبیلی انجامید که بل، عرصه آشوب را به سرعت در سرزمینهای پهناور فلات ایران گسترد و به سر جنبانان داخلی و مدعیان خارجی اجازه داد که به بهانه های گوناگون ، از هر گوشه سر بلند و کوس ادعا بکوبند!

اینک باید به کیفیت اغتشاشهایی پرداخت که بلافاصله بعد از تسلیم اصفهان ، و بر چیده شدن واقعی بساط حکومت صفویان، در بسیاری از نقاط ایران، بر پاخاست و تا آنجا که به روی کار آمدن سلسله کم دوام افشاریه بینجامد، مورث فلاکتهای بسیار و مصائب بیشمار برای توده های ضعییف و گلد های شده اجتماعی گرداند.
– با حکومت خاندان زند بار دیگر سرزمین ایران قادر شد که از وحدت و امنیت سیاسی و اجتماعی ویژه ای بر خوردار شود، به خصوص که پس از قتل نادر جانشینان وی هرگز توفیق نیافتند که قدرت سیاسی سرزمین نادر را به ایران باز گردانند. قلمرویی که کریم خان از عصر نادری به ارث برد، سرزمینی نا آرام و مواجه با جنگهای داخلی و حکومتهای کوچک محلی بود که هر یک سعی می کرد، بخشی از قلمرو نادری را به صورت متصلی هویت سیاسی بخشد. این کوشها در شرق و غرب ایران به جشم می خورد.

ها نشینان نادر در حقیقت در بخش کوچکی از سرزمین پهناوردی ، خراسان ، به حیات سیاسی خود ادامه دادند و کریم خان اگر چه سالهای اول سیاسی خودرا صرف یکپارچه کردن و وحدت سیاسی ایران کرد و به سرعت اراضی شمال ، شمال غربی و غرب ایران را زیر سلطه خویش در آورد اما آنان را در قلمرو سنتی خود باقی گذارد. و این وحدت و امنیتی که کریم خان به ایران بخشید بار دیگر به مردم کشور امکان داد تا در جهت بهبود امور اقتصادی و اجتماعی خود کوشش کنند.

فصل اول :
از این هنگام
یکی از نوابغ شرق ظهور کرد این شخص نادر قلی نام داشت و از طایفه کوچک قرخلو از ایل افشار بود. ایل افشار از بیم مفعول ، ترکمنستان را ترک کرده، ودر آذربایجان استقرار یافتند. زبان مادری نادر ترکی بود. او در کرم ۱۱۱۰ در دستگردتر لویافت رهبد ها در آنجا بینایی به نام هولودگاه ساخت. پدر نادر اما هم قلی نام داشت که نقلش پولیتن دوزی و گله داری بود؟ در کودکی او مرد. نادر در ۱۸ سالگی به خدمت بابا علی سبک یکی از روسای افشار که حاکم ابیوردبود داخل شد و دخترا ورا به زنی گرفت. که از او رضاقلی میرزا به وجود آمد. و پس از مرگ پدر زنش به حکومت

ابیورد رسید. سپس به خدمت هیلک محمود دستیابی در آمد و از طرف خادما به دفع از بکان گردید در این هنگام شاه طهماسب از پیش ترکان و افغانان گریخته خود را به مازندران رسانید و ملک محمود ستیانی می خواست او را به یک حمله از پای در آورده و شاه طهماسب از نادر کمک

خواست. نادر به اردوی طهماسب بپوست و چون فتحعلی خان قاجار را همه کاوه شاه بودند راه می دید تصمیم گرفت او را از پیش بار خود بردارد. و فتحعلی خان نیز خطر نادر را حس کرد درصدد بر آمد که به ملک محمود ستایی ملحق شود. چون این توطئه کشف شد شاه طهماسب دستور داد فتحعلی خان را به قتل برسانند. نادر به دستور شاه طهماسب مشهد را فتح کرد. و در کنار رودخانه کوچک مهماندوست با اشراف افغان که یزد و کرمان را مسخر کرده بود جنگ کرد و آنان را

شکست داد. شاه طهماسب از پیشرفتهای نادر خوشحال شد و یکی از خواهران خود را به ازدواج او در آورد. مقاری فتح هدات نسخه عهد نامه ایران و عثمانی که تو شاه طهماسب بسته شده بود به دست نادر و او از آن قرار داد نهایت تمسخر خود را نشان داد. طهماسب قلی خان پس از برگزار کردن مراسم عروسی رضا قلی میرزا با خواهر شاه طهماسب به یاری برادر خود ابراهیم خی ظهر اولیه که مشغول دفع تراکمه حدود دشمن بودشتافت. و پس از آن حکومت خراسان را به بردارش داد و روزانه گرگان ند.

در آنها شنید که روسها گیلان را ترک گفته اند. به شاه نامه نوشت که در قم یا تهران به لشکر او بپوندد. شاه تعطیل کرده با احمد پاشا والی بغداد گفتگو شد و این امر نادر را مجبور کرد بخشها اصفهان بیاید. شاه به دیدن نادر آمد و نادر با نهایت کوچکی و او را در پنجم المال سال ۱۱۴۵ از سلطنت خلع کرد و کودک شیر خوار اش جنام شاه عباس سوم را ناخرد پادشاهی کرد.
و خود نیایت سلطنت او را بر عهده گرفت. از این پس نادر قلی لقب طهماسب قلی خان را برداشته و از القاب وکیل الدوله ونایب السلطنه بر خود نهاد. در این مدت جنگ با عثمانی – وتیام مهد خان بلوچ ) به ساحل ارس آمد ور دشت صفان ار دوزد.
پس از بیرون راندن توکها و روسها از سراسر ، و سرکوب کردن شورش

های داخلی افقانان آرامش وامنیت به مردم مملکت، در حالیکه مرز های قطعی کشور، جز در قند ها به حال طبیعی در آمد بود، نادر تصمیم گرفت که نیت اساسی خود در ابرای شناسایی حکومتش به عنوان نماینده حقیقی توده های ایرانی عمل بکند.
به حقیقت او، در این تاریخ گرامی ترین فرزند کشور برای تصاحب وتخت بود که نه تنها از دورن پایین قشر های اجتماعی بر خاسته ودر تلخ ترین شرایط برای نجات وطن قیام کرده بود.

بلکه به استعانت رای بلند و طبع خردمند، مستعددترین افراد برای زمامداری محسوب می شد.
او تا اینجا به خوبی توانسته بود که نقش تاریخی خویش را به عنوان فرزند صمیمی مملکت اینجا کند و غرور ملی عناصر ایرانی را بدانان باز گرداند، و اینک این مردم بودند که باید رای خویش را برای تثبیت حق تاریخی خدمتگزاری او اعلام دارند و با تعیین تکلیف مقام سلطنت سپاسگزاری ملت را بد و ابلاغ کنند
– نائب السلطنه ایران برای بر گرداند، مراسم نوروز سال ۱۱۴۸ هـ – مقرر داشت که جمعی از نمایندگان اعیان، روسای ایران، روحانیان، بزرگان و حکام و لایات به دشت مغان دعوت شوند تا امور مهم کشور با آنها به بحث گذاشته شود. پس از آنکه اراده جمع ، بر انتخاب نادر تعلیق گرفت ، او به شرط تحقق ترتیبات ذیل قبول مسئولیت کرد:
– ۱ ) اینکه ایرانیان سبّ ووفض را که به وسیله اسماعیل اول اعلام گردید، ترک کنند.
۲ ) اینکه کامبروی از تقالیسم امام جعفر صادق (ع) آیین جعفر را به عنوان رکن پنجم اسلام بپذیرند.
۳ ) ایرانیان از طرفداری خاندان صفوی است برداشته وهیچ یک از فرزندان آن خاندان را پناه ندهد و الا سال و جان آنها در اختیار سلطان خواهد بود.
۴ ) سلطنت درخاندان نادر مورثی باشند.
در این زمینه بوسیله شورا مغان سندی تهیه و امضاء شد.

تسخیر هندوستان
۱ ) پس از تاجگذاری و از بین بردن یاغیان بختیاری نادر موقعیت را برای استرداد قند ها روی رسانیدن سرحدات شرقی کشور به مرز های طبیعی آن مناسب می دید و پس از تجهیز سیاه و جمع آوری مالیات در رجب ۱۱۴۹ در راس هشتاد هزار سیاه از راهابرقو و کرمان رهسپار قند هت رشد. حسن سلطان که از حرکت وی مطلع شده بود آذوقه کافی در شهر گرد آورد و صیدال خان افغان را به قصد شبیخون بر سپاه نادر فرستاد که صیدال شکست خورد و عقب نشینی کرد و

حاکم قند ها رو او ادار به حصار داری ساخت. و اما استحکامات شهر به نوعی بود که امکان فتح سریع آن نمیرفت. بنابه گفته مرعشی ، در زمان گرگین خان، هفت حصار و پنج دروازه و سه برج داشته است محاصره شهر ۱۵ ماه طول کشید و سرانجام به همت مردان دلار و بختیاری یکی از بر جای مهم آن سقوط کرد و به دنبال آن ، همه شهر به تصرف ارتش در آمد.
– در حین محاصره قند ها ی شهر های بست و مضا و تمام بلوچستان و مکران به تصرف نیرو های دولتی در آمد.

در ایام محاربه قندهای، نادر سفیر تازه ای به دهلی فرستاد و از پادشاه هند، تقاضا کرد که بنابر اتحاد ها بین در کشور توقع دارد که به حکام مناطق سرحدی فرمان دهد از ورود فرایان افغان به خاک هند جلوگیری کنند.
ولی متاسفانه باز جوابی نیامد و این بار خود مهم شد که برای آرامش دادن قطعی به صفحات مرزی و رسانیدن مملکت به حدود تاریخی آن اقدام نهاید. و بهانه های نادر برای حمله به هند هر چه که بود، بی شک از ظربی اوضاع آن کشور ناشی می شد. نادر در صفر ۱۱۵۱ غرنین و در ربیع الاول کابل و در جمادی الثانی همین سال جلال آباد را مسخر کرد. نادر آنگاه برای انجام نبردی قطعی که می یابد سرنوشت سپاه ایران را تضمین کند، به جانب دهلی روی نهاد چون شنید که محمد شاه با ارتش هند در کرنال اقامت گزید. و آرایش جنگی گرفته اند، بانسوم حرکت نمود.تعداد قوای ایران را پس از وضع ضایعات میان را، و تفریق آن عدد که برای حفظ قاطع و خط رجعت اردو مامور شده بودند به ۸۰۰۰۰ الی ۹۰۰۰۰ نفر بالغ دانسته اند و اردوی محمد شاه را در حدود ۳۰۰۰۰۰ نفر نظامی و ۲۰۰۰ فیل و ۹۰۰ توپ ذکر کرده اند که در این جنگ دلیری و تدبیر نادر شاه و بیشتر به دلیل کفایت شخصی فرماندهان در این جنگ سپاه محمد شاه به معاصره افتاد و فتعلی آذوقه و علوفه برای سپاه و چار پایان آنها را از پای در آورده بود، مذاکرات صلح انجام شد ومحمد شاه خود به خدمت نادر رسید و با گرفتن اطمینان بر دوام و قای خود، ارتش ایران را به دهلی دعوت کرد.

واقع شورش دهلی:
هنوز دو روز از ورود نادر به دهلی نگذشته بود که برخی از اشرار خبر مرگ او را بر سرزبان ها انداختن و عوام شهر نیز از جای بر آمده بر ایرانیایی که در اطراف مستر بودند، حمله بودند. نادر به مجرد شنیدن قضیه چند نفر را فرستاد تا به مردم بفهمانند که خبر نادرست است اما فرستادگان او را کشتند و چون روز بعد، در طلوع جز خود به میان مردم رفت و خواست تا شورش را فرو نشاند، تیری به جانبش انداختند و یکی از نزدیکان او را به خطا کشتند . و نادر چون اوضاع ا این چنین دی

د دستور داد که هر جا یک قزل باش به قتل رسیده ، کسی را زنده نگذارند. سرانجام به شفاعت محمد شاه و وساطت نظام الملک آتش

غضب نادر فرو نشست و پس از آن که «قتلی به افراط کرده شد و اموال به یغما و عیال به اسیری بودند» فرمان امان صادر شد.
– و نتایج این سفر طولانی؛
۱ ) خزانه و جواهرات سلطنی هندوستان به نادر تقدیم شد.
۲ ) ممالک واقع در مغرب رودخانه اتک و سند و کابل در غزنین و کوهستان افغانستان به ایران واگذار شد.
۳ ) علاوه بر جواهرات سلطنتی و تحت طاوس و تحت مرصع مقداری سکه های طلا ونقره – و پارچه های قیمتی و ویایل خانه ، اسلحه و توپ ۱۰۰۰ فیل و ۱۷۰۰۰ اسب و ۱۰۰۰۰ شتر و ۱۳۰ نویسنده و ۲۰۰ آهنگر و ۲۰۰ تاجر از هند؛ ایران آورده شد و حدود ۶۰۰۰۰ جلد از کتابهاب خطی گرانبها را به ایران گسیل داشت.
اگر چه اینن لشکر کشی برای ایران فوایدی داشت ، اما برای دولت هند صدمات سنگین و جبران نا پذیری وارد کرد
– تسخیر ماوراد الهنر و خوارزم.
– نادر این اندیشه را از دیر باز به خاطر سپرد. بود که مرز های مطمئن کشور را باز یابد. ابوالفیض خان حاکم بخارا در خود توان مقاومت نمی دید، لذا با خضوع و تکریم رسولانی اغدام بارگاه داشت و نادر را مهمان بزرگ و عالیمرتبه خویش خواند نادر اطاعت او را پذیرفت وحکومت بخارا را با عنوان سلطنت دوباره بدو و بخشید و نادر برای تحکیم بنای مودت دختر ابوافض خان رابرای رضاقلی میرزا خواستار شد.

– انتظار شاه این بود که ایلبارس خان از یک حاکم خوارزم هم در بندگی گشاید و از کار های زشت گذشته نادم شود، ولی او بر عکس از در دشمنی وارد شد. نادر ایلبارس را در جنگی سخت مغلوب کرد و خیوه را تصرف کرد.
– در سال ۱۷۴۱ – ۱۱۵۴ م ایران تحت لوای نادری به قدرت منبط و شایسته ای تبدیل شده بود که در سراسر آن نظم ، امنیت و آلودگی به چشم می خورد. و ثروت سرشار ی که به همت بازوی دسماوران و خرمندیو رهبری نادر از هند به دست آمده بود نویذ آینده ای عرضه را به جامعه ایران می داد.

تا اینجا نادر آنچه کرده بود، مفهوم روشنی از اقدامات اساسی برای نجات کشور، حفظ آبروی تاریخی آن و باز گرداندن غرور اعتبارات ملی داشت ولی برخی اقدامات شدیدی جنبه خود خواهانه و انتقام گیرانه پیدا می کند. مقصد نادر انتقام گیری از سرکشان و اغستان بود که به هنگام عزیمت او به هند، بردارش ابراهیم خان ظهیر الدوله را کشته. حادثه تیر اندازی به او، موجب شد که ببر رضا قلی میرزا فرزند هم رکابش گمان بود. برد و او را وادار به توقف در تهران نماید. از روزی که در جنگل مازندران به نادر تیر اندازی شد. بود ظن شاه به فرزند ارشد ش زیاد شد. و عواملی چون سکه به نام خود زده بود. و کشتن طهماسب و فرزندانش موجب ناراحتی شاه ند. بود ودر داستان خواستگاری ابوالفیض خان کدورتی برای نادر حاصل شد نادر از این نوع رفتار ها که بوی استقلال و خود سری می داد،ناراضی بود چشمان رضا قلی میرزا را کور کرد و نادر پس از این سانحه قرار و آرام خود را از دست داد، و از ظلمی که به فرزند کرده بود چنان متلاطم شد که روز به روز احوالش پریشان تر می شد. و تا پایان عمر جزء واقعه نبرد با عثمانها امر مهمی انجام نداد.

– بقراریکه در بیان حوادث سال تا جگذاری نادر اشاره شد او ضمن صدور منشوری برای مردم ایران که خواست به معتقدان جامعه اهل سنت فلات ایران احترام بگذارند. نامهای نیز برای سلطان عثمانی نوشت و در خواستهای هندهی خود را به اضافه تمایل به استقرار روابط سیاسی و آزادی اسیران جنگی به باب عالی اظهار داشت دولت عثمانی استرداد ارای طرفین ، تاسیس نمایندگی سیاسی در دو کشور و رعایت حال زاتژان ایراض را پذیرفت اما برادر سعی شناختن مذهب جعفری بهانه آورد.

در تمامی مدتی که نادر به تاخت و تاز در هندو ترکمنستان مشغول بود، به آرامش خاطر در سر حدات غربی خود نیاز داشتو طبیعی می نمود که دست به عمل حادثه جویانه ای نزند از طرف دیگر دولت عثمانی نیز در اروپا گرمی هایی داشت و نمی توانست هند در را مصروف ایران دارد. ولی وقتی نادر سرکوبی لزیگان را بهانه کرد و باارتش نیز وهند خود به مرز های عثمانی نزدیک شد، باب بهانه سازی ها باز شد. و ترکان هم گمان می کردند درگیری را غتان قوای نادر را به تحلیل کشانده است، به جمع آوری فتوی « علیه رو افض ، مشغول شدند.
نادر با اطلاع از اقدامات ترکها، نامه ای به سلطان نوشت وبه صداقت اشاره کرد که بر اثر اغتشاشهای اواخر دوره تیمور ، عراق عرب و دریا بگر به تصرف عثمانیها در آمده و به خصوص با ضعف نمایان شاه صفی مهاهده سال ۱۶۳۹ – ۱۰۴۹ ق برای تحمیل گشته و بغداد به تسرف آن دولت در آمده است و اینک که مرز های ایران باید ثبات و صحت حقیقی خود را باز بیاید شایسته است که پنج ولایت بین النهرین به صاحب واقعی آنان باز گردد. این تهدیدات دولت عثمانی را آماده جنگ کرد و نادر نیز برای تحقق اهداف خویش عام بین النهرین شد. و خلاصه بعد از جنگها و اغتشاشات و شورشهایی که بین ایران و عثمانی رخ داد.

جنگی که در دو کخ بیان نصر الله میرزا در موصل با عبد الله پاشا به جنگ پرداخت و او را شکست داد طرفین بی آنکه جنگ بزرگی راه بیندازند، مدتی متقابل هم ماندند و وقتی فرستاده نادری اعلام خبر شکست موصل به اردوی یگن پاشار رسید، بی نظمی بسیاری به چشمش خورد متوجه شد

که بر اثر مرگ پاشا اردو بی سردارماند، چهار اختلال گشته است. فتح بر جسته دیگری نصیب ارتش ایران شد و عثمانیها یا از دست دادن ۲۸۰۰۰ کشته و امیر و برجای نهادن تمامی توپخانه و تجهیزات نظامی خود عقب نشینی کردند و نادر با هوشتر از آن بود که از پیروزی مهم ولی آسان نظامی خود، بهره برداری بسیار کند. سپس سفیری به باب عالی اعزام داشت و با صرف نظر کردن از تقاضای مذهبی خود، درخواست الحاق وان و کردستان غربی و بغداد و کرابلا و نجف و بصره را به ایران نمود. که ملی فرستادن سفیر قراردادی را امضاء کردند و اختلافات طولانی ایرانی و عثمانی در عهد نادر را خاتمه بخشیدند.

نادر در پنج سال آخر سلطنت، ظلم بی اندازه بر ایرانی رفت. او نه تنها مصدر هیچگونه اقدام مفیدی – حتی در عرضه جنگها و جدالهای خارجی – برای مردم نیست بلکه در صدد آزار دیگران است. در این عوامل باعث شد تا نادر را به قتل برسانند.