نقش خانواده در کارآفرینی

نقش میزان دستمزد وامکانات مالی خانواده ,سطح سوادو تحصیلات و آگاهی وبه علاوه نوع رابطه والدین وبطور کلی پایگاه اقتصادی – اجتماعی خانواده در چگونگی تکوین و نوع شخصیت اجتماعی فرزندان تاثیرات غیر قابل انکاری داشته است .
● تعریف خانواده و تحول آن :

خانواده , این واحد به ظاهرکوچک اجتماعی از ارکان عمده و از نهادهای اصلی هرجامعه به شمارمی رود. در واقع هرخانواده را باید خشت بنای جامعه دانسته و مهد پرورش فکر و اندیشه و اخلاق وتعالی روح انسانی به حساب آورد .[سوسن سیف-تئوری رشد خانواده-ص ۵] خانواده در طی زمان دچار تغییرو تحول گردیده است . دلایل اصلی تحول خانواده در اروپا عبارتست از تغییر خصوصیات شکل تولید و بهره برداری , تحرک نیروی کار , افزایش فعالیتهای نوع دوم و سوم (صنایع وخدمات) , بالا رفتن سطح مصرف واستفاده از کالاها و خدمات تازه مصرفی . این دگرگونیها سبب شد که مسئولیتهای جمعی و عمومی جانشین مسئولیتهای خانوادگی شوند , فرد خود را متعلق به جامعه بداند و خانواده نقش حمایت کننده خود را از

دست بدهد . دگرگونی خانواده ایرانی در نیم قرن اخیر آرام و کند اما مستمروقاطع بوده است. زمانی شکلی از خانواده دراین سرزمین وجود داشت که جامعه شناسان آن را با اصطلاح کلی “خانواده گسترده” وصف کرده اند. خانواده ای که مذهب و سنت و شیوه تولید اقتصادی جوامع کشاورزی مبانی آن را تشکیل میداد و برپایه پدرتباری استوار بود. خانواده واحد تولید و مصرف بود واین امرهنوزهم در شهرها وروستاها دیده می شود.روابط افراد خانواده بر سلسله مراتبی استوار بود که همه قبول داشتند . برخورد با تمدن صنعتی غرب و نتایج آن که

عبارتست از تغییرات ساخت اجتماعی جامعه , رواج شهرنشینی و دخالت دولت موجب تغییرات عمده در خانواده و خصوصا شکل شهری آن شده است. امکانات تحرک اجتماعی موجب رشد طبقات متوسط در شهرهای ایران شده وآموزش عمومی و تخصصی مشاغل جدید را بوجود آورده وصاحبان این مشاغل (در صنعت وخدمات ) رفتارهای تازه و راه و رسم دیگری یافته اند . از خصوصیات اجتماعی ایران امروز , همزیستی انواع خانواده ها در محیطهای شهری و روستایی است و علت تنوع هم آغاز دگرگونی مفهوم خانواده در این سرزمین است که موجب پدیدار شدن شکلهای برزخی میان خانواده سنتی و خانواده غربی شده است . [ساختهای خانواده و خویشاوندی در ایران- دکترجمشید بهنام-صفحات ۶ تا ۱۱]

● ارتباط خانواده و اقتصاد :
درجوامعی که از نظام اقتصادی پیشرفته ای برخوردارند خانواده به دو طریق شخصی با این نظام برخورد دارد . خانواده تبدیل به واحدی میشود که اجراکنندگان کلیه نقشهای موجود دروضعیتهای مختلف سیستم اقتصادی را در خود می پروراند . احراز این مقامها وشغلها درایفای نقش خانوادگی اثر مهمی دارد . ازدورانی که نوجوانان دست به کارهای نیمه وقت می زنند تا زمانیکه بعنوان یک بزرگسال نقش یک ایفا کننده تمام وقت را ایفا میکنند بطور مداوم در حال تغییر نیازمندیها ووظایف خانوادگی هستند . منبع اقتصادی جدید به فرزندان استقلال بخشیده وموقعیتی برای آنان بوجود می آورد تا فعالیتی بیش از آنچه قبلا در سطح خانواده داشته انجام دهند . تاثیر این فعالیت اقتصادی یک نوع کسب تجربه به جهت اجتماعی شدن افراد خانواده است . [سوسن سیف- تئوری رشد خانواده- صفحات ۸۵ و ۸۶]

● اجتماعی کردن فرزندان و نقش خانواده در تکوین شخصیت :
توسعه اجتماعی بدون وجود افرادی با نوعی شخصیت اجتماعی رشد یافته امکان پذیر نیست ودراین زمینه خانواده بنیادی ترین ومهمترین عامل تاثیر گذار درفرایند جامعه پذیری وتکوین شخصیت اجتماعی درانسان است . درابتدا روانشناسان شخصیت را بیشتر محصول عوامل ژنتیکی وفردی می دانستند اما به تدریج با توسعه این دانش وانجام مطالعات تجربی به خصوصیات وعوامل محیطی – اجتماعی نیز اهمیت دادند . حال باید دید چگونه میتوان درافراد شخصیت پیشرفته یا تمایزیافته ایجاد نمود یعنی شخصیتی که دارای هدف باشد, استعداد یادگیری تعمیم یافته خود را به کار گیرد ,دارای هویت فردی باشد ودرهمان حال دارای تعهد تعمیم یافته نسبت به دیگران نیز باشد . دراینجا نقش خانواده پررنگ می گردد ,زیراکه انسان ازبدو تولد با افراد مختلف از قبیل والدین یا کسان دیگری که از او مراقبت می کنند ارتباط پیدا می کند .این مراقبت تاثیر عمیقی در کودک برجای میگذارد. [نقش خانواده در تکوین

شخصیت دانش آموزان- نامه پژوهش فرهنگی,شماره ۶] علاوه بروضعیتهایی نظیرسن وجنس افراد ,فاصله زمانی بین تولدها ,ترتیب توالی ضعیتهاوتغییراتی که درنظام به وجود می آید که درایجاد واکنش افراد موثرند , خصوصیات اثرات متعامل وسبک انتظارات ازنظام فردی خانواده به افراد مشخصی واگذارمیشود که نقش آن وضعیت با خصوصیات آن فرد احتمالا مطابقت نداشته ویا هماهنگی ندارد, برای مثال وضعیت یا سمتی راکه به پسر ارشد خانواده محول میکنند ادامه شغل پدرخانواده است . این واگذاری سمت به خاطر علاقه مندی فرزند ارشد ویا استعداد ولیاقت وی نیست ,بلکه به منظور برآورد انتظاراتی است که از فرزند بزرگتر میرود تا درراس سازمان خانوده قرار گیرد. این فرد به جز عکس العملهای رفتاری سایرافراد

وانتظارات نظام , تجربه دیگری برای اجرای این نقش ندارد . اودر تجربیات کنشی و واکنشی خویش برای اینگونه پیش بینیها آمادگی لازم را ندارد ونتیجتا خانواده دراینمورد برفرد غلبه داشته است.پس برای اجتماعی کردن کودکان تعادل میان کنترل وپشتیبانی از اهمیت خاصی برخوردار است . ژاکوبسن (۱۹۶۸) نحوه اجتماعی ساختن خانواده رابررسی کرده وبه این نتیجه رسیده است که بعضی از خانواده ها برای اجتماعی کردن فرزندان خود آنها راوادار میسازند که ازمنابع اطلاعاتی بهره برداری کنند , دسته ای دیگر ازطریق آموزش کلامی وعده

ای دیگر تاکید بر لزوم کسب تجربه می کنند . [ سوسن سیف- تئوری رشد خانواده- صفحات ۱۰۰ و۱۰۱] کهن درتحقیقاتی درسال ۱۹۶۹ به این نتیجه رسید که درنحوه رفتار والدین وارزشهای اجتماعی که بوسیله آنان به کودکان آموزش داده میشود اختلافاتی وجود دارد که ناشی ازاختلافات طبقاتی است ودراثرتجربیات حرفه ها به وجودآمده اند.آنگاه نتیجه میگیرد پدرانی که حرفه های مختلفی دارند دارای تجربیات مختلفی هستند , ودرنتیجه فرزندان آنها ارزشهای اجتماعی مختلفی را تجربه می کنند. مشاغل خانواده , نه تنها درارزشهای

اجتماعی وحتی درصلاحیت تحصیلی فرزندان موثراست بلکه درکارایی پدردرانجام وظایف حرفه ای خود درکسب موفقیتهای اجتماعی فرزندان نیز تاثیر بسزایی دارد . بطوریکه هرقدرپدر دراجرای وظایف حرفه ای خود موفقتر باشد , ارزشهای اجتماعی بیشتری را به فرزندان عرضه می کند. کهن معتقد است که کودکان تحت شرایط حرفه ای وتحصیلی پدران ,یا با ادامه تحصیلات درجات عالیتری را احرازمی کنند یا به زودی ترک تحصیل می کنند ووارد بازار کار می شوند . والدینی که از سطح تحصیلات پایین تری برخوردارند , درکمک رسانی به دروس

فرزندان احساس ناتوانی میکنند وازوارد کردن فشار به فرزندان خود در راه کسب دانش و ادامه تحصیل می کاهند. فرزندان نیز درنتیجه عدم آموزش حرفه ای ویا ادامه تحصیلات در سطوح بالاتر , احتمالا به حرفه ای مشابه حرفه پدر خود بسنده می کنند . بنابراین ارزشهای اجتماعی تربیت فرزند تحت تاثیر دو عامل حرفه ومعلومات قرار دارد . [سوسن سیف- تئوری رشد خانواده-صفحات۱۸۴ و۱۸۵] بنابراین نقش میزان دستمزد وامکانات مالی خانواده ,سطح سوادو تحصیلات و آگاهی وبه علاوه نوع رابطه والدین وبطور کلی پایگاه اقتصادی – اجتماعی خانواده در چگونگی تکوین و نوع شخصیت اجتماعی فرزندان تاثیرات غیر قابل انکاری داشته است .[نقش خانواده درتکوین شخصیت اجتماعی دانش آموزان – نامه پژوهش فرهنگی , شماره ۶]

با این مقدمات درواقع هدف این مقاله بررسی نقش خانواده درکارآفرینی میباشد .
هم اکنون کشورها به اهمیت کارآفرینی به عنوان راهی برای افزایش رشد اقتصادی , رقابت وایجاد کار پی برده اند وجایگاه آن درتوسعه شناخته شده است . اکنون درعرصه جهانی ,افراد خلاق ,نوآور ومبتکر به عنوان کارآفرینان , منشا تحولات بزرگی درزمینه صنعتی , تولیدی وخدماتی شده اند وازآنان به عنوان قهرمانان ملی یاد میشود. [کارآفرینی – مهندس علی شاه حسینی – ص۷۴] پس میتوان به اهمیت نقش خانواده دراین زمینه به عنوان کوچکترین ودرعین حال مهمترین نهاد اجتماعی پی برد . پیشرفت بشر نیازمند خلاقیت بزرگسالان

است واحتمال انجام کارهای خلاق در افرادی بیشتر است که در کودکی مهارت وانگیزه خلاقیت آنها پرورش یافته باشد .با اینکه خلاقیت می تواند مانند عوامل ژنتیکی نظیر نیرو و زیبایی به کودک منتقل گردد, اما خانواده وبه خصوص پدرومادر با داشتن یک تصویر ذهنی (چشم انداز)از آینده کودکشان به منظوراینکه او بتواند در آینده به دستاوردهای خلاق نائل شود بسیارموثرند. اغلب کودکان ازسنین اولیه زندگی به عنوان کودک تیز هوش شناخته نمی شوند,اما این بدان معنا نمی باشد که کودک نتواند در بزرگی کارهای بسیار خلاق انجام دهد . اکثر کارهای خلاق توسط افرادی انجام شده است که در کودکی به عنوان نابغه شناخته نشده اند . به این دلیل ما به بحث در این مورد می پردازیم که خلاقیت و نوآوری مهمترین ویژگی کارآفرینی است . خلاقیت عبارتست از توانایی گسترش ایده های جدید و کشف راههای جدید از نگاه به مسائل , مشکلات و فرصتها .