سابقه سكونت بشر بر روي زمين به ميليون ها سال پيش برمي گردد . او زندگي خود را از طبيعت شروع كرد و پس از سپري كردن دوره هاي مختلف به مرحله مد نيت و شهرنشيني رسيد . در اين دوران طولاني حوادث و وقايع تلخ و شيرين فراواني بر او گذشته و تغيير و تحولات بسياري در زندگي اجتماعي او رخ داده است . انسان موجودي اجتماعي است و لازمة آن تعامل و تقابل با همنوعان و حاكميت نظم و قانون است . اما به دليل عدم آگاهي مردم اوليه از حق و حقوق اجتماعي خويش و سوء استفاده حاكمان جبار، قرن ها طول كشيد تا  جوامع انساني از حاكميت قانون بر خوردار شدند . تا قبل از آن بر اساس انديشة حق الهي سلطنت كه از سوي پادشاهان تبليغ شده بود و اوامر خود را لازم الاطاعه و لازم الاجرا كرده بودند،

مردم نيز با جان و دل و بر اساس انديشه هاي سنتي و خرافي پيشينيان خود تن به اين شرايط ذلّت بار داده بودند. اما با گذشت زمان و پيچيدگي زندگي و روابط اجتماعي انسانها با يكديگر لزوم حاكميت قانون مدوّن كه حقوق همه آحاد ملّت را تأمين كند بيشتر احساس گرديد. مردم در اثر تعامل و تقابل با يكديگر و ارتباط با ساير جوامع به اين مهم پي بردند و با قيام و شورش در صدد به دست آوردن حقوق از دست رفته خود برآمدند.

    با شكل گيري حكومت قانون در جوامع مختلف و آشكار شدن فوايد آن در زندگي اجتماعي، مردم ممالك استبداد زده نيز به فكر احياي حقوق مدني و حاكميت قانون در كشورهاي خود برآمدند . اگر چه سابقه پيدايش مجلس كه نماد قانون است، در ايران به دوره باستان بر مي گردد.

اما منظور ما از مجلس،مجالس فرمايشي و انتصابي نيست. بلكه مجلسي است كه در آن مردم با انتخاب نمايندگان خود مستقيماً در سرنوشت خويش و اداره امور مملكت دخالت كنند . اين مهم در تاريخ معاصر ايران با وقوع انقلاب مشروطيت محقق گرديد. مردم كشور ما از اواسط دوره ناصري با مشاهده تاراج منابع ثروت ملي و احساس سلطه استبداد و استعمار و با رشد و آگاهي سياسي و فكري خويش حركت اعتراض آميزي را عليه وضعيت موجود آغاز كردند.

پس از شكل گيري عوامل و حوادث بلند مدت و كوتاه مدت سرانجام در دورة مظفرالدين شاه قاجار ايرانيان پس از ساليان دراز به يكي از آرزوهاي ديرينه خود كه همان حاكميت قانون بود دست يافتند. با صدور فرمان مشروطيت توسط شاه مزبور در سال ۱۳۲۴٫ ق/۱۲۸۵ ش ) كه تكيه اساسي آن بر افتتاح دارالشوري(تأسيس مجلس شوراي ملي) بود انتخابات برگزار گرديد و در اين سال براي نخستين بار «خانة ملت» گشايش يافت . اگر چه مجلس اول طبقاتي بود و اكثريت نمايندگان آن تهراني بودند . اما با گذشت زمان و تصحيح و تكميل قوانين، نقايص برطرف و زمينة حضور مردم در عرصة ادارة كشور بيشتر محقق گرديد .

هر چند در مواردي مجلس از مخالفت با اقدام‌هاي نادرست حكومتگران و گاه بيگانگان خود داري مي كرد. اما در عين حال پايگاهي بود تا افراد منتخب مردم بتوانند از طريق آن سخنان خود را به گوش حكومت و مردم برسانند.

    در آغاز طول مدت دوره هاي مجلس شوراي ملي دو سال بود، اما از مجلس نوزدهم به بعد مدت زمان مزبوربه چهار سال افزايش يافت. بسياري از مجالس به دلايل مختلف عمر به كمال نبردند و با انحلال و تعطيلي زود هنگام و شروع دورة فترت زمينة ريشه دوانيدن مجدد استبداد و استعمار را در كشور فراهم كردند.

    مشروطيت چيست؟ چرا انقلاب مشروطيت به وقوع پيوست؟ حوادث مهم دورة انقلاب مشروطيت چه بود؟واكنش حكومت قاجار نسبت به اين رويداد مهم چگونه بود؟ و اين كه نمايندگان مردم سبزوار در مجالس شوراي ملي چه نقشي داشته و چه راهكارهاي عملي و نظري براي امر قانونگذاري و نظارت بر حسن اجراي آن ارائه داده اند، از سؤال‌هاي اساسي اين پژوهش است . تلاش شده با توجه به اسناد و مدارك موجود و در حد توان علمي نگارنده به آنها پاسخ داده شود

. اميد آن كه اين پژوهش الگويي براي بررسي همراهي  مردم نواحي مختلف در انقلاب مشروطه و همچنين نقش نمايندگان تمام شهرهاي ايران باشد . و از طرفي دست مايه اي براي استمرار پژوهش هاي آتي نگارنده دربارة بررسي عملكرد نمايندگان سبزوار در مجالس شوراي اسلامي (دوره جمهوري اسلامي) گردد .

    درباره هدف و اهميت موضوع تحقيق بايد گفت : علاقة وافر نگارنده به عنوان يك سبزواري به تاريخ معاصر ايران، بخصوص بررسي عملكرد نمايندگان سبزوار در ادوار مختلف مجالس قانونگذاري عصر مشروطيت علت اصلي انتخاب موضوع اين پژوهش بوده است.

    همچنين در زمينة پيشينه و گسترة اين تحقيق تاكنون پژوهشي پيرامون نقش سبزوار در مشروطيت و عملكرد نمايندگان اين شهر در مجلس شوراي ملي صورت نگرفته است . اما از آن جا كه اين تحقيق نياز به اسناد و مدارك مكتوب و شفاهي داشت ، متأسفانه مركز اسناد كتابخانه مجلس شوراي اسلامي در اين زمينه همكاري لازم را به عمل نياورد . از طرفي به دليل فوت اكثريت نمايندگان سبزوار( به جز متولي و اسكويي، نمايندگان دوره بيست و چهارم) در زمينه مسائل مجلس منبع شفاهي وجود نداشت . افرادي هم كه در قيد حيات هستند حاضر به مصاحبه و ارائه مطالب نشدند. دربارة نقش مردم سبزوار در مشروطيت نيز منابع مكتوب و شفاهي بسيار محدود و پراكنده بود . به همين دليل آن طور كه بايد و شايد عملكرد مردم اين شهر در اين رويداد مهم چندان مشهود نيست.

    محدودة زماني اين پژوهش با توجه به سرآغاز حركت مشروطه خواهي مردم ايران، از اواسط دورة ناصري(۱۲۷۵ . ق) تا اواخر دوره پهلوي( بهمن ۱۳۵۷٫ش) را شامل مي شود. به اين صورت كه پس ازذكر مقدمه و كتاب شناسي منابع اصلي ، نگاهي كوتاه به حركت مشروطه‌خواهي ايران شده و در فصل اول به بررسي نقش اقشار مختلف مردم سبزوار در به ثمر رسيدن اين انقلاب عظيم پرداخته شده است . در فصل دوم ، سوم و چهارم به ترتيب عملكرد و راهكارهاي نمايندگان سبزوار در دوره قاجار(مجالس اول تا پنجم)، سلطنت رضا شاه پهلوي (مجالس ششم تا دوازدهم) و محمد رضا پهلوي(مجالس سيزدهم تا بيست و چهارم) مورد بررسي قرار گرفته است . در پايان حاصل و چكيده سخن، شرح حال نمايندگان سبزوار ، منابع و مأخذ و سپس اسناد و تصاوير آورده شده است .

    لازم به ذكر است در بخش هاي مختلف براي آگاهي از نقش نمايندگان سبزوار ، علاوه بر ذكر بعضي از قوانين مصوب جلسه‌هاي مختلف كه نمايندگان مزبور با دادن رأي موافق و مخالف تأثيرگذار بوده اند ، در بسياري از موارد پيشنهادها و نطق هاي آنان آورده شده تا راهكارها و ايده هاي آنان بهتر شناخته شود. از طرفي براي آگاهي از عملكرد هر يك از ادوار قانونگذاري در پايان هر دوره قوانين و مصوبه‌هاي مهم هر مجلس به صورت خلاصه ذكر گرديده است.

    همچنين بايد دانست كه سبزوار در دوره هاي اول ، سوم و هفدهم نماينده اي در مجلس شوراي ملي نداشته و در دوره هاي بيستم و بيست و يكم و بيست و دوم داراي يك نماينده بوده است . كه دلايل آن در بررسي موضوعات فوق بيان گرديده است . با توجه به مسائل مزبور و انتخاب بعضي از نمايندگان در چند دورة متوالي ، تعداد نمايندگان سبزوار ۱۹ نفر بوده ولي در كل تعداد اسمي آنان ۳۹ نفر بوده است .

    از نظر شغلي و پايگاه اجتماعي اكثريت قريب به اتفاق آنان روحاني ، مالك ، بازاري و كارمند دولت و از نظر ميزان تحصيلات در حدود مدرسي و تنها ۴ نفر از آنان داراي مدرك دكتري بوده اند . از طبقات پايين جامعه نيز هيچ‌گاه نماينده اي از سبزوار وارد مجالس شوراي ملي نشده است .