لطفا به نکات زیر در هنگام خرید دانلود پاورپوینت هندسه در معماری اسلامی توجه فرمایید.

1-در این مطلب، متن اسلاید های اولیه دانلود پاورپوینت هندسه در معماری اسلامی قرار داده شده است 2-به علت اینکه امکان درج تصاویر استفاده شده در پاورپوینت وجود ندارد،در صورتی که مایل به دریافت  تصاویری از ان قبل از خرید هستید، می توانید با پشتیبانی تماس حاصل فرمایید 3-پس از پرداخت هزینه ، حداکثر طی 12 ساعت پاورپوینت خرید شده ، به ادرس ایمیل شما ارسال خواهد شد 4-در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل اسلاید ها میباشد ودر فایل اصلی این پاورپوینت،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد 5-در صورتی که اسلاید ها داری جدول و یا عکس باشند در متون زیر قرار نخواهند گرفت

هندسه در معماری اسلامی

مقدمه

هندسه

قدر در قرآن

هندسه در معماری اسلامی

اصول هندسه در معماری اسلامی

هندسه شهرهاي اسلامي

هندسه اشکال و مفهوم آن در معماری اسلامی

تحلیل اصول هندسی در بناهای اسلامی

مقدمه :
جهان در تفکر اسلامى جلوه و مشکات انوار الهى است و حاصل فیض مقدس نقاش ازلى، و هر ذره اى و هر موجودى از موجودات جهان و هر نقش و نگارى مظهر اسمى از اسماء الهیه است و در میان موجودات، انسان مظهر جمیع اسماء و صفات و گزیده عالم است. هنرمند در پرتو چنین تفکرى، در مقام انسانى است که به صورت و دیدار و حقیقت اشیاء در وراى عوارض و ظواهر مى‌پردازد.
ازاینجا صورت خیالى هنر اسلامى متکفل محاکات و ابداع نور جمال ازلى حق تعالى است، نورى که جهان در آن آشکار مى شود و حسن و جمال او را چون آیینه جلوه مى‌دهد.
در حقیقت بود این جهانى، رجوع به این حسن و جمال علوى دارد و عالم فانى در حدذات خویش، نمودى و خیالى بیش نیست:

هستى عالم نمودى بیش نیست سر او جز در درون خویش نیست

در نظر هنرمند مسلمان به قول غزالى «عالم علوى حسن و جمال است و اصل حسن و جمال تناسب و هر چه متناسب است، نمودگارى است از جمال آن عالم، چه هر جمال و حسن و تناسب که در این عالم محسوس است، همه ثمرات جمال و حسن آن عالم است. پس آواز خوش موزون و صورت زیباى متناسب هم شباهتى دارد از عجایب آن عالم .

تعریف هندسه :
هندسه مطالعه انواع مختلف اشکال و خصوصیات آنهاست. همچنین مطالعه ارتباط میان اشکال ، زوایا و فواصـل است.
واژه انگلیسی جئومتری ( هندسه ) از زبان یونانی ریشه گرفته است. این کلمه از دو کلمه «جئو» به معنای زمین و «متری» به معنای اندازه گیری تشکیل شده است.بنابراین هندسه اندازه گیری زمین است.
تاریخچه هندسه
احتمالاً بابلیان و مصریان کهن نخستین کسانی بودند که اصول هندسه را کشف کردند. در مصر هر سال رودخانه نیل طغیان می‌کرد و نواحی اطراف رودخانه را سیل فرا می‌گرفت. این رویداد تمام علایم مرزی میان املاک را از بین می‌‌برد و لازم می‌‌شد دوباره هر کس زمین خود را اندازه‌گیری و مرزبندی کند. مصریان روش علامت‌گذاری زمین‌ها با تیرک و طناب‌ را ابداع کردند. آنها تیرکی را در نقطه‌ای مناسب در زمین فرو می‌‌کردند و تیرک دیگری در جایی دیگر نصب می‌شد و دو تیرک با طنابی که مرز را مشخص می‌‌ساخت به یکدیگر متصل می‌شدند. با دو تیرک دبگر زمین محصور شده و محلی برای کشت یا ساختمان سازی مشخص می‌شد.

در آغاز هندسه برپایه دانسته‌های تجربی پراکنده‌ای در مورد طول و زاویه و مساحت و حجم قرار داشت که برای مساحی و ساختمان و نجوم و برخی صنایع دستی لازم می‌شد. بعضی از این دانسته‌ها بسیار پیشرفته بودند مثلاً هم مصریان و هم بابلیان قضیه فیثاغورث را ۱۵۰۰ سال قبل از فیثاغورث می‌شناختند.
یونانیان دانسته‌های هندسی را مدون کردند و بر پایه‌ای استدلالی قراردادند. برای آنان هندسه مهم‌ترین دانش‌ها بود و موضوع آن را مفاهیم مجردی می‌دانستند که اشکال مادی فقط تقریبی از آن مفاهیم مجرد بود. در سال ۶۰۰ قبل از میلاد مسیح، یک آموزگار اهل ایونیا (که در روزگار ما بخشی از ترکیه به‌شمار می‌رود) به نام طالس، چند گزاره یا قضیه هندسی را به صورت استنتاجی ثابت کرد. او آغازگر هندسه ترسیمی بود. روش استنتاجی روشی است علمی (بر خلاف روش استقرایی) که در آن مساله‌ای به وسیله‌ی قضا‌یا و حکمها ثابت می گردد. فیثاغورث که او نیز اهل ایونیا و احتمالاً از شاگردان طالس بود توانست قضیه‌ای را که به‌نام او مشهور است اثبات (ریاضی( کند. البته او واضع این قضیه نبود.
اما دانشمندی به نام اقلیدس که در اسکندریه زندگی می‌‌کرد، هندسه را به صورت یک علم بیان نمود. وی حدود سال ۳۰۰ پیش از میلاد مسیح، تمام نتایج هندسی را که تا آن زمان شناخته بود، گرد آورد و آنها را به طور منظم، در یک مجموعه ۱۳ جلدی قرار داد. این کتابها که اصول هندسه نام داشتند، به مدت ۲ هزار سال در سراسر دنیا برای مطالعه هندسه به کار می‌‌رفتند.

جهان اسلام در متن جهان بيني و اعتقادات خود، دو يادگار الهي از حضرت حق دارد كه بنا به انتساب مستقيم به حضرت «او» تمامي معنا و معنويت و وجود و ماهيت يك مسلمان را در همه ابعاد از فرم و معنا شكل مي دهند. از اين دو يادگار مستقيم الهي يكي قرآن است كه كلمات نازله پروردگار بر جان و قلب رسول گرامي اسلام است و ديگري خانه خدا يا بيت العتيقي كه «اول بيت وضع للناس» است (اولين بيتي كه براي انسان ها برپا گرديد)
اين هر دو بنيان مجرد كه در قالب هنر مجسم گرديد و از يادگار اول، خوشنويسي به عنوان اولين و شكوهمند ترين بعد هنري اسلام (كه خود مبنايي بر هنرهاي ديگر بصري چون تذهيب، نگارگري و كتاب آرايي شد) و از يادگار دوم، معماري مقدس در اسلام بنيان گرفت و به پا گرديد، آثار و عظمت هايي خلق شد كه تمامي معنا و فرم هنر اسلامي را هويت بخشيده و معنا داد. از خوشنويسي و تمامي هنرهاي وابسته به آن بايد در مجال ديگري سخن گفت و تمامي راز و رموز اين هنر اول را از يك سو و ظرافت ها و لطافت هاي زيباشناسانه اش را از ديگر سو مورد تأمل و تدقق قرار داد. از اين رو محور اين مطلب بررسي «حُسن» و «قدر» در قرآن و تبيين بنيان هاي نظري زيبايي شناسي اسلامي است. بحث را با معنا و مفهوم قدر در قرآن ادامه مي دهيم

در قرآن كه اصيل ترين منبع انديشه اسلامي است، صورت فيزيكي و ساختاري عالم در قالب يكي از كليدي ترين واژه هاي جهان بيني اسلامي يعني «قدر» بيان شده است. اين واژه دو ويژگي اساسي دارد كه بنابه آن مناسب ترين گزينه براي تبيين هويت فرمي هنر اسلامي است: اولاً ارتباطي بسيار وثيق و عميق با مفاهيمي چون نور، خلق، حُسن و زيبايي دارد و ثانياً در روايات اسلامي، معادل علومي است (چون رياضيات و هندسه) كه از يك سو دقيقاً طراح ساختار كالبدي هنر اسلامي است- به ويژه در معماري اسلامي كه خود بستر و مظهر تمامي ابعاد هنر اسلامي است چون كتيبه نگاري، تذهيب، مقرنس كاري، آيينه كاري، مرقع كاري، نقوش اسليمي و… و از ديگر سو هويتي دارد كه كاملاً مماثل و معادل عالم مثال است. دلايل اين مدعيات در پي خواهد آمد اما در ابتدا ضروري است «قدر» در قرآن را مورد تأمل و تدقق قرار دهيم.

الف: قدر در قرآن
قدر در قرآن معاني وسيع و گسترده اي دارد كه ذيلاً به آنها اشاره مي شود:
الف) علماي لغت آن را در ابتدا قدرت، معنا كرده اند: القدره اذا وصف بها الانسان و دليل قرآني آن را آياتي دانسته اند كه خداوند را قدير معرفي كند (انه علي ماشاء قدير و نيز آيه عند مليك مقتدر)
ب) قدر به معناي تنگ گرفتن كه نقطه مقابل بسط و توسعه است: «الله يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر» خدا روزي را براي هر كس كه بخواهد وسعت داده و يا تنگ مي گيرد. (رعد-۲۶)
ج) قدر به معناي تقدير، اندازه و اندازه گيري است.
شاهد مثال اين معنا آيات زير است «قد جعل الله لكل شئ قدرا» خدا براي هر چيزي اندازه اي معين قرار داده است. (طلاق ۳) «انا كل شئ خلقناه بقدر» (قمر ۴۹) «وفجرنا الارض عيوناً فالتقي الماء علي امر قد قدر» شكافتيم زمين را به چشمه هايي، پس آب آسمان و زمين به هم رسيدند به نحوي كه تقدير شده بود بدون زيادت و نقصان (قمر۱۲)
د) قدر به معناي شأن و منزلت، يعني به يك عبارت قدر، تنها بيان كميت اشياء محسوس نيست بلكه براي معاني غيرمحسوس نيز به كار مي رود و در اين راستا به معناي احترام، وقار، عظمت و شأن اجتماعي شخص است. همانند معناي مطرح در آيه «و ما قدروالله حق قدره اذ قالوا ما انزل الله علي بشر من شئ»
بدين ترتيب قدر در قاموس قرآن، معاني قدرت، اندازه، منزلت و تنگ گرفتن دارد ولي ما از ميان اين معاني، بنابه تناسب بحث، معناي اندازه گيري و تعين را برگزيده و اين معنا را در قاموس قرآن مورد توجه و تأمل قرار مي دهيم

ب: قدر و هندسه
ما از دو معناي فوق، تقدير به معناي اندازه گيري و تعين تمامي مخلوقات در ظرف و وجه خاص را مورد بحث قرار مي دهيم، زيرا معتقديم هندسه در علوم اسلامي به دليل پيوند تنگاتنگي كه با مفهوم قدر در قرآن دارد (و ما از آن سخن خواهيم گفت) خود نوعي بازآفريني تقدير و تعين الهي در معماري و صور هندسي اسليمي است. به عبارت ديگر «مهندس» در ساحت هنر اسلامي، باز آفريننده صور عالم مثال در دو بعد تجريدي و مادي است. بعد تجريدي در صور انتزاعي خود را نشان مي دهد و بعد مادي در قالب معماري بنا- به ويژه معماري مسجد و مقبره- زيرا كه بنا، خود نوعي تأويل و نمادي از معنا است زيرا مثلاً كاربرد عنواني چون «خانه خدا» براي مسجد جز با رويكرد تأويلي قابل ادراك نيست- دقيقاً بدين دليل كه خانه، مفهومي كاملاً مادي و خدا حقيقتي كاملاً ما بعد الطبيعي است- دلايل ما براين ارتباط، ادله زير است:

ب: قدر و هندسه
ما از دو معناي فوق، تقدير به معناي اندازه گيري و تعين تمامي مخلوقات در ظرف و وجه خاص را مورد بحث قرار مي دهيم، زيرا معتقديم هندسه در علوم اسلامي به دليل پيوند تنگاتنگي كه با مفهوم قدر در قرآن دارد (و ما از آن سخن خواهيم گفت) خود نوعي بازآفريني تقدير و تعين الهي در معماري و صور هندسي اسليمي است. به عبارت ديگر «مهندس» در ساحت هنر اسلامي، باز آفريننده صور عالم مثال در دو بعد تجريدي و مادي است. بعد تجريدي در صور انتزاعي خود را نشان مي دهد و بعد مادي در قالب معماري بنا- به ويژه معماري مسجد و مقبره- زيرا كه بنا، خود نوعي تأويل و نمادي از معنا است زيرا مثلاً كاربرد عنواني چون «خانه خدا» براي مسجد جز با رويكرد تأويلي قابل ادراك نيست- دقيقاً بدين دليل كه خانه، مفهومي كاملاً مادي و خدا حقيقتي كاملاً ما بعد الطبيعي است- دلايل ما براين ارتباط، ادله زير است:

الف: اولين و مهم ترين دليل بر ارتباط ميان قدر و هندسه (كه اساس معماري قدسي در هنر اسلامي است) حديثي از امام هشتم شيعيان است كه هندسه را همان قدر مي دانند. امام علي بن موسي الرضا(ع) در حديثي مذكور در اصول كافي خطاب به يونس بن عبدالرحمن مي فرمايند: «فتعلم ما القدر، مي داني كه قدر چيست؟ پاسخ مي دهد: نه، حضرت مي فرمايند: هي الهندسه و وضع الحدود من البقاء والفناء قدر همان هندسه و مرزبندي است، مانند مقدار بقا و زمان فنا.» همچنين «در لغت فصيح قرآني قدر (به فتح ق و سكون د) مطلق اندازه است و به فتح هر دو (هم ق هم د) اندازه معين: انا كل شي خلقنا بقدر، و هرچه در خارج تحقق مي يابد با اندازه معين است كه آن صورت حساب شده است و خود كلمه خلق، ايجاد به اندازه است»
بنابر اين علم هندسه در اسلام، محاكات و تقليد همان تقدير و تعيني است كه حضرت حق در خلق موجودات و كائنات دارند. مفسران قرآن نيز در شرح آيه «و ماننزله الابقدر معلوم» (حجر ۲۱) قدر را «عبارت از خصوصيت وجودي و كيفيت خلقت هر موجود مي دانند»

ب: ماهيت انتزاعي هنر اسلامي (كه گفتيم به دليل تلاش اين هنر، در انعكاس صور نوراني عالم مثال است) ارتباطي تنگاتنگ با ماهيت نيمه تجريدي علوم هندسي و رياضيات دارد. به عبارت ديگر هندسه و رياضيات اولاً با عرفان و نگرش اشراقي يونانيان- به ويژه فيثاغورثيان و پس از آنها افلاطون- پيوند خورده و هويتي عارفانه و راز ورانه يافته بود و ثانياً به دليل همين ماهيت نيمه تجريدي، كاملاً با عالم مثال كه منشاء هنر اسلامي بود و خود نيز در ميانه عالم معقول و محسوس قرار داشت منطبق بود. به عنوان مثال در شرح برقلس بر اصول اقليدس آمده بود: «رياضيات در موضعي ميانه مابين عوالم معقول و محسوس واقع است و درون خود تشابهات عديده به امور الهيه و هم تماثلات متعدد به نسبت هاي جسماني دارد. اشكال رياضي و همه مدركات بالجمله مواضعي واسط دارند در انقسام، دون امور عقلي اند ليكن در برائت از ماده وراي محسوسات اند.» از ديگر سو ساختار تجريدي- كه به ويژه در رموز عددي قرآن و فرهنگ اسلامي برآن تأكيد مي شد- اين علو م را به علومي قدسي تبديل ساخته بود كه مي توانست به عنوان زيربنا براي هر دانشمند و هنرمند مسلماني مورد استفاده قرار گيرد.
ج: تاريخ هنر اسلامي به ويژه در معماري (كه هنر نظم بخشيدن به فضاست) بيانگر نوع نگاه ويژه و خاص مهندسان، معماران و هنرمندان مسلمان به هندسه و كاربرد آن در هنر قدسي است و اين معنا همچنان كه شرح خواهيم داد نه تنها از ميراث هرمسي تغذيه مي كرد بلكه علاوه (بر نكات فوق الذكر) الگويي قرآني نيز براي خود داشت و آن شرح ساخت خانه نحل (زنبور) و اشاره به ظرافت هاي معماري و مهندسي آن در روايات اسلامي بود.