از زماني نه چندان دور هر سال با فرارسيدن فصل گرما، معضل كم آبي شهرهاي كشور و نگراني از پيامدهاي اجتماعي آن، دغدغه ي خاطر متوليان و مسؤلان شهري كشور است. هر سال كه مي گذرد بر تعداد شهرهاي كم آب كشور افزوده مي شود، گستره ي بي آبي و كم آبي از شهرهاي كوچك عبور مي كند و شهرهاي بزرگ و حتي پايتخت كشور را فرا مي گيرد. اين در حالي است كه در دهه اخير و در سال هاي پس از جنگ تحميلي، به ويژه در دهه ي گذشته بخش قابل توجهي از سرمايه گذاري هاي ملي در بخش آب هزينه شده است و علاوه بر مهار آب ها و توسعه ي تأسيسات گوناگون آبي، با نهادينه ساختن بخش آب و فاضلاب شهري، زمينه ي توسعه ي پايدار در اين بخش فراهم شده و دستاوردهايي فراتر از هدف هاي پيش بيني شده در دو برنامه ي اول و دوم توسعه به دست آمده است. اما به رغم اين تلاش ها، باز هم دامنه ي معضل كم آبي در شهرهاي كشور سال به سال فزوني مي يابد.

نبايد از ياد برد كه كم آبي، به عنوان تفاضل مثبت تقاضا و توليد، يك معلول است كه همچون ساير مجهولات، براي فايق آمدن بر آن بايد در ابتدا علت را جست و جو كرد. چه در صورتي كه علت ها به درستي تببين و شفاف شود، دستيابي به راه حل ها چندان دشوار نخواهد بود. بروز معضل كم آبي در شهرهاي كشور در دو بخش فقدان ساختار مديريت هماهنگ شهري مناسب و محوريت مديريت آب بر توسعه ي سازه يي و غفلت از مديريت تقاضا (مصرف) قابل بررسي و تحليل است.

شركت هاي آب و فاضلاب كه عهده دار تهيه و توزيع آب شهرهاي كشور هستند، همچون ساير نهادهاي شهري، واحدهاي خدماتي محسوب مي شوند كه عملكرد آنها در مجموعه ي خدمت دهي هاي شهري معنا مي يابد. واقعيت اين است كه هر چند خشكسالي سال هاي اخير، رخداد تنش هاي آبي را در بخش هاي شهري و كشاورزي تشديد كرده است، اما موضوع خشكسالي و كم آبي در پهنه ي وسيعي از اين سرزمين، نه مسئله ي ديروز و امروز كه پيشينه يي طولاني دارد و با تاريخ اين سرزمين عجين است. مشاهده ي بناهاي آبي باستاني در گوشه و كنار و تأثير شگرف آب در آداب و رسوم و فرهنگ مردمان ما، گواه آن است كه آب و تأمين آن يكي از دغدغه هاي مهم فكري گذشتگان ما بوده است.

و هر چند كه پيشينيان توانستند با افزايش دانش فني خود در مهار و استحصال آب ها (مديريت تأمين)، مصرف اين كالاي حياتي را با توانايي هاي خود و امكانات طبيعي بهينه به سامان درآورند (مديريت تقاضا)، اما امروزيان به دلايل گوناگون و به رغم برخورداري از فناوري هاي نوين، به دلايلي از انجام اين مهم درمانده‌اند كه دلايل نيازمند بررسي است.

مديريت آب شهري به عنوان يكي از ارائه كنندگان خدمات زيربنايي، تنها زماني قرين موفقيت خواهد بود كه برنامه ها و عملكرد آن در قالب مديريت شهري و هماهنگ با فعاليت ساير نهادهاي خدماتي به انجام رسد. فقدان برنامه ريزي و مديريت شهري مناسب و كارآمد كه توسعه ي بي رويه ي شهرها، مهاجرت از روستاها و شهرهاي كوچك به شهرهاي بزرگ و ظهور كلان شهرها تنها نمونه هايي از آن است، همراه با انبوهي جمعيت و عدم تناسب امكانات موجود شهري براي پاسخگويي به نيازمندي هاي آن سبب شده است تا نهادها خدماتي، هر يك بدون توجه به هدف هاي مجموعه ي مديريت واحدهاي شهري، گاه در تقابل با يكديگر عمل كنند.

پيامد عدم جامع نگري در برنامه هاي شهري و توسعه ي بي رويه و برنامه ريزي نشده ي شهرهاي كشور، بدون در نظر داشتن شيوه ي تأمين و ارايه ي خدمات آن بوده است تا دشواري هاي زندگي شهري روز به روز ابعاد وسيع تري يابد. دشواري هايي همچون ترافيك، خدمت دهي‌هاي درماني و آموزشي، آلودگي هوا و به تازگي كم آبي، همگي از فقدان برنامه و مديريت شهري كارآمد حكايت دارد و درست به همين دليل است كه در بخش آب شهري، به رغم دستاوردهاي سترگ در توسعه ي تأسيسات و نهادينه ساختن خدمت دهي ها، معضل كم آبي همچنان رخ مي نمايد.

خشكسالي سال هاي اخير كشور نشان داد كه موفقيت در مديريت آب تنها با تكيه بر توسعه ي سازه يي ممكن نيست و علاوه بر مديريت تأمين كه هدف آن پاسخگويي به تقاضاي آب از طريق توسعه ي منابع و تأسيسات است، رويكردهاي مديريت تقاضا (مديريت) نيز با هدف ايجاد توازن ميان ظرفيت تأسيسات و منابع با ميزان تقاضا مبني بر بهره وري بهتر از تأسيسات و افزايش كارآمدي مصرف بايد مورد توجه قرار گيرند. نبايد تصور شود كه مديريت تقاضا، تنها بر جنبه هاي تبليغاتي و جلب توجه همگاني متمركز است.

مديريت تقاضا نيز همچون ساير مديريت ها، از زير مجموعه هاي متعددي همچون فني و مهندسي، اقتصادي و سرانجام فرهنگي بهره مي برد كه تنها در بخش فني و مهندسي آن، استفاده بهتر از آب در تأسيسات با تذكيد بر بازچرخاني و كاهش هدرروي آن، كنترل فشار در شبكه ي توزيع و استفاده از لوازم و تجهيزات صرفه جويي آب، و فعاليت هاي فرهنگي تنهايي يكي از رويكردهاي مديريت تقاضا را تشكيل مي‌دهد و بخش قابل توجهي از برنامه هاي آن به درون سازمان و ارتقاي كارآمدي آن باز مي گردد.

جان كلام آن كه موفقيت در مديريت آب شهري تنها در قالب مجموعه ي سازگار مديريت شهري و هماهنگ با ساير نهادهاي خدماتي ممكن خواهد بود و در مجموعه ي وزارت نيرو نيز علاوه بر مديريت تأمين، پي ريزي نهادهاي مديريت تقاضا با زيرساختي مطمئن و كارآمد و هدف هايي تعريف شده براي ايجاد توازن ميان توليد و مصرف ضروري است و در مديريت تقاضا روي سخن قبل از آن كه با جامعه و مردم باشد، متوجه سازمان و مسؤلان آن خواهد بود.